گزاره های احمد زید آبادی و پاسخ ابولفضل محققی

سخن روز شماره: ۷۳ (۲۸ مهر ۱٣۹۷)

مقدمه

 

 

در پاسخ روشنگرانه- افشاگرانه ابولفضل محقی نکته‌های بسیاری در ارتباط با نادرستی مواضع طرح شده توسط احمد زین آبادی مطرح شده است. با بسیاری از آن‌ها می‌توان موافق بود.

احمد زین آبادی ولی نکته‌هایی را نخواسته مطرح نموده است که بررسی آن‌ها وظیفه ی این سطور است. او درواقع تضادی را مورد تأیید قرار می دهد که میان سلطه ی خشن حاکمیت در جمهوری اسلامی با مردم میهن ما برقرار است. تضادی که ناشی از موضع سرکوبگرانه، ضد مردمی و ضد ملی سرمایه داری حاکم و دیکتاتوری داعش گونه ی ولایی در خدمت آن میان حاکمان و محکومان برقرار است. او اجباراً مورد تأیید قرار داده است که این تضاد به سطح تضادی آشتی ناپذیر رشد کرده است، زیرا دیکتاتوری مصمم است با همه ی ابزارهای سرکوب و با خطر نابودی استقلال و تمامیت ارضی ایران خواست غارت ثروت‌های متعلق به مردم و نسل های آینده را به خلق های کشور ما تحمیل کند. او اذعان دارد که حل این تضاد از طریق اِعمال این سیاست ضد مردمی و ضد ملی حاکمان خطرات بزرگی را برای سلامت و هستی مردم میهن ما در بردارد. اما او حتی کلمه‌ای هم در ذم سیاست ارتجاع حاکم برای گفتن ندارد و لذا موضع خود را به عنوان مداح رژیم دیکتاتوری افشا می کند.

تضاد دیگری که زین آبادی ناخواسته مورد تأیید قرار داده است، میان امکان توده های مردم در دفاع از خود و توانایی رژیم دیکتاتوری برای سرکوب آن‌ها برقرار است. او با برجسته ساختن به سبک یک ژورنالیست متعهد در برابر رژیم، این تضاد را وسیله قرار می دهد، از مردم خواستار تسلیم شدن و تن دادن به سیاست حاکمیت سرمایه داری و رژیم دیکتاتوری را طلب کند. بازی زبانی با نقش و امکان های «اپوزسیون داخل و خارج» تنها برای ایجاد سردرگمی در مبارزه مردم مطرح می شود. هدف آن انحراف مبارزات انقلابی در ایران است.

واقعیتی که زین آبادی ها آگاهانه از مدنظر دور می‌دارند و نباید در تله آن افتاد، این واقعیت است که در ایران مبارزه ی متین اعتراضی- اعتصابی طبقه و لایه‌های زحمتکش و میهن دوست با گام هایی استوار به پیش می‌رود و با انتخاب هوشمندانه ترین شیوه‌های مبارزاتی، روز به روز سنگرهای جدیدی را تسخیر می کند. بدون تردید این روندی طولانی، سخت و پر تلفات خواهد بود. در این امر نباید تردید داشت. تناسب قوا میان ارتجاع و مردم چنین وضعی را تحمیل می کند. از این روست که توده های مبارز با جسارت و حزم و هشیاری انقلابی و از طریق انجام مانورهای ضروری حرکت عمومی انقلابی را در سراسر کشور به پیش می برند. صد آفرین بر آن ها!

آنچه که به کارکرد مدعیان «چپ» در خارج و داخل کشور بازمی گردد، برجسته ساختن این نکته ضروری است که این نیروها می‌توانند و باید از پراتیک انقلابی توده ها، از شعارهای آن‌ها که هر روز شفاف‌تر نظمی را برای آینده‌ ترسیم می‌کند که می‌خواهند جایگزین نظام سرمایه داری حاکم در ایران سازند، بهره گیرند و گام های ضروری را برای تنظیم برنامه اقتصاد ملی برای ایران، برنامه – ب -، بپردازند که پاسخگوی خواست توده ها برای پایان بخشیدن به اقتصاد سیاسی آمریکایی- اسلامی نئولیبرال است.

