«تجربه تلخ تحریف تاریخ ایرانیان»

⚠️
مسئله تحریف تاریخ ایران پیامدهای اجتماعی، سیاسی و هویتی عمیقی دارد. طی دهه‌های گذشته، در بسیاری از تولیدات فرهنگی غرب—از کتاب‌های تاریخی تا فیلم‌های سینمایی—چهره‌ای اغراق‌شده و منفی از مردم ایران ارائه شده است.

💣 این تصویرسازی عمدتاً با هدف مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های خصمانه انجام می‌شود. وقتی ملتی «وحشی» و «غیرقابل‌تمدن» معرفی شود، جنگ با آن ملت به‌ظاهر قابل توجیه جلوه می‌کند.

📜 در جریان اشغال عراق، هزاران سند تاریخی، نسخه خطی و اثر باستانی نابود یا غارت شد؛ از جمله نخستین نسخ «هزار و یک شب»، رساله‌های علمی و فلسفی و بیش از ۴۰ هزار اثر خطی مذهبی. این فقط یک غفلت نظامی نبود، بلکه بخشی از فرایند محو حافظه تاریخی ملل منطقه بود. وقتی حافظه ملت‌ها زدوده شود، هویت فرهنگی آن‌ها نیز سست می‌شود و زمینه سلطه‌پذیریشان بیشتر می‌گردد.

🏺 از سوی دیگر، برای القای این باور که مردم منطقه فاقد تاریخ و تمدن بوده‌اند، تمدن‌های کهن ایران عمداً نادیده گرفته می‌شوند. کشفیات دوران معاصر، از تپه‌های سیلک و قبرستان قزوین تا شهر باستانی جیرُفت، نشان از تمدن‌های پیشرفته دارد که قدمت آن‌ها از بسیاری تمدن‌های مشهور جهان بیشتر است.

🔍 تحلیل تاریخ ایران بدون توجه به یافته‌های بومی یعنی تکیه بر نگاه بیگانه و نتیجه‌ای جز تحریف ندارد. امروز بیش از هر زمان دیگر ضروری است که پژوهشگران ایرانی به بازسازی روایت مستقل از تاریخ خود بپردازند. این بازخوانی نقادانه نه تنها یک ضرورت علمی است، بلکه دفاعی فرهنگی در برابر موج جهانی تحریف نیز محسوب می‌شود.

با الهام از «ما آريايی نيستيم» منبع: سایت روشنگری roshangari.info – نویسنده: ر. اشکوری




امپریالیسم، نواستعمار و نومستعمره‌سازی

🟥🌍💰

🔎 امپریالیسم از نگاه لنین

لنین پنج ویژگی اصلی امپریالیسم را برمی‌شمارد:
1️⃣ تمرکز عظیم تولید و سرمایه
2️⃣ ادغام سرمایه بانکی و صنعتی
3️⃣ صدور سرمایه
4️⃣ شکل‌گیری کارتل‌ها و انحصارات
5️⃣ تقسیم جهان میان قدرت‌های امپریالیستی

امروز این روند با بهره‌برداری جهانی و نواستعمار اقتصادی ادامه دارد؛ کنترل کشورهای جهان سوم نه با اشغال نظامی، بلکه با سلطه مالی و تجاری و اقتصاد تک کالایی انجام می‌شود.

🕳 نومستعمره‌سازی؛ استعمار بدون جنگ

نومستعمره‌سازی یعنی استثمار اقتصادی بدون توپ و تانک؛ وابسته‌سازی کشورها از طریق سرمایه، تجارت، بدهی و نهادهای مالی جهانی اقتصاد نئولیبرالیستی.

جمهوری اسلامی نه‌تنها با این روند مقابله نمی‌کند، بلکه هر روز عمیق‌تر در مسیر نومستعمره‌شدن پیش می‌رود.

📉 دولت و وابستگی اقتصادی

سیاست‌های اقتصادی دولت نشان‌دهندهٔ:
🔻 کاهش رفاه عمومی
🔻 تضعیف تولید ملی
🔻 وابستگی شدید به سرمایه خارجی

گشودن درهای اقتصاد برای جذب سرمایه‌گذاران خارجی، همراه با حل مسئله مالکیت به سود طبقه سرمایه‌دار، کشور را به سوی وابستگی ساختاری سوق می‌دهد.

