تحریم، جدال درون حاکمیت و نفس‌های به شماره افتاده مردم ایران

دعوای درون حاکمیت جمهوری اسلامی بر سر مواجهه با بحران تحریم و خطر فعال شدن مکانیسم ماشه بالا گرفته است. از یک سو جریان‌های طرفدار راه‌حل نظامی و تقابل مستقیم با غرب میدان‌داری می‌کنند و از سوی دیگر، حامیان مذاکره و رفع تحریم هشدار می‌دهند که بازگشت به دوران تحریم‌های احمدی‌نژاد و جلیلی فاجعه‌ای دوباره خواهد بود. در این میان، بازندگان اصلی مردم ایران‌اند که زیر فشار سیاست‌های اقتصادی نئولیبرالیستی داخلی و پیامدهای تحریم‌های خارجی حتی توان نفس کشیدن ندارند.

روزنامه جمهوری اسلامی در واکنش به تهدید فعال شدن مکانیسم ماشه نوشت: دستگاه دیپلماسی باید با پشتیبانی همه ارکان حاکمیت بکوشد این درِ نیمه‌باز بسته نشود و واژه شوم تحریم کمتر تکرار شود. به نوشته این روزنامه، بازگشت به شرایط گذشته یعنی همان روزهایی که قطعنامه‌ها را «کاغذپاره» می‌خواندند و تحریم را «نعمت» می‌نامیدند، مردم را دوباره در معرض فشار خردکننده قرار می‌دهد.

این روزنامه به تناقض آشکار چهره‌هایی اشاره می‌کند که در گذشته از بی‌اثر بودن تحریم‌ها سخن می‌گفتند و امروز با دیدن سایه بازگشت همان وضعیت، مدعی شده‌اند. حافظه تاریخی ملت، به گفته نویسنده، آن‌قدر کوتاه‌مدت نیست که نقش سازندگان بحران تحریم را فراموش کند.

در عین حال، روزنامه تأکید می کند که حتی یک خط تحریمی بر روی کاغذ نیز نباید ساده گرفته شود. همه توان کشور باید برای جلوگیری از بسته شدن راه‌های دیپلماسی و یافتن روزنه‌ای هرچند کوچک در بن‌بست موجود به کار گرفته شود.

روزنامه در پایان یادآور می‌شود که مسئولان باید با تصمیم‌های درست و هماهنگی در اقدامات، جلوی بدترین اقدام سه کشور اروپایی را بگیرند و مانع پیچیده‌تر شدن روابط شوند. نویسنده همچنان امیدوار است بتوان از این گردنه دشوار عبور کرد.

آنچه در میدان سیاست به‌عنوان «نبرد روایت‌ها» جریان دارد، در زندگی روزمره مردم به معنای گرانی، بیکاری و فرسایش امید است؛ هزینه‌ای سنگین که جامعه ایران همچنان می‌پردازد.




A Review of a Powerful Poetry Collection

A Voice for the Voiceless – A Powerful Poetry Collection on Suffering, Resistance, and Hope

Siamak Kiani    16.08.2025

 The poetry collection of books 6 Left Unity and book 8 women’s power by Farah Notash, is a profound and emotionally charged exploration of pain, hunger, ignorance, silence, solidarity, resistance, empathy, and transformation. It extends global experiences and universal struggles, yet consistently carries a clear and urgent message: to give voice to the forgotten, to echo the cries of the hungry, and to honor the silent suffering of the oppressed.

The collection stands firmly in the tradition of protest writing—resonating through times of darkness and pain. With unmasked and burning language, the poems strip away the mask of tyranny and greed worn by those in power. They cross borders, connect human hearts, and carry the cry of freedom to the ears of a world too often indifferent.

From the rough hands of workers to the tear-filled eyes of grieving mothers, every line reflects a shared human experience of suffering. The language is never passive or decorative; it strikes like a wave of anger and awareness, aimed directly at injustice. In these verses, plundered lands, burnt lives, and crushed hopes are given rich and melancholy form.

These writings reflect the blood and soil of real struggle. They expose deception, poverty, and the slow disintegration of humanity under the weight of wild capitalism. This is not a poetic exercise in wordplay—it is a battle fought in the field of thought, expressed through a careful choice of words, a direct resistance to oppression and enforced silence.

With each line, the poems chop at the roots of lies and pull fragile sparks of truth from beneath layers of ash. And in the end, they plant a seed of hope deep within the earth—carrying the belief that, one day, that hope might grow into freedom.

Some of these works carry such raw emotional force that they brought tears to my eyes.

Throughout the book, the poet employs a social realist approach—grounded in real-world issues and the lived experiences of ordinary people. This is paired with skillful use of metaphor and figurative language, creating intense, unforgettable scenes. Each poem is sharply observed, revealing the poet’s keen attention to detail, strong visual sense, and deep emotional engagement. The result is a journey that moves the reader: at times heartbreaking, at others filled with anger or frustration at a world that too often chooses to look away.

The collection offers a powerful look at power, oppression, and human suffering. It lays bare the brutal mechanics of corrupt systems and authoritarian leaders who, surrounded by flatterers, maintain control through exploitation. The poet portrays the cycle of tyranny—where one oppressor replaces another, repeating the same cruel injustices.

In contrast, the poems treat the innocent—children, workers, and civilians caught in the crossfire of war, poverty, and violence—with tenderness and sorrow. The imagery is raw and unfiltered, revealing the devastating human cost behind political ambition and conflict. Moments of silence and darkness reflect helplessness and despair, while the recurring hope for peace and justice underscores the resilience of those who endure.

Together, these elements form a strong work of social criticism—condemning greed, corruption, and violence, while encouraging empathy for those left behind and awakening the spirit of struggle. The collection calls on readers to recognize patterns of oppression and the urgent need for change, while also honoring the dignity and humanity of those who continue to resist.

This message feels especially urgent today, as we witness ongoing suffering and violence in places like Gaza. The same indifference and silence that these poems criticize remain present, allowing injustice to go unchecked. By shedding light on these harsh realities, the collection challenges us not to look away—but to listen, to feel, and to act. It reminds us that behind every crisis are real people—lives, families, and hopes—that deserve attention, compassion, and justice.




نبرد با نئولیبرالیسم و خطر تحریف انتخابات؛ هشدارهای حزب کمونیست روسیه

زوگانوف گفت که جهانی‌سازی سرمایه‌داری منبع اصلی بحران‌ها، جنگ‌ها و فروپاشی اتحاد شوروی بوده و امروز بشریت میان دو راهی «سرمایه‌داری جهانی با جنگ و فاشیسم» یا «سوسیالیسم با تجربه‌های موفق شوروی و چین» قرار دارد. او افزود: «یا باید به سمت سوسیالیسم بازگردیم، یا گرفتار اردوگاه‌های نوین سرمایه‌داری شویم که به بردگی ملت‌ها خواهند انجامید.»

زوگانوف بر لزوم احیای سوسیالیسم تأکید کرد. وی گفت که سازمان‌هایی چون بریکس و شانگهای پاسخی به سیاست‌های سلطه‌طلبانه غرب هستند و افزود که سوم سپتامبر، به عنوان روز پایان جنگ جهانی دوم، باید در سراسر کشور گرامی داشته شود. او همچنین به دستاوردهای حزب در نجات صنایع کلیدی، حمایت از استقلال اقتصادی و تقویت امنیت ملی اشاره نمود.

زوگانوف انتقادهای شدیدی نسبت به سیاست‌های اقتصادی دولت و بانک مرکزی مطرح کرد و افزایش نرخ بهره را «خفه‌کننده اقتصاد و تهدیدی برای امنیت ملی» دانست. او خواستار صنعتی‌سازی جدید، ملی‌سازی منابع و تغییر جهت سیاست مالی شد. همچنین به مشکلات آموزش و تراکم بالای دانش‌آموزان در مدارس اشاره کرده و برنامه «آموزش برای همه» حزب را یادآور شد. وی همچنین یادآور شد که حزب کمونیست دو بار روسیه را از پرتگاه جنگ داخلی نجات داده و در سخت‌ترین شرایط اقتصادی توانسته است بدیل مردمی در برابر سیاست‌های نئولیبرالی ارائه کند. زوگانوف گفت: «امروز همانند دوران لنین و استالین، پیروزی تنها با بسیج همه ظرفیت‌های ملی و اتکا به تجربه سوسیالیستی ممکن است. راهی جز مقابله با سرمایه‌داری جهانی و سازش‌کاران داخلی وجود ندارد.»

زوگانوف خطر تحریف انتخابات، مشکلات رأی‌گیری الکترونیک و دخالت مقامات را مطرح کرده و بر ضرورت تصویب «قانون انتخاباتی حزب» تأکید نمود. او هشدار داد: «تاریخ تنها دو راه برای تغییر به بشر شناسانده است؛ یا از طریق رأی و یا با سلاح و قیام. هر کوششی برای تحریف اراده مردم، کشور را به سوی بحران می‌کشاند.»




مبارزه با «دولت موادفروش»؛ بهانه‌ای برای تهاجم علیه ونزوئلا و غارت منابع آن

ایالات متحده بار دیگر کارزار خود را برای معرفی ونزوئلا به عنوان یک «نارکو-دولت» آغاز کرده و رهبران عالی‌رتبه این کشور را به قاچاق مواد مخدر متهم می‌کند. این روایت ساختگی که در دوران ترامپ شدت گرفت، ابزاری سیاسی برای توجیه طرحی قدیمی است: سرنگونی دولت و تسلط بر منابع عظیم نفت و مواد معدنی ونزوئلا.

نگاهی دقیق‌تر نشان می‌دهد که بر خلاف ادعاهای واشنگتن، ونزوئلا سال‌هاست با ابزارهای داخلی خود علیه تجارت مواد مخدر اقدام کرده است. نقطه عطف این روند سال ۲۰۰۵ ، زمانی که هوگو چاوز، رئیس‌جمهور وقت، اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا (DEA) را به دلیل جاسوسی اخراج کرد و تأکید نمود کشورش مستقل به مقابله ادامه خواهد داد، بود. از آن زمان، دولت ونزوئلا از طریق سازمان ملی مبارزه با مواد مخدر (ONA) و نیروهای مسلح بولیواری (FANB) عملیات گسترده‌ای انجام داده و بنا به آمار رسمی، تنها در سال ۲۰۱۵ بیش از ۶۵ تن مواد مخدر توقیف شده است.

با وجود این تلاش‌ها، آمریکا ونزوئلا را «مسیر ترانزیت» معرفی می‌کند، در حالی که موقعیت جغرافیایی این کشور در همسایگی کلمبیا ــ بزرگ‌ترین تولیدکننده کوکائین جهان و میزبان پایگاه‌های متعدد آمریکا ــ عامل اصلی این وضعیت است، نه همدستی دولت کاراکاس. تحقیقات مستقل نیز نشان داده است که حتی پس از دهه‌ها «جنگ با مواد مخدر»، کارتل‌های بزرگ همچنان آزادانه در خاک آمریکا فعالیت می‌کنند.

ناوهای جنگی آمریکا در دریای کارائیب مستقر شدند تا تهدید نظامی را تقویت کنند.

رهبران منطقه از مکزیک تا کلمبیا این تحرکات را رد کرده و آن را تجاوز به حاکمیت آمریکای لاتین دانسته‌اند. در پاسخ، دولت ونزوئلا میلیون‌ها نیروی شبه‌نظامی مردمی را بسیج کرده تا از استقلال کشور دفاع کنند. متاسفانه دولت با اجرای برنامه های نئولیبرالیستی و سیاستهای انحصارطلبانه و ضددموکراتیک پایگاه توده ای خود را در مقابل حمله احتمالی امپریالیسم بسیار ضعیف کرد.




رژه بزرگ در پکن؛ گرامی‌داشت ۸۰ سالگی پیروزی بر فاشیسم

چین هفته آینده میزبان رهبران ۲۶ کشور در میدان تیان‌آنمن پکن خواهد بود تا هشتادمین سالگرد پیروزی بر تجاوز ژاپن و نیز پیروزی جهانی بر فاشیسم را گرامی بدارد. این مراسم با رژه‌ای بزرگ و بی‌سابقه برگزار می‌شود.

جنگ مقاومت مردم چین در برابر تجاوز ژاپن (۱۹۳۱-۱۹۴۵) نخستین و طولانی‌ترین جبهه در جنگ جهانی ضد فاشیسم بود که طی آن ۳۵ میلیون نفر کشته یا زخمی شدند. ژاپن در دوم سپتامبر ۱۹۴۵ رسماً تسلیم شد. مجلس ملی چین از سال ۲۰۱۴، سوم سپتامبر را روز پیروزی اعلام کرده و یک سال بعد نخستین رژه بزرگ در همین روز برگزار شد.

هونگ در نشست خبری گفت پیروزی چین الهام‌بخش ملت‌های استعمارزده برای استقلال بود و اکنون نیز پکن مایل است همراه کشورهای جنوب جهانی برای ساخت جهانی چندقطبی عادلانه و اقتصاد جهانی فراگیر تلاش کند.

در میان رهبران برجسته‌ای که حضورشان تأیید شده، ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه و کیم جونگ‌اون رهبر کره شمالی جایگاه ویژه‌ای دارند. همچنین رهبرانی از کامبوج، ویتنام، لائوس، اندونزی، مالزی، مغولستان، پاکستان، بلاروس، صربستان، ایران و کوبا نیز شرکت خواهند کرد. به گفته هونگ لی، معاون وزیر خارجه چین، حضور پوتین نشانگر سطح بالای شراکت راهبردی چین و روسیه است و مشارکت کیم جونگ‌اون نیز بر دوستی تاریخی پکن و پیونگ‌یانگ تأکید دارد.

چین همچنین از دوستان خارجی که در پیروزی جنگ نقش داشتند و خانواده درگذشتگان آنان دعوت کرده است.

هونگ با اشاره به موضع منفی ژاپن، از توکیو خواست با تاریخ روبه‌رو شود، از گذشته نظامی‌گری فاصله گیرد و مسیر توسعه صلح‌آمیز را در پیش گیرد. او هشدار داد تلاش برخی نیروهای ژاپنی برای تحریف تاریخ یا تطهیر جنایات جنگی، وجدان جهانی و نظم پس از جنگ را به چالش می‌کشد.

معاون دفتر برگزاری رژه، اعلام کرد که ارتش چین با روحیه‌ای بالا و تجهیزات مدرن آماده نمایش توان دفاعی خود است.




پرونده هسته‌ای ایران؛ جمهوری اسلامی بدون استراتژی در برابر مکانیسم ماشه و تهدید ناتو

جمهوری اسلامی فاقد یک برنامه استراتژیک که هم منافع ملی ایران را حفظ کند و هم از خطر جنگ دور شود، ندارد.

با استناد به گزارش نامه‌نیوز و اظهارات حسین کنعانی‌مقدم، یک نکته روشن می‌شود: جمهوری اسلامی در پرونده هسته‌ای فاقد یک نقشه راه استراتژیک است.
در شرایطی که هم تهدید مکانیسم ماشه و هم احتمال درگیری مستقیم با اسرائیل و حتی ناتو مطرح است، مقامات جمهوری اسلامی صرفاً به واکنش‌های مقطعی بسنده کرده‌اند. از یک‌سو در مذاکرات ژنو، اروپا و آمریکا عملاً دست بالا را دارند و جمهوری اسلامی در موضع دفاعی قرار گرفته است؛ از سوی دیگر، بحث بازدارندگی تنها به ابزارهای نظامی یا تهدید بستن تنگه هرمز محدود شده و هیچ راهبرد روشنی برای امنیت انرژی، اقتصاد مقاومتی و آینده برنامه هسته‌ای ارائه نمی‌شود.

همزمان، دیلی تلگراف نوشت که جمهوری اسلامی به غرب گفته است که آماده کاهش سطح و درجه غنی سازی است.

به همین دلیل، ایران در یک وضعیت بلاتکلیفی دائمی گرفتار شده است: تحریم‌ها و تهدیدها هر روز تشدید می‌شوند، اما جمهوری اسلامی هنوز نتوانسته است از سطح شعار و واکنش کوتاه‌مدت فراتر رود و یک استراتژی منسجم در حوزه انرژی هسته‌ای و مدیریت پیامدهای بین‌المللی آن طراحی کند.

در همین حال، آمادگی جمهوری اسلامی برای کاهش سطح غنی‌سازی نیز نشان می‌دهد که حکومت تمایلی به انعطاف واقعی دارد، اگر چه  سفارتش در انگلیس این خبر را تکذیب کرد. بدین ترتیب، با ارسال پیام‌های متناقض – از یک سو عقب‌نشینی و از سوی دیگر نمایش قدرت – جمهوری اسلامی عملاً بدون استراتژی مشخص در مسیر مذاکرات حرکت می‌کند؛ وضعیتی که دست غرب را برای تشدید فشارها باز می‌گذارد.




چگونه نئولیبرالیسم و رانت ساختار معیشت را ویران کردند

تورم در جمهوری اسلامی دیگر صرفاً یک پدیده اقتصادی نیست، بلکه نشانه‌ای آشکار از بحران در نظامی است که گرفتار الگوی نئولیبرالیستی و فساد ساختاری است. نمونه روشن این وضعیت را می‌توان در ماجرای مرغ و برنج دید؛ کالاهایی که زمانی قوت غالب طبقات فرودست محسوب می‌شدند و امروز به ابزار فشار و بازی قدرت بدل شده‌اند.

