درگذشت ابراهیم سراوکی، روزنامه‌نگار ایرانی اومانیته و فعال باسابقه حزب توده ایران

akhbar-rooz.com

کوتاه شده

از مبارزه با حکومت شاه تا مقاومت در برابر جمهوری اسلامی

ابراهیم سراوکی از دوران جوانی با فعالیت سیاسی در ایران آشنا شد. او که به نوشته اومانیته، ابتدا با حکومت سلطنتی شاه و پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ با حکومت آیت‌الله خمینی روبه‌رو شده بود، مبارزه سیاسی خود را در ارتباط با حزب توده ایران ادامه داد.

پس از استقرار جمهوری اسلامی و تشدید سرکوب نیروهای مخالف، سراوکی ناگزیر ایران را ترک کرد و به فرانسه پناه برد. او تحصیلات روان‌شناسی خود را که در ایران آغاز کرده بود، در شهر استراسبورگ ادامه داد و با موفقیت به پایان رساند.

اومانیته می‌نویسد بازگشت به ایران برای سراوکی به معنای خطر بازداشت و کشته‌شدن بود. با این حال، او در سال‌های اقامت در فرانسه ارتباط خود را با فعالیت‌های سیاسی و تشکیلاتی حزب توده ایران حفظ کرد.

سراوکی در گفت‌وگو با همکارانش از سفرهای خود به برلین شرقی و جمهوری دموکراتیک آلمان سابق سخن می‌گفت؛ کشوری که در دوره‌های مختلف پذیرای هزاران پناهنده سیاسی از شیلی و ایران شده بود. او همچنین در فرانسه در کنار حزب کمونیست این کشور فعالیت داشت و برای مدتی با گی دوکولونه، نماینده کمونیست پارلمان فرانسه، همکاری و ارتباط نزدیک داشت.

مجید، یکی از دوستان دوران دانشجویی سراوکی، در پیامی از لندن به اومانیته گفته است که نگاه انتقادی و قدرت تشخیص سیاسی او از همان دوران انقلاب ایران بر دوستانش تأثیر گذاشته بود.

فعالیت روزنامه‌نگاری و همکاری با اومانیته

سراوکی در سال ۲۰۱۰ به تحریریه روزنامه اومانیته پیوست و به‌عنوان روزنامه‌نگار و فیلم‌بردار فعالیت خود را آغاز کرد. او در یک گروه کوچک و با امکانات محدود، در راه‌اندازی فعالیت‌های ویدئویی این روزنامه نقش داشت و به شکل‌گیری نخستین زیرساخت‌های تولید گزارش‌های تصویری اومانیته کمک کرد.

پیش از ورود به روزنامه‌نگاری حرفه‌ای، سراوکی تجربه فعالیت اقتصادی نیز داشت. او مدتی در زمینه تجارت کار کرد و یک مجموعه کوچک از فروشگاه‌های اجاره فیلم راه انداخت. به نوشته اومانیته، علاقه او به ارتباط با مردم از ویژگی‌هایی بود که در این فعالیت نیز آشکار می‌شد.

او همراه همسرش، سوفی، در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی فرانسه نیز مشارکت داشت. این دو در جریان انتخابات پارلمان اروپا، انجمنی شهروندی و فعال در منطقه سن‌سن‌دنی، در حومه پاریس، تأسیس کردند و به تهیه مصاحبه‌های ویدئویی با شخصیت‌های چپ پرداختند.

سراوکی که فرانسه را دومین میهن خود می‌دانست، در سال ۲۰۰۸ تابعیت این کشور را دریافت کرد. او در سال ۱۹۸۹ با سوفی آشنا شد و از زندگی مشترک آنان دو فرزند به نام‌های ونسان و توما به دنیا آمدند.

نگرانی از جنگ و آینده ایران

برونو اودان در بخش دیگری از یادداشت خود به دیدگاه‌های سراوکی درباره تحولات اخیر ایران و سیاست‌های آمریکا و اسرائیل اشاره کرده است.

به نوشته او، سراوکی نسبت به پیامدهای حملات نظامی به ایران هشدار داده و معتقد بود بمباران‌هایی که هزاران قربانی غیرنظامی بر جای خواهند گذاشت، در نهایت به سود حکومت جمهوری اسلامی تمام خواهند شد.

مراسم خاک‌سپاری ابراهیم سراوکی روز پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵، (۱۵ اکتبر) ساعت ۱۵ و ۴۵ دقیقه، در گورستان جنوبی شهر انگن‌له‌بن در حومه پاریس، به نشانی ۲۹ rue de la Coussaye برگزار خواهد شد.




اروپا طبل جنگ می‌کوبد؛ وقت آن است که صدای صلح شنیده شود

🕊
🔥 پارلمان‌های اروپایی در مسابقه‌ای برای «برتری اخلاقی» و «ترس‌افکنی» فرو رفته‌اند. جملهٔ تکراری نخبگان سیاسی و رسانه‌های جریان اصلی اروپا این است: «اگر اوکراین ببازد، تانک‌های روسیه تا قلب اروپا پیش می‌روند.» همین پیش‌فرض، به جواز اخلاقی‌ای برای ریختن ده‌ها میلیارد یورو در جنگی فرسایشی تبدیل شده.
⚖️ اما این روایت، تحریف تاریخ معاصر اروپاست. نشست ناتو در بخارست در سال ۲۰۰۸، برخلاف هشدار آلمان و فرانسه و پیام صریح مسکو، تصمیم گرفت اوکراین و گرجستان عضو ناتو شوند. ویلیام برنز (William Burns)، سفیر وقت آمریکا در روسیه، در یادداشت معروف خود هشدار داد که عضویت اوکراین در ناتو «روشن‌ترین خط قرمز» برای تمام دستگاه روسیه است و می‌تواند به جنگ منجر شود.
💣 و بیایید افسانهٔ «ناتو فقط یک اتحاد دفاعی است» را کنار بگذاریم. این روایت برای کسانی که بمباران یوگسلاوی در ۱۹۹۹ بدون مجوز شورای امنیت، یا مداخلهٔ فاجعه‌بار در لیبی در ۲۰۱۱ را به یاد دارند، توخالی است. جنگنده‌های اروپایی بمب ریختند و کشوری را در ویرانی، بی‌قانونی و بازارهای بردهٔ آشکار رها کردند.
🎭 ادعای اینکه روسیه توان یا نقشهٔ اشغال اروپا را دارد، احیای همان «نظریهٔ دومینو»ی جنگ سرد است. روسیه پس از بیش از دو سال جنگ شدید، برای روستاها و سنگرهای دونباس می‌جنگد. این تصور که مسکو سپس لجستیک، نیرو و توان اقتصادی برای عبور از لهستان، بالتیک یا شمال اروپا و آغاز جنگ اتمی مستقیم با ناتوی متحد را داشته باشد، خودش خود را رد می‌کند.
🕊 جهان شکل‌گرفته از توازن قدرت، واقعیت‌های جغرافیایی و منافع امنیتی قدرت‌های بزرگ است. روسیه به سوی اقیانوس اطلس لشکر نمی‌کشد. خطر واقعی برای امنیت و رفاه اروپا، ارادهٔ نخبگان سیاسی خودش است که بی‌چون‌وچرا از شاهین‌های واشنگتن در رویارویی دائمی و تشدیدشونده پیروی می‌کنند. وقت آن است که از صلح، واقع‌گرایی سیاسی و مدیریت مسئولانهٔ سرمایهٔ عمومی سخن بگوییم.




طبقهٔ متوسطی که فقط روی کاغذ «متوسط» است

📉
💰 مرکز آمار ایران می‌گوید متوسط درآمد ماهانهٔ خانوار شهری از ۴۰ میلیون تومان گذشته است. اما پشت این عدد، حقیقتی تلخ پنهان است: ۵۴ درصد این درآمد غیرشغلی است و بخش بزرگی از آن اساساً پول نقد نیست. در آمار بانک مرکزی، حدود یکسوم درآمد ناخالص خانوار شهری ماهیت غیرپولی دارد . یعنی خانوادهای که در خانهٔ خودش زندگی میکند، در دفاتر آماری «درآمد» دارد، اما در جیبش پولی نیست.
🏥 همین طبقهٔ متوسط را نابود کرده است. خانوادهای که روی کاغذ ۴۰ میلیون درآمد دارد، وقتی به بیمارستان میرود یا باید دارو بخرد، نمیتواند با «ارزش اجاری خانه» هزینهٔ درمان را بپردازد. خانه را که نمیتوان فروخت تا شیمی‌درمانی کرد. این همان درآمدی است که نمیتوان خرج کرد؛ ثروتی که فقط در جدولهای آماری وجود دارد، نه در سفرهٔ مردم.
📊 هزینه ها اما نقدی اند و سریعتر هم رشد میکنند: هزینهٔ خانوار شهری ۴۵.۴ درصد بالا رفته، در حالی که درآمد فقط ۴۱.۲ درصد رشد کرده. حدود ۴۱.۷ درصد هزینه ها صرف مسکن، سوخت و روشنایی میشود. خانوادهٔ متوسط نه آنقدر فقیر است که مشمول حمایت شود، و نه آنقدر ثروتمند که از پس هزینه های سرسام آور درمان برآید. دقیقاً در همین شکاف، طبقهٔ متوسط خرد میشود.
🔥 اقتصاد نئولیبرالیستی-رانتی جمهوری اسلامی نه تنها زحمتکشان، بلکه همین طبقهٔ متوسط را هم داغان کرده است. اقتصادی که به جای تولید و اشتغال، بر رانت، سپردهٔ بانکی، زمین و دارایی غیرمنقول بنا شده، ثروت را روی کاغذ می‌سازد و فقر را در زندگی واقعی. خانواده ای که خانه دارد اما پول دارو ندارد؛ کارمند و کارشناسی که حقوقش کفاف اجاره و درمان را نمی‌دهد؛ و نسلی که آینده اش را در همین آمارهای آراسته گم کرده است. طبقهٔ متوسط ایرانی نه از میانهٔ جامعه، بلکه از میانهٔ سفرهٔ خودش سقوط کرده است.




سعودی‌ها دست‌نشانده واشنگتن‌اند، اما واشنگتن هم آن‌ها را به بازی گرفته است

🎭
🛢 عربستان با هشتمین بودجه نظامی جهان و نیروی هوایی چشمگیر، در برابر ارتش یمن به‌شدت آسیب‌پذیر است. چرا؟ چون ارتش یمن نیازی به پیروزی ندارد؛ تنها باید جنگ را برای سعودی‌ها پرهزینه‌تر کند . حملات موشکی و پهپادی، فرودگاه بین‌المللی ملک خالد ریاض را از کار انداخته، پروازها را تعلیق کرده و مدیران ارشد اکسون‌موبیل، توتال‌انرژی، شل و بی‌پی را از کنگرهٔ انرژی ریاض فراری داده است . وعدهٔ «داووس در صحرا» و چشم‌انداز ۲۰۳۰ بن سلمان، زیر دود موشک‌های یمنی خفه شده است.
🇺🇸 اما این فقط ضعف ریاض نیست؛ سیاست واشنگتن است. ترامپ عربستان را به جنگ با یمن کشانده و هم‌زمان، به‌طور پنهانی بن سلمان را به‌دلیل پرهیز از عادی‌سازی روابط با اسرائیل تنبیه می‌کند . واشنگتن نگران آن است که منابع نظامی عربستان از پروندهٔ ایران منحرف شود ، اما خودش راهبردی مشخص ندارد. سعودی‌ها هم دست‌نشاندهٔ واشنگتن‌اند و هم قربانی بازی‌های آن: از یک سو میلیاردها دلار برای تجهیز ارتش و حمایت از اقتصاد خرج می‌کنند ، از سوی دیگر، پاتریوت‌های گران‌قیمتشان در برابر موشک‌های یمنی کم می‌آورد و ذخایر رهگیرها ته کشیده است .
💣 نیروهای مسلح عربستان به‌جای دفاع از مرزها، بیشتر به درون نگاه می‌کنند و مأموریت اصلی‌شان حفاظت از خانوادهٔ ضدمردمی سلطنتی است . بن سلمان بر اثر حملات یمن میان کاخ‌های مجهز به پناهگاه در رفت‌وآمد و تحت حفاظت است ، در حالی که مردم عادی هزینهٔ این جنگ را می‌پردازند. ارتش یمن جنگ نامتقارن کلاسیک را به راه انداخته و تنها با چند ضربه، اقتصاد سعودی را تضعیف می‌کند. عربستانی که آرزوی ابرقدرت منطقه‌ای را داشت، امروز گروگان سیاست‌های واشنگتن و ضعف ساختاری خودش است.
🏜 تهدید اصلی از درون می‌آید، نه از حوثی‌ها. سه بحران همزمان — نظامی، مالی و مشروعیت — خاندان سعود را در آستانهٔ فروپاشی قرار داده است.




استاندارد دوگانه غرب؛ وقتی کمک «بشردوستانه» به جیب تروریست‌ها می‌رود

🎭

🕊 یان اگلاند (Jan Egeland)، دبیرکل شورای پناهندگان نروژ، از حامیان علنی ابومحمد الجولانی (Abu Mohammad al-Jolani) بود؛ همان کسی که رهبر شاخهٔ القاعده در ادلب سوریه بود و امروز بر دمشق حکومت می‌کند. اگلاند و سازمانش نه‌تنها با او همکاری کردند، بلکه در زمان قدرت‌گیری‌اش نیز در کنارش ماندند. این همان سازمانی است که جایزهٔ امسال تلویزیون ملی نروژ را برد.
💰 سازمان‌های «بشردوستانه» نروژی زیر پوشش کمک، ابزار سیاست خارجی‌اند. سند رسمی دولت نروژ (Stortingsmelding 15) صریحاً آن‌ها را «عامل نفوذ» می‌نامد که با رسانه‌ها و شخصیت‌های بین‌المللی برای «حداکثرسازی نفوذ سیاسی» همکاری می‌کنند. بودجهٔ ۱۳.۵ میلیارد کرونی به سوریه، فقط در مناطقی خرج می‌شد که تروریست‌ها کنترل می‌کردند — نه در مناطق تحت کنترل دولت سوریه، جایی که ۹۷ درصد مردم پناه گرفته بودند.
💣 غرب با تحریم‌های مرگبار، گرسنگی و ممنوعیت ورود حتی یک میخ برای بازسازی، سوریه را به ویرانه تبدیل کرد. اما مناطق تحت کنترل «سربازان نیابتی» غرب از تحریم معاف بودند. داروی سرطان ساخت آمریکا ممنوع بود و مردم از سرطان می‌مردند. ۲۰ میلیارد دلار خرج شد تا اسد سقوط کند و القاعده در دمشق به قدرت برسد.
⚖️ همان غربی که دم از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم می‌زند، خودش حامی، تأمین‌کننده و همراه تروریست‌هاست. استاندارد دوگانه در سوریه یعنی: تروریست دیروز، متحد امروز؛ مردم بی‌دفاع دیروز، فراموش‌شدهٔ امروز. سازمان‌هایی که باید صدای قربانیان باشند، امروز سکوت کرده‌اند. رسانه‌های غربی که هر قطره خون را در جای دیگر فریاد می‌زنند، اینجا چشم بسته‌اند. پول مالیات‌دهندگان نروژی به جای رسیدن به گرسنگان، به ماشین تبلیغاتی و سیاسی‌ای تبدیل شده که جنایت را می‌پوشاند.




بانک مرکزی نئولیبرال روسیه؛ دیکتاتوری بدهی بر گردهٔ کارگران

🏦
💰 حجم کل وام‌های شهروندان روسیه از مرز ۴۰ تریلیون روبل گذشته است. تنها در نیمهٔ نخست امسال، کوه بدهی‌ها ۲.۲ تریلیون روبل بالا رفته — سه برابر رشد ژانویه تا اوت ۲۰۲۵. یک‌سوم این مبلغ وام‌های مصرفی نقدی است، ۳۵ درصد وام مسکن که خانواده‌ها برای سرپناه به آن پناه می‌برند، و باقی‌مانده وام خودرو و کارت اعتباری. بانک‌ها با نرخ‌های ۲۰ تا ۳۰ درصد، مردم را در تلهٔ بدهی گرفتار کرده‌اند.
📉 بانک مرکزی نه‌تنها هیچ خطری نمی‌بیند، بلکه پیچ‌ها را محکم‌تر می‌کند و وام‌دهی را محدود می‌سازد. تازه‌ترین طرح این نهاد نئولیبرال، محاسبهٔ معوقات نفقه و قبض‌های خدمات شهری در ارزیابی بار بدهی است. اگر تصویب شود، میلیون‌ها شهروند از هر ابزار مالی محروم می‌شوند. این همان منطق نئولیبرالی است: هرچه فقیرتر، محروم‌تر — و بانک‌ها و سرمایه‌داران، آزادتر.
🦈 وقتی بانک‌های تجاری در را به روی مردم می‌بندند، تنها راه باقی‌مانده سازمان‌های مالی خرد است. در سه‌ماههٔ دوم ۲۰۲۶، این نهادها وام‌هایی به ارزش ۴۳ میلیارد روبل را به شرکت‌های وصول مطالبات فروختند — یک‌سوم بیشتر از سال گذشته. رباخواران در هراسند و مشتریان را با نخستین تأخیر، یا حتی پیش از آن، از خود می‌رانند.
📊 سهم وام‌های معوق بیش از ۹۰ روز از ۲۹ درصد به ۳۵ درصد جهیده است. وصول‌کنندگان هرچند قانوناً حق خشونت و تهدید ندارند، اما در عمل با تماس‌های بی‌پایان، حساب‌های ناشناس و سیم‌کارت‌های یک‌بارمصرف، زندگی بدهکاران را به جهنم تبدیل می‌کنند.
🗳 حزب کمونیست روسیه بارها خواسته رباخواران خلع سلاح شوند، نرخ بهره بانکی کلیدی پایین بیاید، مؤسسات مالی خرد تعطیل شوند و وصول مطالبات به دادگستری دولتی سپرده شود. اما اکثریت پارلمانی «روسیهٔ متحد» — که به رأی مردم می‌بالد — این ابتکارها را یکی پس از دیگری رد می‌کند و از بنیادهای سوداگرانه و ضدمردمی دفاع می‌کند.




دموکراسی قلابی فرانسه؛ جمهوری‌ای برای سرمایه، نه برای مردم

🎭

🗳 اقتصاد تحت فشار و فرسایش خدمات عمومی، زمینهٔ تداوم ناآرامی‌ها در فرانسه را فراهم کرده است. در فرانسه، ۱۶۱٬۵۰۰ نفر بر اساس آمار رسمی و ۴۸۰٬۰۰۰ نفر بر اساس اتحادیه‌ها در خیابان‌ها علیه کمبود منابع آموزشی تظاهرات کردند. اما پاسخ دولت چه بود؟ آب‌پاش، گاز اشک‌آور و ۳۶ پروندهٔ بازرسی از پلیس. بیش از ۶٬۸۰۰ نفر — عمدتاً نوجوانان — بازداشت شدند. دموکراسی فرانسه برای شهروندان عادی یعنی سرکوب؛ برای سرمایه‌داران یعنی بخشش و سکوت.
💰 هم‌زمان با این سرکوب، بودجهٔ نظامی فرانسه دو برابر شده و برنامهٔ صرفه‌جویی ۵۴ میلیارد یورویی در رفاه همگانی تصویب شده است. دولت لکورنو صریحاً کمک مالی اضافی به آموزش را رد کرد. پول برای جنگ و صنایع نظامی هست، برای معلمان و مدارس نیست. این همان دموکراسی نئولیبرالی است: نمایندگان سرمایه در پارلمان، و معترضان در چنگ پلیس.
⚖️ امانوئل مکرون «آرامش و نظم» می‌خواهد، اما وقتی نوجوانان ۱۵ ساله دستشان قطع می‌شود یا جمجمه‌شان می‌شکند، کدام نظمی؟ فرانسه کشوری است که در تظاهرات، بیشترین تعداد زخمی‌های شدید و معلولیت را در اروپا دارد. دموکراسی‌ای که معترض را مجروح می‌کند و بانکدار را می‌نوازد، دموکراسی نیست — جمهوری سرمایه است با لباس آزادی.
🏦 این جمهوری، دموکراسی را به آیینی تشریفاتی فروکاسته است: هر پنج سال رأی می‌دهی، و چهار سال و یازده ماه بعد، سرمایه تصمیم می‌گیرد. پارلمان به باشگاه لابی‌گران بانک‌ها و پیمانکاران نظامی بدل شده و خیابان، تنها محل باقی‌مانده برای شنیده شدن صدای مردم، با آب‌پاش و بازداشت پاسخ داده می‌شود. مالیات‌دهندگان هزینهٔ بحران‌ها را می‌پردازند، اما سودها به جیب طبقه‌ای می‌رود که هرگز بهایی نداده است. استثنای فرانسه در شمار زخمی‌های شدید تظاهرات، تصادفی نیست؛ نتیجهٔ منطقی ساختاری است که معترض را دشمن می‌داند و سرمایه‌دار را شهروند درجه‌یک. تا وقتی این ساختار پابرجاست، «آرامش و نظم» مکرون چیزی جز نامی برای سرکوب نخواهد بود.




«جمهوری سوم» قوچانی؛ برنامەی نئولیبرال‌ها برای تقسیم قدرت

🏛

📌 محمد قوچانی، ایدئولوگ حزب کارگزاران، از «جمهوری سوم» سخن می‌گوید. اما این «گذار» چیست؟ نه انقلابی، نه اصلاحی؛ پروژه‌ای برای بازآرایی ساختار قدرت به نفع بورژوازی بوروکراتیک که سه دهه از سفرهٔ جمهوری اسلامی خورده و حالا سهم بیشتری می‌خواهد.
💰 قوچانی می‌گوید که کارگزاران «حزب غیرایدئولوژیک» است . اما در کتابش می‌نویسد: «این برای اولین بار است که در تاریخ احزاب سیاسی ایران یک سیاستمدار مسلمان از لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی دفاع می‌کند» . یعنی حزبی که سیاست اقتصادی‌اش خصوصی‌سازی، تعدیل ساختاری و رفاه‌طلبی سرمایه‌داری است. پس این حزب بسیار هم ایدئولوژیک است.
🪑 پیشنهاد او برای «مجلس سنا» در کنار مجلس شورای اسلامی، دقیقاً همان منطق لیبرالی تقسیم قدرت است. قوچانی صریح می‌گوید: «ما نیازمند یک مجلس دومی هستیم که منتخب و مرکب از فقها و حقوقدانان و رجال سیاسی باشد که مثل یک مجلس سنا بتواند مجلس اول را کنترل کند» . کنترل مجلسی که حداقل به طور نمایشی مردم انتخاب می کنند توسط نهادی غیرمنتخب — این جوهرهٔ دموکراسی لیبرال برای مهار ارادهٔ اکثریت است.
🩸 اما ادعای مضحک‌تر او این است که از «چپ» در جمهوری اسلامی سخن می‌گوید. کدام چپ؟ همان چپی که در دههٔ شصت به فتوا خمینی، کمونیست‌ها و چپ‌های انقلابی را اعدام و سرکوب کرد؟ همان چپی که پس از جنگ، به «راست مدرن» بدل شد و بازار آزاد و خصوصی‌سازی را در دستور کار گذاشت؟ او در جایی مارکسیسم را «تریاک روشنفکران» می‌نامد و مدعی می‌شود در عمل فقط تحصیل‌کردگان را جذب کرده . این همان نئولیبرالیسمی است که برای سرکوب چپ واقعی، به تاریخ دروغ می‌بافد.
⚖️کارگزاران از دل راست سنتی و تکنوکراسی دولتی بیرون آمد و و نماینده سیاسی بورژوازی بوروکراتیک است. امروز با نام «جمهوری سوم»، تنها خواستهٔ خود را آشکار می‌کند: سهم بیشتر در تقسیم قدرت.