تهدید ساختگی: امپریالیسم غربی و توجیه جنگ با روسیه

سر آلکس یانگر، رئیس سابق سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا (MI6)، در مصاحبه‌ای با ایندیپندنت تی‌وی، هشدار داد که بریتانیا باید خود را برای مقابله با تهدیدات فزاینده روسیه آماده کند. او تأکید کرد که ولادیمیر پوتین قصد دارد نفوذ خود را در اروپای شرقی گسترش دهد و نظم غربی را تضعیف کند. او افزود که کشور از نظر نظامی تضعیف شده و دیگر مانند گذشته آمادگی مقابله با تهدیدات جدی را ندارد.

ادعای تهدید روسیه از سوی غرب چیزی جز ادامه پروژه امپریالیستی کشورهای سرمایه‌داری، به‌ویژه بریتانیا نیست. آنچه به‌نام «آمادگی در برابر پوتین» تبلیغ می‌شود، در واقع ابزاری‌ست برای گسترش نظامی‌گری، تقویت صنایع تسلیحاتی و ایجاد ترس در میان طبقه کارگر تا به‌جای مطالبه حقوق اجتماعی، تسلیم منطق امنیت ملی سرمایه‌داران شوند.

امپریالیسم غربی، با بهره‌گیری از رسانه‌ها و نخبگان امنیتی مانند رؤسای پیشین MI6، تلاش می‌کند تا روسیه را به‌عنوان تهدید بزرگ اروپا ترسیم کند. اما واقعیت آن است که ناتو سال‌هاست به مرزهای روسیه نزدیک شده، انقلاب‌های رنگی را در کشورهای مرزی تحریک کرده و ثروت ملت‌ها را به‌نام دموکراسی غارت کرده است. اکنون نیز با بزرگ‌نمایی خطر، به‌دنبال افزایش بودجه‌های نظامی و بسیج نیروی انسانی برای حفظ هژمونی امپریالیستی خود هستند.

سرمایه‌داری جهانی نه به‌دنبال صلح، بلکه به‌دنبال سود بیشتر از جنگ است.

در ادامه، دکتر ریچل الهوس، مدیرکل اندیشکده RUSI، اشاره کرد که تهدید اصلی تنها از سوی روسیه نیست، بلکه تغییر رویکرد ایالات متحده تحت ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ نیز عامل نگران‌کننده‌ای است. الهوس اشاره کرد که ترامپ حتی از استعمار کانادا و گرینلند سخن گفته و حمایت‌هایی از ادعاهای ارضی پوتین در اوکراین داشته است.

الهوس افزود که پوتین به دنبال بازطراحی مرزهای اروپا است و با استفاده از خرابکاری به دنبال تضعیف انسجام اروپا و ناتو است. به گفته او، روسیه زنگ خطری برای غرب در برابر تغییرات ژئوپلیتیکی جدید است.




انقلاب ناتمام فوریه تا انقلاب اکتبر: از شکست بورژوازی تا افق سوسیالیستی

پس از انقلاب فوریه، از یک سو، دولت موقت که نماینده منافع بورژوازی و زمین‌داران بود، تلاش در نگه‌داشت ساختار کهن  و  پیروزی در جنگ جهانی نخست داشت؛ از سوی دیگر، شوراهای کارگری که از پشتیبانی واقعی توده‌های کارگر، دهقان و سرباز برخوردار بودند، نیرویی انقلابی و سازمان‌دهی‌شده شدند. این شرایط دوگانگی قدرت، یا همان «دُوُی‌وِلاستی»، زمینه‌های ناپایداری را پدید آورد؛ زیرا دولت موقت با پایبندی به سیاست‌هایی که برای پاسبانی از منافع طبقه فرمان‌را بود، از انجام اصلاح‌های پایه‌ای  مانند پایان دادن به جنگ، پخش زمین و حل چالش های اقتصادی و اجتماعی خودداری کرد. در این میان، شوراهای کارگری با این‌که در آغازی زیر رهبری سوسیالیست‌های میانه‌رو بودند، به تندی توانستند قدرت واقعی و پشتیبانی توده‌ای را به دست آورند و نشان دهند که تنها با قدرت شورایی می‌توان به حل این تضادها پرداخت. لنین به درستی این ناهم‌آهنگی را درک کرد و گفت که  تا زمانی که دولت موقت به منافع بورژوازی پایبند است، نمی‌توان امید به دگرگونی‌های بنیادین داشت.

