پول افزایش هزینه نظامیگری اروپا از جیب محرومان آن دزدی می شود

سخن روز شماره ۵
۹ آذر ۱۴۰۳، ۲۹ نوامبر ۲۰۲۴

افزایش هزینه‌های نظامی به توسعه صنعت دفاعی داخلی اروپا نیز کمک می‌کند. برخی ها از منظر کینیزم میلتاریستی در این فکر هستند که این امر می‌تواند موجب رشد اقتصاد و ایجاد فرصت‌های شغلی در کشورهای مختلف اتحادیه اروپا شود.

نیروی جنگی اروپا با یک تقویت قابل توجه مواجه است. با توجه به درخواست‌های سختگیرانه ناتو که قرار است در سال ۲۰۲۵ اعمال شود، بسیاری از دولتهای  اروپا تصمیم گرفته اند  که پول بیشتری برای دفاع صرف کند. طبق گفته‌های وزیران دفاع، اروپا نمی‌تواند از انتظارات جدید ناتو فرار کند و بودجه دفاعی افزایش خواهد یافت.

اخیراً برخی از کشورهای اروپا مانند دانمارک اعلام کرده اند که حدود سه درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای دفاع هزینه خواهند کرد. اگر اروپا بخواهد به سه درصد برسد، این موضوع سالانه ۳۰ میلیارد کرون هزینه خواهد داشت. وزیر خارجه دانمارک صاف و ساده گفت که پول افزایش نظامی از جیب محرومان جامعه دزدیده می شود. او گفت: نمی‌توان هم بودجه دفاعی را افزایش داد و هم سن بازنشستگی مردم اروپا را کاهش داد.

در مجموع، ۱۹۵ میلیارد کرون پول  (برابر با ۲۶ میلیارد یورو یا ۲۷ میلیارد دلار آمریکا) در ده سال آینده برای تسلیحات جنگی فقط در دانمارک مصرف خواهد شد. با این پول در طول ده سال می شود صد تا بیمارستان مجهز و یا هفت صد مدرسه مدرن در هر کشور اروپایی ساخت. با این پول صد هزار نفر بیکار و بیچاره می توانند کاملا در ده سال با کمک هزینه های اجتماعی زندگی کنند.

اما در حالی که سیاستمداران اروپا برنامه‌هایی برای تقویت موقعیت کشور خود در ناتو می‌ریزند، جای دارد که بپرسیم: چه کسی باید هزینه این تقویت نیروی جنگی ناتو را بپردازد؟

از دیدگاه تاریخی، همیشه مردم عادی بوده‌اند که اثرات هزینه‌های اضافی دولتی برای جنگ و تسلیحات را احساس کرده‌اند. مالیات‌های جدید، عوارض و کاهش‌های رفاهی ابزارهای رایجی هستند که دولت‌ها برای تأمین مالی بودجه‌های دفاعی از آنها استفاده می‌کنند.

بعضی از سیاستمداران اروپا  به تازگی شروع به صحبت در مورد “مالیات صلح” یا “مالیات جنگ” کرده‌اند.

ما همچنین از جنگ‌های پیشین مانند جنگ‌های افغانستان و عراق دیده‌ایم که کسانی که هزینه جنگ‌ها را پرداخت می‌کنند، نه سیاستمداران یا نخبگان اقتصادی، بلکه مردم عادی هستند. به ندرت فرزندان سیاستمداران به جنگ می‌روند و به ندرت آنها با تضعیف شرایط اقتصادی مواجه می‌شوند. این هزینه‌ها اغلب به‌طور غیرمستقیم از منابع عمومی تأمین می‌شود و موجب کاهش بودجه‌های اجتماعی و رفاهی می‌شود. به‌ویژه در دوران بحران‌های اقتصادی، این منابع می‌توانند به جای آنکه صرف تولید سلاح و تقویت نیروی نظامی شوند، به پروژه‌های اجتماعی، بهبود آموزش، بهداشت و زیرساخت‌ها تخصیص یابند. جنگ‌ها نه‌تنها موجب کشته شدن افراد می‌شوند، بلکه پیامدهای روانی و اجتماعی طولانی‌مدت برای بازماندگان دارند.

