آینده امنیتی اروپا: از حمایت از اوکراین تا ساخت یک ابرقدرت جنگی

روس ستیزی اتحادیه اروپا موجب افزایش روزافزون هزینه های نظامی شده است. در هفته‌های اخیر، اتحادیه اروپا طرح‌های متعددی برای افزایش توان نظامی خود ارائه کرده است. آخرین مورد، انتشار “کتاب سفید برای آمادگی دفاعی اروپا تا سال 2030” توسط کمیسیون اروپا در 19 مارس بود که در نشست سران روز بعد مورد تأیید قرار گرفت. این سند بر تقویت نظامی کشورهای عضو تأکید دارد و تنها بخش کوچکی از آن به اقدامات مشترک اتحادیه مربوط می‌شود. هدف، ایجاد ارتش‌های ملی و اروپایی در پنج سال آینده است. 

کتاب سفید، جهان‌بینی اتحادیه را ترسیم می‌کند: اروپا تحت فشار قدرت‌های خودکامه مانند روسیه و چین و همپیمانان آن‌ها قرار دارد و از کاهش حمایت آمریکا نیز ابراز نگرانی می‌کند. اتحادیه معتقد است که برای حفظ نظم مبتنی بر قواعد بین‌المللی، باید به یک قدرت بزرگ نظامی و اقتصادی تبدیل شود. 

اولویت اصلی کمیسیون، حمایت از اوکراین در جنگ با روسیه است، چرا که نتیجه این جنگ آینده اروپا را تعیین خواهد کرد. در کوتاه‌مدت، تمرکز بر تقویت اوکراین است، اما در بلندمدت، هدف رقابت با قدرت‌های نظامی جهانی است. ایجاد صنایع دفاعی اروپایی برای کاهش وابستگی به آمریکا و جذب سرمایه‌گذاری خصوصی از جمله راهکارهای پیشنهادی است. 

اگرچه این طرح با حمایت اکثر کشورها روبرو شده، اما اختلاف‌هایی نیز وجود دارد. مجارستان با حمایت از اوکراین مخالف است، و کشورهای جنوب اروپا مانند ایتالیا و اسپانیا تمایل کمتری به افزایش هزینه‌های نظامی نشان داده‌اند. نشست سران در 20 مارس هیچ برنامه مشخصی برای تسلیحات ارائه نداد، اما کمیسیون موظف شد ظرف 14 روز یک طرح دقیق ارائه دهد. 

هدف نهایی کتاب سفید، ایجاد یک “اتحادیه نظامی” اروپایی است. اما پرسش اینجاست که طبقه های پایینی و متوسط اروپا تا چه حد در مقابل کاهش استاندارد زندگی خود ساکت خواهند ماند؟




آیت الله غرویان در باره شایعات: چرا احمدینژاد را ‘شعیب بن صالح’ خواندند؟

در قم کلیپی منتشر شد که در آن ادعا شده بود محمود احمدی نژاد همان «شعیب بن صالح» موعود در روایات آخرالزمانی است. همچنین شایعاتی مبنی بر وابستگی او و دولت نهم و دهم به «انجمن حجتیه» مطرح شد، با این ادعا که فعالیت‌های این انجمن در آن دوره گسترش یافته بود. حتی روایتی وجود داشت که احمدی نژاد خود را رابط امام زمان می‌دانست. این ادعاها عمدتاً از سوی حامیان آیت‌الله مصباح یزدی و برخی محافل قم مطرح می‌شد. 

دلیل این شایعات، ارتباط نزدیک احمدی نژاد با اسفندیار رحیم مشایی بود، به‌طوری که برخی می‌گفتند مشایی او را «سحر کرده» و ادعاهای عجیبی درباره ارتباطش با امام زمان مطرح می‌کرد. احمدی نژاد از ابتدا با شعارهای مهدوی مانند «الهم عجل لولیک الفرج» وارد سیاست شد و در سخنرانی‌هایش طوری از امام زمان یاد می‌کرد که گویی با او در ارتباط مستقیم است. مثلاً در یک سخنرانی رسمی، پس از تشکر از مسئولان، از امام زمان نیز به‌صورتی عادی تشکر کرد، گویی او هم مانند دیگران حاضر بوده است. 

این رفتارها باعث شد برخی، به‌ویژه با تأثیر تبلیغات آیت‌الله مصباح، احمدی نژاد را «منصوب امام زمان» بدانند. حتی کلیپ‌هایی با استناد به روایات آخرالزمان ساخته شد که او را شعیب بن صالح معرفی می‌کرد. گفته می‌شود این کلیپ‌ها توسط حامیان مصباح، از جمله خانواده آشتیانی در قم، تولید و به فروش می‌رسید. اما پس از پایان ریاست‌جمهوری احمدی نژاد، این ادعاها رنگ باخت. 

در مورد ارتباط رسمی احمدی نژاد و مشایی با انجمن حجتیه، شواهد محکمی وجود ندارد، اما همسویی فکری مشایی با برخی عقاید عرفانی و ادعاهای غیرمتعارف (مانند ارتباط با امام زمان در حالت خلسه) به این شایعات دامن زد. در نهایت، این جریان نشان داد چگونه برخی با استفاده از عقاید دینی مردم، به دنبال قدرت و منافع مالی بودند. 




اظهارات غافلگیرانه نماینده ترامپ؛ مذاکره بین جمهوری اسلامی و امریکا در مسیری تازه؟

به گزارش اکوایران، تریتا پارسی، معاون اجرایی مؤسسه کوئینسی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:

“به نظر می‌رسد ویتکاف اشاره می‌کند که خط قرمز ترامپ در مورد برنامه هسته‌ای ایران متفاوت از موضع مایک والتز، مشاور امنیت ملی، است. والتز اصرار دارد که ترامپ به دنبال برچیدن کامل برنامه هسته‌ای ایران است، اما ویتکاف تأکید دارد که مذاکرات پیچیده خواهد بود و نیاز به تخصص فنی دارد.”

حمید ابوطالبی، معاون سیاسی دفتر رئیس‌جمهور در دوران حسن روحانی، نیز در واکنش به این اظهارات گفت: “به نظر می‌رسد مسیری تازه در روابط ایران و آمریکا آغاز شده است.”

وی در یادداشتی با عنوان “ایران و آمریکا، امید به مسیری تازه” نوشت:

“سال ۱۴۰۴، سالی پیچیده اما همراه با امید به آغاز مسیری تازه در روابط ایران و آمریکا است. به نظر می‌رسد هر دو طرف به ضرورت تعامل و مذاکره پی برده‌اند.”

از سوی دیگر، گزارش‌های وال‌استریت ژورنال نشان می‌دهد که ایران و آمریکا از طریق کانال‌های غیررسمی در حال تبادل پیام هستند.

در این راستا، ساختار پیام‌های دو طرف نیز قابل توجه است:

ایران: “ما برای جنگ آماده‌ایم اما به دنبال آن نیستیم، مذاکره مستقیم نمی‌کنیم اما آماده گفت‌وگوی غیرمستقیم هستیم.”

آمریکا: “ما آماده تعامل محترمانه با ایران هستیم و صلح رویکرد ترامپ است.”

رئیس جمهور آمریکا گفت: روزهای جالبی در پیش است، من ترجیح می دهم توافق حاصل شود تا گزینه دیگری، اما گزینه دیگر قطعا مشکل را حل می کند.

با توجه به این رویکرد، ادامه ارتباطات چندجانبه و کاهش تنش، می‌تواند زمینه را برای مذاکره مستقیم فراهم کند.

چالش اما این است که از یک سوی بورژوازی نظامی جمهوری اسلامی برای مشروعیت خود به تنش با امریکا نیاز دارد و رژیم فاشیستی اسرائیل نیز با کمک دوستان خود به دولت ترامپ برای جنگ با ایران فشار می آورد.




امپریالیسم، جنگ و بحران آوارگی: زنگ بیدارباش برای جامعه جهانی

جنگ‌ها و درگیری‌ها در دو سال آینده ۶.۷ میلیون نفر را مجبور به فرار و آوارگی خواهند کرد. این رقم علاوه بر ۱۲۲ میلیون نفری است که هم‌اکنون در سراسر جهان آواره هستند. این پیش‌بینی هشداردهنده با استفاده از فناوری هوش مصنوعی (AI) انجام شده و نشان‌دهنده عمق فاجعه‌ای است که در حال وقوع است.

