تجربه‌ای آموزنده از اول ماه مه

سخن روز شماره: ۱۴ (سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱٣۹٨ – ۱۴ مه ۲۰۱۹)

در گفت و شنفت با رفیق کاووس که در ابرازنظری به مقاله ی دیالکتیک نبرد فرهنگی– طبقاتی در شرایط کنونی در ایران
انتشار یافت، به این نکته اشاره شد که شما نوشته‌اید که حزب باید برنامه برای نبرد فرهنگی- طبقاتی را تنظیم کند. حزب به این وظیفه عمل کرده است. آیا نباید همه ی توده ای ها برای تحقق بخشیدن به آن بکوشند؟

رفیق عزیز، توجه دادن شما به جاست، رفقای دیگری نیز دارای همین موضع هستند.رفیق عزیز احسان یکی از این رفقای علاقمند و فعال است. البته وظیفه ی توده‌ای ها کوشش همه جانبه برای تحقق بخشیدن به برنامه‌ای است که حزب توده ایران برای پیش برد نبرد طبقاتی در ایران تنظیم کرده است. اصلی که شما مطرح می‌کنید و مورد تأیید همه ی توده‌ای ها، ازجمله نگارنده است، اصلی عمده و پراهمیت است. 

چگونه باید این اصل عمده را در شرایط مشخص ایران عملی ساخت؟ شکل و مضمون کارکرد عملی و یا پراکتیک تاکتیکی برای تحقق بخشیدن به آن چیست؟ چگونه است؟ به منظور توضیح، تجربه‌ای را که از اول ماه مه است که در کلن با آن روبرو شدم، به کمک می گیرم.

روز اول ماه مه امسال، اا اردی‌بهشت ۱۳۹۸ در میدانی در کلن که غرفه ی حزب توده ایران برپا بود حاضر شدم.
در کنار غرفه ی حزب، حزب کمونیست کارگری با موزیک و پرچم و عکس‌های زندانیان سیاسی اسماعیل بخشی و سپیده قلیان به فعالیت چشمگیری مشغول بود. امضا برای آزادی زندانیان سیاسی جمع آوری می شد، نوشتارهایی تقسیم می شد، و ..
موزیک انقلابی و رقص به اهرم «فرهنگی» به جایی برای جلب نظر و توجه مراجعه کنندگان به کار گرفته می شد. 

بدیهی است که دفاع از زندانیان سیاسی و خواستار آزادی آن‌ها شدند که حزب توده ایران نیز ازجمله در بیانیه اول ماه مه مطرح ساخته است، مبارزه‌ای درست است و مورد تایید. از این رو از فعالیت زنده ی رفقای حزب کمونیست کارگری خشنود بودم و خواستار صحبت و تماس با آن‌ها بودم. 
در چند جمله‌ای که توانستم با یکی از دست اندکاران داشته باشم، پشتیبانی خود را از فعالیت برای آزادی زندانیان سیاسی و به ویژه اسماعیل بخشی و سپیده قلیان که در کنار دیگر مبارزان معلم و کارگر به شخصیت‌های برجسته در نبرد طبقاتی در ایران در شرایط کنونی تبدیل شده‌اند بیان کردم. اضافه نمودم که شنیدن موزیک انقلابی که پخش می شد، ازجمله سرود سلام به پارتیزان های ایتالیای دوران جنگ دوم جهانی بسیار لذت بخش است. 
سپس پرسیدم که آیا به منظور نشان دادن مبارزات طبقه ی کارگر ایران، طرح خواست های مشخص مبارزات که مضمون نبرد طبقه ی کارگر ایران و نمایندگان انقلابی آن را برای بازدید کنندگان از غرفه دقیق‌تر تفهیم می کند، کمک نمی بود؟ پرسیدم که آیا طرح خواست بخشی برای پایان دادن به‌خصوصی سازی ٬٬هفت تپه٬٬ در پلاکارت ها کمک نبود برای شناساندن مضمون مبارزات کارگران هفت تپه و دیگر گروه‌ها مانند معلمان، بازنشستگاه و غیره در ایران به بازدیدکنندگان؟ گفت و شنفت ادامه نیافت.این یک مساله است.

آن بخش از تجربه که در ارتباط قرار دارد با مضمون گفت و شنفت کنونی درباره ی برنامه ی فرهنگی- طبقاتی حزب توده ایران و دفاع از آن توسط توده‌ای ها، کدام بخش این تجربه را تشکیل می دهد؟ 
آیا رفقای حزب کمونیست کارگری با کوشش خود در دفاع از بخشی و قلیان و دیگر زندانیان سیاسی که مورد پشتیبانی و احترام است، و نباید این کوشش را تنها گذاشت، از یک برنامه «کمونیست کارگری» که تعریف شخصیت تاریخی و مضمونی سازمان است، پیروی می کنند؟ باید تردید داشت. 
آن‌ها مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی را از محتوای «اندیشه ی ترقی خواهانه» طرح شده توسط این و دیگر زندانیان سیاسی تهی ساخته اند. 
آن‌ها با طرح نکردن خواست «پایان دادن به‌خصوصی سازی هفت تپه»، خواست را از محتوای «ترقی خواهانه»ی مبارزه جانفشامنانه ی آن‌ها تهی نموده اند!بدون تردید این رفقا ناخواسته چنین کرده اند. آن‌ها ناخواسته مضمونی را که به خاطر تحقق بخشیدن به آن اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و رفقای دیگری در زندان سیاه ارتجاع دست و پا می‌زنند و شکنجه می‌شوند، در برابر انظار عمومی مطرح ننموده اند.این خواست در آلمان امپریالیستی هم مطرح است. سلب مالکیت از شرکت های بزرگ خانه اجاره ای نیز به خواست مطرح در این کشور تبدیل شده است.

به سخنی دیگر، آیا شعار آزادی زندانیان سیاسی بدون «تشکیل ٬٬جبهه٬٬ از چپ» که رفقای نویدنو به درستی بررسی و اندیشیدن درباره ی آن را در نوشتار خود مورد توجه قرار داده اند، تحقق خواهد یافت؟ آیا آزادی زندانیان سیاسی در ایران، آن طور که در جریان انقلاب بهمن تجربه شد، در پایان یک روند انقلابی در کشور قرار ندارد که مبارزان در ٬٬آزادی٬٬ تنها آن هنگام به آن دست می یابند که با مبارزه ی خود به تحقق بخشیدن به خواست زندانیان سیاسی بپردازند؟ نبود خواست زندانیان سیاسی در غرفه چشم گیر این رفقا در اول ماه مه در کلن، آن‌ها را در مظان اتهامی که ارتجاع مطرح ساخته است قرار می دهد. ارتجاع مدعی است که بخشی ها چون مورد دفاع در خارج از کشور توسط سازمان ها هستند، وابسته به آن‌ها هستند و از آن‌ها دستور می گیرند. تهمت ٬٬استفاده ی ابزاری از شعار آزادی زندانیان سیاسی٬٬ به ابزار زدن بخشی ها توسط حاکمان بدل شده است. 
تنها هنگامی این اتهام از محتوا تهی می‌شود که مبارزه برای خواست پایان دادن به‌خصوصی سازی توسط مبارزان ٬٬آزاد٬٬ به عنوان یک خواست ترقی خواهانه درک شود و مبارزه برای تحقق بخشیدن به آن ادامه یابد! تدارک گذار از شرایط حاکم با نبردی انقلابی فراهم گردد که شعار عمده‌ای آن، پایان دادن به‌خصوصی سازی زندگی اجتماعی است.
آن‌ها با ادامه مبارزه برای خواست های اقتصادی- سیاسی- اجتماعی و فرهنگی زندانیان سیاسی شرایط آزادی زندانیان سیاسی را از ٬٬چپ٬٬ تدارک می بینند. زیرا به خواست آنان که به خواست و نیازی دمکراتیک و ملی برای سراسر هستی اقتصادی-اجتماعی- فرهنگی ایران بدل شده است، عمل می کنند. آزادی زندانیان سیاسی از ٬٬چپ٬٬، در این ارتباط، یعنی در جهت «ترقی خواهانه» رشد جامعه ی ایرانی.

دفاع از برنامه حزب توده ایران توسط توده‌ای ها و مبارزه ی مشترک و جانفشانانه برای تحقق بخشیدن به آن از این رو ضروری است که در برنامه حداقل کارگری حزب توده ایران، با تلفیق مبارزه ی دمکراتیک و سوسیالیستی، سمت گیری ترقی خواهانه در برنامه تضمین می شود. حد فاصل برنامه ی مارکسیستی- توده‌ای با انواع دیگر ٬٬کمونیستی٬٬ و ٬٬کارگری٬٬ و از این قبیل در دفاع از آزادی زندانیان سیاسی نیست.در این زمینه هم رأی و هم سو هستیم و در یک صف می رزمیم. 
خط فاصل آن است که حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران در مبارزه ی دمکراتیک آن‌چنان پیگیر و پابرجاست که مبارزه به مبارزه ترقی خواهانه برای گذار از سرمایه داری فرا می روید. آن طور که در مبارزات کارگران هفت تپه در «پراتیک انقلابی» واقعاً موجود و در جریان در ایران به منظه ظهور رسیده است!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *