بیانیه کانون صنفی معلمان در اعتراض به صدور حکم سنگین قضایی برای محمد حبیبی 

دغدغه ی حفظ اصول مذهب و مکتب ادعایی خود را که باید داشته باشند؟

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۵ دی ۱٣۹۷ –  ۲۶ دسامبر ۲۰۱٨

 

زنجیره ی ظاهراً بی انتهای صدور احکام حبس طولانی، پرونده سازی های ستیزه جویانه و لجاجت های جاه طلبانه، با کمترین منطق حقوقی علیه اعضای کانون های صنفی معلمان حتی در شرایط نابسامان کنونیِ کشور همچنان ادامه دارد.
در شرایطی که همکاران ما بهشتی و عبدی و… چند سالی است مظلومانه شرایط زندان را تحمل می کنند؛ و رأفت اسلامی آقایان حتی چند روز مرخصی را نیز از آن ها دریغ کرده است، دادگاه تجدید نظر محمد حبیبی نیز حکم دادگاه بدوی را بدون توجه به استدلال های لایحه درخواست تجدید نظر، تأیید نموده و حکم قطعی ده و نیم سال حبس تعزیری برای او را تأیید کرده است.

پرسش تکراری ما این است: زندانی کردن معلمانی که دغدغه ی حمایت از حقوق صنفی همکاران، آن هم به شکلی کاملا مسالمت آمیز را دارند، در راستای منویات چه کسانی است؟ آیا جز این است که حبس و تبعید این گونه افراد نه تنها اثر مثبتی برای صادر کنندگان چنین حکم هایی نداشته و ندارد، بلکه افکار عمومی جامعه، خانواده و به ویژه فرزندان، همکاران، دانش آموزان و همه ی کسانی که آن ها را می شناسند و به صداقت و بی گناهی شان باور دارند را به یقین می رساند که در این دستگاه قضایی، زندان محل حضور غارتگران اموال مردم، مجرمان خطرناک و افراد بزهکار نیست.
زندانی کردن معلمان و کنش گران صنفی به صلاح چه کسانی است؟
آیا حضور آن ها در اجتماع می تواند خطر یا فسادی ایجاد کند؟!

ما نمی توانیم بپذیریم که کسانی در این کشور به نام حفظ امنیت با معلمان بستیزند و با اتهاماتی اغلب اثبات نشده معلمان حق طلب و منتقد را به بند کشند.
مروجان شیوه ی مقابله شحنه با اندیشه اگر پروای نام نیکوی فرهنگ تاریخی ایرانی را ندارند؛ اگر نشانی از مروت با دوستان و مدارای با دشمنان در خود نمی یابند؛ اگر توصیه جدال به احسن را بر نمی تابند، دغدغه ی حفظ اصول مذهب و مکتب ادعایی خود را که باید داشته باشند.

این گونه برخورد با موجه ترین و مدنی ترین منتقدان که نه داعیه ی قدرت دارند و نه سودای ریاست، منطبق بر کدام یک از اصول شرع (!؟) و قانون(!؟) ادعایی و (ظاهراً) متبوع صادرکنندگان چنین احکامی است؟
چه سنخیتی با حقوق مصرح ملت در قانون اساسی به( ویژه فصل سوم ) دارد؟

هر زمان می گفتم از سوز درون
اهد قومی انهم لا یعلمون

چنین رخدادی بی تردید پیامی نا امید کننده برای آن بخش از جامعه است که همچنان دلسوزانه به بهبود اوضاع از طریق روش های قانونمند یا دست کم توقف روند نامطلوب گذشته، بسته اند. اما این نا امیدی بی تردید در راستای مکنونات صادر کنندگان حکم هایی این چنین که پاشیدن بذر یأس و سکون در جامعه ی معلمان است، قرار نخواهد گرفت.

کانون صنفی معلمان بر این باور است که بهبود شرایط نابسامان ناشی از بی تدبیری های طراحان و برنامه ریزان و قانون نویسان و مجریان و عبور از شرایط سخت اکنون (و همواره ی این سال ها) جز با جلب نظر و فراهم نمودن زمینه ی مشارکت واقعی طبقات و قشرهای مختلف جامعه در چارچوب نهادهای مدنی، میسر نیست. نکته ای بدیهی که تمامی تمامیت خواهان تاریخ جاهلانه از آن غفلت کرده و پیامدهای ناگزیر آن را هم، البته اغلب دیر هنگام، دریافته اند.

کانون صنفی معلمان تهران ضمن اعتراض شدید مجدد به حکم صادره برای محمد حبیبی و اتهامات وارده به وی و اساساً صدور حکم هایی این چنین برای کنشگران صنفی و مدنی، اعتقاد دارد دادگاه(!؟)تشکیل شده بدون در نظر گرفتن دفاعیات متهم و براساس اعالم نظر مرجع بیرونی اقدام به صدور رای کرده است. ازاین رو ضمن هشدار به همه مسئولان کشور در مورد صدور چنین احکامی، آن ها را نمونه هایی آشکار از بی عدالتی و نقض استقلال قوه قضاییه می داند.
و خواستار تشکیل دادگاه هایی عادلانه، علنی و با حضور هیأت منصفه( مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی) برای رسیدگی به اتهامات کلیه ی کنشگران صنفی است.

از خواسته های اولیه ی کانون صنفی معلمان تهران: 
➖ توقف اجرای حکم زندان برای محمودبهشتی، اسماعیل عبدی، محمد حبیبی، عبدالرضا قنبری و آزادی بی قید و شرط آن ها

➖ رفع کلیه ی اتهامات وارده به معلمان فعال در نهادهای صنفی سراسر کشور

➖ رفع محدودیت ها و موانع خارج از قانونِ ایجاد شده برای فعالیت های قانونی و آزادانه ی نهادهای صنفی فرهنگیان.

خدای را به می ام شست و شوی خرقه کنید
که من نمی شنوم بوی خیر از این اوضاع

کانون صنفی معلمان(تهران)

۹۷/۱۰/۴

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *