خصومت امپریالیسم امریکا با ونزوئلا

2017رئیس‌جمهور ترامپ روز دوشنبه اعلام کرد که بر کالاهای کشورهایی که از ونزوئلا گاز و نفت خریداری می‌کنند، تعرفه تنبیهی اعمال خواهد کرد.

وی دلیل این تعرفه جدید را “خصومت ونزوئلا با ایالات متحده و آزادی‌ای که ما از آن حمایت می‌کنیم” عنوان کرد. ترامپ همچنین ونزوئلا را متهم کرد که مجرمان و اعضای باندهای جوانان را به آمریکا می‌فرستد.

در سال ۲۰۲۴، ونزوئلا ۵.۶ میلیارد دلار نفت صادر کرد که سه درصد از واردات نفت ایالات متحده را شامل می‌شد. در مقایسه، کانادا ۶۰ درصد از نفت وارداتی آمریکا را با ارزشی معادل ۱۰۶ میلیارد دلار تأمین کرد.

ونزوئلا سال‌ها تحت تحریم‌های آمریکا بوده است. در دوران رئیس‌جمهور پیشین، جو بایدن، نیز تحریم‌هایی علیه ونزوئلا و رئیس‌جمهور این کشور، نیکولاس مادورو، اعمال شد.

این اقدام جدید دولت ترامپ به نظر می‌رسد اقدامی دیگر علیه چین باشد. سال گذشته، روزانه ۳۵۱ هزار بشکه نفت از ونزوئلا به چین صادر شد که بخش بزرگی از تولید ۹۱۰ هزار بشکه‌ای روزانه ونزوئلا بود.

بایدن برخی از تحریم‌های نفتی را در سال ۲۰۲۳ لغو کرد، اما در آوریل ۲۰۲۴ با این ادعا که مادورو شرایط آمریکا برای انتخابات آینده ونزوئلا را رعایت نکرده است، دوباره آن‌ها را برقرار کرد.

با این حال، نفت ونزوئلا از طریق توافقی مخفی که بایدن در سال ۲۰۲۲ تصویب کرد، به شرکت آمریکایی شورون اجازه می‌داد تا نفت را به امریکا بفروشد. اما ترامپ دستور داده است که شورون تمام پروژه‌های خود را تا ۲۷ مه متوقف کند.

کوبا و چین از تحریم‌های جدید آمریکا انتقاد کرده‌اند. رئیس‌جمهور کوبا، میگل دیاز-کانل نوشت: “امپریالیسم تلاش‌های خود را برای خفه کردن اقتصاد ونزوئلا و هدف قرار دادن منابع طبیعی راهبردی این کشور ادامه می‌دهد.”

ونزوئلا با بیش از ۳۰۳ میلیارد بشکه نفت، بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت خام را در سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) دارد




چپ‌های طرفدار جمهوری اسلامی: حمایت از بورژوازی نظامی به نام “ضد امپریالیسم”

برخی از ”چپ”ها بر این باور هستند که سپاه نقش پیشرو در اقتصاد و سیاست خارجی بازی می‌کند و تنش‌آفرینی آن را در  منطقه را دفاعی پیش‌گیرانه می‌خوانند. این‌ها از ”چپ” و نیروهای میهن‌دوست می‌خواهند که زیر عبای ”ضدامپریالیستی”  خامنه‌ای گرد هم آیند. این دیدگاه از هرگونه واکاوی طبقاتی پرهیز می‌کند و سخنی از ماهیت طبقاتی حاکمیت و اقتصاد نئولیبرالیستی نمی‌گوید.

این گروه‌ها گزینش بورژوازی نظامی در برابر بورژوازی بوروکراتیک و مالی را از بزرگ‌ترین و برجسته‌ترین وظیفه ”چپ” می‌دانند.

این گروه‌های می‌خواهند با بزرگ‌کردن یک رویداد یا یک سوی یک پدیده پیچیده، درستی سیاست سربزیری و زیر سایه بورژوازی ماندن را به ما نشان دهند. آن‌ها فراموش می‌کنند که اگر کنکاش درباره داده‌ها و دریافت‌ها بخواهد از منطق روزمره به منطق دیالکتیکی فراروید، باید تک‌رویدادها را در پیوند با یکدیگر و با پیرامون خود و در زمینه کلیت آن پدیده و در روند تاریخی آن بررسی کرد. بدین‌گونه، دیدن یک روی یک پدیده یا نمای برونی آن، سرشت درونی آن را آشکار نمی‌کند. راستش این است که حاکمیت با همه شعارهای ضد امپریالیستی خود، یک دیکتاتوری دینی است که با خصوصی‌سازی‌های گسترده، سیاست‌های نئولیبرالیستی و انباشت پول در دستان بورژوازی انگلی به پیاده کردن ددمنشانه‌ترین گونه سرمایه‌داری پرداخته است. وابستگی رژیم به سرکوب و افزایش نابرابری اقتصادی بخش‌های بزرگی از مردم، مانند کارگران، دانشجویان و گروه‌های پیرامون نشین، را از پایگاه اجتماعی حاکمیت به دور کرده‌است و مشروعیت آن را کاهش داده‌است.

