حمایت اتحادیه ی آزاد کارگران از تحصن سراسری معلمان 

 

بدنبال فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان برای اعتصاب و تحصن در روزهای ۲۲ و ۲٣ مهر ماه، از صبح دیروز معلمان سراسر کشور در اقدامی متحدانه و سراسری صحنه های پرشوری از ایستادگی در برابر تحمیل فقر و فلاکت و بی حقوقی و تبعیض خلق کردند و در اقصی نقاط کشور دست به اعتصاب و تحصن زدند.

مسائل و معضلات حاد و غیر قابل تحملی که در فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان بیان شده است تماما مسائل و معضلاتی هستند که امروزه عموم توده های زحمتکش مردم ایران از معلمان تا کارگران و پرستاران، بازنشستگان و دانشجویان، تا جوانان و هر انسان مزد بگیر زحمتکشی در سراسر کشور با آنها دست به گریبانند و هر یک به نوبه خود سالهاست در اعتراض به آنها فریاد عدالتخواهی سر میدهند.

اما پاسخی که حکومتگران در طول سالیان متمادی به طرح این مسائل و مصائب غیر قابل تحمل و اعتراضات گسترده و روزانه کارگران و معلمان و دیگر اقشار زحمتکش جامعه داده اند چیزی جز سرکوب و تداوم سیاست غارت و چپاول ثروتهای اجتماعی و ویرانسازی بیش از پیش اقتصاد و زیرساختهای جامعه از آموزش و پرورش تا صنایع سنگین و نیمه سنگین و هر آنچه که در بدیهی ترین شکلی لازمه دوام و بقا یک جامعه می باشد نبوده است.

آن چیزی که حکومتگران تا بدینجا از درک آن عاجز بوده اند این است که هیچ جامعه ای دست به خودکشی جمعی نمیزند و فریاد عدالتخواهی شکل دهندگان آن جامعه برای بقا و برخورداری از یک زندگی انسانی، نهایتا در پیوند با یکدیگر با به راه انداختن طوفانی از اعتراضات متحدانه و سراسری بساط ظلم و ستم را بر می چیند.

اینک آنروز از راه رسیده است. جامعه هشتاد میلیونی مردم ایران لحظه ای آرام و قرار ندارد. خیزش دی ماه به اعتراضات دختران انقلاب گره میخورد، دختران انقلاب به فریاد آزادی عقیده دراویش، دراویش به اعتراضات گسترده کشاورزان اصفهان و رژه خیابانی کارگران فولاد اهواز و این سلسله اعتراضات با آغاز سال ۹۷ به تجمع کارگران در مقابل مجلس به مناسبت روز جهانی کارگر و کیفر خواست آنان از حکومت میرسد و در ادامه، اعتراضات سلسله وار و قدرتمند دیگری از قبیل اعتراضات گسترده مردم کازرون، خیزش مردم خرمشهر و آبادان، اعتصاب کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، باز هم اعتراضات خیابانی کارگران فولاد اهواز و سپس در پی افزایش چندین برابری قیمت دلار، خیزش بازاریان و اعتصاب سراسری کامیونداران و رانندگان کشور از راه میرسد و همه اینها در کنار صدها اعتصاب بزرگ و کوچک کارگری در سطح کشور به اعتصاب و تحصن سراسری معلمان پیوند میخورد و فردا با تجمع بزرگ بازنشستگان در مقابل سازمان برنامه و بودجه این اعتراضات مسیر خود را همچون موجی سهمگین و زیر و رو کننده تا بر چیدن بساط غارتگری و ظلم و ستم می شکافد و به پیش می تازد.

آنچیزی که در ورای حق خواهی عموم مردم ایران و اعتراضات گسترده و سراسری آنان قابل مشاهده است، این است که حکومتگران در بن بست لاینحل اقتصادی و اجتماعی سیاسی که خود بدست خویش افریده اند هیچ راه حلی برای شرایط فلاکت بار و غیر قابل تحمل موجود ندارند.

گذر از این شرایط فقط در دستان ما کارگران و معلمان و اعتصابات و اعترضات متحدانه و سراسری است. اتحادیه ازاد کارگران ایران با اعلام همبستگی با اعتصاب و تحصن سراسری معلمان و تاکید بر ازادی فوری محمد رضا رمضان زاده رئیس شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان، محمد صادق شکری و دیگر معلمان دربند، حمایت خود را از تجمع فردا صبح بازنشستگان در مقابل سازمان برنامه و بودجه با فراخوان به شرکت بازنشستگان تامین اجتماعی در این تجمع اعلام و عموم کارگران بویژه کارگران صنایع کلیدی کشور را به تدارک اعتصابات و اعتراضات سراسری و حمایت های عملی از جنبش اعتراضی معلمان فرا میخواند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ۲٣ مهر ماه ۱٣۹۷

One Comment

  1. احسان

    چرایی سکوت رسانه های خبری از تحصن معلمین

    امروز از طریق اینترنت از سایت “پیشخوان روزنامه ها”ی داخل کشور به تاریخ ۲۲ و ۲۳ مهر ۱۳۹۷ بازدید کردم. در “پیشخوان روزنامه ” می توان صفحات اول تمامی روزنامه های ایران را دید. در صفحه اول هیچ روزنامه اصولگرا، اعتدالگرا و اصلاح طلب اشاره ای به تحصن دو روزه معلمان ایران نشده است که در شهرهای زیادی از ایران با موفقیت انجام شده است. سایت خبری بی بی سی فارسی گرچه خبر تحصن معلمان را پوشش داده است، هرگز اشاره ای به مطالبات مهم مندرج در بیانیه های منتشر شده قبل از شروع تحصن و اعتراض معلمان و بازنشستگان نکرده است و طوری خبر را انتشار داده است که گویی معلمان و بازنشستگان تنها مطالبه صنفی از نوع افزایش حقوق داشتند.

    در چند روز گذشته، طبق معمول هر روز به سایت “کلمه”، هم، بارها بازدید کردم و این سایت به اصطلاح اصلاح طلب، هم، تا امروز کوچکترین اشاره ای به تحصن و اعتراض معلمان و بازنشستگان آموزش و پرورش نشده است.

    سکوت بزرگ رسانه ها و روزنامه های وابسته به جناح های سیاسی مختلف بویژه اصلاح طلب را می تواند به دلایل زیر تلقی کرد:

    ۱) ترس از متهم شدن به حمایت از تحصن و اعتصابات، که این لااقل برای روزنامه های اصلاح طلب بویه سایت “کلمه” به هیچ وجه قابل توجیه نیست.

    ۲) ترس همه رسانه ها از سراسری شدن اعتصابات و اعتراضات مدنی، که در صورت ادامه گستردگی این نوع مبارزه مدنی می توان تقریبا قریب به یقین گفت که آتش آن دامن تمامی جناح های سیاسی درون و برون مانده از قدرت سیاسی ایران را فرا خواهد گرفت. چرایی این ترس و وحشت قابل درک است. دلیل عدم بیان مطالبات رادیکال معلمان و بازنشستگان از سویی بی بی سی هم به طور آشکار به این معنی است که گردانندگان این نوع رسانه های غربی وابسته به دولت پنهان بریتانیا و آمریکا خواهان پوشش یا دامن زدن به این نوع مطالبات رادیکال چپ و مارکسیستی نیستند، چرا که آنها دشمن درجه یک هر نوع قدرت مارکسیستی و سوسیالیستی و ضد نئولیبرالیستی در دنیا هستند. برخورد مزورانه بی بی بی سی در قبال رویدادهای ونزوئلا این گفته را به روشنی اثبات می کند.

    ۳) شگفتی و بهت و وحشت رسانه های سیاسی بویژه اصلاح طلبان از مطالبات صنفی، اقتصادی و سیاسی به شدت در حال رادیکال و سراسری شدن اعتراضات و اعتصابات مدنی در ایران است، که با مطالبات سیاسی نیروهای در قدرت (هر سه جناح) و بیرون مانده ها از قدرت سیاسی نخبگان سیاسی اصلاح طلب مانند خاتمی ها، حجاریان ها و تاجزاده ها ناهمسو و در تضاد آشکار است.

    مطالبات طرح شده در تحصن سراسری معلمان و اعتراض نمایندگان بازنشستگان سراسر کشور را به هیچ وجه نمی توان تنها مطالبات صنفی قلمداد کرد. غیر از مطالبات صنفی مانند افزایش حقوق بالای خط فقر، ما شاهد خواست های بسیار رادیکال مانند آموزش رایگان، لغو کالایی شدن آموزش و خصوصی شدن آموزش هستیم، که این به مفهوم انتقاد و مخالفت شدید آنها با سیاست اقتصادی دولت روحانی و دولت های پیشین و مورد پذیرش تمام جناح های سیاسی و حاکمیت ولایی ایران است، که از دولت رفسنجانی تا به امروز ادامه داشته و هر روز بیش و شدیدتر از گذشته در حال اجرا است. این خواست های صنفی ادغام شده با مطالبات سیاسی مانند مخالفت با سیاست اقتصادی نئولیبرالی دولت و حاکمیت ایران را می توان الف) دلیل اصلی سکوت اصلاح طلبان و حتی اصولگرایان تندروی مخالف دولت روحانی است، تندروهایی که از ابتدای دولت اول روحانی تا به امروز هر چیز را بهانه می کردند تا مخالفت سرسختانه خود را با او و دولت اش نشان دهند، ولی سکوت رسانه های اصولگرا به کسانی از جمله برخی چپ ها – که گاه از احمدی نژادها حمایت می کنند – آشکارا می گوید ما نه با سیاست اقتصادی نئولیبرالی روحانی بلکه با دولت او مخالفیم که می خواهد پای غرب را به کشور باز کند و اجازه نمی دهد ما به جای غربی ها زحمتکشان را چپاول کنیم. سکوت اصلاح طلبان هم به کسانی از جمله برخی چپ های دیگر می گوید که “فکر نکنید وقتی ما به قدرت برسیم این سیاست اقتصادی نئولیبرالی را ادامه نخواهیم داد، نخیر، نزاع ما با اصولگرایان تنها بر سر دو چیز است: ۱) به ما هم اجازه دهید با آمدن بر سر قدرت، ضمن دادن چند قطره آزادی های فردی، ما هم بتوانیم زحمتکشان را بچاپیم و نیز اجازه ندهیم تنها اصولگرایان بدزدند و چپاول کنند بلکه به غربی ها هم اجازه دهیم بیایند مردم و نیروی کار ارزان ما را غارت و استثمار کنند، که این عامل قوام دولت های اصلاح طلب خواهد بود، یعنی “هم فال است و هم تماشا”.

    بزرگترین درسی که سکوت تمام رسانه ها و جناح های سیاسی ایران در قبال تحصن و اعتراض سراسری معلمان و بازنشستگان و خود مطالبات رادیکال شده ی معلمان، بازنشستگان و بویژه کارگران هفت تپه که مطالبات جدی اکثریت مردم زحمتکش یدی و فکری استثمار شده از سوی نئولیبرالیسم اسلامی ایران می باشد، این است که تنها نیروهای مترقی بویژه چپ هستند که می توانند با اتحاد در جبهه ای واحد و قرار گرفتن در کنار مردم جان به لب رسیده به آموزش، تبلیغ، و سازماندهی آنها بپردازند و با به دست گرفتن رهبری این اعتراضات در حال سراسری شدن نظام دیکتاتوری ولایی را از قدرت کنار بزنند و با تشکیل حکومتی ملی-دمکراتیک عدالت و برابری اجتماعی و آزادی های اجتماعی و فردی را برای تمامی زحمتکشان یدی و فکری به ارمغان بیاورند. در غیر این صورت به دلیل نبود یک آلترناتیو قدرتمند باید شاهد فاجعه عظیم مانند شورش های کور خیابانی و جنگ های داخلی و سپس دخالت های نظامی کشورهای امپریالیستی به بهانه های “دخالت بشردوستانه” و یا قدرت گیری نظامیان پاسدار مانند سلیمانی ها در نقش “نظامیان ملی و وطن دوست و ضدامپریالیست” باشیم، که مدتی طولانی ما شاهد تبلیغات گسترده ای از سوی افرادی با چهره مسلمانان انقلابی و وطن دوست و گاه حتی با نقاب مارکسیست هستیم که مستقیم و غیرمستقیم تبلیغ دولتی نظامی با رئیس جمهوری مانند سلیمانی ها را در شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک و حتی در تلویزیون های “من و تو” و”بی بی سی” هستیم. به نظرم خطر این نوع تبلیغات در این رسانه های جمعی و خبری بسیار بسیار جدی تر از هر نوع خطر دیگر است، یعنی خطر به قدرت رسیدن دیکتاتورهای نظامی بسیار جدی تر از دخالت و حمله نظامی کشورهای امپریالیستی به رهبری آمریکاست، گرچه از دومی هم به هیچ وجه نباید غافل شد.

    اتحاد نیروهای سیاسی مترقی برای فردا بس دیر است!

    تلاش و مبارزه پیگیر برای جلوگیری از به قدرت رسیدن نظامیان دیکتاتور وظیفه هر فرد و نیروی سیاسی مترقی است.

    احسان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *