رفیق عزیز ش. ماهور، درود به شما

سخن روز شماره: ۸۶ (۱۹ آذر ۱٣۹۷)

 

نفرت به شرایطی که فاصله ی مکانی را میان ما آن‌چنان دور ساخته است که نمی‌توانم شما را در بربگیرم و برای سخنان رفیقانه و سازنده تان با صمیمیت بفشارم. خوشبختانه پاسخ روشنگرانه ی شما مواضع مشترک را برجسته می‌سازد و راه ادامه بحث سازنده را به طور فراخ می گشاید که شادی آور است. به نظر می‌رسد که تنها دو نکته باید تدقیق گردد.

اول- حفظ سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران در شرایط کنونی می‌تواند با کدام اشکال و با چه مضمونی به طور جمعی به پیش برده شود؟

دوم- از کدام امکان ها می‌توان به منظور تقویت بحث درون حزبی بهره گرفت به منظور عمل به وظیفه ی دو گانه دمکراتیک و سوسیالیستی حزب طبقه کارگر ایران؟

 

رفیق عزیز ماهور میان ما توافق برقرار است که «برنامه حداقل» که در شرایط کنونی در ایران پیش شرط است برای تغییرات بنیادین، سرشتی عینی دارد!

سرشتی که توسط مبارزان از لایه‌ها و طبقات متفاوت در کشور آن‌چنان برداشت نمی‌شود که توسط حزب توده ایران برداشت می شود. تعریف مرحله انقلاب به عنوان مرحله ی ملی- دمکراتیک فرازمندی جامعه ی ایرانی، که سرشت عینی وظایف را در «برنامه حداقل» تعیین می کند، و حزب توده ایران آن را در مصوبات ششمین کنگره خود در سال ۱۳۹۱ تصویب کرده است، همان‌طور که از مبارزات کنونی اعتراضی و اعتصابی طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان کشور برمی آید که در نزدیک به دو سال اخیر پاقرص کرده است و می‌رود به خواست و شعار سراسری توده های مردم بدل گردد، دو وجه روشن و انکارناپذیر دارد:

یکی- پایان بخشیدن به اقتصاد سیاسی دیکته شده ی امپریالیستی، یعنی خصوصی سازی و نابودی دستاوردهای اجتماعی طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان که از طریق مقررات زدایی انجام می گیرد؛

دیگری- پایان بخشیدن به تروریسم دولتی که با اهرم امنیتی و قضایی و همچنین سرکوب داعش گونه ی زحمتکشان توسط رژیم دیکتاتوری ولایی به مورد اجرا گذاشته می شود. به سخنی دیگر پایان بخشیدن به رژیم دیکتاتوری که شکل اِعمال حاکمیت نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی است.

 

این «برنامه حداقل» مورد تأیید همه ی لایه ها و طبقات و شخصیت‌هایی نیست که می‌توانند و باید با طبقه ی کارگر برای تحقق بخشیدن به آن در جبهه گسترده ی ضد دیکتاتوری همکاری کنند. لذا امکان تحقق بخشیدن به این «برنامه حداقل» که نیاز روز جامعه ی ایرانی است و سرشتی عینی دارد وابسته به دو امر است.

آیا ما قادر خواهیم بود با فعالیت و کارکرد تبلیغی- ترویجی- روشنگرانه خود آن‌ها را قانع سازیم و منطق و دل آن‌ها را به دست آوریم؟ امری که نیاز به برنامه‌ای وسیع ، شفاف و درعین حال باز برای انجام آن وجود دارد؛

نکته ی دوم که برای تحقق بخشیدن به برنامه حداقل باید به آن عمل کرد، شرکت فعال در «پراتیک انقلابی» در جریان و مبارزات روزمره ی واقعی در جامعه است که مبارزات طبقه کارگر هر روز بیش تر به ستون فقرات آن بدل می گردد. شرکت فعال و هوشمندانه حزب توده ایران در این صحنه ی عملی، شرکت هوشمندانه است در روند انقلابی در جریان. قرار داشتن در «وسط شط جریان تاریخ» است. حضوری است که با تجربه غنی گذشته حزب طبقه کارگر ایران برای پیروزی هرچه مسالمت آمیزتر و کم دردتر نبرد کنونی از اهمیت تام و مبرم برخوردار است.

این شرکت کمک است برای رفقایی مانند رفیق عزیز ناصر زرافشان هویتی را که جستجو و به مبارزان توصیه می کنند، در حامل واقعی و تاریخی آن بازیابند. تاریخ مبارزات بیش از یک صد ساله ی مبارزان کمونیست و توده‌ای را تاریخ و ارثیه ی تاریخی چپ ایران ارزیابی کنند و با پیوشتن به آن، آن را تقویت نمایند.

