مصاحبه با رفیق سیامک کیانی ۸– تغییر ماهیت حزب و باور به کمونیسم

📌
🔴 آیا رهبری حزب هنوز کمونیست است؟
برای من هیچ تردیدی نیست که گردانندگان اصلی هیئت سیاسی حزب تودهٔ ایران هیچ باوری به کمونیسم ندارند و خواهان پایه‌گزاری یک حزب رفورمیست با دیدگاه ضداستعماری و ضدانحصارات و نه ضدامپریالیستی هستند. این تغییر ماهیت، یک شبه رخ نداده، بلکه فرآیندی تدریجی و برنامه‌ریزی‌شده بوده که از زمان رفیق خاوری آغاز شد. ایشان دموکراسی بورژوازی را مهم‌تر از سوسیالیسم می‌دانست و آگاهانه و اندک‌اندک آن‌هایی را که خط کمونیستی داشتند از حزب بیرون راند و دیگران را که بیشتر سوسیال‌دموکرات بودند را آرام‌آرام در حزب بالا آورد.
📊 تضاد درون حزبی
تحلیل ما، پس از مرگ رفیق خاوری و پس از برگزاری کنگرهٔ هفتم این بود که با رفتن رفیق خاوری که سنگرگاه سوسیال‌دموکرات‌ها در حزب بود، حزب به خط درست خود بازخواهد گشت. حتی ما با بررسی درون‌مایهٔ کنگرهٔ هفتم، با همهٔ کمبودها به این نتیجه رسیده بودیم که حزب به راه درست برگشته است. ولی پس از اندکی دریافتیم که به دلیلی که هم‌چنان برای ما ناروشن است، خط کنگرهٔ ششم و هفتم در رسانه‌های حزب بازتاب نمی‌یابد. این تضاد، نشانهٔ بحرانی عمیق در رهبری حزب است.
🤝 جدایی کمیتهٔ مرکزی از هیئت سیاسی
ما حساب کمیتهٔ مرکزی حزب را از گردانندگان اصلی هیئت سیاسی جدا می‌کنیم. برای ما هیچ تردیدی نیست که یک جناح کمونیستی در حزب تودهٔ ایران هست. ما گاهی در برخی از بیانیه‌ها چند خط و یا چند جمله را می‌بینیم که باید تراوش اندیشهٔ این رفیقان باشد. دوستان ما در فضای مجازی هم به ما گزارش می‌دهند که این ناخرسندی را میان هواداران و عضوهای حزب توده ایران می‌بینند. اما تا زمانی که این جناح کمونیستی سازماندهی نشود و در برابر جناح راست ایستادگی نکند، حزب به سمت سوسیال‌دموکراسی خواهد رفت.




سقوط آزاد قدرت خرید از ۲۸۵ دلار تا ۹۰ دلار در یک دهه و تشدید اقتصاد نئولیبرالیستی

📉
به گزارش خبرگزاری رکنا امروز حداقل دستمزد دلاری کارگران ایرانی به کمتر از ۹۰ دلار در ماه رسیده است؛ در حالی که این رقم در سال ۱۳۸۹ معادل ۲۸۵ دلار بود. یعنی کارگر ایرانی در ۱۵ سال گذشته حدود ۷۰ درصد از قدرت خرید بین‌المللی خود را از دست داده است. در هفته‌های اخیر و با اوج‌گیری نرخ ارز، این شاخص حتی از مرز ۹۰ دلار هم پایین‌تر رفته و سقوط آزاد آن همچنان ادامه دارد.
🛠️ وزیر اقتصاد می‌گوید: «اقتصاد را به مردم می‌سپاریم»؟
به گزارش خبرگزاری ایرنا علی مدنی‌زاده، وزیر اقتصاد، امروز در بوشهر بار دیگر از «سپردن کار به مردم»، «اصلاح قوانین دست‌وپاگیر» و «تسهیل مقررات» سخن گفت و تأکید کرد که مشارکت بخش خصوصی اولویت نخست دولت است. او از اصلاح نظام مالیاتی، گمرک، تأمین اجتماعی و هوشمندسازی فرآیندها گفت؛ وعده‌هایی که پیش‌تر هم بسیار شنیده‌ایم.
⚠️ «اصلاح مقررات» یعنی چه؟
وقتی وزیر اقتصاد از «رفع موانع تولید» و «سپردن کار به مردم» حرف می‌زند، در عمل یعنی خصوصی‌سازیِ دوباره، به نفع دوستان و نزدیکان قدرت. «مقررات‌زدایی» در ایران همیشه به معنای حذف یارانه‌ها، کاهش هزینه‌های اجتماعی، آزادسازی قیمت‌ها و باز کردن بازار برای واردات ارزان بوده است؛ همان سیاست‌هایی که در نهایت به جیب بورژوازی کمپرادور و شرکت‌های فراملی می‌رود و سفره کارگر را کوچک‌تر می‌کند.
💰 فقر بیشتر
دولت در حالی از «اصلاحات ساختاری» سخن می‌گوید که قدرت خرید کارگران به یک‌سوم دهه پیش رسیده است. تجربه کشورهای پیرامونی نشان داده که این سیاست‌ها نه به رشد تولید، بلکه به صنعت‌زدایی، وابستگی بیشتر و فقر گسترده منجر می‌شود. افزایش نرخ ارز، کاهش دستمزد واقعی و اصرار بر سیاست‌های نئولیبرالی، سه ضلع مثلث فشار بر معیشت مردم است. تنها را برون از این بحران، برپایی یک اقتصاد ملی تولیدی است که در حاکمیت جمهوری اسلامی امکان ناپذیر است.




تحول در مدیریت پرسنلی ویتنام

📌

vietnamplus

🔍 دبیرکل حزب کمونیست و رئیس‌جمهور ویتنام، آقای تو لام، در نشست بررسی قطعنامه شماره ۲۶ حزب، بر اصلاحات اساسی در نظام مدیریت پرسنلی تأکید کرد. وی خواستار تغییر رویکرد از مدیریت جزیره‌ای به مدیریت یکپارچه و جامع نیروی انسانی شد؛ رویکردی که استخدام، آموزش، ارزیابی، انتصاب و پالایش نیروها را در قالب یک سیستم متصل و مبتنی بر شایستگی تعریف می‌کند. هدف نهایی، انتخاب فرد مناسب برای جایگاه مناسب است و عملکرد کارمندان باید به‌صورت منظم و چندبعدی ارزیابی شود.
⚖️ شفافیت و کنترل قدرت
آقای تو لام بر شفافیت، کنترل قدرت، و استفاده از پایگاه‌های داده‌ی دقیق و به‌روز در مدیریت نیروی انسانی تأکید کرد. وی گفت که تمرکززدایی باید همراه با کنترل قدرت باشد و هرجا اختیاری واگذار می‌شود، مسئولیت نیز باید پذیرفته شود. نتایج ارزیابی باید در برنامه‌ریزی، استخدام، آموزش، انتصاب، پاداش، انضباط و پالایش نیروها به‌کار گرفته شود. همچنین ساختارهای پرسنلی نباید جایگزین استانداردهای تعیین‌شده شوند و تداوم و جانشینی بین نسل‌ها باید تضمین گردد.
📊 اهداف تا ۲۰۳۰ و ۲۰۴۵
بر اساس این برنامه، ویتنام تا سال ۲۰۳۰ باید تحولی بنیادین در نظام پرسنلی ایجاد کند و زیرساخت‌های نهادی برای موقعیت‌های شغلی، چارچوب‌های شایستگی، ارزیابی، توسعهٔ نیروی انسانی و حکمرانی مبتنی بر داده را تکمیل نماید. تا سال ۲۰۴۵ نیز این کشور باید کادری توانمند برای هم‌افزایی با استانداردهای کشورهای توسعه‌یافته با درآمد بالا تربیت کند. وی بر لزوم گشودن منابع جذب نیرو، آماده‌سازی مدیران برای پست‌های کلیدی و نظارت بر فساد و ناکارآمدی تأکید کرد.
🗣️ معیار موفقیت
دبیرکل حزب کمونیست تأکید کرد که موفقیت این نظام، نه با تعداد آیین‌نامه‌ها، بلکه با انتخاب افراد شایسته، استفادهٔ بهینه از استعدادها، حذف مدیران ناتوان، و کنترل مؤثر قدرت سنجیده می‌شود. مدیریت پرسنلیِ یکپارچه، شفاف و مبتنی بر شایستگی، کلید تحول در هر نظام سیاسی است.




ابرتورم، شوکی برای سفرهٔ مردم

📉
🩸 طبق تعریف فیلیپ کاگان، ابرتورم زمانی آغاز می‌شود که نرخ تورم ماهانه از ۵۰ درصد عبور کند؛ یعنی قیمت‌ها هر دو ماه دو برابر شوند. حالا سؤال این است: چرا با وجود این هشدارها، سیاست‌های پولی همچنان به خلق پول برای جبران کسری بودجه متکی است؟ پاسخ را باید در مدیریت نادرست و عدم شفافیت جست. دولت به‌جای اصلاح ساختار بودجه، پایِ نقدینگی را بازتر گذاشته و تورم را به سفرهٔ مردم کوبیده است. نتیجه؟ فقر گسترده، اجاره‌های نجومی، و سفره‌های خالی. این یعنی یک شکاف طبقاتی عمیق که هر روز عمیق‌تر می‌شود.
💊 رانت ارز ۲۸۵۰۰ تومانی، سود کلان برای داروسازان خاص
در سوی دیگر، خبر دوم پرده از یک فساد ساختاری برمی‌دارد. شرکت‌های دارویی مواد اولیه را با ارز ۲۸۵۰۰ تومانی (یارانه‌ای) دریافت می‌کنند، اما محصول نهایی را با نرخ ارز توافقی و قیمت‌های جدید به فروش می‌رسانند. مابه‌التفاوت این دو نرخ، سودی کلان است که از جیب بیت‌المال و سفرهٔ مردم خارج می‌شود و به حساب چند شرکت خاص واریز می‌گردد. این یعنی یک شکاف طبقاتی دیگر: یک گروه با ارز دولتی تولید می‌کند و گران می‌فروشد، و مردم عادی باید داروی گران را با تورم افسارگسیخته بخرند.
🔍 فریاد
واقعیت تلخ این است که بار سنگین این مدیریت نادرست، نه بر دوش مسئولان، که بر دوش زحمت‌کشان و بیماران افتاده است. کارگری که حقوقش را به‌زور می‌گیرد، باید داروی قلب یا سرطان را با قیمتی بخرد که نیمی از درآمد ماهانه‌اش را می‌بلعد. در همین حال، داروسازانی که با ارز دولتی تغذیه شده‌اند، سودهای میلیاردی می‌برند. این یعنی عدالت اقتصادی قربانی منافع گروهی شده است.
🗣️ وظیفهٔ روشنفکری

تنها راه بقا، عدالت اجتماعی و شفافیت است و تجربه نشان داد که تحقق آن در جمهوری اسلامی
که هم ابرتورم سفره‌ها را می‌سوزاند و هم ارز دولتی به جیبِ خواص می‌رود، غیرممکن است.




مصاحبه با رفیق سیامک کیانی ۷– خاموشی جناح کمونیستی در حزب و درسنامهٔ نیک‌آیین

📌
🤐 کمونیست‌های وفادار؛ سازمان‌یافته یا نه؟
کاربرد «فراکسیون» در باره جناح کمونیستی در حزب نادرست است. ما می‌دانیم که کمونیست‌های وفادار در کنگرهٔ ششم و هفتم بودند و برخی از عضوهای کمیتهٔ مرکزی حزب هم کمونیست هستند. ولی آنچه که می‌بینیم این است که این رفیقان در برابر جناح راست حزب سازماندهی ندارند و یک‌پارچه نیستند. جناح راست بدون هیچ تردیدی فراکسیونی کار می‌کند و پنهانی خط مشی و خط ایدئولوژیک حزب را رهبری می‌کند. چرا این رفیقان کمونیست کاری در برابر جناح راست انجام نمی‌دهند؟ راستش این است که ما نمی‌دانیم. شاید ترس از تکه‌پاره شدن بیشتر حزب، یا امید به تغییر تدریجی، یا عدم باور به تأثیرگذاری خود، آن‌ها را به سکوت کشانده است.
⚖️ تخطی از اساسنامه
بر پایه اساسنامه حزب، تصمیم‌گیری با کنگره، کمیته مرکزی و هیئت سیاسی است. یعنی در سلسله مراتب ارگان‌های حزبی، هنگام تصمیم‌گیری کمیته مرکزی بالاتر از هیئت سیاسی است. برای ما روشن نیست که هیئت سیاسی حزب توده ایران چگونه به این آسانی می‌تواند تصمیم‌های کنگره را زیر پا بگذارد، و کمیته مرکزی هم خاموش بماند. این روند کاری برای ما بسیار شگفت‌انگیز است. اگر اساسنامه جدی گرفته نمی‌شود، پس چه چیزی در حزب جدی گرفته می‌شود؟ این پرسشی است که هر عضو و هوادار حزب باید از خود بپرسد.
📕 درسنامهٔ ماتریالیسم تاریخی؛ استالینیسم؟
رفیق امیدوار در نشستی درسنامهٔ جاودان رفیق نیک‌آیین دربارهٔ ماتریالیسم تاریخی را «سرآغاز شکوفایی استالینیسم در حزب» خواند. رفیق امیدوار و هم‌اندیشانش حتی راه رشد غیرسرمایه‌داری را نمی‌پذیرند و نوشتهٔ رفیق اخگر دربارهٔ راه رشد غیرسرمایه‌داری را «گنگ‌گویی» می‌خوانند. حتی این شمارهٔ دنیا را از بایگانی حزب برداشتند. این یعنی نه فقط مخالفت با نیک‌آیین، بلکه با هرگونه اندیشهٔ مستقل کمونیستی که خارج از چارچوب سوسیال‌دموکراسی باشد.




می توان زیر بار سلطه الگوریتم ها نرفت

📱
🧠 الگوریتم بی‌طرف نیست
پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام و ایکس، سیستم‌های توصیه‌گر خود را بر پایه جلب توجه و تبدیل آن به درآمد طراحی کرده‌اند. مطالعه‌ای در نشریه «نیچر» در سال ۲۰۲۶ نشان داد که این سیستم‌ها محتوای عاطفی، اخلاق‌گرایانه و سمی را تقویت می‌کنند، زیرا این نوع محتوا بیشترین تعامل را ایجاد می‌کند.
🗣️ سیاستمداران، شاگردان الگوریتم
احزاب سیاسی، به ویژه جریان‌های راست‌گرا، به خوبی این قواعد را آموخته‌اند. برنامه‌های بلند سیاسی تبدیل به جملات کوتاه و تحریک‌آمیز شده‌اند؛ خشم به ابزاری برای جذب مخاطب بدل گشته است. در آمریکای لاتین، این پدیده با شخصیت‌گرایی و بحران نمایندگی گره خورده است. نمونه‌اش کمپین انتخاباتی آبلاردو دِ لا اسپریلا در کلمبیا که ظاهری شبیه به تولیدکنندگان محتوای سطحی دارد و به جای پاسخگویی به بحران سلامت، با بازماندگان زلزله توپ بازی می‌کند.
⚔️ چالش، نه تسلیم
اما پذیرش این شرایط به معنای تسلیم نیست. اگر میلیون‌ها نفر در این فضاها گفتگو می‌کنند، اطلاعات می‌گیرند و سیاست را دنبال می‌کنند، کنار کشیدن خودکشی سیاسی است. زهران ممدانی در کمپین شهرداری نیویورک این را به خوبی فهمید؛ با تولیدکنندگان محتوا گفتگو کرد و از قالب‌های اینستاگرام و تیک‌تاک برای ارتباط با رأی‌دهندگان لاتین استفاده نمود.
🔍 تسلیم یا مقاومت
تفاوت اساسی در این است که آیا تسلیم الگوریتم طراحی‌شده توسط پلتفرم‌های امپریالیستی می‌شویم یا به چالشش می‌کشیم. چپ می‌تواند یاد بگیرد که پیام‌ها چگونه گردش می‌کنند، بدون آنکه خشم را سوخت دائمی خود کند؛ می‌تواند از ویدیوهای کوتاه برای جلب توجه به توضیحات عمیق‌تر استفاده کند و پروژه‌های سیاسی خود را به جوامع دیجیتال جدید متصل سازد.
✊ ما زیر دیکتاتوری الگوریتم نیستیم
ما زیر دیکتاتوری ماشین زندگی نمی‌کنیم، بلکه در فضای عمومیِ روزافزون خصوصی‌شده‌ای به سر می‌بریم که توسط مدل‌های تجاری اداره می‌شود و توجه را به کالا تبدیل کرده است.




مصاحبه با رفیق سیامک کیانی ۶– شخصیت‌زدایی حزب از چهره‌های تاریخی

📌
📜 شخصیت‌زدایی برنامه‌ریزی‌شده
از زمان رفیق خاوری، یک روند شخصیت‌زدایی حزبی برنامه‌ریزی‌شده وجود داشت. نام‌های بزرگانی مانند جوانشیر، بهزادی، کیانوری، نیک‌آیین، اخگر، عمویی و مریم فیروز آرام به فراموشی سپرده می‌شود. رفیق خاوری تا زمانی که رفیق کیانوری زنده بود، نمی‌گذاشت که نامی از او در رسانه‌های حزبی آورده شود. در برابر اعتراض رفیق فرهاد، رفیق خاوری به او گفته بود: کتاب خاطرات کیانوری را بخوان. ما چطور از او دفاع کنیم؟ رفیق فرهاد در پاسخ گفت: رفیق کیانوری که بارها به همه گفته است که این کتاب ربطی به او ندارد.
📖 دست‌پخت وزارت اطلاعات
رفیق خاوری به خوبی می‌دانست که آن کتاب را وزارت اطلاعات نوشت و نه کیانوری، ولی از آن برای کوبیدن کیانوری بهره‌جویی می‌کرد. پس از آن روشن شد که همهٔ این کتاب‌ها دست‌پختهٔ عبدالله شهبازیان بود که به دلیل همین خدمت، اجازهٔ کوچ به آمریکا به او داده شد. این رفتار، نه فقط یک اشتباه تاکتیکی، بلکه یک بی اعتنایی اخلاقی و سیاسی به تاریخ حزب بود. کیانوری، که سال‌ها رهبری حزب را بر عهده داشت، از صحنه حذف شد.
🔍 تفاوت تارنگاشت با رسانه‌های رسمی
تارنگاشت ما با این همه امکانات کم، بارها از این رفیقان و اندیشه‌هایشان در نوشته‌ها یاد کرد و به نسل جوان آموزش داد. اما رسانه‌های رسمی حزب، نه تنها از آن‌ها یاد نمی‌کنند، بلکه با سکوت خود، این فراموشی را تشدید می‌کنند. این شخصیت‌زدایی، بخشی از یک پروژهٔ بزرگ‌تر برای تغییر ماهیت حزب است؛ پروژه‌ای که می‌خواهد حزب را از یک حزب کمونیستی با رهبران تاریخی ضدامپریالیست به یک حزب سوسیال‌دموکرات بدون خاطره تبدیل کند.




مصاحبه با رفیق سیامک کیانی ۵– نظر حزب در باره جنگ و جمهوری اسلامی

📌
🎯 چه کسی گناه‌کار است؟
نامهٔ مردم پس از ترور آقای خامنه‌ای از سوی آمریکا و اسرائیل، آن را آغاز تحولات بزرگ برای جنبش خواند. به زبان دیگر، هدفی که ترامپ و نتانیاهو برای ترور رهبران جمهوری اسلامی، یعنی آزادی ایرانیان از چنگال ستم جمهوری اسلامی داشتند، نه تنها درست بود، بلکه تا اندازه‌ای پیاده هم شد. این سخنان پرسش‌برانگیز است. مخالفت با جمهوری اسلامی، به‌معنای همراهی با اهداف امپریالیسم و صهیونیسم نیست و نباید باشد.
🛡️ دفاع مشروع یا تنش‌آفرینی؟
جمهوری اسلامی با همهٔ تنش‌آفرینی خود در منطقه، تا پیش از یورش به ایران به هیچ کشور دیگری یورش نبرد. گفتن این که گناه جنگ به اندازهٔ یکسان به دوش آمریکا و جمهوری اسلامی است، سراسر نادرست است. جمهوری اسلامی، یا درست‌تر بگوییم، نیروهای نظامی به رهبری بورژوازی نظامی و با پایگاه بزرگ اجتماعی آن در برابر یورشگران ایستادگی کردند و از میهن و منافع خود دفاع کردند. یادمان باشد که سپاه پاسداران تنها نهادهای امنیتی، شکنجه و زندان نیستند. نیروهای نظامی هم هستند که بخشی از آن‌ها میهن‌دوست هستند. حتی در ارتش شاه هم ما ارتشیان میهن‌دوست و مردم‌دوست داشتیم.
🤝 صلح عادلانه یا سرسپردگی؟
گفتن این که جمهوری اسلامی در هر شرایطی باید پیمان‌های پیشنهادی آمریکا را بپذیرد هم درست نیست. چرا گروه‌های مارکسیستی باید هوادار این باشند که جمهوری اسلامی شرایط سرسپردگی آمریکا را بپذیرد؟ راه صلح‌آمیز نه در فشار به جمهوری اسلامی برای سرسپردگی در برابر غرب، بلکه در دستیابی به یک پیمان صلح عادلانه و پایدار است که حق مشروع ایران را به رسمیت بشناسد. این به‌معنای پذیرش حق ایران بر تنگهٔ هرمز به‌عنوان یک اهرم استراتژیک برای تأمین امنیت ملی، و همچنین برنامهٔ هسته‌ای صلح‌آمیز زیر بازرسی نهادهای بین‌المللی است.