در شرایطی که دولت بورژوازی نه توان و نه خواست حل چالش‌ها را دارد و به وظیفه رهبری و انجام هدف‌های انقلاب دموکراتیک نمی‌پردازد؛ توده‌ها گرسنه به رهبری طبقه کارگر و با شرکت گسترده دهقانان کم‌زمین و بی‌زمین و سربازان برگشته از جنگ از خانواده‌های رنج‌بر دیگر نمی‌خواهند مانند گذشته زندگی کنند و یک حزب آموزش دیده و آماده و پیش‌آهنگ کمونیستی نیز در کشور است، وظیفه کمونیست‌ها و دیگر نیروهای پیش‌رو چیست؟ آیا وظیفه آنان این است که به توده‌ها بگویند که به خانه‌ها برگردند و از گرسنگی بمیرند و پس از آن که روسیه یک کشور پیش‌رفته سرمایه‌داری شده برای انجام انقلاب سوسیالیستی برگردند؟ یا این‌که رهبری انقلاب را بر دوش بگیرند و هدف‌های انقلاب دموکراتیک را که بورژوازی از انجام  آن ناتوان است پیاده کنند و پایه‌های سوسیالیسم را بسازند؟




بورژوازی نظامی و رشد صنایع نظامی و گسترش صادرات تسلیحات جمهوری اسلامی

بر اساس گزارش سالانه ۲۰۲۳ موسسه بین‌المللی تحقیقات صلح استکهلم (SIPRI)، صادرات تسلیحات جمهوری اسلامی در پنج سال گذشته ۲۷۶ درصد افزایش داشته است. این رشد چشمگیر، نشان‌دهنده تحول چشمگیر ایران در صنایع دفاعی است، تا جایی که محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، اخیراً تأکید کرده است که تنها رشته‌ای که ایران در آن به صنعتی شدن دست یافته، تولید تسلیحات است.

در سال‌های اخیر، مقامات و رسانه‌های غربی، به‌ویژه آمریکایی، بارها نگرانی خود را از گسترش نفوذ نظامی ایران ابراز کرده‌اند. وال‌استریت ژورنال در گزارشی در بهمن ۱۴۰۲ تأکید کرد که ایران به یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان تسلیحات ارزان‌قیمت تبدیل شده است.

در نمایشگاه LAAD 2025 برزیل، غرفه ایران با نمایش آخرین دستاوردهای نظامی خود، از جمله موشک‌های بالستیک فتح و آرمان، پهپادهای مهاجر ۱۰ و کمان ۲۲، موشک‌های کروز ضدکشتی خانواده نور و سامانه‌های پدافند هوایی پیشرفته، بازدیدکنندگان بسیاری را به خود جذب کرد. 

وبگاه تخصصی Asia Live گزارش داد که برزیل علاقه‌مند به خرید پهپادهای ایرانی است، به‌ویژه کمان ۲۲ که با برد ۳۰۰۰ کیلومتر، رقیبی برای مدل‌های آمریکایی مانند MQ-9 ریپر محسوب می‌شود. 

گسترش صادرات تسلیحات ایران، به‌ویژه در آمریکای لاتین، چالشی جدی برای هژمونی نظامی آمریکا ایجاد کرده است. Asia Live اشاره می‌کند که با ورود تولیدکنندگان غیرغربی مانند ایران، چین و ترکیه به بازار تسلیحات منطقه، نفوذ سنتی واشنگتن در حال تضعیف است. 

این موفقیت‌ها همچنین نشان‌دهنده رشد بورژوازی نظامی در ایران است؛ طبقه‌ای که با تکیه بر صنایع دفاعی، هم در عرصه اقتصادی و هم در سیاست‌گذاری‌های کلان، نفوذ فزاینده‌ای پیدا کرده است. افزایش صادرات تسلیحات نه‌تنها درآمدهای کلانی برای این لایه انگلی بورژوازی به همراه داشته، بلکه ابزاری برای گسترش نفوذ ژئوپلیتیک تبدیل شده است. 

رشد سریع صنایع دفاعی و افزایش صادرات تسلیحات، نشان‌دهنده تبدیل شدن این بخش به موتور محرکه اقتصاد و سیاست خارجی کشور است.




مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا: بین دیپلماسی و تهدید 

عراقی و لاریجانی از مذاکره با ترامپ صحبت کردند و احتمالا امیر امارت برای همین به تهران سفر می کند.

در شرایطی که کاخ سفید به دنبال بررسی مذاکرات غیرمستقیم با جمهوری اسلامی است، تنش‌های هسته‌ای بار دیگر به کانون توجه تبدیل شده‌اند. آمریکا اگرچه از زبان ترامپ ادعای صلح‌طلبی دارد، اما همزمان با تشدید حضور نظامی در خاورمیانه، سیاستی دوگانه را پیش می‌برد. این در حالی است که ایران همواره بر مذاکره در شرایط برابر و بدون فشار تأکید کرده و هرگونه تهدید نظامی را بی‌اثر می‌داند. 

دیکتاتوری و بحران اقتصادی در جمهوری اسلامی: دستاورد نئولیبرالیسم 

حکومت جمهوری اسلامی با سرکوب داخلی و سیاست‌های اقتصادی ناکارآمد، جامعه را درگیر فقر و نابرابری کرده است. سیاست‌های نئولیبرالی خصوصی‌سازی و حذف یارانه‌ها، به بهانه «اصلاحات اقتصادی»، تنها به ثروتمندان نزدیک به قدرت سود رسانده و طبقه متوسط و فرودست را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است. این بحران‌های ساختاری، نتیجه مدیریت غیردمکراتیک و وابسته به اقتصاد رانتی است. 

امپریالیسم آمریکا: تهدید و بهانه‌جویی برای سلطه 

آمریکا نیز با نقاب دیپلماسی، به دنبال تحمیل خواسته‌های خود از طریق تهدید و تحریم است. تاریخ مداخله‌های نظامی واشنگتن در منطقه، از عراق تا افغانستان، نشان داده که «گزینه نظامی» نه تنها راه‌حلی نداشته، بلکه فاجعه‌آفرین بوده است. حالا با ادعای مذاکره، همان سیاست امپریالیستی را با ابزاری دیگر پیگیری می‌کند. 

آینده مذاکرات: آزمونی برای عبور از تنش یا تداوم بحران؟ 

اگرچه چین، روسیه و جمهوری اسلامی بر کاهش تنش‌ها تأکید دارند، اما تا زمانی که آمریکا به سیاست زورگویی ادامه دهد و حکومت جمهوری اسلامی نیز به سرکوب داخلی و اقتصاد ناعادلانه پایبند باشد، امیدی به بهبود روابط و حل بحران‌ها نیست. تنها راه برون‌رفت، پایان دادن به سیاست‌های امپریالیستی از یک سو و استقرار دمکراسی و عدالت اقتصادی در ایران از سوی دیگر است.




از خون اوکراینیها تا منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک؛ چرا غرب عجله‌ای برای پایان جنگ ندارد؟

«مارک روته»، دبیرکل ناتو، اعلام کرد که جنگ اوکراین یک مناقشه منطقه‌ای نیست، بلکه جهانی است و کشورهای مختلف به دقت در حال رصد نتیجه آن هستند تا ببینند آیا روسیه یا غرب پیروز خواهد شد. روته هشدار داد نتیجه این جنگ می‌تواند بر اقدامات چین در منطقه هند-آرام تأثیر بگذارد.

