چهل سال از اصلاحات گورباچف: امیدها و واقعیت‌ها

امسال یادآور یک تاریخ تلخ است: ۴۰ سال پیش، میخائیل گورباچف، دبیرکل منتخب حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، اعلام کرد که اصلاحاتی در پیش است که به نام «پراسترویکا» شناخته شد.

در سخنرانی‌های خود، او از مفاهیمی چون «تسریع توسعه اجتماعی-اقتصادی»، «شفافیت»، «خانه اروپایی» و «تفکر جدید» صحبت می‌کرد. وعده داده شده بود که این اصلاحات زندگی مردم شوروی را بهبود بخشد و روابط سوسیالیستی را تقویت کند. اما واقعیت چیزی جز فروپاشی هدفمند کشور نبود.

در سال‌های پس از آن، برخی معتقد بودند که شوروی به دلیل ناکارآمدی و غیرقابل دوام بودن خود فروپاشید، اما شواهد نشان می‌دهد که فروپاشی بیشتر نتیجه اقدامات افراد خاص با اهداف شخصی و منفعت‌طلبانه بود. این افراد با جاه‌طلبی، خودخواهی، عطش قدرت و تمایل بیمارگونه به شهرت، توانستند از دوران تغییرات سیاسی و اقتصادی بهره برده و منافع خود را دنبال کنند.

ویژگی‌های این دوران نشان می‌دهد که در محیطی پر از آشفتگی و بی‌قانونی، فرصت برای کسانی که بی‌اصول، خودخواه و جاه‌طلب بودند، بسیار بیشتر بود. فساد و قانونی شدن اقتصاد زیرزمینی نیز به گسترش این روند کمک کرد.

همچنین بسیاری از این افراد به کشور خود بی‌اعتنا بودند و روسیه را همچون سرزمینی برای بهره‌برداری شخصی می‌دیدند. برخی حتی در صورت تهدید، منابع و سرمایه‌های خود را خارج از کشور منتقل کردند.

پیامد این دوران تنها فروپاشی سیاسی نبود، بلکه یک بحران اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی نیز به وجود آمد. کسانی که در این دوره به قدرت رسیدند، ارزش‌ها و منافع خود را بر جامعه تحمیل کردند، در حالی که اغلب با منافع اکثریت مردم همخوانی نداشت.

به همین دلیل، در سال‌های اخیر، علاقه و گرایش مردم به ارزش‌های سنتی، فرهنگ ملی و ایده‌های سوسیالیستی افزایش یافته و بسیاری به یاد گذشته و نظام شوروی با حس نوستالژی نگاه می‌کنند.




تهدید اصلی امنیتی؛ جاسوسان اسرائیلی در بالاترین رده‌های امنیتی، نه کارگران افغان

متن منتشرشده در روزنامه اصولگرا، اخراج مهاجران افغان را به‌عنوان راه‌حل مشکلات اقتصادی و امنیتی معرفی می‌کند، اما هیچ اشاره‌ای به ریشه‌های واقعی این بحران‌ها نمی‌کند. مشکلاتی مانند گرانی مسکن، فشار بر معیشت مردم، کاهش قدرت خرید و حتی افزایش بزهکاری، ریشه در سیاست‌های اقتصادی نئولیبرالی دارد؛ سیاست‌هایی که طی سال‌های اخیر با آزادسازی قیمت‌ها، خصوصی‌سازی بی‌ضابطه و واگذاری منابع عمومی به بخش‌های رانتی، سفره مردم را کوچک‌تر کرده است.

واقعیت این است که افزایش قیمت نان، اجاره‌خانه یا سوخت، پیش از هر چیز محصول آزاد کردن قیمتها و کاهش حمایت‌های دولتی است، نه حضور مهاجران. دولت‌ها با پیروی از نسخه‌های نئولیبرالی، بار هزینه‌های ساختاری را بر دوش مردم انداخته‌اند و حالا رسانه‌هایی می‌کوشند با برجسته‌کردن مهاجران به‌عنوان مقصر اصلی، افکار عمومی را از علت‌های واقعی منحرف سازند.

همچنین پیوندزدن بحران‌های امنیتی با حضور اتباع غیرمجاز، ساده‌سازی خطرناکی است که می‌تواند به جای حل مسائل اجتماعی، زمینه‌ساز نفرت‌پراکنی شود. جاسوسان اسرائیلی سال‌هاست در بالاترین رده‌های امنیتی جا خوش کرده‌اند و این مسئله هیچ ربطی به مهاجران افغان ندارد. تجربه جهانی نشان می‌دهد که بی‌ثباتی و ناامنی معمولاً از فقر، تبعیض و سیاست‌های نادرست اقتصادی برمی‌خیزد، نه صرفاً از حضور گروهی مهاجر.

بنابراین اگر هدف واقعاً تأمین امنیت و رفاه اجتماعی است، راه‌حل باید در بازنگری در سیاست‌های اقتصادی جست‌وجو شود: مهار سوداگری در بازار مسکن، کنترل قیمت کالاهای اساسی، تقویت خدمات عمومی و بازگشت به نقش حمایتی دولت. انداختن بار مشکلات بر دوش مهاجران، تنها مسکّنی موقت است که واقعیت‌های ساختاری را پنهان می‌کند.

به بیان دیگر، تا زمانی که اقتصاد ایران در چارچوب الگوهای نئولیبرالی حرکت می‌کند، آزادسازی قیمت‌ها ادامه دارد و خدمات عمومی به سمت خصوصی‌سازی می‌رود، نه اخراج مهاجران و نه سیاست‌های مقطعی دیگر قادر به درمان دردهای واقعی جامعه نخواهند بود.




لاوروف: مقاومت هند سندی بر پایان سلطه‌گری آمریکا

لاوروف، وزیر خارجه روسیه در گفت‌وگو با روزنامه اندونزیایی «کومپاس» تأکید کرد که «هند تسلیم خواسته‌های آمریکا برای توقف خرید نفت از روسیه نشد»؛ موضعی که به گفته او با قدردانی مسکو همراه است.

ایستادگی هند در برابر فشار آمریکا برای توقف خرید نفت از روسیه نشان می‌دهد که دوران سرکردگی و یکه‌تازی واشنگتن در سیاست جهانی رو به پایان است. سال‌ها آمریکا با تحریم، تهدید و فشارهای اقتصادی تلاش می‌کرد دیگر کشورها را وادار به پیروی از منافع خود کند، اما امروز شاهد آن هستیم که قدرت‌های نوظهور مانند هند حاضر نیستند منافع ملی خود را فدای خواسته‌های آمریکا کنند.

این رخداد بیانگر روندی بزرگ‌تر است: حرکت جهان از نظم تک‌قطبی به سوی نظمی چندقطبی. روسیه، چین، هند و دیگر قدرت‌های مستقل، در حال تثبیت جایگاه خود به‌عنوان بازیگران تأثیرگذار جهانی‌اند. آنان با بی‌اعتنایی به فشارهای واشنگتن، مسیر تازه‌ای برای همکاری‌های اقتصادی و سیاسی گشوده‌اند که در آن، منافع مشترک و احترام متقابل جایگزین دیکته‌کردن و زورگویی می‌شود.

به همین دلیل می‌توان گفت عصر جدیدی آغاز شده است؛ عصری که در آن هیچ قدرتی نمی‌تواند ادعا کند سرنوشت جهان تنها در دست اوست. مقاومت هند تنها یک نمونه از شواهدی است که نشان می‌دهد آینده روابط بین‌الملل بر پایه چندقطبی‌بودن و توازن قدرت بنا خواهد شد.

این جمله ساده، نشانه‌ای روشن از تغییر معادلات جهانی است. سال‌ها آمریکا می‌کوشید با ابزار تحریم و فشار، سیاست خود را بر دیگران تحمیل کند، اما امروز کشورهایی همچون هند حاضر نیستند منافع ملی خود را قربانی خواسته‌های واشنگتن کنند.

لاوروف همچنین تأکید کرد که «صلح پایدار در اوکراین بدون پرداختن به ریشه‌های درگیری و از بین بردن تهدیدات علیه امنیت روسیه غیرممکن است». این سخنان نشان می‌دهد که نظم جهانی تک‌قطبی در حال فروپاشی است و کشورها دیگر تنها یک قدرت را تعیین‌کننده سرنوشت خود نمی‌دانند.




سرمایه‌داران سیر، زحمتکشان زیر بار گرانی له می‌شوند

گرانی افسارگسیخته‌ی کالاهای اساسی در سال‌های اخیر، بیش از هر زمان دیگری زندگی طبقات محروم را در ایران در هم شکسته است. در حالی که سرمایه‌داران زالو‌صفت، صاحبان انحصار واردات و رانت‌خواران وابسته به حکومت، کوچک‌ترین آسیبی از افزایش ۵۰ یا حتی ۱۰۰ درصدی قیمت‌ها نمی‌بینند، برای کارگران و زحمتکشان این گرانی‌ها چیزی جز فاجعه‌ای روزمره و خردکننده نیست.

گزارش‌های اخیر درباره وضعیت کالاهای اساسی نشان می‌دهد که نه تنها قیمت حبوبات، لبنیات، برنج و سایر اقلام مصرفی مردم به شدت افزایش یافته، بلکه دولت هیچ برنامه‌ای برای حمایت از تولید داخلی ندارد. برعکس، جمهوری اسلامی بار دیگر همان نسخه‌ی همیشگی خود را اجرا می‌کند: یا واردات گسترده‌ی کالا از خارج، که تولیدکنندگان کوچک داخلی را نابود می‌سازد، یا آزادسازی قیمت‌ها به بهانه‌ی نئولیبرالی ارتقای کیفیت و رقابتی‌سازی بازار. در هر دو حالت، بازنده فقط مردم هستند.

امین دلیری، تحلیلگر اقتصادی، تصریح کرده است که بخش بزرگی از مشکلات به انحصار واردات و نابسامانی توزیع کالاهای اساسی بازمی‌گردد. او یادآوری می‌کند که در دهه‌های گذشته شرکت بازرگانی دولتی مسئول تأمین و توزیع بود و کالاها با نظارت و ارز دولتی ارزان به دست مردم می‌رسید. اما این سازوکار سالم به نام خصوصی‌سازی به دست عده‌ای محدود سپرده شد؛ کسانی که با زدوبند و رانت‌خواری، میلیاردها دلار ارز دولتی گرفتند و کالا را با قیمت‌های سرسام‌آور روانه‌ی بازار کردند.

امروز نتیجه‌ی این سیاست روشن است: کارگران، بازنشستگان، بیکاران و همه‌ی اقشار محروم با تورم ماهانه‌ی چند درصدی در مواد غذایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در حالی که شکم سرمایه‌داران از سودهای کلان پرتر می‌شود. جمهوری اسلامی هیچ راهی جز ادامه‌ی واردات و آزادسازی قیمت‌ها نمی‌شناسد، و این مسیر چیزی جز تخریب تولید داخلی و تشدید نابرابری به بار نخواهد آورد.




گرانیِ نان و کالاهای اساسی؛ فاجعه‌ای برای زحمتکشان، سودی برای سرمایه‌داران

افزایش تورم و گرانی روزافزون کالاهای اساسی در ایران، دولت جمهوری اسلامی را به جای اتخاذ سیاست‌های حمایتی از طبقات محروم، بیش از پیش به سمت اجرای نسخه‌های نئولیبرالی و آزادسازی قیمت‌ها سوق داده است. نمونه‌ی روشن این روند را می‌توان در ماجرای نان مشاهده کرد؛ کالایی که در سفره‌ی مردم جایگاهی حیاتی دارد.

امیر کرملو، سخنگوی اتحادیه نانوایان سنتی تهران اعلام کرده است که در گذشته چند نوع آرد با نرخ‌های متفاوت عرضه می‌شد، اما اکنون با مصوبه‌ی جدید، تنها آرد دولتی و آزاد در دسترس است. به این ترتیب اگر نانوایی از آرد آزاد استفاده کند، قیمت نان آن واحد مستقیماً تابع عرضه و تقاضا خواهد بود. این سخنان آشکارا نشان می‌دهد که دولت عملاً کنترل قیمت نان را کنار گذاشته و مکانیزم بازار آزاد را جایگزین کرده است.

دولت حتی پا را فراتر گذاشته و یارانه‌ای که پیش‌تر به نانوایان می‌پرداخت حذف کرده است. بر اساس دستور جدید، ۴۰ درصد هزینه‌ها به قیمت نان اضافه شده و سپس یارانه به شکل مستقیم به مردم پرداخت می‌شود. این روش نه تنها باعث افزایش قیمت‌ها شده بلکه فشار مضاعفی بر مصرف‌کنندگان به ویژه اقشار کم‌درآمد وارد می‌کند.

بر اساس همین تصمیمات، قیمت نان در ماه‌های اخیر به طور رسمی ۵۲ درصد افزایش یافته است. به گفته‌ی کرملو، هر کیلو نان بربری اکنون ۵۳۵۰ تومان، لواش ۱۴۰۰ تومان، تافتون ماشینی ۲ هزار تومان و تافتون سنتی ۲۳۰۰ تومان قیمت‌گذاری شده است. این در حالی است که طرح اولیه دولت، افزایش ۱۱۰ درصدی نرخ نان بود که تنها به دلیل مخالفت برخی نهادها کاهش یافت.




انجمن بین‌المللی پژوهشگران نسل‌کشی: اقدامات اسرائیل در غزه مصداق نسل‌کشی است

انجمن بین‌المللی پژوهشگران نسل‌کشی (IAGS) که معتبرترین نهاد علمی جهان در این حوزه است، قطعنامه‌ای تصویب کرده که بر اساس آن معیارهای حقوقی لازم برای اعلام اینکه اسرائیل در غزه مرتکب نسل‌کشی می‌شود، فراهم شده است.

قطعنامه‌های IAGS به‌خودی‌خود الزام‌آور حقوقی نیستند، اما به‌عنوان ارزیابی‌های علمی و تخصصی اهمیت بالایی دارند. اینکه آیا اسرائیل واقعاً مرتکب نسل‌کشی شده، موضوعی است که باید در دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) بررسی و حکم آن صادر شود. آفریقای جنوبی پیش‌تر علیه اسرائیل در این دادگاه شکایت کرده است. اسرائیل بارها تمامی اتهامات نسل‌کشی را رد کرده است.

در متن قطعنامه IAGS که در دسترس عموم قرار گرفته، آمده است: «سیاست‌ها و اقدامات اسرائیل در غزه مصداق جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت است، همان‌طور که در حقوق بین‌الملل بشردوستانه و اساسنامه رم دادگاه کیفری بین‌المللی تعریف شده است.»

این انجمن به موارد زیر اشاره می‌کند:

  • حملات عمدی و کشتار غیرنظامیان از جمله کودکان
  • ایجاد قحطی و گرسنگی
  • جلوگیری از ارسال کمک‌های بشردوستانه، آب، سوخت و سایر نیازهای اساسی
  • خشونت جنسی و باروری
  • کوچ اجباری جمعیت
  • کشتن اعضای گروه
  • وارد آوردن صدمات جدی جسمی یا روحی به اعضای گروه
  • تحمیل شرایط زندگی‌ای که منجر به نابودی کامل یا جزئی گروه شود
  • جلوگیری از زاد و ولد در گروه
  • انتقال اجباری کودکان گروه به گروهی دیگر

بر اساس کنوانسیون سازمان ملل درباره نسل‌کشی، این جنایت عبارت است از تلاش عامدانه برای نابودی کامل یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی. شموئل لدرمن، استاد نظریه سیاسی و پژوهشگر هولوکاست در دانشگاه حیفا، گفت: «ترکیب گرسنگی، کشتار جمعی، کشتار نامتناسب غیرنظامیان، ممنوعیت ایجاد مناطق امن، پاکسازی قومی و تبعید ـ که به‌عنوان هدف اعلام شده ـ همه نشانگر نسل‌کشی است.»

از زمان طرح شکایت آفریقای جنوبی در ICJ در سال ۲۰۲۳، بسیاری از پژوهشگران بین‌المللی این اقدامات را نسل‌کشی دانسته‌اند.




پوتین: SCO (سازمان همکاری شانگهای) باید اصول صلح، اعتماد و همکاری را در سطح بین‌المللی تقویت کند

در نشست توسعه‌یافته اجلاس سازمان همکاری شانگهای (SCO) در تیانجین چین، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، اعلام کرد که این سازمان می‌تواند به موتور اصلی ایجاد سیستمی عادلانه‌تر برای حکمرانی جهانی تبدیل شود و افزود که او از ابتکارات چین در این زمینه حمایت می‌کند. پوتین با اشاره به حضور گسترده شرکت‌کنندگان در اجلاس، آن را نشانه‌ای از «علاقه و توجه واقعی به فعالیت‌های چندجانبه» سازمان دانست. او افزود که از زمان تأسیس این سازمان در سال ۲۰۰۱، هدف آن ایجاد «فضایی از صلح و امنیت، اعتماد و همکاری در قاره اوراسیا» بوده است.

رئیس‌جمهور روسیه پیشنهاد کرد که سازمان همکاری شانگهای می‌تواند نقش پیشرو در تلاش‌ها برای شکل‌دهی به سیستمی عادلانه‌تر و برابرتر در سطح جهانی ایفا کند، سیستمی که بر اصول حقوق بین‌الملل و مفاد کلیدی منشور سازمان ملل متحد استوار باشد. در همین راستا، پوتین گفت که روسیه ایده‌های شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، در این زمینه را مورد توجه قرار داده است.

او همچنین افزود که این موضوع «به‌ویژه در شرایطی که برخی کشورها همچنان به دنبال تسلط بر امور بین‌الملل هستند، اهمیت یافته است.» پوتین جزئیات بیشتری ارائه نداد، اما سخنانش در شرایط فشار بی‌سابقه غرب بر روسیه مطرح شد.

پوتین خاطرنشان کرد که اعضای سازمان همکاری شانگهای سنتاً به تاریخ و تنوع تمدنی یکدیگر احترام گذاشته‌اند. او افزود که اواخر این ماه مسکو میزبان مسابقه آواز «اینترویژن» خواهد بود که به‌عنوان جایگزینی برای یوروویژن برگزار می‌شود و شرکت‌کنندگانی از آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا در آن حضور خواهند داشت.

او گفت: «این پروژه بزرگ با هدف ترویج ارزش‌های جهانی اجرا می‌شود… ارزش‌های سنتی در حال کمرنگ شدن هستند و زمان آن رسیده که دوباره به دستورکار بین‌المللی بازگردند.»




هند و چین: تعامل استراتژیک و چالش برای هژمونی آمریکا

مهم‌ترین رابطه میان دو کشور روی سیاره‌ی کوچک ما، رابطه‌ی هند و چین است. دو ابرقدرتی که مرز مشترک دارند، و وقتی روابطشان تیره می‌شود، سربازانشان با چماق به جان هم می‌افتند؛ و اگر اوضاع بدتر شود، امکان نابودی هسته‌ای متقابل هم وجود دارد.

از همین رو دیدار نارندرا مودی و شی جین‌پینگ در روز یکشنبه اهمیت زیادی دارد.

برای درک زمینه باید دانست که حتی امروز هیچ پرواز مستقیمی میان هند و چین وجود ندارد. ۲.۸ میلیارد نفر ناچار به توقف در کشوری ثالث‌اند. در مقایسه، میان چین و آمریکا صدها پرواز هفتگی برقرار است.

این دو کشور از دهه‌ی ۱۹۵۰ بر سر دره‌ها و قله‌ها می‌جنگند. در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۲ نیز برخوردهای خونینی رخ داد.

پاکستان هم همیشه پای ثابت است. مناقشه‌ی کشمیر نزدیک به هشتاد سال است ادامه دارد و در بهار گذشته حتی به آستانه‌ی جنگ رسید. چین، حامی اصلی پاکستان، جنگنده و سامانه‌ی دفاعی برای مقابله با هند در اختیارش گذاشت.

در جهانی متغیر، حتی ناممکن‌ها ممکن می‌شوند. چیزی که سال گذشته غیرقابل تصور بود، اکنون رخ می‌دهد: دیدار مودی و شی، در واکنش به فشارهای دونالد ترامپ. آمریکا بر صادرات هند ۵۰٪ تعرفه بسته است. پیام مودی به واشنگتن روشن است: گزینه‌های دیگری هم دارد.

مودی به تیانجین پرواز می‌کند تا در نشست «سازمان همکاری شانگهای» در کنار شی، پوتین، رئیس‌جمهور ایران و دبیرکل سازمان ملل شرکت کند. برای او این سفر فرصتی است تا هم شکاف با چین را ترمیم کند و هم به آمریکا نشان دهد که هند تنها نیست.

این رابطه غیرخصمانه، پیام روشنی به آمریکا دارد: نزدیکی نسبی دو ابرقدرت آسیایی نه تنها به ثبات منطقه‌ای کمک می‌کند، بلکه به هند امکان می‌دهد سیاست خارجی مستقل‌تری را دنبال کند و آمریکا را مجبور می‌سازد تا در استراتژی هژمونیک خود تجدیدنظر کند.