یک کمونیست رییس جمهور سریلانکا شد

آنورا کومارا دیسانایاک (Anura Kumara Dissanayake)، رئیس جبهه آزادیبخش خلق مارکسیست-لنینیست JVP ، در انتخابات ریاست جمهوری سریلانکا در 21 سپتامبر پیروز شد. این کمونیست 55 ساله در راس ائتلاف انتخاباتی قدرت ملی خلق قرار داشت که در دور دوم رای گیری 55.89 درصد آرا را به دست آورد.

علاوه بر JVP، این ائتلاف انتخاباتی متشکل از بیش از 20 حزب و سازمان از جمله اتحادیه های کارگری، سازمان های زنان و سازمان های غیردولتی است. پیروزی دیسانایاک در انتخابات دو سال پس از آن صورت می گیرد که یک بحران اقتصادی شدید به رهبری دولت راست گرای سریلانکا به رهبری گوتابایا راجاپاکسا منجر به یک قیام تاریخی در این جزیره شد. معترضان خشمگین در نهایت عمارت رئیس جمهور را اشغال کردند، در استخر او حمام کردند، در سالن بدنسازی او ورزش کردند و از روی سکوی رئیس جمهور خطاب به ملت سخنرانی کردند.

قبل از بحران اقتصادی و اقدامات ریاضتی بعدی صندوق بین المللی پول، رئیس جمهور فعلی آنورا کومارا دیسانایاک و ائتلاف انتخاباتی قدرت ملی مردم نسبتا ضعیف بودند. در انتخابات ریاست جمهوری سال 2020، قدرت ملی مردم کمتر از چهار درصد آرا را به دست آورد. با این حال، در طول اعتراضات سال 2022، دیسانایاک، قدرت ملی مردم، و حزب کمونیست JVP نقش برجسته ای در جنبش اعتراضی توده ای معروف به “آراگالایا” (مبارزه) ایفا کردند که با استعفای رئیس جمهور سریلانکا گوتابایا راجاپاکسا به اوج خود رسید.




یکی از عضوهای حزب چپ آلمان در پارلمان اروپا به یک قطعنامه میلیتاریستی رای مثبت داد

یکی از سه نماینده پارلمان اروپا در لیست حزب چپ (Die Linke)، کارولا راکته(Carola Rackete)، روز پنجشنبه به نفع قطعنامه ای رای داد که از کشورهای عضو اتحادیه اروپا می خواهد «فورا محدودیت های استفاده از سلاح های غربی علیه اهداف نظامی مشروع در خاک روسیه را لغو کنند.» علاوه بر این، قطعنامه «عمیقا متاسف است که حجم کمک های نظامی دوجانبه کشورهای عضو به اوکراین در حال کاهش است». از کشورها خواسته شده است تا «تحویل سیستم های دفاع هوایی مدرن و سایر سلاح ها و مهمات، از جمله موشک کروز توروس» را تسریع کنند.

در استراسبورگ، 425 نماینده به این تعهد به تشدید تنش رای مثبت، 131 رای مخالف و 63 رای ممتنع دادند. هشت نماینده «چپ» تقریبا همه نمایندگان احزاب اسکاندیناوی با مواضع کاملا دوستدار ناتو به قطعنامه رای مثبت دادند.

راکته عضو حزب چپ نیست، اما سال گذشته توسط رهبری حزب به عنوان نامزد برتر معرفی شد. حداقل تردید وجود دارد که آیا کسانی در رهبری حزب که راکته را به جلو هل دادند، مواضع او را نمی دانستند: در واقع بر کسی پوشیده نیست که محیط لیبرالی که راکته در آن بوده است، به هیچ وجه ربطی به مواضع کلاسیک چپ ندارد، مثلا در مورد موضوع صلح، او صرفا برنامه سیاسی «غرب» را نمایندگی می کند.

دفتر مطبوعاتی حزب در پاسخ به این  که آیا خواسته های این قطعنامه با موضع Die Linke مطابقت دارد گفت: «به جای ارسال سلاح های بیشتر به منطقه جنگی، Die Linke خواستار افزایش فشار دیپلماتیک بر روسیه و انجام مذاکرات و صلح در اوکراین است.»




جای‌گاه ژیوپولیتیکی اوکرایین برای امپریالیسم!

دکتر ولادیسلاو ب. سوتیروویچ (Vladislav b. Sotirović) استاد پیشین دانشگاه اقتصاد و علوم اجتماعی در ویلنیوس- لیتوانی و پژوهش‌گر ژئواستراتژی بلگراد جای‌گاه ژیوپولیتیکی اوکرایین را برای پاسبانی از جهان تک‌قطبی به رهبری امپریالیسم امریکا را برجسته می‌داند.  

هالفورد جان مکیندر (Halford John Mackinder) جغرافی‌دان سیاسی انگلیسی می‌گفت که کسی که سرزمین اوراسیا (هارتلند)(Heartland) را کنترل می‌کنند، دست بالا را در سیاست جهانی دارد. اوکرایین همیشه بخش برجسته‌ای از هارتلند بوده‌است.

پس از ویران‌سازی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، اوکرایین تلاش کرد که تا وابستگی اقتصادی خود را به روسیه و هم‌چنین سایر جمهوری‌های شوروی پیشین کاهش دهد. برای نمونه، خرید نفت از ایران به جای روسیه را می‌توان نام برد. برتری در اقتصاد به صنعت سنگین مانند تولید آهن و فولاد، ماشین آلات و تولید هواپیما، مواد شیمیایی و کالاهای مصرفی واگذار  شد.

یک رژیم کودتا هوادار غرب در کیف در سال ۲۰۱۴  زیر نام  انقلاب اروپا-میدان از سوی امپریالیسم در آن‌جا نشانده شد.

با این کار، ایالات متحده امنیت فدراسیون روسیه، فرهنگ روسی و روس‌تبارها در بخش های شرقی و جنوبی اوکرایین (کریمه نیز) را به خطر انداخت. برای دولت آمریکا، روشن است که بازگشت اوکرایین در چارچوب نفوذ روسیه، مایه شکست ایالات متحده و دوستان غربی آن از بزرگ‌ترین بخش اوراسیا می‌شود. در این زمینه می‌توان گفت که یگان‌های جنگی اوکرایین برای سرکردگی ایالات متحده در سیاست جهانی می‌جنگند. کارشناسان روابط بین الملل، دلیل پشتیبانی ایالات متحده از اوکرایین علیه روسیه را به منافع اقتصادی شرکت‌های انحصاری بین‌المللی، چندملیتی و مالی غربی می‌دانند.

اقتصاد اوکرایین پس از سال ۲۰۱۴  به دست شرکت‌های غربی سپرده‌شد و به همین دلیل غرب به رهبری ایالات متحده، نمی خواهد که به شیوه مسالمت‌آمیز بخش‌هایی از اوکرایین را که از دید تاریخی از آن روسیه بود و بیش‌تر جمعیت ان روس و روس‌تبار هستند، را پس بدهد.




خصوصی سازی معدنها و عدم رعایت شرایط ایمنی یک بار دیگر موجب مرگ کارگران شد

برای حاکمیت جمهوری اسلامی خصوصی سازی زیر نام های گوناگون مانند “مولدسازی” یک هدف نئولیبرالیستی است که تمام لایه های بورژوازی انگلی به آن قسم خورده اند. خصوصی سازی گسترده جمهوری اسلامی تنها موجب فروش ارزان ثروت مردم به دوستان و هواداران نشده است، بلکه پس از غارت موجب بسته شدن بسیاری از کارخانه ها و کارگاه ها نیز شده است.

در آن دسته از کارخانه ها و معدنها که در حال کار است، طبقه کارگر به شدت استثمار می شود و اساسی ترین شرایط ایمنی کار به علت آزمندی سرمایه داران رعایت نمی شود.

منابع خبری می‌گویند که در انفجار یکی از معادن زغال سنگ شرکت خصوصی معدنجو با مدیریت “خودی ها” در طبس  ۳۱ معدنچی کشته و تعداد زیادی زخمی شده‌اند.

قبلا دو حادثه در معدن کرمان بود و در سال ۱۳۹۶ نیز انفجار معدن یورت در استان گلستان بیش از ۴۲ کارگر کشته شدند. عدم رعایت استانداردهای کار و تهویه مناسب از دلایل اصلی حوادث مرگبار کارگری در معادن ایران عنوان شده است.

آقای خامنه‌ای، یکی از بزرگترین مبتکر خصوصی سازی اقتصاد کشور پس از مرگ فاجعه آمیز این کارگران اشک تمساح می ریزد و از  مسئولان خواست که  تلاش خود را «مصروف نجات» معدنچیان محبوس کنند. ولی امیر مرتاضی،‌ ‌رئیس اداره کار تعاون و رفاه اجتماعی طبس، گفت که این حادثه به علت انفجار گاز متان در بلوک سی معدن رخ داد و «به دلیل حجم زیاد گاز امدادرسانی فوری در داخل تونل» با مشکل مواجه است.

محمد اتابک، وزیر صمت به دنبال نوشداروی پس از مرگ سهراب می رود و می گوید که «کارهای شرکت خصوصی که این معدن زغال سنگ را بر عهده دارد، در دست بررسی است.» همزمان احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به خبرنگاران گفت: «این معدن جزو معادن تمام مکانیزه نبوده.»




سخنان نغز

احسان طبری در باره ی رویزیونیست ها و استالین

رویزیونیست ها با تمام قوا کوشیدند تا مسئلهٔ «کیش شخصیت استالین و عواقب آنرا» بیش از حدود منطقی و واقعی آن بزرگ کنند و آنرا تا حد یک تراژدی یاس آور تاریخی اوج دهند و کلیهٔ دست آوردهای سوسیالیسم و جنبش کمونیستی معاصر را دستخوش لعن و نفرین و آه و اسف سازند و احکام و مصوبات کنگرهٔ بیستم حزب کمونیست اتحاد شوروی را مورد سوء تعبیرات و تفسیرات دور و دراز و نادرست قرار دهند و نتیجه بگیرند که تنها راه مسالمت آمیز به سوی سوسیالیسم راه درستی است و خواستار آزادی عمل فراکسیون و گرو هها در احزاب مارکسیستی شوند و بدینسان این احزاب را بسوی انحلال ببرند.




نقشه امپریالیسم برای  مواد معدنی در جنگ اوکرایین!

شرکت‌های انحصاری امپریالیستی با در دست داشتن بخش کشاورزی و سرچشمه‌های زیرزمینی اوکرایین، جای‌گاه استراتژیک امپریالیسم امریکا، برای نگه‌داشت سرکردگی جهانی را نیرومند می‌کنند.

نیمی از زمین‌های کشاورزی در اوکرایین پیش  از سال ۲۰۲۲  به شرکت‌های غربی فروخته شد. حتا کارشناسان غربی آشکارا می‌گویند که درگیری در اوکرایین نبردی برای سرچشمه‌های زمینی و زیرزمینی اوکرایین نیز است. کارشناسان می‌گویند که  ۵۰۰ هزار تن لیتیوم در دونباس است، اوکرایین در میان ۵  تولید کننده برتر جهانی گالیم و دومین تولیدکننده تیتانیوم جهان (برای صنعت هوایی، فضایی، پزشکی، خودروسازی و کشتی سازی بسیار برجسته است) و یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان آهن، کائولن، منگنز، زیرکونیوم و گرافیت (۲۰  درصد گرافیت جهان) است.

اوکرایین ۲۰ هزار معدن با ۱۱۶ مواد معدنی دارد. اوکرایین پنجمین تولیدکننده سرب، چهارمین تولیدکننده  مس، ششمین تولیدکننده روی و نهمین تولیدکننده نقره در اروپا است. اگر شرکت های غربی می خواهند از چنین سرچشمه‌های  طبیعی بهره‌برداری کنند، دولت‌های آن‌ها باید از رژیم کیف در جنگ علیه روس‌تباران در شرق اوکرایین و خود روسیه پشتیبانی کنند. امریکا  ۹۰  درصد تیتانیومی که برای صنعت خود نیاز دارد، را از بازار جهانی می‌خرد. بوئینگ آمریکایی  ۳۰  درصد از نیاز خود به تیتانیوم را از روسیه فراهم می‌کند. امپریالیسم امریکا و غرب برای نیرومند شدن در رقابت با چین به این عنصرهای معدنی نیاز فراوان دارند.

عنصرهای معدنی کمیاب زیرزمینی اوکرایین، می‌تواند به اقتصادهای غربی کمک کند تا خود را از وابستگی به  چین و روسیه را در زمینه انرژی رها سازند. عنصرهای معدنی دونباس برای صنعت امریکا و غرب خیلی برجسته هستند. 

یکی از بزرگ‌ترین معدن‌های آهن  در بخشی از زاپوروژیه است که هم اکنون در دست روسیه است. دریای آزوف دارای نفت و گاز است. زاپوروژی و دونتسک دارای سرچشمه‌های  بزرگ لیتیوم هستند. بسیاری از کارشناسان غربی آینده سرنوشت انرژی اروپا را با پیروزی اوکرایین در  دونباس گره زده‌اند.




سیاست ضدکارگری حاکمیت جمهوری اسلامی؛ تأمین اجتماعی که به راحتی بیمه کارگران را قطع می‌کند و به مشکلاتِ کارگران توجهی نمی‌کند

حاکمیت ضدکارگری جمهوری اسلامی به هر بهانه ای شرایط زندگی کارگران را بدتر می کند. تورم بسیار بالا است؛ قیمت مسکن روزنه افزایش می یابد، ولی حاکمیت جمهوری اسلامی سرمایه داری حقوق و دستمزد کارگران را بسیار کمتر از نرخ تورم افزایش می دهد. کارگران حق اعتصاب ندارند و از داشتن سندیکا و تشکلات مستقل محروم‌اند. جمهوری اسلامی سالهاست که کارگران قراردادی و پیمانی را جانشین استخدام های دائمی کرده است، ولی علاوه بر آن همچنان به آزار و اذیت کارگرانی که سالها پول به بیمه اجتماعی داده اند، ادامه می دهد.

به گزارش “گسترش نیوز” فعال رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی خرمشهر هاشمی می‌گوید: بعد از قطع بیمه‌ی ۹ نفر، اعتراض کردیم و از استان دو بازرس آمد و رسیدگی کردند و این کارگران در بازرسی مشترک مورد تائید قرار گرفتند، اما همانطور که گفتم این کارگران با وجودِ مشکلاتِ بسیار همچنان بیمه‌شان پس از گذشت تقریباً سه ماه، وصل نشده است. ​

این کارگران بعد از سال‌ها بیمه‌پردازی، در جریان یک بازرسیِ اشتباه بیمه خود را از دست داده‌اند. 

این فعال ساختمانی ادامه می‌دهد: تأمین اجتماعی که به راحتی بیمه کارگران را قطع می‌کند، به مشکلاتِ این کارگران و دردسری که برایشان ایجاد می‌شود، توجهی نمی‌کند. ما بارها از تأمین اجتماعی خواسته‌ایم که از انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی برای بازرسی استفاده کنند تا بازرسی دقیق‌تر انجام شود. 

هاشمی می‌گوید: در حال حاضر بازرسی‌های سازمان تأمین اجتماعی را قبول نداریم. بازرسی که از منطقه‌ای دیگر می‌آید، چون به منطقه اشراف ندارد، برای بیمه کارگران مشکلاتی ایجاد می‌شود. 

رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی خرمشهر گفت: آقای میرهاشم موسوی معتقدند عده‌ای برای زیر سوال بردنِ سازمان آن را نقد می‌کنند، در حالیکه ما به عنوان صنف کارگران ساختمانی به عملکرد این سازمان در این سه سال معترض هستیم.




به هفت دلیل روسیه خواهان جنگ در اوکرایین نبود! 

استراتژی ناتو تبدیل اوکرایین به یک سنگر غربی بود.

پرفسور مرشایم (John Joseph Mearsheimer) دانش‌مند علوم‌سیاسی و استاد دانش‌گاه شیکاگو برای نشان دادن این ادعا هفت دلیل دارد.

یک- پیش از ۲۴  فوریه ۲۰۲۲ هیچ نشانی از نقشه روسیه برای به دست‌گیری رهبری اوکرایین و گنجاندن آن در روسیه در هیچ کجا یافت نمی‌شود. هواداران غرب هیچ نوشته‌ای یا گفته‌ای از پوتین در این باره نمی‌توانند بیابند.

دو- هیچ نشانی از برنامه‌ریزی و آماده‌سازی روسیه برای بنیان‌گزاری یک دولت دست نشانده در اوکرایین، پرورش رهبران هوادار روسیه در کیف یا انجام کنش‌های سیاسی که به گنجاندن اوکرایین در روسیه بینجامد در هیچ جا یافت نمی‌شود.

سه- نیروهای جنگی فرستاده شده از سوی روسیه به اوکرایین، به آن اندازه نبودند که بتواند برنامه یکی کردن اوکرایین با روسیه را پیاده کنند. گاردین می‌نویسد که نیروهای روسی صدهزار افسر و سرباز بودند. برای هم‌سنجی آلمان نازی تنها برای به دست گرفتن غرب لهستان که تنها یک سوم اوکرایین است، در سال ۱۹۳۹ ۱،۵ میلیون افسر و سرباز به این کشور فرستاد.

چهار- در ماه‌های پیش از آغاز جنگ، روسیه تلاش کرد تا راه حلی دیپلماتیک برای بحران اوکرایین پیدا کند. ۱۷  دسامبر ۲۰۲۱ ، پوتین نامه‌ای به جو بایدن رییس جمهور و استولتنبرگ دبیرکل ناتو نوشت و پیش‌نهاد کرد که: ۱) اوکرایین به ناتو نپیوندد، ۲) هیچ جنگ‌افزار یورشی در نزدیکی مرزهای روسیه جای‌گزاری نشود.

پنج- تنها چهار روز پس از آغاز جنگ روسیه خواستار گفت‌وگو با اوکرایین در باره‌ی صلح شد. 

شش- اگر اوکرایین را فراموش کنیم، هیچ نشانی از برنامه روسیه برای یورش به کشورهای دیگر اروپای شرقی در هیچ کجا یافته نشده و نمی‌شود.

هفت- تا پیش از آغاز بحران اوکرایین در ۲۲  فوریه ۲۰۱۴ کم‌تر رسانه‌ای در غرب و یا کم‌تر سیاست‌مداری در غرب پوتین را یورش‌گر و خواهان زنده کردن امپراتوری روسی می‌خواند.