جمهوری اسلامی 200 موشک به سوی اسرائیل پرتاب کرد

ارتش اسرائیل اعلام کرد که موشک‌هایی از ایران به سمت اسرائیل شلیک شده‌اند و این امر باعث شد که دولت با به صدا درآمدن آژیر حمله هوایی دستور پناه‌گیری را برای ساکنان این کشور صادر کند. جمهوری اسلامی تعداد موشک های شلیک شده را 200 اعلام کرد.

امریکا چندین ساعت پیش از این حمله از حمله نظامی مستقیم ایران به اسرائیل و آمادگی امریکا برای دفاع از اسرائیل خبر داد.

معلوم نیست که آیا جمهوری اسلامی مانند ماه آپریل قبل از پرتاب موشک به آمریکایی ها اطلاع داده باشد و یا نه؟ ولی اخطار امریکا قبل از حمله می تواند نشناگر این باشد که آمریکایی ها از آن با خبر بودند.

این حمله در زمانی انجام می گیرد که مطهری نماینده بیش از یک دهه مجلس گفت که آمریکایی ها جمهوری اسلامی را درمورد  عدم انتقام ترور هنیه گول زدند.

یک مقام آمریکایی به شبکه خبری سی‌بی‌اس گفته است: «حمله مستقیم نظامی ایران علیه اسرائیل عواقب شدیدی برای ایران در پی خواهد داشت.» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌گوید در صورت پاسخ، اسرائیل با حملات «شکست‌کننده» مواجه خواهد شد. سردار وحیدی از فرماندهان سپاه در رابطه با عملیات امشب موشکی گفت: نشان دادیم توان ما برای برخورد با رژیم صهیونیستی قوی است. حد خود را نشناخت و به حریم ایران تجاوز کرد.

شکی نیست که جمهوری اسلامی پس از خالی کردن پشت حزب الله در لبنان به این عمل برای بالابردن روحیه طرفداران خود نیاز داشت.

آمریکایی ها از این می ترسند که بالا گرفتن فتیله درگیری  در خاورمیانه جمهوری اسلامی را برای ساختن بمب اتمی مصمم تر خواهد کرد.




سال‌گرد پایه‌گزاری حزب‌توده‌ایران خجسته باد!

یاران ارانی پس از گریز شرمسارانه رضاخان از کشور، از  زندان‌ها آزاد شدند و حزب توده ایران را در سال ۱۳۲۰ پایه‌گزاری کردند. برای نخستین بار در تاریخ میهن ما، اندیشمندانی که از دیدن زندگی غمناک مردم رنج می‌دیدند، تصمیم به بسیج و سازمان‌دهی رنج‌برانی گرفتند که شرایط ناگوار زندگی، آنان را به اندیشیدن واداشت. همه‌ی دروازه‌های پیش‌رفت برای این مردان و زنان باز و نردبان‌های بالارفتن آماده بود، ولی زراندوزی و جای‌جویی آن‌ها را به سوی لجن‌زار خودپرستی و خوددوستی نراند.

بزرگ‌ترین خوشبختی را، نبرد در راه خلق می‌دانستند و بهبودی زندگی آن سرگرمی همیشگی مغز و جان آنها بود. در جان و دل  آن‌ها،  سرود زندگی روان بود.

آن‌ها نگران گشنگی و بی‌خانمانی  مردم بودند. آن‌ها می‌خواستند که همه‌ی انسان‌های رنج را با عشق در آغوش و نوک شمشیر تیزان خود را به دل دشمنشان نشانه بگیرند. آن‌ها زندگی را عاشقانه دوست داشتند و آن را لذت بخش می‌دانستند، ولی گوارایی زندگی را برای همگان می‌خواستند؛ می‌خواستند که پرتو آزادی به جان همه انسان‌ها گرمی بخشد؛ زندگی را دوست داشتند، ولی حق زندگی با کار، نان و خانه را برای همه می‌خواستند. آنان به آن زندگی که می‌بایست باشد، آن‌چنان باور داشتند که جان خود را برای آن دادند.

توده‌ای‌ها شیفته آزادی و دل‌باخته توده‌های رنج بودند. ولی دیکتاتوری با سپهر خاکستری و نفرت‌انگیزش صلح و آسایش را از مردم ربوده‌بود.

حزب توده ایران در زمان کوتاهی همه‌ی زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و فلسفی کشور را برای همیشه دگرگون کرد. این حزب هم میهنان ما را با مقوله‌هایی مانند سکولاریسم، مدرنیت، فمینیسم، حزب گرایی، بسیج، سازمان دهی، آزادی خواهی، عدالت اجتماعی، سوسیالیسم، بورژوازی، فاشیسم، امپریالیسم ووو آشنا کرد. سخن این حزب در باره‌ی آزادی، زنان، کارگران، دهقانان و هنرمندان مانند باران پاییزی، زمین کویری و تشنه میهن را گُلستان کرد.




نیروهای طرفدار امپریالیسم ایرانی مشوق اسرائیل برای حمله به ایران

چند روز بعد از آنکه علی رضا نوری زاده نوشت که “پس از غزه و حزب الله نوبت جمهوری اسلامی” است، نتانیاهو پیامی برای مردم ایران داد.

نتانیاهو در پیام مستقیم خود به مردم ایران می گوید:

«ظالمان ایران به آینده شما اهمیتی نمی‌دهند». سپس می گوید که وقتی «شبکه تروریستی که این رژیم در پنج قاره ساخته است ورشکست شد»، ایران می‌تواند در صلح با اسرائیل زندگی کند و مانند قبل پیشرفت خواهد کرد. سپس می گوید که هیچ جایی در خاورمیانه وجود ندارد که در دسترس اسرائیل نباشد.

پیام کنونی نتانیاهو پس از مقاله نوری زاده تصادفی نیست و معلوم است که اسرائیل با همکاری نیروهای راست طرفدار امپریالیسم در حال زمینه چینی حمله به ایران است. 

اسرائیل به خوبی می داند که با حمله مستقیم به ایران، مردم ایران را علیه خود می شوراند. برای همین، احتمالا نقشه این است که اسرائیل با همکاری جاسوسان بی شمار خود در دستگاه امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی، نقاط حساس و کلیدی را با بمب های دقیق از کار بیندازد و پس از آن رضا پهلوی با پیامی طرفداران خود را به خیابان ها به کشاند.  

حاکمیت جمهوری اسلامی با ضربات غافل کننده ای که در ماه های اخیر از اسرائیل خورده است به خوبی می داند که حرف نتانیاهو بلوف نیست. برای همین، آقای خامنه ای به جای صحبت از مقاومت از «عقب‌نشینی تاکتیکی» می گوید و آن چنان از ضربه اسرائیل می ترسد که حاضر شد که حزب الله و نصرالله را قربانی کند، که تا شاید آتش خونخواری بورژوازی اسرائیل را خاموش سازد.

جمهوری اسلامی هر وقت زیر فشار نیروهای خارجی است، سرکوب را در داخل افزایش می دهد که تا به قول خودش پایگاه دشمن را ضعیف کند، با اینکه می داند که اسرائیل و امریکا تا مغز استخوان رژیم نفوذ کرده اند.




نظامی‌گری برای برون‌رفت از افت اقتصادی (کینزینیسم جنگی) 

دوره‌های درازی در اقتصادی سرمایه‌داری، صنعت جنگ‌افزار سازی تنها صنعت شکوفا با سود سرسام‌آور بوده‌است. کینزینیسم جنگی (War Keynesianism)، یک راه‌چاره برای برون‌رفت از چالش‌های اقتصادی سرمایه‌داری است، که هم اکنون بسیاری از سیاست‌مداران کشورهای امپریالیستی به آن گرایش دارند.  

کینزی‌گرایی جنگی یک سیاست اقتصادی ، بدین معنا است که دولت باید با بالا بردن هزینه‌های نظامی تکانه بخش‌های دیگر اقتصاد و فراهم کننده رشد اقتصادی شود. این یک سیاست پولی است که جان مینارد کینز (ohn Maynard Keynes) از پیش‌نهاد دهندگان آن بود. ولی کینز از افزایش هزینه های اجتماعی برای به‌سازی زیرساخت‌ها سخن می‌گفت، به جای آن، این هواداران جنگ، خواهان افزایش هزینه‌های جنگی و یارانه به صنعت جنگ‌افزارسازی هستند. 

بر پایه این سیاست، نهادهای دولتی باید سرمایه‌گزاری‌های هنگفت در صنعت جنگ‌افزارسازی انجام دهند که تا تکانه همه زمینه‌های اقتصادی شود . جای هیچ شگفتی نیست که رئیس کمیسیون اروپا، لاین (U. V.D. Leyen) و نخست‌وزیر کنونی بریتانیا، استارمر (K. Starmer) ، برای برون‌رفت اروپا از افت اقتصادی کنونی و پس‌ماندگی از فن‌آوری‌های پیش‌رفته، هوادار سیاست کینزینیسم جنگی شده‌اند.   

در ۵  مارس ۲۰۲۴ ، کمیسیون EDIP – برنامه صنعت دفاعی اروپا – را پیش‌نهاد کرد. هدف از این برنامه این است که قانون  اروپایی را برای آغاز پیاده کردن برنامه استراتژی صنعت دفاعی اروپا (EDIS) آماده کند. صندوق تسریع تحول زنجیره تامین دفاعیFund to Accelerate defence Supply chains Transformation) (FAST) ) برای آغاز این برنامه یک‌ونیم میلیارد یورو کمک گرفت که  پس از سال ۲۰۲۷  به ۱۰۰  میلیارد یورو افزایش می‌یابد. بسیار روشن است که افزون از پاسبانی سرکردگی جهانی خود، اتحادیه اروپا به دنبال آن است که با سرمایه‌گزاری در صنعت جنگ‌افزارسازی و شکوفایی آن، بخش‌های دیگر اقتصاد را به جنبش درآورد و با این کار پایه‌های رویش اقتصادی را فراهم کند.




هزینه نظامی با دزدی از جیب مردم فراهم می شود

در اروپا هم اکنون رقابت میان هزینه‌های نظامی و “غیرنظامی” یا اجتماعی/رفاهی احساس می‌شود. مردم روزانه می‌بینند که از بودجه رفاه آن‌ها کاسته می‌شود، تا پول برای هزینه‌های جنگی فراهم شود. به دلیل شست و شوی مغزی گسترده که از سوی رسانه‌های امپریالیستی رهبری می‌شود، توده‌های اروپا به ویژه لایه‌های پایینی هنوز در برابر این نظامی گری ایستادگی نکرده‌اند و به نشست و راه‌پیمایی نپرداخته‌اند. 

اتحادیه اروپا رویایی پندارآمیز به دست گرفتن رهبری جهان و جانشینی آمریکای خسته و از پای افتاده را در سر می‌پروراند. به همین دلیل برای چپ بسیار مهم است که با هر تلاشی برای ساختن یک ارتش اروپایی نبرد کند. چپ باید به دنبال ساختن اروپایی رود که نیرویی برای صلح و گفت و گو و دادوستد برابر با دیگران باشد، ولی شوربختانه، ان‌ها به دام نظامی‌گری امپریالیسم اروپا افتاده‌اند. امپریالیسم غرب توانست حتا چپ‌های غیرکمونیست را هم به سود خود بسیج کند و به سوی هدف‌های نظامی‌گری خود بکشاند. همه‌ی چپ‌های پارلمنتاریستی اسکاندیناوی با ناتو مهربان‌تر شده‌اند. حزب سبز آلمان که به نظامی‌گرایی گرایش پیدا کرده‌است، یادش می‌رود که صنعت جنگ‌افزارسازی و در پی آن جنگ یکی از بزرگ‌ترین سازه افزایش تولید و پخش کربن‌دی‌اوکسید است. پیامدهای آن برای محیط زیست افزایش هزینه های اقتصادی و مالی است.




فریدون تنکابنی درگذشت

فریدون تنکابنی (۱۳۱۶- ۱۴۰۳) داستان‌نویس و طنزپرداز و از اعضای هیئت مؤسس کانون نویسندگان ایران روز شنبه هفتم مهرماه در آلمان درگذشت.

کانون نویسندگان ایران با انتشار اطلاعیه ای در خصوص این خبر گفته است:

نخستین داستان تنکابنی «مردی در قفس» در آغاز دهه‌ی چهل به چاپ رسید پس از آن در دوران همکاری با نشریات بیش‌تر به طنز سیاسی گرایش پیدا کرد و یکی از همین دست آثار، «یادداشت‌های شهر شلوغ»، در سال ۱۳۴۸ به بازداشت و حبس او انجامید. از دیگر آثار تنکابنی می‌توان به «اسیر خاک»، «پیاده‏ شطرنج»، «پول، تنها ارزش و معیار ارزش‌ها»، «راه‌رفتن روی ریل»، «اندوه سترون‌بودن» و «جمهوری عوضی اسلامی» اشاره کرد.

تنکابنی تا سال ۱۳۵۸ عضو کانون نویسندگان ایران بود. در سال ۱۳۵۹ همراه با شماری دیگر از اهل قلم «شورای نویسندگان و هنرمندان» را بنیاد نهاد؛ اما در سال ۱۳۶۲ با راه افتادن موجی دیگر از دستگیری‌ها ناچار تن به تبعید داد، در شهر کلن آلمان اقامت گزید و سرانجام پس از تحمل دوره‌ای بیماری در خانه‌ی سالمندان این شهر درگذشت.




جهان بدون تنش، برای انحصارهای جنگ افزارسازی برابر مرگ است

صلح و جهان بدون تنش، برای انحصارهای جنگ افزارسازی برابر مرگ و به دوزخ افتادن است. صنعت جنگ‌افزارسازی با یک گروه مشتری وفادار روبرو است که از دانش نیازمند برای چانه‌زنی و بستن پیمان‌های خرید برخوردار نیست. این کم‌بودها، کشت‌زار رویش فساد در نهادهای دولتی، به ویژه نظامی شده‌است.
هزینه‌های نظامی در سراسر جهان در روند افزایش است. در نشست ولز در سال ۲۰۱۴، عضوهای ناتو پذیرفتند که دست کم دو درصد از تولید ناخالص درونی خود را برای آماده‌سازی جنگی به کار بردند و برخی از آن‌ها مانند لهستان، از این مرز نیز گذشته اند.
بودجه نظامی امریکا سال ۲۰۲۴ به ۹۰۰ میلیارد دلار رسیده است. افزایش نیروی صنعت جنگ‌افزارسازی و نظامی‌گری، خطر جنگ نیز افزایش می‌یابد.
اگر چه که میان اتحادیه اروپا و ایالات متحده هم‌کاری در ناتو است، ولی هم‌زمان رقابت میان آن‌ها در روند افزایش است. دوره رییس جمهوری ترامپ در امریکا، اروپا را بر آن داشت که در اندیشه صنعت جنگ‌افزارسازی و نظامی‌گری خود باشد.
با این که اروپا در پیمان ناتو به سیستم‌های جنگی امریکا وابسته است، اتحادیه اروپا نیز برای استقلال نظامی بیش‌تر از آمریکا آماده می‌شود و می خواهد تولید جنگ‌افزارهای اروپایی را افزایش دهد. هم زمان، شکاف در اتحادیه اروپا، به ویژه میان مجارستان و اسلواکی، و هم‌چنین نیروهای سیاسی نیرومندی با دیگر کشورهای اتحادیه اروپا، برای فرستادن جنگ‌افزار به اوکراین افزایش یافته است.
با این همه، تردیدی نیست که امریکا برتری خود را در این زمینه نگه خواهد داشت – پنج شرکت بزرگ تولیدکننده جنگ‌افزارها در جهان آمریکایی هستند. انحصارهای جنگ‌افزارسازی در اوج شکوفایی خود هستند، تولید و سود در روند افزایش است، همزمان دولت‌ها و شهروندان باید با کاهش بودجه‌ای در زمینه‌های اجتماعی، آموزش و بهداشت زندگی کنند.




سخنان نغز

احسان طبری در باره ی میوه چینی شخصی در عرصه مبارزه

یکی دیگر از قوانین مهم پراتیک انقلابی حرکت دائمی به سوی هدفهای انقلابی، با استفاده از تجارب گرد آمده ،در چارچوب امکانات موجود است. مطلق کردن هدفهای انقلابی بدون توجه به تجارب گرد آمده و یا امکانات واقعی موجود، مسلماً به شکست می انجامد. مطلق کردن امکانات موجود و فراموش کردن هدفهای انقلابی کار را به تسلیم و کرنش در مقابل خود به خودی و اپورتونیسم می کشاند. مطلق کردن تجارب گرد آمده ما را دگماتیک و بدون خلاقیت و بند شکنی فکری بار می آورد. بی اعتنایی به تجارب گرد آمده ما را به تکرار گمراهی ها وحماقتها وا می دارد.

در این جا این سئوال به پیش می آید که موافق این اسلوب، اگر مبارزانی که وارد صحنهٔ یک نبرد طولانی و خسته کننده میشوند، چنان که گفته شد، محتمل است که، ثمرهٔ نهائی مبارزات خود را نبینند، پس آن ها به چه دلخوشی به این مبارزه دست می زنند؟ کسی که این طور احتجاج کند، یک پیشاهنگ آگاه انقلابی نیست. یک پیشاهنگ آگاه انقلابی با حساب پیروزی قطعی یا به امید میوه چینی شخصی وارد عرصه مبارزه نمیشود.