فقر در اروپا: مروری بر وضعیت فقر در بریتانیا، آلمان و فرانسه

در حالیکه بورژوازی اروپا هر روز فربه تر می شود، اجرای سالهای دراز اقتصاد نئولیبرالیستی با پیامدهایی مانند ریاضت مردم زحمتکش را فقیر کرده است.

فقر یک مشترک مردم اروپا است که میلیون ها نفر را در این قاره تحت تأثیر قرار می دهد. بر اساس آخرین آمار، تقریبا ۱۴  میلیون نفر در بریتانیا در فقر زندگی می کنند که معادل تقریبا ۲۲  درصد از جمعیت است. تقریبا از هر سه کودک یک نفر زیر خط فقر زندگی می کند.

در آلمان، وضعیت به همان اندازه نگران کننده است و حدود ۱۳ میلیون نفر یا ۱۶ درصد از جمعیت در فقر زندگی می کنند. از نظر جمعیتی ، اغلب والدین مجرد ، افراد مسن و افراد با سطح تحصیلات پایین تر بیشتر در معرض خطر فقر هستند. اگرچه آلمان تا حدی شبکه های ایمنی اجتماعی دارد، اما چالش هایی مثل افزایش هزینه های زندگی و قیمت مسکن فقر را در جامعه گسترش داده است.

فرانسه روند مشابهی را نشان می دهد و بیش از ۹ میلیون نفر یا ۱۵ درصد از جمعیت در فقر زندگی می کنند. در فرانسه نیز وضعیت فقر بستگی به عواملی مانند سن، منطقه و وضعیت اشتغال متفاوت دارد. برنامه های اجتماعی نقش مهمی در کاهش فقر در فرانسه ایفا می کنند، اما افزایش هزینه های زندگی یک چالش مداوم است که با این وصله کاری ها حال نمی شود.

حرف راستها در مورد خوب کار کردن سرمایه داری صحیح است. بلافاصله باید پرسید این خوب کار کردن برای چه طبقه ای مفید است؟




زحمتکشان در آروزی گوش خوردن و رویای دست نیافتنی خانه داشتن

گوشت

به گزارش “گسترش”  تصمیم وزارت جهاد کشاورزی در آینده نزدیک بهای گوشت را تا ۳۰ درصد گران‌تر هم می‌کند. در سال‌های گذشته بهای گوشت قرمز ماهانه افزایش یافته است.

در هفته نخست ماه آبان امسال بهای هر کیلو سردست گوساله ۶۰۵ هزار تومان؛ دنبالچه گوساله ۷۰۰ هزار تومان؛ آبگوشتی گوسفندی ۷۷۰ هزار تومان؛ گردن گوسفند ۶۹۰ هزار تومان؛ فیله گوسفندی ۹۸۰ هزار تومان؛ شقه گوسفندی ۸۵۰ هزار تومان؛ ماهیچه گوسفندی ۹۶۰ هزار تومان، است. به زبانی دیگر، پرستاری که ماهانه ۲۰۰ دلار دستمزد می گیرد، باید پانزده دلار برای یک کیلو ماهیچه گوسفند بدهد.

خانه

رهبری جمهوری اسلامی و همه‌ی دولت‌های جمهوری اسلامی به مردم گفته‌اند که خانه‌های  ارزان برایشان فراهم خواهند کرد. اقتصاد ۱۰۰- نوشت که دیگر نمی‌توان حتی با وام سنگین بانکی هم خانه خرید.

به گزارش اقتصادآنلاین در هفته گذشته، آپارتمان ۵۵ متری ساخت سال ۱۳۹۵ در شوش به بهای دو میلیارد و ۴۵۰ میلیون تومان فروخته می‌شود. بهای یک  خانه‌ی ۷۵ متر مربعی ساخت سال ۱۴۰۱ ۴ میلیارد است. به زبان دیگر، اگر یک کارگر همه‌ی دست‌مزد ماهانه خود را برای خانه پس‌انداز کند، پس از سی سال می‌تواند یک آپارتمان کوچک در شوش بخرد.

به گزارش “گسترش نیوز” مجید گودرزی، یک کارشناس اقتصاد خانه‌سازی (مسکن) می‌گوید که  ۶۰ درصد از بهای خانه برای زمین آن پرداخت می‌شود. این کارشناس اقتصاد مسکن می‌گوید که برخی از نهادها مانند بانک با بنگاه‌داری از زمین سود می‌برند.

گودرزی به درستی می‌گوید که زمین از آنِ همه‌ی کسانی است که در کشور زاده شده‌اند. کسی نباید این حق را از شهروند ایرانی بگیرد.

جای شگفتی این است که این کارشناس به جای سفارش پاک کردن دست‌گاه دولتی از پول خواران و دزدان یک راه چاره نئولیبرالیستی برای این چالش پیش‌نهاد می‌کند و می‌گوید که زمین و خانه باید با شرایط بازار آزاد بهاگزاری شود!




اقتصاد انگلی و نه تولیدی

در بیش‌تر کشورها، حتا در کشورهای پیش‌رفته و نئولیبرالیست جهان، بخش کشاورزی از پشتیبانی پولی و یارانه‌ای دولت برخوردار است، تا در برابر کالاهای برون مرزی توان رقابت داشته‌باشد.

برای نمونه، تولیدکنندگان بزرگ ذرت، سویا، گندم، تنباکو، فرآورده‌های شیری، بادام‌زمینی در امریکا سالانه ۲۵ میلیارد دلار یارانه  دولتی دریافت می‌کنند. بگذریم از این که در آمریکا ۴۵ در صد از زمين‌های کشاورزی اجاره‌ای هستند و یارانه دولتی به دارندگان زمین داده می شود، نه به کارکنان  روی زمین. میانگین یارانه سالانه  ۸۰ در صد از کشاورزان تنها ۵۰۰۰ دلار است.  

کشاورزی یک صنعت بسیار مهم برای همه کشورهای اتحادیه اروپا نیز هست و سیاست مشترک کشاورزی (CAP) اتحادیه اروپا  به کشاورزان کمک پولی می‌کنند. این کمک از صندوق تضمین کشاورزی اروپا (EAGF) برداشت و به کشاورزان داده می شود. اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۹، ۳۸ میلیارد یورو به کشاورزان، ۱۴ میلیارد یورو برای گسترش  روستایی و ۲،۵ میلیارد یورو دیگر به بازار کشاورزی کمک کرد.

ولی در میهن ما، سردم‌داران رژیم حتا توان پرداخت خرید خود از کشاورزان ما را ندارند و باید  دست به دامن رهبر بیفتند تا از صندوق توسعه ملی برای پرداخت بدهی خود به کشاورزان پول بردارند.

هم اکنون برنج هم گران‌تر شده‌است. به زبانی دیگر، دو خوراک بنیانی برای خانواده‌های ایرانی گران‌تر شده است. بیش‌تر کشورها با یارانه دادن بهای کربوهیدرات‌ها را که بیش‌تر خانواده‌های تنگ‌دست برای سیرکردن شکم خود و فرزندانشان به آن نیاز دارند، آن چنان ارزان می‌کنند که تا بیش‌تر مردم توان خوردن آن را داشته باشند. در تنگ دست‌ترین کشورهای عربی مانند مصر و اردن نیز یارانه به روی نان به آن اندازه است که بیش‌تر مردم را با خوردن آن سیر می‌کند.




گرانی و تنگ‌دستی

کسی در دست‌گاه فرمان‌روایی جمهوری اسلامی نگران گرانی و گرسنگی کودکان تهی‌دستان  نیست. دست جمهوری اسلامی برای تولید و تهیه کالاهای خوراکی آن چنان در گِل مانده‌است که مایه شگفتی در میهن سرسبز و پربار ما می‌شود. سردم‌داران جمهوری اسلامی بیش از چهل سال است که سخن‌ از خودکفایی اقتصادی گفته‌اند. ولی راستش این است که سوای دزدی از سرچشمه‌های طبیعی ما و وابستگی اقتصادی هیچ کار دیگری برای مردم ما انجام نداده‌اند.

حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی می‌گوید: «قند، شکر، حبوبات و بسیاری از کالاها از ابتدای سال تاکنون حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد افزایش یافته است و زمانی که علل این گرانی را بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم که کاهش تخصیص ارز ترجیحی به کالاهای اساسی منجر به این گرانی‌ها شده و تأثیر خودش را روی سفره مردم گذاشته است.»

به زبان دیگر، حاکمیت جمهوری اسلامی ارز به خودروفروشان و دیگر لایه‌های انگلی برای سودورزی می‌دهد، ولی هنگام دادن ارز برای کالاهایی که رنج‌بران برای زنده‌ماندن به آن‌ها نیاز دارند دستش را به جیب نمی‌رود.

به گزارش مرکز آمار بهای برخی از کالاهای  خوراکی مانند برنج و تخم‌مرغ از سال ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳ افزایش ده برابری داشته‌است.

به گزارش اقتصادنیوز ، در بخش جو و ذرت واردکننده هستیم، ولی با کمی برنامه‌ریزی می‌توان نیاز مردم را با تولید درون کشور برآورده کرد. افزایش هزینه‌های تولید، تولیدکنندگان کشاورزی و کالاهای خوراکی و نوشیدنی را به مرز ورشکستگی کشانده‌است.

در ماه‌های گذشته بهای نان برای چندمین بار گران شد. تسنیم روز ۱۷ام مهر ۱۴۰۳ نوشت که بهای  نان سنگک باید ۶ هزار و ۵۰۰  تومان باشد ، ولی “یک نانوایی سنگک در خیابان سهروردی شمالی، نبش خیابان میرزای زینالی که نان سنگک دو رو کنجد را ۳۰ هزار تومان می‌فروشد“.




سخنان نغز

احسان طبری در باره ی مرگ و زندگی

اندیشه ها و دریافتهای فلسفی عرصهٔ ویژهٔ خود را مالک اند: عرصهٔ تعمیم هائی که در آن ریاضی اندیشه با پرتوهای گریزان احساس انسانی در می آمیزد و از آن نوائی بر میخیزد که گاه شنفتنی است.

چرا نه؟ انسان نمیتوانست در برابر زوال خویش بی واکنش و خموش بماند. این راز، این رنج، این بیم پیوسته بر هستی طربناک و پرجوشش سایه افکند. و او درزیر این سایهٔ غلیظ کوشیده است تا از چونی و چرائی آن خبری کسب کند.

همراه اسطورهٔ عبوس مرگ، افسانهٔ دل انگیز جاودانی بودن پدید شده است و انسان، به نیروی وهمی که سرانجام آن را در باور مذاهب به » حقایق « تردید ناپذیر بدل ساخت، کوشید تا خود را از زوال قطعی و نهائی و ابدی » نجات بخشد « برای خود هستی آن سوی گوری تصور کند: بهشتی ، و دوزخی، گردشی در آسمانها، سیری در دیار سایه ها، بقائی مرموز با قالب مثالی، گذرانی در سرزمین اشباح و فروهرهای سرگردان.




نکته های ناروشن بودجه پزشکیان

پیش‌بینی دولت افزایش  ۴۱ درصدی درآمدهای نفتی است. کارشناسان افزایش درآمد نفت را به دلیل شرایط کنونی خاورمیانه و خطر رییس جمهور شدن ترامپ دشوار می دانند.

با این همه، باور باید بر این باشد که این افزایش درآمد نفت باید کسری بودجه دولت را کم‌تر کند. دولت پیش بینی می کند که نرخ ارزهایی مانند یورو ۶۱ درصد افزایش خواهد یافت؛ یعنی یک شکاف ۲۰ درصدی میان افزایش درآمد نفتی و رشد نرخ ارز هست که درآمدهای نفتی واقعی را در بودجه سال آینده کاهش می‌دهد.

پرسش‌های بی‌پاسخی نیز در باره‌ی بهای بنزین و افزایش درآمد دولت نیز هنوز در گردش است. پزشکیان گفت که مصرف بنزین امسال ۴۰ درصد بالاتر از سال ۹۸ است. او گفت که هر لیتر بنزین تا ۴۰ هزار تومان هزینه دارد، ولی بنزین یارانه‌ای هر لیتر  به ۱۵۰۰ تومان به فروش می‌رسد.

پزشکیان در در شهریور ماه ۱۴۰۳ گفته بود: «من (به عنوان دولت) پول گندم، پول دارو و پول نهاده و حقوق بازنشسته‌ها را ندارم، اما بنزین دلار ۵۰ تومان را می‌فروشم ۱۰تومان. کدام منطقی این را از ما قبول می‌کند؟»

ایشان بدون این که نشان دهد که مردم چگونه می‌توانند این بهای افزوده را بردوش کشند و یا مصرف بنزین را کم کنند، با زیرکی بهای بنزین را با دارو، گندم و دست‌مزد بازنشستگان گره می‌زند.  

البته، افزایش ۴۰ در صدی مصرف بنزین در ۵ سال برای محیط زیست ویران کننده‌است. نباید مردم را با این کار سرزنش کرد. نبود یک زیرساختار فراگیر رفت‌وآمد مردم و کالاها، مانند جاده‌های خوب، اتوبوس‌های شهری و برون‌شهری فراوان، شایسته و تندرو، قطار آراسته و سازمند از دلیل‌های بنیانی این افزایش کاربرد بنزین است.

کم کردن مصرف بنزین نیاز به برنامه‌ریزی درازمدت و سرمایه گذاری هنگفت در زیرساختارها و آموزش فرهنگی در باره‌ی خوی دادن مردم به کاربری از اتوبوس و قطارها دارد.




حقیقت را باید گفت

نیروهای پیش‌رو و  ”چپ” باید دلیری گفتن حقیقتی را که با داستان‌های ساختگی بورژوازی سازگار نیست را داشته‌باشند. آن‌ها باید بگویند که جنگ در اوکراین ریشه در گسترش سالانه ناتو به سوی مرزهای روسیه دارد؛ ریشه در تصمیم دولت ویکتور یانوکوویچ (Viktor Yanukovych) به دوری از اتحادیه اروپا و دوستی با روسیه دارد. کمونیست‌های اوکراین رفراندوم را پیش‌نهاد کرده‌بودند، ولی از آن جلوگیری شد. سربازان فاشیست رئیس جمهور برگزیده را بیرون راندند و یک دولت کودتا را برپا کردند که حزب کمونیست را ممنوع کرد. 

نیروهای پیش‌رو و  ”چپ” باید بگویند که اسلواکی و مجارستان عضو اتحادیه اروپا و همسایه‌شان صربستان خواهان دوستی با روسیه و پایان دادن به جنگ اوکراین هستند.

نیروهای پیش‌رو و  ”چپ” باید بگویند که ریشه همه‌ی چالش‌های خاورمیانه را باید در سرکوب بیش از هفتاد سال خلق فلسطین از سوی بورژوازی صهیونیسم یافت. کُشتار سال های ۱۹۴۸-۴۹ فلسطینی‌ها و نکبت فلسطین؛ جنگ کانال سوئز سال ۱۹۵۶؛ جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷؛ جنگ یوم کیپور سال ۱۹۷۳؛ جنگ لبنان سال ۱۹۸۲؛ همه‌ی این جنگ‌ها را اسراییل علیه خلق عرب، پیش از ۷ام اکتبر ۲۰۲۳ انجام داده است.

نیروهای پیش‌رو و  ”چپ” نباید زیر فشار هوچی‌گری و باج‌گیری امپریالیسم که از برگ برنده “ضدیهودی” ،  “هوادار تروریست” و “هوادار پوتین” بودن برای بیرون راندن هر گزارشی که با داستان کلان آن‌ها هم‌خوانی ندارد، سود می‌جویند، از گفتن حقیقت سر باز زنند.

دیدن جوانانی که در غرب در راه‌پیمایی علیه کُشتار فاشیستی اسراییل در غزه شرکت می‌کنند، دانه امید را در دل‌ها می‌کارد.  شاید جنگ غزه دیگر جوانان غرب را مانند دوران جنگ ویتنام بیدار کند و آن‌ها با جنبشی بزرگ علیه نظم جهانی امپریالیستی بر پایه غارت و سرکوب بپا خیزند. این جنبش نوچه، ما را به آینده امیدوار می‌کند.




اعتراف علی لاریجانی، رئیس سه دوره مجلس و مشاور ولی فقیه به نفوذ اسرائیل در دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی

نفوذ موساد در نهادهای امنیتی رژیم بسیار ساده بود. آنها برای جلب اعتماد حاکمیت، به نهادهای امنیتی در دستگیری، شکنجه و اعدام چپ ها کمک های شایانی کردند. و با این “خدمات ارزنده” جای خود را در نهادهای امنیتی باز کردند و بالا رفتند.

پس از بالا آمدن دیگر کار راحت بود؛ افکار ارتجاعی بیشتر، یعنی کسب اعتماد بیشتر و بالا رفتن بیشتر.

لاریجانی می گوید:

«کلا مساله نفوذ در ایران در سال های اخیر جدی است. به نظر من از سالها پیش یک غفلت هایی به وجود آمده و گرچه بخش های امنیتی کشور هم به اینها ضربه زده اند اما نتوانستند مانع همه اینها شوند. بهرحال نکته مهمی است که الان هم دنبال می کنند و تمهیداتی هم می اندیشند».

«نمی توانم بگویم که در کدام بخش ولی می دانم که به هر حال یک حوادثی مثل ترورها رخ داد، چه برای دانشمندان هسته و چه برای غیره، که نشان می داد اینها نفوذی کرده اند. کشفش خیلی مهم است. چه تعدادش و چه از نظر کیفیت مهم است. بنابراین باید روی این مساله حساس بود و سرنخ هایش را به دست آورد که الان این حساسیت به وجود آمده است».

«در مورد پیجرها، حدود ۱۵ سال بر روی آن کار کرده اند. طرحی اندیشیده بودند که باید این پیجر درست کنند، در ۴ تا کشور شرکت بزند، چگونه بازاریابی کنند و به دست حزب الله بدهند و در یک لحظه ۳ هزار نفر را دچار مشکل کنند. شما یک حریفی دارید که سال ها فکر می کند، و در یک لحظه به شما لطمه می زند».

البته لاریجانی نمیگوید که چطور رژیم میتوانست یک هوادار ساده چپ را که به کتاب خوانی مشغول بود در دورترین نقاط ایران پیدا، دستگیر، شکنجه و اعدام کند. ولی از کشف جاسوسانی به این بزرگی عاجز است؟