منافع ژئوپولیتیک روسیه در سوریه

ترامپ، رئیس‌جمهوری برگزیده امریکا، روز یکشنبه در تروث سوشال نوشت که اسد پس از آن‌که پشتیبانی روسیه را از دست داد، «از کشورش گریخت». وزارت امور خارجه روسیه نوشت که بشار اسد پیش از کناره‌گیری از ریاست جمهوری و بیرون رفتن از کشور با نشست و گفت‌وگو با رهبران شورشیان دستور جابجایی  مسالمت‌آمیز دست‌گاه دولتی را داده بود. وزارت امور خارجه روسیه نوشت که روسیه در گفت‌وگوی میان اسد و شورشیان شرکت نداشت.

با روی‌هم‌گزاری این داده‌ها می‌توان گمان کرد که روسیه می‌دانست که کناره‌گیری اسد نزدیک است.

با این همه، واژگونی رژیم بشار اسد برای روسیه می‌تواند یک شکست استراتژیک به هم‌راه داشته باشد. پای‌گاه دریایی روسیه در طرطوس، که تنها پای‌گاه روسیه در آب‌های آزاد است، برای جای‌گاه استراتژیک این کشور در مدیترانه و آفریقا برجستگی بالایی دارد. با کمک این پای‌گاه، روسیه می‌تواند به جابجایی نیروها و جنگ‌افزارهای خود به جاهای دیگر بپردازد. فروپاشی رژیم اسد، به ویژه با سرمایه‌گذاری‌های روسیه در منطقه، ضربه‌ای سنگین برای روسیه خواهد بود و در شرایطی که جنگ اوکراین هنوز پایان نیافته است، پیامدهای بزرگی برای  روسیه به هم‌راه خواهد داشت. 

ولی شرایط سوریه و سرنوشت پیوند این کشور با روسیه هنوز روشن نیست و شاید رهبران آینده سوریه خواهان هم‌کاری با روسیه  باشند، به ویژه این که بخش بزرگی از دست‌گاه دولتی اسد دست‌نخورده می‌ماند. ترکیه هم که از هواداری نیروهای شورشی سوریه برخوردار است، و سازمانده شورش آن‌ها بوده‌است نیازی به دشمنی با روسیه در این باره نمی‌بیند. الشرق الاوسط در گزارشی تا به‌دان‌جا پیش‌رفت که فروپاشی رژیم بشار اسد را برایند مهندسی شایسته روی‌دادها از سوی روسیه خواند. روشن است که اگر چنین سخنی درست باشد، روسیه پای‌گاه استراتژیک خود را پس از آمدن رژیم نو در سوریه نگه خواهد داشت.




منافع ژئوپولیتیک ترکیه در سوریه

هیچ تردیدی نیست که ترکیه در فروپاشی رژیم اسد، و به گمان بسیار با هم‌کاری نزدیک با امریکا و اسراییل، دست داشته‌است. لاوروف، وزیر خارجه روسیه در گفت‌وگو با کارلسون گفت که “توافقاتی که در سال‌های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ انجام شد، به دوستان ترکیه‌ای ما این امکان را داد که وضعیت در منطقه کاهش تنش ادلب را کنترل کنند و جبهه‌النصره (یک گروه تروریستی که در فدراسیون روسیه ممنوع است) را از مخالفان غیرتروریستی که با ترکیه همکاری می‌کنند، جدا کنند. به نظر می‌رسد این اتفاق نیفتاده است.” هیچ تردیدی نیست که ترکیه از کم‌توان شدن جمهوری اسلامی و از درگیری روسیه در اوکرایین به سود برنامه‌های ژیوپولیتیک خود سود جست.

شورشیان از شش ماه پیش به ترکیه گفتند که می‌خواهند دست به انجام یک یورش بزرگ در سوریه بزنند. یورش به شمال سوریه و پس از آن به دمشق از سوی دو گروه شورشی جبهه آزادی‌بخش شام و ارتش ملی سوریه انجام شد. SNA از شورشیان میانه رو پشتیبانی می‌کند که از کمک غرب برخوردار بوده و سال‌ها در ترکیه ماندگار بوده‌اند. ترکیه مرزهای خود را برای SNA باز کرده و به این گروه اجازه داد تا بدون هیچ‌گونه دشواری از منطقه امنیتی غیرقانونی ۴۰ کیلومتری در شمال سوریه گذر کند.

می‌توان اردوغان را  بزرگ‌ترین برنده واژگونی رژیم اسد دانست. اردوغان این روی‌داد را «واقعیت دیپلماتیک و سیاسی نو در سوریه» خواند. ترکیه با پشتیبانی از گروه‌های شورشی و پیوند با گروه‌هایی مانند تحریر الشام (HTS)، نقش برجسته‌ای در ریخت‌گیری این واقعیت داشته‌است.

ترکیه در شمال سوریه به دنبال دور کردن نیروهای کُردی از مرزهای خود و پدید آوردن  یک منطقه آرام در جنوب ترکیه است. این کشور تلاش دارد مرزهای خود را از نیروهای کُرد پاک‌سازی کند.

ترکیه هم‌چنین فروپاشی رژیم اسد را زمان خوبی برای بازگشت ۳.۵ میلیون پناه‌جوی سوری به کشور خود می‌داند. 




موشک اورشنیک روسیه می تواند قواعد بازی را تغییر دهد

اسکات ریتَر Scott Ritter بازرس سابق سازمان ملل متحد،

آنی جیکوبسون در کتاب خود با عنوان «جنگ هسته‌ای: یک سناریو»، انفجار یک سلاح هسته‌ای یک مگا تنی بر فراز یک شهر آمریکایی را توصیف می‌کند و می‌گوید که این انفجار با «درخشش نور و حرارتی به شدت عظیم آغاز می‌شود که برای ذهن انسان درک آن غیرممکن است.» توپ آتش ایجاد شده از این انفجار به قدری شدید است که «سطوح بتنی منفجر می‌شوند، اشیاء فلزی ذوب یا تبخیر می‌شوند، سنگ‌ها خرد می‌شوند و انسان‌ها بلافاصله به کربن مشتعل تبدیل می‌شوند.»

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در سخنرانی خود در نشست سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) اعلام کرد که موشک بالستیک میان‌برد جدید روسیه به نام اورشنیک، که برای حمله به یک تأسیسات تولید نظامی در نزدیکی دنیپروپتروفسک اوکراین استفاده شده، قدرت تخریبی معادل یک سلاح هسته‌ای دارد.

پوتین گفت: «ده‌ها کلاهک جنگی، واحدهای خودهدایت‌شونده با سرعت 10 ماخ (ده برابر سرعت صوت  – بیش از 12 هزار کیلومتر در ساعت -) به هدف حمله می‌کنند. این حدود سه کیلومتر در ثانیه است. دمای عناصر ضربه‌زن به 4000 درجه می‌رسد. اگر حافظه‌ام درست باشد، دمای سطح خورشید 5500 تا 6000 درجه است. بنابراین، هر چیزی که در کانون انفجار باشد به ذرات کوچک تقسیم می‌شود، به ذرات ابتدایی تبدیل می‌شود، همه چیز اساساً به گرد و غبار تبدیل می‌شود.»

به طور خلاصه، رئیس‌جمهور روسیه اعلام کرد که استفاده از چندین موشک اورشنیک در یک حمله معادل قدرت تخریب یک سلاح هسته‌ای خواهد بود.

این امر باعث هشدار رئیس‌جمهور روسیه، پوتین، شده است که ممکن است روسیه دوباره اوکراین را با یکی یا چند موشک اورشنیک هدف قرار دهد. پوتین اشاره کرد که اهداف می‌تواند شامل مراکز نظامی، صنعتی و تصمیم‌گیری ملی، از جمله خیابان بانکوا در کی‌یف، جایی که مقر دولت اوکراین واقع شده است، باشد.




منافع ژئوپولیتیک اسرائیل در سوریه

هیچ تردیدی نیست که فروپاشی رژیم اسد از برنامه‌های بورژوازی صهیونیسم و ارتش فاشیستی آن هم بوده‌است. چند ساعت پس از افتادن دمشق به دست شورشیان، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسراییل، واژگونی رژیم بشار اسد را دست‌آوردی برای اسراییل دانست و گفت این برایند کنش‌های اسراییل علیه حزب‌الله و ایران است، که از پشتیبانان اصلی رژیم اسد به شمار می‌روند. اسراییل در ماه‌های پیش چندین بار سوریه را بمباران کرده‌بود. نتانیاهو افزود که یورش اسراییل به ایران و حزب‌الله، توانایی این نیروها را در پشتیبانی از ارتش اسد کم کرده‌است و این روند واکنشی زنجیره‌ای در منطقه پدید آورده‌است.

سخن‌گویان هیئت تحریر الشام  به رسانه اسراییلی تایمز آو اسراییل گفته‌اند که می‌خواهند که پیوند دوستانه با اسراییل داشته باشند.

نتانیاهو در بازدید از مرز اسراییل و سوریه، پیروزی اسلام‌گرایان رادیکال در سوریه را یک روز تاریخی در خاورمیانه دانست.

اسراییل که پس از جنگ شش روزه ۱۹۶۷  بلندی‌های جولان را از آنِ خود کرد، هم اکنون به دنبال گسترش دست‌یازی‌های خود است. نتانیاهو در بازدید از جولان گفت که پیمان ۱۹۷۴  دیگر ارزش قانونی ندارد، چرا که سوریه  دچار فروپاشی شده‌است و اسراییل نمی‌تواند اجازه دهد که نیروهای دشمن در این منطقه پای بگیرند. این پیمان برای آتش‌بس میان اسراییل و سوریه پس از جنگ یوم کیپور بسته شده‌بود.

بر پایه گزارش‌ها، نیروی هوایی اسراییل ده‌ها پای‌گاه نظامی و انبار جنگ‌افزار و بخشی از برنامه‌های جنگ‌افزار شیمیایی و موشک‌های بالستیک و زرادخانه‌های نظامی و نیروی دریایی سوریه را بمباران کرده‌است. یک افسر بلندپایه اسراییلی گفت که اسراییل باید  از دست‌یابی دشمن به جنگ افزارهای استراتژیک در سوریه جلوگیری کند.




به مناسبت سالگرد مرگ رفیق مسعود ملکی

سخن روز شماره ۸
۲۸ آذر ۱۴۰۳، ۱۸ دسامبر ۲۰۲۴

رفیق مسعود، نمونه بارزی از صداقت کمونیستی و جانبداری طبقاتی!

به مناسبت سالگرد مرگ رفیق مسعود ملکی

صداقت و استقامت دو ویژگی برجسته او بودند که شخصیت واقعی این انسان بزرگ را نشان می‌داد. رفیق مسعود چه در برخورد با دیگران و چه در مواجهه با خود، همواره با صداقت به اصول اخلاقی رفتار می کرد. او در برابر چالش‌ها و مشکلات سیاسی و شخصی، استقامت فراوانی نشان داد و هیچ‌گاه در برابر سختی‌ها تسلیم نشد.

در زندان‌ها، جایی که دیوارها از ظلم و سکوت پر بودند، رفیق مسعود با شجاعت و اراده‌ای استوار ایستادگی کرد. او در برابر شکنجه‌ها و فشارهای ساواک به اصول انسانی خود وفادار ماند و برای آزادی خود و هم‌میهنانش جنگید. فریاد رسای  “نه” او به دژخیمان در دل شب‌های تاریک زندان پژواک می‌یافت و به او و دیگر رفقا روحیه‌ای تازه می‌بخشید. پس از آزادی، رفیق مسعود همواره به یاد رفقای زندانی خود بود و برای دیدارشان به زندان برزجان می‌رفت و یار و غمخوار خانواده‌های آنها می‌شد.

رفیق فرهاد عاصمی می گفت که از همان روزی که در شعبه پژوهش او را دید، شیفته خصوصیات اخلاقی و فروتنی بی نظیراو شد.

رفیق ملکی، در اواخر تابستان سال ۱۳۶۲ از کشور خارج شد. هنگام ورود به آلمان با آغوش گرم رفیق فرهاد روبرو شد. رفیق مسعود در کنفرانس ملی حزب تودهٔ ایران، در سال ۱۳۶۴، به‌عضویت مشاور کمیتهٔ مرکزی حزب انتخاب شد و سپس در سومین کنگرهٔ حزب تودهٔ ایران، به‌عضویت کمیتهٔ مرکزی و کمی دیرتر به عضویت هیئت سیاسی کمیتهٔ مرکزی انتخاب شد.  دوستی و رفاقت میان این دو رفیق پس از یک وقفه چندین ساله پس از کنگره سوم همواره برقرار بود و حتا در دوران سخت پس از کنگره سوم این دو رفیق با احترام در مورد همدیگر صحبت می کردند.

این رفیق با اینکه در مسیر خود ثابت‌قدم بود ولی جزمی فکر نمی کرد، و برای همین اعتماد و احترام دوست و دشمن را به خود جلب کرد. این رفیق در روابط حزبی ساده و صادق بود و در روابطشان حتا با ضدحزبی ها  صداقت و وفاداری را رعایت می کرد. این رفیق با خلوصیت عاری از هرگونه جاه‌طلبی در زندگی خود به دنبال دستاوردهای طبقاتی و ارزش‌های انسانی رفت. رفیق  مسعود به جای جلب توجه یا کسب موقعیت‌های حزبی بالاتر، بر روی رشد و خلاقیت و خصلت طبقاتی حزب تمرکز می‌کرد.

