برنامه ی مشخص علیه اقتصاد سیاسی امپریالیستی- اسلامی (یک)

 

سخن روز شماره: ۹۲ (۴ دی ۱٣۹۷)

در ابرازنظر خود رفیق عزیز رسول علوی دو پرسش عمده را مطرح می سازد.

یکی- آیا برنامه سال ۱۳۹۱ حزب توده ایران نیاز به روز شدن دارد؟ به سخنی دیگر، آیا این برنامه پاسخگوی نیاز مشخص برای گذار از اقتصاد سیاسی امپریالیستی- اسلامی کنونی به مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب ایران است؟ مرحله ای که ششمین کنگره حزب توده ایران آن را به عنوان مرحله ی فرازمندی جامعه ی ایرانی تعریف می کند؟ یا دقیق‌تر، آیا برنامه سال ۱۳۹۱ از مضمونی برخوردار است که مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب ایران را به ثمر و سرانجام برساند و به خواست دویست ساله ی مردم میهن ما پاسخی شایسته ارایه دهد؟ پاسخی که بورژازی ایران با همه ی فداکاری و نبردهای مردم ایران قادر به ارایه آن نشده است؟ در انقلاب مشروطه، در جنبش های ملی کردن صنعت نفت و نهایتاً در انقلاب بهمن ۵۷ بزرگ مردم میهن ما!؟

دیگری- اشاره بر ضرورت نگارش مقاله هایی درباره ی وقایع روز در ایران و جهان، تا به کمک آن ها ضرورت گذار از اقتصاد نئولیبرالی- اسلامی حاکم در ایران نشان داده شود. این توصیه در انطباق است با توصیه رفیق آبی که در ابرازنظری اخیراً مطرح ساخته است. توده‌ای ها در تأیید چنین ضرورتی، آمادگی برای کوشش مضاعف در این زمینه را اعلام نموده و مایلست به این منظور نیروی ضروری را تجهیز کند. نگاه شود ازجمله نمونه‌ای از این کوشش در سخن روز امپریالیسم دشمن اصلی خلق ها!

 

تأیید خواست ها در ابرازنظرها اما به معنای غیرضروری شدن بحث اصلی درباره اقتصاد سیاسی مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب نیست که بحثی راهبردی و استراتژیک است. بحثی است درباره ی هویت طبقاتی سیاست مستقل حزب توده ایران. بحثی است درباره چگونگی تلفیق و پیوند مشخص میان مبارزه ی دمکراتیک و سوسیالیستی حزب توده ایران که مصوبه ی پراهمیت دیگر ششمین کنگره ی حزب طبقه کارگر را تشکیل می دهد.

 

متأسفانه رابطه ی میان مبارزه ی دمکراتیک و سوسیالیستی حزب توده ایران نزد بخشی از رفقا آن‌چنان گوارش ذهنی نشده است که در کتاب بالینی توده‌ای ها توسط زنده یاد رفیق جوانشیر برشمرده می شود. برداشت توضیح داده شده در کتاب جای تردیدی باقی نمی‌گذارد که مبارزه ی دمکراتیک و سویالیستی به عنوان دو روی یک سکه ارزیابی می شود. مبارزه‌ای جدایی ناپذیر تلقی می گردد. روندی یکپارچه و نه مرحله‌ای را تشکیل می دهد. نزد این رفقا، گویا مبارزه علیه دیکتاتوری بخشی از مبارزه برای برپایی جامعه ی آینده نیست. گویا نباید همان مردم ایران را علیه دیکتاتوری تجهیز کرد و سازمان داد که باید با کار انقلابی آن‌ها جامعه ی آینده را برپا داشت. به مثل آلمانی، نگرشی تنها تا لب بشقاب

آنجا که رفیق جوانشیر از پیگیری حزب طبقه کارگر در سیاست دمکراتیک در برنامه حداقل کارگری صحبت می کند، این بهم تنیدگی دو وظیفه برجسته و قابل شناخت می گردد. او می‌نویسد که پیگیری حزب در مبارزه ی دمکراتیک آن‌چنان عمیق و مضمونی است که مبارزه ی دمکراتیک به مبارزه سوسیالیستی فرامی روید.

 

برداشت نزد برخی از رفقا از مرحله‌ای بودن مبارزه دمکراتیک و سوسیالیستی، رابطه ی مبارزه ی دمکراتیک و سوسیالیستی را عملاً نفی می کند، زیرا مبارزه و نهایتاً هستی اجتماعی را امری مرحله‌ای می پندارد. آن را پیامد رشد نیروهای مولده و سطح آن ارزیابی می کند. رابطه ی ذهن و عین و پراتیک انسان را که مبتنی است بر حسیات انسان، در ارزیابی خود شرکت نمی‌دهد که به گفته ی مارکس تفاوت میان ماتریالیسم دیالکتیکی و مکانیکی نزد فویرباخ و پیش از آن را تشکیل می دهد. چنین برداشتی نبرد دمکراتیک- سوسیالیستی را به عنوان جریانی روندگونه درک نمی کند؛ نبرد طبقاتی را و هستی اجتماعی را جریانی روندگونه درک نمی کند.

 

با توجه به این نکته ها که در بحث‌های متعددی به آن پرداخته شد که شایسته است رفیق عزیز رسول علوی و دیگر رفقا با توجه به مضمون آن‌ها به ابرازنظر بپردازند تا گفت و شنفت درجا نزند و تکراری نباشد، می‌توان به پرسش درباره ی ضرورت به روز کردن برنامه سال ۱۳۹۱ پاسخی دقیق ارایه داشت.

نگرش به این نکته هاست که اجازه می‌دهد گفته شود که برنامه سال ۱۳۹۱ به سطح شرایط کنونی نبرد طبقاتی در ایران فرانمی روید و نیاز به روز شدن دارد. نکته‌ای که رفقای مسئول نیز ضرورت آن را مورد تأیید قرار داده اند. متأسفانه شرایط چنین بحث و گفت و شنفتی هنوز ایجاد نشده است. گره ی کار در این نکته نهفته است. انگار ضرورت چنین بحثی اکنون شناخته نمی‌شود که می‌تواند اهرم پرتوانی را برای تجهیز و سازماندهی توده ها و نبرد طبقاتی جاری در ایران ایفا سازد.

به این نکته دیرتر اشاره می شود.

 

بحث درباره ی برنامه ملی- دمکراتیک هم ضروری و هم اجتناب ناپذیر است

– ضروری است، زیرا در «پراتیک انقلابی» توده های زحمتکش، از کارگران صنعتی تا معلمان، از لایه‌های بازنشسته تا دانشجویان و دیگر میهن دوستان، خواست پایان دادن به برنامه ی امپریالیستی- اسلامی مطرح شده است و با صراحت و جسارت قابل تحسین دنبال می شود. فداکاری مبارزان و جریمه ی ضرب و شتم و زندان و تهدید علیه سلامت جان و روان آن‌ها به خاطر طرح این خواست، نشان می‌دهد که حاکمیت نظام سرمایه داری به چنین خواستی تن نخواهد داد.

از این رو می تواند این خواست قانونی و دمکراتیک به خواست سراسری توده های مردم بدل گردد. باید کوشید که چنین شود. طرح و بحث درباره ی آن، راه چنین روندی را در جامعه می گشاید.

– اجتناب‌ناپذیر است، بحث درباره ی اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک از این رو اجتناب‌ناپذیر است، زیرا جریان های مدافع نظام می کوشند خواست پایان بخشیدن به سیاست اقتصادی امپریالیستی- اسلامی را منحرف سازند. هنگامی که اقتصاددانانی از قبیل محمد مالجو بدون توجه به فقدان هر نوع زمینه ضروری  برای ایجاد تعاونی کارکنان و مشارکت کارگران در مدیریت واحدها در ایران که زیر سلطه ی اقتصاد سیاسی نئولیبرال امپریالیستی- اسلامی دست و پا می زند، پیشنهاد می‌کنند که تعاونی های کارگری به راه اندخته شود، نشان آن است که حامیان نظام سرمایه داری در صدد سرهم کردن «ایدئولوژی» ضروری برای نبرد علیه نبرد طبقاتی طبقه کارگر ایران و خواست های مشخص و واقعی مطرح شده در آن هستند.

