اقتصاد رانتی و تورم افسارگسیخته؛ برنج در آستانه حذف از سفره ایرانیان

در ایران، همانند بسیاری از کشورهای آسیایی، برنج اصلی‌ترین ماده غذایی مردم است و گرانی آن فشار مستقیمی بر سفره‌های خانوارها وارد می‌کند. اکنون خبرها از بازار برنج حکایت از بحرانی تازه دارند: قیمت برنج ایرانی که زمانی در دسترس همگان بود، به بالای ۲۵۰ هزار تومان در میادین تره‌بار رسیده و حتی احتمال جهش آن تا مرز ۴۰۰ هزار تومان وجود دارد. این در حالی است که دولت با وعده‌ی عرضه برنج ۱۳۰ هزار تومانی وارد میدان شد، اما بازار همچنان زیر فشار کمبود عرضه و تورم بی‌مهار قرار دارد.

اقتصاد رانتی و فساد ساختاری در بخش واردات نیز بر شدت بحران افزوده است. دولت برای تامین منافع بورژوازی تجاری برنج هندی با ارز ترجیحی وارد کرده است که باید با ۵۳ هزار تومان به دست مردم برسد، ولی در بازار تا ۱۳۰ هزار تومان فروخته می‌شود. همین نشان می‌دهد که نظارت و کنترل بر زنجیره تأمین عملاً رها شده و سودهای کلان به جیب دلالان و سرمایه‌داران می‌رود. در عین حال، رژیمی که می‌تواند برای حلقه‌های بالای خود میوه‌های گران‌قیمت تایلندی و آمریکای لاتین را با بهایی سنگین وارد کند، نمی‌تواند یا نمی‌خواهد برنج را با قیمتی عادلانه در اختیار مردم قرار دهد. چنین ساختاری دیر یا زود با خشم اجتماعی و سرنگونی روبه‌رو خواهد شد.

از سوی دیگر، نان که می‌توانست جایگزین برنج در تأمین کربوهیدرات اصلی سفره مردم باشد، ماه‌به‌ماه گران‌تر می‌شود و دیگر نمی‌تواند تکیه‌گاه مطمئنی برای خانواده‌ها باشد. در شرایطی که نه برنج و نه نان با قیمت مناسب عرضه نمی‌شوند، پرسش اساسی این است: مردم کربوهیدرات و انرژی روزانه خود را از کجا باید تأمین کنند؟

این وضعیت نشان‌دهنده‌ی بن‌بست تورمی و ناکارآمدی سیاست‌های اقتصادی است. ادامه چنین روندی پایه‌های مشروعیت حاکمیت را سست می‌کند. زیرا هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند در برابر گرسنگی و بی‌عدالتی ساختاری به‌طور نامحدود سکوت کند.




خشم مارکو روبیو و پیروزی مردم ونزوئلا در برابر تهدیدات دائمی امپراتوری امریکا

تمرکز نیروهای نظامی ایالات متحده در نزدیکی ونزوئلا که کل منطقه کارائیب را تهدید می‌کند، موجی از انتقادها، تردیدها و گمانه‌زنی‌ها را برانگیخته است. یکی از نخستین واکنش‌ها متوجه شخصیت اصلی این ماجراجویی، وزیر امور خارجه، مارکو روبیو است؛ فردی با گذشته‌ای مبهم که نزدیکان او به قاچاق مواد مخدر محکوم شده‌اند. با این حال، روبیو با تکبر اعلام می‌کند که سازمان ملل صلاحیت رد اتهامات آمریکا علیه مادورو را ندارد.

بسیاری پرسش می‌کنند آیا ماجرا صرفاً یک مشکل شخصی، معامله‌ای پنهان یا توطئه‌ای سیاسی است برای کمک به ترامپ در انحراف افکار عمومی از سیاست‌های ضد مهاجران و کاهش محبوبیتش در آستانه انتخابات. ماجرای غرق شدن قایق قاچاقچیان با 11 سرنشین نیز ابهامات بیشتری ایجاد کرده است. مطبوعات فلوریدا می‌گویند معلوم نیست این اقدام صرفاً علیه قاچاقچیان بوده یا نمایش تبلیغاتی برای منحرف کردن توجه از موج اخراج مهاجران. بیش از 600 هزار نفر فقط به ونزوئلا بازگردانده شده‌اند؛ بیشترشان کارگرانی بی‌سابقه کیفری که شغل‌هایی سخت اما ضروری در آمریکا بر عهده داشتند.

فراتر از این، اقدام به غرق کردن عمدی قایق نقض آشکار قانون اساسی ایالات متحده و قوانین بین‌المللی است. بر اساس قانون، قایق‌های مظنون باید رهگیری و بازرسی شوند، نه نابود. همان‌طور که دفتر واشنگتن در آمریکای لاتین (WOLA) تأکید کرد: صرف سوء‌ظن به قاچاق، مجوزی برای اعدام شتاب‌زده نیست. حتی مقام‌های پیشین مبارزه با مواد مخدر نیز تردید دارند، زیرا قایق‌های قاچاق معمولاً دو یا سه خدمه دارند، نه یازده.

در این شرایط، روزنامه ال‌نوئو هرالد نوشت که ترامپ شاید بیشتر به دنبال راضی کردن پایگاه سیاسی خود در فلوریدا، شامل مهاجران کوبایی و ونزوئلایی بوده است. روبیو نیز جاه‌طلبی‌های انتخاباتی خود را پنهان نمی‌کند، اما واقعیت مقاومت ملت‌ها قوی‌تر از توطئه‌ها، فشارها و تهدیدهای اوست. در نهایت، این سیاست‌ها محکوم به شکست در برابر استقامت و وحدت مردم خواهند بود.




یک بار دیگر، قانونی از سال 1917: علیه کوبا، سیاست خصمانه ایالات متحده به اندازه ابزارهایی که از آن استفاده می‌کند، کهنه است.

استفاده از قانونی که نباید جایی در روابط بین‌الملل معاصر داشته باشد، نشان‌دهنده لجاجت دولت ایالات متحده در حفظ محاصره اقتصادی، تجاری و مالی علیه کوبا است. آمریکا با نادیده گرفتن اکثریت جامعه بین‌المللی، به این سیاست ضدکوبایی خود ادامه می‌دهد.

اخیراً، کاخ سفید در اشتیاق خود برای نشان دادن خصومت و اعمال فشار حداکثری بر مردم کوبا، اعمال به‌اصطلاح «قانون تجارت با دشمن» (TWEA) را مجدداً تأیید کرد. (TWEA) یک ابزار قانونی قدیمی و تهاجمی است که در سال 1917، در طول جنگ جهانی اول تصویب شد.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، مسئول اعلام تمدید این قانون برای یک سال دیگر، تا 14 سپتامبر 2026 بود. روبیو گفت که این اقدام «بخشی از تلاش دولت ایالات متحده برای خفه کردن اقتصاد کوبا» است. بر اساس سند رسمی منتشر شده در 4 سپتامبر در ثبت فدرال، این تمدید توسط رئیس‌جمهور دونالد ترامپ در 29 آگوست امضا شد.

هر سال، رئیس‌جمهور باید این تمدید را امضا کند، که به او اجازه می‌دهد تا با استفاده از قانون به‌عنوان مبنای قانونی مقررات وزارت خزانه‌داری، محاصره کوبا را سالانه حفظ و تمدید کند.

علاوه بر این، این قانون امکان صدور محدودیت در مجوزهای صادرات، به‌ویژه برای محصولات حساس را فراهم می‌کند و نظارت دقیق بر معاملات مالی و تجاری را حفظ می‌کند.

با این تصمیم، واشنگتن بر استراتژی محاصره خود برای ایجاد گرسنگی و ناامیدی در میان خانواده‌های کوبایی پافشاری می‌کند؛ هدفی که به لطف مقاومت مردم کوبا و همبستگی بین‌المللی در طول تاریخ شکست خورده است.




Presentation of poem book

Book 6 – left unity, and Book 8 – Women’s Power,

have been printed in one book. And I am sending you the online book, plus the material for printing paper books. That is the cover, and the pdf book.

The size of this book is 24.5 x17.5, hard cover, in 308 pages.

If you wish to have the book in paper form, you just have to take the attachments of “the cover and the pdf book”, to the print shop in the place you live, and have it printed as books.

If you are a publisher, or you have a book shop, or by any means you would like to print and sell them, you are free to do so. But please, don’t change the size of the book.

To have books printed in Vienna, you can ask:

[email protected], 

And if you would like to give it to your account in the social media, or to your website, with free loading pdf, you are free to do so.

The contents of these poems are pure humanism and human freedom from imperialism with all kind of religious proxies, Zionism, Fascism, war and colonialism.

Best wishes

Farah Notash

www.farah-notash.com/womens-power

www.farah-notash.com

Women’s Power




چرا نبرد طبقاتی در حزب توده ایران پایان نیافته است

پرسش:
پس با این سخنان شما، دیگر امیدی به حزب توده‌ی ایران نیست؟

پاسخ:
چرا امید است. کنگره‌ی ششم و هفتم نشان داد که امید برگشت حزب به خط درست، یعنی یک خط ضدسرمایه‌داری و ضدامپریالیستی، یک پندار نیست. در حزب توده‌ی ایران، مانند همه‌ی سازمان‌های سیاسی جهان، نبرد دیدگاه‌ها که ریشه در جایگاه طبقاتی عضوهای رهبری آن دارد، آشکارا دیده می‌شود. همین‌که پس از سال‌ها تلاش برای دگرگون کردن جهان‌بینی، هنوز در اساسنامه‌ی حزب، جهان‌بینیِ حزبِ توده‌ی ایران «مارکسیسم-لنینیسم» نوشته می‌شود، نشانگرِ بودنِ یک جناحِ مارکسیست-لنینیست در نهادهای تصمیم‌گیریِ حزب، مانندِ کنگره‌ی هفتم است.

وارونه‌ی آنچه «ده مهر» و «عدالت» می‌پندارند، ما نبرد طبقاتی در درون حزب را پایان‌یافته نمی‌دانیم. مصوبه‌های کنگره‌ی ششم و هفتم گواه این تحلیل ما است. به ویژه در کنگره‌ی ششم، وزن سنگین یک جناح کمونیستی دیده می‌شود.

پرسش:

با وجود این انتقاداتی که ما از مقاله‌های «نامهٔ مردم» داریم، چرا مثل دوران رفیق فرهاد، ما به تحلیل و افشاگری در مورد این مقالات نمی‌پردازیم؟

پاسخ:

هدف ما هم‌چنان کمک به بازگرداندن ایدئولوژی کمونیستی به حزب است. تحلیل ما این بود که این نوشته‌ها نه تنها تأثیری را که ما خواهان آن بودیم نداشته‌اند، بلکه جناح مارکسیست-لنینیست در درون و برون ارگان‌های حزبی را از ما دور ساخت. برای همین، ما به همان جستارها می‌پردازیم، بدون آن‌که از نوشته‌های «نامهٔ مردم» نام ببریم.

برای این کار، ما باید به جناح مارکسیست-لنینیستی حزب کمک تئوریک بکنیم، تا آن‌ها در نبرد طبقاتی و ایدئولوژیک برای مارکسیست-لنینیستی شدن حزب پیروز شوند. ما همچنین با هماهنگی با دبیرخانه حزب، چهل نسخه از کتاب «چرایی ویران‌سازی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی؟» را برای پخش میان شعبه‌های حزبی فرستادیم.

ما به‌ویژه می‌دانیم که دیدگاه این دسته از رفیقان درباره‌ی فلسطین، درگیری در اوکراین و ریخت گیری جهان چندقطبی، بیشتر به ما نزدیک است تا به دیدگاه رسمی و غیررسمی حزب.




چرا توده‌ای‌ها در میان دو خط غلط گرفتار شدند؟

پرسش:
پس در این موارد، ما با گروه‌هایی مثل «ده مهر» و «عدالت» هم‌عقیده هستیم؟

پاسخ:
نه رفیق جان، وارونه‌ی آن. به دید ما، این گروه‌ها ضربه‌ی سنگینی به تلاش برای کشاندن حزب توده‌ی ایران به سوی مارکسیسم-لنینیسم زده‌اند.

پرسش:
چرا به نظر شما گروه‌های توده‌ای مانع گسترش ایدئولوژی کمونیستی در حزب شدند؟

پاسخ:
گروه‌های «توده‌ای» مانند «ده مهر» و «عدالت» بزرگ‌ترین ضربه را به تلاش توده‌ای‌های درستکار و باریک‌اندیش برای مارکسیست-لنینیست کردن حزب زده‌اند. رهبری کنونی حزب در جاه‌انداختن ایدئولوژی کنونی حزب پیروز شد، زیرا جایگزینی که این گروه‌ها در برابر خط دموکرات-سوسیالیستی حزب به پیش گذاشته‌اند، یک جایگزینی واپس‌گرا و ضدکمونیستی، یعنی هواداری از یک لایه‌ی بورژوازی انگلی در حاکمیت جمهوری اسلامی بوده است.

اگر این گروه‌ها به خط مستقل طبقاتی حزب طبقه‌ی کارگر باور داشتند و خط مشی سیاسی خود را بر آن پایه برنامه‌ریزی می‌کردند، بدون تردید فشار بر رهبری حزب به آن اندازه سنگین می‌شد که می‌توانست هم‌سنگی نیروها در درون و برون حزب را به سود مارکسیست-لنینیست‌ها دگرگون کند و بدین‌گونه ایدئولوژی کمونیستی را به حزب برگرداند.

اما شوربختانه، اینگونه نشد. توده‌ای‌ها خود را در میان این دو دیدگاه گرفتار می‌بینند: یک گروه که به مارکسیست-لنینیست سوگند می‌خورد، زیر چتر یک لایه‌ی بورژوازی انگلی در حاکمیت جمهوری اسلامی جای خوش کرده است و گروه دیگر که ضدولایت فقیه است، چندان باوری به مارکسیسم-لنینیسم ندارد.




خط دموکرات-سوسیالیستی در حزب

پرسش:
بگذارید موضوع گفت‌وگو را به مسائل امروز حزب بکشانیم. به نظر شما، خط غالب در حزب چه ویژگی‌هایی دارد؟

پاسخ:
هیچ تردیدی نیست که خط چیره در حزب، خط سوسیال‌دموکراسی است و اگر بخواهیم تیزبین باشیم، بیشتر به خط دموکرات سوسیالیستی، مانند دی‌لینک (Die Linke) آلمان و دیگر حزب‌های «چپ» اروپایی می‌ماند. نوشته‌های «نامهٔ مردم» و به ویژه به سوی آینده به روشنی این گرایش را به نمایش می‌گذارد.

پرسش:
چگونه می‌توان بازتاب این خطِ غیرِمارکسیست‌-لنینیستی را در تحلیلِ جنگ‌ها و سیاستِ جهانی در «نامهٔ مردم» دید؟

پاسخ:
در تحلیل‌های جنگ در اوکراین و کشتار بورژوازی صهیونیسم در غزه، ما این خط غیرمارکسیست-لنینیستی را می‌بینیم. برای نمونه، «نامهٔ مردم» هنوز درک روشنی درباره‌ی جهان چندقطبی به پیش نگذاشته است و گاهی سخنان برخی از رهبران حزب درباره‌ی پوتین و روسیه شگفت‌آور است. درباره‌ی اسرائیل هم در «نامهٔ مردم» بیشتر درباره‌ی دولت دست‌راستی نتانیاهو سخن گفته می‌شود تا نهاد بورژوازی صهیونیستی و ارتش فاشیستی. کسانی که به سخنرانی رفیق امیدوار در روز یک‌شنبه، ۱۸ اوت، گوش کردند، می‌دانند که ما از چه سخن می‌گوییم. این رفیق با شگفتی، بدون داشتن نگاهی تاریخی به چالش فلسطین، به‌گونه‌ای ریشه‌ی کشتار همگانی کنونی ارتش فاشیستی اسرائیل در غزه را رویداد هفتم اکتبر می‌داند. با این همه، فراموش نشود که حزب توده ایران، درباره یورش فاشیستیِ اسرائیل به ایران، دیدگاهِ درست و میهن‌دوستانه داشته است.

در برابر چالش‌های درون کشور نیز این گنگ‌گویی و دوگانگی دیده می‌شود. با اینکه از اقتصاد نئولیبرالیستی انتقاد می‌شود، نوشته‌های «نامهٔ مردم» آن را زیر ذره‌بین ضدسرمایه‌داری نمی‌گذارد و گاهی گرایش‌هایی به اصلاح‌خواهان از میان خط‌های نوشته‌ها چشمک می‌زنند. ما این چشمک‌زنی را در دوپهلوگویی سرمقاله‌ی «نامهٔ مردم» شماره‌ی ۱۲۴۱، «بن‌بست سیاست‌های حکومت ولایی و ضرورت سازماندهی جنبش مردمی برای نجات ایران»، به روشنی می‌بینیم.




لوسیوس واکر بنیان‌گذار جنبش «کشیشان برای صلح»: کشیش آمریکایی که تا آخر عمر به قول خود به کوبا وفادار ماند

برای کسانی که باور دارند «عمل، بهترین شکل گفتن است»، مرگ هرگز به معنای فراموشی نیست. میراث لوسیوس واکر، کشیش مبارز و انسان‌دوست آمریکایی، حتی ۱۵ سال پس از درگذشت او همچنان زنده است.

واکر که در سال ۱۹۳۰ در نیوجرسی متولد شد، در جریان جنبش حقوق مدنی سیاه‌پوستان آمریکا فعال شد و الهام‌گرفته از مارتین لوتر کینگ علیه تبعیض نژادی مبارزه کرد. دخترش، گیل واکر، او را پدری مهربان، فعال اجتماعی و مدافع عدالت معرفی کرده است. واکر همواره علیه جدایی نژادی در مدارس، وسایل حمل‌ونقل و دیگر عرصه‌های زندگی ایستاد و این تعهد تا پایان عمر با او همراه بود.

اما رابطه عمیق او با کوبا بود که نامش را در حافظه همبستگی جهانی ماندگار کرد. او با بنیان‌گذاری «کشیشان برای صلح» بیش از ۲۰ کاروان بشردوستانه به کوبا سازمان داد؛ کاروان‌هایی که نه تنها دارو و کمک‌های انسانی حمل می‌کردند، بلکه چالشی آشکار علیه محاصره اقتصادی و روایت رسمی دولت آمریکا بودند. واکر باور داشت که تحریم، زندگی اقشار آسیب‌پذیر کوبا را هدف قرار داده است.

او در مبارزات بین‌المللی برای بازگشت کودک الیان گونزالس و آزادی پنج قهرمان کوبایی نیز فعال بود. عشق و احترام او به کوبا و رهبر تاریخی انقلاب، فیدل کاسترو، نشانه‌ای دیگر از پیوند عمیق او با این ملت است.

به وصیت خودش، خاکستر لوسیوس واکر امروز در کوبا آرام گرفته است؛ نمادی از عشقی که مرزها را شکست و پلی میان دو ملت ساخت. او در زندگی و پس از مرگ، پیام‌آور صلح، عدالت و دوستی باقی مانده است.