سیاست های جدید گرسنگی دادن

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱۱ خرداد ۱٣۹٨ –  ۱ ژوئن ۲۰۱۹
دان لیبرمن – برگردان: هاتف رحمانی 


استفاده رئیس جمهور دونالد ترامپ از شریرانه ترین جنبه های جنگ اقتصادی آزمون دیگری از سیاست های گرسنگی دادن را به نمایش می گذارد. 
بعد از دولت جرج دبلیو بوش، باراک اوباما و دونالد ترامپ رئیس جمهور های بعدی جنگ تهاجمی بوش را شل و به جنگ اقتصادی تکیه کردند. جنگ اقتصادی در مقایسه با انفجار بمب ها بی ضرر به نظر می رسد، اما چنین نیست – جنگ اقتصادی می تواند بدون شلیک گلوله ای دشمن را له کند. جنگ اقتصادی در عمق افراطی خود نیروی یک بمب نوترونی را دارد، زیر ساخت های کشور را از کار می اندازد و نفس مردم آن را می گیرد. انزوا از سیستم مالی جهانی، تحریم های مادی، و دیگر تحریم ها سطح استاندارد زندگی را کاهش و مردم را به گرسنگی نزدیک می کند، جدی ترین جنبه های جنگ اقتصادی جنایت هایی بزرگ و شکلی از تروریسم هستند. 
ایران، کوبا، کره شمالی، و عراق تنبیه کننده ترین تحریم های ایالات متحده را تحمل کرده اند. نتایج تحریم ها علیه این کشور ها، که مدل هایی برای تاثیرات تحریم ها هستند، نشان می دهد که تحریم ها به ندرت هدف های اعلام شده خود را بر آورده اند و ممکن است هدف آن ها دلایل دیگری – به تاخیر انداختن رشد اقتصادی، تضعیف چالش ها در اقدامات آشتی ناپذیر، پیش برد سلطه، و ترویج تغییر رژیم – را داشته باشد. 

ایران 
رئیس جمهور جیمی کارتر آشفته از حاکمیت آیت الله روح الله خمینی و خشمگین از به گروگان گرفته شدن ۵۲ کارمند سفارت امریکا توسط دانشجویان اسلامگرای افراطی و رزمنده، چندین میلیارد دلارسپرده بانکی، طلا و دیگر دارایی های ایرانیان را مسدود کرد، و در سال ۱۹٨۰ با تحریم تجاری و منع مسافرت به ایران تحریم ها را ادامه داد. این اقدامات تنبیهی نتیجه ای برای ایالات متحده نداشت، قدرت آیت الله را تقویت کرد و درخواست آزادی مقامات دستگیر شده سفارت از دانشجویان را سخت تر کرد.
رئیس جمهور ریگان، که تا حد زیادی صعود خود به مقام اجرایی را مدیون بحران گروگانگیری بود، احساس تحقیر خود را با قطعنامه مسئله ایران نشان داد. رئیس جمهور امریکا با حرکت ازاین ادعای ثابت نشده که ایران در بمب گذاری پادگان دریایی بیروت در سال ۱۹٨٣ دست داشته است، و با طرف داری از صدام حسین در جنگ ایران و عراق، تحریم بیشتری را بر جمهوری اسلامی تحمیل و در سال ۱۹٨۷ تمام واردات از ایران را ممنوع اعلام کرد. 
در زمان دولت کلینتون، لایحه تحریم های ایران – لیبی (ILSA) تمام شرکت های خارجی را که بیش از ۲۰ میلیون دلار در توسعه منابع نفت این کشور ها سرمایه گذاری می کردند جریمه کرد. 
ورود ایران به دوران اتمی سبب رشته جدیدی از تحریم ها شد. جنگ اقتصادی خیلی زود با محروم کردن ایران از گرانبها ترین منبع و صادرات خود – نفت – به مقیاس کامل رسید. کنگره تحریم های یک جانبه ای را که بخش های انرژی و بانکی ایران را هدف می گرفت تصویب کرد. تحریم ها نتوانست فعالیت های اتمی ایران متوقف کند، یا آن را از امضا قرارداد با شرکت های خارجی برای توسعه منابع نفت خود باز دارد. صادرات در سال ۲۰۱۲ به آرامی تا حدود ٨۲ میلیارد دلار، با عراق آزاد شده و چین مستقل که شکاف را به عنوان شرکای تجاری پرمی کردند رشد یافت. 
با این حال جنگ اقتصادی بر صنعت و رفاه ایران تاثیر گذاشت. در اکتبر ۲۰۱۲ پول ایران، ریال، رکوردی را در کاهش ارزش برابری در برابر دلار تجربه کرد، و نزدیک به ٨۰ درصد ارزش خود را در یک سال از دست داد. فقدان قطعات یدکی و ناتوانی در جایگزین کردن هواپیما ها امنیت هوایی را تحت تاثیر قرار داد. رشد واقعی نرخ تولید ناخالص داخلی، که در سال های دهه اول قرن بیست و یکم در ۶ درصد ثابت بود، در سال های ۲۰۱۱-۲۰۱۲ به دو درصد سقوط کرد. بنا به گزارشی به نقل از مقامات وزارت خانه های کشور و انرژی، واردات بنزین که در زمان شاه سابق ۱٣۰.۰۰۰ بشکه در روز بود در سال ۲۰۰۹ به ۵۰.۰۰۰ بشکه در روزکاهش یافت. پوشش، هزینه ها و زمان تعمیرات ماشین آلات به سرعت افزایش یافت. ملتی با متخصصان دانش آموخته، که به دسترسی به فن آوری خارجی و همکاری علمی وابسته بود، دسترسیش به دانش به شدت محدود شد. 
بان کیمون دبیر کل سازمان ملل درگزارش ۵ اکتبر ۲۰۱۲ خود به مجمع عمومی سازمان ملل، تاثیرات تحریم بر مردم ایران را خلاصه کرد:    
«تحریم های تحمیل شده بر جمهوری اسلامی ایران تاثیرات شدیدی بر عموم مردم، از جمله گسترش تورم، بالا رفتن قیمت کالاها و انرژی، افزایش نرخ بیکاری و کمبود اقلام ضروری از جمله دارو داشته است. 
تحریم ها حتی مانع عملیات بشر دوستانه شده است، چون محدودیت های تحمیل شده بر سیستم بانکی ایران واردات داروهای موردنیاز برای درمان بیماری هایی مانند سرطان و قلب و نارسایی تنفسی را متوقف کرده است. »
دولت اوباما سرانجام محدودیت ها بر فروش دارو به ایران را بر طرف کرد، و پس از برجام، که بر اساس آن ایران غنی سازی اورانیوم خود را متوقف و کوچک کرد، سازمان ملل تحریم ها را لغو کرد. در سال بعد، تولید ناخالص ملی ایران ۱۵ درصد افزایش یافت. 
در هشتم ماه می ۲۰۱٨، دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا اعلام کرد که ایالات متحده از برجام خارج می شود، و تحریم های امریکا دو باره از نوامبر ۲۰۱٨ برقرار خواهد شد. 
رئیس جمهور ترامپ هدف از طرح خود برای تحریم های نو شده را “رساندن صادرات نفت ایران به صفر، و از بین بردن منبع اصلی درامد رژیم” اعلام کرد. ترامپ نهایت جنگ اقتصادی آسیب رسان– گرسنگی دادن به مردم و وادار به شورش کردن آن ها علیه رژیم – را تحمیل کرد. 
آن (هدف) رخ نداده است و پیش بینی هم نمی شود که اتفاق افتد. آمار ۲۰۱۹ بانک جهانی کاهش شدید اقتصادی و افزایش سریع تورم را نشان می دهد. 

 



همان طور که در نمودارها نشان داده می شود، تولید نفت و رشد تولید ناخالص ملی به صورت نسبی و شدید کاهش یافت. ارزش پول ملی شوک اولیه را تحمل کرد و بعد تا حدی بهبود یافت. تورم به حدود ۴۰ درصد به ویژه در مواد غذایی (۶۰ درصد) رسید.
اقتصادی رنجور، مردمی رنجور، و بدون هیچ دست آوردی برای امریکا. 


کوبا 
بلافاصله پس از انقلاب ۱۹۶۰ کوبا، ایالات متحده تحریمی را علیه کوبا بر قرار کرد. تحریم های بیش از ۵۰ ساله در بر آوردن اهدافی که امریکا به عنوان هدف تحریم ها مطرح کرد – جبران خسارت برای شرکت های ملی شده امریکایی از سوی کوبا و سرنگونی رژیم کاسترو – موفق نبوده است. تنها نتیجه تحریم محرومیت مردم کوبا بوده است. 
اگر چه مجمع عمومی سازمان ملل در ۲ نوامبر ۱۹۹۵، با رای ۱۱۷ به ٣ خواستار پایان دادن به تحریم علیه کوبا شد، اما رئیس جمهور کلینتون در ۱۲ مارس ۱۹۹۶، قانون رسوای آزادی کوبا و همبستگی دموکراتیک را امضا کرد. این لایحه جرائمی را بر شرکت های خارجی که در کوبا کسب و کار انجام می دادند تحمیل کرد، به شهروندان امریکایی اجازه داد از سرمایه گذاران خارجی که از دارایی های امریکایی مصادره شده از سوی دولت کوبا استفاده می کنند شکایت کنند، و ورود سرمایه گذاران در صنعت کوبا را به امریکا ممنوع کرد. 
سازمان بهداشت جهانی (WHO) پیش از دهه ۹۰ از کوبا به خاطر سیستم بهداشت عمومی آن، که با لغو گرسنگی و سوء تغذیه و از بین بردن بیماری های عفونی ایجاد شده بود قدردانی کرد. تحریم تشدید شده ای پس از برداشتن سوبسیدهای روسیه بر کوبای رنجور تحمیل شد. و به زودی، کوبای میانه ی دهه ۹۰ تصویر دیگری به نمایش گذاشت. انجمن امریکایی برای بهداشت جهانی و انجمن بهداشت عمومی امریکا اعلام کردند که تحریم سبب زوال قابل توجهی در تولید غذایی و مراقبت بهداشتی کوبا شده است: 
• کوبا از خرید نزدیک به ۲/۱ داروهای جدید بازار ممنوع شده بود.
• پزشکان تنها به ٨۹۰ دارو، پایین تر از ۱.٣۰۰ دارو در سال ۱۹٨۹ دسترسی داشتند.
• از بین رفتن منابع عرضه آب سالم بیماریهای ناشی از آب را افزایش داد.
• بین سال های ۱۹٨۹ و ۱۹۹٣ مصرف روزانه کالری تا ٣٣ درصد کاهش یافت.
سرانجام دولت کلینتون در سال ۲۰۰۰، تا حدی اجازه رهایی از جنگ اقتصادی تهاجمی را به کوبا داد. دولت برای اهداف بشردوستانه مجوز فروش مواد کشاورزی و دارو به کوبا را صادر کرد. طبق اعلام خدمات خارجی دپارتمان کشاورزی امریکا، صادرات کشاورزی امریکا در سال ۲۰۰۴ به کوبا به ٣٨۰ میلیون دلار رسید. و پس از عبور از ۷۱۰ میلیون دلار در سال ۲۰۰٨، در سال ۲۰۱۱ فروش مواد غذایی امریکا به کوبا بیش از ۵۰ درصد کاهش یافت. دلایل کاهش تا حد زیادی اقتصادی – فقدان ارز خارجی و شرایط مالی بهتر پیشنهاد شده از سوی کشور های دیگر- بودند. 
(نقل از هزینه ها و تحریم نوشته مارگوت پپر)
نمایندگان ده ها سازمان کسب و کار برجسته امریکایی، از جمله اتاق بازرگانی امریکا نامه ای را با درخواست برداشتن تحریم در زمان اوباما امضا کردند. نامه زیان اقتصاد امریکا را ۱.۲ میلیارد دلار در سال بر آورد می کند. برآوردهای سی پی اف بسیار بالاتر است: سالانه حدود ۴.٨۴ میلیارد دلار زیان در فروش و صادرات. از این رو هزینه های تحریم امریکا تا ۴.۱۵۵ میلیارد دلار بیش از هزینه های آن برای کوبا است. 
پس از دوره ای سیاست خشن نسبت به کوبا در زمان جرج دبلیو بوش، در سال ۲۰۱۴ رئیس جمهور اوباما اعلام کرد که واشنگتن و هاوانا به عادی سازی روابط تمایل دارند. به این منظور دولت اوباما به سه پایه از عادی سازی دست یافت: ۱- حذف کوبا از لیست کشورهای حامی تروریسم، که به کوبا اجازه دسترسی به منابع مالی بین المللی را داد، ۲- استقرار دوباره روابط دیپلماتیک، ٣- لغو محدودیت های سفر و تجارت از طریق اقدام اجرایی. تحریم در جای خود باقی ماند. 
در سال ۲۰۱۷، دولت ترامپ برخی از تغییرات ایجاد شده در زمان اوباما را برعکس کرد، اما اکثریت بزرگ آن سیاست امریکا باقی ماند. با وجود برخی تشدید تحریم های تجاری و محدودیت ها در سفر رسمی، هنوز راه های قانونی برای امریکایی ها وجود دارد تا به کوبا سفر و صادرات نمایند. در لیست تازه تحریم ها به امریکایی ها اجازه داده می شود تا از شرکت های خارجی در کوبا که از دارایی های مصادره شده در زمان انقلاب کوبا استفاده می کنند شکایت کنند. 
از اخبار سی بی اس ۱۱ ماه می ۲۰۱۹ 
هاوانا – دولت کوبا روز جمعه اعلام کرد جیره بندی مرغ، تخم مرغ، برنج، حبوبات، صابون و دیگر اقلام بنیادی را در مقابل بحران شدید اقتصادی به اجرا می گذارد. بستی دیاز ولاکوئز وزیر بازرگانی به خبرگزاری رسمی کوبا گفت که اشکال مختلفی از جیره بندی در راستای تعامل با کمبود مواد غذایی اساسی به اجرا گذاشته می شود. 
دیاز سخت تر کردن تحریم تجاری از سوی دولت ترامپ را سرزنش کرد. اقتصاددان ها سرزنش همانند یا بیشتری را به غرق شدن در کمک از سوی ونزوئلا می دهند، که فروپاشی شرکت نفت دولتی تقریبا به کاهش دو سوم حمل نفت سوبسید دار به کوبا منجر شده است که کوبا از آن برای برق و به دست آوردن ارز معتبر در بازار آزاد استفاده می کرد. 
اقتصاد رنجوری دیگر، مردم رنجوری دیگر، بدون هیچ دست آورد سیاسی برای امریکا.

کره شمالی 
مردم پرافتخار و قدرتمند کره شمالی مستمرا هدف تحریم ها، تهدید به تحریم های اقتصادی، و کنار زدن سریع تحریم ها بوده است. رسانه ها با کلمات: “امریکا تحریم ها را بر می دارد”، “امریکا تحریم ها را توصیه می کند”، “کره جنوبی از تحریم ها احتیاط می کند” تندتر می شوند. شناخت آن که آیا کره شمالی تحریم شده است یا وادار به تحریم شدن می شود دشوار است. پس از ادعای آزمایش هسته ای ۲۰۰۶، رهبران جمهوری دموکراتیک خلق کره به تحریم های در نظر گرفته شده با زدن برچسب “اعلان جنگ” پاسخ دادند. 
جمهوری دموکراتیک خلق کره از جنگ اقتصادی، که محدودیت هایی در تجارت و تبادل مالی را در بر می گیرد رنج برده است. صادرات اقلام حساس با کاربرد دوگانه (اقلامی که هم کاربرد نظامی دارند و هم کاربرد غیرنظامی) ممنوع بوده است. در طی ماه مارس ۲۰۱۲، سیاست های گرسنگی دادن وارد عرصه شد، امریکای عصبانی از آزمایش موشکی اعلام شده کره شمالی، کمک غذایی به “پادشاهی منزوی” را به حال تعلیق در اورد. 
واشنگتن ( رویترز)- مقامات نظامی امریکا روز چهارشنبه اعلام کردند به خاطر آن که پیونگ یانگ برنامه به راه انداختن موشک دور برد را در مغایرت با هشدارهای جهانی به پیش می برد امریکا برنامه کمک غذایی به کره شمالی را به حال تعلیق در می آورد.    
در زمان اوباما، تحریم ها به مثابه سیاست “صبر راهبردی” افزایش یافت، امریکا منتظربود تا کره شمالی رفتار خود را پیش از درگیر شدن با دولت تغییر دهد. در نتیجه، تجارت بین کره شمالی و چین افزایش یافت و تحریم ها کیم جونگ اون را تشویق به گفتگوی خلع سلاح هسته ای نکرد. 