ساختار طبقاتی جمهوری اسلامی دربرگیرنده بورژوازی نظامی، بورژوازی بوروکراتیک، بورژوازی تجاری و بورژوازی مالی است که اقتصاد کشور را در چنگ خود دارند. این ساختار پیچیده، اقتصاد ایران را به اقتصاد جهانی وابسته کرده و تولید داخلی را نابود کرده است. بورژوازی نظامی با اقتصاد “سپاهی” و بورژوازی بوروکراتیک در دستگاه دراز دولتی در هم تنیده شده و یک شبکه بزرگ رانت‌خواری و فساد آفریده‌اند.




زلنسکی مانع صلح؛ هشدار سرهنگ مک‌گرگور درباره فروپاشی ناتو و بازآرایی ژئوپلیتیک جهانی

داگلاس مک‌گرگور سرهنگ سابق آمریکایی و مفسر نظامی در مصاحبه انتقادی با گلن دیسن دانشمند علوم سیاسی نروژی، تحلیل تیره از جنگ روسیه و اوکراین ارائه می‌دهد و از جهانی در آستانه بازآرایی ژئوپلیتیکی سخن می گوید. او معتقد است اگرچه نشانه‌های امیدوارکننده‌ای در مذاکرات پشت پرده بین آمریکا و روسیه در ریاض وجود دارد، اما بن‌بست ناشی از اقدامات زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین است. مک‌گرگور زلنسکی را چهره‌ای غیرقابل اعتماد توصیف می‌کند که اصرار بر خواسته‌های غیرواقع‌بینانه‌ای مانند بازگشت کامل به وضعیت پیش از جنگ، او را به مانعی غیرقابل عبور برای هرگونه راه‌حل تبدیل کرده است.   

او به نقض مکرر آتش‌بس‌ها توسط زلنسکی، حملات به زیرساخت‌های انرژی روسیه، به عنوان عدم اعتمادپذیری و عدم کنترل او بر نیروهای نظامی اشاره می‌کند. به گفته مک‌گرگور، این اقدامات باعث شده آمریکا و روسیه برکناری او را شرط پیشرفت بدانند. او پیشنهاد می‌کند که یک دولت موقت در اوکراین تحت نظارت سازمان ملل تشکیل شود تا انتخابات عادلانه‌ای در غرب اوکراین برگزار و ثبات سیاسی ایجاد شود. این دولت موقت اوکراینی می‌تواند بی‌طرف و باثبات باشد که دیگر نقطه اصطکاک شرق و غرب نباشد.   

او به رد روایت‌هایی می‌پردازد که پوتین را تهدیدی توسعه‌طلب برای اروپا نشان می‌دهند. او خواستار رویکردی عمل‌گرایانه است که پیچیدگی‌های وضعیت را درک کرده و به کاهش تنش اولویت دهد. 

او هشدار می‌دهد که مداخله نظامی بریتانیا و فرانسه می‌تواند آلمان و اروپا را به جنگ بکشاند. به گفته او، آمریکا باید از حمایت از چنین مداخله‌ای خودداری کند تا از فاجعه جلوگیری شود. مک‌گرگور فروپاشی ناتو و اتحادیه اروپا را پیش‌بینی می‌کند و به نبود دیدگاه استراتژیک مشترک، اختلاف منافع کشورهای عضو و بی‌ثباتی اقتصادی فزاینده در قاره اشاره می‌کند.

مک‌گرگور این جنگ را محرکی برای نظم چندقطبی جدید توصیف می‌کند و بازتعریف روابط آمریکا با اروپا و ظهور همکاری‌های منطقه‌ای را پیش‌بینی می‌نماید.




اردوغان استان هاتای سوریه و تبریز ما را مال ترکیه می داند ولی از کنترل شهرهای خود ترکیه عاجز است

در یک موج گسترده از سرکوب سیاسی، دولت ترکیه به رهبری اردوغان صدها نفر از اعضای احزاب مخالف، از جمله چهره‌های برجسته‌ای مانند اکرم امام‌اوغلو، شهردار استانبول و نامزد احتمالی انتخابات ریاست‌جمهوری آینده، را بازداشت کرده است. این اقدامات با اتهامات مبنی بر حمایت از گروه‌های کرد، به ویژه حزب کارگران کردستان (PKK)، همراه بوده و اعتراضات گسترده‌ای را در شهرهای مختلف ترکیه به دنبال داشته است. 

بیش از ۳۰۰ فعال سیاسی از احزاب مختلف، از جمله حزب دموکراتیک خلق‌ها (HDP) که از حقوق کردها دفاع می‌کند، نیز بازداشت شده‌اند. 

حزب عدالت و توسعه (AKP) اردوغان و متحدانش این بازداشت‌ها را بخشی از مبارزه با تروریسم عنوان کرده‌اند، اما مخالفان معتقدند این اقدامات یک سرکوب سیستماتیک برای حذف رقبای سیاسی پیش از انتخابات آینده است. 

بازداشت مخالفان باعث شد صدها هزار نفر در شهرهای بزرگی مانند استانبول، آنکارا و ازمیر به خیابان‌ها بیایند. در برخی تجمعات، شمار معترضان به نیم میلیون نفر نیز رسید. نیروهای امنیتی با گاز اشک‌آور، باتوم و گلوله‌های پلاستیکی به شدت با تظاهرکنندگان برخورد کردند. 

این سرکوب‌ها بلافاصله پس از دو تحول مهم منطقه‌ای صورت گرفته است

توافق ترکیه با گروه‌های کرد سوریه: ترکیه نقش کلیدی در مذاکره بین نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و دولت موقت سوریه برای خلع سلاح کردها داشت.  اعلام آتش‌بس از سوی عبدالله اوجالان: رهبر زندانی PKK اخیراً خواستار آتش‌بس شده، اما دولت ترکیه همچنان به عملیات نظامی علیه کردها در عراق و سوریه ادامه داده است. 

برخی تحلیلگران معتقدند اردوغان با حذف مخالفان داخلی، می‌خواهد از تأثیرگذاری جنبش‌های کردی بر سیاست ترکیه جلوگیری کند.

حزب کمونیست حمایت خود را از اعتراضات گسترده در استانبول و سایر شهرها اعلام کرده است و آنها را پاسخی مشروع به سرکوب دولت می داند. حزب خواستار یک جبهه متحد کارگران، دانشجویان و نیروهای چپ علیه سیاست های اردوغان هستند.




فرصت سوخته برجام: چگونه بورژوازی نظامی راه بورژوازی بوروکراتیک را بست؟

ما نمونه‌هایی دیده‌ایم که در آن بورژوازی بوروکراتیک نمک بر زخم باز حاکمیت می‌ریزد. حسن روحانی با روزنامه «ایران» گفت که ” فرصت طلایی توافق با بایدن از دست رفت. او گفت که دولت بایدن می‌توانست در اسفند ۹۹ به برجام بازگردد و تحریم‌های ترامپ، از جمله تحریم بیت رهبری و سپاه، لغو شود”. روحانی افزود که گفت و گو با ترامپ بسیار پیچیده است. به زبانی دیگر او می‌گوید که دیگر لایه‌های بورژوازی نگذاشتند که بورژوازی بوروکراتیک کار برجام را با بایدن به پایان برساند و همه‌ی لایه‌های بورژوازی را از خطر نجات دهد.

یکی دیگر از نمایندگان بورژوازی بوروکراتیک حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس پیشین کمیسیون سیاست خارجی مجلس، می‌گوید که جمهوری اسلامی و آمریکا باید «یک میز قرمز» برای گفت‌وگو بسازند تا از جنگی که به دلیل گروه‌های دیگر می‌تواند شکل بگیرد، جلوگیری شود.

فلاحت‌پیشه هم‌چنین با زبانی نرم از تنش‌آفرینی بورژوازی نظامی در منطقه انتقاد کرد و گفت که وابستگی امنیت جمهوری اسلامی به رفتار گروه‌های منطقه‌ای نادرست است و ایران باید روابط دیپلماتیک با آمریکا را برای کنترل تنش در خاورمیانه پرتوان کند. فلاحت‌پیشه همچنین گفت که میانجی‌گران دیگر نمی‌توانند چالش ایران و آمریکا را حل کنند. جمهوری اسلامی باید  گروه‌های پیش‌بینی‌ناپذیر را از خود جدا کند و سپس گفت‌وگوی امنیتی برای کاهش تنش انجام دهد.

او گفت که نشست‌های ایران با چین و روسیه تنها «وقت‌کشی» است. ایران نمی‌تواند روی پشتیبانی آن‌ها حساب باز کند. سخنان او در باره‌ی پافشاری روسیه و چین بر حق ایران برای کاربرد صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای و پایان تحریم‌های یک‌جانبه است.

از یک سو امپریالیسم با زورگویی می‌خواهد در باره‌ی سیاست‌های درون ـ و برون مرزی جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کند. از سوی دیگر لایه‌هایی از بورژوازی انگلی در حاکمیت جمهوری اسلامی خواهان شرایط نه صلح و نه جنگ برای پاسبانی از منافع طبقاتی خود هستند.




گزارش نیویورک تایمز درباره نقش گسترده امپریالیسم آمریکا در جنگ اوکراین در دوره بایدن

بررسی جامع نیویورک تایمز نشان می‌دهد که حمایت دولت بایدن از اوکراین بسیار فراتر از ارسال تسلیحات نظامی بوده و به مداخله مستقیم در امور عملیاتی و استراتژیک این کشور رسیده است. این گزارش که بر اساس مصاحبه با بیش از ۳۰۰ مقام اوکراینی، آمریکایی و اروپایی تهیه شده، پرده از همکاری بی‌سابقه نظامی میان واشنگتن و کی‌یف برمی‌دارد.

مرکز فرماندهی پنهان در ویسبادن

پادگان نظامی آمریکا در ویسبادن آلمان به مرکز هماهنگی عملیات‌های اوکراین تبدیل شد. در این پایگاه، افسران آمریکایی و اوکراینی به صورت روزانه:

– فهرست اهداف نظامی روسیه را تهیه می‌کردند

– اولویت‌بندی حملات را تعیین می‌نمودند

جنگ اطلاعاتی تمام‌عیار

آمریکا با به اشتراک گذاشتن اطلاعات حیاتی از جمله:

تصاویر ماهواره‌ای پیشرفته، شنودهای الکترونیک، تحلیل‌های اطلاعاتی به اوکراین امکان داد تا حملات دقیقی علیه مراکز فرماندهی روسیه در کریمه و دیگر مناطق انجام دهد.

تغییر قواعد درگیری

در حالی که دولت بایدن ابتدا قاطعانه از اعزام نیروهای نظامی امتناع می‌ورزید، به تدریج:

– مشاوران نظامی آمریکایی به کی‌یف اعزام شدند

– محدودیت‌های استفاده از سلاح‌های دوربرد لغو گردید

– در سال ۲۰۲۴، اوکراین مجاز به حمله به خاک روسیه شد

این گزارش به وضوح نشان می‌دهد که جنگ اوکراین به میدانی برای شکست کامل روسیه تبدیل شده است. در حالی که سربازان اوکراینی در خط مقدم می‌جنگند، تصمیم‌گیران اصلی در واشنگتن و بروکسل نشسته‌اند. شرم آور است که برخی احزاب چپ غربی با انکار این واقعیت وانمود می کنند که این جنگ صرفاً “یک دفاع مقدس اوکراین در برابر اشغالگر” است. 

آینده نامعلوم همکاری

با توجه به تمایل ترامپ برای پایان دادن به جنگ از طریق مذاکره، آینده این همکاری نظامی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. تحلیلگران معتقدند تغییر سیاست‌های آمریکا می‌تواند تأثیرات عمیقی بر روند جنگ داشته باشد.




تضادهای درونی بورژوازی جمهوری اسلامی: جنگ یا صلح؟ تحلیل طبقاتی سیاست خارجی جمهوری اسلامی

در ساختار اقتصادی و سیاسی ایران، تضاد میان لایه‌های بورژوازی نقش مهمی در سیاست‌ها به ویژه در سیاست برون‌مرزی بازی می‌کند. بورژوازی نظامی دربرگیرنده نظامی‌ها و امنیتی ها که به سرمایه هنگفت اقتصادی دست‌رسی پیدا کرده از تنش‌ها و درگیری‌های منطقه‌ای سود می‌برد. از سوی دیگر، بورژوازی بوروکراتیک کسانی که در ساختار دولتی و اداری نفوذ داشته و با جایگاه دولتی، پیمان‌ها ، خصوصی سازی و رانت‌های اقتصادی به منافع خود دست می‌یابند. این گروه به دلیل وابستگی به روابط بین‌المللی و نیاز به دادوستد با اقتصاد جهانی، خواهان کاهش تنش‌ها و سازش با ایالات متحده است.

بورژوازی نظامی از درگیری با آمریکا سود می‌برد؛ چراکه این رویارویی، ابزار سرکوب در درون و گسترش کنترل اقتصادی آن‌ها را فراهم می‌کند. بورژوازی بوروکراتیک تلاش می‌کند که با گفت‌وگو با آمریکا، تحریم‌ها را کاهش دهد و با بورژوازی غربی پیوند بخورد. اما این لایه نیز بخشی از نظام سرمایه‌داری فرمان‌روا است و به بهره‌کشی کارگران و رانت‌خواری می‌پردازد. این تضاد هیچ‌گاه ستیزه‌جویانه و آشتی‌ناپذیر نبوده‌است و نخواهد شد. بی‌گمان بورژوازی بوروکراتیک و مالی می‌خواهند که تنش و ماجراجویی در سیاست برون‌مرزی را افسار بزنند. ولی این خواست به آن اندازه بزرگ نیست که این لایه‌ها برای سرنگونی ولایت فقیه بخواهند نظام سرمایه‌داری را به خطر بیندازند.

ناسازگاری منافع میان بورژوازی نظامی و بورژوازی بوروکراتیک بازتابی از تضادهای کلاسیک در تحلیل مارکسیستی است، جایی که بورژوازی نظامی با دنبال کردن درگیری بهره می‌برد، هم‌زمان بورژوازی بوروکراتیک به دنبال راه‌حل‌هایی برای استواری و منافع بلندمدت خود با سازش است.

بورژوازی نظامی و بازرگانی خواستار تنش با امریکا هستند، ولی به آن اندازه دیوانه نیستند که خطر جنگ را بپذیرند و ایران و مردم ما را به هم‌راه خود نابود کنند. برای همین همیشه در تلاش هستند که امریکا را آرام نگه دارند ولی به شرایط صلح‌آمیزی هم نرسند.




وزیر دفاع پاکستان: ما «کار کثیف» غرب را در حمایت از تروریست‌ها انجام دادیم

خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، در مصاحبه‌ای با اسکای‌نیوز اعتراف کرد که کشورش برای دهه‌ها به نمایندگی از ایالات متحده و بریتانیا، از گروه‌های تروریستی حمایت کرده است. او گفت: «ما حدود سه دهه کار کثیف غرب، به‌ویژه آمریکا و بریتانیا، را انجام دادیم. این یک اشتباه بود و پاکستان به خاطر آن رنج زیادی متحمل شده است.»

آصف تأکید کرد که اگر پاکستان در جنگ علیه اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۸۰ و سپس در «جنگ علیه ترور» پس از حملات ۱۱ سپتامبر مشارکت نمی‌کرد، اکنون سابقه‌ای پاک‌تر و موقعیتی متفاوت داشت. او به نقش ایالات متحده در تجهیز شورشیان افغان علیه شوروی و نقش رهبری‌اش در جنگ پس از ۲۰۰۱ اشاره کرد.

او مدعی شد که بسیاری از افرادی که امروز به‌عنوان تروریست شناخته می‌شوند، در گذشته در واشنگتن مورد استقبال قرار می‌گرفتند: «در دهه ۸۰، همین تروریست‌های امروزی در واشنگتن مهمان بودند و با آن‌ها مانند افراد بسیار مهم رفتار می‌شد.»

به گفته آصف، گروه‌هایی که در منطقه به‌عنوان تروریستی شناخته می‌شوند، بخشی از یک ساختار ایدئولوژیک مذهبی هستند: «این‌ها چند سازمان مجزا نیستند، بلکه یک سازمان مذهبی واحدند با رهبری‌های متفاوت که گاه متحد و گاه دشمن یکدیگرند.»

او افزود: «هیچ کشوری در جهان به اندازه پاکستان از تروریسم آسیب ندیده است».

این اظهارات در حالی بیان شد که پس از حمله‌ای مرگبار در کشمیر تحت کنترل هند که ۲۶ کشته برجای گذاشت، تنش‌ها میان دهلی‌نو و اسلام‌آباد افزایش یافته است. گروه «جبهه مقاومت» که گمان می‌رود با لشکر طیبه مرتبط باشد، مسئولیت حمله را پذیرفته است.

آصف ضمن رد این ادعا، گفت پاکستان هیچ‌گاه نام چنین گروهی را نشنیده و مدعی شد لشکر طیبه دیگر وجود ندارد.