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که جنگ و درگیری به بخشی جدایی‌ناپذیر از آن تبدیل شده است. در این میان، غیرنظامیان هستند که سنگین‌ترین بار را بر دوش می‌کشند. خانواده‌هایی که مجبور می‌شوند با حداقل وسایل در حالی که برای یافتن آب، غذا و سرپناه در تلاش هستند، از خانه‌های خود فرار کنند.

پیش‌بینی‌های انجام‌شده بر اساس تحلیل داده‌های ۱۴۸ شاخص از جمله اقتصاد، امنیت، سیاست و تغییرات آب‌وهوایی در ۲۷ کشور است که ۹۳ درصد از آوارگان جهان را تشکیل می‌دهند. تعداد کشورهایی که انتظار می‌رود بیش از ۲۵۰ هزار نفر در سال آینده در آنها آواره شوند، نسبت به سال گذشته بیش از دو برابر شده است. جنگ‌های داخلی در سودان و میانمار تقریباً نیمی از کل آوارگان پیش‌بینی‌شده را شامل خواهند شد.

با این حال، در حالی که نیاز به کمک‌های بشردوستانه به بالاترین حد خود رسیده است، کشورهای ثروتمندی مانند آمریکا، بریتانیا و آلمان کمک‌های خود را کاهش داده‌اند. این در حالی است که امپریالیسم و سیاست‌های گسترش‌طلبانه برخی قدرت‌های جهانی، نقش عمده‌ای در ایجاد جنگ‌ها و درگیری‌ها در سراسر جهان داشته است. این کشورها با دخالت‌های نظامی، تحریم‌ها و سیاست‌های استعماری، بحران‌هایی را ایجاد کرده‌اند که میلیون‌ها نفر را مجبور به فرار از خانه‌های خود کرده است.

ما در میان یک وفان کامل جهانی قرار داریم: رکورد آوارگی، افزایش نیازهای بشردوستانه و کاهش کمک‌های بین‌المللی.




بحران صادرات نفت و تحریم‌های امپریالیسم آمریکا: چالش‌های پیش‌روی نظام

با تشدید تحریم‌های امپریالیسم آمریکا علیه صنعت نفت، نگرانی‌ها درباره آینده صادرات نفت افزایش یافته است. مرتضی بهروزی‌فر، کارشناس حوزه نفت و انرژی، اظهار داشت که چین، به‌عنوان یکی از خریداران اصلی نفت ایران، بعید است منافع تجاری گسترده خود با آمریکا را که ارزشی بالغ بر یک تریلیون دلار دارد، به خاطر واردات ۱.۵ میلیون بشکه نفت از ایران به خطر بیندازد. داده‌های موسسه کپلر نشان می‌دهد که صادرات نفت ایران به چین در ماه‌های اخیر به زیر یک میلیون بشکه در روز کاهش یافته است.

اقتصاد جمهوری اسلامی به‌شدت به درآمدهای نفتی وابسته است و کاهش صادرات نفت مستقیماً بر شاخص‌های کلیدی اقتصادی تأثیر می‌گذارد.

تحریم‌های آمریکا نه‌تنها صادرات نفت، بلکه انتقال پول و واردات کالاهای اساسی را نیز با مشکل مواجه کرده است. این وضعیت باعث تشدید مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم شده و نارضایتی‌ها را افزایش داده است.

 بهروزی‌فر هشدار داد: «ایران برای تامین منابع مالی، قطعات، تکنولوژی و دانش فنی نیازمند تعامل با جامعه جهانی است. با منابع داخلی، حتی حفظ وضعیت موجود نیز امکان‌پذیر نیست.»

یکی از دلایل اصلی این بحران، عدم برنامه‌ریزی مؤثر نظام جمهوری اسلامی و ناتوانی در جلب حمایت مردمی است. مذاکره جمهوری اسلامی با امریکا برای حفظ منافع بورژوازی انگلی و ترس از شورش های خیابانی مردم است و نه برای دفاع از منافع ملی ما. 

حل این مشکلات نیازمند تغییر رژیم و برپایی اقتصاد ملی، کاهش تنش‌های بین‌المللی و جلب حمایت مردمی با اجرای عدالت اجتماعی است. بدون این تغییر، نه‌تنها مشکل صادرات نفت حل نخواهد شد، بلکه بحران‌های دیگری مانند کمبود برق و گاز در تابستان و زمستان آینده نیز تشدید خواهد شد و علاوه بر تورم، گرانی، بیکاری و گرسنگی آینده اقتصاد و مردم ما با ابهامات و چالش‌های بیشتری مواجه خواهد شد.




امپریالیسم امریکا به دنبال مواد معدنی کمیاب در تمام جهان

دولت ترامپ برای بازسازی صنعتی امریکا دربدر به دنبال مواد کمیاب میگردد. در جمهوری دموکراتیک کنگو، معادن با ارزشی بالغ بر ۲۳ هزار میلیارد  دلار وجود دارد، اما کشور آماده است تا این منابع را به امپریالیسم امریکا بدهد تا نیروهای شورشی را در شرق کشور سرکوب کند. این پیشنهاد در نامه‌ای به دونالد ترامپ توسط رئیس‌جمهور کنگو، فلیکس تشیسکدی، در تاریخ 8 فوریه ارسال شد. در این نامه، تشیسکدی پیشنهاد می‌دهد که ایالات متحده می‌تواند از معادن کنگو بهره‌برداری کند به شرطی که در توافقی امنیتی وارد شود و به مبارزه با گروه شورشی M23 کمک کند. او افزود که این همکاری به ایالات متحده مزیت استراتژیک بزرگی خواهد داد، زیرا معادن کنگو شامل مواد معدنی حیاتی مانند کبالت، لیتیم، مس، طلا و تانتال هستند که در تولید باتری‌های وسایل الکترونیکی و خودروهای برقی به کار می‌روند.

گروه شورشی M23 که مورد حمایت رواندا است، درگیری‌های شدیدی را در شرق کنگو ایجاد کرده است و تا کنون بیش از 7000 نفر در این درگیری‌ها کشته شده‌اند.

در پاسخ، وزارت امور خارجه ایالات متحده اعلام کرد که آماده است تا در مورد همکاری‌ها در زمینه منابع معدنی نادر با کنگو تحقیق کند، به شرطی که این توافقات با دستور کار “اولویت آمریکا” ترامپ همخوانی داشته باشد. در ماه مارس، روننی جکسون، فرستاده ویژه ترامپ، از کنگو دیدار کرد و تأکید کرد که ایالات متحده مایل به سرمایه‌گذاری در کنگو است، اما این کار تنها در صورتی امکان‌پذیر است که صلح برقرار شود.

جکسون بطور علنی چیزی در باره کمک امریکا به کنگو برای سرکوب M23 نگفت، ولی این احتمال وجود دارد که یک قرارداد مخفیانه و یا شفاعی بین این دو کشور بسته شده باشد. امپریالیسم امریکا برای پیروزی در رقابت با جمهوری خلق چین نیاز شدید به مواد معدنی کمیاب دارد.




تیم پزشکی چین: سلامت و امید را به گامبیا می‌آورد

تیم پزشکی چین در گامبیا، با ارائه خدمات درمانی، آموزش پزشکی و ترویج طب سنتی چین (مانند طب سوزنی)، سلامت و امید را به مردم این کشور آفریقایی هدیه می‌دهند. از زمان ورود در ژوئیه ۲۰۲۴، این تیم بیش از ۲۰۰۰ بیمار را درمان کرده، بیش از ۲۰۰ عمل جراحی انجام داده و با برنامه‌های آموزشی و اهدای تجهیزات پزشکی، به ارتقای سیستم بهداشتی گامبیا کمک کرده‌است. 

این تیم متشکل از ۱۰ عضو، در بیمارستان ادوارد فرانسیس اسمال در بانجول، پایتخت گامبیا، فعالیت می‌کند. یکی از موفقیت‌های چشمگیر آن‌ها، معرفی و انجام جراحی‌های لاپاراسکوپی است که پیش از این در گامبیا امکان‌پذیر نبود.

علاوه بر خدمات بیمارستانی، این تیم برنامه‌های گسترده‌ای برای ارائه خدمات رایگان پزشکی به جوامع شهری و روستایی در سراسر گامبیا اجرا کرده است. تاکنون بیش از ۷۰۰ نفر از این برنامه‌ها بهره‌مند شده‌اند. همچنین، همکاری‌هایی با بیمارستان “شنگ‌جینگ” دانشگاه پزشکی چین آغاز شده که شامل تبادلات علمی و دوره‌های آموزشی از راه دور است. 

دکتر “مصطفی بیتایه”، مدیرعامل بیمارستان ادوارد فرانسیس اسمال، از تلاش‌های تیم چین قدردانی کرد و گفت: “عملکرد آن‌ها نمونه‌وار است. آن‌ها نه تنها خدمات پزشکی ارائه می‌دهند، بلکه با آموزش کارکنان محلی و اهدای تجهیزات، به بهبود قابلیت‌های بیمارستان کمک می‌کنند.” 

طب سوزنی، یکی از روش‌های محبوب تیم چین، تأثیر قابل توجهی در کاهش درد بیماران داشته است. به عنوان مثال، یک بیمار ۶۳ ساله که از درد شدید زانو رنج می‌برد، پس از چند جلسه طب سوزنی بهبودی چشمگیری تجربه کرد و توانایی راه رفتن خود را بازیافت. 

این تلاش‌ها نشان‌دهنده تعهد چین به همکاری‌های بین‌المللی در حوزه سلامت و بهبود کیفیت زندگی مردم در سراسر جهان است.




 رقابت آمریکا و چین بر سر منابع معدنی و فناوری: راهبرد ترامپ و معمای آینده جهانی

در نخستین ماه بازگشت به کاخ سفید، دونالد ترامپ علاقه خود را به الحاق گرینلند و میانجی‌گری در صلح اوکراین، در ازای دسترسی به منابع معدنی اوکراین، نشان داد. گرینلند که زیر نظر دانمارک و تابع قوانین اتحادیه اروپا است، منابع مهمی از عناصر نادر خاکی مانند دیسپروزیم، نئودیمیوم، اسکاندیم و ایتریوم دارد. اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۳ قانون مواد خام حیاتی را تصویب کرد تا تولید داخلی و واردات این مواد را افزایش دهد. اوکراین نیز ذخایر عظیمی از عناصر نادر، لیتیوم و تیتانیوم دارد. ترامپ درخواست ۵۰۰ میلیارد دلار از این منابع را به‌عنوان بهای حمایت آمریکا در جنگ مطرح کرد.

آمریکا و اروپا تقریباً تمام نیاز خود به این مواد را از چین تأمین می‌کنند. در واکنش به تحریم‌های آمریکا علیه فناوری چین، پکن صادرات آنتیموان، گالیم و ژرمانیم را به آمریکا ممنوع کرد. دولت بایدن تلاش کرد با محدود کردن صادرات تراشه‌های پیشرفته به چین، رشد فناوری آن را متوقف کند، اما چین با سیاست‌های درازمدت خود به پیشرفت‌هایی دست یافته که غرب را نگران کرده است.

ترامپ با اعمال فشار برای آتش‌بس در اوکراین، قصد دارد رابطه با روسیه را بهبود بخشد و از آن برای کاهش وابستگی به چین استفاده کند. این رویکرد تلاشی برای شکاف انداختن بین روسیه و چین است. بااین‌حال، بعید است روسیه این راهبرد را بپذیرد، هرچند برخی از نخبگان آن خواهان نزدیکی با غرب هستند.

در همین حال، چین با سرمایه‌گذاری بلندمدت در فناوری‌های نوین، از آمریکا پیشی گرفته است. در سال ۲۰۲۴، گزارش موسسه استراتژیک استرالیا نشان داد که چین در ۵۷ فناوری کلیدی از ۶۴ مورد پیشرو است. این کشور در زمینه‌هایی مانند محاسبات کوانتومی، سنسورهای گرانشی و طراحی مدارهای پیشرفته از آمریکا جلو افتاده است.

در حالی که دولت ترامپ بودجه تحقیقات علمی را کاهش داده، اروپا نگران سلطه فناوری چین است.