اقتصاددانان دیگری از قبیل صداقت با اشاره به تجربه ی ناموفق در این زمینه در دوران ریاست جمهوری بنی صدر و ورشکست شدن همه ی تعاونی های ایجاد شده، نسبت به چنین کوشش ها هشدار می دهند. بدین ترتیب اجتناب‌ ناپذیر و الزامی بودن بحثی سراسری درباره ی اقتصاد سایسی ملی- دمکراتیک در نبرد کنونی طبقاتی در ایران انکارناپذیر و چشم گیر است.

 

براین پایه است که چنین بحث سازنده ای می‌تواند به اهرم تجهیز و سازماندهی توده ها بدل گردد و راه گذار از دیکتاتوری را با دورنمای اقتصادی- اجتماعی مردمی- دمکراتیک و ملی- ضد امپریالیستی بگشاید. نام گذاری اراده گرایانه با عنوان برنامه – ب – که می‌توان آن را تغییر داد و یا فراموش کرد، آلترناتیو سازی در برابر برنامه سال ۱۳۹۱ حزب توده ایران از این رو نمی‌تواند باشد، زیرا پیشنهاد جانشینی برای شرایط مشخص در نبرد طبقاتی کنونی در ایران است و نه پاسخی عام به سیاست نئولیبرال که سی سال است در ایران به مورد اجرا گذاشته شده است.

 

بحث درباره ی برنامه اقتصاد ملی- دمکراتیک، بحث درباره ی مضمون نبرد رهایی بخش ملی را در شرایط کنونی در جهان تشکیل می‌دهد که باید آن را در برابر کوشش های پوزیتویستی به منظور ادامه وضع کنونی قرار داد. کوشش های پوزیتویستی به منظور ایجاد ثبات ظاهری در شرایط کنونی حاکمان انجام می‌شود و با طرح خواست تغییرات به اصطلاح جمهوری دمکراتیک، سکولار و قانونمداری و غیره همراه است. این ها کوشش است برای ادامه ی نظام سرمایه داری در ایان. نظامی که در شرایط سلطه ی هژمونی سرمایه ی مالی امپریالیستی در جهان، تنها به معنای تشدید وابستگی نواستعماری ایران به اقتصاد جهانی امپریالیستی است. به این سویه از مساله به طور مجزا پرداخته خواهد شد.

تنها در این سطور اشاره شود که بحث‌ درباره ی دمکراسی، سکولاریسم، قانونمنداری وغیره که همچنان دهه ها است جریان دارد، پشتیبانی از سطح منافع کنونی طبقه کارگر و خواست های مشخص آن نیست. می‌توان در آن‌ها شرکت نمود. اما در جوار آن باید مضمون رهایی بخش نبرد طبقاتی کنونی را در ایران توضیح داد و برای توده ها تفهیم نمود.

 

مضمون رهایی بخش نبرد طبقاتی کنونی که جنبه و سویه ی نبرد ملی را در شرایط کنونی تشکیل می دهد، به سویه ی جدایی ناپذیر از منافع طبقه کارگر ایران بدل شده است. دیگر بورژوازی نیست که از منافع ملی و حق حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران دفاع می کند. طبقه کارگر ایران در چنین جایگاه تاریخی قرار دارد. از این رو نیز دفاع طبقه کارگر ایران از منافع خود، در بخش دمکراسی و هم در بخش منافع ملی، به معنای دفاع از منافع کل خلق های ایران است. این است سطح نبرد طبقاتی و جایگاه طبقه کارگر ایران در آن! از این رو باید منافع و خواست های طبقه کارگر، باید دورنمای سمت گیری ملی- دمکراتیک فرازمندی جامعه ی ایران از طرف نمایندگان طبقه کارگر طرح و به موضوع بحت در جامعه بدل گردد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *