برنامه حداقل کارگری حزب توده ایران

سخن روز شماره: ۱۱ ( ۸ اردیبهشت ۱۳۹۸)


رفیق عزیز احسان
پیش از همه چیز لازم می‌دانم از پیگیری شما در روشنگری درباره ی نکته‌های مورد بحث تشکر کنم. گفت و شنفتی که شما با صرف وقت و پذیرش هزینه شخصی دنبال می کنید، سویه ی پراهمیتی را از دیالکتیک مبارزه ی توده‌ای ها در شرایط ایران و خارج از کشور قابل شناخت می سازد. دیالکتیکی که این امکان را می گشاید که رفقایی که آمادگی برای شرکت در بحث دارند، در آرامش منطقی و با سرشتی رفیقانه، ناروشنی ها را شفاف سازند. زنده باد شما.


در بحث که در آن می‌تواند انتقاد «بی رحمانه» (رفیق مهربان) نیز مطرح شود، جستجوی «گناه» دنبال نمی شود. با ارزیابی شرایط، علل علّی این یا آن کمبود و انحراف جستجو می شود، برای رفع آن در مبارزه ی آینده. بدین ترتیب، من در جستجوی «گناه» حزب نیستم. من اذعان دارم که جانبدار برنامه حداقل کارگری حزب توده ایران هستم که زنده یاد جوانشیر آن را در سیمای مردمی حزب توده ایران توصیف می‌کند و درستی آن را به ثبوت می رساند.
طبق این برنامه حداقل کارگری که پایبندی به آن هویت حزب طبقه کارگر ایران را قابل شناخت می سازد، مبارزه ی «دمکراتیک و سوسیالیستی» از وحدت در همه شرایط برخور است. نمی‌توان گفت که چون تناسب قوا گذار به سوسیالیسم را در شرایط کنونی برای ایران ناممکن ساخته است، پس نیازی به مبارزه ی سوسیالیستی نداریم و باید تمام نیرو را برای مبارزه ی دمکراتیک-اتحادی مصرف سازیم. 
واقعیت زندگی و نبرد طبقاتی می‌آموزد که می‌تواند مبارزه برای سوسیالیسم امروز هم ضروری باشد و است، زیرا همان‌طور که شما نیز مورد تأیید قرار داده اید، خواست پایان دادن به‌خصوصی سازی زندگی اجتماعی در جریان مبارزات کارگران و دیگر زحمتکشان در ایران شبانه به شعار سراسری و عمومی تبدیل شده است که با تغییر تناسب قوا در جامعه همراه است. این شعار نشان رویدن خواست سوسیالیستی از درون خواست دمکراتیک- مطالباتی است که به طور پیگیر توسط طبقه کارگر ایران مطرح شده است.


رفیق عزیز احسان، مبارزه ی «فرهنگی» چیست؟ دارای چه مضمونی است؟ چگونه می‌توان به آن عمل کرد؟
رفیق عزیز محمد امیدوار در مقاله ی ٬٬بحثی پیرامون زمینه‌های تاریخی اختلاف و مشکلات نیروهای اپوزیسیون بر سر ائتلاف وسیع٬٬ در قریب به سی سال پیش در مجله دنیا شماره ۱، سال ۱۳۷۱ مساله ی «فرهنگی» را مطرح می سازد. او در افشاگری و روشنگری درباره ی علل«سرنوشت اسف بار مملکت و میلیون‌ها انسانی که ناچارند در شرایط ترور و اختناق زندگی کنند»به مساله «ضعف فرهنگی» میان نیروها اشاره دارد که «هر کس، دیگری را مقصر می‌داند ..». او به درستی موضع ضد توده‌ای و ضد کمونیستی نیروها را علت ناتوانی برای «استقرار دمکراسی در میهن استبداد زده ما ..» ارزیابی می‌کند و اضافه می کند: «به گمان نگارنده، این پدیده بیش از هرچیز نشانگر ضعف فرهنگی، بی باوری به دمکراسی و آزاد اندیشی ..» است.


رفیق عزیز، حق با شماست، «گناه حزب نیست که سازمان ها و احزاب چپ به این جبهه [ضد دیکتاتوری] تاکنون نپیوسته» اند. صرفنظر از آنکه مساله ی جستجوی گناه و تقصیر مطرح نیست، این پرسش به جاست که برای تغییر شرایط برشمرده شده در قریب به سی سال پیش توسط سخنگوی حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر چه می بایستی انجام دهد؟ آیا می‌توانسته است از تجربه گذشته ی حزب در دوران ملی کردن صنایع نفت و یا مبارزه با چپ روی چریک های فدایی خلق برای مبارزه «فرهنگی» کنونی بهره مند شود؟ آیا بهر مند شده است؟ آیا رفیق عزیز امیدوار می‌تواند مقاله‌ای در این زمینه را عنوان سازد؟
اگر به کتاب تاریخ مختصر ایران نوشته ی رفیق رسول مهربان مراجعه کنیم و یا به مقاله هایی که از «صدای بی بند مردم ایران»، یعنی رادیو پیک ایران انتشار یافت مراجعه کنیم، خواهیم دید که همه جا در کوشش حزب توده ایران، این نکته خود می نماید که توصیف و توضیح درباره ی برنامه حداق کارگری حزب توده ایران، ستاره ی راهنما در مبارزه ی فرهنگی حزب طبقه کارگر ایران بوده است. ما همه جا از مبارزه دمکراتیک پیگیر و دورنمای سوسیالیستی آن صحبت کرده ایم. با تجربه شخصی خود در آن سال‌ها و سال‌های مبارزه با چپگرایی خوب می‌دانم که مبارزه ی توده‌ای ها دارای این دو وجه بوده و هنوز هم هست.
اگر اکنون تنها از سوسیالیسم تنها در نشست های بیرونی و با احزاب کمونیستی دیگر سخن می رود، هنگامی که نماینده حزب سخن می راند، ولی در مقاله های نامه مردم در این سال‌ها خبری از تبلیغ برای سوسیالیسم وجود ندارد، درست علت علّی آن کمبودی است که رفیق عزیز محمد امیدوار قریب به سی سال پیش مطرح ساخت و در اخیراً هم در پرسش و پاسخ خود آن را علت پا نگرفتن جبهه ضد دیکتاتوری نامید! جبهه ضد دیکتاتوری، همان‌طور که در شرایط سودان و الجزیره نیز دیده می شود، اگر به طور مضمونی تدارک نشده باشد، به طور غیرمترقبه و خودجوش و لذا متزلزل و در خطر سرکوب مداوم، در شرایط استثنایی ای ایجاد می‌شود که مبارزه ی روز توده ها آن را ایجاد می کند. در چنین شرایطی سازماندهی مبارزه اگر ناممکن نباشد، بسیار سخت خواهد بود. در چنین شرایطی تنها ارتباطات پیش ایجاد شده برنده است. از این رو نیز ارتجاع می‌تواند حاکم گردد. مخالفان انقلاب اکتبر، مخالفان تدارم و سازماندهی آن از پیش اند که پیروزی آن را برای بلشویک ها تأمین نمود! این را فراموش نکنیم.
خب رفیق عزیز احسان، یک بار از رفیق عزیز محمد امیدوار بپرسید که کدام تدارک مشخص را حزب در همه ی این سی سالی که او سخنگوی حزب توده ایران است، برای پیروزی نبرد انقلابی دیده است و انجام داده است؟ در کدام مقاله مبارزه «فرهنگی» حزب توده ایران تبلور یافته است که در آن دورنمای ضروری برای تدارک پیروزی نبرد انقلابی توضیح داده شده است؟ کدام توضیح«فرهنگی» و نبرد در سنگر انجام شده است که در آن دورنمای سوسیالیستی به عنوان تنها دورنمای ممکن برای خروج از بحران حاکم بر نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی توضیح داده شده است؟
پرسش شما از این رفیق ضروری است، پرسش من همیشه بی جواب مانده است و حتی جواب سلام من را هم نمی دهد. بپرسید که به نظر این رفیق مضمون مبارزه «فرهنگی» با «ضعف فرهنگی» حاکم یعنی چه؟ آیا مبارزه با آن معنایی دیگر دارد، جز توضیح و استدلال برای سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران؟


البته که جبهه ضد دیکتاتوری نمی‌تواند تنها از «سازمان ها و احزاب چپ مارکسیستی یا سوسیالیستی بنا» گردد. آیا کسی چنین خواستی را مطرح نموده است؟ آیا در “توده‌ای ها” شما چنین خواستی را در مقاله‌ای خوانده اید؟ خیر! آنچه که خوانده‌اید این خواست است که باید جبهه ضد دیکتاتوری را در کف خیابان و از چپ برپا داشت که شما در همین نوشتار نیز آن را مورد تأیید قرار می دهید. این خواست به این معناست که باید لزوم پایان دادن به اقتصاد سیاسی ضد مردمی و ضد ملی امپریالیستی- اسلامی را به موضع روشنگری و افشاگریِ حزب طبقه کارگر بدل نمود. امری که بدون ارایه پیشنهاد جایگزین، بحث «لقی» از کار در می آید. نمی‌توان گفت این را نمی‌خواهیم و نفی می کنیم، بدون آنکه گفته شود چه چیز را می خواهیم. این دو سو لازم و ملزوم یکدیگراند. در غیراین صورت سخن ما انتزاعی توخالی از کار در می‌آید و توده ها آن را درک نمی‌کنند و از آن دفاع نمی کنند.
اما اندیشه‌ای که می پندارد که توازن قوا برای ارایه جایگزین ملی- دمکراتیک برای اقتصاد سیاسی امپریالیستی- اسلامی وجود ندارد، با علاقه در پشت این ادعا پنهان می‌شود که این جبهه نمی‌تواند تنها از «سازمان ها و احزاب چپ مارکسیستی یا سوسیالیستی بنا کرد چرا که این باور خود می تواند نشانگر از دمکراتیک نبودن چنین جبهه باشد.»
این همان «تکثرخواهی» رفیق عزیز محمد امیدوار در مقاله ی پیش گفته در مجله ی دنیا است که به کمک آن خواستار اتحاد «ازجمله با سلطنت طلب‌ها [می شود] .. تا آنجا که فاشیسم و نژادپرستی را تبلیغ نکنند». او می نویسد: «ما معتقدیم که قبول اصل پلورالیسم، دمکراسی و منشور جهانی حقوق بشر حکم می‌کند تا همه نیروها تا آنجایی که فاشیسم و نژادپرسیتی را تبلیغ نکنند، آزاد باشند تا نظرات خود را تبلیغ کنند و در فردای آزادی میهن، این نظرات را برای تصمیم نهایی به مردم ارائه دهند. ..».


رفیق عزیز احسان، در برنامه اقتصادی پیشنهاد شده در برنامه کنونی حزب به درستی خواست «رشد تولید داخلی» و ایجاد «تولید ثروت افزون» مطرح شده است. این بیان، بیان شکل تقویت تولید داخلی است که من با آن موافقم. اما درباره ی مضمون «تولید ثروت افزون» موضع مبهم است. در آنجا با صراحت از اصل اقتصاد سیاسی ملی- دمکراتیک دفاع نمی شود، در حالی که مرحله انقلاب ایران، توسط حزب توده ایران مرحله ی ملی- دمکراتیک تعریف شده است. 
این ابهام عامداً ایجاد شده است. زیرا این پنداشت حاکم است که گذار به سوسیالیسم در شرایط کنونی تناسب قوا در ایران، واقع‌بینانه نیست. 
این ابهام اما باد را از بادبان کوشش برای تغییر تناسب قوا در ایران توسط حزب طبقه کارگر ایران خارج کرده است. دیگر برنامه حداقل کارگری حزب توده ایران نیست که پرچم فعالیت روشنگرانه-ترویجی و تبلیغی حزب را تشکیل می دهد که در آن مبارزه ی دمکراتیک آنقدر پیگیر است که به مبارزه ی سوسیالیستی فرا می‌روید که در برابر چشم ما در ایران عملی شده است و شما نیز آن را مورد تأیید قرار داده اید. دمکراسی به «پلورالیسم» تنزل داده شده این تا «همه» در آن جای داشته باشند!
توضیح برنامه ی حداقل کارگری حزب توده ایران، اندیشه نظری- تئوریکی که این روز ها در «پراتیک انقلابی» (مارکس، تز اول فویرباخ) طبقه کارگر ایران بار دیگر مورد تأیید قرار گرفته است، مضمون مبارزه ی «فرهنگی» است که رفیق عزیز محمد امیدوار سی سال است از کمبود آن در ایران و در میان اپوزیسیون می نالد، ولی خود اهرم پایبندی به آن را از کف داده است، زیرا مبارزه برای برپایی سوسیالیسم را به عنوان اهرم برای تغییر تناسب قوا به کار نمی گیرد؟ آیا می گیرد؟ بپرسید در کدام مقاله در این سی سال چنین اصلی برای توده ها توضیح داده شده است؟


رفیق احسان عزیز، بدون طرح برنامه جایگزین برای اقتصاد سیاسی امپریالیستی- اسلامی، نمی‌توان وحدت منافع ارتجاع جهانی و داخلی را برای توده ها قابل شناخت ساخت. تزلزلات اخیر درباره ی شناخت دشمن اصلی که وحدت منافع این دو جریان ارتجاعی است حتی نزد جریان هایی مانند ۱۰ مهر، راه توده و عدالت، بار دیگر ضرورت صراحت و شفافیت مبارزه ی فرهنگی-طبقاتی حزب توده ایران را برجسته می سازد. جبهه ضد دیکتاتوری، آن طور که زنده یاد رفیق منوچهر بهزادی آن را در سال ۱۳۵۳ توضیح می دهد، جبهه ای ضد امپریالیستی- مردمی-دمکراتیک است. در آن سلطنت طلبان و دیگر مهره‌های امپریالیستی همانقدر جای ندارند که آن‌هایی جا ندارند و نخواهند داشت که دارای منافع مشترک با امپریالیسم هستند.
بدون چنین صراحتی، یعنی بدون صراحت وحدت برنامه دمکراتیک و سوسیالیستی در سیاست حزب توده ایران، برپایی جبهه ضد دیکتاتوری از چپ ممکن نخواهد شد و امکان برقراری هژمونی طبقه کارگر و همه لایه‌های میهن دوست در جبهه متحد خلق آینده تأمین نخواهد شد. 
لطفن از رفیق عزیز محمد امیدوار بپرسید، کدام استدلال علیه چنین ارزیابی وجود دارد؟

***

ابراز نظرهای ردوبدل شده با رفیق احسان در زیر آورده می شود

احسان

۹ ساعت ago

رفیق فرهاد عزیز،

۱) گناه حزب نیست که سازمان ها و احزاب چپ به این جبهه تاکنون نپیوسته اند.

۲) سیاست حزب توده ایران بنا بر اساسنامه، برنامه و ارگان مرکزی اش کاملا طبقاتی است و تا امروز از آن نه تزلزلی نشان داده و نه عقب نشسته است. این سخن شما گزنده و تلخ است و اگر کسی شما را دقیقا نشناسد می تواند مدعی شود شما دارید به حزب توهین می کنید.

۳) جبهه متحد ضددیکتاتوری را تنها نمی توان تنها سازمان ها و احزاب چپ مارکسیستی یا سوسیالیستی بنا کرد، چرا که این باور خود می تواند نشانگر از دمکراتیک نبودن چنین جبهه باشد. در این جبهه هر سازمان و حزبی مترقی باورمند به و خواهان سرنگونی مسالمت آمیز رژیم جمهوری اسلامی بدون دخالت کشورهای خارجی است می تواند به این جبهه بپیوندد که جز این راهی عقلانی و سریع تر برای کسب این هدف اولیه وجود ندارد.

۴) حزب در ترویج و روشنگری حببه واحد ضددیکتاتوری هم صریح است و هم مصر است که حکومت ملی-دمکراتیک ائتلافی آینده باید سیاست اقتصادی مردمی ای را پیشه کند، که خواست تمام زحمتکشان یدی و فکری است. (رجوع کنید به بخش اقتصاد مردم و توسعه اجتماعی “برنامه”).

۵) اگر واقعا بتوان بند بند برنامه حزب را متصل به هم خواند و تحلیل کرد – نه جدا جدا -، به آسانی می توان درک کرد که نوک یکی از تیزترین پیکان های برنامه و مرام حزب دقیقا اقتصاد مردمی و ملی-دمکراتیک مورد نظر شما و تمام زحمتکشان یدی و فکری ایران – یعنی پایان دادن به “خصوصی سازی زندگی اجتماعی” است.”عمومی و سراسری” کردن”پایان دادن خصوصی سازی زندگی اجتماعی” اولا در شعار کلیدی حزب”صلح، آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی، و طرد رژیم دیکتاتوری فقهی” موجود است، که سالها پیش طرح شده است؛ دوم این که نیاز به این کار نیست چرا که مردم خود آن را در چند اخیر به شعار عمومی و سراسری بدل کرده اند. چیزی که امروز نیاز است همان جبهه واحد ضددیکتاتوری است که بتواند این اعتراضات را مانند یک ستاد مشترک پیش ببرد همان طور که “تشکل مشاغل حرفه ای سودان” به نمایندگی از تمام سازمان و احزاب مترقی سودانی از جمله حزب کمونیست این کشور این وظیفه را از آغاز انقلاب سودان تا امروز به گردن داشته است و تا امروز درست و مردمی رفتار کرده است، که واقعا قابل تحسین و درس آموز است برای تمامی نیروهای سیاسی مترقی ایران.

۶) بر خلاف نظر شما که معتقدید “برنامه حزب بر ثباتی پای می فشارد که هنگامه آن با مبارزات طبقه کارگر سپری شده است”، سخت بر این باورم که برنامه حزب دقیقا منطبق با خواست ها و مطالبات امروز تمامی زحمتکشان یدی و فکری ایران است، چرا که نشانگر هوشمندی حزب است که دقیقا بر چند نکته مهم انگشت گذاشته است که تنها امروز بلکه فردا و آینده دور و نزدیک طبقه کارگر و تمامی طبقات اجتماعی دیگر باید به یاد داشته باشند که ۱) امپریالیسم به رهبری آمریکا و حکومت ارتجاعی منطقه مانند عربستان و حکومت نژادپرست اسرائیل دشمن آنها هستند و هرگز خواهان استقرار حتی همان دمکراسی غربی هم در ایران نبوده و نیستند. ۲) تنها سیاست اقتصادی که می تواند منافع اکثریت جامعه ایران را تامین کند از طریق استقرار حکومتی ملی-دمکراتیکی است که سیاست اقتصادی اش مردمی و به نفع اکثریت باشد، و ۳) راه نجات آنها از این مثلث شوم دشمنان خارجی و منطقه و برپایی حکومت ملی دمکراتیک برای تامین عدالت های چندگانه فرهنگی، اجتماعی. سیاسی و اقتصادی و زیست-محیطی از راه تشکیل جبهه ای قدرتمند از تمامی نیروهای سیاسی مترقی ایرانی است. و هر سه امر بالا دقیقا در برنامه حزب توده ایران به خوبی و با استدلال های قوی آمده و اثبات شده است. پس هنوز برنامه حزب نو و قوی است و نیازی به بازنویسی یا جایگزینی با هر چیزی که شما فکر می کنید نیست.

وظیفه امروز همه توده ای ها، رفیق فرهاد، دو چیز است: ۱) تشویق سازمان و احزاب مترقی به تشکیل جبهه ضددیکتاتوری و دینی ایران است، و این تنها راه به زیر کشیدن رژیم مستبد و دینی ایران است و این را انقلاب جاری سودان اثبات کرده است (رجوع شود به مقاله دیروز نامه مردم در مردم سودان). ۲) تبلیغ وذترویج بند بند برنامه حزب توده ایران در میان مردم حاضر در خیابان ها و محیط های کار و تلاش بی وقفه برای سازماندهی آنها برای برپایی اعتراضات سراسری مردمی، راه مسالمت آمیزی که تا امروز سودانی نشان داده اند که بهترین راهکار برای سرنگونی جمهوری اسلامی است.

دست شما و همه توده ای را صمیمانه می فشارم،

احسان

***

رفیق احسان عزیز

باید تفاوت قایل شد، میان سیاست مستقل حزب توده ایران که مضمون آن در شرایط کنونی، کوشش است برای برپایی جبهه ضد دیکتاتوری از چپ.

و این پرسش که آیا اکنون «سازمان یا حزب چپ دیگری» وجود دارد «که علاقمند باشد به این جبهه پیشنهادی حزب توده ایران بپیوندد»!

نکته نخست، یعنی طرح سیاست مستقل طبقاتی حزب طبقه کارگر ایران، هویت طبقاتی حزب توده ایران را برجسته می سازد. در این زمینه کوچک‌ترین تزلزل و عقب نشینی مجاز نیست. ناروشنی در این زمینه، سیاست حزب را برای توده های زحمتکش مبهم ساخته و برّایی آن را زایل می سازد.

نکته دوم، یعنی نشان دادن ضرورت برپایی جبهه ضد دیکتاتوری از چپ در استدلالِ بحث های ترویجی و تبلیغی حزب توده ایران، اهرم جلب سازمان ها و نیروهای چپ است برای شناخت و دریافت صحت درستی سیاستِ انقلابی حزب توده ایران.

حق با شماست، این نیروها به علل «فرهنگی»- ایدئولوژیک، یعنی گرفتار بودن در مواضع توده‌ای ستیزانه و ضد کمونیستی در زیر فشار تبلیغات طبقات حاکم، هنوز آمادگی برای مبارزه مشترک با حزب طبقه کارگر ایران نشان نمی دهند. صراحت در مبارزه ی روشنگرانه- ترویجی برای مضمون جبهه متحد خلق، یعنی برای برنامه اقتصاد ملی متکی به اقتصاد سیاسی مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب، مبارزه‌ای است «فرهنگی». «نبرد در سنگر» (گرامشی) است.

حق با شماست در این زمینه سیاست حزب توده ایران موفق ترین سیاست میان جریان های چپ در ایران است. علیه اقتصاد سیاسی نئولیبرال امپریالیستی- اسلامی نوشتن و گفتن ضروری است. طشت بی آبرویی این سیاست ضد مردمی و ضد ملی را همه ی چپ ها در ایران بر سر بام های خود می زنند. نوک پیکان نیزه این نبرد ولی ارایه ی راهکار مشخص جایگزین برای آن است که باید برجسته نمود. مبارزات طبقه کارگر و زحمتکشان یدی و فکری و همه لایه‌های دیگر در ایران در سال‌های اخیر نوک این پیکان را با شعار پایان دادن به‌خصوصی سازی زندگی اجتماعی مطرح کرده است. باید این خواست را به شعار عمومی و سراسری بدل نمود و از این طریق به سردرگمی نیروهای چپی پایان داد که زیر فشار بار «فرهنگی» هنوز برای فعالیت مشترک با حزب توده ایران آمادگی نشان نمی دهند.

تنها با ارایه برنامه جایگزین و مستدل ساختن درستی آن برای شرایط مشخص حاکم بر ایران است که مخالفت با اقتصاد سیاسی نئولیبرال امپریالیستی- اسلامی از مرز مخالفتی پوزیتویستی و در تأیید شرایط نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی می‌گذرد و به پیشنهاد انقلابی برای تغییرات بنیادین بدل می‌گردد که مصوبه ششمین کنگره حزب توده ایران است.

با چنین نوک پیکان نبرد طبقاتی است که دو نکته ی پیش گفته در سیاست حزب به وحدت می رسند. نکته ی آشکار شدن هویت سیاست مستقل طبقاتی حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران، و مضمون مبارزه ی روشنگرانه- ترویجی و تبلیغی برای جلب نیروهای چپ دیگر به جبهه ضد دیکتاتوری از چپ!

رفیق عزیز احسان، همان‌طور که قابل شناخت است، مواضع میان ما تقریباً در انطباق است. برنامه ی حزب بر ثباتی پای می فشارد که هنگامه آن با مبارزات طبقه کارگر سپری شده است. هنگامه حرکت اندیشه و راهکار فرارسیده است. آن طور که زنده یاد طبری می گوید، هنگامه «گشودن دروازه شهرهای ناگشوده» فرارسیده است!

***

احسان

۱۱ ساعت ago

۱) بله این جبهه واحد ضددیکتاتوری می تواند از سوی چپ تشکیل شود، ولی پرسش این است که آیا هیچ سازمان یا حزب چپ دیگری هست که علاقمند باشد به این جبهه پیشنهادی حزب توده ایران بپیوندد. اگر آری، نام این گروه ها دقیقا چیست؟ اگر نه، چرا؟

پرسش دوم این است که آیا به فرض این جبهه واحد ضددیکتاتوری از چپ شکل بگیرد، الف) به طور ملموس از چه وزنه ای در سطح جامعه برخوردار است؛ ب) آیا مخالفین نظام را تنها چپ های مارکسیست تشکیل می دهند و از بین آنها نیروهای مترقی دیگری هیچ وجود ندارد؟ پاسخ پرسش آخر به نظرم منفی است و آنها هم باید به این جبهه بپیوندند.

معضل همان طور که پیشتر گفتم، این است که ۱) عدم شکل نگرفتن این جبهه فرهنگی است، یعنی سازمان ها و احزاب مترقی ایران، بر خلاف دشمنانشان اهل همکاری و فعالیت های جمعی نیستند؛ ۲) این سازمان ها و احزاب سیاسی ایران، اشتباهات تاریخی و تاکتیکی همدیگر را به پای خیانت همدیگر به مردم می دانند و به یکدیگر به همین دلیل اعتماد ندارند؛ ۳) بر خلاف هدف حزب توده ایران، اهداف آنها بیشتر به سمت آزادی های فردی و رفع مشکلات روبنایی است و غیره.

در پایان نوشته تان گفته اید که “حزب توده ایران باید آخرین گام خود را بردارد و پرچم آینده برنامه اقتصاد ملی بر پایه اقتصاد سیاسی مرحله ملی-دمکراتیک انقلاب، به جبهه واحد ضددیکتاتوری مضمونی ترقی خواهانه و چپ دهد تا هم راه آینده را روشن و هم عدالت اجتماعی را از انتزاعی و توخالی بودن نجات دهد”.

در نقد جمله بلند بالای شما باید گفت: ۱) برنامه حزب توده ایران دقیقا همین حرف شما را تدوین و انتشار داده است. ولی اگر هنگام خوانش و تحلیل برنامه چند دهه صفحه ای برنامه حزب فقط مثلا یک دو صفحه مربوط به ” اقتصاد مردمی” توجه کنیم، نمی توانیم درک درستی از اهداف اقتصادی حزب توده ایران داشته باشیم. اگر به بخش دوم یا سوم برنامه برگردیم، می بینیم که چندین صفحه آن مربوط به اقتصاد سیاسی – نئولیبرالی است که حزب به شدت مخالف آشکارش را اعلام کرده است. با خواندن این بخش است که می توانیم متوجه شویم که منظور حزب از “اقتصاد مردمی” در مرحله ملی-دمکراتیک انقلاب ایران چیزی جز اتخاذ سیاست اقتصادی مورد نظر شما نیست. و نمی دانم چرا مدام، با این که برنامه حزب و مقالات عدیده چاپ شده در “نامه مردم” در نکوهش اقتصاد سیاسی نئولیبرالی و تاکید بر اقتصاد مردمی به طور آشکار بیان شده است، باید این امر را همچون چوب الفی بر سر حزب کوبید. ۲) دقیقا به خاطر ضدیت آشکار حزب و برنامه و نشریات آن با اقتصاد سرمایه داری نئولیبرال و تاکید مکرر آن بر اقتصاد مردمی است که سازمان یا حزبی دیکر حاضر نیست به این جبهه پیوندد. ۳) موضع حزب در باره آینده و سیاست اقتصادی حکومت بعد کاملا روشن است و سال های سال است که راه نجات ایران را نه تنها به تمام توده ای ها و مردم بلکه به تمامی سازمان ها و احزاب سیاسی ایران گوشزد و تاکید مصرانه کرده است.

حزب توده ایران پرچمدار همان آرمان بلند، مردمی و بشردوستانه ای است که شما به دنبال آن هستید، و بسیار خرسندم که هم حزب و هم شخص شما ا رفیق عاصمی از این آرمان خود دست نکشیده اید و همه ما باید به این آرمان افتخار کنیم و برای استقرار آن سخت بکوشیم.

دست تان را می فشارم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *