تلاش امپریالیسم امریکا برای متحد کردن کشورهای جونب شرق آسیا علیه جمهوری خلق چین

منبع:persian.cri.cn

نشست سه جانبه‌ای که اخیرا میان آمریکا، ژاپن و فیلیپین برگزار شد وجه مشخصه‌ای مثل حملات و سیاه‌نمایی بی اساس علیه چین داشت.

آمریکا اخیرا تلاش مداومی برای راضی نمودن برخی کشورهای منطقه آسیا-اقیانوسیه انجام داده است: اول، رزمایش دریایی مشترک ایالات متحده-ژاپن-فیلیپین-استرالیا در دریای جنوبی چین و سپس نشست سه جانبه ایالات متحده-ژاپن-فیلیپین برگزار شد.

دولت چین در خصوص موضوع دریای جنوبی چین همواره به دنبال حل کشمکش‌ها از طریق ابزارهای صلح آمیز بوده که مطابق با منافع ملی چین نیز هستند.

در عوض آمریکا به عنوان یک کشور خارجی، مداما کشورهای دارای اختلاف ارضی با چین را در دریای جنوبی چین تحریک کرده تا ایجاد درگیری کند و به این ترتیب از حضور نظامی پایدار خود در منطقه اطمینان حاصل نماید.

«لی هایدونگ» استاد «دانشگاه روابط خارجی چین» در مصاحبه با روزنامه «گلوبال تایمز» گفت که آمریکا فقط به دنبال تحریک فیلیپین به ایجاد تنش خواهد بود و اگر درگیری در منطقه دریای جنوبی چین رخ دهد، واشنگتن اطمینان حاصل می‌کند که فیلیپین گوسفند قربانی خواهد بود. این مجموعه اقدامات نشان دهنده پیشبرد مستمر «راهبرد هند-اقیانوسیه» آمریکا با هدف ایجاد یک اتحاد «شبه ناتو» در منطقه آسیا-اقیانوسیه است.

بر اساس گزارش سرویس تحقیقات کنگره ایالات متحده (CRS) ، آمریکا حداقل 251 مداخله نظامی بین سال‌های 1991 تا 2022 انجام داده است. این گزارش 218 مداخله نظامی دیگر آمریکا را بین سال‌های 1798 تا 1990 مستند کرده است.

از سال 1798 تا اواخر 2022 ایالات متحده در مجموع 469 مداخله نظامی انجام داده که توسط کنگره تایید شده است.

 ارتش ایالات متحده اکثر قریب به اتفاق کشورهای روی زمین را هدف قرار داده است. بر اساس گزارش CRS، از آغاز سال 1991 تا اوایل سال 2004، ارتش ایالات متحده 100 مداخله انجام داد. این رقم بین سال‌های 1991 تا 2018 به 200 مداخله نظامی افزایش یافت.




حزب توده ی ایران در آیینه تاریخ؛ تولید صنعتی

پس از ۴۴ سال از زمانی که حزب توده ی ایران گفته بود که ایران فاقد پایه واقعی تولید صنعتی است، در بر همان پاشنه می گردد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، محسن رضایی علت صنعتی نشدن ایران را  تحلیل می کند.

“ما صنایع زیادی داریم، اما صنعتی نشدیم. ما در یک بخش در حال صنعتی‌شدن هستیم که همان صنایع نظامی است. اما در کشاورزی و خدمات و دیگر موارد صنعتی نشدیم.”

او  گفت: “ما صنایع و کارخانه داریم و در  کمیت، بیشتر از کشور‌های دیگر. اما این بخش‌ها مثل یک جنگل بدون ارتباط باهم مرتب پروژه اجرا می‌کنند. نزدیک به پنج هزار پروژه نیمه‌تمام داریم، اما این تلاش‌ها که باید با یک متدولوژی تبدیل به زنجیره‌های ارزش کند، وجود ندارد. “

حرفهای رضایی در مورد پیشرفت صنعت نظامی که بورژوازی قدرتمند نظامی را آفریده است نشان می دهد که درآمد هنگفت نفت می توانست در راه صنعتی شدن کشور خرج شود. ولی بورژوازی انگلی و روبنای دینی آن ترجیح دادند که پولهای هنگفت را خرج صنعت نظامی کنند و نه صنعت  تولیدی گسترده. این نشان می دهد که بورژوازی انگلی هیچ وقت هیچ برنامه و یا خواستی در باره صنعتی کردن کشور نداشته است. لازم به یادآوری است که داشتن یک صنعت تولیدی قوی داخلی از پیش شرطهای مهم استقلال است. منتها برای انجام اینکار باید یک برنامه ملی و دموکراتیک داشت که به رشد کیفی و کمی طبقه کارگر کمک کند و با آزادی سندیکایی شوق شرکت در روند تولید را برای رسیدن به استقلال میهن را برانگیزد.

ولی جمهوری اسلامی سرمایه داری- دینی درست برعکس آن عمل کرده است. با پیاده کردن نئولیبرلیسم این رژیم صنعت دولتی را به بخش خصوصی سپرد تا کارگران آن را اخراج کند و پس از دوشیدن منابع پولی و ارزی آن کارخانه را ببندد.




تنها میهن- و مردم فروشان می توانند خواهان حمله امپریالیسم امریکا به ایران باشند

منبع:www.caitlinjohnst

هر کسی که بخواهد امریکا و متحدانش به ایران حمله کنند، یک جامعه ستیز است. افرادی که می خواهند جنگی در این مقیاس علیه گونه ما به راه اندازند باید مانند کودک ازار ها و نازی ها به شدت از جامعه ما طرد شوند.

در گزارش جدید سی ان ان امده است که چندین مقام دولت بایدن حملات تلافی جویانه روز شنبه ایران به اسرائیل را نامتناسب با حملات اسرائیل در دمشق دانستند.

هیچ تلفات گزارش شده در نتیجه تلافی ایران وجود ندارد. حملات اسرائیل به سفارت ایران در دمشق منجر به کشته شدن ۱۶ نفر از جمله چندین مقام نظامی بلندپایه ایران شد.

خواندن پاسخ ایران به عنوان “نامتناسب” به این معنی است که اعتراف کنید که زندگی اسرائیلی ها به معنای واقعی کلمه ارزش بیشتری نسبت به زندگی ایرانیان دارد.

و ما صحبت از یک سفارت می کنیم. اسرائیل می تواند ۱۶ نفر را ترور کند و دهه ها هنجارهای دیپلماتیک را در هم شکند و از نظر امریکا این هنوز به بدی ایران  که چند چاله در خیابان های اسرائیل ایجاد کرد، نیست.

و به هر حال چقدر زشت است که این مزخرفات در مورد تناسب، پس از حمایت از جنایات گسترده اسرائیل در غزه، گفته می شود ؟

پس از شش ماه کشتار جمعی و هرج و مرج، تنها چیزی که مضحک تر از این ادعا است که اسرائیل از نظر اخلاقی برتر از سایر کشورهای خاورمیانه است، این ادعا است که ایالات متحده از نظر اخلاقی برتر از سایر کشورهای جهان است.

اگر  پیشتر نظر شما نسبت به ساختارهای قدرت غربی و تمدن غرب بد بود، با دیدن صادقانه رویدادهای شش ماه اخیر، بی شک حالا  حتی بدتر شده است.

ایالات متحده قدرت پایان دادن به همه اینها را در شش ماه گذشته داشته است. 




کودکان در ایران جمهوری اسلامی

کودکان سرمایه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی واقعی آینده کشور ما هستند. برخورد حال ما به کودکان، آینده کشور ما را رقم می‌زند.

سردمداران رژیم جمهوری اسلامی بیش از هر طبقه و قشری این واقعیت را درک کردند. اولین اقدماتشان بلافاصله بعد از حاکمیت، سرکوب زنان و برنامه ریزی اسلامی برای کودکان بود. آنها برای ابدی کردن نظام اجتماعی خود در این زمینه تغییرات عظیمی را آغاز کردند. کتب درسی اسلامی شد، معلمین “دیندار شریف” را جایگزین معلمین “الهادی” نمودند. نرم‌های اسلامی در پوشش کودکان و معلمین اعمال گردید. دختران با پوشش روسری و چادر و معلمان با ریش و یقه بی کراوات و گیوه به جای کفش. در مدارس شورای اسلامی مدرسه کنترل همه چیز را بدست گرفت.

ولی چند عامل باعث گردید که کودکان در مقابل این پدیده‌های بازدارنده و ارتجاعی موضع بگیرند.

فقر دائم‌التزاید، محدودیت در امکان تحصیل کودکان فقیری که هر روز تعداشان افزون می‌شود، محدودیت در آزادی حرکت و رفتار، اعمال مجازات پوشش و رفتارهای غیر اسلامی در مدرسه و…

به علت ساختار بسیار منحط و عقب مانده اقتصادی، سیاسی، اجتماعی جمهوری اسلامی، اکثر کودکان دهه‌های گذشته و جوانان امروزی قادر نشدند استعدادهای خود را در زمینه‌های مختلف اجتماعی شکوفا سازند. بسیاری از تحصیل باز ماندند، و بسیاری به علت فقر به کارگری پرداختند، به ویژه به کارگری روز مزد. به این جهت در ایران بیش از کشورهای دیگر کارگر- دکتر، کارگر- مهندس و به ویژه کارگر- دیپلم وجود دارد.

کودکان دهه شصد، هفتاد و هشتاد، در سالهای اخیر به صورت جوانان مبارز و آشتی ناپذیر در مبارزات عمومی مردم علیه رژیم جمهوری اسلامی شرکت کردند، زندانی شدند، شکنجه شدند و برخی اعدام گردیدند ولی گامی واپس ننهادند. همین جوانان بودند که رژیم فاشیستی ایران را در ۱۴۰۱ درمانده و وامانده کردند.

از شهریور ۱۴۰۱ سیاست رژیم در مورد کودکان تغییر اساسی کرد. رژیم در تجربه آموخته بود که نمی‌تواند “فرهنگ” اسلامی را در کودکان نهادینه کند، در آنها مقاومت به وجود می‌آورد. ادامه آموزش علوم در سیستم دبستانی باعث آگاهی آنها از جهان و جامعه ایران می‌گردد. از این رو رژیم در کودکان دشمنان آشتی ناپذیر خود را می‌بیند.

از این تاریخ است که در درگیری‌های خیابانی نه تنها کودکان دهه هفتادی و هشتادی را هدف کلوله می‌گیرد، بلکه از کشتار کودکان زیر ۸ سال نیز دریغ ندارد. در ایران بسیاری از کودکان به علل مختلف به دار و یا جوخه‌های اعدام سپرده شدند.

با عقب نشینی جنبش ۱۴۰۱ رژیم دست به انتقام برد. سعی کرد با اندختن بمب‌های کشنده در مدارس و دانشگاه‌ها کودکان و نوجوانان کشور را از مدرسه و دانشگاه‌ بیرون راند و راهی خانه کند. دستگیری فله‌ای کودکان آغاز شد. هزاران از آنها اکنون در زندان هستند، مورد تجاوز و بی رحمی قرار می‌گیرند و جسم هنوز رشد نیافته آنها در شکنجه دائم تحلیل می‌رود و اندیشه پویا و کنجکاوشان در تحقیر و هراس دائم مچاله می‌گردد. این، همه ابعاد ستم بر کودکان نیست.

هزاران استاد دانشگاهی و معلم دلسوز و پر دانش در مدارس و دانشگا‌ها را از کار برکنار کردند، آخوندهای بی رحم، جانی و ستمگر را بر سر کودکان و نوجوانان گماردند تا آنها را با شکنجه جسمی و روحی به تسلیم وادارند و تحت آموزش‌های “اسلام عزیز” بی اثر سازند. نتیجه این اقدامات جنایت کارانه و فقر روز افزون مردم، حاصل‌اش را به بار آورد: «… تعــداد ۹۱۱ هزارو ۲۷۲ کودک لازم‌التعلیم در ســال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ از تحصیل بازمانده‌اند و تعداد ۲۷۹ هزار و ۱۹ دانش‌آموز در ســال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ ترک تحصیل کرده‌اند.» (خبرانلاین – ایران مهرگان – ۲۰ اسفند ۱۴۰۱) در نتیجه در سال گذشته ۱.۱۹۰.۲۹۳ دانش آموز محروم از تحصیل بوده‌اند.

فقر در جامعه پیش از همه کودکان را هدف می‌گیرد. سوء تغذیه کودکان نه تنها آنها را به انواع و اقسام بیماری‌ها گرفتار می‌سازد بلکه دید به آینده را نیز از آنها می‌رباید، آنها را بی آینده می‌کند.

از جمعیت ۸۷۹۲۰۳۴۶ نفری ایران در سال ۱۴۰۲ حدود ۳۰ درصد زیر ۱۸ سال هستند (کودک به حساب می‌آیند) = ۲۶۳۷۶۱۰۳ نفر.

تعداد کارگران و خانواده‌هاشان ۵۶ میلیون نفرند. همه این جمعیت سوء تغذیه دارند. یک سوم آن کودکان هستند. یعنی ۱۸٫۶۷ میلیون. به عبارت دیگر حداقل ۱۸٫۶۷ میلیون از ۲۶٫۳۷ میلیون کودکان در ایران سوء تغذیه دارند. (در این محاسبه کودکان دهقانان فقیر و کارگران فکری شهری در نظر گرفته نشده است)

کارگران در این سیستم اجتماعی نه تنها قادر به رهائی از فقر نیستند بلکه فقر هر روز بیشتر گلوی آنها را می‌فشارد. لذا کودکان برای زنده ماندن و نه زندگی کردن، به کار بردگی در مؤسسات مختلف تن می‌دهند، با کمترین مزد ممکن و یا به کودکان خیابانی تبدیل می‌شوند.

خانم سوده نجفی، رئیس کمیته سلامت شورای شهر تهران در خرداد ۱۴۰۲ گفت: «در تهران ۷۰ هزار کودک کار وجود دارد. در اواخر سال ۱۴۰۱ حدود ۱۵ درصد کل کودکان کشور، کودکان کار هستند.» (مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی ). بر این مبنا ۳.۹۵۶.۴۱۵ کودک از کودکان کشور ما به علت فقر، کودکان کار هستند. البته کودکان کار بیش از این رقم است. ولی به هر صورت خودشان این رقم را اقرار کرده‌اند.

بر مبنای آمار یونیسف از ۱۱۴ کشور مورد تحقیق، ایران مقام ۴۴ را دارا است. (تجارت نیوز – ۱۲ آبان ۱۴۰۱) یعنی ایران جزو کشورهائی‌ست که میزان کودکان کار در آن بالاست.

کودکان کار همیشه در مؤسسات صنعتی و دولتی کار نمی‌کنند، اکثر آنها یا زباله‌گرد هستند و یا به فروش اجناسی در خیابان مشغولند. کودکان زباله‌گرد، محروم‌ترین کودکان این سرزمین‌اند. چهره و دستانشان را لایه‌ای از زباله کبود پوشانده است. رخسارشان رنگ پریده، اندامشان لاغر و کشیده و لباس مندرسشان قادر به پوشاندن تمام اندام نهیفشان نیست. بادی که بر زباله‌ها می‌دمد، حلقوم‌‌شان را می‌سوزاند و بر ریه آنها زخم می‌زند. این کودکان هیچ آینده‌ای ندارند و در سنین کم محکوم به مرگ تدریجی هستند.

کودکانی که در خیابان “کار” می‌کنند، نیز تحت شکنجه جسمی و روانی شدیدی قرار دارند. اغلب، آنها را تحقیر می‌کنند، دائما مورد پیگرد نیروهای پلیسی – امنیتی کشور هستند، مورد تجاوز جنسی مأمورین قرار می‌گیرند. اگر خانه‌ای داشته باشند، سرپرست یک خانوارند و اگر نداشته باشند در گوشه‌ء در مغازه‌ای یا در سوراخ غار مانند تپه‌ای در کنار شهر شب را به روز می‌گذرانند.

بزرگترین فاجعه برای کودکان کار خیابان، افتادن در تور مافیای کارمندان ارشد شهرداری‌هاست. کودکی که در این تور گرفتار آید، خلاصی‌اش اگر نگوئیم ممکن نیست، بسیار مشکل و دردناک است.

ولی ستم بر کودکان در جامعه سرمایه‌داری – مذهبی ایران بدین جا ختم نمی‌شود.

فاجعه هولناکی که اغلب کودکان دختر با آن روبرو هستند، کودک همسری‌ست. کودکی که هنوز به مرحله‌ای نرسیده که احساس عشق جنسی داشته باشد، انسانی که هنوز ارگان‌های بدنش به مرحله بلوغ نرسیده است، انسانی که هنوز برای رشد جسمی و فکری احتیاج به بازی‌های کودکانه دارد، باید به همخوابگی مردی تن دهد که حداقل ۲۰ سال از او مسن‌تر است و گاهی ۵۰ یا ۸۰ سال از عمرش می‌گذرد. چنین کودکی در همان شب اول زفاف از این دنیا پا ورچیده است. شکنجه دائم هم بستری با مردی خشن و وحشی، کارخانگی طافت فرسا، محروم شدن از تحصیل و ورود به جامعه، گرفتار شدن به انواع و اقسام بیماری‌های روحی و جسمی مثل عفونت آلت جنسی، حاملگی زودرس و مرگ ناشی از آن و یا زجر و عذاب بیماری‌های ناشی از آن.

کودک همسری یکی از پدیده‌های ذاتی سنت اسلامی‌ست. پیامبر اسلام سمبل این وحشی‌گری‌ست. محمد در ۵۴ سالگی عایشه ۶ ساله را عقد می‌کند و با او در هفت سالگی همبستر می‌شود. این فقط یکی از جنایات این زن باره وحشی است. این سنت ددمنشانه هنوز هم جامعه ما را دچار انواع معضلات نموده است.

حسن نوروزی نماینده مجلس می‌گوید ازدواج با دختر ۹ تا ۱۰ ساله کودک همسری است. ازدواج با دختر ۱۳ ساله کودک همسری نیست. ممنوعیت کودک همسری در سال ۱۳۹۷ مورد مخالفت کمیسیون قضایی مجلس قرار گرفت. در واقع این کمیسیون کودک همسری را تصویب می‌کند. البته اگر خواستگاری برای یک دختر ۸ ساله از راه برسد، و پدر دختر موافق باشد، این ازدواج نیز کودک همسری به حساب نمی‌آید و از نظر شرع اسلام و دولتمردان رژیم قانونی‌ست.

«ازدواج ۹۷۵۳ دختر ۱۰ تا ۱۴ ساله» (مرکز آمار ایران) در بهار ۱۴۰۰ رشد ۳۲ درصدی نقطه به نقطه سال قبل را داراست. کل تعداد کودک همسری تا ۱۸/۱۹ ساله در همین مقطع زمانی ۴۵۵۲۲ ازدواج است. این یک فاجعه اجتماعی‌ست. کودک همسری دارای تبعات دیگری نیز هست. دامن زدن و افزایش جنایات خوفناک اجتماعی، کشتار دختران کودک همسر به علت “خیانت” یا نافرمانی. این جنایات همراه با رشد کودک همسری در جامعه ما رشد می‌یابد.

«طی شش ماه نخست سال جاری خورشیدی دست‌کم ۵۲ مورد زن‌کشی را در شهرهای مختلف ایران به ثبت رسانیده است. بر اساس این آمار حدود ۲۹٪ این موارد در استان تهران ثبت شده و ۲۰ مورد آنها معادل ۳۸.۴٪ کل موارد، انگیزه قتل‌ هر آنچه که «ناموس» خوانده شد، می‌باشد.» (سازمان حقوق بشری هه‌نگاو ۲ مهر ۱۴۰۲)

کودک همسری و دیگر فجایع نسبت به کودکان فقط ناشی از “فرهنگ” دد منش اسلامی نیست. بلکه اساسا ریشه در مناسبات طبقاتی جامعه دارد. وقتی که در ساختار اجتماعی سرمایه‌داری فقر نه تنها طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان را در خود فرو می‌کشد بلکه اقشار میانه را نیز در چاه فقر فرو می‌برد، فروش دختربچه‌ها برای بدست آوردن مبلغی پول و راحت شدن از مخارج دختر و در عین حال ازدواج بی خرج برای مردی که خود فقر زده است، رکنی از ساختار خانواده می‌گردد و هر روز گسترش می‌یابد. در واقع جنایت نسبت به کودکان، جنایت سرمایه‌داری‌ست که در ایران با سنت‌های بسیار عقب افتاده و عمیقا ارتجاعی اسلامی در هم تنیده شده است.

لذا کودک همسری مختص ایران نیست همه کشورهای سرمایه‌داری – اسلامی در جهان با چنین معضلی رو به رو هستند.

در هر سال در جهان  ۱۲ میلیون دختر زیر ۱۸ ساله به ازدواج اجباری تن می‌دهند (از گزارش یونیسف) به طوری که «در حال حاضر ۶۴۰ میلیون دختر و زن در جهان قبل از ۱۸ سالگی خود ازدواج کرده‌اند.» (DW – گزارش صندوق کودکان سازمان ملل متحد ۱۳ فروردین ۱۴۰۲)

در نتیجه ستم به کودکان فقط ستم فردی نیست. ستم فردی بخشی از ستم طبقاتی است. این سرمایه‌داریست که منشأ دردهای بی درمان و معضلات خانمان برانداز است. زمانی که نظام سرمایه‌داری با مذهب عجین شود، قدرت تخریب و نابودی عظیمی پیدا می‌کند و عامل ستم و بیدادگری غیر قابل وصفی به انسان‌های تحت استثمار و ستم به ویژه انسان‌های کوچک خردسال می‌گردد. برای زدودن این ستم از جامعه باید علیه سرمایه‌داری مبارزه کرد و دین حاکم را از دیدگاه مارکسیستی نقد نمود. این تنها راه است.