در صنعت مرغ، کارشناسان به صراحت از مافیای نهاده‌ها سخن می‌گویند؛ واردکنندگانی که سال‌هاست با دسترسی انحصاری به ارز ترجیحی و شبکه‌های رانتی، کنترل بازار را در اختیار گرفته‌اند. هزینه تولید مرغ به شدت وابسته به خوراک دام است و همین وابستگی، واردکنندگان بزرگ را به قدرتی بی‌رقیب بدل کرده است. تولیدکنندگان کوچک یا باید با نرخ آزاد نهاده تهیه کنند یا از گردونه حذف شوند. این همان منطق اقتصاد نئولیبرالیستی است: تمرکز ثروت و قدرت در دستان معدود گروه‌هایی که از پیوند با دولت و رانت‌های ارزی سود می‌برند.

از سوی دیگر، وضعیت توزیع برنج دولتی در جیرفت نشان داد که حتی کالاهای اساسی هم به‌صورت عادلانه و سازمان‌یافته به دست مردم نمی‌رسند. صف‌های طولانی، گرمای طاقت‌فرسا و نارضایتی عمومی، تصویری عینی از فروپاشی سیستم توزیع و بی‌کفایتی نهادی را ترسیم کرد. دولت وعده اختصاص ۱۰۰ تن برنج جدید داد، اما این وعده‌ها در برابر بحرانی که ریشه در سیاست‌های نادرست ارزی و وابستگی شدید به واردات دارد، تنها مُسکنی موقت به شمار می‌رود.

در واقع، تورم در جمهوری اسلامی حاصل ترکیب سه عامل است: وابستگی ساختاری به واردات، انحصار و رانت در دست گروه‌های خاص، و سیاست‌های نئولیبرالی که به جای حمایت از تولید و معیشت مردم، زمینه سوداگری و تمرکز سرمایه را فراهم کرده است. نتیجه چنین وضعیتی، گسترش فقر، بی‌اعتمادی عمومی و تعمیق شکاف طبقاتی است؛ نشانه‌های یک اقتصاد ورشکسته که دیگر توان تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای شهروندان خود را ندارد.




فساد و باندبازی در جمهوری اسلامی؛ از هواپیمایی آسمان تا غارت منابع ملی

فساد و رانت‌خواری در جمهوری اسلامی محدود به یک پرونده یا یک فرد خاص نیست، بلکه به یک ساختار نهادینه‌شده تبدیل شده است. نمونه آشکار این وضعیت را می‌توان در سخنان اخیر خضریان، نماینده مجلس، مشاهده کرد. او فاش کرده که هواپیمایی آسمان با وجود داشتن حدود ۲۵۰۰ کارمند، تنها یک هواپیمای فعال در اختیار دارد. این یعنی مجموعه‌ای که باید در خدمت حمل‌ونقل هوایی کشور باشد، عملاً به محلی برای حقوق‌بگیری‌های بی‌پشتوانه و باندبازی سیاسی تبدیل شده است.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که حتی در یکی از مراکز استان‌ها، ۵۰۰ نفر هر روز کارت ورود و خروج می‌زنند بی‌آنکه کاری انجام دهند. چنین روندی تصادفی نیست؛ بلکه نتیجه مستقیم شبکه‌های فاسدی است که در دستگاه‌های حکومتی ریشه دوانده‌اند. درواقع، هرکس به حلقه قدرت و روابط پشت‌پرده وصل باشد، می‌تواند بدون صلاحیت و تخصص، جایگاهی مدیریتی یا شغلی پرمنفعت بگیرد. این همان چهره واقعی پارتی بازی یا انتصاب‌های فامیلی و رانتی در جمهوری اسلامی است.

فساد ساختاری به‌حدی رسوخ کرده که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، به جای دفاع از حقوق بازنشستگان و کارگران، به لابی‌گری و تقسیم رانت مشغول است. در این میان، منابع ملی و سرمایه عمومی به جیب افراد و گروه‌هایی سرازیر می‌شود که تنها هنرشان داشتن رابطه و نزدیکی با قدرت است. نتیجه آن، سازمان‌هایی ورشکسته، نیروی انسانی مازاد و ناکارآمد، و نارضایتی گسترده در میان مردم است.

پرونده آسمان تنها یک نمونه است؛ اما صدها شرکت و نهاد دیگر در کشور به همین شکل اداره می‌شوند. این وضعیت نشان می‌دهد که فساد و باندبازی نه استثناء، بلکه قاعده حاکم بر مدیریت جمهوری اسلامی است. هرکس به شبکه قدرت وصل باشد، می‌تواند ثروت و موقعیت به دست آورد، حتی اگر نتیجه آن فروپاشی یک صنعت و تضییع حقوق مردم باشد.