در ۲۱ سپتامبر۲۰۱۷، دونالد ترامپ، به عنوان بخشی از کارزار “فشار حداکثری” دولت، به قطع کامل از سیستم مالی امریکا / یا مسدود کردن دارایی شرکت ها، کسب و کارها، سازمان ها و افرادی که با کالا، خدمات، و فن آوری با کره شمالی معامله می کنند اجازه داد.   
گفتگو های امریکا با کره شمالی یک خطای اساسی دارد، آن ها خواهان خلع سلاح هسته ای در برابر بهبود روابط و کاهش تحریم ها هستند. اصلا توجه نمی شود که زرادخانه هسته ای کره در واکنش به اقدامات امریکا در شبه جزیره کره به عنوان تهدید مستقیم نسبت به رژیم آن کشور و تحولاتی که هیچ ربطی به تحریم ها نداشتند توسعه یافت. بنا بر این، جمهوری دموکراتیک خلق کره خلع سلاح هسته ای را با برطرف کردن تحریم ها معامله نخواهد کرد، و رویکرد آن عدم آغازگری (جنگ) است. 
تحریم ها که سرنگونی رژیم کره را هدف گرفته اند، توسعه سلاح های هسته ای و سیستم موشک های هوشمند آن را متوقف نکرده است. تحریم ها اقتصاد را دچار فرو پاشی و به مردم کره شمالی آسیب زده اند، گرسنگی در طی خشکسالی ها رخ داد. اگر چه برخی کمک های بین المللی برای کره شمالی تامین شده بود، اما جنگ اقتصادی عظیم به راه انداخته شده علیه “پادشاهی منزوی”، بدون هیچ سود ظاهری برای ایالات متحده معارض اصلی آن، مشکلات آن را تشدید کرده است.

عراق 
اگر عراق پمپی بود، پس امریکا می توانست کوه موسوویوس باشد. 
تحریم ها علیه عراق در ۶ اوت ۱۹۹۰، چهار روز پس از تجاوز صدام حسین به کویت آغاز شد، و تقریبا تحریم کامل مالی و تجاری را در بر گرفت. حاصل درد و رنج تحریم ها در گزارش سازمان ملل در باره وضعیت انسانی در عراق امروز، که در ماه مارس ۱۹۹۰ به شورای امنیت ارائه شد، به تصویرکشیده شده است. به خاطر طولانی بودن گزارش، تنها جنبه های مهم آن ذکر می شود. 
پیش از جنگ خلیح (فارس) 
• شاخص های اجتماعی و اقتصادی عراق قبل از ۱۹۹۱ عموما بالاتر از منطقه و میانگین کشور های پیشرفته بود. 
• تا ۱۹۹۰، سازمان غذا و کشاورزی (فائو) از عراق به عنوان یکی از بالاترین شاخص های دسترسی سرانه به غذا در منطقه یاد می کرد.
• براساس اعلام سازمان بهداشت جهانی (دبلیو اچ او) قبل از ۱۹۹۱، مراقبت بهداشتی به حدود ۹۷ درصد مردم شهری و ۷٨ درصد ساکنان روستایی بالغ می شد. از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ کاهش بزرگی در نرخ مرگ کودکان، همراه با نرخ مرگ نوزادان در ۶۱ در هزار تولد زنده در ۱۹٨۹ رخ داد. (در گزارش توسعه انسانی ۱۹۹۱ میانگین کشورهای در حال توسعه ۷۶ در هزار تولد زنده بود). یونیسف نشان می داد که سیستم رفاه ملی به کودکان و نوزادان معلول کمک و از خانواده های فقیر حمایت می کرد.
• قبل از ۱۹۹۱، جنوب و مرکز عراق سیستم آب و فاضلاب را، متشکل از دویست تاسیسات تصفیه آب برای مناطق شهری و ۱۲۰۰ تاسیسات تصفیه آب برای خدمت به مناطق روستایی، و نیز شبکه توزیع گسترده را به خوبی توسعه داده بود. سازمان بهداشت جهانی بر آورد کرد که ۹۰ درصد از جمعیت به آب آشامیدنی سالم کافی دسترسی دارند. 
تحریم های پس از جنگ خلیج (فارس) 
• واحد اطلاعات اقتصادی بر آورد می کند که تولید ناخالص ملی عراق ممکن است تا ۶۷ درصد در سال ۱۹۹۱ سقوط کرده باشد و کشور “تغییر از فراوانی نسبی به فقر شدید” را تجربه کرده و نرخ مرگ و میر نوزادان در عراق به “بالاترین نرخ در جهان” رسید. 
• صندوق جمعیت سازمان ملل (UNFPA) برآورد کرد نرخ مرگ و میر مادران از ۵۰ در ۱۰۰.۰۰۰ تولد زنده در سال ۱۹٨۹ به ۱۱۷ در ۱۰۰.۰۰۰ در سال ۱۹۹۷ افزایش یافت. نرخ مرگ و میر کودکان زیر پنج سال از ٣۰.۲ در ۱۰۰۰ در همان دوران به ۹۷.۲ در ۱۰۰۰ تولد افزایش یافت. سازمان امور اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل ( (DESA محاسبه کرد که نرخ مرگ و میر نوزادان از ۶۴ در هزار در سال ۱۹۹۰ به ۱۲۹ در هزار در سال ۱۹۹۵ رسید (گزارش توسعه انسانی میانگین نرخ مرگ و میر نوزادان را برای کم توسعه یافته ترین کشور ها ۱۰۹ در هزار قرار داده بود) تولد نوزادان کم وزن (کمتر از ۲.۵ کیلو گرم) اساسا به خاطر سوء تغذیه مادران از ۴ درصد در ۱۹۹۰ به حدود یک چهارم تولد های ثبت شده در ۱۹۹۷ رسید.
• مصرف روزانه کالری از ٣۱۲۰ کالری پیش از جنگ به ۱۰۹٣ کالری سرانه روزانه در سال های ۱۹۹۴-۹۵ سقوط کرد. شیوع سوء تغذیه در کودکان زیر پنج سال عراقی تقریبا از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶ دو برابر شد (از ۱۲ درصد به ۲٣ درصد). سوء تغذیه مطلق در مرکز/ جنوب عراق از ٣ درصد به ۱۱ درصد برای همان سن بالغ شد. 
• برنامه غذایی جهان (WFP) براورد کرد که دسترسی به آب سطحی در مناطق شهری تا ۵۰ درصد و در مناطق روستایی ٣٣ درصد نسبت به سطح ۱۹۹۰ کاهش یافت. 
• ثبت نام مدارس در سنین ۶ تا ۲٣ سال تا ۵٣ درصد کاهش یافت. طبق نظرسنجی میدانی انجام شده در سال ۱۹۹٣، چنان که یونسکو نقل می کند، در فرمانداری های مرکزی و جنوبی، ٨٣ درصد از ساختمان های مدارس به بازسازی نیاز داشتند، ٨۶۱٣ مدرسه از ۱۰٣٣۴ مدرسه از آسیب های جدی رنج می بردند. همان منبع نشان داد که برخی از مدارس با ظرفیت برنامه ریزی شده برای ۷۰۰ دانش اموز عملا ۴۵۰۰ ثبت نام شده داشتند. پیشرفت اساسی در کاهش سواد بزرگسالان و زنان متوقف شد و به سطح میانه دهه ۱۹٨۰ رسید. اکثر خانواده ها ناگزیر از تکیه بر کار کودکان برای تامین در آمد خانواده بودند. آمار تهیه شده از سوی یونسکو نشان می دهد که ترک تحصیل در مدارس ابتدایی از ۹۵.۶۹۲ مورد در سال ۱۹۹۰ به ۱٣۱.۶۵٨ نفر در سال ۱۹۹۹ رسید. 
تحریم ها و ابزار آن بر مردم عراق، تا تجاوز امریکا به عراق در سال ۲۰۰٣ ادامه یافت. 
انتشارات ۲۰۱۰ دانشگاه هاروارد، میزان غیرمنطقی جنگ اقتصادی انجام شده از سوی امریکا علیه عراق بی دفاع را توصیف می کند. 
«در حالی که ایالات متحده امریکا به طور پیوسته سیاست های باز داشتن عراق از توسعه سلاح ها یا تهدید همسایگان خود را توجیه می کرد، سیاست امریکا آشکارا فراتر از نگرانی امنیتی رفت. معمار چیره دست سیاست ها وجود داشت که برای انجام ساده آسیب بلاعوض ده ها راه دیگر یافت که کمترین ربطی به تهدیدی که عراق می توانست بر همسایگان خود یا هر کس دیگری مطرح کند نداشت. 
ایالات متحده به مدت سیزده سال به طور یک جانبه عراق را از وارد کردن تقریبا همه چیز در رابطه با برق، ارتباطات و حمل و نقل باز داشت، بسیاری از آن چه برای کشاورزی و ساختمان سازی مورد نیاز بود تحریم کرد، و حتی برخی از تجهیزات و مواد مورد نیاز برای مراقبت بهداشتی و تهیه مواد غذایی را ممنوع کرد. 
با رشد انتقاد، هیچ نشانه ای که کسی در دولت امریکا، و غیر از تعداد انگشت شماری در کنگره عملا آنتقاد ها را – که عملا عقلانی و قانونی بودن فرو کاستن تمدنی کامل را به کشوری پیشا صنعتی، ورشکست کردن کامل کشور به خاطر دربر داشتن یک مرد مستبد را زیر سوال می برد – جدی گرفته باشند وجود ندارد.» 
در ۱۲ می ۱۹۹۶، مادلین البرایت سفیر امریکا در سازمان ملل در برنامه ۶۰ دقیقه سی بی سی حاضر شد. مفسر لسلی شال از او پرسید: “ما شنیده ایم که نیم میلیون کودک (در عراق) مرده اند. فکر می کنم بیشتر از کودکانی است که در هیرو شیما کشته شدند. آیا (تحریم) ارزش آن را داشت؟” مادلین البرایت پاسخ داد “ما فکر می کنیم ارزشش را داشت.” آیا از یک انسان عادی چنین پاسخی انتظار می رود؟ 
تجاوز ۲۰۰٣ امریکا به عراق آن چه را که تحریم ها موفق به انجام آن نشده بودند انجام داد – هل دادن عراق به خرابی کامل. پرسشی مطرح می شود، “اگر تحریم ها را داریم چرا جنگ یا اگر لازم است به جنگ رفت چرا تحریم؟” 

جمع بندی 
همان طور که نشان داده شد، تحریم ها هرگز اهداف اعلام شده خود را برآورده نمی کنند و به شدت به مردم آسیب می زنند. جنگ اقتصادی معادل جنگ نظامی است. کشوری که تهاجم را انجام می دهد همانند هر جنگی به متجاوز تبدیل می شود، و نابودی برای کشور دفاع کننده معادل وحشی گری است. در یک درگیری یک طرفه، مردم متمدن کشور مدافع زیان های بزرگ و کشور متجاوز زیان های کمتری را متحمل می شوند. جنگ های اقتصادی هرگز به نتیجه ای که طرف وضع کننده انتظار آن را دارد نمی رسد، و هیچ پیمان صلحی امضا نمی شود. مبارزات موضوع بازی باقی می ماند. 
شکل محدود شده ای از شیوه جنگ اقتصادی، یک هدف قانونی دارد. جنگ کامل اقتصادی، که تمام جنبه های زندگی کشور را اشغال می کند و تا زمین گیر کردن مردم ادامه می یابد، قابل پذیرش نیست. در یک جنگ نظامی، اغلب شقاوت ها و نقض حقوق بشر صورت می گیرد. با این که (در جنگ اقتصادی) هیچ گلوله ای شلیک نمی شود و میدان های جنگ قابل شناسایی نیستند، اما جنگ اقتصادی نمی تواند شقاوت های خود را استتار و بر نقض حقوق بشر خود لباس مبدل بپوشاند.   


دان لیبرمن سردبیر خبرنامه چشم انداز بدیل، یک وب سایت خبری اینترنتی است. مقالات او در نشریه انلاین در سراسر جهان درج می شود. بسیاری از مقالات او به عنوان منبع در دانشگاه های متعدد تدریس می شود و به کلاسیک های اینترنتی تبدیل شده است که سالانه هزاران خواننده را به خود جلب می کند.
ای میل لیبرمن: alternativeinsight@earthlink.net
بر گرفته از کانتر کیورنت 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *