هم‌گرایی لایه‌های گوناگون بورژوازی

هم‌گرایی لایه‌های گوناگون بورژوازی انگلی برای گزینش پزشکیان به رییس جمهوری را می‌توان از زبان روزنامه “اعتماد” به خوبی برداشت کرد.

محمدمهاجری و فیاض‌زاهد در یادداشتی مشترک که روزنامه اعتماد پخش شده است می نویسند: «انتخاب پزشکیان یک ضرورت و اجماع بین‌الطرفینی ارزیابی می‌شود. او می‌تواند دریچه‌های بسته شده را بگشاید. هم نمادی از میانه‌روی باشد هم مدیری هماهنگ با رهبری. اما می‌تواند نقطه التقای این دو جریان تضعیف شده باشد. یعنی هم رای ناطق را داشته باشد هم رای خاتمی را. از آن مهم‌تر اینکه سپاه پاسداران و بیت رهبری را از سلامت و صداقت خود مطمئن گرداند».

هم‌آهنگی و هم‌گرایی کنونی میان لایه‌های بورژوازی در هم‌سنجی با چنددهه گذشته  بی‌همانند است. پاسداران دولت را ارجمند می‌شمارند و اصلاح‌خواهان “رهبری” را گرامی می‌دارند. به گزارش همشهری آنلاین، سردار محمدرضا نقدی معاون هماهنگ کننده سپاه در گفت‌وگو با مهر گفت: «این اقدام‌های دولت خیلی خوب است و ما از دولتمان به دلیل اتخاذ این مواضع راضی هستیم، چرا که به خوبی وارد میدان دیپلماسی شدند و این میدان را خوب هدایت کردند».

به گزارش مشرق، علی ربیعی در توئیتر نوشت: «به نظر من، بیان خطبه امروز رهبر انقلاب به ویژه این گزاره «ما در انجام این وظیفه نه تعلل می‌کنیم، نه شتاب‌زده عمل می‌کنیم؛ آن وظیفه در وقت خود انجام می‌گیرد و انجام هم گرفت و در آینده هم اگر لازم شد باز انجام خواهدشد.» در این شرایط، با انسجام ملی پشت رهبری بایستیم و ایستادن جلوتر از رهبری ممنوع!»

به گزارش مشرق، علی ربیعی به دلیل این وفاداری به ولی فقیه «دستیار اجتماعی رئیس جمهور» شد.

غلامرضا صادقیان سردبیر روزنامه جوان نوشت: «اصلاح‌طلبانی هم نوشتند که آخرین نماز جمعه آنان، نماز هاشمی در ۸۸ بود ولی حالا دیگر آخرین نیست! »

همان‌گونه که می‌بینیم لایه‌های گوناگون بورژوازی به “هم‌دیگر نان قرض می‌دهند” و به ستایش هم‌دیگر می‌پردازند.




بورژوازی صهیونیسم برنامه رژیم ولایت فقیه برای سازش با غرب را خراب کرده است

هیچ تردیدی نیست که پزشکیان نامزد برگزیده حاکمیت جمهوری اسلامی در انتخابات مهندسی شده‌بوده‌است. یکی از  دلیل‌های بنیادی آن، امید به او برای راه‌گشایی سازش با غرب بود. هم‌زمان او سیاست‌مدار گوش به فرمانی است که دیدگاه ویژه‌ای ندارد، بل‌که بازتاب دهنده دید سازش میان لایه‌های گوناگون بورژوازی انگلی است.   

سخن‌رانی پزشکیان در سازمان ملل، نشان‌گر سیاست سازش همه‌ی لایه‌های بورژوازی انگلی برای نزدیکی به غرب بود؛ سیاستی که نشان از ترس و شکست داشت.

اسراییل در ماه آوریل، کنسولگری ایران در دمشق سوریه را بمب‌گذاری کرد و ژنرال ارشد محمدرضا زاهدی را کُشت؛ اسماعیل هنیه، یکی از رهبران حماس را در  تهران ترور کرد؛ سپس، حسن نصرالله، دبیر کل دیرینه جنبش حزب الله لبنان، و ژنرال ایرانی عباس نیلفوشان را در بیروت کُشت. پرتاب ۲۰۰ موشک بالستیک در پاسخ به این یورش‌های بسیار سخت اسراییل به ایران در ماه‌های گذشته ، یک پاسخ نمادین بوده است.۲۰۰ موشک بالستیک حتا نتوانستند یک سرباز اسراییلی را زخمی کند.

اکنون، بنیامین نتانیاهو، زمان را شایسته  می‌بیند که تا چوب توی چرخ تنش‌زدایی جمهوری اسلامی با غرب بگذارد و امریکا را به جنگ با ایران بکشاند. نتانیاهو با کُشتن رهبران نظامی ایران و اسماعیل هنیه، رهبر حماس در خاک ایران، و هم‌چنین یورش به حزب الله در لبنان  می‌خواهد شور جنگ رودررو را در سردم‌داران جمهوری اسلامی برانگیزد.

گاردین می‌نویسد که جمهوری اسلامی خواهان تنش‌زدایی با غرب و برداشتن تحریم‌ها است. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه دولت چهاردهم، دیدارهایی با همتاهای اروپایی خود مانند آنالنا بائربوک، وزیر امور خارجه آلمان و دیوید لامی، وزیر امور خارجه بریتانیا داشت تا زمینه برگشت اروپا را برای  رایزنی‌ها در باره‌ی برنامه هسته‌ای را  فراهم کند. ولی  کُشته شدن سیدحسن نصرالله، رهبر حزب الله از سوی اسراییل با پشتیبانی ایالات متحده، تنش‌زدایی جمهوری اسلامی با غرب را با چالش‌های فراوانی روبرو کرده‌است.




گرانی کمر تنگ‌دستان را شکسته است

به سرکار آوردن یک اصلاح‌خواه دل‌بسته به ولی‌فقیه، برای باز کردن راه سازش با امریکا بوده است و نه برای باز کردن سپهر سیاسی میهن. دولت پزشکیان حتا پیش از استوار کردن پایه‌های خود به دنبال بدتر کردن شرایط زندگی رنج‌بران و تنگ‌دستان رفته‌است و سیاست گران‌سازی بنزین، نان، شیر، گوشت و دیگر کالاهایی که تنگ‌دستان برای زنده ماندن به آن‌ها نیاز دارند، را در پیش گرفته‌است. 

گرانی و تورم افسار گریخته کمر تنگ‌دستان را زیر فشار هزینه‌های روزانه شکسته‌است. به گزارش اقتصاد  نیوز ۱۲ مهر، بهای هر کیلو مرغ کشتار در بازار به ۸۸،۱۳۳ ؛ بهای هر کیلو مرغ زنده در بازار ۶۳،۹۲۸؛ بهای هر کیلو گوشت منجمد گوساله به  ۲۹۰  هزار تومان؛ بهای هر کیلو بوقلمون کشتار به  ۱۲۰  هزار تومان تومان؛ بهای هر کیلو دام در کشتارگاه به ۶۲۰  هزار تومان؛  بهای هر کیلو دام زنده به  ۳۰۰  هزار تومان؛ بهای هر کیلو گوشت شترمرغ کشتار به ۳۷۰  هزار تومان افزایش یافته است. بهای  شیر خام ۲۰ درصد و بهای فراورده‌های شیری مانند ماست، شیر پاستوریزه، دوغ، پنیر، خامه و کره تا ۲۵ درصد افزایش یافته‌است.

به گزارش اقتصاد۱۰۰، با گفت‌وگو با یک کنشگر کارگری می نویسد: «متاسفانه بیشتر قیمت‌ها صعودی است و کالاهای مهم سبد معیشت خانوار هم تغییر داشته است، در چنین حالتی نمی‌توان انتظار داشت دستمزد هزینه‌های زندگی را جبران کند. میانگین هزینه ماهانه سبد معیشت خانوار کارگری را ۲۵ میلیون تومان در ماه است.  وقتی یک کارگر ۱۲ تا ۱۳ میلیون تومان در ماه حقوق می‌گیرد، چگونه می‌خواهیم برای او مزد منطقه‌ای درنظر بگیریم و دستمزدها را منطقه‌ای کنیم؟»




اقتصاد نئولیبرالیستی جمهوری اسلامی

اگر کسانی هنوز بر این باور هستند که خط اقتصادی حاکمیت جمهوری اسلامی، سرمایه‌داری- نئولیبرالیستی نیست، باید سخنان وزیر جهاد کشاورزی را بخوانند.

به گزارش مشرق ۶ مهر، وزیر جهاد کشاورزی غلامرضا نوری قزلجه گفت: «رییس‌جمهور و هیات دولت بر واگذاری امور به بخش خصوصی مصمم است و سپردن اقتصاد به دست مردم و خروج از اقتصاد دولتی مطابق با سیاست‌های کلی نظام ذیل اصل ۴۴ قانون اساسی را سرلوحه کار خود قرار داده است».

اقتصاد جمهوری اسلامی سال‌ها است که با پیاده کردن آموزه نئولیبرالیستی و پندهای نهادهای نئولیبرالیستی جهانی، مانند بانک‌جهانی پول رهبری می‌شود. اگر چه برنامه‌ریزان بزرگ این اقتصاد کارگرکُش، در اتاق بازرگانی نشسته‌اند، ولی هیچ لایه‌ای از بورژوازی انگلی در دست‌گاه فرمان‌روایی جمهوری اسلامی، خواهان یک اقتصاد مستقل و ملی نیست.

دیدگاه‌های اقتصادی همه‌ی لایه‌های بورژوازی انگلی کم و بیش با هم یک‌سان است. اگر کسی به مردم بگوید که در میان آن‌ها هستند کسانی که به یک اقتصاد ملی و مردمی با عدالت اجتماعی باور دارند، خاک به چشم مردم پاشیدن است. هنگام شنیدن زمزمه‌هایی از  خرده‌گیری از اقتصاد نئولیبرالیستی، نباید از یاد برد که همه‌ی لایه‌های بورژوازی انگلی،مانند همان سخنانی که آقای جلیلی در گفت‌وگوهای زمان انتخابات رییس جمهوری گفته بود، به دنبال کوچک کردن دولت و سپردن اقتصاد به دست “مردم” هستند. برخی‌ها مردم‌فریبانه از آزادسازی بهای ارز، برداشتن یارانه‌ها یا هم‌سازی نکردن دست‌مزدها با تورم انتقاد می کنند، ولی سخنی از اقتصاد کلان نئولیبرالیستی نمی‌گویند و یا از سازمان‌دهی مستقل کارگران  در  سنديکاها پشتیبانی نمی‌کنند. دید مشترک بورژوازی انگلی بر این است که یک اقتصاد تک‌کالایی با فروش نفت به بیرون و خرید کالاهای بنجل و بی‌ارزش و فروش آن در درون، یک اقتصاد انگلی و غیرتولیدی داشته باشد.   




ای جهان! اسرائیل را فورا متوقف کن!

فرح نوتاش ـ  06.10.2024

از 7 اکتبر 2023 تا کنون،  جهان شاهد تخطی دیوانه وار بوده است. تمام آنچه که رفته، توسط دادگاه جهانی محکوم شده است، ولی آمریکا، تمام تنبیه های داگاه بین المللی را، بشدت نادیده گرفته است.

این خشونت فجیع و دردناک، از غزه به دیگر کشور های خاور میانه گسترش یافته است. و در همین ایام، آمریکا، پیوسته انواع تسلیحات سنگین را در اسرائیل تل انبار کرده است.

حال این تخطی و تجاوز در لبۀ تداخل  به ایران است. و بازی آمریکا ـ اسرائیل ـ ایران،  دارد می رود که جهان را منفجر کند.

نخست وزیر پیشین اسرائیل، نفتالی بنت، در مصاحبۀ 6 اکتبر خود، خواهان حملۀ دولت اسرائیل،

به پایگاه های هسته ای ایران،

به شخصیت های دولت ایران،

و زیر ساخت اقتصادی ایران شده است. که آن نفت وگاز می باشد.

و این همان  چیزی است که نتانیاهو نیز بارها گفته و برنامه ریزی کرده است.

مردم ایران، از دست ملایان جان بلب شده اند. و این یک واقعیت است.

اما، زدن پایگاه های اتمی ایران برای ساقط کردن رژیم ملایان! و انتشار مواد رادیو اکتیو در فضا، و کشتن هزاران نفر با یک تیر؟

چیزیست که هرگز پذیرفته نخواهد شد.

آن خطرعظیم، نه تنها خاور میانه را منفجر خواهد کرد، بلکه به تمام جهان گسترده خواهد شد. و باید فورا متوقف شود.

از تمام قدرت های بین المللی و هر انسان ، خواسته می شود برای حق زندگانی خود بر روی زمین، علیه این خشونت فجیع و استعماری آمریکا و اسرائیل، بی درنگ قیام کنند. چون این همان چیزی است که جهان را به پایان خواهد رساند.

رویاهای استعماری” از نیل تا فرات”  اسرائیل را متوقف کنید.

این کشتار غیر انسانی و صبعانه اسرائیل را متوقف کنید.

قیام کنید و به این زندگی یک سطح انسانی دهید.

womens-power.farah-notash.com

www.farah-notash.com

Women’s Power




میلیتاریسم امپریالیسم “به خاطرِ اشياء، اشخاص را” نابود می کند

امپریالیسم برای سرکردگی جهانی خود و برای فراهم کردن زمینه‌های رشد اقتصادی در صنعت جنگ‌افزارسازی سرمایه‌گزاری می‌کند و به نظامی‌گری دامن می‌زند.

دوران کنونی، آمیخته ترس و امید است، زیرا ما پیش از این در یک روند چندقطبی شدن جهان زندگی نکرده‌ایم. از سویی خودآگاهی جنوب جهانی، ژرفش و گسترش نگرش ضدامپریالیستی در این کشورها، نیرومند شدن اقتصادی و نظامی جمهوری خلق چین و روسیه، گسترش پیمان های بریکس و شانگهای دانه امید در دل‌ها می‌کارد. و از سوی دیگر، تجربه تاریخی انقلاب اکتبر به روشنی نشان می‌دهد که امپریالیسم بدون جنگ، آماده پذیرش از دست دادن سرکردگی خود در یک جهان چندقطبی نیست. در این زمان، صلح‌خواهی، صلح‌دوستی و نبرد برای صلح یکی از وظیفه‌های کمونیست‌ها است.




حاکمیت ضدکارگری جمهوری اسلامی، بی خیال از خطر مرگ و فلج شدن 500 هزار کارگران ساختمانی هنگام کار

کارگر بودن در جمهوری اسلامی مانند سرباز جبهه بودن در زمان جنگ  با خطر مرگ همراه است. حاکمیت ضدکارگری جمهوری اسلامی سرمایه داری کارگران را نه تنها از حق تشکلات کارگری محروم کرده است، بلکه به سرمایه داران گرگ صفت اجازه داده است که با استثمار شدید کارگران آنها را سر کار به قتل برسانند.

اقتصاد 100 می نویسد:

کارگران ساختمانی بیشترین نرخ حوادث کار کشور را به خود اختصاص می‌دهند؛ حدود ۵۰ درصد حوادث کار و فوتی‌های ناشی از آن، متعلق به کارگرانی‌ست که بدون برخورداری از بیمه و مزایای سختی کار، روی داربست می‌روند و در گودبرداری‌های غیراصولی در معرض آوارهای سنگین قرار می‌گیرند و جان خود را از دست می‌دهند.

این در حالیست که مرگ و از کارافتادگی و نقص عضوِ برخی از آن‌ها هرگز به رسانه‌ها و مقامات رسمی گزارش نمی‌شود؛ در عین حال، تعداد قابل توجهی از کارگران ساختمانی ساکن استان‌های مرزی به خاطر بیکاری و مشکلات معیشتی دست به مهاجرت می‌زنند؛ کشورهای حاشیه خلیج فارس و کردستان عراق، مقصد اصلی این مهاجرت است و کارگرانی که در آن کشورها دچار حادثه می‌شوند، در آمارها نمی‌آیند.

با وجود نرخ بالای حوادث کار، هنوز بیمه تامین اجتماعی برای این کارگران برقرار نشده است؛ بیش از ۵۰۰ هزار کارگر ساختمانی مدت‌هاست که در صف بیمه هستند و بیش از سه سال است که علیرغم جار و جنجال زیاد در مجلس و اصلاح ماده ۵ قانون بیمه کارگران ساختمانی، حتی یک سهمیه بیمه به این کارگران تعلق نگرفته است.

این کارگران چند هفته از هر ماه را بیکارند و راهی برای امرار معاش ندارند؛ رکود سنگین ساخت و ساز در کشور، این کارگران را به محروم‌ترین بخش طبقه کارگر بدل کرده است؛ دستمزدی که ثابت نیست و به اندازه خرج‌های یک هفته هم کفاف نمی‌دهد.




هنوز امپریالیسم امریکا قوی است

دوران کنونی مانند دوران جنگ سرد نیست. روسیه هنوز به اندازه اتحاد جماهیر شوروی نیرومند نیست. روسیه نمی‌توانند بدون پشتی‌بانی گسترده چین در برپایی یک جهان چندقطبی پیروز شود. هم‌چنین کشورهای بسته و تنها مانند گذشته بختی برای زنده ماندن ندارند. غرب همه چیز را در باره‌ی چین نمی‌داند، با این همه در زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی می‌داند که در این کشور چه می گذرد و به همین دلیل توانایی بسیاری برای چوب انداختن در لای چرخ اقتصادی- اجتماعی چین را دارد.

جنگ‌های کنونی در اوکراین و غزه و تنش‌ها در دیگر جاهای جهان، به افزایش نظامی‌گری دامن می‌زند. اقتصاد روسیه هم اکنون یک اقتصاد جنگی است. به این معنا که اقتصاد با بسیج سرچشمه‌های مردمی، مادی و پولی رهبری می‌شود که دامنه آن بسیار گسترده‌تر از هدف  ۶  درصد تولید ناخالص برای هزینه‌های نظامی پیش‌نهاد شده در بودجه ۲۰۲۴ است. هنگامی که امپریالیسم امریکا چالش تهیه هزینه‌های جنگی خود با دزدی از سرچشمه‌های زیرزمینی دیگر کشورها و را با چاپ بیش‌تر دلار چاره‌جویی می‌کند، کشورهایی مانند چین و روسیه از کاربرد چنین شیوه‌هایی بی‌بهره هستند. چین و روسیه به ناگزیر باید افزایش هزینه‌های نظامی خود را از سرچشمه‌های زمینی، مردمی و پولی خود تهیه کنند. 

پیتر ول (Peter Wahl) آلمانی که در رشته روابط بین‌الملل پژوهش کرده و در شبکه انتقادی Attac کار کرده‌است، می‌گوید که قدرت به ویژه نیروی نظامی بر روابط بین‌الملل فرمان‌روا است و هیچ کشور دیگری به اندازه ایالات متحده در زمینه نظامی، اقتصادی، فن‌آوری، دیپلماتیک و فرهنگی نقش رهبری ندارد. کشورهای دیگر مانند روسیه و چین کم کم در این زمینه‌های نیرومند می‌شوند، ولی هیچ کدام به اندازه امریکا در این زمینه‌ها و هم‌آهنگی زمینه‌های گوناگون با هم، برای پاسبانی از سرکردگی خود نیرومند نیستند.