جبهه ضددیکتاتوری و سرشت آن
نویسنده: مهرگان

سخن روز شماره: ۶۹ (۱۶ مهر ۱٣۹۷)

 

دو خطا در بررسی موضوع وجود دارد. جهت روشن شدن موضوع مزاحم اوقاتتان می شوم . اول باید به این پرسش ها پاسخ داد:

۱- جبهه واحد ضد دیکتاتوری حل چه تضادهایی را بعهده دارد ؟

۲-چرا “چپ ” موجود غیر حزب اقبالی به این فراخوان نمی دهد،درحالی که دائم امر اتحاد را مطرح و حتی برای آن جلسه و هماهنگی وکنفرانس و… برگزار می کند؟

این دو پرسش و پاسخ ان ها برای حل مسئله بنیادی است . ابتدا به مضمون شعارتوجه کنیم . حزب توده ایران می گوید « با هم بسوی تشکیل جبهه واحد ضد دیکتاتوری برای صلح ، استقلال، آزادی ،عدالت اجتماعی و طرد رژیم ولایت فقیه”
هیچ شعاری بدون دقت نظری تنظیم نمی شود . در این شعار هم کلماتی که پشت هم ردیف شده اند هر یک ناظر به یک تضاد و برای تحقق هدفی نوشته شده اند، اگر چه مجموع آن ها در عرصه میدانی تفکیک ناپذیر و دیالکتیک واحدی را برای تغییربنیادی جامعه ما تشکیل می دهند.

-۱صلح اعلام مطلق مخالفت با جنگ بین کشورهای مختلف و در جهان است .یعنی از هر تلاشی برای صلح در هر سطحی حمایت می کنیم و تمام تلاش ها را برای تحقق آن بکار می بریم.

– ۲استقلال ، یعنی پایبندی به استقلال ، سرزمینی ،سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و… دربرابر هر نیروی خارجی و هر نیروی داخلی که این استقلال را نقض می کند. یعنی امپریالیسم و وابستگان به آن که برای نقض استقلال همه جانبه ایران تلاش می کنند.

– ۳آزادی ، یعنی رهایی ملت از دیکتاتوری روبنای حاکم از دست هر نیرویی که چه امروز و چه فردای آینده امر دیکتاتوری را وسیله ای برای نقض آزادی های جامعه ، مردم و زحمتکشان می داند.

– ۴عدالت اجتماعی ، یعنی مبارزه با هر نمودی ازستم طبقاتی که ناقض عدالت اجتماعی است . یعنی مبارزه برای حل تناقض طبقاتی و مبارزه با برنامه های تحمیلی امپریالیستی و داخلی که توده های وسیع کشور را مورد بهره کشی و استثمار قرار می دهد ، یعنی در کوتاه مدت تحقق حقوق دموکراتیک مردم و زحمتکشان.

۵- طرد رژیم ولایت فقیه، یعنی ترکیب تمام نیروهایی که در راستای تحقق یکی و یا همه این خواسته ها مبارزه می کنند. خواسته ای که رژیم ولایت فقیه بزرگترین مانع تحقق آن است . نیروهایی صلح طلبند و زندگی در صلح را تحت هر رزیمی ترجیح می دهند، اما رژیم ولایت فقیه صلح طلب نیست . ،نیروهایی صلح و استقلال طلبند و مخالف دخالت امپریالیستی هستند، عملکرد رژیم ولایت فقیه اشکارا نشان می دهد که به هیچ یک پای بند نیست ، نیروهایی هم صلح طلبند ، هم استقلال طلبند و هم آزادی خواهند ، که بازهم سد اساسی تحقق خواسته های ان ها رژیم ولایت فقیه است ، و نیروهایی که به هر ۴ مبارزه وسیعا اعتقاددارند و برای ان می کوشند ، و طرد رژیم ولایت فقیه را شرط اساسی واولیه حرکت به سمت تحقق خواسته ها می بینند. در این طیفی که بر شمردم ، پیگیرترین ان کارگران و کمونیست ها هستند که در جایگاه ۴ قرار می گیرند.بنا بر این جبهه واحد ضد دیکتاتوری می تواند در عین حال بی هیچ پیش شرطی تمام این طیف را که در تضاد با حاکمیت رژیم ولایت فقیه قرار دارنددر بر گیرد و طبیعی است که هر یک از این طبف ها تا مرحله ای با جبهه راه خواهند آمد و ادامه نهایی این مسیر با پیگیرترین نیرو است . طلبعی است که هر چه بنیاد این جبهه از نیروهای چپ و مترقی بیشتری ترکیب شود قاطعیت و توان آن افزونتر خواهد بود.

باید توجه کرد که این شعار هم ایجابی است و هم سلبی . یعنی به طور طبیعی گروه هایی را از خود دور و گروه هایی را به خود نزدیک می کند. مثلا سلطنت طلب ها اولین خواسته این شعار یعنی صلح را بر نمی تابند و برای ایجاد جنگ و فتنه برنامه ریزی می کنندو….
موضوع دوم که چرا بسیاری از چپ ها که اتفاقا عنوان “رادیکال” را هم پسوند خود ساخته اند به این جبهه روی خوش نشان نمی دهند؟
در این جا دو موضوع وجود دارد که هردو اتفاقا اموری ذهنی هستند.

اول این که بسیاری از این چپ ها اساسا هویت خود را با “توده ای ستیزی” تعریف می کنند. این امری تاریخی و ناشی از رسوبات سال ها تلاش دشمنان و دوستان نادان حزب توده ایران وکوته بینی تاریخی این نیرو هاست . چاره آن از یک سو گرایش به واقع بینی این نیروها ، بازخوانی دوباره تاریخ و الزام عملی به نجمیع نیرو با وجود اختلاف های برنامه ای است و از سوی دیگر تلاش رفقای توده ای و حزب آن ها برای روشن کردن نکات تاریک و مورد مناقشه تاریخی است – (البته نباید از حق گذشت که توده ای ها در این مورد تاکنون هم سنگ تمام گذاشته اند، ولی گویا حکایت میخ آهنین و سنگ است) . از سوی دیگر فشار بدنه اجتماعی این نیروها برای پیش برد امر تحول در جامعه ایران است . نباید فراموش کرد که جبهه مورد نظر بیش از هر چیز و پیش از هر چیز باید در بدنه اجتماعی که نیروی مادی این تحولند اتفاق بیفتد. یعنی در کف خیابان ، در اداره ، در کارخانه و هر جایی که توده های عاصی از ستم خارجی و داخلی حضور دارند.

نکته دوم در مورد این چپ عبارت از این است که در تشخیص مرحله انقلاب با حزب توده ایران اختلاف نظر دارندو مرحله انقلاب را سوسیالیستی و وظیفه عمده را حل تضاد کار وسرمایه می دانند. طبیعی است که سنخیتی در دو راهبرد متفاوت وجود ندارد و باز طبیعی است که حتی به اتحاد عمل های موضعی هم تن ندهند. در اینجا هم چاره کار- اگر این نیرو ها را دارای وزن اجتماعی بدانیم – آن است که با روشنگری در بدنه اجتماعی آن ها ، برداشت نادرستشان از روند تحول و مرحله انقلاب را نشان دهیم . ( بگذریم از این که انواع تروتسکیست ها، چپ نویی ها و ماندگان در بقایای رسوبات مائوئیسم اساسا در بنیاد ها با چپ به اصطلاح آن ها “سنتی” یا اردوگاهی اختلاف دارند و نمی توان خیلی به همکاری آن ها امید بست . ) رفقا برای سنجش عیار نگاه این چپ رادیکال می توانند به بیانیه کنفرانس شش سازمان چپ در استکهلم سپتامبر ۲۰۱۸ در سایت گزارشگران مراجعه کنند .

برنامه حداقل حزب توده ایران اگر چه سنگ محک استقلال صف طبقاتی حزب است اما امر مقدسی نیست و می تواند بنا به “تحلیل مشخص از شرایط مشخص” دستخوش تغییر و حک واصلاخاتی قرار بگیرد . آن چه حیاتی است هموار کردن راه برای از میان برداشتن بزرگترین سد وسیع ترین توده های مردم است .
رفقا فراموش نکنیم به قول یکی از رفقا “امر انقلاب بازی گلف روی چمن مصنوعی نیست ، بلکه تحولی است که تبدیل نو به کهنه را از بستر چرک و خونابه عبور خواهد داد .

One Comment

  1. احسان

    از رفقای “توده ای ها” خواهش می شود، متن ویرایش شده ی زیر را به جای متن بالا قرار دهند:

    با سپاس از رفیق مهربان برای شرکت و ابراز نظر در گفتگوی مرتبط به جبهه واحد ضد دیکتاتوری

    به نظرم رفیق مهربان شعار کلیدی حزب را به درستی باز و تحلیل کرده است که در این شرایط مشخص می تواند راهنمای ما و تمام نیروهای سیاسی مترقی دیکر در درک شعار حزب برای گرد هم آمدن تمامی نیروهای مترقی در جبهه واحد ضددیکتاتوری برای ایجاد حکومتی ملی-دمکراتیک ائتلافی باشد تا بتوان، همان طور که در برنامه حزب توده ایران امده است، در سرزمین مان به شکل مرحله ای سرمایه داری را محو و سوسیالیسم را به جای آن مستقر کرد.

    بردن و تبلیغ شعار و بویژه برنامه حزب توده ایران به میان تمامی زحمتکشان یدی و فکری جامعه ایران وظیفه هر توده ای صادق و مبارز است.

    در پایان به تمام رفقای توده ای در این سایت و سایت های دیگر پیشنهاد می کنم در شرایط بسیار خطیر ایران و منطقه خاورمیانه تلاش کنند برای بهبود و اشاعه صلح، که یکی از کلید-واژه های شعار حزب توده ایران است، بیشتر قلم بزنند که این خود نوعی پیشگیری از جنگ یا گسترش بیشتر جنگ در منطقه محسوب می شود. همه ما باید تلاش کنیم در کنار دیگر کمپین های مدنی ایران، که یک نمونه اش فراخوان مادران پارک لاله برای لغو اعدام در ایران است‌ (نک. اخبار روز، تیتر خبرها)، به طور جدی مشوق راه اندازی کمپین های صلح و ضدجنگ در ایران باشیم تا ۱) هم در حد توان و به عنوان وظیفه خود از کشتارهای فجیع انسان های بیگناه جلوگیری کنیم، ۲) هم مانع صرف بودجه ها و هزینه های هنگفت جمهوری اسلامی در خرید و ساخت سلاح جنگی شویم، ۳) هم مانع سودآوری های کلان تر شرکت های خصوصی اسلحه سازی کشورهای امپریالیستی و انحصارات سرمایه داری از فروش سلاح های مرگبار در منطقه خاورمیانه شویم و ۴) از همه مهم تر، نگذاریم امپریالیسم و نیز حاکمیت ولایی ایران مانع تعمیق و گسترش مبارزات مدنی و مسالمت‌آمیز مردم ایران شوند.

    به امید زندگی صلح آمیز و پایان جنگ و خونریزی در سرتاسر دنیا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *