قاچاق ۳۵ میلیارد دلاری: صورت‌حساب نئولیبرالیسم و فسادرانتی

💣
💰 دکتر حسین سلاح‌ورزی، رئیس سازمان ملی کارآفرینی ایران در روزنامه دنیای اقتصاد نوشت؛ خبر قاچاق ۳۵ میلیارد دلاری را نباید فقط به حساب ضعف مرزبانی گذاشت. این رقم، صورت‌حساب سیاست‌هایی است که طی سال‌ها فعالیت رسمی را دشوار و دورزدن قانون را سودآور کرده‌اند. قاچاق در ایران به یک زنجیره اقتصادی تبدیل شده—با قواعد، بازیگران و شبکه توزیع خاص خودش.
🏭 بزرگ‌ترین قربانی این وضعیت، بنگاه رسمی و شفاف است. تولیدکننده‌ای که مالیات و حق بیمه می‌پردازد، استاندارد رعایت می‌کند، تسهیلات گران می‌گیرد و مواد اولیه را با هزار زحمت تأمین می‌کند، باید با کالایی رقابت کند که بسیاری از این هزینه‌ها را نپرداخته است.
📉 واردکننده قانونی نیز تعرفه، مالیات و هزینه توقف کالا را می‌دهد؛ در حالی که رقیب غیررسمی او همین کالا را سریع‌تر و گاهی ارزان‌تر به بازار می‌رساند. پیامی که به فعال اقتصادی منتقل می‌شود، ویرانگر است: شفاف‌بودن هزینه دارد و پنهان‌ماندن سود.
⚖️ دولت نیز از این چرخه زیان می‌بیند؛ اما واکنش آن معمولاً مسأله را بدتر می‌کند. قاچاق، درآمد مالیاتی و گمرکی را کاهش می‌دهد. دولت برای جبران، فشار بیشتری بر مؤدیانی وارد می‌کند که دفتر، حساب بانکی و نشانی مشخص دارند. در نتیجه همان شرکت‌هایی که شفاف‌ترند، بیشتر مالیات می‌دهند و گردش‌های پنهان همچنان بیرون از دسترس باقی می‌مانند.
🔗 ادامه این وضع به فروپاشی ناگهانی منتهی نمی‌شود؛ آنچه محتمل‌تر است، فرسودگی آرام اقتصاد رسمی است: سرمایه‌گذاری کمتر می‌شود، بنگاه‌های شفاف ضعیف‌تر می‌شوند، اشتغال پایدار جای خود را به کارهای بی‌ثبات می‌دهد و شبکه‌هایی قدرت می‌گیرند که نه مالیات می‌پردازند و نه در برابر کیفیت و سلامت کالا پاسخگو هستند.
🏛️ دولت روی کاغذ مقررات بیشتری دارد؛ اما در عمل بخش کوچک‌تری از اقتصاد را اداره می‌کند. این همان پارادوکس نئولیبرالیسم است: هرچه مقررات بیشتر و خصوصی‌سازی ‌تر شود، اقتصاد پنهان و رانت‌خوار قوی‌تر می‌شود.




فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا: عاشق تسلیحات، متنفر از روسیه، بی‌تفاوت به فقرا

🎯
🗣️ اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، سخنرانی سالانه «وضعیت اتحادیه» را در ۷۵ دقیقه و ۱۹ صفحه ایراد کرد—اما در این سخنرانی حتی یک پیشنهاد مشخص برای مقابله با گرانی غذا، انرژی، مسکن و حمل‌ونقل وجود نداشت.
📢 مانون اوبری، عضو گروه چپ‌گرای GUE/NGL از حزب «فرانسه تسلیم‌ناپذیر»، واکنش تندی داشت: «در زمانی که مردم مجبورند بین مسکن، غذا و حمل‌ونقل یکی را انتخاب کنند، فون در لاین حتی یک پیشنهاد برای کمک به اروپایی‌ها در برابر هزینه‌های سرسام‌آور زندگی ارائه نکرد.»
⚖️ اوبری افزود: «او همچنان بر رقابت‌پذیری به عنوان اولویت پافشاری می‌کند و از آن برای توجیه مقررات‌زدایی استفاده می‌کند—مقررات‌زدایی‌ای که همه دستاوردهای زیست‌محیطی را از بین می‌برد. بار دیگر این سخنرانی کاملاً پوچ و جدا از واقعیت است.»
💰 مارتین شیرده‌وان، عضو حزب چپ آلمان (Die Linke) در همین گروه، گفت: «اگر کسی انتظار داشت فون در لاین پاسخ مشکلات اجتماعی اروپا را بدهد، ناامید شد. مردمی که هر ماه با اجاره‌های بالا، قیمت غذا و انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، به کمک مشخص نیاز دارند. اما او همان نسخه‌های قدیمی رقابت‌پذیری و مقررات‌زدایی را تکرار می‌کند.»
🛡️ شیرده‌وان هشدار داد: «فون در لاین می‌خواهد میلیاردها برای تسلیح مجدد هزینه کند، در حالی که از انضباط بودجه‌ای موعظه می‌کند. این یعنی کاهش بودجه سیاست‌های اجتماعی، مسکن، محیط زیست و آموزش.»
📉 فون در لاین در سخنرانی خود تنها یک خط و نیم به اعتراف به بحران اختصاص داد: «پیامدهای بحران‌های متعدد در بسیاری از خانواده‌های اروپایی احساس می‌شود، به‌ویژه در قالب هزینه‌های بالای زندگی و مسکن.» اما هیچ پیشنهاد مشخصی برای مقابله با آن ارائه نکرد.
فون در لاین با عشق به صنعت نظامی، میلیاردها یورو به تسلیح مجدد تزریق می‌کند. روس‌هراسی ابزار اوست: توجیه‌گر بودجه‌های جنگی، مقررات‌زدایی، و چشم‌پوشی از فقر و دامپینگ دستمزد در قلب اروپا.




کمونیست‌های روسیه: ملی‌سازی، پایان الیگارش‌ها، پیروزی در اوکراین

🏛️
🗳️ انتخابات پارلمانی روسیه از ۱۸ تا ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶ برگزار می‌شود. حزب کمونیست فدراسیون روسیه (CPRF) با «برنامه پیروزی» وارد میدان شده—برنامه‌ای که هم منابع جنگ اوکراین را تقویت می‌کند و هم خواستار اصلاحات گسترده به سود طبقه کارگر روسیه است.
🏭 محور اصلی برنامه، بازسازی ساختاری اقتصاد روسیه است: ملی‌سازی همه بخش‌های راهبردی، از استخراج مواد خام و انرژی تا صنایع سنگین و بانک‌های اصلی کشور. حزب می‌خواهد منابع کشور را به دست مردم بازگرداند و هرگونه خصوصی‌سازی جدید را فوراً متوقف کند.
⚡ کمونیست‌ها سال‌هاست خصوصی‌سازی شرکت برق دولتی RAO UES را نقد می‌کنند. به گفته آن‌ها، این خصوصی‌سازی که در ۲۰۰۶ آغاز شد، سیستم انرژی شوروی را نابود کرد و به قیمت‌های انفجاری برق، ناامنی تأمین و فرسودگی زیرساخت‌های حیاتی انجامید.
🌾 حزب کمونیست همچنین می‌خواهد عناصری از برنامه‌ریزی دولتی شوروی را بازگرداند و از «تعاونی‌های مردمی» مانند مزرعه دولتی لنین در نزدیکی مسکو —جایی که کارگران سه برابر میانگین روسیه دستمزد می‌گیرند حمایت کند.
💰 برای تأمین مالی برنامه‌های اجتماعی، CPRF سیستم مالیاتی را بازسازی می‌کند: مالیات تصاعدی واقعی بر درآمد ثروتمندان و الیگارش‌ها، مالیات جدید بر کالاهای لوکس، و حذف مالیات بر درآمد گروه‌های کم‌درآمد و خانواده‌های پرجمعیت.
👴 کمونیست‌ها سن بازنشستگی را به سطح شوروی بازمی‌گردانند: زنان ۵۵ سال و مردان ۶۰ سال.
📢 CPRF در «برنامه پیروزی» می‌نویسد: «تبلیغات دولت ادعا می‌کند: ثبات یک ارزش بزرگ است. اما ثبات در فقر، انحطاط است.»
⚔️ در مورد جنگ اوکراین، CPRF از روسیه حمایت می‌کند. گنادی زیوگانوف، رهبر حزب، دولت را نقد می‌کند که از تاریخ پیروزی شوروی بر آلمان نازی درس نگرفته است. به گفته او، کل جامعه روسیه باید به اقتصاد جنگی تبدیل شود تا اوکراین سریع‌تر شکست بخورد. کمونیست‌ها استدلال می‌کنند که پیروزی نظامی بر غرب، بدون پیروزی بر سرمایه‌داری در روسیه ممکن نیست.




باب‌المندب، گلوگاهی استراتژیک که غرب فعلا از دست داد

⚖️
🌍 باب‌المندب، دروازه دریای سرخ و گلوگاه حیاتی تجارت جهانی، پس از تصرف بندر مخا و جزایر کلیدی توسط انصارالله یمن، به میدان نبردی تازه بدل شده است—میدانی که در آن، نقشه غرب برای کنترل این آبراهه، شکل تازه‌ای به خود گرفته است.
⚓ تصرف جزیره میون (پریم) در وسط تنگه، به انصارالله امکان می‌دهد ترافیک دریایی را زیر نظر بگیرد. جزایر حنیش بزرگ و کوچک نیز که آخرین پایگاه‌های دولت یمن بودند، بدون مقاومت جدی سقوط کردند. اکنون انصارالله تا فاصله ۳۲ کیلومتری پایگاه نظامی آمریکا در جیبوتی رسیده است—تحولی که به گفته تحلیلگران، می‌تواند به ایجاد «منطقه نفوذ» جدید در دو سوی باب‌المندب منجر شود.
🛢️ بر اساس گزارش‌ها، محمد بن سلمان دو بار در یک روز با ترامپ تماس گرفت و خواستار مداخله نظامی مستقیم آمریکا شد. اما ترامپ این درخواست را رد کرد و ترجیح داد بر ایران و تنگه هرمز متمرکز بماند. در عوض، واشنگتن با انتقال اطلاعات و داده‌های هدف‌گیری به عربستان موافقت کرد.
📉 پیامدهای اقتصادی این بحران، شوک‌آور بوده است: قیمت نفت برنت به بالای ۱۰۸ دلار در هر بشکه رسید و میانگین قیمت گازوئیل در آمریکا برای نخستین بار از مرز ۶ دلار عبور کرد. انفجار خط لوله شرق-غرب عربستان نیز عرضه نفت را تا ۳.۶ میلیون بشکه در روز کاهش داده است.
🚢 نقشه غرب در باب‌المندب، بخشی از راهبرد بزرگ‌تر کنترل گلوگاه‌های دریایی جهان است—از هرمز تا باب‌المندب، از سوئز تا مالاکا. آینده این بحران به سه سناریو بستگی دارد: تثبیت وضع موجود و «مدیریت بحران»؛ تشدید تنش و بسته شدن کامل تنگه؛ یا بازپس‌گیری مناطق تصرف‌شده توسط ائتلاف سعودی-آمریکایی. هر یک از این سناریوها، پیامدهای متفاوتی برای آزادی ناوبری بین‌المللی و نظم دریایی جهان خواهد داشت.




«گنبد طلایی»، حلقه‌ غرب دور روسیه را تنگتر می‌کند

❄️ جبهه قطبی «کمربند حصاری» خطرناک‌ترین تهدید علیه روسیه است. توسعه نظامی-فنی در قطب شمال با هدف کاهش توان روسیه برای حمله تلافی‌جویانه هسته‌ای، از طریق «گنبد طلایی» و تهدید نسل پنجم هوایی با جنگنده‌های F-35A دنبال می‌شود.
📊 بر اساس سالنامه نظامی روسیه ۲۰۲۶، فنلاند قصد دارد ۶۴ فروند F-35A بخرد و کانادا ۸۸ فروند دریافت خواهد کرد. نروژ هم‌اکنون ۵۲ فروند دارد—بیش از دو برابر تعداد تخمینی Su-57 روسیه (حدود ۲۰ فروند). سوئد هنوز جنگنده نسل پنجم ندارد، اما سه کشور قطبی دیگر بیش از ۱۰ برابر روسیه F-35A خواهند داشت. اگر بیش از ۵۰۰ فروند F-35A آمریکا را هم اضافه کنیم، نسبت به ۳۵ به ۱ به زیان روسیه می‌رسد.
🎯 این آمار نشان می‌دهد آمریکا فعالانه طرح راهبردی ۲۰۲۱ خود برای «بازگرداندن سلطه قطبی» را اجرا می‌کند. سالنامه به برنامه‌های جدید ناتو در زمینه رادار، پهپاد، کشتی، یخ‌شکن و موشک اشاره کرده است.
⚔️ استراتژی ترامپ ۲.۰ علیه روسیه: ۱) ساخت زیرساخت دفاع موشکی «گنبد طلایی» در قطب شمال برای کاهش توان حمله تلافی‌جویانه هسته‌ای روسیه؛ ۲) مسلح کردن کانادا و «بلوک وایکینگ» (دانمارک، نروژ، سوئد و فنلاند) برای تهدید روسیه؛ ۳) احتمالاً فشار بر مرزهای روسیه در مسیر دریای شمال برای ایجاد بحران و خطرناک کردن این کریدور و کاهش استفاده از آن.
🔗 فشار آمریکا در جبهه قطبی، مکمل فشارهای لهستان در اروپای مرکزی و شرقی و ژاپن در شمال شرق آسیاست. همه این جبهه‌ها از متحدان دفاعی آمریکا تشکیل شده‌اند.
🚧 به بیان ساده، «کمربند حصاری» گرداگرد روسیه ایجاد شده و این محاصره بیش از هر جای دیگر، از راه توسعه نظامی-فنی در جبهه قطبی تنگ‌تر می‌شود. تا همین اواخر، این جبهه ساکت‌ترین جبهه از چهار جبهه بود، اما این فقط نشان می‌دهد اعضا بی‌سروصدا حرکت می‌کردند تا توجه روسیه را جلب نکنند.




وقتی بانک مرکزی روسیه چرخ صنعت را می‌خواباند

📉gazeta-pravda.ru
🏦 بانک مرکزی روسیه نرخ بهره را روی ۱۴٪ نگه داشت—و این وزنه سنگینی است که روی چرخ سرمایه‌گذاری اقتصاد روسیه افتاده. میانگین وزنی وام‌های زیر یک سال برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در ژوئن ۲۰۲۶ از ۱۸٪ گذشت. اسبربانک برای توسعه ۲۰ تا ۲۲٪ می‌دهد و اگر پروژه پیچیده‌تر از فروش کالا در مارکت‌پلیس باشد، نرخ مؤثر به ۲۵٪ و بالاتر می‌رسد.
📊 برای پس دادن وام ۲۲ تا ۲۵ درصدی، کسب‌وکار باید سود خالصی چند برابر این رقم داشته باشد. هیچ سرمایه‌گذار عاقلی با وام ۲۵ درصدی کارخانه جدید نمی‌سازد. راحت‌تر است پول مازاد را در سپرده بگذارد (بازدهی ۱۳٫۴ تا ۱۹٪) تا اینکه ریسک کند.
📈 رشد اقتصادی در ۲۰۲۵ به ۱٪ کاهش یافت و سرمایه‌گذاری برای اولین بار پس از مدت‌ها ۲٫۳٪ افت کرد. در سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ سقوط به ۱۴٫۳٪ رسید! در نیمه اول سال، سرمایه‌گذاری در سرمایه ثابت تقریباً ۱۰٪ نسبت به سال قبل کم شد.
🏭 نتیجه سیاست پولی «نسبتاً سخت»: صنعت روسیه به سرعت فرسوده می‌شود. بر اساس داده‌های وزارت صنعت، فرسودگی ماشین‌آلات از ۶۰٪ گذشت (در برخی صنایع ۸۰ تا ۸۵٪). سهم تجهیزات زیر پنج سال در صنعت روسیه ۴ تا ۷٪ است—در مقابل ۵۰ تا ۶۰٪ در آمریکا و آلمان. میانگین عمر تجهیزات در روسیه ۱۲ تا ۱۶ سال است، در حالی که در آمریکا ۶ تا ۷ سال.
🏗️ در صنعت جنگل، یک‌چهارم پروژه‌های سرمایه‌گذاری (۸۱ از ۳۰۹) و یک‌سوم پروژه‌های مراکز داده (۳۸ از ۱۲۸) متوقف شده. در ۱۰ شهر میلیونی، حجم پروژه‌های جدید مسکن ۳ تا ۳۵٪ کاهش یافته.
⚖️ اقتصاد روسیه، به جای اینکه صنعتی‌سازی جدید و مدرن را آغاز کند امروز مشغول بهره‌کشی بی‌رحمانه و وصله‌پینه کردن میراث صنعتی شوروی است. هزینه این بی‌توجهی—از دست رفتن پویایی توسعه است.




«پولداران فقیر»؛ پدیده جدید؛ فروپاشی طبقه متوسط در ایران

⚠️

📉 ورشکستگی اقتصادی جمهوری اسلامی فقط به فقیرترین لایه‌های جامعه ضربه نمی‌زند؛ یکی از پیامدهای مهم آن، فرسایش تدریجی موقعیت اقتصادی لایه‌های میانی است. علی سعدوندی اقتصاددان و متخصص سیاست‌گذاری اقتصاد کلان به اقتصادنیوز می گوید که گروهی که تا همین چند سال پیش خود را «متوسط» می‌دانستند، امروز ممکن است هنوز خانه، خودرو یا اندوخته‌ای داشته باشند، اما توان تأمین هزینه‌های جاری زندگی برایشان روزبه‌روز دشوارتر شود.
💸 پدیده «پولدار فقیر» دقیقاً از همین‌جا شکل می‌گیرد: دارایی وجود دارد، اما جریان نقدی کافی نیست. کارمند، بازنشسته، صاحب‌خانه یا حتی فردی با خودرو ممکن است در ظاهر فقیر نباشد، ولی تورم و کاهش قدرت خرید، امکان پرداخت هزینه‌های درمان، آموزش، تعمیرات، سفر و حتی برخی نیازهای ضروری را از او بگیرد.
🏚️ خطر اصلی برای لایه‌های میانی، سقوط تدریجی استاندارد زندگی است. خانواده ابتدا مصرف‌های غیرضروری را حذف می‌کند، سپس درمان، آموزش، تفریح و تعمیرات را به تعویق می‌اندازد و در نهایت ممکن است برای حفظ هزینه‌های ضروری، از پس‌انداز یا فروش دارایی استفاده کند. بنابراین، داشتن خانه یا خودرو لزوماً به معنای برخورداری از امنیت اقتصادی نیست.
📊 ریشه این وضعیت، به مجموعه‌ای از جنگ، تحریم، تورم، ناترازی بودجه و نظام بانکی و نااطمینانی اقتصادی بازمی‌گردد. نتیجه، کاهش تاب‌آوری خانوارهاست. حتی اگر هنوز آمار رسمی جدید و کامل در دسترس نباشد، نشانه مهم این است که درآمد واقعی و قدرت خرید بسیاری از خانوارها تحت فشار قرار گرفته است.
⚠️ اگر این روند ادامه پیدا کند، مرز میان «طبقه متوسط» و «گروه‌های کم‌درآمد» می‌تواند بیش از گذشته مبهم شود. مسئله فقط گسترش فقر نیست؛ مسئله، فرسایش آن بخش از جامعه است که زمانی با اتکا به درآمد ثابت، دارایی و پس‌انداز، خود را از سقوط به فقر مصون می‌دانست. بحران اقتصادی زمانی عمیق‌تر می‌شود که همین حاشیه امنیت نیز از میان برود.




آیا شرکت سهامی، مالکیت جمعی بر ابزار تولید است؟

🔗
🤔 در شرکت سهامی، مالکیت واقعاً میان تعداد زیادی سهام‌دار توزیع می‌شود، اما این به معنای مالکیت اجتماعی بر ابزار تولید، به معنای مارکسیستی آن، نیست.
مالکیت از شکل سرمایه‌دار منفرد خارج می‌شود و به شکل مالکیت سهامیِ متکثر درمی‌آید، اما همچنان مالکیت سرمایه‌دارانه باقی می‌ماند. بنابراین سرمایه، از یک سو، خصلتی اجتماعی‌تر پیدا می‌کند، اما از سوی دیگر همچنان به‌عنوان سرمایه و در قالب مالکیت خصوصیِ سرمایه‌دارانه باقی می‌ماند.
چه کسی به‌طور جمعی مالک چه چیزی است و این مالکیت در چه رابطهٔ اجتماعی‌ای عمل می‌کند. ابزار تولید در شرکت سهامی به دارایی مستقیم و اجتماعیِ تولیدکنندگان تبدیل نشده است؛ بلکه به شکل سرمایه‌ای اجتماعی‌شده اما همچنان سرمایه‌دارانه درمی‌آید. کارگر همچنان مالک ابزار تولید نیست و برای دسترسی به وسایل تولید، ناچار است نیروی کار خود را در برابر دستمزد بفروشد.
🔍 مارکس در «سرمایه»، جلد سوم، فصل ۲۷
مارکس در «سرمایه»، جلد سوم، فصل ۲۷ («نقش اعتبار در تولید سرمایه‌داری») نکته‌های ارزشمندی دربارهٔ شرکت‌های سهامی مطرح می‌کند. تولید و ادارهٔ بنگاه بیش از پیش خصلتی جمعی پیدا می‌کند، در حالی که مالکیت سرمایه و دریافت درآمد حاصل از آن همچنان در قالب مالکیت سرمایه‌دارانه باقی می‌ماند. به این ترتیب، کارکرد سرمایه‌دار می‌تواند از مالکیت سرمایه جدا شود.
💡 نه لغو شیوهٔ تولید سرمایه‌داری
مارکس شرکت سهامی را «لغو شیوهٔ تولید سرمایه‌داری درون خودِ شیوهٔ تولید سرمایه‌داری» می‌خواند و آن را، به‌مثابه «تضادی خود-منحل‌شونده»، مرحله‌ای از گذار به شکل تازه‌ای از تولید می‌داند.
این به معنای آن نیست که شرکت سهامی خودْ یک شکل سوسیالیستی از مالکیت است؛ بلکه نشان می‌دهد سرمایه‌داری در درون خود شکل‌هایی پدید می‌آورد که در آنها سرمایه و فرایند تولید بیش از پیش خصلتی اجتماعی پیدا می‌کنند، بی‌آنکه رابطهٔ سرمایه از میان برود. تفاوت اساسی میان «اجتماعی‌شدن سرمایه» و «مالکیت اجتماعیِ تولیدکنندگان بر ابزار تولید» همچنان پابرجاست.