مذاکرات دیپلماتیک برای حل بحران ادامه دارد و آمریکا گفت‌وگوهای صلح را در عربستان سعودی پیش برده است. «دیمیتری پسکوف»، سخنگوی کرملین، تأکید کرد که مسکو همچنان به دنبال راه‌حل سیاسی است و تعلیق حملات به تأسیسات انرژی اوکراین نشان‌دهنده تمایل روسیه به صلح است. «ولادیمیر پوتین»، رئیس‌جمهور روسیه،با ابراز تمایل به طرح صلح پیشنهادی آمریکا اعلام کرد که هرگونه توافق باید منجر به صلح پایدار شود.

در حالی که اوکراین تاوان این جنگ را با خون می‌پردازد و مردم اروپا با تورم و بحران انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، نخبگان حاکم در برلین، پاریس و لندن این جنگ را فرصتی برای تحکیم قدرت امپریالیستی خود می‌دانند—ثابت می‌کنند که برای آن‌ها، «دفاع از دموکراسی» کمتر از منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک اهمیت دارد.

قدرت‌های اصلی اروپایی—به ویژه آلمان، فرانسه و انگلیس—به دلایل استراتژیک و اقتصادی تمایلی به پایان سریع جنگ ندارند. ناتو در سال جاری ۲۰ میلیارد یورو کمک نظامی به اوکراین اختصاص داده است.

آلمان به یکی از بزرگ‌ترین تأمین‌کنندگان سلاح برای اوکراین تبدیل شده و صنایع نظامی آن مانند «راینمتال» و «کراوس-مفئی وگمن» سودهای بی‌سابقه‌ای کسب کرده‌اند. فرانسه تحت رهبری ماکرون، با شعار «استقلال استراتژیک اروپا» از این جنگ برای تضعیف روسیه و تقویت نفوذ خود در شرق اروپا استفاده می‌کند. مواضع گاه تهاجمی ماکرون—حتی پیشنهاد اعزام نیروهای ناتو به اوکراین—نشان می‌دهد که فرانسه عجله‌ای برای صلح ندارد.شرکت‌های تسلیحاتی فرانسه (تالس، داسو، نکستر) سود کلانی به دست آورده‌اند. شرکت‌های نظامی انگلیس (BAE Systems، رولز-رویس) قراردادهای میلیاردی بسته‌اند.




Alternative Workers News Iran-no-209-april-2025

Alternative Workers News Iran- No. 209- April 2025




نه به جمهوری اسلامی، نه به تحریم‌های آمریکا: در جستجوی آلترناتیو مردمی

میهن ما، مانند همه کشورها، حق برخورداری از انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز را برای پیش‌رفت خود دارد.

درگیری میان دولت ترامپ و جمهوری اسلامی، تنها یک نبرد سیاسی یا ایدئولوژیک نیست، بل‌که بازتابی از تضادهای ساختاری در نظام سرمایه‌داری جهانی و مناسبات نابرابر قدرت است. امپریالیسم آمریکا به دنبال پاسبانی از سرکردگی  خود در خاورمیانه است و جمهوری اسلامی با این که گفتمان ضدآمریکایی به کار می برد، ولی به دنبال پاسبانی از  ساختار طبقاتی کنونی در حاکمیت است. آن‌چه در این میان قربانی می‌شود، منافع مردم میهن ما است؛ از سرکوب  و سیاست‌های نئولیبرالیستی جمهوری اسلامی و زیر فشار تحریم‌های آمریکا رنج می‌برند.   

این درگیری نشان می‌دهد هیچ یک از دو سوی این نبرد، نماینده‌ی منافع واقعی توده‌های مردم نیستند. بورژوازی فرمان‌روا در جمهوری اسلامی، چه لایه نظامی آن با سپاه و نهادهای امنیتی و چه در لایه بوروکرات‌های آن در دستگاه دولتی، به دنبال انباشت سرمایه و استواری جایگاه خود در نظام جهانی هستند. دولت ترامپ نیز نه به دنبال آزادی مردم ایران و برپایی یک اقتصاد ملی، بلکه در پی ساختن یک نظام سرسپرده در میهن ما است. 

