زدی ضربتهای بی شمار، کنون ضربتی نوش کن: حجت‌الاسلام رازینی و حجت‌الاسلام مقیسه به قتل رسیدند

حجت‌الاسلام رازینی و حجت‌الاسلام مقیسه، دو قاضی برجسته در دیوان عالی کشور ایران، به خاطر صدور احکام قتل و اعدام بسیاری از فعالان سیاسی و آزادی‌خواه در ایران شناخته می‌شوند. این دو قاضی در دوران مسئولیت خود، حکم‌های سنگینی علیه زندانیان سیاسی صادر کرده‌اند، از جمله اعدام‌های گسترده‌ای که به جرم مبارزه با رژیم و خواستار آزادی‌های مدنی و سیاسی بوده‌اند. بسیاری از این اعدام‌ها شامل فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران و معترضان سیاسی بودند که به اتهام‌هایی چون همکاری با گروه‌های مخالف حکومت، جاسوسی یا اقدام علیه امنیت ملی محکوم شده‌اند.

این احکام، که اغلب بدون رعایت استانداردهای دادرسی منصفانه و بدون دسترسی به وکیل مدافع صادر می‌شد، موجب اعتراضات داخلی و بین‌المللی شد. در حالی که قوه قضائیه ایران آنها را قاضیانی انقلابی و متعهد به امنیت کشور می‌داند، مخالفان جمهوری اسلامی با هر آیینی  این اقدامات را نقض آشکار حقوق بشر و سرکوب آزادی‌های فردی تلقی کرده‌اند.

به گزارش اکوایران، گفته می‌شود تیراندازی در مرکز تهران اتفاق افتاده است.  یک نفر ضارب امروز با اسلحه در میدان ارک تهران اقدام به تیراندازی کرده است.

مرکز رسانه قوه‌قضاییه در این باره نوشت،‌ صبح امروز فرد مسلحی نفوذی در دیوان عالی کشور در اقدامی برنامه‌ریزی شده اقدام به ترور حجت الاسلام رازینی رئیس شعبه 39 و حجت الاسلام والمسلمین مقیسه رییس شعبه 53 دیوان عالی کشور بودند کرد. در پی این اقدام تروریستی، دو قاضی خدوم – انقلابی و قاطع در برابر مخلان امنیت مردم به شهادت رسیدند.

مرکز رسانه این قوه اعلام کرد که براساس تحقیقات اولیه، فرد مورد اشاره نه پرونده‌ای در دیوان عالی کشورداشته و نه از مراجعین به شعب دیوان بوده است. بلافاصله پس از اقدام تروریستی صورت گرفته برای دستگیری فرد مسلح اقدام می‌شود که وی به سرعت اقدام به خودکشی می‌کند. 




ارتش فاشیستی اسرائیل پس از قتل بیش از 40000 فلسطینی در غزه شکست خورد 

توافقنامه شکستی برای نیروهای نظامی اسرائیل تلقی می‌شود. زیرا این توافق به طور مستقیم به عقب‌نشینی تدریجی نیروهای اسرائیلی از مرکز غزه و توقف درگیری‌ها در این منطقه منجر خواهد شد. خود ارتش فاشیستی اسرائیل می نویسد که هنوز20000  نیروی نظامی حماس در غزه وجود دارد.

از سوی دیگر، اسرائیل باید با شرایطی مانند آزادی فلسطینی‌های زندانی و بازگشت آوارگان فلسطینی به شمال غزه موافقت کند. این تحولات به طور کلی نشان‌دهنده یک شکست نسبی برای نیروهای نظامی اسرائیل در برابر حماس و طرف‌های دیگر درگیر در این درگیری‌ها به شمار می‌آید.

در مجموع، توافق اولیه به معنای توقف درگیری‌ها در غزه و عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی خواهد بود. گروگان‌هایی که توسط حماس در غزه نگه‌داری می‌شوند، آزاد خواهند شد و به ازای آن، اسرائیل نیز گروگان‌های فلسطینی را آزاد خواهد کرد.

در مرحله ابتدایی، که به مدت شش هفته به طول خواهد انجامید، نیروهای اسرائیلی به تدریج از مرکز غزه عقب‌نشینی خواهند کرد و در این مدت، آوارگان فلسطینی می‌توانند به شمال غزه بازگردند.

آمریکا پیش‌بینی می‌کند که سه زن گروگان روز یکشنبه از غزه آزاد شوند، که این روند با همکاری صلیب سرخ انجام خواهد شد. همچنین 33 نفر از مجموع 98 گروگان اسرائیلی که شامل زنان، کودکان و مردان بالای 50 سال هستند، در طول این مرحله آزاد خواهند شد.

اسرائیل در مقابل، تمام زنان فلسطینی و افراد زیر 19 سال را از زندان‌های اسرائیل آزاد خواهد کرد، که این آزادی‌ها در پایان مرحله اول انجام خواهد شد. وزارت دادگستری اسرائیل روز جمعه لیستی از 95 فلسطینی که قرار است روز یکشنبه آزاد شوند، منتشر کرد.

گفته شده که مذاکرات برای مرحله دوم در روز 16 از مرحله اول آغاز خواهد شد و این مرحله احتمالاً شامل آزادی باقی‌مانده گروگان‌ها و آتش‌بس دائمی خواهد بود.




ژئوپولتیک ترکیه برای بازسازی امپراتوری عثمانی

تحلیل ژئوپولتیک ترکیه و استراتژی‌های آن برای بازسازی امپراتوری عثمانی و دست‌یابی به جای‌گاه برتر در خاورمیانه به روشنی نشان می‌دهد که منافع طبقه‌های فرمان‌روا، به ویژه بورژوازی نظامی و بورژوازی بازرگانی، در سیاست‌های خارجی و جنگی این کشور برجسته‌تر از هر چیز دیگری است. درگیری‌های نظامی در سوریه، لیبی و دیگر جاها، و هم‌کاری‌های استراتژیک با کشورهای دوست، به ویژه در زمینه انرژی، جنگ‌افزارها، از ابزارهای برجسته‌ای هستند که ترکیه برای دست‌یابی به هدف‌های ژئوپولتیکی خود به کار می‌برد.

رویاهای ژئوپولتیک ترکیه ولی هزینه‌های سنگینی برای طبقه‌های پایینی، به ویژه طبقه‌کارگر و لایه های آسیب‌پذیر اجتماعی، به هم‌راه داشته است. هزینه‌های جنگی مایه کاهش رفاه اجتماعی و دشواری شرایط زندگی بخش بزرگی از مردم شده‌است.

ترکیه با جای‌گاه نیرومند استراتژیک خود، تلاش دارد تا یک کشور پیش‌رو در خاورمیانه شود و با واژگونی رژیم‌های  کشورهای عربی، به ویژه در سوریه، لیبی و یا با دوستی به ویژه با قطر نقش خود را پررنگ‌تر کند. این کشور به دنبال کم‌توان کردن جای‌گاه ایران در خاورمیانه است. گسترش جاه‌خواهی های ترکیه در خاورمیانه با نگرانی‌هایی از سوی جمهوری اسلامی هم‌راه بوده است، که نشان از پیچیدگی گره کور خاورمیانه دارد. جمهوری اسلامی تلاش دارد که یک کشور پیش‌رو در دنیای اسلام شناخته شود و در برابر تلاش‌های ترکیه برای کم‌توان کردن پای‌گاه خود ایستادگی کند. یکی از چالش‌های بزرگ در رقابت ترکیه و ایران، انرژی و سیاست‌های اقتصادی است. ترکیه که خود را  پلی میان شرق و غرب می‌بیند، در تلاش است تا از جای‌گاه جغرافیایی خود برای کنترل راه های انرژی به ویژه در زمینه گاز  و نفت بهره‌برداری کند.

سیاست “چپ” ایران در برابر این کارزار باید پشتیبانی از منافع بجای ملی ایران در برابر امپریالیسم و رویای بازسازی امپراتوری ترکیه، بدون به  دام افتادن در تور تنش‌آفرینی بورژوازی انگلی جمهوری اسلامی به رهبری بورژوازی نظامی باشد.




مارکسیسم و پسامدرنیسم

در جهان‌بینی پسامدرنی، قدرت در ساختارهای گوناگون میکرو مانند جنسیت، نژاد و جنسیت‌گرایی پراکنده‌است. تردیدی نیست که این ساختارهای میکرویی نمادهای بیرونی دست‌گاه سرکوب هستند، ولی پسامدرنیسم با فراموشی پایه مادی نابرابری‌های اجتماعی از یافتن ریشه‌های بنیانی مادی نابرابری‌ها در می‌ماند.

بر پایه جهان‌بینی مارکسیستی، سرمایه‌داری یک سیستم اقتصادی- اجتماعی است که با شیوه بهره‌کشی از طبقه کارگر برای دست‌یابی به ارزش اضافی زنده می‌ماند. ولی پسامدرنیسم بیش‌تر سرگرم پژوهش به روی قدرت فرهنگی و گفتمانی است و کم‌تر به بهره‌کشی مادی می‌پردازد. برای نمونه، مقوله هیپررئالیته (Hyperreality)ژان بودریار، او از مرزهای روان و تارگونه‌ای که رسانه‌ها میان واقعیت‌ها و شبه‌‌واقعیت‌ها می‌سازند به درستی انتقاد می‌کند، ولی او به ساختار طبقاتی که تولید و پخش رسانه‌ها را در بر می‌گیرد، نمی‌پردازد.

نمونه دیگر، فوکو از مکانیزم‌های انضباطی قدرت سخن می‌گوید، ولی به روشنی آن را در روابط اقتصادی قدرت در چارچوب سرمایه‌داری نمی‌گذارد. فوکو به روشنی به نماهای بیرونی سرکوب از سوی قدرت در کتاب‌های خود مانند تاریخ جنون و انضباط و تنبیه (Discipline and Punish, 1975) می‌پردازد، که در آن قدرت با شیوه‌های اجتماعی مانند روان‌پزشکی، آموزش و زندان‌ پیاده می‌شود.

در مقوله «قدرت انضباطی»، فوکو نشان می‌دهد که قدرت با سرکوب فیزیکی پیاده نمی‌شود بل‌که با کمک وارسی، سرپرستی، نرمال‌سازی و درونی‌سازی قاعده‌های اجتماعی پیاده می‌شود. فوکو به بررسی منافع طبقاتی آن‌هایی که قدرت را پیاده می‌کنند، نمی پردازد. در این تحلیل، گرچه قدرت و شیوه سرکوب بررسی می‌شود، ولی طبقه‌های اجتماعی و نبرد طبقاتی، هم چون تکانه دگرگونی‌های اجتماعی، نادیده گرفته می‌شود.

پسامدرنیسم،دوست دارد که مقوله‌های‌ بزرگی مانند تاریخ‌گرایی، پیش‌رفت اجتماعی و نبرد طبقاتی را زیر پرسش ببرد یا به پیرامون براند. مارکسیسم نبرد طبقاتی را نیروی بنیادی دگرگونی‌های اجتماعی و تاریخی می‌داند، ولی پسامدرنیسم با دوری از این دیدگاه  به جای آن بر نقش هویت‌های فردی، گفتمان‌ها و قدرت‌های محلی پافشاری می‌کند.




دیدگاه “چپ” ایران در برابر جاه‌طلبی‌های ژئوپولیتیکی جمهوری اسلامی

حزب کمونیست ترکیه ضد پیمان نظامی است که منافع سرمایه‌داری و امپریالیستی را دنبال می‌کنند، و از صلح بر پایه همبستگی با کارگران و با ویژگی ضد امپریالیستی پشتیبانی می‌کند. حزب بر این باور است که جاه‌طلبی‌های ژئوپولیتیکی ترکیه بر ضد منافع کارگران و مردم زیر ستم و به سود منافع طبقه‌های فرمان‌روا است.

با این که دید حزب کمونیست ترکیه در برابر گسترش‌خواهی بورژوازی ترکیه بسیار روشن است، بخش‌های بزرگی از “چپ”  ایران شوربختانه بیش‌تر از دو دیدگاه متضاد و نادرست رنج می‌برند. هواداران سیاست خاورمیانه‌ای جمهوری اسلامی در میان “چپ”ها، تنش‌آفرینی جمهوری اسلامی در خاورمیانه را به بهانه‌ی نیروهای بازدارنده برای پاس‌داری از تمامیت ارضی کشور درست می‌دانند. آن‌ها هم سویی تنش‌آفرینی جمهوری اسلامی با نقشه‌های امپریالیسم برای میلیتاریزه کردن خاورمیانه و ماهی گرفتن از آب گل‌آلود شکاف دینی را فراموش می‌کنند و منافع بورژوازی انگلی به ویژه بورژوازی نظامی را در این تنش‌ها نادیده می‌گیرند. 

گروه دیگری از “چپ” نه تنها با فراموشی نقش امپریالیسم در تنش‌آفرینی همه‌ی گناهان را بر دوش جمهوری اسلامی می‌گذارد، بل‌که توان درک و جدا کردن منافع بورژوازی انگلی جمهوری اسلامی در خاورمیانه با منافع بجای ملی ما را ندارد.

یک دولت “چپ” و پیش‌رو آینده در ایران باید با همه‌ی روش‌های مسالمت‌آمیز و با زبان دیپلماسی و با دوستی با کشورهایی مانند عراق، سوریه و لبنان از دست‌رسی ایران به دریای مدیترانه که می‌تواند برای بازرگانی و دادوستد و جابجایی زمینی کالا به اروپا و دیگر جاهای جهان سودمند باشد، پشتیبانی کند و هم‌چنین باید برای  حق دریافت مالیات از راه‌های بازرگانی ما برای جابجایی کالاهای کشورهای دیگر با شیوه‌های دیپلماتیک بجنگند. اگر نقشه کنونی ترکیه و آذربایجان در باره‌ی کریدور زنگزور پیاده شود، ایران با کاهش  دریافت عوارض زیان‌های بسیاری خواهد برد. یک دولت “چپ” و پیش‌رو نمی‌تواند نگران نزدیکی ناتو به مرزهای کشور ما نباشد.




تضاد منافع استراتژیک ترکیه با جمهوری اسلامی در مورد کریدور زنگزور

کریدور زنگزور از جنوب ارمنستان می گذرد و نخجوان در غرب آذربایجان را به آذربایجان پیوند می‌دهد. این کریدور برای چندین کشور، برای نمونه ترکیه و ایران، از جای‌گاه استراتژیک برجسته‌ای برخوردار است.  

این کریدور به ترکیه کمک می‌کند که از راه زمینی با آذربایجان و آسیای مرکزی پیوند کند، که برای منافع سیاسی و اقتصادی ترکیه در این منطقه برجسته است. کریدور زنگزور می‌تواند یک راه کلیدی برای دست‌رسی ترکیه به بازارهای آسیای مرکزی شود و فراتر از آن به دادوستد و بازرگانی، به ویژه در زمینه انرژی و کالاها کمک نماید. این کار هم‌چنین نقشی مهم برای ترکیه در دادوستد با کشورهای ترک‌زبان، به ویژه آذربایجان، دارد. ترکیه خواهان یک گذرگاه آزاد از سوی کریدور زنگزور است که به سود منافع لایه‌های بورژوازی بازرگانی و نظامی و استواری جای‌گاه استراتژیک آن باشد. ترکیه این کریدور را راه پیوند خود با آذربایجان و آسیای مرکزی می‌بیند که به گسترش نفوذ اقتصادی و ژئوپولتیکی‌اش کمک خواهدکرد.

 جمهوری اسلامی نگران است که این کریدور زنگزور مایه کاهش نقش استراتژیک آن در منطقه شود. کریدور زنگزور به آذربایجان و ترکیه اجازه می‌دهد تا از خاک ایران گذر کرده، ولی نقش ایران هم‌چون یک بازی‌گر کلیدی منطقه‌ای کاهش می‌یابد. جمهوری اسلامی نگران است که کریدور زنگزور هم‌کاری‌های نظامی میان ترکیه و آذربایجان را گسترش دهد و  ناتو  به مرزهای ایران نزدیک‌تر شود که برای امنیت کشور خطرناک است. کریدور زنگزور می‌تواند بازرگانی  در منطقه را افزایش دهد، ایران در این میان با کاهش جابجایی کالا از جاده‌های خود و کاهش  دریافت عوارض راه‌های بازرگانی  زیان خواهد دید. جمهوری اسلامی این کریدور را خطری برای منافع اقتصادی و هم امنیت خود در منطقه می‌داند . نقش دیرینه ایران هم‌چون پلی میان آذربایجان و آسیای مرکزی با دیگر بخش‌های جهان کم می‌شود.




آلودگی هوا و غذاهای چرب و تاثیر آن بر آلزایمر در ایران

رئیس انجمن آلزایمر ایران، معصومه صالحی، از افزایش آلزایمر در ایران خبر داد و تأکید کرد که مشکلاتی چون آلودگی هوا، تغذیه نامناسب، و استرس نقش بزرگی در شیوع این بیماری دارند. طبق آمار جهانی، بیش از ۱۵۵ میلیون نفر به دمانس مبتلا هستند و در ایران حدود ۱.۵ میلیون نفر با آلزایمر زندگی می‌کنند.

صالحی گفت که آلودگی هوا عملکرد مغز را تحت تأثیر قرار می‌دهد و باعث تسریع پیشرفت بیماری‌های مانند آلزایمر می‌شود. کاهش اکسیژن به مغز و ورود آلاینده‌ها به بدن، سلامت افراد به ویژه در معرض آلزایمر را تهدید می‌کند.

همچنین، مصرف غذاهای چرب و حاوی ترانس نیز خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی و مغزی را افزایش می‌دهد. متاسفانه مسئولان ایرانی توجه کافی به این مسائل ندارند و روند پیشرفت بیماری‌های غیرواگیر مانند آلزایمر تسریع می‌شود.

در حال حاضر، سن ابتلا به آلزایمر در ایران پایین آمده و افراد ۴۵ تا ۵۵ ساله هم به این بیماری مبتلا می‌شوند.

با توجه به روند رو به رشد مبتلایان به آلزایمر و فشارهای اجتماعی و اقتصادی ناشی از این بیماری، هر دولتی در جهان برای پیشگیری، درمان و پشتیبانی از مبتلایان به این بیماری به ویژه در جوانان و سالمندان برنامه هایی طراحی و اجرایی می کند. ولی با وجود افزایش قابل توجه موارد آلزایمر در ایران، دولت ایران هنوز برنامه‌ای جامع و موثر برای مقابله با این بحران ندارد.

در حالی که بیماری آلزایمر در سنین پایین‌تر در حال گسترش است، هنوز هیچ برنامه‌ریزی مشخصی از سوی دولت برای پیشگیری یا درمان این بیماری در سطح گسترده وجود ندارد. همچنین، عدم توجه به اصلاح تغذیه عمومی و کاهش آلودگی هوا به عنوان عوامل اصلی بروز این بیماری‌ها، باعث شده تا خطر ابتلا به آلزایمر همچنان افزایش یابد.




ولادیمیر ایشچنکو (Volodymyr Ishchenko)  جامعه‌شناس چپ‌گرا اوکراینی: نقش راست‌های افراطی در اوکراین

ظرفیت ایدئولوژیک راست افراطی اوکراین برای خشونت سیاسی بسیار بیشتر از احزاب راست افراطی غالب در غرب است. آنها سلاح‌های بسیار بیشتری دارند و بسیاری از ساختارهای شبه‌نظامی در اطراف واحدهای نظامی رسمی ساخته‌شده‌اند و قادر به خشونت سیاسی هستند. برخلاف احزاب راست افراطی غربی که به دنبال موقعیت پارلمانی هستند، قدرت راست افراطی اوکراین همیشه بر اساس توانایی آنها برای بسیج در خیابان‌ها و تهدید به خشونت بوده است.

برخلاف احزابی که توسط الیگارشی‌ها (شرکت‌های بزرگ) یا لیبرال‌های ضعیف تشکیل شده‌اند، قدرت آنها عمدتاً بر اساس توانایی آنها برای بسیج خارج از پارلمان است. ناسیونالیست‌های اوکراینی می‌توانند به یک سنت سیاسی اشاره کنند که به سازمان ملی‌گرایان اوکراینی (OUN) برمی‌گردد که به خانواده‌ای از جنبش‌های فاشیستی در اروپای بین دو جنگ جهانی تعلق داشت. ناسیونالیست‌های اوکراینی پس از فروپاشی شوروی اغلب مستقیماً از OUN الهام گرفته‌اند. سایر جریانات سیاسی اوکراین پس از فروپاشی شوروی از مزیت یک سنت سیاسی حفظ‌شده برخوردار نیستند.

اعضای گردان آزوف امروز به‌عنوان قهرمانان جنگ تجلیل می‌شوند. آنها از توجه فوق‌العاده رسانه‌ها برخوردار هستند و خود را به‌عنوان یک واحد نخبه معرفی می‌کنند، ادعایی که رسانه‌ها آن را حفظ می‌کنند. بسیاری از سخنگویان آزوف به افراد مشهور تبدیل شده‌اند. آنها همچنین از سفیدکاری خاصی در رسانه‌های غربی که قبل از سال ۲۰۲۲ آنها را نئونازی می‌خواند، سود برده‌اند. امروز این به‌راحتی فراموش می‌شود.

آزوف رشد کرده و حالا دو تیپ را تشکیل داده است: تیپ سوم حمله و تیپ آزوف در گارد ملی. به علاوه، واحد ویژه‌ای به نام “کراکن” وجود دارد که تحت نظر اطلاعات نظامی اوکراین (GUR) است. جذابیت سیاسی و شهرت آنها در رسانه‌ها به طرز چشمگیری افزایش یافته است. مشروعیت آنها نیز بیشتر شده است. بنابراین آنها تضعیف نشده‌اند بلکه تقویت شده‌اند. و برخلاف افسانه رایج، آنها از سیاست جدا نشده‌اند.