🚫 آیا جمهوری اسلامی ضدامپریالیست است؟

پاسخ: خیر.
نه پزشکیان، نه احمدی‌نژاد، نه خامنه‌ای — هیچ‌یک سیاست‌های نئولیبرالی و جهانی‌شده را متوقف نکرده‌اند.
رژیم ولایت فقیه در عمل، بسترهای نواستعمار را تقویت کرده است، نه تضعیف.

🟥 جمع‌بندی

برای تحلیل درست وضعیت ایران باید دید:
▪️ امپریالیسم امروز اقتصادی است، نه صرفاً نظامی
▪️ جمهوری اسلامی نه‌تنها ضدامپریالیست نیست، بلکه در روند وابستگی و نومستعمره‌شدن فعال است
▪️ تنها تحلیل طبقاتی می‌تواند حقیقت این مناسبات را روشن کند




جهانیدرحاللرزش

🌍

جهان امروز با رویدادهایی بزرگ و تکان‌دهنده روبه‌روست؛ از خیزش‌های نسل Z تا انتخاب دوباره ترامپ و ادامه کشتار در غزه. این تحولات تنها نشانه آشفتگی مقطعی نیستند، بلکه بیانگر بحرانی عمیق در ساختار سرمایه‌داری جهانی‌اند؛ ساختاری که دیگر نمی‌تواند ثبات و آینده‌ای قابل‌اتکا فراهم کند.

⚡ نسل Z؛ آتشی که از شرق تا غرب شعله کشید

در ده‌ها کشور از اندونزی و نپال تا مراکش و ماداگاسکار، جوانان با موجی از اعتراضات گسترده پایه‌های حکومت‌ها را لرزانده‌اند. میلیون‌ها جوان هرگز جز فقر، ناامنی و نبود فرصت تجربه‌ای نداشته‌اند. آنان چیزی برای از دست دادن ندارند و همین واقعیت، موتور محرک خیزش‌های امروز است. این موج اکنون به کشورهای پیشرفته نیز رسیده و شکاف نسلی–طبقاتی را آشکار کرده است.

🕊️ جنگ‌ها، بحران‌ها و نظم رو به افول

حمایت غرب از جنایات اسرائیل، بن‌بست‌های اقتصادی، تورم، رکود و افزایش بی‌سابقه بدهی‌ها همه نشانه‌هایی از فروپاشی تدریجی نظم جهانی‌اند. رسانه‌ها از «دورانی بی‌سابقه از بی‌ثباتی» سخن می‌گویند، اما علت اصلی را توضیح نمی‌دهند: سرمایه‌داری در مرحله‌ای قرار دارد که تنها از طریق بحران‌های عمیق خود را حفظ می‌کند.

✊ بازگشت مبارزه طبقاتی

در کشورهای پیشرفته، خشم انباشته‌شده به‌ویژه با موضوع غزه فوران کرده است. در ایتالیا، اسپانیا، یونان و فرانسه، کارگران و دانشجویان بخش‌هایی از کشورها را فلج کرده‌اند. در انگلیس نیز اعتماد به نظام سیاسی سقوط کرده و نارضایتی اجتماعی رو به انفجار است. این صداها تنها پژواک همان روندی‌اند که جهان را درمی‌نوردد.

🔥 نیاز به یک درک انقلابی

همه این بحران‌ها یک پیام روشن دارند: جهان به نقطه جوش رسیده و بدون تغییرات بنیادین آینده‌ای وجود نخواهد داشت. برای اینکه این خشم پراکنده بتواند جهان را دگرگون کند، به درکی منسجم از ساختار جامعه و نیروهای محرک تاریخ نیاز است؛ درکی که بتواند راهی برای رهایی از چرخه بی‌پایان جنگ، بحران و نابرابری نشان دهد.




📙 لنین، امپریالیسم و مسئلهٔ استعمار: بازخوانی یک هستهٔ فراموش‌شده

📌 با الهام از نوشته جان بلامی فاستر- montly-review

🌍📖 با این حال، انکار تمرکز لنین بر مسئلهٔ استعمار و نابرابری جهانی، نادیده گرفتن بخش عمده‌ای از نوشته‌ها و مواضع سیاسی اوست. در خود کتاب «امپریالیسم»، لنین به صراحت می‌نویسد: «گرایش مسلط امپریالیسم، بهره‌کشی از تعداد فزاینده‌ای از ملت‌های کوچک یا ضعیف توسط گروهی بسیار کوچک از ثروتمندترین یا قدرتمندترین ملت‌هاست.» او بعداً در سال ۱۹۲۰ تأکید کرد که «استثمار ملت‌های تحت ستم… و به ویژه بهره‌کشی از مستعمرات توسط چند قدرت بزرگ» ریشهٔ اقتصادی امپریالیسم است.
⚙️💰 لنین کاملاً واضح بیان کرد که منظور از استثمار در این بافت، انتقال «سود مازاد» از یک ملت تحت ستم در جهان مستعمراتی/نیمه‌مستعمراتی به یک ملت امپریالیستی در مرکز است. تضاد ظاهری بین تحلیل طبقاتی و اشاره به استثمار ملی، با درک لنین از نقش دولت‌های ملی به عنوان ابزارهای طبقات حاکمه حل می‌شود. دولت‌های امپریالیستی، ماشین‌هایی برای پیشبرد منافع سرمایهٔ انحصاری «خود» در عرصهٔ جهانی هستند.

🌐📊 بنابراین، استثمار از پیرامون، هم به سود طبقات حاکمه در مرکز است و هم پایه‌ای مادی برای ایجاد تمایز و سلسله‌مراتب در درون طبقهٔ کارگر جهانی فراهم می‌آورد. لنین این موضوع را در مقاله‌ای مهم در اکتبر ۱۹۱۶ با عنوان «امپریالیسم و شکاف در سوسیالیسم» بسط داد.
⚔️💼 در آنجا او توضیح می‌دهد که چگونه «چهار کشور ثروتمند بزرگ» (انگلستان، فرانسه، آمریکا و آلمان) با انحصارهای عظیم خود، «سودهای فوق‌العاده» کلانی به دست می‌آورند و «سوار بر دوش صدها میلیون نفر در کشورهای دیگر می‌شوند». این، به گفتهٔ او، «در واقع جوهرهٔ اقتصادی و سیاسی امپریالیسم است».




جنگ فرانسه با زبان عربی

⚔️🌙

🏛 قرن نوزدهم؛ آغاز نبرد فرهنگی

با سلطه قدرت‌های اروپایی بر آفریقا، فرانسه پیشتاز حذف زبان و فرهنگ عربی شد.
استعمارگران با قوانین جدید و نظام آموزشی تازه، تلاش کردند فرانسوی را به‌جای عربی و زبان‌های محلی بنشانند.

📚 مدرسه؛ ابزار سلطه

در مدارس ابتدایی و متوسطه، نسلی پرورش یافت که ارزش‌ها، تاریخ و سبک زندگی فرانسه را می‌پذیرفت.
آموزش رسمی تبدیل شد به ابزاری برای کنترل فرهنگی و دور کردن مردم از هویت خود.

🚫 ممنوعیت و محدودسازی

کمپین فرانسه شامل:
❌ ممنوعیت آموزش به زبان عربی؛ ❌ محدود کردن فعالیت علمای اسلامی؛❌ حذف تدریجی کتاب‌های دینی و ادبی عربی؛و جایگزینی آن‌ها با متون فرانسوی بود.

🎓 دانشگاه‌ها و «هویت فرانسوی»

مدارس و دانشگاه‌ها تنها مراکز علمی نبودند؛
بلکه به بستری برای ترویج ارزش‌ها و هویت فرانسوی تبدیل شدند.
دانش‌آموزان از کودکی با فرهنگ و تاریخ فرانسه آشنا می‌شدند و به‌تدریج از میراث فرهنگی خود فاصله می‌گرفتند.

🕌 تلاش برای مهار آموزش اسلامی

فرانسه حتی فعالیت مدارس اسلامی و سنتی را محدود کرد.
آموزش دینی و زبان عربی را در چارچوب «مدرنیته اروپایی» ارائه می‌داد تا کنترل کامل فرهنگی را حفظ کند.




«تاریخ‌نویسی گمشده ما»

📜

یکی از تلخ‌ترین واقعیت‌های تاریخ ایران این است که برخلاف بسیاری از تمدن‌های باستانی، از نیاکان ما متون منسجم و گسترده‌ای به‌جا نمانده و آنچه امروز به عنوان تاریخ رسمی ایران شناخته می‌شود، بیشتر بر روایت دیگران استوار است.

👀 مورخان یونانی مثل هرودت و گزنفون که صدها سال پیش از مورخان ایرانی می‌زیستند، عملاً بنیان روایت‌های موجود از ایران باستان را گذاشته‌اند؛ حال آنکه حتی درباره تاریخ یونان نیز سخنان هرودت همیشه قابل استناد شمرده نمی‌شود. با چنین پیشینه‌ای، بخش مهمی از شناخت امروز ما از گذشته‌مان از صافی نگاه بیگانگان عبور کرده که طبعاً منافع و جهان‌بینی خود را داشته‌اند.

⚠️ در سال‌های اخیر، مشکل شدیدتر شده است. بسیاری از کتاب‌ها، برنامه‌ها و مقالات درباره ایران و خاورمیانه، تصویری تحریف‌آمیز ارائه می‌کنند؛ گویی مردمان ما ذاتاً بربر و خشن بوده‌اند. این تصویرسازی نه‌تنها هویت تاریخی ما را می‌خراشد، بلکه زمینه مشروعیت‌بخشی فرهنگی به جنگ و تخریب را فراهم می‌کند. نمونه‌اش را بعد از اشغال عراق دیدیم: نابودی هزاران نسخه خطی، اسناد تاریخی و آثار تمدنی، که بخشی از حافظه مشترک ملت‌های منطقه را از میان برد.

🔍 مشکل اصلی این است که نبود منابع مکتوب ایرانی، پژوهشگران را ناچار کرده تا بر روایت‌های بیرونی تکیه کنند؛ روایت‌هایی که گاه تحت تأثیر رقابت‌های سیاسی، جنگ‌ها و سوگیری‌های فرهنگی نوشته شده‌اند.

🏺 به همین دلیل ضروری است که امروز با بازخوانی نقادانه این نوشته‌ها و توجه به یافته‌های باستان‌شناسی نوین، تاریخ خود را بازسازی کنیم. تمدن‌های بومی ایران، از سیلک و جیرُفت گرفته تا ایلام و تپه‌های شمال، گواه تمدنی چند هزار ساله‌اند که پیش از ورود اقوام مهاجر وجود داشت و باید سهم آن‌ها در شکل‌گیری ایران امروز به رسمیت شناخته شود.

با الهام از «ما آريايی نيستيم» منبع: سایت روشنگری roshangari.info – نویسنده: ر. اشکوری




منافع ملی و منافع طبقاتی

🟥✊📌

🎯 منافع ملی یا منافع طبقاتی؟

از نگاه مارکسیستی، چیزی به‌نام «منافع ملی خالص» وجود ندارد. آنچه غالباً در قالب منافع ملی تبلیغ می‌شود، در عمل همان منافع بورژوازی تجاری، مالی و دیوان‌سالار است.

🕌⚔️ پرهیز از جنگ مذهب‌ها – مبارزه با سیاست‌های حاکمیت

حزب توده ایران می‌آموزد که باید هم‌زمان با جلوگیری از تنش‌های مذهبی و جنگ مذهب‌ها، با سیاست‌های جمهوری اسلامی نیز مقابله کرد.
اصرار رژیم بر شیعه‌سازی منطقه نه تنها به نظامی‌گری گسترده‌تر منجر می‌شود، بلکه راه نفوذ امپریالیسم را هم هموارتر می‌کند.

🌐 تحلیل سیاست خارجی

سیاست برون‌مرزی جمهوری اسلامی نه ضدامپریالیستی است و نه در راستای منافع مردم.
این سیاست‌ها در اساس پیش‌برنده‌ی منافع طبقه‌های فرمانروا و پروژه‌ی شیعه‌سازی هستند.
نگاه ناسیونالیستی یا توهم «ضدامپریالیسمِ رژیم» تنها باعث فریب سیاسی و همراهی نادرست با این خط می‌شود.

🚫 رژیم ولایت: ناتوان از استقلال و خودسالاری

ضدامپریالیسم واقعی هیچ‌گاه با:❌ سیاست ضد مردمی، اجرای نئولیبرالیسم بانک جهانی ،تنش‌آفرینی در خاورمیانه
سازگار نیست.

🤝 رابطه با آمریکا و پروژه شیعه‌سازی

ترامپ و دولت‌های مشابه، به‌دنبال کنترل اقتصادی و مهار سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی‌اند.
در مقابل، جمهوری اسلامی – با وجود شعارها – توان رویارویی نظامی با قدرت‌های بزرگ را ندارد و برای حفظ منافع طبقه‌های حاکم به‌سوی نرمش و مذاکره میل می‌کند.

🍞 آزادی، نان، و پایان تبلیغات ناسیونالیستی

وقتی سفره‌های مردم خالی است و آزادی سرکوب می‌شود، تبلیغات ناسیونالیستی کارایی خود را از دست می‌دهد.
🔴 راه درست: سیاست طبقاتی مستقل

تنها مسیر رهایی:
✨ حفظ سیاست طبقاتی مستقل،  سازماندهی طبقه کارگر؛ تمرکز بر استقلال، آزادی، رفاه و عدالت اجتماعی

نه دنباله‌روی از جناح‌های حکومتی، و نه بزرگ‌نمایی شعارهای ضدامپریالیستی رژیم. با این راهبرد است که می‌توان به عدالت اجتماعی، استقلال واقعی و آزادی دست یافت.




موج پیشروی راست افراطی، عقب‌نشینی چپ در آمریکای لاتین

🌪️
🌑 خیزش دوباره راست افراطی در منطقه
در سال‌های اخیر موج تازه‌ای از راست‌افراطی در آمریکای لاتین سربرآورده؛ موجی خشمگین که از آرژانتین تا شیلی و از برزیل تا پرو صحنه سیاسی را زیر سیطره خود گرفته است. ریشه‌های این بازگشت خشن در الیگارشی‌های قدیمی، میراث استعماری و سنت ضدکمونیستی جنگ سرد قرار دارد. رهبرانی چون بولسونارو، میلِی و کاست با ترکیبی از پوپولیسم ضدچپ، ناسیونالیسم افراطی و اقتصاد لیبرتارینی، نظم اجتماعی را بر محور بازار آزاد + سرکوب شدید بازتعریف می‌کنند.
💔 بحران چپ: ضعف در نظریه، سازمان و استراتژی
واقعیت تلخ این موج، نه صرفاً قدرت راست، بلکه ضعف استراتژیک چپ است. جنبش‌های مترقی که روزی «موج صورتی» را ساختند، امروز با پراکندگی، بحران نظری و ناتوانی در بسیج مردم روبه‌رو هستند. در شیلی با وجود رأی‌آوری اولیه نامزد کمونیست، مجموع آرای راست افراطی به سطحی رسیده که می‌تواند قدرت را از آن خود کند.
در پرو و کلمبیا نیز احتمال پیشروی راست افراطی در انتخابات پیش‌رو جدی است.
حتی در برزیل— با تمام محبوبیت لولا—راست افراطی کنترل مجلس و سنا را تقویت کرده و همچنان فعال و قدرتمند پیش می‌رود.
😞⚡راست سازمان دارد، چپ تردید

در حالی که چپ نه اتحاد پایدار می‌سازد و نه برنامه‌ای روشن ارائه می‌دهد، راست افراطی با سه ابزار کلیدی پیشروی کرده است
:🟥 ضدکمونیسم
🟦 نئولیبرالیسمِ افراطی
🟩 جنگ فرهنگی
این سه‌گانه توانسته بخش‌های بزرگی از طبقات متوسط و حتی کارگری را به سمت خود بکشاند. در مقابل، اتحادیه‌های کارگری تضعیف شده‌اند، جنبش‌های اجتماعی پراکنده‌اند و نیروهای چپ میان ائتلاف با راست میانه یا ساختن جبهه مردمی واقعی مردد مانده‌اند. این تردید، میدان را برای راست افراطی باز گذاشته است.
🌅 زمانی برای بازسازی چپ
بازگشت چپ تنها زمانی ممکن است که جرأت رؤیاسازی، سازماندهی و ساختن یک افق اجتماعی نو را دوباره به دست آورد. 🌱✨