در واقع، خلوص نیت و عدم وابستگی به موفقیت‌های حزبی شخصی، نشان از عمق انسانیت و آگاهی طبقاتی این رفیق بود. به هیمن دلیل هیچ وقت بازیچه دست کسی در درون حزب نشد و در هیچ تبانی علیه رفقای دیگر شرکت نداشت. او به رفیق فرهاد گفته بود که به شرافت حزبی خود قسم می خورد که هیچ وقت علیه توده ای های خارج از حزب ، نه در داخل حزب و نه در جاهای دیگر، بدگویی نکرد و اگر انتقادی به این رفقا داشت با عینک طبقاتی و با رعایت اصول مارکسیستی بیان کرد. 

این رفیق همواره در برابر تکروی و تصمیمات یکجانبه مقاومت می‌کرد و بر اهمیت وحدت و همدلی در حزب تأکید داشت. او معتقد بود که پیشرفت حزب تنها در صورتی ممکن است که همه اعضا در فرآیند تصمیم‌گیری مشارکت داشته باشند. این رفیق قهرمانانه در مقابل تکروی های رفیق عزیز خاوری مقاومت کرد و بارها می گفت که رفیق خاوری با همه زحمتهای بی نظیرش برای حزب، از وزن سنگین خود در درون حزب برای خاموش کردن صدای رفقای مخالف استفاده نامناسب می کند.

او همچنین در برابر هرگونه انحراف ایدئولوژیک و راست‌گرایی مقاومت کرد و این مخالفت‌ها در تصویب اصول مارکسیستی-لنینیستی در اساسنامه حزب تأثیرگذار بود.

این رفیق صادق هیچ وقت به دلیل حفظ  موقعیت و مقام بالای حزبی خود دست به سازش غیراصولی نزد و همیشه در مقابل برخوردهای نادرست با دیگر رفقا و تلاش برای تغییر ایدیولوژی حزب مقاومت کرد و هنگامی که با نامهربانی ها روبرو شد، آرام آرام خود را کنار کشید. این کار او نه تنها نشان‌دهنده تعهد به اصول اخلاقی و شرافت فردی بود، بلکه پیامی قوی به دیگران درباره لزوم پاسخگویی و پایبندی به اصول حزبی در  درون حزب ارسال کرد.

پس از ترک مسئولیت‌های حزبی، او فرصت را برای دوستی دوباره با رفیق فرهاد غنیمت شمرد و لحظات خوشی را با او گذراند. زندگی در سالمندان (Pflegeheim) به دور از فعالیتهای حزبی و عدم امکان تعمق فکری، برای او خیلی دردناک بود. ولی خوشبختانه دوستی عمیق و خالصانه ای با رفیق تنکابنی برقرار کرد که تا آخر عمرش دوام یافت. وقتی که رفیق فرهاد از او دیدار می کرد، به سرعت تنکابنی را هم به چای دعوت می کرد تا او تنها نباشد. رفیق تنکابنی به شوخی می گفت : از “نذری هایی” مسعود، چیزی هم به من می رسد.   

در پایان، می‌توان گفت که رفیق مسعود نه تنها یک مبارز و رفیق وفادار بود، بلکه نمونه‌ای از صداقت، استقامت و شجاعت در برابر هر گونه فشار و ظلم بود. او همواره به اصول اخلاقی پایبند بود و در زندگی شخصی و سیاسی خود هیچ‌گاه از اصول خود فاصله نگرفت. صداقت و خلوص نیت او نه تنها در روابط حزبی بلکه در برخورد با مخالفان و در موقعیت‌های دشوار نمایان بود. ایستادگی او در برابر تکروی‌ها و تصمیمات یکجانبه، و نیز مقاومت در برابر انحرافات ایدئولوژیک، همگی نشان از عمق آگاهی طبقاتی و تعهد به اصول مارکسیستی-لنینیستی داشت. رفیق مسعود با ترک بالاترین مقام حزبی، پایبندی به شرافت فردی و اصول اخلاقی را به رخ کشید و درس بزرگی از صداقت و مسئولیت‌پذیری به همه ما داد. او الگویی از انسانی با اراده و عزت نفس بود که در طول زندگی خود، همواره برای تحقق منافع طبقه کارگر جنگید و در مسیر حقیقت و عدالت قدم برداشت.




“کلینیک ترک بی‌حجابی” ابزاری در خدمت تعمیق سرکوب زنان

رژیم جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای ظهورش با چالش آزادیخواهانه زنان رو به رو گردید که تا به امروز تداوم و تعمیق یافته است.

ساختار جامعه ایران یک ساختار سرمایه‌داری‌ست که هدف آن استثمار بیشتر و کسب سود بیشتر است. در این ساختار زنان به بهانه ضعف بدنی  نسبت به مردان، در پروسه کار، مزد کمتری از کارگران مرد دریافت می‌کنند. این بی عدالتی در پروسه کار، بنیان تفکری‌ست که زن را انسان درجه دوم می‌بیند و تحقیر مداوم اجتماعی و خانگی‌ را حق او می‌داند.

مزد کمتر زن نسبت به مرد در پروسه کار مساوی در کارخانه و مؤسسات دیگر، عمیق‌ترین خشونت و تحقیر ۵۰٪ از افراد یک جامعه است. کار بی مزد زن در خانه نیز خشونت خانمان براندازی‌ست که بر خشونت اول اضافه می‌گردد.

در ایران همانند برخی جوامع شرقی مثل افغانستان، بر خشونت‌های نظام سرمایه‌داری علیه زن، خشونت قوانین قرون وسطائی اسلامی‌ و سنت‌های عقب مانده اجتماعی نیز اضافه می‌گردد.

مثلا آیه ۳۴ از سوره نسا در قرآن، به روشنی برتری یک جنس (مرد) نسبت به جنس دیگر (زن) را در جامعه حاکم می‌کند، فقط به این دلیل که مردان به زنانی که در خانه هستند، معاش می‌رسانند. در این مورد که اگر مرد خانه مطیع زن‌اش (که در بیرون کار می‌کند و مزد می‌گیرد) نشد چه تنبیهی بر او باید اعمال شود، صحبتی نیست. جریان کاملا یک طرفه و ستمگرانه‌ است.

زنان جامعه ما با این سه وجه ستمگری (ستم ساختار سرمایه‌داری، ستم دینی و سنن عقب مانده اجتماعی) رو به رو و در تقابل هستند. در مدت بیش از ۴۴ سال که از حاکمیت خونبار رژیم جمهوری اسلامی در ایران می‌گذرد، دو سوی این چالش، یعنی رژیم و زنان جامعه، عقب نشینی نکرده‌اند. هر دو جانب سرسختانه در مقابل هم ایستاده‌اند.

مبارزه زنان به علت تعلق آنها به اقشار و طبقات مختلف، چند جانبه و بسیار ناهمگون است. آن عاملی که اکثریت زنان جامعه ما را به هم پیوند می‌دهد و در مقابل رژیم به مبارزه مشترک وامیدارد، زن بودن آنهاست. ولی بخش عظیمی از این زنان، زنان کارگر و زحمتکشی هستند که در کارخانه استثمار دوگانه می‌شوند و در خانه تحت نظام مرد سالاری قرار می‌گیرند. موتور تداوم و گسترش مبارزه زنان علیه اشکال مختلف ستم بر آنها نیز همین زنان زحمتکش هستند.

رژیم فاشیستی ایران در همان اوان حاکمیت‌اش، پوشش اجباری اسلامی را بر زنان تحمیل کرد. علیه این ظلم گسترده، زنان به مقاومت برخاستند. این مبارزه پس از سرکوب خونینی فروکش نمود. در جریان جنبش‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ زنان در صف اول مبارزه قرار گرفتند، برخی رو سری را از سر برگرفتند، آن را بر چوبی آویختند و بر سکوئی بلند در خیابان به مبارزه برخاستند. بعد از آن رژیم نیز ستاد “حجاب و عفاف” را سازمان داد و گشت ارشاد مجری آن شد. مبارزه زنان علیه این اقدام سرکوبگرانه رژیم با قتل دولتی مهسا امینی در ماشین گشت ارشاد به اوج خود رسید. جنبش ۱۴۰۱ اکثریت زنان زحمتکش و مترقی را در صف اول مبارزه قرار داد، بسیاری حجاب از سر برداشتند و سنت‌های عقب مانده، فاسد و ارتجاعی مذهبی رژیم را به چالش طلبیدند. گشت ارشاد مفتضحانه شکست خورد و موقتاً صحنه را ترک کرد.

پس از فروکش جنبش، دوباره گشت ارشاد ظاهر شد ولی در مقابل مبارزه مداوم و استقامت تا پای جان زنان آزاده ایران مجبور شد به شکست دوباره اقرار کند. گشت ارشاد به “طرح نور” تبدیل شد. این طرح نیز با تمام لشکر کشی‌هایش نتوانست مقاومت زنان را در هم بشکند، خود در هم شکست.

تصویر رو به رو لشکر کشی رژیم را در ۲۹ فروردین ۱۴۰۳ علیه زنان با پوشش اختیاری در مقابل تأتر شهر در تهران نشان می‌دهد. این لشکر کشی برای جلوگیری زنان با پوشش اختیاری به تأتر بود. ولی چندین تن از این زنان به تأتر شهر در تهران وارد شدند.

علت اصلی شکست رژیم در تقابل با زنان، باور زنان به ویژه زنان کارگر و زحمتکش به خود، توانائی خود و امید به پیروزی در مبارزه متحد کلیه زنان مترقی جامعه علیه رژیم جمهوری اسلامی است.

حال رژیم ایران بعد از  شکست طرح‌های قبلی‌اش، طرح جنایت کارانه‌تری را علیه زنان سازمان داده است: “کلینیک‌ ترک بدحجابی”. مهری طالبی دارستانی، رئیس اداره زنان و خانواده ستاد امر به معروف استان تهران، ایجاد اولین “کلینیک ترک بی‌حجابی” با هدف “درمان علمی و روان‌شناختی بی‌حجابی” در تهران را اعلام کرد. (اعتماد – ۲۲ آبان ۱۴۰۳)

در دیدگاه رسمی رژیم ایران هر زنی که می‌خواهد و مصمم است پوشش خود را خود آزادانه تعیین کند، دیوانه و روانی به حساب می‌آید ولی همین رژیم زنانی را که به انحراف کشانده است همراه زنان تن فروش به عراق می‌برد و در مراسم اربعین به مردان عراقی تقدیم می‌کند و به جاکشی می‌پردازد.

رژیم بعد از ایجاد “کلینیک‌ ترک بدحجابی”، زنان آزاده با پوشش اختیاری را به جای زندان، به تیمارستان منتقل می‌کند. ولی نه حتی به تیمارستان معمولی بلکه جهنمی که در آن این زنان باید کاملا از جامعه و نهایتا از زندگی حذف شوند.

رژیم دد منش ایران حتی پیش از تاریخ ایجاد این تیمارستان‌ها، زندانیان سیاسی را مجنون تلقی می‌کرد.

کیانوش سنجری فعال سیاسی و زندانی سابق که اخیراً در۲۳ آبان ۱۴۰۳ از فشارهای روانی و سیاسی که بر او وارد می‌شد خود کشی کرد، «دستگاه قضایی ایران را به «مجنون‌انگاری» زندانیان سیاسی متهم کرد و از فشارهای بسیار دنباله‌دار و شرایط سخت و ناگوار برخورد با روانپزشکان وابسته به پزشکی قانونی و بیمارستان‌های روانی تحت امر آن‌ها سخن گفت.» (بی بی سی – فارسی)

حال رژیم ایران نه تنها مجنون انگاری می‌کند بلکه برای این “مجنونان زن” تیمارستان می‌سازد و آنها را در آنجا به وسیله پزشکان جنایت کار تا حد مرگ شکنجه می‌کند.

معروفترین زن زندانی در این تیمارستان، آهو دریائی است که جان شیفته و آزادی خود را در خدمت افشای رژیم زن ستیز و خوانخوار ایران و دفاع از آزادی در طبق اخلاص گذاشت.

لیلا میرغفاری، فعال مدنی و حقوق کودکان روز شنبه ۴ مهر در مقابل دادگاه روحانیت مورد یورش نیروهای امنیتی قرار گرفت و به بیمارستان روانی منتقل شد. او «حدود یک ماه است در بیمارستان روانی تحت شرایط بسیار بد نگهداری می شود. وی  روز پنجشنبه، ۴ آبان ۹۶ طی یك تماس تلفنی کوتاه بیمارستان روزبه را شکنجه‌گاه خواند. وی افزود که شرایط نظافت سرویس بهداشتی و کیفیت غذا افتضاح است. وی همچنین برخورد با بیماران روانی را کاملاً غیر انسانی خواند. وی به دلیل وضعیت نابسامان بند اطلاعات بیمارستان از ملاقات با فرزند خود در این شرایط خودداری نمود.» (سایت NCRI – woman)

او در واقع نمی‌خواست با وضعیت ظاهر آشفته و شرایط دردناک جسمی، و حالت روحی پریشانی که برایش ایجاد کرده بودند با فرزندش رو به رو شود و باعث شکنجه روانی او گردد.

گذشته از شرایط رقت‌بار نظافت، سرویس بهداشتی و کیفیت بد غذائی، زنان را بر صندلی می‌نشانند و آنها را مجبور به دغل‌گوئی و هجوگوئی می‌کنند. محمدرضا میرشمسی جانشین معاون اجرایی و امور انتخابات شورای نگهبان می‌گوید: «صندلی‌هایی در آنجا قرار داده شده است که خانم‌ها روی آن‌ها می‌نشینند و درباره تجربیات خود از آسیب‌های مربوط به بی‌حجابی صحبت می‌کنند.» اقدامات جنایت کارانه دیگری از قبیل تزریق داروهای جنون آور، مسکن‌های قوی و داروهای خواب آور یا ایجاد درد، باعث گردید که علیه چنین طرح جنایت کارانه‌ای اعتراضات وسیعی چه در ایران و چه در خارج از کشور برپا شود.

بخشی از این اعتراضات از درون رژیم است که فقط به جنبه‌های مالی آن توجه دارد.

مهری دارستانی، رئیس اداره زنان ستاد امر به معروف می‌گوید: «طرح “کلینیک ترک بی‌حجابی» با “همکاری متخصصان و دغدغه‌مندان در ستاد امر به معروف و نهی از منکر” تدارک دیده شده، طرحی که در بودجه سال ۱۴۰۳ رقم ۱۵۵ میلیارد تومان بودجه از ردیف بودجه عمومی‌ و ۱۰۰ میلیارد تومان بودجه اختصاصی دریافت کرده است.» (اعتماد)

خبرگزاری ایسنا هم به طنز می‌نویسد: «البته این کلنیک‌ها می‌توانند بودجه‌های خوبی بگیرند و اشتغال‌زایی کنند و اگر از این جنبه به این ماجرا نگاه کنیم می‌شود برای آن توجیهی پیدا کرد. بالاخره به بهانه این تصمیم می‌شود کار تولید کرد و کمی آمار اشتغال را بالا برد!» (خبرگزاری ایسنا)

ولی اپوزیسیون مترقی ایران علیه این جنایت و دد منشی با استواری کامل موضع گرفته است. پزشکان مترقی و حتی لیبرال این طرح را به لحاظ علمی افشا کرده‌اند: سامان توکلی، روانپزشک نیز در واکنش به خبر راه‌اندازی “کلینیک‌های ترک بی‌حجابی”، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «چنین طرح‌هایی هیچ ارتباط و سنخیتی با کاربرد علمی روان‌شناسی ندارند و استفاده از اصطلاحات “کلینیک”، “ترک”، “درمان” و مانند آن برای آن‌ها مصداق سوءاستفاده و استفاده‌ ابزاری از روان‌شناسی است.» (VON)

تعدادی از بازنشتستگان در اعتصاباتشان علیه تیمارستان بردن آهو دریائی شعار داده و علیه چنین طرح‌هائی مبارزه می‌کنند. جنبش کمونیستی و نیروهای مترقی در خارج از کشور سازمانده مبارزات افشاگرانه و بازدارنده علیه این طرح‌اند.

رژیم فاشیستی و زن ستیز ایران قادر به درک این مسأله نیست که حتی با ساختن ده‌ها عدد از این کلینیک‌های روانی که بتواند حتی دو هزار زن آزاده را به بند بکشد، مبارزه علیه ستم بر زنان فروکش نخواهد کرد، زیرا زنان ایران ۴۴ میلیون‌اند و علیه رژیم و برای آزادی در زمینه‌های مختلف مبارزه می‌کنند. اکثریت زنان کشور ما می‌دانند که زیستن با حجاب، زیستن در اسارت است و مصمم هستند به اسارت تن ندهند. زمانی که زنان سیاست رادیکالی در مبارزه علیه نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی در پیش گیرند، دیگر نه از تحقیر و نه از اسارت نشانی خواهد ماند.

نظم کمونیستی

25.9.1403




منافع ژئوپولیتیک امریکا در سوریه 

هیچ تردیدی نیست که واژگونی اسد در راستای برنامه امپریالیسم امریکا برای دگرگونی خاورمیانه بوده‌است.

امریکا هیچ‌گاه با رژیم بشار اسد دوستانه برخورد نکرده‌بود. آمریکا در سال ۲۰۱۱، زمانی که شورش‌ها به جنگ ناگوار دگرگون شد و اسلام‌گرایان تفنگ به دست از سراسر جهان به سوی سوریه سرازیر شدند و به کمک نیروهای سوری ضد اسد پرداختند، از آن‌ها پشتیبانی کرد.

امریکا که هر گروهی را که دلش خواست در فهرست تروریستی جای می‌دهد، هم اکنون می‌خواهد که تحریر الشام را برای پیاده کردن برنامه‌های امریکا از  فهرست تروریستی بیرون آورد. گروه تحریر الشام، که یکی از گروه‌های پیروز در روز یکشنبه گذشته بود. یک سیاست‌مدار آمریکایی روز دوشنبه به روزنامه «واشینگتن پست» گفت «آمریکا حذف هیئت تحریر الشام از فهرست گروه‌های تروریستی را بعید نمی‌داند».

جو بایدن، رئیس‌جمهور ایالات متحده که به زودی کناره‌گیری خواهد کرد، فروپاشی سوریه  به دست گروه‌های مانند  تحریر الشام (HTS)، را دست‌آورد بزرگ خود خواند. او در پیامی ویدیویی از کاخ سفید در تاریخ 8 دسامبر 2024 گفت که “برای سال‌ها، پشتیبانان اصلی اسد ایران، حزب‌الله لبنان و روسیه بودند. اما در هفته گذشته کمک آن‌ها فرو ریخت و هر سه کشور امروز کم‌توان‌تر  از زمانی هستند که من به کاخ سفید آمدم.”

بایدن هم‌چنین سخن از تحریم‌های سوریه، بودن نظامی ایالات متحده در این کشور و پشتیبانی از میلیشیاهای کُرد در شمال شرق گفت. او افزود: “روی‌کرد ما هم سنگی نیروها  را در خاورمیانه دگرگون کرده است.”

نیل شاپیرو، دست‌یار وزیر جنگ آمریکا در کارهای خاورمیانه، گفت که آمریکا هم‌چنان در شرق سوریه می‌ماند. آمریکا روز ۸  دسامبر، با هواپیماهای B-52، F-15 و A-10  به بمباران مرکز سوریه پرداخت. یک سیاست‌مدار آمریکایی به خبرنگاران گفت که امریکا با چندین کشور دیگر در خاورمیانه برای جلوگیری از افتادن جنگ‌افزار شیمیایی رژیم بشار اسد به دست «نابکاران»  هم‌کاری دارد.




به مناسبت حرکت شجاعانه  پرستو احمدی و نغمه هایی که برای آزادی و رهایی خواند

نافرمانی مدنی در جمهوری اسلامی اسلامی، به ویژه از سوی زنان مبارز آزادی خواه و آزادپوش، فعالیتی است که در بستر مبارزات اجتماعی و حقوقی اهمیت زیادی دارد. در جامعه‌ای که اصول اخلاقی، دینی و اجتماعی اسلامی بر زندگی روزمره مردم حاکم است، نافرمانی مدنی به عنوان یک ابزار برای اعتراض به بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌ها می‌تواند نقشی بنیادین ایفا کند و محرک جنبشهای اجتماعی دیگر باشد. به خصوص زمانی که زنان به عنوان نیمی از جامعه در مقابل فشارهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایستادگی می کنند، صدای اعتراض آن‌ها به ظلم و تبعیض می تواند تلنگری به جنبش اعتراضی علیه تبعیض طبقاتی هم باشد.

در جمهوری اسلامی، بر اساس اصول دینی، ارزشهای انسانی مانند آزادی، عدالت و برابری به دور ریخته می شود.  نافرمانی مدنی در این زمینه، می‌تواند به عنوان ابزاری مشروع برای مقابله با قوانین یا رفتارهایی که با ارزشهای انسانی مغایرت دارند، عمل کند. زنان با اعتراض به قوانین ناعادلانه و با نافرمانی از محدودیت‌های بی‌ اساس، می‌توانند به تحقق حقوق انسانی و اجتماعی خود و دیگر قشرهای جامعه کمک کنند.

در جمهوری اسلامی، نافرمانی مدنی از سوی زنان نه تنها می‌تواند به‌عنوان یک واکنش علیه تبعیض‌های موجود باشد، بلکه همچنین می‌تواند به تقویت جایگاه زنان در یک جامعه مردسالار کمک کند. زنانی که به صورت مسالمت‌آمیز و آگاهانه از طریق نافرمانی مدنی به اعتراضات خود می‌پردازند، نه تنها به دیگران نشان می‌دهند که تغییر ممکن است، بلکه به خود نیز قدرت ایستادگی و تغییر در برابر شرایط ناعادلانه را می‌آموزند.

این امر می‌تواند به تکامل اجتماعی و سیاسی جامعه کمک کند و می تواند حتا موجب بازنگری و اصلاح  قوانین و رفتارهای تبعیض‌آمیز خود جمهوری اسلامی شود.