 

رفیق عزیز ش. ماهور، به نظر می‌رسد برای انجام وظیفه ی پیش گفته، تنظیم هرچه سریع‌تر یک برنامه جایگزین برای اقتصاد سیاسی امپریالیستی- اسلامی که وحدت منافع ارتجاع داخلی و خارجی را تحکیم کرده است، کوششی ضروری است. حضور فعال در بحث و بررسی برای به ثمر رساندن چنین کوششی خود به تنهایی اهرم پرتوانی برای تجهیز توده ها و سازماندهی آن‌ها خواهد بود.

ایجاد شرایط شرکت توده های مبارزه در تنظیم چنین برنامه جایگزین، و تبدیل آن به بحث و جستجویی همه گیر در جامعه، با ارایه ی شعاری ساده و برای توده ها قابل فهم ممکن می‌گردد و به آن ها امکان  شرکت واقعی و عملی در سرنوشت خود می دهد. این، اوج دمکراسی توده‌ای است که می تواند به اهرم برپایی جبهه گسترده ضد دیکتاتوری از پایین بدل گردد.

ایجاد شدن چنین بحثی در سطح ملی، لایه‌های میانی و خرده بورژوازی و میهن دوستان را در لایه‌های فوقانی بورژوازی می‌تواند جلب کند. شرایط اقناع آن‌ها را ایجاد سازد که بتوانند بپذیرند که در دوران فرازمندی اقتصادی- اجتماعی- فرهنگیِ ملی- دمکراتیک میان منافع طبقه کارگر و لایه‌های میهن دوست میانی جامعه وحدت عملی و عینی وجود دارد.

توده های میلیونی را قانع سازد که دفاع طبقه کارگر از منافع خود، دفاع از منافع توده های مردم وخلق های ایران است!

لایه‌های میانی جامعه درمی یابند که نقش حمایتی مالکیت عمومی- دمکراتیک از بخش خصوصی میهن دوست روندی واقعی و ضرورتی تاریخی در مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب است. این شناخت آمادگی آن‌ها را برای  همکاری در جبهه ضد دیکتاتوری و مهم‌تر در جبهه متحد خلق که «دولت ملی» را تشکیل خواهد داد، ایجاد خواهد ساخت.

 

دوم- نکته دوم که ناشی از شرایط سلطه ی ارتجاع حاکم در ایران است، یافتن مناسب ترین شکل برای بحث درون حزبی در حزب طبقه کارگر ایران است که بالاترین سطح دمکراسی را در حزب توده ایران ممکن می سازد. یافتن دیالکتیک تلفیق میان سانترالیسم و دمکراسی در درون حزب همیشه مورد توجه حزب توده ایران بوده و اکنون نیز است. بحث دو ساله درباره ی برنامه نوین حزب که بهآن اشاره کردید، نشان این امر و بیان پایبندی حزب توده ایران به این اصل اساسیِ لنینی حزب ترازنوین طبقه ی کارگر ایران است. باید آن را با توجه به امکانات ارتباطی کنونی توسعه داد. در این توسعه می‌توان ایجاد شرایط حضور نظرات متفاوت و برداشت‌های گاه بحث انگیز را در درون حزب با جسارت انقلابی ایجاد نمود.

تنها از این طریق می‌توان دیالکتیک واقع‌بینانه ای را برای  بحث درون حزبی در شرایط بحرانی در ایران ایجاد نمود. تنها از این طریق می‌توان امکان فعالیت متفاوت مبارزان توده‌ای در خارج و داخل را دسته نمود. بدون تردید رفقای فعال در خارج نیز در معرض خطر یورش ارتجاع قرار دارند. هر چه شناخته شده تر بیش تر. با وجود این، خطر علیه آن‌ها متفاوت است از علیه رفقای داخل کشور. همه نباید میان ایران و خارج در رفت و آمد باشند. شاید برخی ها آماده هستند «بگویند وبمیرند»، در حالی که باید برخی ها «بمیرند و حرف نزنند»، آن طور که زنده یاد خسروی روزبه در دفاعیه خود می نویسد.

 

رفیق عزیز ماهور باید شرایط بحث درون حزبی را گشود تا توانست تناسب متناسب دیالکتیکی را در شرایط کنونی برای عمل انقلابی به اصل سانترالیسم دمکراتیک توسعه و بر روی پای نیازمندی امروزه قرار داد.

دستتان را می فشارم و شما را صمیمانه در برمی گیرم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *