چرا اروپا نمی‌تواند به‌سادگی از جنگ اوکراین عقب‌نشینی کند؟

اوکراین و روسیه در استانبول دور جدیدی از مذاکرات صلح را آغاز کردند.

خواست‌های روسیه به دلایل اصلی جنگ بازمی‌گردد. بخش عمده‌ای از این دلایل به حمایت ایالات متحده، اتحادیه اروپا و بریتانیا از اوکراین مرتبط است. این کشورها در حال حاضر به اندازه‌ای از اوکراین حمایت می‌کنند که می‌توان آن را به یک جنگ نیابتی علیه روسیه تعبیر کرد. اما این جنگ نیابتی، که از سوی ناتو و اتحادیه اروپا پیش برده می‌شود، به نظر می‌رسد از نظر نظامی در حال شکست است.

روسیه اکنون در این جنگ فرسایشی دست بالا را دارد. ارتش این کشور ماه‌به‌ماه قوی‌تر می‌شود، در حالی که ارتش اوکراین با کاهش نیرو، تسلیحات و آموزش مواجه است.

در میز مذاکره، روسیه همچنان خواهان به رسمیت شناخته شدن کریمه و چهار منطقه شرقی اوکراین به عنوان خاک روسیه است. همچنین، مسکو خواستار خلع سلاح اوکراین و اعلام بی‌طرفی آن شده است.

اختلاف موضع اتحادیه اروپا با آمریکا در موضوع جنگ اوکراین تا حد زیادی ریشه در مسائل اقتصادی دارد.

صنعت: صنایع اروپا، به‌ویژه در کشورهایی مانند آلمان، به شدت وابسته به انرژی ارزان هستند. با افزایش قیمت انرژی پس از جنگ، ادامه فعالیت صنعتی در داخل اروپا برای برخی شرکت‌ها به‌صرفه نبوده و باعث شده آنها به فکر انتقال خطوط تولید به خارج از اروپا بیفتند.

  1. انرژی: انرژی در اروپا (به‌ویژه پس از قطع شدن گاز ارزان روسیه) بسیار گران شده، همین موضوع قدرت رقابتی اروپا را کاهش داده است.
  2. مالی: کشورهای اروپایی با چالش‌هایی برای تأمین مالی بازسازی زیرساخت‌ها، حمایت از صنعت و مقابله با تورم مواجه‌اند، در حالی که آمریکا دسترسی آسان‌تری به منابع مالی دارد.

به این دلیلها کشورهای اروپایی، بدون رسیدن به اهداف خاصی (مانند جلوگیری از نفوذ بیشتر روسیه یا تضمین منافع صنعتی خود در اوکراین) پایان جنگ را به نفع خود نمیدانند.




سیاست‌های ضدکارگری جمهوری اسلامی؛ سقوط تولید و پیشنهاد انتقال کارخانه‌ها به کشورهای عربی

جمهوری اسلامی با سیاست‌های ضدکارگری خود موجب شده تا حقوق کارگران ایرانی آنقدر ناچیز باشد که برای بقا مجبور به مهاجرت به کشورهای عربی شوند. این فرار مغزها و نیروی کار نه‌تنها بحران انسانی ایجاد کرده، بلکه ضربه‌ای مهلک به صنعت و اقتصاد ایران وارد می‌کند.

نسرین اوجاقی دبیرکل انجمن ملی صنایع لوازم خانگی ایران: «تنها از یک کارخانه لوازم خانگی ما، 40 نفر کارشان را رها کرده‌اند و برای کارگری به کشور عمان رفته‌اند.

نسرین اوجاقی دبیرکل انجمن ملی صنایع لوازم خانگی ایران: «تنها از یک کارخانه لوازم خانگی ما، 40 نفر کارشان را رها کرده‌اند و برای کارگری به کشور عمان رفته‌اند. حداکثر حقوق یک کارگر در ایران 25 میلیون است، ولی وقتی همین کارگر به یک کشور عربی همسایه می‌رود ده‌ها برابر این رقم، دستمزد می‌گیرد.» او از پیشنهاد بیشرمانه عرب‌ها برای خارج کردن ایران پرده برداشت و گفت با توجه به شرایط ایران به کارخانه دارها پیشنهاد کرده‌اند که کل کارخانه را در این کشورها با مزایای ویژه برپا کنند و کل کسب و کار را به این کشورها منتقل کنند! این در حالی است که به گزارش اقتصادنیوز، بررسی داده‌های مرکز آمار ایران میگوید که ظرفیت‌های شغلی در بخش صنعتی به اندازه کافی گسترش نیافته و امکان جذب نیروی انسانی گسترده‌تر در آن فراهم نشده است.

این وضعیت نتیجه مستقیم سیاست‌های ناکارآمد، فساد ساختاری و بی توجهی جمهوری اسلامی به معیشت کارگران است. اگر این روند ادامه یابد، نه‌تنها صنعت لوازم خانگی، بلکه دیگر بخش‌های تولیدی نیز از بین خواهند رفت و ایران به کشوری کاملاً وابسته تبدیل خواهد شد.




 آقای بهمن آزاد می‌گوید: بورژوازی خیانتکاره، جمهوری اسلامی نه…”

تلاش «ده مهر» همواره این است که با همه ی توان بتواند یک گروه در گوشه و کنار تاریک خانه های جمهوری اسلامی بیابد و به توده ها نشان دهد که تا این گروه هست، باید همه چیز را پذیرفت و دست به شورش نزد؛ کارگر باید برای درخواست مزد خود تازیانه بر پشت را بپذیرد؛ زن باید برای آزادی از روسری و گزینش پوشش خود مرگ را بپذیرد؛ خلق های میهن باید خواری و ستم را بپذیرند.

این‌بار آقای بهمن آزاد سخن نویی به گفته‌های گذشته «ده مهر» افزوده‌است. ایشان می‌گوید:

“ بورژوازی خیانتکاره، جمهوری اسلامی نه…”

آیا می‌شود  جمهوری اسلامی را از طبقه‌های حاکمیتی آن از هم جدا کرد؟ آیا جمهوری اسلامی به خودی خود در حبابی جداگانه از آرایش طبقاتی جامعه می‌زید؟

چرا آقای آزاد به چنین جداسازی بی معنایی نیاز دارد؟

تنها را چاره برای بیرون راندن جمهوری اسلامی از زیر ضربه، جداکردن نام آن از طبقه‌هایی است که در آن فرمان‌روایی می‌کنند.

ایشان در جای دیگری می‌گوید: “جمهوری اسلامی هم یک پدیده واحد نیست.”

مگر حاکمیتی در جهان می‌شناسیم که یک‌دست باشد؟

بورژوازی بوروکراتیک و بورژوازی مالی که در میان لایه‌های بالایی جامعه پایگاه دارند، خواهان نزدیکی به غرب هستند. بورژوازی تجاری و بورژوازی نظامی که میان لایه‌های مذهبی جامعه پایگاه دارند، این نزدیکی را به سود خود نمی‌دانند. به دو دلیل برجسته: یک- با نزدیکی به غرب این دو لایه بورژوازی پایگاه اجتماعی خود را از دست خواهند داد و جایگاه‌شان در حاکمیت در برابر دو لایه دیگر بورژوازی سست خواهد شد. دو- بورژوازی نظامی زندگی خود را وام‌دار شرایط تنش آمیز نه صلح- نه جنگ در منطقه است.

میان لایه‌های گوناگون بورژوازی انگلی در حاکمیت جمهوری اسلامی تضاد آشتی‌پذیر است، ولی این لایه‌ها همواره در برابر مردم و در پیش‌گیری اقتصاد کلان نئولیبرالیستی با هم هم‌ساز بوده‌اند.




نقشه امپریالیسم امریکا برای سوریه در امتداد برپایی خاو.رمیانه جدید

در یکی از غیرمنتظره‌ترین و جنجالی‌ترین تصمیمات سیاست خارجی ایالات متحده در دهه اخیر، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در جریان سفر خود به خاورمیانه اعلام کرد که قصد دارد تمام تحریم‌ها علیه سوریه را لغو کند. این اعلام در جریان «همایش سرمایه‌گذاری آمریکا-عربستان» در ریاض صورت گرفت و نشان‌دهنده چرخشی عمده در رویکرد واشنگتن به تحولات منطقه است.

تحریم‌هایی که از سال ۱۹۷۹ علیه سوریه اعمال شده بود، به تدریج و در واکنش به حمایت سوریه از جنبش فلسطین، به بهانه نقض حقوق بشر و نزدیکی با ایران شدت گرفت. اکنون، لغو کامل این تحریم‌ها – در حالی که رئیس‌جمهور فعلی سوریه، احمد حسین الشعار، تا چندی پیش از سوی آمریکا به‌عنوان یکی از رهبران سابق القاعده تحت تعقیب بود – اقدامی بی‌سابقه به شمار می‌رود.

الشعار متعهد شده است که مانع از بازگشت داعش شود، تمام اردوگاه‌های جهادی را تحت کنترل دولت درآورد و و در خاک خود گروههای ضداسرائیلی نداشته باشد؛ امری که می‌تواند بازتعریفی از نقش سوریه در امنیت منطقه‌ای خاورمیانه باشد. بسیاری از این گروه‌ها، که عمدتاً از آسیای مرکزی می‌آیند، در سرنگونی بشار اسد نقش اساسی ایفا کردند.

تغاری بشکند ماستی بریزد، جهان گردد به کم کاسه لیسان

این تصمیم هم‌چنین به‌گونه‌ای تنظیم شده که منافع بازیگران منطقه‌ای را تأمین کند. عربستان و امارات که بازسازی سوریه را فرصتی سیاسی-اقتصادی می‌دانند، اکنون می‌توانند سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در این کشور داشته باشند. ترکیه نیز که در دوره اخیر از نظر اقتصادی تحت فشار بوده، از کاهش تحریم‌ها برای تقویت نفوذ خود استقبال کرده است.

این تحول نشان می‌دهد که آمریکا در پی طراحی معماری جدیدی در خاورمیانه است؛ نظمی که به‌جای حضور مستقیم نظامی، بر همکاری امنیتی، نفوذ اقتصادی و توازن منطقه‌ای از طریق بازیگران بومی استوار است – الگویی که سوریه، اولین آزمایش آن محسوب می‌شود.




«ده مهر» چنین شتابان به کجا می رود؟

یکی از گروه‌هایی که در برون از مرزهای کشور همه‌ی تلاش خود را برای پاک‌شویی گناهان بی‌شمار جمهوری اسلامی به کار می‌برد، گروه «ده مهر» است. سال‌هاست که این گروه بزرگترین تلاش کمونیستی خود را برای ایستادن زیر سایه یک لایه بورژوازی انگلی در حاکمیت به کار برده‌است.

سال‌هاست، گروه «ده مهر» خود را تنها بازمانده‌ی راستین و پویای حزب توده‌ی ایران می‌داند و دیگر شاخه‌های «چپ» را که زیر بار سازش با سامانه‌ی سرمایه اسلامی نمی‌روند، با «سوسیال‌دموکرات» خواندن می‌کوبد. این گروه چنان با خشم و افسوس از «کژروی» «چپ»های دیگر سخن می‌گوید که گویی بریدن از جمهوری اسلامی، خیانتی نابخشودنی‌ست.

وارونه آن چه که «ده مهر» می‌گوید، نه دیگران گرایش به سوسیال‌دموکراسی دارند، بل‌که آن گروهی که زیر سایه یک لایه بورژوازی می‌ایستد، سوسیال‌دموکرات است. «ده مهر» به نکوهش کسانی می‌پردازد که برای پشتیبانی از «نبرد ضدامپریالیستی» جمهوری اسلامی، نبرد طبقاتی را فراموش نمی‌کنند؛ به جای آن از سرمایه‌داری ددمنشانه، از سیاست‌های آزادسازی اقتصادی و سرکوب آزادی‌های بنیادی، انتقاد می‌کنند. 

راستش این است که آن‌چه «ده مهر» از یک باورمند به مارکس و لنین چشم‌داشت دارد، چیزی فرای پشتیبانی از یک لایه‌ی انگلی از بورژوازی درون کشوری که نگاه به شرق دارد، نیست. این دیدگاه «ده مهر» نه شناسه‌ی مستقل طبقاتی دارد، نه پرچم دادگری را برافراشته نگه می‌دارد؛ تنها پوششی‌ست برای پذیرش پنهان جمهوری اسلامی.

در همین زمینه، گفت‌وگوی آقای بهمن آزاد با آقای علیزاده، که در یوتیوب پخش شده‌است، نمونه‌ای روشن از همین ناسازگاری‌ها در دیدگاه است.

آقای بهمن آزاد در کردار، به جای آن‌که بخواهد نبرد طبقاتی را ژرف‌تر کند، در پی آن است که این دشمنی جمهوری اسلامی با توده‌ها و رنج‌بران را بپوشاند؛ و آن‌چه که او «سیاست ضدامپریالیستی» می‌خواند، چیزی نیست مگر برای چشم‌پوشی بر بهره‌کشی، نابرابری و سرکوبی که در دل همین سامانه سرمایه‌داری جمهوری اسلامی جای گرفته‌است.




اورسلا فون درلاین…صدای مرا می شنوید؟

فرح نوتاش

اول ماه جون 2025

من با شما به عنوان پرزیدنت منتخب کمسیون اروپا نه، بلکه به عنوان یک زن با زن دیگر صحبت می کنم.

سیاست در جهان وحشتناکی که ما در آن زندگی می کنیم، توسط مردان ساخته و نوشته شده است. پر از جنگ ها، قتلعام های مردم و کودکان بیگناه، همه نوع غارت، بی عدالتی، جنایت ها و بدبختی ها. همه این ها به دلیل تمنای بی پایان حرص و خود خواهی است. 

در این جهان غمگین و بینوا، انسانیت روز به روز بیشتر محو می شود. و مردم مجبورند شاهد  رشد روز افزون وحشیگری باشند و رنج ببرند.

این جهان نیاز به تجدید حیات دوباره با عشق و مهر زنان دارد.

زنان که به فرزندانشان زندگی می بخشند. و همه چیز را بدون تبعیض، و به تساوی بین آنان با عشق تقسیم می کنند.

این جهانی که به طور وحشتناک در حال خونریزی است، بی قرار توجه و حمایت زنان شده است. تحت چه نوع شرایطی، زنان می بایست اجازه رویداد و ادامه این چنین جنایت عظیمی را در جهان بدهند؟

بیشتر از دو میلیون نفر در غزه ، در شبانه روز در معرض کشتار قرار گرفته اند. گرسنگی توسط نیروهای اسرائیلی به مردم غزه تحمیل می شود. و جهان باید نظاره گر این جنایت مشمئز کننده عظیم و بی نمونه در تاریخ باشد!  بعد از این جنایت هولناک، مردم چگونه می توانند بگویند، که انسان، مادر و زن هستند؟

جهان نیاز به زیر و رویی عظیم دارد. وقت تمام شده است. جهان دیگر نمی تواند اجازه ادامه این جنایت را بدهد.

زنان، به عنوان مادر، انسان، مجبورند جلوی این قتل عام در غزه را، که برای تصاحب نفت و گاز غزه است، را بگیرند.

زنان موظفند جلوی هر گونه استعمار را بگیرند.

زنان موظفند تمام جنگ ها را در جهان متوقف کنند.

زنان موظفند که مراقب باشند تمام کودکان جهان از نعمات برخوردارشوند.

زنان برای حضورشان در زندگی وظایف بزرگی دارند.

زنان نمی توانند به مردان اجازه دهند که راه کارهای خونین خود را به جهان تحمیل کنند.

لطفا بپا خیزید. اطاعت از این دنیای زور مردانه را متوقف کنید، جهان را، به وطن مورد نیاز وعلاقه کودکان سراسر جهان، بی تفاوت از هر نژاد و ملیت، تغییر دهید.

