خاستگاه طبقاتی کامیلا هریس

نهادهای مالی روی‌کرد هریس به مقررات و سیاست‌های اقتصادی بانکی را به‌تر از دیگر دموکرات‌ها می‌دانستند. هریس هوادار سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، انرژی پاک و فن‌آوری بوده‌است که می‌توانست به سود نهادهای مالی باشد که پروژه‌ها و سرمایه‌گذاری های بزرگ را در این زمینه‌ها رهبری می‌کنند. پشتیبانی او از انرژی سبز می‌توانست برای سرمایه‌گذاری نهادهای مالی در بخش‌هایی مانند انرژی‌های تجدیدپذیر، و برنامه‌های زیرساختی پایدار سودمند باشد.

انحصارهای جنگ‌افزارسازی هم با سیاست هریس در باره‌ی افزایش هزینه‌های جنگی و افزایش آمادگی نظامی آمریکا هم‌سو بودند. هریس هنگام سناتوری خود نیز از پشتیبانان افزایش بودجه جنگی و آمادگی نظامی برای یک ارتش نیرومند بود که هم سوی دیدگاه و منافع انحصارهای جنگ‌افزاری است. این سیاست با منافع پیمان‌کاران جنگی که از هزینه‌های جنگی دولت سود می‌برند، نیز هم‌سو است. او عضو کمیته نیروهای مسلح سنا هم بود و از بودجه فن‌آوری های پیش‌رفته جنگی، پرسنل نظامی و برنامه‌های امنیت‌ملی پشتیبانی کرد. پیمان‌کاران نظامی، مانند پیمان‌کاران هوافضا، فن‌آوری جنگی و تولید جنگ‌افزارها از این بودجه بهره‌مند می‌شوند. هریس از سرمایه‌گذاری در نوسازی زرادخانه های هسته‌ای و سیستم‌های جنگی برای بالا بردن آمادگی جنگی امریکا پشتیبانی کرد.

سیاست برون‌مرزی هریس برای آمادگی جنگی در جاهای کلیدی مانند اروپا و آسیا با منافع انحصارهای جنگ‌افزارسازی هم‌سو است. سیاست او در باره‌ی متحدان ناتو و هند و اقیانوس آرام، به پیمان‌کاران جنگی این باور را داد که سیاست اتحادهای نظامی و افزایش هزینه‌های جنگی دنبال خواهندشد. این سیاست‌ها به سود شرکت‌های بخش جنگی، از تولیدکنندگان جنگ‌افزار گرفته تا شرکت‌های امنیت سایبری است. خاست‌گاه طبقاتی هریس و گروه انتخاباتی دموکرات‌ها از همین لایه‌های بورژوازی بوده و هست.




وزرای دفاع کره جنوبی، ژاپن، استرالیا و نیوزیلند در نشست ناتو

در اکتبر 2024، وزرای دفاع کره جنوبی، ژاپن، استرالیا و نیوزیلند به یک نشست ناتو پیوستند. این نخستین بار بود که وزرای دفاع این کشورها در چنین نشست‌هایی حضور داشتند، که نشان‌دهنده گسترش عملیات نظامی ناتو در منطقه است. این گسترش، که پس از فروپاشی اتحاد شوروی و پیمان ورشو در 35 سال پیش به موضوعی مهم تبدیل شده، از منظر سیاسی-روان‌شناختی به معنای گسترش برای گسترش است.

ناتو با افزودن کشورهای شریک به تعداد اعضای خود، طبق توافق‌نامه 1949 ناتو که به‌طور مشابه با منشور سازمان ملل است، در حال گسترش است. این در حالی است که مفهومی به نام “شریک” در توافق‌نامه ناتو وجود ندارد و برخی از اقدامات ناتو مانند استفاده از سلاح‌های هسته‌ای و مداخلات نظامی در کشورهای غیرعضو، قانونی نیست.

ناتو این گسترش را با توجه به تهدیدات از سوی روسیه و چین توجیه می‌کند، اما این استدلال‌ها فاقد تحلیل تجربی و معتبر است. چین به دلیل تفاوت‌های ارزشی و منافع، به عنوان تهدید معرفی می‌شود، در حالی که آمریکا و ناتو در حقیقت خود در حال ایجاد تنش با چین هستند.

هزینه‌های نظامی ناتو و به‌ویژه آمریکا به طرز حیرت‌آوری زیاد است، با بودجه‌ای معادل ۳.۴ درصد از تولید ناخالص داخلی آمریکا. این در حالی است که کشورهای دیگر مانند چین و روسیه هزینه‌های کمتری دارند، اما نگرانی‌های ناتو به‌نظر می‌رسد بیشتر از آنچه که واقعاً وجود دارد، ناشی از نیاز به دشمن‌سازی برای توجیه سیاست‌های خود باشد.

در نهایت، تحلیل‌های تاریخی نشان می‌دهند که امپراطوری‌ها با گسترش بیش از حد و هژمونی نظامی رو به افول می‌روند.




خاست‌گاه طبقاتی ترامپ

(Werner Rügemer) کارشناس سیاسی چپ آلمانی در باره‌ی خاست‌گاه طبقاتی این دو حزب می‌گوید که ترامپ نماینده سیاسی شرکت‌های بزرگ فن‌آوری در دست‌گاه فرمانروایی آمریکا است.

دولت پیشین ترامپ، خواهان پیاده کردن “مقررات ضدانحصار” بر ضد شرکت‌های بزرگ فن‌آوری نبود. دولت ترامپ در برابر هیولاهای فن‌آوری، مانند آمازون، گوگل، فیس‌بوک و اپل در هم‌سنجی با قانون‌گذاران اروپایی ملایم‌تر برخورد کرد.

اگر چه پشتیبانی صنعت فن‌آوری از دونالد ترامپ یک‌پارچه نبود، ولی شرکت‌های بزرگ فن‌آوری، به ویژه آن‌هایی که اقتصاد جهانی دارند، از کاهش مالیات، مقررات‌زدایی و مالیات پایین شرکت‌ها در دوران ترامپ سود بردند. برخی از رهبران فن‌آوری، مانند پیتر تیل و الون ماسک در هر دو انتخابات از ترامپ پشتیبانی کردند.

برخی دیگر از رهبران این فن‌آوری، درگیری ترامپ با چین را به سود خود می‌دانند. شرکت هایی مانند “اپل” و “کوالکام” که بازی‌گران اصلی در بازار فن‌آوری جهانی بودند، از “سخت‌گیری در برابر چین” ترامپ پشتیبانی کردند. قانون کاهش مالیات سال ۲۰۱۷ از ۳۵ درصد به ۲۱ درصد به شرکت‌های بزرگ فن‌آوری کمک کرد که تا سود برون از کشور را با نرخ مالیات پایین تر به کشور بازگردانند.

انحصارهای نفت و گاز هم بخشی از خاست‌گاه طبقاتی ترامپ هستند. از آن‌جایی که ترامپ چالش‌های آب و هوایی را نمی‌پذیرد و اجازه افزایش تولید نفت، گاز و بنزین را هم داده‌است و می‌خواهد برخی از مالیات‌ها را هم از روی تولید انرژی فسیلی بردارد، دوست‌های خوبی در این بخش پیدا کرده‌است. بخش بزرگی از بورژوازی صنعتی شکست خورده و خُرد شده زیر رقابت جهانی، مانند صنعت پولاد نیز از هواداران ترامپ هستند. خاست‌گاه طبقاتی ترامپ از همین لایه‌های گوناگون بورژوازی است. این لایه‌ها بخش بزرگی از هزینه انتخاباتی ترامپ را پرداختند و بدون تردید نقش برجسته‌ای در سیاست‌گزاری دولت ترامپ خواهندداشت.




شرکتهای ترکیه بایکوت اسرائیل را رعایت نمی کنند

به گفته میدل ایست آی

ترکیه در پی فشارهای داخلی و افشاگری‌ها، اقداماتی برای بستن راه‌های دور زدن تحریم‌های تجاری خود با اسرائیل انجام داده است. در ماه مه، آنکارا به دلیل جنگ اسرائیل علیه غزه، تجارت دوطرفه ۸ میلیارد دلاری خود با اسرائیل را معلق کرد. این اقدام باعث شد شرکت‌های ترکی به استفاده از کشورهای ثالث، مانند یونان، برای ارسال کالاها به اسرائیل روی آورند.

مسیرهای تجاری جدیدی، به ویژه از طریق فلسطین، به‌طور فزاینده‌ای مورد استفاده قرار گرفت. گزارش‌ها نشان می‌دهد که شرکت‌ها مدارکی ایجاد می‌کردند که مقصد نهایی کالاها را فلسطین اعلام می‌کرد، اما در واقع این کالاها به خریداران اسرائیلی منتقل می‌شدند. این تجارت غیرمستقیم فشار زیادی به دولت ترکیه وارد کرد و فعالان در بندرهای بزرگ مانند هایدارپاشا در استانبول اقدام به جلوگیری از این تجارت کردند.

در پاسخ، دولت ترکیه از ۲۳ اکتبر روند جدیدی را برای صادرات به فلسطین معرفی کرد که شامل تأیید فاکتورهای پروفرما توسط وزارت اقتصاد فلسطین و اطلاع‌رسانی به وزارت تجارت ترکیه است. با این حال، این تغییرات به طور موقت باعث اختلال در تجارت شده و شرکت‌های فلسطینی با مشکلاتی در تهیه مدارک مواجه شده‌اند.

صادرات ترکیه به فلسطین در ۱۰ ماه اول سال ۵۴۲.۵ درصد افزایش یافته و به ۶۶۱ میلیون دلار رسیده است. در این میان، صادرات به فلسطین به ۶۷۲ درصد در ماه اکتبر نسبت به سال گذشته افزایش یافته است. در عین حال، شرکت‌های اسرائیلی به ثبت کسب‌وکارهایی تحت نظر تشکیلات خودگردان فلسطین پرداخته‌اند تا این معاملات را ادامه دهند. به‌نظر می‌رسد که اقدام‌های جدید ترکیه نتواند به‌طور کامل از جریان کالاها به اسرائیل جلوگیری کند.




گزارش ویژه سازمان ملل متحد در مورد نسل کشی در غزه

فرانچسکا آلبانیزه، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در اراضی فلسطینی اشغالی، در گزارشی جدید به مجمع عمومی سازمان ملل، ادامه نسل‌کشی در غزه و دیگر مناطق اشغالی را نتیجه مستقیم سال‌ها اشغالگری و همچنین یک برنامه‌ریزی عمدی و آگاهانه معرفی می‌کند.

در گزارش 32 صفحه‌ای خود، آلبانیزه تأکید می‌کند که خشونت‌های اسرائیل پس از 7 اکتبر، ادامه یک سیاست طولانی‌مدت در راستای اخراج اجباری فلسطینی‌ها و تغییر بافت جمعیتی آن‌ها است. این گزارش شامل مستندات متعدد از جنایات علیه فلسطینی‌ها در غزه و کرانه باختری است که شامل بمباران‌ها، استفاده از گرسنگی به عنوان سلاح، شکنجه زندانیان، تخریب سیستم بهداشت و آواره‌سازی جمعیت می‌شود. آلبانیزه بیان می‌کند که این اقدامات سیستماتیک، با هدف پاکسازی نژادی و اشغال سرزمین فلسطین، از نظر حقوقی باید به عنوان نسل‌کشی شناخته شود.

وی همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که جنایات اسرائیل در چارچوب پروژه‌ای گسترده برای ایجاد یک استعمارگرانه با استفاده از شهرک‌سازی و تغییر بافت جمعیتی است. آلبانیزه از جامعه جهانی خواسته است تا برای توقف نسل‌کشی موجود، ابتدا یک تحریم کامل تسلیحاتی علیه اسرائیل اعمال کند و سپس به سوی آتش‌بس و تحریم‌های بیشتر حرکت کند.

در ادامه، اشاره می‌شود که آفریقای جنوبی با ارائه اسناد و مدارک به دادگاه بین‌المللی لاهه، به دنبال محاکمه اسرائیل به دلیل ارتکاب نسل‌کشی است و برخی کشورهای دیگر نیز به این پرونده پیوسته‌اند.




سخنان نغز

احسان طبری در باره ی مرگ

سیسرون می گفت که چون انسان محکوم به مرگ است پس سعادت انسان امری است موهوم زیرا ضجهٔ جگر شکاف عدم، نوای ناتوان شادیها را فرو می بلعد. ناصر خسرو می گفت

مرگ بزرگ ترین عیب جهان است و دیگر معایب در برابر این عیب کلان سلیم و بی آزار به نظر می رسند. افسانه های یونانی از لعنت به مرگ و خدای مرگ آفرین انباشته است. متفکران و شاعران را این نکته سخت آزار می دهد که چرا سرنوشت چنین بازی شومی انسانها را مقرر داشته است: از خموشگاه عدم به سرای وجود بیایند، از لذات هستی، از زیبائیهای فلق و شفق، از زلال چشمه ها وشبنمها، از عطرچمنها و جنگلها، از لذت عشق و وصال، از گرمای کار و پیکار باخبر شوند و سپس از جمع یاران با صد خواری رانده گردند و به صورت لاشهٔ عفنی در دخمهٔ سیاهی بپوسند.

خیام بیش از همهٔ شاعران ما در قبال آنچه که ایرج آن را » عمل لغو « نامیده است متحیر و خشمناک است. خشم آنها برای آن است که برای جهان نگارنده ای خردمند به صورت خدای آسمانی تصور می کنند و سپس در عجبند که خدای آسمانها که خردمند و دادگر است چرا برای انسان چنین سرنوشتی مقرر داشته است. مرگ عناصر و مواد، مرگ گیاه، مرگ جانوران بی شعور و کم شعور در نظر آنان امری عادی است، ولی مرگ انسان برایشان غیر عادی است! می گویند: زیرا کسی جز انسان مرگ خود را از پیش نمی داند و پیوسته خود را در زیر این ساطورخون چکان احساس نمی کند و کسی نیز مثل انسان از لذت » بودن « و مکاشفات » شعور « بهره ور نیست.




“دموکراسی” اسرائیل برای مخالفان نتانیاهو نیست

راستهای طرفدار امپریالیسم ایرانی به دورغ اسرائیل را تنها دموکراسی خاورمیانه می دانند.

روزنامه اسرائیلی هاآرتص در یک مقاله تحریری در روز دوشنبه، به ابراز نظر اخیر ناشر خود، آموش شوکن، که فلسطینی‌ها را «مبارزان آزادی» نامیده بود، واکنش نشان داد. این اظهارات در یک کنفرانس در لندن جنجالی به پا کرد و منجر به درخواست‌هایی از سوی مقامات دولتی برای محدود کردن فعالیت‌های این نشریه شد. شوکن در اظهاراتش به انتقاد از دولت نتانیاهو پرداخت و گفت که این دولت هزینه‌های تحمیل شده بر فلسطینی‌ها را نادیده می‌گیرد.

در پاسخ به این جنجال، هاآرتص در مقاله‌ای با عنوان «تروریست‌ها مبارزان آزادی نیستند»، توضیحات شوکن را ناکافی دانست و تأکید کرد که باید حملات سایر گروه‌های فلسطینی نیز محکوم شوند. مقاله یادآور شد که آسیب رساندن عمدی به غیرنظامیان غیرقانونی است و سازمان‌هایی که به کشتن زنان و کودکان دعوت می‌کنند، تروریستی هستند.

وزیر ارتباطات اسرائیل، شلومو کارهی، هفته گذشته پیشنهادی برای اعمال محدودیت‌های دولتی بر هاآرتص ارائه کرد، از جمله توقف قراردادهای جدید و حذف تبلیغات در این نشریه. همچنین، وزیر دادگستری، یارِیف لوین، از دادستان کل درخواست کرد که قانونی برای مجازات شهروندانی که خواستار تحریم اسرائیل می‌شوند، تدوین کند.

هاآرتص به عنوان یک نشریه لیبرال و انتقادی از دولت نتانیاهو شناخته می‌شود و با وجود فشارهای راست‌گرایان، در درون خود نیز با اختلاف نظرهایی در مورد رویکرد اسرائیل نسبت به فلسطینی‌ها مواجه است.




مردم کارکن و رنج‌بر سال دشواری را در پیش خواهند داشت

مالیات پلکانی که به دلیل نبود یک دست‌گاه کارکن مالیاتی نمی‌تواند چندان کارا باشد که بگذریم، بودجه این دولت هم مانند بودجه دولت‌های دیگر چاره‌ساز چالش‌های میهن و دشواری‌هایی که مردم ما با آن روبرو هستند، نیست.

برخی از درآمدها با خصوصی‌سازی شرکت‌های دولتی و فروش دارایی‌های دولت فراهم می‌شود که این کار همان دنبال کردن سفارش‌های نئولیبرالیستی است که آقای همتی وزیر دارایی و بودجه از هواداران سینه چاک آن است.

دولت برای به دست آوردن پول برای پرداخت هزینه‌های خود به ناچار هم اوراق بدهی چاپ می‌کند و هم از  ۲۸ درصد از پول نفتی که باید به صندوق توسعه ملی سپرده شود، وام می‌گیرد. 

این شیوه‌های پیدا کردن پول، مایه تورم می‌شود. افزون بر این، افزایش نرخ ارز هم تورم‌زا است.

با این که پیش‌بینی نمی‌شود که تورم پایین‌تر از ۳۰ درصد بیاید، افزایش دست‌مزد کارمندان و دریافتی بازنشستگان با نرخ تورم هم‌خوانی ندارد. افزون بر این، برخی از کالاهای روزانه مردم به دلیل کاهش ارز ارزان برای خرید آن‌ها از برون از مرزها، گران‌تر می‌شود.

حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی درباره بودجه سال آینده می‌گوید: «ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی کالاهای اساسی، ۳ میلیارد دلار کاهش یافته است و این کار منجر به گرانی کالاهای اساسی خواهد شد و تورم را به دنبال خواهد داشت.»

به زبانی دیگر، با افزایش تورم و افزایش دست‌مزدی که با آن هم‌خوانی ندارد، مردم کارکن و رنج‌بر سال دشواری را در پیش خواهند داشت.