نبرد طبقاتی و ساختار اقتصادی-سیاسی کشورهای جنوب جهانی

در این راه، نبرد طبقاتی و دگرگونی ساختاری  اقتصادی- اجتماعی و نظام سیاسی کشورها بسیار برجسته است. اگر  طبقه کارگر و دوستانش بتوانند فرمان‌روایی را در دست بگیرند و سیاست‌های اقتصادی غیرسرمایه‌داری را در پیش بگیرند، آن‌گاه کشورهای جنوب جهانی می‌توانند  که از وابستگی به سرمایه‌داری جهانی رها شوند و راه استقلال، عدالت اجتماعی و پیش‌رفت پایدار را دنبال کنند. این کار نیازمند هم‌کاری با کشورهای ضداستعماری و هم‌بستگی انترناسیونالیستی و رهبری طبقه کارگر برای حقوق اقتصادی و اجتماعی مردم در درون‌مرزها دارد.

برای هم‌وار کردن راه  رشد غیرسرمایه‌داری و نبرد با برتری اقتصادی و سیاسی غرب، چپ‌ها باید یک برنامه ملی و دموکراتیک  بر پایه استقلال اقتصادی، عدالت اجتماعی، دموکراسی و پاسبانی از تمامیت ارضی پیش‌گزاری کنند. این برنامه باید به گونه‌ای باشد  که بتواند نه تنها طبقه کارگر و لایه های پایینی، بلکه لایه‌های میانی جامعه را نیز به سوی برنامه‌های پیش‌رو خود بکشاند. به دین‌گونه، می‌توان از پشتیبانی گسترده‌تری برای تلنگر زدن به دگرگونی‌های ساختاری در کشورها برخوردار شد و هم‌زمان در برابر خطرهای برون‌مرزی و پرخاش‌گری امپریالیسم ایستادگی کرد.

هنگام هم‌اندیشی در باره‌ی چنین برنامه‌ای، باید بر استقلال اقتصادی پافشاری کرد. استقلال اقتصادی به معنای کاهش وابستگی به نهادهای مالی بین‌المللی، خودکفایی در تولید کالاها و خدمات بنیانی، و توانمند کردن صنعت تولیدی است. این روی‌کرد نه تنها منافع طبقه کارگر و لایه‌های تنگ‌دست و تهی‌دست را فراهم می‌کند، بل‌که می‌تواند به بخش‌های میانه و حتا بخش‌های کوچک سرمایه‌داران تولیدی ملی که به دنبال سودآوری از بازار درون کشور هستند، را به سوی خود بکشاند. برنامه چپ باید برای پایه‌گذاری یک اقتصاد سه پایه‌ای به رهبری اقتصاد دولتی و مالکیت همگانی و با شرکت اقتصاد تعاونی و کارخانه های تولیدی و خدمات درون‌مرزی  خصوصی باشد.




فتیشیسم کالاهای سبز

جو ویلیامز(Joe Williams)، جغرافی‌دان انسانی است که در دانش‌کده جغرافیا و برنامه‌ریزی در دانش‌گاه کاردیف پژوهش می‌کند می‌گوید که  سبزسازی در دو کنش جداازهم رخ می‌دهد. نخست، روابط اجتماعی-زیست‌محیطی پشت یک کالا پنهان می‌شوند. شما نمی‌توانید که هنگام خرید یک کالا کارخانه و کارگران تولیده‌کننده آن را ببینید. دوم، یک «داستان سبز» درباره آن کالا ساخته می‌شود تا برخی از روابط اجتماعی-زیست‌محیطی آشکار شود. برای نمونه، گفتن این که آن کارخانه از انرژی بادی در روند تولید بهره جویی می کند. سبزسازی به این بستگی دارد که مصرف‌کنندگان نتوانند ببینند که پشت کالاهایی که می‌خرند چه چیزی پنهان است و برای همین داستان فتیشیستی از آن‌ها را می‌پذیریم. مفهوم فتیشیسم کالا در این‌جا برای درک شیوه پنهان شدن روابط اجتماعی و زیست‌محیطی کالاها سودمند است.

مارکس واژه «فتیشیسم» را از سده نوزدهم درباره‌ی بتهای بی‌جان که از سوی مردم پرستش می‌شدند، وام گرفته تا آن را در باره‌ی ویژگی پنداری کالاها به کار برد. «یک کالا در نگاه اول چیزی بسیار پیش‌پاافتاده و قابل فهم به نظر می‌آید. اما تحلیل آن نشان می‌دهد که در واقع چیزی بسیار عجیب و پر از ظرافت‌های متافیزیکی و نکات مذهبی است.» (مارکس)

جو ویلیامز می‌نویسد که «ما می پنداریم که کالاها را می‌بینیم، کالا ما را فریب می‌دهد و ماهیت اجتماعی و زیست‌محیطی خود را می‌پوشاند. در اقتصاد بازار، شما ارزش اجتماعی کالا را نمی‌بینید». هنگام خرید سیب‌زمینی شما شاید بدانید که از کارگر کشاورز و زمین بهره‌کشی شده‌است تا کالا در  بازار جهانی به نمایش گذشته شود. ولی شما نمی‌توانید که روابط راستین اجتماعی-زیست‌محیطی که در سیب‌زمینی  نهفته‌است را ببینید. فتیشیسم کالا به این معناست که کالاها را  چیزهایی مستقل از یکدیگر می‌بینیم و شبکه روابط اجتماعی و زیست‌محیطی که آن‌ها را ساخته است، نمی‌بینیم.




فساد اقتصادی و تأثیرات آن بر بازار کالاهای اساسی در جمهوری اسلامی ایران: بحران قیمت‌ها و تضعیف اعتماد عمومی

اقتصاد جمهوری اسلامی طی سال‌های اخیر به شدت تحت تأثیر فساد، اختلاس و احتکار قرار گرفته است. این پدیده‌ها، به ویژه در بخش‌های مختلف اقتصادی مانند واردات کالاهای اساسی، باعث افزایش بی‌رویه قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید مردم شده‌اند. یکی از نمونه‌های بارز فساد اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران، احتکار برنج و گندم است. در حالی که بسیاری از خانواده‌ها در کشور با بحران افزایش قیمت کالاهای اساسی روبه‌رو هستند، قیمت برنج ایرانی در ماه‌های اخیر به حدود ۲۰۰ هزار تومان برای هر کیلوگرم رسید که این موضوع به شدت موجب نگرانی مردم شده است.

دولت پزشکیان برای مقابله با این بحران، اقدام به توزیع برنج تنظیم بازار به قیمت پایین‌تر کرده است، اما مقامات رسمی دلیل افزایش قیمت‌ها را احتکار و انحصارگری شرکت‌های بزرگ زنجیره‌ای می‌دانند. این شرکت‌ها، برنج را با قیمت پایین از کشاورزان خریداری کرده و با قیمت‌های بسیار بالاتر به بازار عرضه می‌کنند. در این میان، برخی از شرکت‌های دولتی نیز متهم به واردات برنج تقلبی با ارز ترجیحی شده‌اند که اختلاف قیمت‌های ناشی از این واردات، موجب ضررهای مالی گسترده‌ای شده است.

فساد در واردات کالاهای اساسی نه تنها اقتصاد ایران را آسیب‌پذیر کرده، بلکه باعث از بین رفتن اعتماد عمومی به سیستم اقتصادی جمهوری اسلامی شده است. شواهدی از واردات گندم آلوده به سرب و برنج آلوده به آرسنیک، نگرانی‌های جدی در مورد سلامت عمومی ایجاد کرده است. در کنار این‌ها، اختلاس‌های گسترده در بخش‌های مختلف اقتصادی، حتی در مواردی که مسئولان از رسیدگی به این تخلفات خبر می‌دهند، به ندرت منجر به مجازات واقعی شده است. این روند نشان‌دهنده ساختاری رانتی است که فساد در آن نه تنها به نفع گروه‌های خاص است، بلکه به نفع مردم و رفاه عمومی هیچ‌گاه گامی جدی بر نمی‌دارد.




امپریالیسم امریکاعلیه جمهوری خلق چین

پیش‌رفت‌های چین با دشمنی امپریالیسم امریکا روبرو شده‌است. امپریالیسم امریکا امیدوار است که با ناگزیر ساختن چین به رقابت جنگ‌افزاری، قدرت اقتصادی چین را به اندازه‌ای کم کند  که مانند اتحاد شوروی زیر فشار سنگین هزینه‌های جنگ‌افزاری  فروپاشی کند.

شی جین‌پینگ مرزهای «سرخ» گفت که هیچ‌کدام از کشورهای بزرگ نباید تلاش کنند که دیگری را با زور به پذیرش دیدگاه خود وادارد و یا از نیروی خود برای سرکوب کشورهای دیگر بهره‌برداری کنند. او هم‌چنین به ایالات متحده هشدار داد که از تنش‌آفرینی در باره‌ی  تایوان، و در  دریای چین جنوبی و شبه‌جزیره کره دست بردارد.

سیاست امپریالیسم امریکا یک بار دیگر در نشست بایدن و رهبران ژاپن و کره جنوبی با یک‌دیگر روشن شد. در این نشست، سه کشور پیمان هم‌کاری بستند که با «همکاری خطرناک و بی‌ثبات‌کننده» میان کره شمالی و روسیه نبرد کنند.

بایدن، سیاست ترامپ در برابر چین را دنبال کرد و به افزایش تعرفه‌ها و تحریم‌ها علیه چین پرداخت. برای نمونه، تنها در یک ماه، ایالات متحده تعرفه‌هایی میان ۲۵ تا ۱۰۰ درصد بر فروش کالاهای چین، مانند خودروهای برقی و پنل‌های خورشیدی گذاشت. از  ۷۹ میلیارد دلار درآمد ایالات متحده از این تعرفه‌ها، ۷۷ میلیارد دلار آن از تعرفه‌ به روی کالاهای چین به دست آمده‌است.  

چندین کشور آسیای جنوب شرقی به‌ویژه کشورهایی مانند فیلیپین و اندونزی، هم‌کاری‌های نظامی و جنگی خود با ایالات متحده را افزایش داده‌اند. در این راستا، آمریکا با فیلیپین در زمینه دادوستد اطلاعات امنیتی و جابجایی فن‌آوری‌های نظامی هم‌کاری‌های بیش‌تری می‌کند.

تایوان، پیوسته در کانون سیاست‌های ضدچینی امپریالیسم امریکا استایالات متحده در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ، فروش جنگ‌افزارها به تایوان را افزایش داد و اکنون با بازگشت ترامپ شاید دوباره افزایش این فروش انجام گیرد. تایوان می‌خواهد که  از ایالات متحده جنگ‌افزارهایی مانند موشک‌های پیش‌رفته و جنگنده‌های F-35   به ارزش ۱۵میلیارد دلار خریداری کند.




ماکرونیسم و مبارزات طبقاتی: بسیج‌های کارگری در فرانسه از 2016 تا 2024

ماکرونیسم بخش‌های زیادی از طبقه کارگر را برای مبارزه که در دوران اولاند آغاز شده بود، به حرکت درآورده است. این مبارزات شامل بسیج تقریبا تمام بخش‌های کارگری بوده است، اما به‌طور پراکنده و ناهماهنگ: سنگرهای اصلی در بخش خصوصی و جوانان در سال 2016، کارگران راه‌آهن و خدمات عمومی در 2018، گروه‌های فقیر حاشیه‌ای در فرانسه با جلیقه زردها، کارگران حمل‌ونقل در سال 2019 برای حقوق بازنشستگی، و بسیاری از شرکت‌های خصوصی در مبارزه با اخراج‌ها و دستمزدها از پایان اولین قرنطینه در سال 2020.

علاوه بر این، باید بسیج‌های کارگری، جنبش‌های دانش‌آموزی و دانشجویی را نیز در نظر گرفت که در مدارس و خیابان‌ها برای مسائل مختلف مانند تغییرات اقلیمی، خشونت جنسیتی، حقوق دگرباشان جنسی و مبارزه با نژادپرستی و خشونت پلیس فعالیت کرده‌اند. این بسیج‌ها، همراه با مبارزات محلی در خدمات عمومی مانند اعتراضات کارکنان بهداشتی علیه تعطیلی خدمات اضطراری و معلمان برای دفاع از منابع آموزشی در سال 2024، طبقه کارگر را به همراه متحدانش به مخالف شماره یک ماکرونیسم در طول هفت سال گذشته تبدیل کرده است.

به معنای «فراگیر» کلمه، طبقه کارگر در فرانسه اکثریت است، یعنی همه کسانی که مجبور به فروش نیروی کار خود هستند و در زنجیره فرماندهی سرمایه شرکت نمی‌کنند. بسیج‌هایی که پس از آن رخ داد، نشان‌دهنده وزن واقعی دنیای کار در فرانسه و حضور آن به‌عنوان یک عامل مبارزه در سطحی است که در هیچ کشور سرمایه‌داری پیشرفته‌ای در سال‌های اخیر مشاهده نشده است. با وجود این پویایی‌ها، طبقه کارگر همچنان در بحث‌های سیاسی و فکری به‌ویژه در ارتباط با دشواری‌های این بسیج‌ها برای کسب پیروزی و شکاف‌های طبقاتی در خارج از لحظات بحران، نادیده گرفته می‌شود.




نگه‌داشت استقلال بدون داشتن استراتژی‌های غیرسرمایه‌داری شدنی نیست

برای کشورهای پیرامونی در اقتصاد جهانی‌شده کنونی، نگه‌داشت استقلال بدون داشتن استراتژی‌های غیرسرمایه‌داری شدنی نیست. این کشورها باید برای ایستادگی در برابر سرکردگی اقتصادی و سیاسی غرب، نه تنها به دگرگونی ساختارهای اقتصادی خود پرداخته و به دنبال راه‌حل‌هایی بر پایه عدالت اجتماعی و پایداری محیط‌زیست باشند، بل‌که باید به با هم‌بستگی‌های بین‌المللی و  هم‌کاری با یکدیگر با هژمونی غرب نبرد کنند و به استقلال و پیش‌رفت دست یابند.

کشورهای جنوب جهانی که در پی نگه‌داشت استقلال اقتصادی و اجتماعی خود در برابر سرکردگی  اقتصادی و سیاسی غرب هستند، می‌توانند در راه رشد غیرسرمایه‌داری خود از پشتیبانی و هم‌بستگی گروه بریکس برخوردار شوند. این گروه که دربرگیرنده اقتصادهای نو و بزرگ جهانی است، می‌تواند جانشینی در برابر نظام اقتصادی فرمانر‌وای کنونی زیر سرکردگی اقتصادی غرب باشد. هم‌کاری با بریکس نیاز به پیاده‌کردن هیچ شرط اقتصادی و سیاسی ندارد.

گروه بریکس با هم‌کاری‌های اقتصادی، دادوستد سرچشمه‌های انرژی و فناوری‌ها، و کاهش وابستگی به نظام مالی بین‌المللی، می‌تواند به کشورهای جنوب جهانی کمک کند تا از دام سیستم‌های اقتصادی نئولیبرالی و سرمایه‌داری جهانی بیرون آیند. کشورهای عضو  بریکس به دنبال ساختن یک سیستم مالی نو و مستقل از نهادهای غربی هم‌چون صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی هستند و این می‌تواند زمینه‌هایی برای کشورهای جنوب جهانی فراهم کند تا مستقل‌ و بر پایه نیازهای درونی پیش‌رفت کنند. هم‌کاری‌های فنی و اقتصادی میان این کشورها می‌تواند به رویش فناوری، توانایی زیرساخت‌های اقتصادی، و پیشرفت صنعت تولیدی کمک کند.

با این همه، رسیدن به رشد غیرسرمایه‌داری در این کشورها تنها با هم‌کاری‌های میان کشورها و پشتیبانی اقتصادی و مالی گروه‌هایی چون بریکس شدنی نیست. این کشورها برای گام گذاشتن به چنین راه رشد غیرسرمایه‌داری نیازمند نبرد طبقاتی هستند. دوری از رشد سرمایه‌داری و پذیرش الگوهای غیرسرمایه‌داری بستگی به دگرگونی هم‌سنگی طبقاتی و بودن دست‌گاه حاکمیت در دست‌های طبقه کارگر و هم‌پیمانانش دارد.




مبارزه با هژمونی غرب و جستجوی مدرنیته‌های جای‌گزین

در دوران جنگ سرد و پس از آن، بسیاری از کشورهای جنوب جهانی از نبرد آزادی‌بخش یکدیگر پشتیبانی کردند. انقلاب کوبا به‌ویژه با کمک مادی و ایدئولوژیک به جنبش‌های آزادی‌بخش در سراسر آفریقا و آمریکای لاتین راه ضداستعماری این کشورها را آسان کرد. هم‌بستگی جنوب جهانی با فلسطین و نبرد با آپارتاید در آفریقای جنوبی، حس بین‌المللی بودن و ایستادگی جمعی در برابر هژمونی غرب را نیرومند کرد.

 غرب ایدئولوژی‌های سیاسی خود مانند دموکراسی لیبرال، سرمایه‌داری بازار و فردگرایی را به زور به بسیاری از کشورهای جنوب جهانی فرستاد. ولی این کشورها این ایدئولوژی‌ها را به سود منافع غرب می دانستند و نه برای براورده کردن نیازهای مردم جنوب جهانی. این کشورها ایدئولوژی‌های سوسیالیستی، مارکسیستی یا ضدسرمایه‌داری را به جای سیستم‌های سرمایه‌داری پذیرفتند. برای نمونه، ایدئولوژی‌های انقلابی شخصیت‌هایی چون چه گوارا، مائو تسه‌تنگ و کوامه نکرومه با احساسات ضدامپریالیستی و ضدسرمایه‌داری پایه‌گذاری شد و هدف آن‌ها نابودی سیستم‌های بهره‌کشی بود که سرمایه‌داری غرب پدید آورده‌بود.

جنوب جهانی هم‌چنین به دیدگاه‌های جای‌گزینی از مدرنیته روی آورده‌است که بر ارزش‌های جمعی، عدالت اجتماعی و پایداری زیست‌محیطی پافشاری دارد و نه با نسخه‌برداری از الگوهای فردگرایانه، مصرف‌گرایانه و نمو صنعتی غربی. این مدرنیته‌های جای‌گزین که بر پایه  دانش و ساختارهای اجتماعی بومی پایه گرفته‌اند، الگوهای پیشرفت غربی را به چالش کشیده‌اند.

در دهه‌های گذشته، بسیاری از کشورهای جنوب جهانی در برابر الگوهای اقتصادی کشورهای غربی، به ویژه نئولیبرالیسم که خواهان  بازار آزاد، خصوصی‌سازی و آزادسازی بازرگانی است، ایستادگی کرده‌اند. جنبش‌ها در آمریکای لاتین مانند آن‌هایی که توسط هوگو چاوز در ونزوئلا و اوو مورالس در بولیوی رهبری می‌شد، سیاست‌های ضدنئولیبرال را گسترش داده و تلاش کردند با الگوهای اقتصادی غیرسرمایه‌داری با سرکردگی  نهادهای مالی بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی نبرد کنند.




احتمال سازش جمهوری اسلامی با آمریکا در شرایط بحران داخلی و فشارهای جهانی

در حال حاضر، در حالی که ایالات متحده به احیای سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران ادامه می‌دهد، جمهوری اسلامی و آمریکا به دلیل شرایط در حال تغییر در داخل ایران و فشارهای جهانی بیش از پیش به دنبال سازش می روند. یکی از عواملی که این احتمال را تقویت می‌کند، جنبش‌های انقلابی و نارضایتی گسترده مردم است که به‌ویژه در سال‌های اخیر شدت یافته است. اعتراضات مردمی، بحران‌های اقتصادی و اجتماعی، و فشارهای بین‌المللی ناشی از تحریم‌ها موجب شده تا جمهوری اسلامی در تلاش باشد تا به‌دنبال راه‌حل‌های دیپلماتیک باشد، هرچند که این اقدام‌ها هنوز در قالب رویکردهایی که بر اساس عزت، حکمت و مصلحت عمل کنند، محدود شده‌اند.

در همین راستا، جمهوری اسلامی اعلام کرده که به یافتن راهکارهای دیپلماتیک برای رفع تحریم‌ها و بهبود وضعیت اقتصادی ملت خود متعهد است. این تغییر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ناشی از ترس از گسترش نارضایتی‌های داخلی است که در صورت تداوم تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی، ممکن است به بحران‌های بزرگ‌تری منجر شود. همچنین، ادامه وضعیت موجود می‌تواند به تضعیف مشروعیت داخلی حکومت منجر گردد و مردم را دوباره به خیابانها بکشاند.

فشارهای داخلی و بین‌المللی ممکن است جمهوری اسلامی را مجبور کند که در مذاکرات جدید با ایالات متحده از موضعی کمتر چالش‌برانگیز وارد شود و امتیازات بیشتری به امریکا بدهد. در چنین شرایطی، ممکن است جمهوری و اسلامی به دنبال توافقی باشد که منافع نظام را تأمین کند و زندگی انگلی آنرا چندسالی دیگر اضافه کند.

در نهایت، جمهوری اسلامی همواره نشان داده است که برای جلوگیری از شورشهای داخلی آماده هر سازشی با دیگران است.دشمن مشترک امریکا و جمهوری اسلامی همانا مردم میهن ما هستند که خواهان استقلال- آزادی و عدالت اجتماعی هستند.