اکنون که در هر شعار اعتصابی خواست پایان بخشیدن به‌خصوصی سازی و پایان بخشیدن به نابودی های قانونی و محقانه حقوق زحمتکشان مطرح می گردد، نباید در تله پرحرفی های زین آبادی ها افتاد که آدرس عوضی می دهند. باید با بیرون کشیدن تضادهای واقعی در نبرد طبقاتی جاری در ایران که شعله های فروزان آن در مبارزات اعترضی- اعتصابی تا در درون زندان ها شعله‌ور است، به وظایف اصلی و هدفمند و در جهت تعمیق مبارزات پرداخت.

 

آری، آری، زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
گربیفروزیش، رقص شعله‌اش در هر کران پیداست
ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست
می‌گذارم کنده‌ای هیزم در آتشدان
شعله بالا می‌رود پّرسوز
(سیاوش کسرایی، منظومه آرش کمانگیر)

فرهاد عاصمی

نویدنو  ۲۷/۰۷۳۹۷ 

 

 

  • احمدزید آبادی ظاهرا مانیفستی را در نقد اپوزیسیون – البته به روایت خود منتشر کرده است . ابوالفضل محققی به نوشته او پاسخی داده است که به نقل از فیس بوک ایشان تقدیم خوانندگان می کنیم .

 

احمدزید آبادی ظاهرا مانیفستی را در نقد اپوزیسیون – البته به روایت خود منتشر کرده است . ابوالفضل محققی به نوشته او پاسخی داده است که به نقل از فیس بوک ایشان تقدیم خوانندگان می کنیم .

 

گزاره های احمد زید آبادی و پاسخ ابولفضل محققی  

۲۰ گزارۀ صریح و شفاف در بارۀ شرایط کشور

احمد زیدآبادی

۱. به دلیل وخامت وضع اقتصادی، پتانسیل انواع اعتراض‌های اجتماعی در ایران بسیار بالاست.

۲. این اعتراض‌ها به علت پراکندگی و ناهمسویی در انگیزه‌ها و منافع، در غیاب رهبریِ کاریزماتیکِ متکی بر تشکیلاتی قدرتمند و فراگیر، استعداد تبدیل شدن به حرکتی سیاسی برای تغییرات ساختاری را ندارند.

۳. اگر هم از ضرورت رهبر کاریزماتیک صرف نظر کنیم و ظهور آن را امری منسوخ شده بدانیم؛ ضرورت تشکیلات قوی با توان سازمان دهی بالا بر روی زمین و نه در عالم مجازی، برای هر حرکت سیاسی معنی‌دار، غیر قابل انکار است.

۴. تشکیلات اصطلاحاً مجازی هرگز جای تشکیلات عینی را نمی‌گیرد و بیشتر به کار سرگرمی و تفریحی سیاسی می آید.

۵. بدون اینگونه سازماندهی، حرکت‌های اعتراضی عموماً جنبۀ سلبی و تخریبی و هرج و مرج به خود می‌گیرد.

۶. در داخل ایران، تشکیلات یا سازمانی که بخواهد نقش هدایت اعتراض‌ها را به عهده گیرد؛ دیده نمی‌شود؛ اگر کسی می‌بیند آدرس آن را بدهد!

۷. امکان ایجاد چنین تشکیلات و سازمانی در داخل کشوردر حد صفر است. به گمانم هر فردی که نظام سیاسی ایران را از نزدیک بشناسد؛ این موضوع را باور کند؛ اما اگر کسی باور ندارد؛ می‌تواند امتحان کند!

۸. اپوزیسیون هزار تکه پارۀ خارج از کشور، توان توافق بر روی هیچ اصل ایجابی ندارد و از این جهت محکوم به تفرقۀ ابدی است.

۹. اگر کسی وقت و حوصلۀ شمارش مدعیان ریاست جمهوری آینده را در بین نیروهای مخالف داشته باشد، به راحتی می‌تواند صدها تن از آنان را شناسایی کند! این همه مدعی، محال است در اقلیمی بگنجند و برتری دیگری را بر خود بپذیرند. به همین علت آیندۀ آنان جنگ ۷۲ ملت خواهد بود.

۱۰. از این رو، اقشار آگاهتر جامعه به آنان اعتماد ندارند چرا که به زعم آنها، برخی از همین حکمرانان کنونی بر اثر سال‌ها آزمون و خطا و یا به عبارت بهتر، «آزمون برای خطا»! متوجه شده‌اند که ۲+۲ بیشتر از ۱۰ نمی‌شود؛ اما برخی از اجزای اپوزیسیون خارج از کشور هنوز می‌پندارند که ۲+۲ تحت هیچ شرایطی کمتر از ۲۸ نیست!

۱۱. این همه اما نظام حاکم را بیمه نمی‌کند و دو خطر بزرگ آن را تهدید می‌کند.

۱۲. در صورت تداوم ناکارآمدی وضع موجود، احتمال بروز هرج و مرج از راه گسترش اعتراض‌های بدون سازماندهی وجود دارد؛ موضوعی که می‌تواند ایران را تا حد سومالی‌لند با مخاطره روبرو کند.

۱۳. دولت آمریکا در صورت نومیدی از تغییر رفتار جمهوری اسلامی ممکن است به طور رسمی به سمت سیاست «تغییر رژیم» حرکت کند.

۱۴. در آن صورت نارضایتی عمومی می‌تواند اهرم لازم را برای پیشبرد سیاست تغییر رژیم در اختیار اطرافیان ترامپ قرار دهد.

۱۵. برای این منظور، دولت ترامپ ممکن است با گردآوری تحکم‌آمیز و آمرانۀ برخی چهره‌ها و گروه‌ها زیر چتر واحد و هدایت و منضبط کردن آنها از راه تشویق و تهدید، اپوزیسیون پر هیاهویی را سازمان دهد.

۱۶. این اپوزیسیون احتمالی با برخورداری از حمایت مالی و دیپلماتیک و  بخصوص رسانه‌ای ایالات متحده می‌تواند با جمعیت ناراضی در کشور ارتباط برقرار کرده و آنها را به سمت و سوی سیاسی دلخواه سوق دهد.

۱۷. سرانجام چنین حرکتی ممکن است سرنوشت صربستان عهد میلوشوویچ را در ایران تکرار کند.

۱۸. احتمال پیوستن برخی از گروه‌ها و چهره‌های مشهور به این اپوزیسیون از سر ناچاری و یا از باب «اکل میته» محتمل است.

۱۹. این سناریو، جنبۀ زشت و کریه سیاست است و از این رو، آن دسته از افرادی که سیاست را با دست‌های پاک جستجو می‌کنند، با آن همراه نخواهند شد.

۲۰. بنابر این زمین بازی امثال من نیست!

 

زمین بازی آقای زید آبادی و زمین بازی اپوزیسیون خارج از کشور !

ابوالفضل محققی

امروز برای سومین بار بیست گزاره” صریح وشفاف” ومن اضافه کنم” قطعی” آقای احمد زید آبادی را خواندم !برایم بسیار جالب بود! چه امری ایشان را چنین بر آشفته کرده که برعکس منش آرام و متین خود این بار شمشیراز رو بسته و تمامی اپوزیسیون خارج از کشوررا مجموعه ای هزار تکه که توان کوچکترین توافق را ندارند و محکوم به تفرقه ابدی هستند از دم شمشیر خود گذرانده است ؟ گزاره ائی که که من آن را بیشتر جوابیه یا خط کشی با اپوزیسیون خارج از کشور دیدم وبرائت از آنان وحمایت از حکومت !

اپوزیسیون خارج از کشوری که از نظرایشان چنان در توهم وخطا هستند که حتی اقشار آگاه تر جامعه نیز اعتمادی به آن ها ندارند ! ” برخی از حکم رانان کنونی همین حکومت را بر آنها ترجیح می دهند .”

اپوزیسیون بی شرم وفاقد اخلاق وهویتی که می توانند بازیگران خود فروخته ومرعوب سیاست های ترامپ واقمار پیرامونی آن گردند ودر زمین کثیفی که او تعین کرده بازی کنند! .

این حکم صریح شفاف و قطعی آقای زید آبادی است در مورد اپوزیسیون خارج از کشور!

او خود وامثال خود را پاک دستانی می داند که حاضر به بازی در چنین زمین کثیفی نیستند و همان زمین نسبتا مطهر جمهوری اسلامی را ترجیح می دهند !

این گزاره هم زمان سه پیام اساسی را با خود دارد . نخست نشان دادن این که این اعتراضات و شورش ها راه به جائی نمی برند و عمدتا برخاسته از دنیای مجازی بوده وقادر به تداوم و ریشه دار شدن نمی باشند! “هیچ تشکیلات وسازمان که به خواهد نقش هدایت اعتراض ها برعهده بگیرد دیده نمی شود !”

دوم هیچ جریان سیاسی به دلیل توانمندی حکومت اسلامی قادر به پا گرفتن در داخل کشور نیست وامکان ایجاد چنین تشکلی در حد صفر می باشد ! از این روجای نگرانی وجود ندارد ! و خطری از داخل متوجه حکومت نمی باشد. اپوزیسیون خارج از کشور هم که هزار پاره است و نا ساز با یک دیگر ومحلی از اعراب ندارند !

اما آن چه ایشان را چنین سراسیمه کرده و در مقام هشدار به حکومت اسلامی بر آورده ،ترس ازتغیر رویکرد دولت ترامپ است! از خواست” تغیر رفتارحکومت به تغیر حکومت .” که می تواند اپوزیسیون را دور هم گرد آورد و خطر جدی برای جمهوری اسلامی باشد.

از نظر ایشان اگر حکومت می خواهد بیمه شود بایستی که تغیر در رفتار خود در رابطه با ترامپ را بپذیرد و منانع از آن شود که این نیروی هزار تکه و پر هیاهوی اپوزیسیون تحت فرمان ترامپ قرار گیرند و وضعیتی مشابه صربستان را برای ایران رقم بزنند !

مهم ترین پیام ایشان این است که اگر چنین تغیری در رفتار حا کمان حاصل شود اقشار آگاه جامعه که اعتمادی به اپوزیسون خارج ندارند “برخی از همین حکومتیان” آزمون خطا داده را برمخالفان خطا کارآزمون نداده خارج ترجیح می دهند! “عمر حکومت اسلامی مستدام باد !”

چند بار این گزاره در واقع ” فرا خوان ” را خواندم .از لحن ونخوت خوابیده در روح آن ونگاه از بالائی که نسبت به اپوزیسیون خارج کشور در آن وجود دارد شوکه شدم .

آن چه که مسلم است بیشتر روی سخن آقای زید آبادی با جریان های سلطنت طلب و مجاهدین خلق است .که به زعم ایشان بازی گران زمین کثیف سیاستند و بازیچه در دست قدرت های خارجی. نیروهائی که می توانند سرنوشتی چون سرنوشت صربستان “میلوشوچی” را برای ایران رقم زنند و یا در اثر اغتشاشات داخلی ایران را به سوی سومالیزه شدن پیش ببرند . احساس خطر ایشان هم از همین نیروهاست ! ازپیوستن دیگر نیرو های اپوزیسیون به جریان معتقد به بر اندازی رژیم از طریق تکیه بر یک یا چند دولت کار ساز خارج .

از همین روخود را مسئول ،پاک دست و ناصح ملت وحکومت دیده و راه تغیر در رفتار حکومت را که می تواند از حمایت پاک دستان بهره مند شود را در مرکز گزاره به خوان” فرا خوان” خود برای پیش گیری از چنین روندی قرار داده است. .

آقای زید آبادی که از بازی در زمین پاک سخن می گوئید وغیر مستقیم اپوزیسیون خارج کشور را که من هم یکی از آنان می باشم بازیگران بی اراده در زمین های کثیف می خوانید !مستعد جذب درلشگر ترامپ، حداقل به اطراف خود نگاه کنید ! به خاوران ها , به زندان ها به گور های گمنام به طناب های آویخته شده در سرتاسر این ام القرای اسلامی !به زمانی مراجعت کنید که دسته دسته جوانان وروشنفکران این سرزمین اعدام می شدند. .

در آن زمان شما وامثال شما در کجای این زمین پاک بودید ؟ نسبت به این جنایت رژیم چه اعتراضی کردید؟ هنوز توان گفتن این که قتل عام هویدا ها ، فرخ رو پارسا ها ,خلعتبری ها، جنایتی هولناک توسط خمینی بود را ندارید ! هنوز نمی توانید حتی زیر زبانی هم که شده قتل عام هزاران نوجوان وجوان مجاهد گرم احساسات روزهای انقلاب را توسط بازهم خمینی وگروه مرگ او! “جنایت کارانی چون رئیسی، لاجوردی ،پور محمدی ها” را در زندان ها محکوم کنید! ونفرت خود ازاعدام دختران جوان بعد از برداشتن باکرگی آن ها ورفتن با جعبه شیرینی به در خانه هایشان را اعلام نمائید !

این چرخه خشونت قبل از هر چیز محصول حکومتی است که خمینی از روزنخست به قول خود “خدعه ” در کار کرد و آن را بر پا نمود ! محصول اطرافیانی است که به برکت این خدعه امروز برمسند نشسته واین سرزمین را به روزی انداخته اند که در طول تاریخ خود هرگز این همه سقوط نکرده وچنین روز هائی را ندیده بود ! از سقوط اقنصادی، تا سقوط اخلاقی!

هرگز در هیچ دوره این همه فرو مایه ،انگل اجتماعی ،اقتصادی , اخلاقی فاسد و غارت گر! بر مسند حکومت ایران ننشسته بودند !هرگز تاریخ ایران شاهد چنین مهاجرت عظیم نخبگان اقتصادی ،فرهنگی واجتماعی وتحصیل کرده خود نبوده است !رقمی بالغ بر سه میلیون که از” شمار خرد سی میلیون بیش !” همان هائی که از نظر شما قادر به درک شرایط موجود نیستند و ودر سلک “اقشار آگاه جامعه که هنوز به برخی از حکومتیان دل بسته اند قرار نمی گیرند .” هیهات ،هیهات !که نمی گوئید هم گامی بخشی از اپوزیسیون با دول خارجی ، نتیجه مستقیم سیاست سرکوب و خفقانی است که رژیم جمهوری اسلامی بر جامعه حکم کرده است. همان سرکوبی که شما تلویحا در بند هفت گزاره خود آن را نقطه قوت رژیم می دانید که می تواند اورا بیمه کند.

آقای زید آبادی نخستین قدم در” پاک بازی” پای بندی به حقیقت است به هر بهای ممکن! حقیقت این که همین اپوزیسیون سال هاست به عنوان وجدان بیداراین سرزمین هرگز برای لحظه از مبارزه برای آزادی ،عدالت واستقلال درنگ نکرده است . این مطرح شدن خود شما جدا از مبارزه شخصتی تان محصول افشاگری ،تلاش و کمپین هائی است که همبین اپوزیسیون” هزار پاره شده بی مقدار!” در دفاع از شما ،امثال شما، آزادی بیان وقلم وعدالت اجتماعی داشته است. .

به راستی زمانی که همین اپوزیسیون آزادی خواه وعدالت طلب سرکوب می شد، تحت پیگرد مجبور به ترک وطن می گردید! شما بازیگر کدام بازی پاک در زمین پاک بودید ؟ چه امری بر شما مشتبهه شده که این چنین بی پروا بر اپوزیسیون می تازید ؟ بسیارند کسانی که بهتر از شما می اندیشند ، کارنامه ای بهتر دارند ودر زمین هیچ کس جز زمین پاک میهن و مردمان ستمدیده آن بازی نکرده اند ! زمینی که از خون شریفترین و آگاه ترین فرزندان این خاک سیراب شده است . آزادی خواهان خارج از کشور نه عناد دارند! ونه برعکس گفته شما دو بعلاوه دو را بیست وهشت می گویند .

ماهرگز بازی گران سرانگشت ترامپ ها نبوده ایم ! درکارنامه مبارزه خود که بسی فراتر از عمرشماو عمر جمهوری اسلامی است تن به فساد وجنایت های عظیمی که تمامیت حکومت اسلامی را تشکیل می دهد نداده ایم . هنوز تن بسیارانی از ما زخمی شلاق وشکنجه هائی است که کشیده ایم ! کیست چونان آزادی خواهان تبعیدی که پا کیزکی تن را از جوشیدن درتیزاب جان گاه حکومت اسلامی به دست آورده باشد . ما نه بازیگر در زمین کثیف حکومت اسلامی !نه در زمین ترامپ نبوده و نیستیم ! زمین ما در کنار سفره هائی است که مادران داغدار وطن سهم نان وشیر ما را بر کنار آن نهاده اند ! در قلب ستم دیدگان و آزادی خواهانی است که در سپیده دمان خونین نام بزرگ آزادی را فریاد زدند! درقلب پاک ترین خاک وطن در قلب خاوران است ! جائی که شما قادر به دیدن آن نیستید !

ابوالفضل محققی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *