اسراییل یک رژیم دموکراتیک نیست:جدایی میان قوه قضایی و قوه اجرایی زیر فشار

در اسراییل قوه‌مقننه هرگز در عمل از قوه‌مجریه جدا نبوده‌است، ولی قوه‌قضائیه مستقل از روند سیاسی بوده‌است، و گاه‌گاهی دیوان عالی تصمیم کمیسیون مرکزی انتخابات را بی‌هوده و نادرست خوانده‌است. قوه‌قضائیه به حزب‌های عرب اجازه شرکت در انتخابات داده‌است. در تاریخ کشوری که زنان در دولت نبوده‌اند، دیوان عالی یک پشتی‌بان برجسته برای حقوق زنان  بوده‌است. حکم‌های دادگاه تبعیض دست‌مزد جنسیتی را کنار گذاشت، از  دست‌رسی زنان به هیئت‌مدیره شرکت‌های دولتی پشتی‌بانی کرد، جدایی جنسیتی را در فضاهای عمومی ممنوع کرده‌است، شکاف سن بازنشستگی میان زن و مرد را از میان برداشت، و نمایندگی زنان در نهادهای دولتی را پذیرفت.

هم اکنون استقلال قوه قضائیه نیز در خطر است.

بسیاری از شهروندان یهودی برای پشتی‌بانی از دادگاه عالی، فرمان‌روایی قانون و جدایی قوه‌قضایی از قوه‌اجرایی و علیه یورش دولت اسراییل به خیابان ها ریختند. ولی راستش این است که یهودیان اسراییلی همیشه ضد فرمان‌روایی قانون بوده‌اند. قانون در اسراییل هرگز بر اراده همه‌ی مردم استوار نبوده‌است. در دولت مردم یهود، قانون برای پشتی‌بانی از حاکمیت یهود به جای حاکمیت شهروندان به کار برده می‌شود.

اگر چه دیوان عالی در برابر فلسطینی‌ها بارها نقش بسیار واپس‌گرایی بازی کرده است، ولی برای پشتی‌بانی از حقوق یهودیان در درون مرزهای اسراییل در برابر یورش دولت بارها ایستادگی کرد.

فراموش نشود که دیوان عالی اسراییل نقش برجسته‌ای در پیاده کردن پروژه استعماری اسراییل و مشروعیت بخشیدن به ستم به فلسطینی‌ها بازی کرده است. دیوان عالی بارها به سود دزدیدن زمین‌های فلسطینی‌ها و اعدام‌های فراقانونی، ویرانی خانه‌ها، بیرون راندن و بازداشت فلسطینی‌ها رای داد . دیوان عالی اسراییل بیرون کردن فلسطینی‌ها از خانه‌هایشان در هشت روستا و درخواست ارتش اسراییل برای برگزاری رزمایش آموزشی در این روستاها را پذیرفت.

برخی از قاضی‌های این دیوان خود شهرک‌نشین هستند و به همین دلیل برپایه قانون بین‌المللی “جنایت‌کار” هستند.




ضرورت نبرد با ستم

ارانی گفت که «در شطی که آن جنبنده تاریخ است. مشو زان قطره‌ها کاندر لجن‌ها بر کران مانند. بشو امواج جوشانی که دائم در میان مانند»!

سرگذشت هم طبقه‌های ما، سرگذشت غم‌انگیزی است، پر از درد و رنج و آه. پدران ما زیر فشار کار جان دادند، مادران ما آش سنگ برای فرزندان پُختند، گزمگان فرزندان آزادی‌خواه ما را سر بریدند. 

سده‌ها تولید کنندگان فراورده‌های مادی «در پى آب تیره گون خضر» با پای برهنه دویدند. و با «پیاله هاى تهى در دست» و سفره‌های تهی از نان  بر زمین، نجات را در آسمان دیدند و برای آرامش شکم گرسنه و انتقام از ستم‌گران، شب‌های دراز را با درد دل با این خدایان به پگاه رساندند.

«زمان در دوّرانِ ابدىِ خویش، غلتان» و زمین در چرخش همیشگی خود بود ولی فصل‌ها جز زمستان نبود و ارمغان دیگری سوای «چشم ها غرقه در گودال …، و قلب ها در سینه ها ریش ریش» برای رنج‌بران نداشت.

«فضاى سنگین زمان، جز ناله غمگنانه»ی رنج‌بران و «نعره هاى خوف انگیز جباّران، در خود نداشت». شب دراز بود و خواب کوتاه. روزها بلند، ولی «از تابشِ امواجِ درخشان و طلائى خورشید، جز تیرگى چهره» و کوری چشم نصیب شان نبود. یوغ کار سنگین بود و گرده‌ها نزار و پشت‌ها  خمیده. تازیانه بهره کشان از انسان و شکنجه زمین‌داران بسیار دردناک بود و تاب درد تن کم. «بسیط زمین در پهنه آرزوها[] تنگ بود.»

با این همه توده‌های رنج و تهی‌دستان روزگار، رویای رهایی و آزادی در سر، و آرزوی نان و آب در دل داشتند. و هم‌واره در گردباد زمانه شعله کوچک شمع امید را در نهان خانه‌ی دل، به دور از چشم گزمگان شب، روشن نگه داشتند. انسان‌ها به سرسپردگی شرایط تن در ندادند و قهرمانان آسمانی و زمینی بسیاری برای به حقیقت پیوستن رویا و بر آوردن آرزوی دل آفریدند.




چرا حزب توده ایران علیه کودتای 28 مرداد قیام مسلحانه نکرد؟

فرح نوتاش 17.08.2024

خصوصیات بارز هر انقلابی، انعکاس صحیح رویداد های تاریخی بدون اعمال هر گونه حب و بغض خطی و وارونه جلوه دادن حقایق است! بخصوص در رویدای مهم چون کودتای 28 مرداد سال 1332، که پیامده هایی بس ناگواری را برای ملت ایران در پی داشته، که تا همین امروز مردم شریف ایران گرفتار آن است.

احزاب و سازمان های سیاسی بدون توجه به تنش آنان با هم، همگی جزو بدنۀ موج خروشان هستند که با اصطکاکی به پیش می رود و هویت مبارزاتی یک ملت محسوب می شوند. از این رو، ازطیف وسیع نویسندگان میدان سیاسی انتظار می رود که، با توجه به رنج بی پایانی که تمام مبارزین ایران در عرصه استبدادی رژیم های حاکم بر ایران، تا کنون متحمل شده اند، و خانواده های مظلوم و بی پناه آنان، که هم درد با آنان در تمام سال های زندان و اعدام بوده اند، حرمت نگهدارند. و با زخم زبان، باعث شکنجه فراتر بازماندگان آنان نشوند! و از خراش اعماق سه نسل کودکان رنجدیده این مبارزین خود داری کنند.  

چرا در آن کودتا حزب توده مبارزه مسلحانه نکرد؟ سوالی است که برای بسیاری مطرح بوده و هست. من نیز یکی از آنان بودم. از این رو به تحقیق رویدادها پرداختم.

ملی کردن نفت ایران با همت دکتر محمد مصدق نخست وزیر ایران و پشتیبانی مردم و کارگران در تمام اتحادیه ها و حزب توده ایران که در ایجاد میتینگ های ضد استعماری بسیار توانمند بود، به انجام رسید.  بعدها چرچیل نخست وزیر انگلیس صحبت از استخراج 370 میلیون تن نفت ایران را می کرد و حال آنکه در شرکت نفت ایران و انگلیس، فقط 20% از فروش بی حساب و کتاب آن نفت استخراجی را، انگلیس به ایران می داد و بقیه را خود می برد.

زخمی که استعمار انگلیس از ملی کردن نفت ایران خورد باعث شد که برنامه کودتایی را به نام آجاکس در سال 1331 علیه دولت مصدق طراحی کند. که در 28 مرداد 1332 با همکاری آمریکا، منجر به سقوط حکومت دکتر مصدق شد.

 وزیر کشوردولت مصدق، سر لشگر زاهدی بود که وابستگی او به آمریکا برای حزب تودۀ ایران

روشن بود. حزب توده مخالفت خود را با انتصاب او در نشریاتش اعلان می کرد. ولی مصدق اعتنایی به آن انتقاد ها نداشت. و خود مصدق با این که علیه استعمار انگلیس مبارزه می کرد، ولی آمریکا را کشوری آزاده و دموکرات می شناخت. هنوز هم در جبهۀ ملی این دیدگاه موجود است.

بعد ها همان سر لشگر زاهدی همکار آمریکا و انگلیس در کودتای 28 مرداد شد!

حزب توده به دلیل حضور افسرانش در ارتش، از وقوع کودتا پیشاپیش اطلاع داشت، این مطلب را به اطلاع مصدق رساند. و در سه روز پیش از کودتا برای پیش گیری از کودتا تعدادی از اعضای خود را در محلات کارگر نشین، چون خیابان صفای تهران ، مسلح کرده بود.

مریم فیروز “همسر نورالدین کیانوری رهبر حزب توده در 1357” ، می گفت: مصدق پسر عموی من بود. ما سه روز متوالی، سه پیک به خانۀ او فرستادیم و گفتیم دارد کودتا می شود و ما آمادۀ دفاع مسلحانه هستیم. ولی او در هر سه روز پیاپی گفت: نه هیچ اقدامی نکنید و صبر کنید، صبر کنید و صبر کنید، و کار از کار گذشت.

در جواب سوالی که چرا خود حزب مستقلا وارد میدان مبارزه مسلحانه نشد؟ او گفت حزب نمی خواست روی دست مصدق بلند شود. در این میان حال اعضای حزب توده که سه روز مسلح، منتظر دستور حمله ای بودند که هرگز صادر نشد، بسیار دردناک بوده است.  

در بخشی از اسناد سی آی ای، که چند سال پیش برای عموم چاپ شده ، بطور روشن  آمده است: 

***روزهای 16 و 17 اوت  نیروهای وفادار به مصدق بر خیابانهای تهران مسلط بودند و صدها هزار نفر به هواداری از مصدق تظاهرات می کردند و  شاه را به عنوان » خائن» محکوم می کردند.  شاه  وحشت زده از کشور فرار کرد.

روز 19 اوت بود که ورق برگشت. مصدق با اعتماد به قول  سفیر آمریکا، به نیروهای نظامی دستور داد» خیابان را از وجود تظاهر کنندگان پاک سازند» از وجود کسانی که  فعالان حزب  ممنوعه توده، در میان آنها نقش  مهمی ایفا می کردند، و برغم   ممنوعیت، از سوی دولت تحمل می شدند.

پس از آن بود که اوباش خریده شده و هواداران شاه بر خیابانها مسلط شدند و با کمک دیگر نیروهای نظامی، مردم  هوادار مصدق را پس راندند. این نیز برای موقعیت مصدق تاثیر منفی داشت که برخی از مقامات موثر مذهبی که در آغاز از او حمایت میکردند، اینک بدلیل سیاست فرهنگی سکولار او، با او به مبارزه برخاسته بودند.  

پس از 9 ساعت نبرد سخت که برای تسخیر خانه مصدق رخ داد،سرانجام نخست وزیر دستگیر شد.***

و بعد از آن سقوط، یورش به خانه اعضای حزب توده ایران و دستگیری تعداد کثیری از آنان و برخی از اعضای جبهۀ ملی شروع شد. شکنجه آن مردان و اعدام ها و خانواده های زیر خط فقر و بی پدری و مشکلات بعد از آن، چیزی نیست که درد آن هرگز از چهرۀ ایران پاک شود.

حزب توده که از سال 1327 ممنوعه اعلان شده بود، همواره تحت بالاترین فشار به کار سیاسی می پرداخت. و حتا در زمان مصدق بسیاری از اعضاء آن زندانی بودند.  

مصدق آمریکا را به حزب توده ایران ترجیح داد. و آمریکا هم که همواره به دنبال یک نوکر وابسته و فرمانبردار است، شاه راه به مصدق ترجیح داد. و مصدق تا پایان عمر در خانۀ خود در احمد آباد زندانی بود. و بعد از مرگ همانجا دفن شد.

حزب تودۀ ایران مادر تمام سازمان های چپ ایران، با ویژگی های مارکسیست لنینیست، ضد امپریالیست، ضد صهیونیست، و ضد سرمایه داری، ضد استعماری و حامی مردم فلسطین،  باعث بیداری زحمتکشان ایران، روشنفکران ایران وحرکت عظیم و قدرتمند کارگران، بنیان گذار فرهنگ مبارزاتی سندیکایی وایران مدرن بود.

یاد و نام تمامی بخون خفته گان، زندانیان و شکنجه شدگان و خانواده های رنجدیده محترم آنان از خاطره ها هرگز محو نخواهد شد.




اسراییل یک رژیم دموکراتیک نیست:فساد رهبران

فساد در میان سردم‌داران بالای دست‌گاه سیاسی و دولتی بسیارگسترده است. سردم‌داران در سال‌های گذشته در چندین رسوایی و پرونده جنایی دست داشته‌اند. در نوامبر ۲۰۱۹، دادگاه پرونده‌ای برای  کلاه‌برداری، رشوه‌خواری نتانیاهو باز کرد. او پس از کیفرخواست از کناره‌گیری از نخست‌وزیری خودداری کرد و هم چنان نخست‌وزیر است. او هم‌چنین تلاش کرد که از قانون‌گذاران و سیاست‌مداران در برابر پی‌گرد قانونی پاسبانی کند، اگرچه که او در انجام این کار هنوز پیروز نشده‌است. در  سال ۲۰۲۰، دادستان‌ها به بازجویی از وکیل پیشین نتانیاهو، یک فرمانده پیشین نیروی دریایی، و دیگر سردم‌داران به اتهام رشوه برای خرید کشتی‌های نیروی دریایی پرداختند. 

دادگاه عالی پرونده‌ای برای  نخست‌وزیر پیشین (ایهود اولمرت) به جرم فساد باز کرده است. موشه کاتساو، رئیس جمهور پیشین برای دو بار تجاوز جنسی به زنان و بزه‌کاری‌های دیگر در دادگاه محکوم شد. در سال ۲۰۲۲، ریه دری (Aryeh Deri)، وزیر پیشین، با پذیرفتن جرم مالیاتی خود، از مجلس کنست خودخواسته بیرون رفت.

دادگاه عالی، آشر یدلین (Asher Yadlin) را که نامزد ریاست بانک اسراییل بود، به دلیل رشوه‌گیری روانه زندان کرد. دادگاه عالی هم‌چنین به پژوهش در باره‌ی فساد  یکی از وزیران دولت به نام آبراهام اوفر (Avraham وفر) که در سال ۱۹۷۷  خودکشی کرد، می‌پردازد. این دادگا ه هم‌چنین، از لیا رابین (Leah Rabin)، هم‌سر نخست‌وزیر پیشین به دلیل داشتن حساب‌های بانکی در ایالات متحده بازجویی کرد.   

به گزارش timesofisrael به گفته کارشناسانی که به بررسی فساد در کشورها می‌پردازند، اسراییل با بررسی ۱۰۰ ویژگی‌های ضدفساد به ۵۹ امتیاز (اردن ۴۹) دست یافت و در میان ۳۷ کشور OECD، اسراییل به  رتبه ۲۹ دست یافت. نیلی آراد (Nili Arad)، رییس سازمان شفافیت بین‌الملل اسراییل، گفت که «فساد در اسراییل در روند گسترش است».




با نبرد می‌توان بر دیکتاتور پیروز شد

محمدرضا هم‌راه با دربار، چاکران و سالاران  خود در این اندیشه بود که با کودتا، زور خود را بی کران و جان خود را جاودان خواهد کرد. محمدرضا، جانورانی را دوروبر خود گرد هم آورد  که «برای بودن خود، حتّا نبودن تمام جهان را هم تصویب» می‌کردند و «جمع را منکر» بودند. آن‌ها با سنگ‌دلی «به خاطرِ اشیاء، اشخاص را نابود» کردند «تا بر میلیاردهای خود بیفزایند».

ولی همان‌گونه که برشت به زبان آندره‌آ  گالیله می گوید: همه چیز با زور بدست نمی‌آید! هر کاری از زور ساخته نیست! بلاهت روئین تن نیست! 

در درازنای تاریخ انسانی، پهنه رویارویی ستم‌گران و ستم‌دیدگان، هیچ‌گاه به اندازه امروز روشن نبوده‌است. صف گرگان درنده بهره‌کش و استعمارگر در یک سو و “قشون زحمتکشان” و خلق‌های در بند در سوی دیگر آن. صف سومی نیست و هرگز نبوده‌است. یا در کنار انگل‌هایی که با مکیدن خون از تن نزار تهی‌دستان زنده‌اند ایستاده‌ایم و یا در گُردان آفریندگان دارایی‌های مادی و معنوی جامعه. در پهنه پیکار، تماشاگری و گریز از نبرد، یعنی در کنار دشمن ایستادن. هر کسی باید رک و راست و بدون بازی با واژه‌های زیبا نشان دهد که در کجا ایستاده است. با سوداگری و حساب‌های بازاری نمی‌توان خود را در کنار خلق نشان داد و “شریک دزد و رفیق قافله” شد. در این راه نمی‌توان و نبایست «در دکان هیچ نزول خواری» نشست. کسی از ما نمی‌خواهد که مانند روزبه، کتیرایی، رضایی و اشرف با جان‌سپاری، پرومته زمان خود شویم. باور به انسانی کردن انسان، نیفتادن به دام سوداگران افسون‌گر و ددان انسان خوار، گام نخست است. گام پسین این است که هر کس بر پایه توان، نیرو، تن‌درستی، زمان و دلیری خود می‌تواند گوشه کوچکی از کوله بار این نبرد سنگین را بر دوش کشد. بدین‌گونه هر کس می‌تواند برازنده نام انسان باشد.




احیای میلیتاریسم در ژاپن؛ تجاوز نظامی به چین از کتابها حذف می شود

منبع: رادیو چین

15 اوت امسال هفتاد و نهمین سالروز تسلیم بدون قید و شرط ژاپن در جنگ دوم جهانی بود. در همین حال، هیدئو شیمیزو 94 ساله، یکی از اعضای سابق یگان متجاوز 731 ژاپن در بازدید از موزه شواهد جنایت یگان 731 و محل سابق این یگان در شهر هاربین در شمال شرقی چین بازدید کرد، از جنایات خود ابراز پشیمانی کرد.

 رویکرد سیاستمداران ژاپنی باعث شده که مردم کشورهای دیگر عمیقاً نگران روند خطرناک ژاپن در احیای نظامی‎گری باشند و در این راستا هوشیاری خود را حفظ کنند.

تحت هدایت سیاستمداران جناح راست ژاپن، در کتاب درس تاریخ مدارس ژاپن، موضوعات مربوط به تجاوز به چین حذف شده و ژاپن از جنگ‌افروز و متجاوز به صورت «قربانی جنگ» جلوه داده شده است. هیدئو شیمیزو، کهنه سرباز ژاپنی با انتقاد شدید از این موضوع گفت: «جنگ بسیار غم‌انگیز بود اما اقدامات مقامات ژاپنی خشمگین‎کننده است – آنها نه تنها وجود “یگان 731” را انکار می‎کنند بلکه برخی از سیاستمداران هیچ احترامی برای حقایق تاریخی قائل نیستند و هیچ تأملی در مورد مسئولیت جنگ از خود نشان نداده‌اند.»

دولت ژاپن در سال های اخیر با جوسازی در مورد «تهدید چین» و به همین بهانه درصدد تغییر تعهدات این کشور در «قانون اساسی صلح» و «دفاع از خود» هست و قصد دارد تا سال 2027 بودجه نظامی خود را به 2 درصد میزان کل تولید ناخالص داخلی ارتقا دهد. ژاپن همچنین درصدد استقبال از ورود نیروهای بیگانه و پیشبرد ایجاد «ناتوی آسیایی» است . . . همه این رویکردها نشان می‌دهد که ژاپن قصد دارد دوباره مسیر «کشور بزرگ نظامی» را برای خود احیا کند که یک تهدید جدید برای صلح و ثبات منطقه آسیا به بار خواهد آورد.




نقش منفی روحانی‌ها

روحانی‌ها نقش بسیار منفی در سرنگونی دولت محمد مصدق و کمک به کودتاچیان بازی کردند. هم کاشانی و هم  بهبهانی از  دشمنان سرسخت مصدق بودند. پس از گریز رسوایی‌آمیز محمدرضا از میهن ماو در روز نهم اسفند۱۳۳۱، آیت‌الله سیدمحمد بهبهانی و شیح بهاءالدین نوری مردم را علیه مصدق شوراندند.

با باز شدن برخی از رازها از کشوهای نهانی امپریالیسم امروز ما می‌دانیم که همه ی این آیت‌الله‌ها برای کمک به کودتای ۲۸ مرداد از سازمان‌های جاسوسی آمریکا و بریتانیا پول گرفتند و دسته‌‎های اوباشی شعبان بی‌مخ و طیب حاج رضایی را برای هواداری از شاه رهبری کردند و به خیابان‌ها آورند.

سندهای دولت آمریکا نشان می‌دهد که کاشانی ماه‌ها پیش از کودتا با سفارت ایالات متحده و جاسوسان سیا در تهران نشست‌های بسیاری داشت. 

سندهای تازه در باره‌ی بهبهانی به روشنی نشان می‌دهد که چند روز پیش از تلاش نافرجام کودتای شب ۲۴-۲۵ مرداد، سفارت آمریکا در تهران به بهبهانی پول پرداخت کرده‌بود.  آیت‌الله طالقانی هم زمانی گفته‌بود که پیش از کودتا شنیده‌بود که در خانه بهبهانی کسانی نشسته بودند و به نام حزب توده ایران علیه اسلام و روحانی‌ها می‌نوشتند. سندها نشان می‌دهند که بهبهانی یکی از برنامه‌ریزان پنهانی برای سرنگونی مصدق در صبح روز ۲۸ مرداد بود.

ریچارد کاتم (Richard Cottam)- که در زمان کودتای ۲۸ مرداد جاسوس جوان سی‌ای‌ای در تهران بود، سال‌ها پس از کودتا نوشت که سفارت امریکا به بهبهانی دلار می‌داد که بخشی از آن برای پخش میان روحانی‌ها و دسته‌های اوباش جنوب شهر تهران بود. در سند آمده است که حتا پس از کودتا، دربار هم‌چنان برای خریدن دوستی بهبهانی به او پول می‌داد. سندهای باز شده نشان می‌دهد که بدون کمک ام‌آی‌۶ و سی‌ای‌ای کودتا نمی‌توانست پیروز شود.




آیا دکتر مصدق می‌توانست با قبول پیشنهاد امریکا و انگلیس از کودتا جلوگیری کند؟

برخی از چپ‌های راست شده می‌گویند که مصدق می‌بایست که پیش‌نهاد امریکا و بریتانیا در باره‌ی نفت را می‌پذیرفت. ولی پرفسور آبراهامیان بر پایه سندهای در دست می گوید که  پیش‌نهاد انگلیس و آمریکا برای آشتی در باره‌ی نفت، یک دروغ بزرگ بود که امریکا و انگلیس برای خریدن زمان برای برنامه‌ریزی کودتا پیش‌گزاری کرده‌بودند.

آبراهامیان می‌گوید که دکتر مصدق به‌خوبی می‌دانست که پیش‌نهاد غربی‌ها، چه انگلیسی‌ها و چه آمریکایی‌ها، پذیرش تهی ملی‌کردن بود که بر پایه آن نام ایران بر صنعت‌نفت نوشته می‌شد، ولی فن آوری، برون آوری در دست شرکت‌های نفتی غرب هم‌چنان می‌ماند . این‌گونه چپ ها درنمی‌یابند که ملی‌شدن نفت تنها درباره‌ی درآمدهای نفتی نبود، بل‌که بخشی ناگسستنی از جنبش‌های رهایی‌بخش بود که در آن زمان خواهان آزادی از بند استعماری امپریالیسم  بریتانیا بودند. این جنبش‌ها به بهانه‌های گوناگون در هند، پاکستان، اندونزی، کنگو،  برمه ووو در روند گسترش بودند و با امپریالیسم بریتانیا شاخ به شاخ شده‌بودند و قهرمانان مانند گاندی، نهرو، ناصر، سوکارنو، نکرومه و لومومبا آفریدند.

جنبش ملی کردن نفت، شیوه نبرد جنبش رهایی بخش ایران بود که هم‌راه با جنبش‌های رهایی بخش در مستعمره ها، بخشی از جنبش رهایی بخش جهانی علیه منافع امپریالیسم بود. اندیشه مصدق در باره‌ی ملی کردن نفت، بدون تردید هم‌راه با احساس، اگر نگوییم ضدامپریالیستی، ولی بی گمان آغشته به احساس ضداستعماری علیه بریتانیا بود.

هیچ تردید در این نیست که امپریالیست‌هایی که به چپاول سرچشمه‌های زیرزمینی ما پرداخته بودند، بدون کمک بورژوازی بومی به رهبری دربار محمدرضا و به هم‌راهی بورژوازی تجاری به رهبری روحانی‌ها نمی‌توانستند دست به کودتا بزنند. در همه‌ی جنبش‌های رهایی‌بخشی که ددمنشانه مانند اندونزی سرکوب شدند، ما این هم‌اهنگی میان امپریالیسم با بورژوازی بومی را می‌بینیم.