یک بار برای همیشه باید به بازی “بد و بدتر” پایان داد

بازی سیاسی حاکمیت با مردم و آرزوهایشان پس از بیش از چهل سال، به گلیم رنگ و رو باخته می‌ماند. کم‌تر کسی دیگر به “دمکراسی‌بازی” و نمایش “بد و بدتر” حاکمیت باور دارد.

بورژوازی انگلی با واکاوی شرایط درون‌مرزی و هم‌سنگی نیروهای جهانی برآورد می‌کند که چه لایه‌ی از آن برای رییس جمهوری سودمند است. برای همین حاکمیت گاهی نمایندگان سیاسی بورژوازی بوروکرات و مالی و گاهی هم نمایندگان سیاسی بورژوازی تجاری و بورژوازی نظامی را برای پاسبانی از منافع مشترک طبقه بورژوازی در پست رییس جمهوری شایسته می داند.

روزنامه هم‌میهن چاپ تهران در روز دوشنبه ۲۱ خرداد، نوشت که حسین بیات، وکیل دادگستری و عضو کانون وکلا درباره نقش «فضای سیاسی غالب» بر تصمیم‌گیری‌های شورای نگهبان گفت: « نظر شورای نگهبان همان نظر «نظام سیاسی» حاکم است: «در برخی دوره‌ها نظام سیاسی در مواجهه با مسائل بین‌المللی دچار مشکلاتی شده و ترجیح داده که سکان قوه مجریه به دست افراد عملگرا، معتدل و اهل گفت‌وگو و معامله با غرب قرار گیرد. گاهی هم تشخیص داده که باید چهره‌ای بر سر کار بیاید که با غرب زاویه جدی داشته باشد.»

حتا آقای نگهدار که از روراست‌ترین “چپ” هوادار جمهوری اسلامی است، در باره‌ی انتخابات به روشنی می‌نویسد: 

«هر کس رئیس جمهور چهاردهم شود تغییر مهمی در بالا، در ساختار حکومت یا سیاست راهبردی آن رخ نخواهد داد.» «بنا به تجارب دولت خاتمی و دولت روحانی، کاملا قابل پیش بینی است که هرگاه پزشگیان پیروز شود اختیاراتی بیش از بقیه دولت های جمهوری اسلامی نخواهد داشت. تصمیم سازی های استراتژیک و حیاتی برای کشور در جای دیگر صورت خواهد گرفت. تا ساختار قدرت در ایران به گونه ای هست که هست، انتظار این نیست که حالا با آمدن دولت پزشگیان راه حل مشکلات اساسی کشور گشوده شود.»




بورژوازی تجاری هسته اصلی اصولگرایان

هسته بنیانی “اصول‌گرایان” حزب موتلفه اسلامی است. از نام‌داران گذشته این دسته می‌توان از جلال‌الدین فارسی، لاجوردی، عسکراولادی و پرورش نام برد. این دسته در دهه‌های گذشته از ناطق نوری، احمدی‌نژاد، ولایتی و رئیسی پشتیبانی کرد. هم اکنون باهنر، بادامچیان، میرسلیم، شجونی و محسن رفیقدوست از چهره های برجسته آن هستند.

کنش‌های تجاری این دسته در بازار بر همگان آشکار است. پس از انقلاب میان حزب توده‌ی ایران و نماینده سیاسی بورژوازی تجاری، آقای عسگر اولادی درگیر ایدولوژیک، به ویژه در باره‌ی ملی کردن بازرگانی خارجی بود. هیات موتلفه می خواهد تا دست بخش خصوصی را در رهبری بازرگانی و اقتصاد کشور باز بگذارد. این دسته یکی از واپس‌گراترین تفسیر اقتصادی- اجتماعی را از اسلام دارد؛ اسلامی که هم ضدکارگر است و هم ضدزن.

بورژوازی تجاری هنگامی که زیر تحریم غرب است، سودورزی خود را با دادوستد با چین و با خرید جنگ‌افزار از جمهوری دموکراتیک به دست می آورد.

“ده مهر” می نویسد: «این نیروها همان هواداران «خط ضدامپریالیستی و خلقی امام» هستند که بر اثر تحولات مثبت جهانی و منطقه‌ای، […] می‌کوشند تا انقلاب ایران را به ریل اصلی آن بازگردانند».

رفیق عمویی در “صبر تلخ” در باره ی «مؤتلفه اسلامی» می گوید: “برای ما مشخص شد که در واقع آن جناح افراطی بیشتر به آقای خمینی نزدیک است. با گذشت زمان دیدیم که […] در واقع  «مؤتلفه اسلامی»  مشاور اصلی و تعیین کننده دادستانها و… شد. ” (ص ۴۶۵)

 “ این نشان میدهد که واقعا بازار و این لایه متحجر روحانیتی که سالیان دراز متکی بر اقتصاد بازار بوده […] استخوانبندی این نظام را تشکیل میداده، در تحلیل نهایی این برنده قضیه است! “(ص ۷۵۴)

“ده مهر” باید پاسخ دهد که “جناح افراطی” “لایه متحجر روحانیت که سالیان دراز متکی بر اقتصاد بازار بوده” در چه هنگامی با چه جهش کوانتومی “ضدامپریالیستی و خلقی” شده‌است؟




ادامه سیاست های نئولیبرال در انگلیس پس از Brexit

نتیجه سیاست نئولیبرالی که از زمان مارگارت تاچر آغاز شده است، بدتر شدن خدمات عمومی است که اکنون در مدارس و مراقبت پزشکی در حال فروپاشی دیده می شود.

دولت محافظه کار نئولیبرال ، در حال تلاش برای ایجاد یک شرایط جدید هست که تمام سیاست هایی که استانداردهای زندگی را پایین می اورند، حتی شتاب گرفته اند. دولت یک سری قوانین اقتدارگرا را برای  پلیس در استفاده از زور و محدود کردن اعتراضات تصویب کرده است و به دنبال ممنوعیت اعتصاب است. تخریب خدمات عمومی هم به منظور هموار کردن راه برای خصوصی سازی بیشتر و هم برای کاهش انتظارات شهروندان از دولت در زمانی است که سرمایه داری دیگر نمی تواند افزایش استاندارد زندگی را تضمین کند، است.

بخش عمده ای از این پروژه توسط حزب کارگر حمایت می شود که می گوید می خواهد قوانین پلیس اقتدارگرا را حفظ کند و از سرمایه گذاری لازم در  خدمات عمومی  خودداری کند.

از انجا که استانداردهای زندگی مردم همچنان کاهش می یابد، نئولیبرالیسم احتیاج به یک آدرس غلط دارد تا خشم مردم را به سمت گروهای ضعیف مهاجران و پناهندگان کانالیزه کند. محافظه کاران دست راستی انگلیس همراه با دیگر کشورهای اروپایی، در حال تلاش شکستن قوانینی هست که پس از شکست فاشیسم و ایجاد سازمان ملل متحد برای حمایت از پناهندگان ایجاد شده است.

بیرون رفتن از اتحادیه اروپا اگر توسط یک دولت چپ گرا رهبری می شد، می توانست سیاست های خصوصی سازی 40 سال گذشته را معکوس کند. سازگاری با وضعیت موجود برای چپ فلج کننده است.

انتخاب یک دولت کارگری دست راستی هیچ کاری علیه راست افراطی انجام نخواهد کرد: تنها یک جنبش سوسیالیستی مبارز و اگاه طبقاتی که علت واقعی مشکلات مردم در سرمایه داری و دشمن واقعی را شناسایی می کند، می تواند این کار را انجام دهد.




تناقض بین سرمایه مالی پیشرفته رانتی در برابر نیازهای طبقات مردمی و بخش های صنعتی- کشاورزی سرمایه

منبع:thetricontinental.org

این تضاد نتیجه کاهش نرخ سود و دشواری سرمایه برای افزایش نرخ استثمار طبقه کارگر به سطحی کافی است که بتواند نیازهای فزاینده سرمایه گذاری را تامین مالی کند و رقابتی باقی بماند.

تقریبا در تمام کشورهای پیشرفته سرمایه داری و در بیشتر جنوب جهانی – با برخی استثنائات، به ویژه در اسیا – بحران سرمایه گذاری وجود دارد. انواع جدیدی از شرکت ها بوجود امده اند که شامل صندوق های تامینی مانند Bridgewater Associates و شرکت های سهام خصوصی مانند BlackRock هستند. “بازارهای خصوصی” دارایی های 9.8 تریلیون دلاری را در سال 2022 در کنترل داشتند. مشتقات، شکلی از سرمایه ساختگی و سوداگرانه، در حال حاضر 18.3 تریلیون دلار ارزش در “بازار” دارند، اما ارزش فرضی 632 تریلیون دلاری دارند – ارزشی بیش از پنج برابر بیشتر از کل تولید ناخالص داخلی واقعی جهان.

گروه جدیدی از انحصارات مبتنی بر فناوری اطلاعات، از جمله گوگل، فیس بوک / متا و امازون – برای جذب رانت انحصاری ظهور کرده اند. انحصارات دیجیتال ایالات متحده، تحت نظارت مستقیم سازمان های اطلاعاتی ایالات متحده، معماری اطلاعات کل جهان را کنترل می کنند. این انحصارات پایه و اساس گسترش سریع قدرت نرم امریکا در 20 سال گذشته هستند.
تشدید مرحله انباشت سوداگرانه و انحصاری رانتی سرمایه، ضربه علیه سرمایه گذاری های اجتماعی ضروری را عمیق تر می کند.

حتی کشورهای امپریالیستی پیشرفته زیرساخت های خود مانند شبکه برق، پل ها و راه اهن را نادیده گرفته اند. نخبگان جهانی ضربه به سیستم مالیاتی را با کاهش شدید نرخ مالیات و همچنین پناهگاه های مالیاتی قانونی افزایش سهم خود از ارزش اضافی مهندسی کرده اند.

فرار مالیاتی توسط سرمایه و خصوصی سازی بخش های بزرگی از بخش دولتی، دسترسی به کالاهای اساسی عمومی مانند اموزش، مراقبت های بهداشتی و حمل و نقل برای میلیاردها نفر را از بین می برد.




راست افراطی در حزب محافظه کار انگلیس لانه کرده است

سیستم انتخاباتی بریتانیا دستیابی به موفقیت احزاب کوچکتر را بسیار دشوار می کند. جنبش های سیاسی چپ و راست، که در سایر نقاط اروپا احزاب جدید مانند حزب یونانی سیریزا، یا Vox اسپانیایی یا AfD المان می سازند، در بریتانیا در دو حزب اصلی در وست مینستر باید هضم شوند.

بنابراین تجدید حیات سوسیالیستی سال ۲۰۱۵ در خود حزب کارگر از طریق رهبری جرمی کوربین بیان شد، و امروز هم خانه اصلی سیاسی ناسیونالیسم افراطی ضد مهاجر مانند فرانسه، ایتالیا یا المان  در یک حزب فاشیستی نیست، بلکه در خود حزب محافظه کار لانه کرده است.

این بدان معنا نیست که نیروهای دست راستی در آنجا نیست. امروز، حزب (Reform UK) “اصلاح بریتانیا”  13درصد در نظرسنجی ها رای می آورد و یک نماینده مجلس دارد که از حزب محافظه کار بوده است و تهدید می کند که بخش بزرگی از رای محافظه کاران را در انتخابات عمومی به سوی خود بکشاند.

“اصلاح بریتانیا” ترکیبی از سیاست های هیستریک ضد مهاجر با نژادپرستی علیه جوامع غیر سفید تاسیس شده است. اندرسون (نماینده آن در مجلس) ادعا می کند که راهپیمایی های همبستگی با فلسطینی ها نشان می دهد که لندن توسط اسلام گرایان گرفته شده است.

راست افراطی از نگرانی های ایجاد شده توسط مدل اقتصادی شکست خورده بریتانیا به منظور جذب رای برای سیاست “ضد سیستم” تغذیه می کند.

استاندارد زندگی در انگلستان در حال کاهش است. دستمزدهای واقعی برای 15 سال متوالی  و سهم تولید ناخالص داخلی که به دستمزدها می رود برای بیش از 40 سال متوالی کاهش یافته است، در حالی که سهم سود و اجاره افزایش یافته است.

 سیاست های اقتصادی نئولیبرالیستی در پنج دهه جنبش کارگری و حزبهای چپ را ضعیف کرد، ولی به دیدگاه های ضدخارجی میدان داد.




پزشکیان خدمتگزار نظام و ارادتمند رئیسی

پزشکیان چگونه توانست در دست‌گاهی به این آلودگی، با این همه دزدی، با این همه کشتار تاکنون در سیاست زنده بماند؟ چگونه است که شورای نگهبان نامزدی روحانی برای مجلس، لاریجانی، احمدی‌نژاد رییس جمهور دو دوره را نمی پذیرد، ولی پزشکیان از سوراخ باریک سوزن همان شورا گذر می‌کند؟

در بهترین شرایط می‌توان گفت که حاکمیت او را مانند مار بی نیش، برای خود بی‌خطر می‌داند.

روزنامه کیهان در باره ی «مسعود پزشکیان» نوشت:

«آقای پزشکیان به درستی خود را خدمتگزار نظام و انقلاب می‌داند و در تشییع رئیسی از ارادت خود به آن شهید گفت.»

پزشکیان به روشنی نشان داده‌است که او در برابر ولی فقیه سرسپردگی را می‌پذیرد که راست‌ترین سیاست در میان ”اصلاح خواهان” هست.

افزون بر این، بخش میانه ”اصلاح‌خواهان” سال‌ها است که با نمایاندگان سیاسی بورژوازی بوروکرات و بورژوازی مالی بده و بستان دارد. در دو دوره رییس جمهوری آقای روحانی، ”اصلاح‌خواهان” میانه‌رو به او رای دادند و هم اکنون نیز نمایندگان سیاسی بورژوازی بوروکرات و بورژوازی مالی مانند آقای ظریف، وزیر خارجه پیشین و محسن هاشمی به پزشکیان رای خواهند داد. اگر کسی بر این باور است که بورژوازی بوروکراتیک و بورژوازی مالی و نمایندگان سیاسی آن‌ها مانند کارگزاران و حزب اعتدال و توسعه از روی نادانی و ندانستن منافع طبقاتی خود به او رای می دهند، پس باید دوباره دانش سیاست را بیاموزد.

بنیان‌گذاران حزب اعتدال و توسعه  که هم اکنون می خواهند به پزشکیان رای بدهند، در برگیرنده محمدباقر نوبخت، فاطمه هاشمی رفسنجانی، سید حسین موسویان و زهرا پیشگاهی‌فرد و رهبری ایدولوژیک آن ها آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی بود.  سید حسین موسویان، همان سفیر پیشین جمهوری اسلامی در آلمان است که پای وزیر سازمان امنیت آن زمان، فلاحیان را به اروپا باز کرد تا ترور میکونوس را انجام دهد و نیز فریدون فرخزاد را بکُشد.




Levica  ، حزب چپ مقدونیه بر ضد ناتو

Vankovska نامزد رییس جمهوری این حزب می گوید:

به عنوان استاد مطالعات صلح و یک فعال ضد جنگ، من همیشه مخالف گسترش ناتو و مداخله لیبرالی بودم. درک اینکه چگونه و چرا کشوری که شاهد انحلال یوگسلاوی- از جمله مداخله ناتو در کوزوو در سال 1999 ، که منشور سازمان ملل را نقض کرد و همچنین درگیری نظامی داخلی در سال ۲۰۰۱- بود، مایل به پیوستن به یک اتحاد نظامی است، دشوار است. بهانه نخبگان این است که ناتو صلح و دموکراسی و همچنین سرمایه گذاری های نظامی را به ارمغان می اورد. من به دلایل سیاسی، اجتماعی-اقتصادی، امنیتی و اخلاقی مخالف عضویت در ناتو بودم. Levica تنها حزب سیاسی است که با عضویت در ناتو مخالفت کرده است. اکنون وضعیت حتی بدتر از چهار سال پیش است که مقدونیه در ناتو پذیرفته شد.

اول، ناتو درگیر یک جنگ نیابتی در اوکراین است و اشکارا از یک “ناتو جهانی”،  برای یک اتحاد امپریالیستی غربی، با امکان فشار برای جنگ بین ایالات متحده و چین بر سر تایوان حمایت می کند. این چیزی جز اغاز جنگ جهانی سوم نیست.

دوم، مقدونیه باید بودجه محدود رفاه مردم ، به ویژه در حوزه اجتماعی و اقتصادی را کاهش دهد ، تا به جنگ های ناتو در سراسر جهان کمک کند. دولت با افتخار لاف می زند که در سال 2024 ما در میان 18 کشور عضو ناتو خواهیم بود که بیش از 2 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای عضویت در ناتو پرداخت می کنند. این کار، در کشوری با مراقبت های بهداشتی و اموزش عمومی ویران شده، بی شرمانه است.  نامزدهای دیگر حامیان قوی ناتو هستند و حتی برای اثبات وفاداری بیشتری به این ائتلاف رقابت می کنند. اما تاریخ و سنت ما به عنوان یک ملت عدم تعهد است، نه مشارکت فعال در اتحادهای نظامی.  




اصولگرایان: کسی رئیس‌جمهور شود که رهبری را خون به دل  نکند

برنامه قالیباف چیست؟ رییس ستاد قالیباف «نیکزاد» می‌گوید: «نگذارید کسی رئیس‌جمهور شود که خون به دل رهبری کرد». یعنی از پیش روشن است که برنامه قالیباف چیزی فرای چاکری برای ولی فقیه نیست.

روزنامه هم میهن در شماره ۲۴ام خرداد نوشت “آقای قالیباف! بانی وضع موجود خود شمایید؛ وعده چه چیزی را می‌دهید؟” قالیباف رییس مجلس بر این باور بود که با “مدیریت جهادی و انقلابی” بهای هر کیلو گوشت مرغ را به زیر ۹ هزار تومان می‌رساند که امروز بهای هر کیلو فیله مرغ نزدیک به ۲۰۰ هزار تومان است.

گزینش قالیباف به رییس جمهوری دست‌آوردی فرای دنبال کردن شرایط غم انگیز کنونی و گماشته بودن ولی فقیه برای مردم ندارد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، یکی دیگر از این نامزدها که مانند رئیسی پیشینه‌ای تاریک در کُشتار آزادی‌خواهان دارد، پورمحمدی در باره‌ی سیاست خارجی می‌گوید: مذاکره من با صدام حسین با پشتوانه قدرت ملی و هوشمندی و تکنیک مذاکراتی انجام شد، پس می‌شود که با دشمنان بزرگ نیز از موضع قدرت و با توانایی و هوشمندی مذاکره کرد.

پورمحمدی گفت: میدان و دیپلماسی همدیگر را تکمیل می‌کنند و به جاهای تعیین‌کننده و تاثیرگذار می‌رسند.

 آیا کسی است که نداند که “هوشمندی و تکنیک مذاکراتی”، “میدان و دیپلماسی همدیگر را تکمیل می‌کنند” در سیاست خارجی چه معنایی دارد؟

پورمحمدی با نمونه آوردن از صدام آشکارا می‌گوید که برای گفت‌وگو و سازش با امریکا او به‌ترین گزینه است.

همان‌گونه که می‌بینیم برنامه بورژوازی نظامی و بورژوازی تجاری که در سخن‌رانی های پنج نماینده سیاسی آن بازتاب یافته است چیزی فرای دنبال کردن شرایط ناگوار اقتصاد کنونی با شیوه نئولیبرالیستی و در زمان شایسته گفت‌وگوی “دلیرانه” با امپریالیست‌ها برای پیاده کردن برجام و رهایی از تحریم نیست.