ما در اروپا می بینیم که چطور نظامی گری باعث سرکوب آزادی‌های فردی، محدودیت‌های سیاسی و اجتماعی، و برقراری کنترل‌های شدید بر رسانه ها و کل جامعه شده است. نظامی‌گری به جای تمرکز بر حل ریشه‌ای مشکلات اجتماعی مانند فقر، نابرابری، و بی‌عدالتی، تنها موجب بهانه جویی و پیدا کردن دشمن فرضی برای کنترل بیشتر جامعه می شود و گروه های شبه فاشیستی و ضدخارجی را تقویت می کند.

این مردم عادی هستند که بیشترین خسارت‌ها را، هم از نظر اقتصادی و هم انسانی، متحمل می‌شوند. افزایش بودجه نظامی باعث نگرانی‌هایی در خصوص تخصیص منابع به بخش‌های دیگر مانند آموزش، بهداشت و رفاه اجتماعی شد. در بلندمدت این موضوع می‌تواند فشار مالی بر اقتصاد کشورهای عضو وارد کند، به ویژه در زمانی که مشکلات اقتصادی دیگری نیز وجود دارد.

چرا بسیاری از اروپای‌ها این روند نظامیگری را پذیرفته‌اند؟

با وجود این حقیقت، به نظر می‌رسد که بخشی بزرگی از جمعیت اروپا از افزایش بودجه دفاعی حمایت می‌کنند.

آخر چطور ممکن است که کسانی که احتمالاً بیشترین عواقب افزایش نظامیگری را بر دوش خواهند کشید، همان کسانی هستند که به شدت از آن حمایت می‌کنند. چرا ظاهرا بسیاری از اروپای‌ها روند نظامیگری را پذیرفته‌اند؟

یک توضیح این است که اینکار ناشی از ترسی است که سیاستمداران و رسانه‌های جریان اصلی در دل مردم ایجاد کرده‌اند. تصویری از جهانی ترسناک کشیده شده که در آن تهاجم روسیه تهدیدی برای توسعه در سراسر اروپا است. این روایت باعث شده است که بسیاری احساس کنند که تقویت تسلیحاتی تنها راه درست است، حتی اگر در واقع راه‌حل‌های دیپلماتیک اغلب ممکن باشند.

برخی از کشورها و تحلیلگران به بهانه برگشت ترامپ بر این باورند که هنوز کشورهای اتحادیه اروپا در بسیاری از زمینه‌ها به صنایع نظامی ایالات متحده وابسته هستند و برای داشتن یک قدرت نظامی مستقل، باید  سرمایه‌گذاری بیشتری در صنعت جنگی اروپا کرد.

این نگرانی هست که تا زمانی که این ترس بر گفت‌وگوی عمومی حاکم باشد، همچنان مردم از بودجه دفاعی بیشتری حمایت خواهند کرد. و تا زمانی که مردم سوالی از تصمیم گیران سیاسی نپرسند، همچنان به جای رفاه و راه‌حل‌های صلح‌آمیز اولویت به باروت و گلوله داده خواهد شد.

در زمانی که عدم اطمینان اقتصادی و رکود در حال افزایش است و دونالد ترامپ چندین بار هشدار داده که اگر رئیس‌جمهور شود جنگ در اوکراین را متوقف خواهد کرد، تعجب‌آور است که نمایندگان اروپا همچنان بر فشار برای تقویت تسلیحاتی کشورهای خود ادامه می‌دهند.

جالب اینکه اکثر مردم اروپا خود را روشنفکر با نظر انتقادی به پدیده ها و ریدادها می دانند و حتا گاهی اوقات مسلمانان را برای باور مذهبی شان به سخره می گیرند. ولی اکثر مردم اروپا هم اکنون تمام مزخرفات سیاستمداران خود را بدون نظر انتقادی قبول می کنند. لیستی که بیشتر مردم اروپا بدون نظر انتقادی آنرا قبول کرده اند دراز است:

اوکراین، ناتو و امریکا در جنگ اوکراین بی تقصیر هستند این روسیه و رهبر دیکتاتور آن پوتین است که تجاوزگر است

اسراییل حق دفاع از خود دارد و این فلسطینی ها هستند که تروریست هستند

ناتو با حمله خود به عراق، لیبی و افغانستان سعی کرد به انها راه روش دمکراسی بیاموزد

چین در آسیا تجاوزگر است  

وووو

اعتماد راسخ مردم اروپا به سیستم و عدم تفکر انتقادی ممکن است یکی از دلایل تصمیمات نمایندگان مردم باشد. به هر حال زمان آن رسیده است که مردم اروپا به‌طور انتقادی به تصمیمات نمایندگان خود نگاه کنند، چرا که در نهایت این مردم هستند که باید بهای این تصمیمات و هزینه نظامیگری را بپردازند.

نظامی‌گری اروپا مستقیما با دیدگاه توسعه‌طلبی و سرشت امپریالیستی آن رابط دارد. نظامی‌گری ابزاری برای گسترش سلطه و نفوذ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی اروپا و جلوگیری از  تشکیل جهان چند قطبی است.




یاد مانی کوتاه از  پروفسور صفر انصاری – رحیم کاکایی

  • اخبار روز

زنده یاد صفر انصاری در سال ۱۲۹۳ شمسی در “اومچالی” در کرانه دریای خزر، در روستایی که تابع بخشداری “کوموش دفه” و در کل تابع شهرستان گرگان  بود به دنیا می آید. صفر انصاری از مدرسه‌ی دارالفنون تهران دیپلم می گیرد و به علت عدم بضاعت مالی در دانشکده دامپزشکی ثبت نام می کند و به تحصیل ادامه می دهد. انصاری بعد از دو سال تحصیل در سال ۱۳۱۸ به همراه ۱۶ نفر  از رفقای خود از جمله یوسف مختومی، آنامراد نوری‌زاده، ساری گوگلانی و قربان نظر رابطی که با گروه ۵۳ نفر در ارتباط بودند، به علت مظنون بودن به فعالیت سیاسی علیه حکومت رضا شاهی از سوی دستگاه  دولتی رضاشاه بازداشت و روانه‌ی زندان می شود. صفر آقا در شهریور ۱۳۲۰ از زندان آزاد می شود. در سال ۱۳۲۳ با راه اندازی تشکیلات حزب توده ایران در ترکمن صحرا عده‌ای از جوانان ترکمن منطقه به عضویت این حزب در می آیند. زنده یاد صفر انصاری هم در سال ۲۳ به عضویت حزب توده ایران در می آید.  

صفر انصاری در سال ۱۳۲۵ به همراه رفقای خود از جمله پروفسور “نورمحمد آشورپور”، “ساری گوگلانی”، “بایرام‌محمد مدرسی”، “محمدامان اسلامی” و “رحمان رحمانی” مجبور به مهاجرت به ترکمنستان شوروی می شود. رفقای دیگر انصاری بنام های “غایب بهلکه” و “سرهنگ خطیبی” از اعضای حزب توده ایران و هم حوزه خسرو روزبه  نیز بعد از چندسال به ترکمنستان شوروی مهاجرت می کنند. “بهلکه” در تاجیکستان زندگی و چندسال بعد در می گذرد. سرهنگ خطیبی هم در اواخر دهه‌ی ۵۰ شمسی فوت و “بایرام محمد مدرسی” نیز در سال ۱۳۵۶ از دنیا می رود.

عکس خانوادگی. صفر انصاری، زلیخا محمداوا. از راست. چرکز،سونا و مایا

صفر انصاری در ترکمنستان شوروی ادامه تحصیل داده و دکترای زبان شناسی را از دانشگاه مسکو دریافت می‌کند. نورمحمد آشورپور رفیق دیگر صفر انصاری نیز دکترای خود را در رشته ادبیات از دانشگاه ترکمنستان اخذ می کند. صفر انصاری بعد از چندین سال با “زلیخا محمدوا” ازدواج می کند. “زلیخا محمدوا” نیز دکترای زبان‌شناسی خود را از دانشگاه مسکو اخذ کرده بود. وی تسلط کامل به‌زبان و ادبیات فارسی، عربی، روسی داشت و عضو آکادمی علوم جمهوری ترکمنستان شوروی بود. حاصل ازدواج آنها یک پسر به نام “چرکز” و دو دختر به نام‌های “مایا” و “سونا” بود. “زلیخا محمدوا” همسر انصاری اهل مرو بود. پدر “زلیخا محمدوا” ، “باقی محمداف” سفیر  و نماینده‌ی دولت ترکمنستان در مسکو بود . وی بنا به دلایلی در دهه‌ی چهل میلادی اعدام شده بود.

پروفسور صفر انصاری مدرس دانشگاه می‌شود و زبان فارسی را در دانشگاه ترکمنستان تدریس می‌کند. رفیق بسیار نزدیک وی نورمحمد آشورپور نیز مدرس ادبیات در دانشگاه عشق آباد شده بود.  صفر انصاری کتاب تحقیقی “فرهنگ لغات محمود کاشغرلی” را در سال‌های ۱۹۵۸ میلادی که نزدیک به ۳۰۰ صفحه بود را تدوین و به نشر می‌سپرد. از وی مقالات و مطالب علمی زیادی در نشریات و روزنامه های ترکمنستان شوروی با نام مستعار “صفر آخاللی”  بچاپ می رسد. صفر انصاری بهمراه رفیق دیرین خود نورمحمد آشورپور در کار مشترک خود کتاب «تورکمن سؤزلوگی» (فرهنگ ترکمنی) را به اتمام می رسانند. انصاری  در مقام مدیر سازمان کتب درسی وزارت آموزش و پرورش ترکمنستان شوروی کار تدوین کتاب درسی مدارس ابتدایی را نیز به عهده می گیرد. “چرکز ” تنها پسر صفر انصاری در ترکمنستان ، در دورترین نقطه‌ی شرقی روسیه در شهر «ولادی وستوک» در کناره‌های ساحلی روسیه- ژاپن کار می‌کرد که متاسفانه در نزاعی با همکار خود کشته می‌شود. همسر “چرکز ” از اهل اوکراین بود و  هم اکنون در اودسا ساکن است. پسر “چرکز” نیز اکنون در آمریکا اقامت دارد.

“مایا” دختر انصاری لیسانس زبان عربی را از دانشگاه لنین گراد دریافت می کند. “مایا”  در  دوران اپیدمی کرونا فوت می کند و در آرامگاه شهر لنین گراد به خاک سپرده شده  و “سونا” دختر دیگر صفر انصاری نیز از دنیا می رود و در قبرستان شهر عشق آباد دفن می شود. تدوین متن انتقادی دیوان “مختومقلی” شاعر و بنیان گذار ادبیات کلاسیک ترکمن یکی از کارهای  برجسته و ارزشمند پروفسور صفر انصاری است. این اثر در دهه‌ی ۵۰ شمسی در زمان سکونت در ترکمنستان شوروی  آغاز و در اواخر این دهه در ایران به  پایان می‌رسد. این متن انتقادی و پژوهش پر ارزش دیگر وی بنام “فرهنگ واژه های ترکی در زبان فارسی” در دوران دستگیرهای اعضای حزب توده ایران که پروفسور صفر انصاری نیز در آن دوران دستگیر و زندانی می شود، از بین می روند.

در نشریات  و کتاب‌های ترکمنستان دوره‌ی شوروی آثار فراوانی از پروفسور صفر انصاری و زلیخا محمدوا منتشر شده اند و البته با کار و حوصله می‌توان تمامی این آثار را به زبان فارسی ترجمه کرد و به دست خوانندگان رساند. فعالیت فرهنگی این دانشمندان از سال‌های دهه‌ی ۲۰ شمسی تا زمان حیات آنها، زمینه‌ی خوبی در راستای  مطالعه و پژوهش و باز نمایی دوباره آنها بوسیله علاقمندان فرهنگ و هنر ترکمن است. انسان‌های شریف و فرهیخته‌ای که تمامی زندگی خود را صرف تحقیق و پژوهش کردند و برای دوستداران و علاقمندان فرهنگ و هنر ترکمن الگو‌ی ارزشمندی هستند. صفر انصاری با پایبندی به آرمانهای والای انسانی و انقلابی خود زیست، زیرا بر آنها باور داشت.

زنده یاد صفر انصاری در پلنوم هفده حزب توده ایران به عضویت کمیته مرکزی حزب انتخاب شد و در ۱۳۵۸ از سوی این حزب برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی در شهرهای کردکوی و بندر ترکمن نامزد شد. رفیق دیگر وی نورمحمد آشور پور نیز برای نمایندگی از شهر گنبد کاوس نامزد شده بود. هر دو ی اینها با عدم تأیید صلاحیت از رقابت باز ماندند.  در اول اردیبهشت ماه سال ۶۲ در دوران دستگیری های اعضای حزب توده ایران از سوی جمهوری اسلامی انصاری دستگیر و به زندان می‌افتد. وی در اسفند ماه سال ۶۳ از زندان آزاد می شود. صفر انصاری در دوران تحمل حبس خود در زندانهای تهران، چالوس و گرگان بود و در مدت تحمل حبس خود در زندان گرگان به علت بیماری قندی که سالیان سال داشت چشمهایش به مرور کم سوتر و بسیار ضعیف می شود و بهمین علت در بیمارستان  شهر گرگان بستری می‌شود. سال ۶۵ و یا ۶۶ است که “نور محمد آشورپور” پس از گذراندن چندین سال حبس خود در زندان اوین، پیش از ترک ایران به دیدار صفر انصاری به شهر “کوموش دفه” می رود و ساعت‌ها در دیداری دو نفره در منزل پروفسور انصاری گفتگو می‌کنند و پس از چند روز آشور‌پور نیز  ایران را ترک می‌گوید. صفر انصاری پیش از دستگیری و پس از آن می‌توانست ایران ترک گوید ، ولی حاضر نبود کشور را ترک کند. وی می خواست در میهن و در زادگاه خود ماندگار باشد.

صفر انصاری در اردیبهشت ماه سال ۱۳۷۲ در ایران و در شهر “کوموش دفه” در می گذرد. پیش از مرگ بنا به خواست خود وی، او را در آرامگاه “کوموش دفه جیک”  در کنار گور “آبا آبایی” به خاک می سپارند. “آبا آبایی” معلمی میهن دوست از “کوموش دفه” بود  که در مرداد ماه سال ۱۳۲۵ در اثر هجوم نیروهای پلیس و مرزبانی حکومت به کلوپ هنرمندان روشنفکر ترکمن این بخشداری مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و کشته می شود. شاعر احمد شاملو  نیز شعریی را برای این آموزگار میهن دوست بنام ” از زخم قلب آبایی” سروده است. در سال ۱۹۸۴ میلادی نیز پروفسور “زلیخا محمدوا” همسر صفر انصاری در سن ۶۲ سالگی فوت می‌کند. خبر مرگ “چرکز” پسر  و  همسر “زلیخا محمدوا” برای پروفسور صفر انصاری بار سنگینی بود و هنگامی  هم که می‌شنود آن‌ها در گذشته‌اند، فقط تکرار می‌کرده  که :”کاری از دستم ساخته نیست، چه کار کنم من نمی‌توانم به آنجا بروم”.




حاکمیت جمهوری اسلامی آماده سازش بزرگ با غرب

تمام لایه های بورژوازی انگلی در حاکمیت آماده سازش با غرب هستند. چند روز پیش ولایتی تا بدانجا پیش رفت که گفت، اگر غرب برجام را قبول ندارد، برجام که وحی منزل نیست، غرب بیاید قرارداد دیگری با ما ببندد.

این بار نوبت روزنامه جمهوری اسلامی است که تا افکار مذهبی های طرفدار رژیم را برای یک سازش بزرگ آماده کند.

هشدار روزنامه جمهوری اسلامی به پزشکیان؛ بیشتر از این وقت تلف نکنید، در سیاست خارجی تجدیدنظر کنید و تحریم ها را بردارید

این روزها مردم بار دیگر با موج گسترده‌ای از گرانی‌ها مواجه شده‌اند که خود را در افزایش 38 درصدی قیمت برق، افزایش 30 درصدی قیمت خودروهای داخلی، رشد قیمت گوشت و مرغ و تخم‌ مرغ، پر کشیدن قیمت میوه، افزایش 3 برابری نرخ معاینه فنی خودروها و صعود قیمت طلا و ارز، نشان‌ داده است.

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: راه‌حل خروج از وضعیت کنونی کاملاً روشن است. دولت چهاردهم نباید بیش از این به اتلاف وقت بپردازد زیرا زمان اصلاً به نفع ملت نیست.

آقایان باید در سیاست خارجی تجدید نظر اساسی کرده و کشور را به مسیر تعامل و دیپلماسی بازگردانند، تحریم‌ها را بردارند و با انحصارطلبی طبقه‌ای خاص و رانت‌خواری اقلیتی تمامیت‌خواه مقابله کنند که جز این، مسیر دیگری در پیش‌رو وجود ندارد.




امریکا از محاکمه احتمالی خود در دیوان کیفری بین‌المللی می ترسد

آمریکا از صدور دستور دستگیری بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و یوآو گالانت، وزیر دفاع پیشین این کشور، توسط دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) خشمگین است. نتانیاهو و گالانت، به جنایات جنگی مانند استفاده از گرسنگی به عنوان روش جنگی و جنایات علیه بشریت شامل قتل و آزار و اذیت متهم هستند.

آمریکا پس از صدور این دستور شدیدا واکنش نشان داد. جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا این اقدام را “رسوایی” دانست و تاکید کرد که هیچ‌گونه معادل اخلاقی بین اسرائیل و حماس وجود ندارد. از سوی دیگر، سناتور لیندسی گراهام، که سال گذشته از دستور دستگیری پوتین حمایت کرده بود، این اقدام دیوان کیفری را “شوخی خطرناک” خواند. به نظر گراهام، این دستور نه تنها تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا و متحدانش است، بلکه به معنای تحقیر دیپلماسی و تلاش‌های بین‌المللی در راستای برقراری صلح و امنیت جهانی به شمار می‌رود.

امریکا با حمایت خود از اسرائیل در مجامع بین‌المللی به‌ویژه در سازمان ملل متحد، از هرگونه قطعنامه‌ای که ممکن است به ضرر اسرائیل باشد، جلوگیری کرده است.

خشم آمریکا از این تصمیم بیشتر از ترس از اتهام‌های جهانی به آن مربوط است، چرا که اسرائیل و آمریکا به شدت در جنایات جنگی در فلسطین شریک بوده‌اند. حمایت‌های بی‌دریغ آمریکا از اسرائیل در حملات نظامی به غزه و دیگر مناطق فلسطینی، موجب افزایش تنش‌ها در سطح جهانی نیز شده است. این وضعیت، در شرایطی که مردم فلسطین در معرض جنایات جنگی و نقض حقوق بشر قرار دارند، انتقادات شدیدی را از سوی جوامع مختلف بین‌المللی به همراه داشته است.

همچنین، آمریکا خود از امضای معاهده رم که اساس‌گذار دیوان کیفری بین‌المللی است، خودداری کرده است، زیرا می‌ترسد که این دیوان افراد آمریکایی را به محاکمه بکشد.




برخورد لایه‌های گوناگون بورژوازی با سازش جمهوری اسلامی با امریکا

هیچ تردیدی نیست که بورژوازی بوروکراتیک- تکنوکرات و بورژوازی مالی از هرگونه سازشی با امریکا به هر بهایی که باشد پشتیبانی می کنند. پای‌گاه اجتماعی این دو لایه بورژوازی از لایه‌های بالایی و بالای- میانی جامعه با رنگ و بوی کم مذهبی و غرب گرا هستند که آمادگی این سازش را دارند. بورژوازی بازرگانی هم که پس از تحریم‌ها برای سودورزی خود به سوی شرق نگاه کرده‌است، در سرشت آزمند خود دارای یک ایدیولوژی ضدغربی نیست، بل‌که برای او هر دادوستدی که پول‌آور باشد، خوب است. وظیفه بزرگ بورژوازی بازرگانی این است که تا پای‌گاه اجتماعی خود را که از لایه‌های پایین مذهبی و خرده‌‌بورژوازی لومپن شهری و روستایی و دارای گرایش‌های ضدغربی هستند، را با دلیل‌هایی هم چون “حفظ نظام” و “اسلام یعنی صلح”  آماده نوشیدن جام زهر از سوی ولی‌فقیه کند.

بزرگ‌ترین بازنده چنین سازشی، به چند دلیل بورژوازی نظامی است. نخست این‌که بورژوازی نظامی زندگی و یک‌پارچگی خود را در تنش می‌بیند تا بتواند دلیلی برای نظامی‌گری و صنعت نظامی خود بیابد. دوم این که گروه ترامپ با هم‌اندیشی بورژوازی صهیونیسم بیش از همه به دنبال ضربه زدن به این لایه بورژوازی در حاکمیت ایران است. حاکمیت جمهوری اسلامی باید به آن چنان سازشی با امریکا بپردازد، که پذیرش آن برای بورژوازی نظامی چندان دشوار نباشد.

اگر این لایه‌ها نتوانند که پیمانی با امریکا ببندند که در پی آن دست کم فشار تحریم‌ها کاهش یابد، در آن هنگام شاید که بورژوازی نظامی بتواند دیگر لایه‌ها را برای ساختن جنگ‌افزار هسته‌ای با خود هم سو کند.




خواست امپریالیسم امریکا با گفت و گو با یک رژیم کم توان

داده‌های فراوانی  نشان‌گر این است که امپریالیسم خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی نیست، بل‌که خواست امریکا آرام کردن آن و سرسپردگی سراسری و بندگی جمهوری اسلامی است.

نشریه وال استریت ژورنال در گزارشی نوشت که آمریکا از اسراییل خواسته بود تا سایت‌های هسته‌ای و نفتی ایران را بمباران نکند. صادق زیباکلام هم پس از یورش هوایی اسراییل به ایران واکنش نشان داد و گفت یورش کوچک اسراییل به ایران نشانه پیروزی دیپلماتیک واشنگتن بود.

با همه‌ی نشانه‌هایی که جمهوری اسلامی به امریکا برای آشتی می‌فرستد، امریکا به کم‌تر از سرسپردگی خرسند نیست.

اصلاح‌خواهان هوادار امریکا نیز به این حقیقت رسیده‌اند که امریکا به دنبال بندگی جمهوری اسلامی است. روزنامه آرمان ملی نوشته است:

« در منطقه پر آشوب غرب آسیا خواسته آمریکایی‌ها مثل این است که ایران بخواهد خودش را خلع سلاح کند. آمریکایی‌ها نه تنها از خواسته‌شان کوتاه نمی‌آیند بلکه هر روز خواسته‌شان بیشتر هم می‌شود.».

«میدل‌ایست‌آی» نوشت که ترامپ به دنبال بستن یک پیمان هسته‌ای با ایران هست، ولی می‌خواهد پیش از آن ایران را تا ان جا که می‌تواند کم‌توان کند.

ترامپ بارها گفت که او به دنبال این است که آن چنان توان اقتصادی جمهوری اسلامی را کم کند که توان جنگ‌جویی نداشته باشد.

به گزارش همشهری آنلاین سی‌ آبان، ترامپ از ۱۲ شرطی که برای ایران داشت، تنها به یک شرط رسیده و می‌گوید تهران جنگ‌افزار هسته‌ای نداشته‌باشد.

بدون تردید فشار بر جمهوری اسلامی کم توان با پیش‌نویس قطع‌نامه پیش‌نهادی غرب بیش‌تر خواهد شد.

کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل، قطع‌نامه‌ علیه پای‌مال شدن حقوق بشر در ایران گذراند. نگرانی این کشورها، حقوق بشر در کشور ما نیست. پیش‌نهاد و پذیرش آن در این هنگام، تنها می‌تواند به معنای فشار سنگین غرب بر جمهوری اسلامی برای سازش بزرگ باشد.




کاهش مالیات سرمایه داران در اقتصاد نئولیبرالیستی منجر به رشد اقتصادی نمی شود

دولت‌های نئولیبرالیستی اروپا امروزه معمولاً از طریق کاهش نرخ‌های مالیاتی برای شرکت‌ها یا ارائه یارانه‌های نقدی به سرمایه‌داران، امیدوارند که با این اقدامات سرمایه‌گذاری بیشتری را ترغیب کرده و اقتصاد را تحریک کنند. با این حال، حتی یک دانش حداقلی از اقتصاد نشان می‌دهد که چنین انتقال‌های غیرمستقیم پول به شرکت‌ها، که در اقتصاد نئولیبرالی مرسوم است، ضدمولد است.

دولت‌ها تحت عنوان “مسئولیت مالی”، سقف معینی برای کسری بودجه به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی تعیین می‌کنند. در این شرایط، وقتی که یک دولت با کاهش نرخ‌های مالیاتی شرکت‌ها درآمد کمتری پیدا می‌کند، باید برای جبران این موضوع در جای دیگری از مخارج کم کند. معمولاً این کار با کاهش مخارج رفاهی برای فقرا یا افزایش مالیات از طبقه متوسط جبران می‌شود. وقتی فقرا و طبقه متوسط فقیرتر می‌شوند، پول کمتری برای مصرف دارند و این امر باعث کاهش تقاضای کل و در پی آن کاهش اشتغال و تولید می‌شود.  

این اقدامات نه تنها اقتصاد را تحریک نمی‌کنند، بلکه رشد آن را کاهش می‌دهند. علاوه بر این، کاهش مصرف مردم تأثیر فوری بر اقتصاد خواهد داشت، در حالی که سرمایه‌گذاری امروز در قسمتی ممکن است سال‌ها بعد به رشد اقتصادی منجر شود. همچنین، کاهش قدرت خرید فقرا، کارگران و لایه ها متوسط باعث کاهش صادرات خالص (صادرات منهای واردات) می‌شود، چرا که مصرف سرمایه‌داران بیشتر به واردات وابسته است. نتیجه اینکار کسری تراز پرداخت ها و خالی کردن ذخیره ارزی کشور است.

کاهش قدرت خرید کارگران موجب کاهش تقاضای کل می شود که در نهایت منجر به کاهش تولید و اشتغال می‌شود. این وضعیت باعث افزایش ظرفیت بلااستفاده در اقتصاد می‌شود و در نتیجه سرمایه‌گذاری‌های آتی کاهش می‌یابد. معافیت یا کاهش مالیات برای سرمایه‌داران نه تنها موجب افزایش نابرابری می‌شود، بلکه در اقتصاد رکودی، به نفع سرمایه‌داران بزرگ است و موقعیت آنها را تقویت می‌کند.




نگاه به شرق عربستان بیش‌تر از جمهوری اسلامی است

اقتصاد جمهوری اسلامی با هزاران رشته با غرب در پیوند و به آن وابسته است.

نیروهای راست این گونه وانمود می‌کنند که جمهوری اسلامی با نگاه به شرق خود دست نشانده چین و روسیه شده است. برخی از “چپ”ها برای مشروعیت سازی حاکمیت جمهوری اسلامی سرمایه‌داری پیوستن آن به بریکس را بزرگ می‌کنند. ولی با یک نگاه به آمار ما می‌بینیم که نگاه به شرق عربستان بیش‌تر از جمهوری اسلامی است.

در آغاز سال ۲۰۲۴ نه تنها ایران، بلکه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر هبه بریکس پیوستند.

سرمایه‌گذاری چین در عربستان سعودی از ۱۸.۴۳ میلیارد دلار در پروژه‌های ساخت‌وساز در سال‌های ۲۰۲۱ -۲۰۲۴  گذشته بود که در تضاد با سرمایه‌گذاری بی‌اندازه کوچکش در جمهوری اسلامی است.

چین بزرگ‌ترین خریدار نفت عربستان است.۲۵٪ از نفت خام عربستان به چین فروخته می‌شود. آمار  سال ۲۰۲۲ نشان می‌دهد که دادوستد عربستان و چین ۱۰۷ میلیارد دلار بوده‌است(www.trademap.org).

جمهوری اسلامی  بزرگ‌ترین فروشنده  نفت  به چین است. آمار در سال ۲۰۲۲ نشانگر دادوستد ۳۷ میلیارد دلار میان چین و ایران است(www.trademap.org). همان‌گونه که می‌بینیم، دادوستد عربستان با چین نزدیک به سه برابر دادوستد جمهوری اسلامی با چین است.

هم‌چنین گزافه‌گوی راست‌ها و برخی از ”چپ”‌ها در باره‌ی نقش روسیه در اقتصاد جمهوری اسلامی هم بسیار نادرست است. آمار نشان می‌دهد که دادوستد میان عربستان سعودی و روسیه در سال ۲۰۲۲ ۲  میلیارد دلار بود(www.trademap.org).

عرب نیوز می‌نویسد که در سال ۲۰۲۲، دادوستد جهانی روسیه به ۸۰۰  میلیارد دلار رسید، که در این میان بازرگانی  این کشور با ایران کم‌تر از ۳ میلیارد دلار بود.

جمهوری اسلامی برای گریز از پیامدهای تحریم، تنها بخش کوچکی از اقتصاد خود را به سوی شرق کشاند. برای همین است که حاکمیت جمهوری اسلامی خواهان پیوند بیش‌تر با غرب و رهایی از تحریم‌ها است و برای رسیدن به این هدف آماده سازش‌های بسیاری است.