نگذارید …ما در شرم تحقیرآمیز غفلت از وظایف مان زندگی کنیم و بمیریم .

این جهان متعلق به همه است. و ارباب، انسانیت است. ومطلقن نه هر گونه سلطنت پنهان و یا آشکار.

بپا خیزید وعلیه سلطه این حرص بی پایان شورش کنید. تمام انسان ها به شما کمک خواهند کرد.

اروپا می تواند جهان را، از فرو رفتن در ظلمات مذلت نجات دهد.

www.farah-notash.com/womens-power

www.farah-notash.com

Women’s Power




در مورد تعاونی‌های کارگری

از آثار کلاسیک لنین

برگردان: آمادور نویدی

درباره تعاونی‌های کارگری

تذکر سردبیر سایت مارکسیست– لنینیست امروز:

این روزها، در آمریکا، برخی از اقتصاددان‌ها مانند پروفسور ریچارد وُلف(Richard Wolff ) و سایرین، پیوسته تعاونی های کارگری(CO-0peratives) را ترویج می‌کنند، و حتی استدلال می‌کنند که فروپاشی سوسیالیسم در اتحاد شوروی و اروپای شرقی تا اندازه ای بخاطر استفاده ناکافی از تعاونی‌ها توسط مقامات اقتصادی بوده است. از همان اوایل سال ۱۹۱۰، در کنگره انترناسیونالیستی احزاب سوسیالیستی در کپنهاگ، دانمارک (Copenhagen, Denmark)، لنین و بلشویک‌ها(حزب کارگران سوسیال دمکرات روسیه–RSDLP) نظریه خیلی ظریف‌تری را اظهار نمودند، و ویژگی‌های مثبت تعاونی‌هارا پذیرفتند، ولی درباره محدودیت‌هایشان، ازجمله به توهماتی اشاره نمودند که می‌توانند ایجاد نمایند.

***

لنین: پیش‌نویس قطع‌نامه درباره شرکت‌های تعاونی از هیئت نمایندگی سوسیال دمکرات روسیه در کنگره کپنهاگ، سال ۱۹۱‍۰

رآی کنگره این‌ست که:

۱) شرکت‌های تعاونی پرولتری طبقه کارگر را قادر می‌سازد که استثمار از طریق واسطه‌ها را کاهش دهد، بر شرایط کاری شرکت‌های تولیدی تأثیر بگذارد و وضعیت کارمندان اداری و غیره را بهتر کند؛

۲) شرکت‌های تعاونی پرولتری در مبارزات اقتصادی و سیاسی توده ای اهمیت زیادی دارند، در اعتصاب‌‌ها، تعطیل کردن کارخانه‌ها، و درصورت اجحاف، اخراج، و غیره به کارگران کمک می‌کنند؛

۳) وقتی‌که شرکت‌های تعاونی پرولتری توده های طبقه کارگر را سازمان‌دهی کنند، به آن‌ها مدیریت مستقل و سازمان‌دهی توذیع را آموزش می‌دهند، و آن‌ها را در نقش سازمان‌دهنده زندگی جامعه سوسیالیستی آینده آماده می‌سازند؛

به‌عبارت دیگر، رأی کنگره این‌ست‌ که:

(۱) تا موقعی‌که ابزار تولید و توذیع در دست طبقه (بورژوازی) باقی بماند که سلب مالکیت آن‌ها هدف اصلی سوسیالیسم است، پیش‌رفت‌های ناشی از شرکت‌های تعاونی محدود است؛

(۲) از آن‌جایی که شرکت‌های تعاونی، مؤسساتی صرفا تجاری هستند، تحت فشار شرایط رقابتی، به فساد شرکت‌های سهامی بورژوایی گرایش دارند؛

(۳) از آن‌جایی شرکت‌های تعاونی، تشکیلاتی نیستند که جهت مبارزه مستقیم علیه سرمایه‌داری باشند، می‌توانند دچارایجاد توهم شوند که ابزاری جهت حل مشکل اجتماعی هستند.

درنتیجه‌، این کنگره همه کارگران جهان را فرامی‌خواند:

(۱) که به شرکت‌های تعاونی پرولتری بپیوندند و به‌هرطریقی در پیش‌رفت آن‌ها کمک نمایند، تشکیلات خودشان را در مسیری کاملا دمکراتیک( با شهریه ورودی کم، و یک سهام برای هر نفر و غیره) رهبری کنند؛

(۲) جهت کمک به گسترش ایده های مبارزه طبقاتی و سوسیالیسم میان توده‌های کارگری در درون شرکت‌ها به تبلیغات سوسیالیستی خستگی‌ناپذیر بپردازند؛

(۳) با رشد درک سوسیالیستی در شرکت‌های تعاونی، پیوندهای اساسی بین شرکت‌های تعاونی و حزب سوسیالیستی و اتحادیه‌های کارگری را توسعه دهند و تقویت نمایند؛

(۴) کتگره درعین‌حال خاطرنشان می‌کند که شرکت‌های تعاونی تولیدی فقط در صورتی‌که اعضایش اجزایی از شرکت‌های تعاونی مصرف کننده باشند میتوانند به مبارزه طبقه کارگر کمک نمایند.

برگردانده شده از:

From the Classics: Lenin on Worker Co-operatives

Posted by MLT Editors | May 17, 2025

https://www.marxists.org/archive/lenin/works/1910/aug/17.ht




بدون گذار از جمهوری اسلامی سرمایه‌داری، نجات کشور ممکن نیست

گرفتاری کشاورزی در ایران، پیامدِ مستقیم سیاست‌های نادرست، خصوصی‌سازی‌های ویرانگر، و پیاده‌سازی الگوهای نابرابر رشد است. تبدیل زمین‌های کشاورزی به باغ‌های میوه و کاخ‌سازی‌های اشرافی، خشکاندن سرچشمه‌های آب برای سودآوری، و آبیاری مزارع با فاضلاب خام و آلوده، همه نشان می‌دهد که در جمهوری اسلامی، منافع اقلیتی سودجو بر سلامت و امنیت همگانی چیره شده‌ است. این روند نه‌ تنها خودکفایی غذایی را از میان برده، بلکه ایران را به واردکننده‌ی اقلام اساسی خوراکی تبدیل کرده و روستاییان را به کوچ و حاشیه‌نشینی در شهرها کشانده است.

با این‌ حال، راه برون‌رفت روشن است: ایجاد تعاونی‌های بزرگ کشاورزی، بازگرداندن زمین به دست کشاورزان، جلوگیری از تغییر کاربری زمین‌های حاصلخیز، سرمایه‌گذاری در آبیاری پایدار و حمایت از کشاورزان خُرد. همچنین باید صادرات محصولات آب‌بر متوقف شود و فرآوری گندم، برنج و دیگر اقلام ضروری در اولویت قرار گیرد. در حوزه آب، بستن چاه‌های غیرمجاز و سرمایه‌گذاری در تصفیه فاضلاب ضروری است.

رهایی در گرو خودکفایی غذایی و تولید بومی است؛ هر راهبردی که این دو را نادیده بگیرد، محکوم به شکست است. آینده ایران باید بر پایه عدالت اجتماعی، حفظ زیست‌بوم و اقتصادی تولیدمحور باشد—نه وابستگی به بازارهای خارجی. برای رهایی از این بن‌بست، ایران نیازمند برنامه‌ای بنیادی در راستای صنعتی‌سازی با مالکیت عمومی بر صنایع کلیدی است. چنین برنامه‌ای باید شامل بازگرداندن مالکیت صنایع حیاتی به مردم، کنار گذاشتن خصوصی‌سازی و توسعه فناوری و دانش‌افزار برای پرهیز از خام‌فروشی باشد.

بی‌تردید، بدون گذار از جمهوری اسلامی سرمایه‌داری، نجات کشاورزی و صنعت ممکن نیست. تنها با صنعتی‌سازی واقعی و گذر از اقتصاد انگلی و رانت‌محور، می‌توان به استقلال اقتصادی و عدالت اجتماعی دست یافت.