دستگاه امنیتی رژیم برای کشتار انقلابیون چپ ساخته شد و نه برای شکار جاسوسان اسراییل و امپریالیسم

در طول بیش از چهل ساله گذشته نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با موفقیت شگفت انگیزی توانستند همه ی نیروهای مترقی آنزمان مانند مجاهدین، نیروهای گوناگون فدایی، دسته های گوناگون مائویست و حزب توده ی ایران را قلع و قمع کنند. همه ی ما بیاد داریم که ماموران رژیم چطور اعضای مجاهدین، فداییان خلق و حزب توده ایران را در دورترین دهات پیدا و دستگیر میکردند.

چطور این ماموران پس از بیش از چهل سال تجربه تعقیب، شنود، دستگیری، شکنجه و اعدام تا این حد در جلوگیری از ترور دانشمندان هسته ای و ترور بالاترین رهبر حماس عاجز هستند؟ 

دلیلش این است که دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی از همان روز اول پس از انقلاب برای رویارویی با نیروهای انقلابی تشکیل و سازماندهی شد و نه علیه جاسوسان اسراییل و امپریالیسم.

 درخواست روزانه حزب توده ی ایران از رژیم برای انتشار لیست ساواکی ها هرگز براورده نشد. دلیل روشن عدم انجام اینکار توسط جمهوری اسلامی استفاده گسترده از کارمندان ساواک که آموزش دیده Mossad, CIA, MI6  بودند برای مقابله با نیروهای چپ و کمونیستی بود.

برای همین تعجب برخی از سردمداران رژیم و اپوزیسیون از قدرت امنیتی رژیم فاشیستی اسراییل در داخل ایران مسخره است.

دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی برای ارعاب مردم ما و با کمک ماموران سابق ساواک مانند فردوست ایجاد شد. برای همین رژیم نمی تواند از نفوذ اطلاعاتی خارجی در دستگاه های امنیتی خود جلوگیری کند.

اسماعیل هنیه در جریان سفرش به تهران در مکانی مطمئن و تحت تدابیر شدید امنیتی حفاظت می‌شد. قتل اسماعیل هنیه آنهم در قلب تهران گویای ضعف و شکنندگی رژیم ایران و دامنه و عمق نفوذ سرویس های اطلاعاتی اسرائیل و غرب در دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی است. اسراییل نشان داد که از این پس هیچیک از رهبران ایران امنیت کامل در خانه های امن خود ندارند.




جنگ سرد، یک جنگ هسته ای محدود امپریالیستها علیه مردم مناطق محروم بود

از سال 1950 تا پایان جنگ سرد، تقریبا هر 8 روز یک بمب اتمی منفجر می شد. حدود 2000 آزمایش هسته ای انجام شد که نصف آنرا امپریالیسم امریکا انجام داد.

در حالیکه اتحاد جماهیر شوروی آزمایشهای هسته ای خود را در قزاقستان و آزمایش بمب های هیدروژنی را در مناطق قطب شمال خود انجام داد، کشورهای امپریالیستی مناطق محروم جهان را با آزمایشهای هسته ای خود آلوده کردند. 

آزمایش های هسته ای امپریالیستها در مناطقی مانند مستعمرات و جزایر به دور افتاده انجام شد که افراد زیادی در آن حضور نداشتند و مردمش  بی سروصدا و خاموش بودند.   

انگلستان آزمایش سلاح های هسته ای خود را در استرالیا آغاز کرد. اما وقتی بریتانیایی ها می خواستند یک بمب هیدروژنی قدرتمند آزمایش کنند – برای استرالیایی ها قابل پذیرش نبود.

انگلستان کشور کیریباتی در اقیانوس آرام را انتخاب کرد. مردم کیریباتی مانند بومی های استرالیایی ها صدای اعتراضی نداشتند، بنابراین هیچ مشکلی برای انگلیسی ها وجود نداشت. بعدها، ایالات متحده نیز از کیریباتی برای برخی از آزمایشات خود استفاده کرد. فرانسه در الجزایر و پلینزی فرانسه آزمایش کرد.

قوی ترین آزمایش های هسته ای و بمب هیدروژنی آمریکا در اقیانوس آرام – در کیریباتی و جزایر مارشال انجام شدند. این بدان معناست که بیشتر پیامدهای بمب های هیدروژنی در منطقه اقیانوس آرام پخش شده است.

این آزمایش ها سلامت میلیون ها نفر در سراسر جهان را به خطر انداخت و آنها را به سرطان، بیماری قلبی و اختلالات سیستم ایمنی بدن مبتلا ساخت. بسیاری آواره شدند و بسیاری هنوز نمی توانند در خانه ای زندگی کنند که زمانی خانه آنها بود زیرا بسیار آلوده است.

به همین دلیل است که جنگ سرد یک جنگ هسته ای محدود امپریالیستها علیه جمعیت محدود بود. امپریالیسم امریکا دو بمب اتمی در پایان جنگ جهانی دوم بر روی هیروشیما و ناکازاکی انداخت.




آزمایش های بمب های اتمی امپریالیسم فرانسه در اقیانوس آرام

برای سه دهه، فرانسه از جزیره مورروآ (Moruroa) در اقیانوس آرام برای آزمایش بمب های اتمی استفاده کرد.

به ساکنان جزیره گفته شد که آزمایش بمب های اتمی هیچ خطری برای سلامتی آنها ندارد. اما این یک دروغ بزرگ بود.

این پیام برای چندین دهه از سوی دولت فرانسه و از سوی دولت خودگردان تکرار شد. ادوارد فریچ که از سال 2014 رئیس‌جمهور منطقه است و در ماه مه 2018 مجدداً انتخاب شد، می‌گوید این یک دروغ ثابت شده بود. از سال 1966 تا 1996، فرانسه از Moruroa و Fangataufa برای آزمایش تسلیحات هسته‌ای استفاده کرد. تا سال 1974، بمب‌های اتمی معلق در بالون‌ها در بالای جزایر منفجر می‌شدند و پس از آن فرانسه به انجام انفجارهای زیرزمینی روی آورد. در مجموع 193 انفجار آزمایشی در این دو جزیره انجام شد.  

به گفته صلح سبز (Greenpeace) ، یک انفجار آزمایشی جوی در سال 1966 باعث ایجاد آلودگی در مناطق وسیعی از اقیانوس آرام تا نیوزلند و پرو شد. کشتی رنگین کمان این سازمان محیط زیست توسط ماموران اطلاعاتی فرانسه در بندر نیوزلند در سال 1985 غرق شد. عکاسی که در کشتی بود در این عملیات کشته شد.

تا سال 2009، دولت پاریس معتقد بود که هیچ عواقب منفی بهداشتی برای ساکنان جزایر وجود ندارد، اما در سال‌های اخیر قانونی را به اجرا گذاشته است که غرامت برخی از کسانی که در اثر تشعشعات بیمار شده‌اند را تضمین می‌کند. ادوارد فریچ اکنون می‌گوید که تلاش خواهد کرد آسیب‌هایی را که دولت‌های او و دولت‌های قبلی به پلی‌نزی (polynesien)  فرانسه به دلیل این دروغ وارد کرده‌اند، ترمیم کند. پلی‌نزی فرانسه از 118 جزیره در پنج مجمع الجزایر با جزیره اصلی تاهیتی، جزایر تواموتو با مورروآ و فانگاتاوفا، جزایر گامبیر، جزایر مارکزاس و جزایر استرالیا تشکیل شده است. این کشور خودگردان اما بخشی از فرانسه است.




فلسطین؛ زخم های فراوان بر تن ولی همچنان زنده

مادر تاریخ برای نطفه بستن فرزند مقاومت از هر مردی سود می جوید. امپریالیسم و اسراییل حماس را برای تضعیف مقاومت سکولار فلسطین تشکیل دادند ولی خلق فلسطین این کنام جاسوسان را به خانه مقاومت تبدیل کرد.

کشورهای امپریالیستی حتا هنگام اتحاد با هم  قادر مطلق نیستند. در سال 1974، مجمع عمومی سازمان ملل متحد عضویت آفریقای جنوبی را پس از فشارهای بی امان بین المللی معلق کرد، با اینکه ایالات متحده و سایر کشورهای غربی مخالفت کردند. آن انزوای بین المللی به زور آپارتاید را در آفریقای جنوبی از بین برد و ما در فلسطین نیز همین را خواهیم دید.

دیوان بین المللی دادگستری (ICJ) اعلام کرد که اشغال فلسطین توسط اسرائیل بر اساس قوانین بین المللی غیرقانونی است.

از زمانی که دیوان بین‌المللی دادگستری در مورد شهرک‌سازی‌های غیرقانونی اسرائیل در فلسطین رای صادر کرد، زمینه برای مخالفان رژیم فاشیستی بورژوازی صهیونیسم فراهم شده است. این بدان معناست که حتی اگر حکم دیوان بین‌المللی دادگستری درباره اسرائیل «الزام‌آور» نباشد، مجمع عمومی سازمان ملل می‌تواند به تعلیق اسرائیل رأی دهد و این کشور نسل‌کش را در انزوای بین‌المللی قرار دهد. ایالات متحده و سایر کشورهای امپریالیستی هیچ حق وتوی بر این رأی ندارند.

اکثر مردم عادی، با دیدن جنایتکار جنگی نتانیاهو – مردی که کارزار نسل کشی در غزه را فرماندهی می کند – به شدت عصبانی می شوند. با این حال، قانونگذاران ایالات متحده هنگام سخنرانی نتانیاهو در کنگره در 24 ژوئیه، با تشویق خروشان برای جشن گرفتن قتل عام غیرنظامیان بیگناه، به پا خاستند.

تا زمانی که فلسطین آزاد نشود، فشار مردم با وجدان جهان ادامه خواهد داشت! مقاومت میلیون ها نفر در سراسر جهان که در کنار مردم فلسطین ایستاده اند، پیروز خواهد شد. این یک نتیجه اجتناب ناپذیر است.




رژیم فاشیستی اسراییل اسماعیل هنیه رهبر حماس را در تهران ترور کرد

هنیه  62 ساله از چهره های برجسته حماس بود.

او در اردوگاه پناهندگان در نوار غزه به دنیا آمد و بزرگ شد و دارای مدرک لیسانس ادبیات عرب از دانشگاه اسلامی غزه است.

او ریاست دفتر سیاسی حماس را بر عهده داشت که استراتژی های کلی را اتخاذ می کند و در باره ی عمل های سیاسی و نظامی حماس تصمیم می گیرد . بسیاری هنیه را رهبر سیاسی حماس می دانند.

هنیه از اواخر دهه 1980 در حماس فعال شد و به دلیل شرکت در قیام علیه اسرائیل نیز زندانی شد. او بعدا آزاد شد و به آرامی از پله های سازمانی حماس بالا رفت و در سال 2018 در لیست تروریستی آمریکا قرار گرفت.

او در چند ماه گذشته فرزندان و بسیاری از اعضای خانواده خود را زیر حملات ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم در غزه از دست داده بود.

اسماعیل هنیه در چند سال گذشته در قطر بدون زیر ضربه قرار گرفتن از سوی جاسوسان اسراییل زندگی می کرد. این لکه ننگی بر جمهوری اسلامی هست که به دنبال زنان آزادپوش در خیابان ها می گردد ولی نتوانست از مهمان مهم خود به خوبی مواظبت کند.




سوسیالیسم، تنها راه نجات انسان

با این همه بدبختی و تهی‌دستی در جهان، و زمانی که امپریالیسم بسیار پرخاش‌گر است و هر گونه تلاش برای دگرگونی نظام بهره‌کشانه را با سُرب گلوله پاسخ می‌دهد، آیا ما چاره‌ای فرای سوسیالیسم داریم؟

پاسخ را بیش از یک سده پیش رزا لوکزامبورگ داده‌است:«سوسیالیسم یا  بربریت».

چرا انسان ها نباید بربریت را برگزیند؟

بگذارید پاسخ را از زبان شاعرانه طبری بشنویم:«اگر شما در آتش وجدان بشری می‌سوزيد، اگر اين آتش در قلب شما فروغی دارد، آن‌گاه نخواهيد توانست. وجدان شما، شما را در عين خوشبختیِ به اصطلاح خوشبختی‌تان بدبخت می‌کند. از درون بدبخت می‌کند. بايد لاقيد از کوه‌های فقر بگذريد، لاقيد از زندان‌های شکنجه، لاقيد از مجالس چاپلوسی و دروغ، از سنگرهای خون‌آلود؛ [..] بايد پای‌های مزيّن مغزهای پوک را ببوسيد.»

آیا ما با این همه شکست‌های فراوانی که خرده‌ایم، بختی برای پیروزی در این نبرد نابرابر داریم؟

طبری می‌گوید:«اين جنبش را اگر هزاران بار نيز در خون مدفون سازيد، مانند سمندر رستاخيز می‌کند و سرانجام نمی‌توانید نابودش کنيد. و اين جنبش بزرگ انسان‌های تحقيرشده به سوی برادری و هم‌بستگی عظيم سراپای بشريت،[..] جنبشی است که می‌تواند به خوش‌بختی و به‌روزی انسانی تحقق بخشد.»

دیری است که از زخم‌ها رهایی یافته‌ایم و در روند تلخ و شیرین روزگار، هم‌اکنون خود را نیرومند می‌یابیم. در این رزم‌گاه، ما دیگر افتان و خیزان راه نمی‌رویم، بل‌که با سری افراشته و پایی استوار در این راه گام می‌گذاریم. دشمن به عبث می‌کوشد که اندیشه سرکش و انقلابی ما را به خشکی کشاند و ما را رام سازد. اما ما با ره‌نوشه و توشه ای نو، زره و جوشن رزم بر تن، برای نبرد آماده‌ایم.

ما هم‌اکنون می‌خواهیم که بر ویرانه‌های امیدهای به خاک نشسته و آرزوهای برباد رفته، سوسیالیسم نوینی برپا کنیم. ما با اندیشه‌ای سازنده، جستجوگر و دلی پرشور و سرشار از عشق انسانی، پای به میدان نبرد می‌گذاریم.




سوسیالیسم یا  بربریت

آن‌چه که تاریخ جهان به‌ما نشان می‌دهد، چهره سراسر سیاه هم‌چون زغال بورژوازی در برخورد با آزادی‌خواهان جهان است. بورژوازی جهانی بارها خواست آزادی‌خواهانه خلق‌های جهان را سرکوب کرده‌است؛ کودتای ایران در سال ۱۹۵۳، کودتای گواتمالا در سال ۱۹۵۴، کودتای اندونزی در سال ۱۹۶۵ و کودتای شیلی در سال ۱۹۷۳، تنها مُشتی از خروار در این زمینه هستند. سرمایه‌داری حق به‌کارگیری از همه‌ی افزارهای جنگی علیه “چپ”ها، را به‌خود می‌دهد، ولی هنگامی‌که نیروهای پیش‌رو در برابر این دست‌یازی‌ها و یورش‌های خونین  از خود دفاع می کنند، ان‌ها را تروریست و ضددمکرات می‌خواند.   

ایالات متحده جنگ کُره، جنگ ویتنام، جنگ خلیج فارس، جنگ کوزوو، جنگ افغانستان، جنگ عراق و جنگ در لیبی و سوریه را راه‌اندازی کرده‌است. میان سال های ۱۷۷۶ تا ۲۰۱۹، ایالات متحده نزدیک به ۴۰۰ درگیری جنگی در سراسر جهان انجام داد.

بودجه نظامی سالانه ایالات متحده ۴۰  درصد از بودجه نظامی همه‌ی کشورهای جهان است. ایالات متحده، کم و بیش دارای ۸۰۰  پای‌گاه نظامی در ۱۵۹ کشور و نزدیک به ۲۰۰ هزار  سرباز و کارمند جنگی است.

همه‌ی این کارها برای پاسبانی از منافع طبقاتی بورژوازی جهانی انجام می‌شود.

امار نشان می‌دهد:

۱۰ مرد پول‌دار بیش از ۳.۱ میلیارد مردم جهان دارایی دارند.

یک درصد مردم جهان بیش از دو برابر هفت میلیارد مردم  جهان دارایی دارند.

تنها ۲ درصد از دارایی های جهان، در دست ۵۰ درصد تنگ دستان جهان هست.

نزدیک به ۲ میلیارد کارگر در کشورهایی زندگی می‌کنند که تورم از افزایش دست‌مزدها پیشی گرفته است.

نزدیک به ۲۰ درصد از کودکان جهان (۳۸۷ میلیون) در تهی دستی زندگی می‌کنند.

۵۷ درصد از پناهندگان از سه کشور سوریه، افغانستان و سودان جنوبی هستند.

۹۹ درصد از مرگ و میر مادران پس از زایمان، در کشورهای تنگ دست رخ می‌دهد.       

از هر پنج کودک جهان یک کودک توان رفتن به دبستان را ندارد.




ورشکستگی اقتصادی امپریالیسم آمریکا

امپریالیسم آمریکا با ورشکستگی اقتصادی خود، نه دیگر می‌تواند مانند گذشته فرمان‌روایی کند و نه مردمش دیگر می‌خواهند که گرسنگی، بی‌کاری، بی‌خانمانی، آدم‌کُشی و ناامنی، آلودگی و دزدی و ربایش از دارایی مردم را بپذیرند. تردیدی نیست که سازه های عینی واژگونی هژمونی امریالیسم آمریکا در روند تند شدن است. آن چه که هم اکنون و برای زمان کوتاهی طبقه‌های زورمند و بهره‌کش را از مرگ ناگزیر رهایی می‌دهد، نبود شرایط شایسته ذهنی، بویژه نبود یک سازمان پیش‌آهنگ و مستقل سوسیالیستی نیرومند است. 

نبود شرایط شایسته ذهنی را می‌توان یکی از دلیل‌های بالا آمدن دوباره ترامپ دانست. كوشش سياست امپرياليستی، نه تنها در آمريكا كه در اروپا نيز، بر این است كه خواست‌های دمكراتيک و دادخواهانه توده‌های ميليونی زحمتكشان را به کژراهه به راست، به سوی فاشيسم بکشانند. همان گونه که ما آن را  در آلمان، ايتاليا و در … سده گذشته دیدیم.

“چپ” امریکا باید به مردم بگوید که چرا و چگونه کوبا سوسیالیستی در ۱۵۰ کیلومتری آمریکا و با تحریم و چنبره اقتصادی ضدانسانی شست ساله از سوی جهان سرمایه‌داری  توانست که نه تنها گرسنگی مردم را از میان بردارد، بل‌که با ساختن یک سیستم آموزشی و بهداشتی رایگان به شکوفایی فرهنگی و مادی مردم خود بپردازد.

دموکراسی بورژوازی در امریکا بر ایده یک رای- برای-هر کس استوار است ولی راستش این است که این دلارهاست که اندازه رای هر کسی را برآورد می کند. بورژوازی با کاربرد میلیاردها دلار و با در دست داشتن رسانه‌های گروهی و با خریدن “دانش‌مندان” علم آمار، سیاست و تبلیغات و روان‌شناسی و جامعه‌شناسی، می‌تواند آنچه را که از صندوق رای بیرون خواهد آمد را از پیش برنامه‌ریزی کند. نظام انتخاباتی امریکا به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده است تا از گام گذاشتن “خط سومی ها” به میدان نبرد پارلمانی جلوگیری کند.