راه رهایی از این بن‌بست، نه در پشتیبانی از جمهوری اسلامی زیر پرچم «ضدامپریالیستی» است و نه در هم‌راهی با سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌ی آمریکا. تنها آلترناتیو واقعی، نبرد طبقاتی  مستقل است؛ رزمی که چشم‌انداز آن نه سازش با ترامپ یا سرسپردگی در برابر خامنه‌ای، بل‌که برپایی یک نظام ملی- دموکراتیک و عدالت‌خواهانه است. 

تجربه‌ی تاریخی نشان داده است که تنها با سازمان‌دهی مردمی، آگاهی طبقاتی و پیش‌برد یک برنامه‌ی اقتصادی-سیاسی مستقل و ملی آلترناتیو می‌توان از چرخه‌ی ویران‌گر «تحریم و سرکوب» بیرون آمد. جنبش کارگری، زنان، دانشجویان و دیگر گروه‌های زیر ستم باید با درک دیالکتیکی از شرایط کنونی، راهی ضد رژیم ولایت فقیه و دوری از اقتصاد نئولیبرالیستی و ضدامپریالیستی را در  پیش بگیرند. 




چرا حزب سوسیالیست چپ  SV نروژ از انتقاد به ناتو دست برداشته است؟

گروهی از اعضای حزب سوسیالیست چپ (SV) نروژ، در نامه‌ای نگرانی عمیق خود را نسبت به تغییر مواضع حزب در قبال ناتو و سیاست خارجی ابراز می‌کنند. آن‌ها خواستار بازگشت به سیاستی مستقل، ضد جنگ و مبتنی بر گفت‌وگو و صلح هستند.  رهبری حزب برای حضور در دولت، مواضع خود را در مقابل ناتو میانه‌روتر کرد.

این نامه پرسشی مهم را مطرح می‌کند:

حزب صلح کجاست؟

ما امضاکنندگان این نامه، اعضای حزب سوسیالیست چپ (SV) هستیم. در سال ۲۰۲۳، زمانی که کنگره حزب تصمیم گرفت هدف خروج از ناتو را از برنامه خود حذف کند، ما در اقلیت بزرگی بودیم که با آن مخالفت کردیم. اکنون برای کنگره مارس ۲۰۲۵، پیش‌نویسی از برنامه جدید ارائه شده که در آن انتقادات به ناتو تقریباً به‌کلی حذف شده‌اند، به‌جز اشاره‌ای محدود به انتقاد از استراتژی هسته‌ای ناتو.

ما دو سال پیش از رهبری حزب شنیدیم که انتقادات حزب به ناتو هنوز پابرجاست – فقط هدف خروج حذف شده است. اما اگر چنین است، چرا در برنامه جدید، این انتقادات حذف شده‌اند؟ چرا دیگر نمی‌گوییم که ناتو اساساً یک ائتلاف دفاعی نیست؟ یا اینکه گسترش شرقی ناتو به افزایش ناامنی در جهان انجامیده؟ چرا دیگر نمی‌گوییم ناتو ابزاری برای پیشبرد منافع اقتصادی و سیاسی غرب است؟

نگرانی ما فراتر از این است. به‌نظر می‌رسد بسیاری از مواضع، به دلیل تغییر نگرش به ناتو، تضعیف یا حذف شده‌اند. SV زمانی مدافع صلح، راه‌حل‌های دیپلماتیک و ضد امپریالیسم بود. اما حالا چطور؟ آیا باید با تصویر سیاه و سفید واشنگتن از جهان همراه شویم؟ آیا باید با بلوک امپریالیستی غرب علیه رقبایی که آمریکا تعیین می‌کند، هم‌صف شویم؟

ما خواستار حذف حمایت SV از برنامه درازمدت نظامی هستیم. ما با جنگ‌های تجاوزکارانه و عملیات نظامی خارج از منطقه مخالفیم. SV باید خواهان آتش‌بس و مذاکرات واقعی در اوکراین باشد، نه ادامه جنگی نیابتی.