نظم کمونیستی

27.1.1403




امپریالیسم اروپا کاملا سرسپرده امپریالیسم امریکا شده است

امپریالیسم امریکا چین را دشمن شماره یک خود و موفقیت اقتصادی ان را تهدیدی برای هژمونی خود می داند. امپریالیسم امریکا برای جلوگیری از فرصت های بازاری چین در اروپا، اروپا را مجبور کرد که در جنگ ژئوپلیتیکی برای منزوی کردن چین و  روسیه شرکت کند. 

استراتژی  امپریالیسم بر این بود که ارتش روسیه را در درگیری اوکرایین آنچنان ضعیف کند که وقتی به جنگ چین می رود،  روسیه جنگ افزار و مشاور برای کمک به چین نداشته باشد. افزون بر این، امپریالیسم امریکا، روسیه هراسی را تحریک کرد تا اعمال طیف گسترده ای از تحریم ها را که تجارت اروپا با روسیه را مسدود می کند، توجیه کند.

اقتصاد المان با صادرات محصولات صنعتی به روسیه و سرمایه گذاری در بازارهای آن و واردات گاز و سایر مواد خام روسیه با قیمت پایین شکوفا بود. نتیجه این شد که المان، فرانسه و سایر کشورها با واردات گاز طبیعی مایع (LNG) ایالات متحده با قیمت های سه تا چهار برابر بالاتر و انتقال برخی از شرکت های بزرگ صنعتی خود به ایالات متحده، اقتصاد خود را به امریکا قفل کرده اند و اینکار صنعت اروپا به ویژه آلمان را داغون کرده است.

امید امپریالیسم آمریکا این بود که با منزوی کردن چین و حامیان ان اقتصاد انها را مختل کند و فشار مردمی در این کشورها آنقدر زیاد شود که ایده نظم اقتصادی چند قطبی جدید را رها کنند.

حتا امید بر این بود که مردم روسیه در پی جنگ آنچنان قحطی و گرسنگی بکشند که خود دولت روسیه را سرنگون و رهبران الیگارشی که مایل به پیگیری نئولیبرالیسم طرفدار ایالات متحده هستند، را جایگزین آنها کنند.

ولی کار درست برعکس شد. تحریم های غرب، روسیه و چین را مجبور به تولید صنعتی بیشتر و گسترش دادوستد با شرق کرده است.




حمله موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی به اسراییل

جمهوری اسلامی با همکاری حزب الله در لبنان تعدادی پهباد و موشک های بالستیکی را به سوی اسراییل پرتاب کرد. در حالیکه اسراییل گفت که “اکثریت قریب به اتفاق” پهباد و موشک ها رهگیری شدند، روزنامه های جمهوری اسلامی می نویسند که اکثر هدفها مورد اصابت قرار گرفت.

اگر حتا ادعا رژیم در باره موثر بودن حمله درست باشد، نمی توان انکار کرد که این کاری بسیار نابخردانه بوده است. یکی از پیامدهای این حمله این است که می تواند کشورهای عربی را از ترس توان نظامی جمهوری اسلامی بیشتر به آغوش اسراییل و امپریالیسم امریکا بیندازد.

مقصر اصلی خطر جنگ تمام عیار، در وهله اول امپریالیسم آمریکا است که به بورژوازی صهیونیسم اجازه داد که بر خلاف همه ی قانونهای دیپلماتیک کنسولگری کشوری را نابود کند.
ادعا اینکه این کنسولگری پر از جاسوسان جمهوری اسلامی بود دلیل موجه ای برای حمله نیست. زیرا همه ی کنسولگری ها و سفارت ها، به ویژه در مناطق حساس، شامل جاسوسهای بلندپایه کشور خود هستند.

رژیم ولایت فقیه برای راضی نگه داشتن پایگاه اجتماعی خود دست به این حمله ی پیش بینی شده زد. لازم به یادآوری است که قبل از حمله همه ی نهادهای امنیتی امریکا و اروپا در مورد آن هشدار دادند. می گویند نیروهای امریکا، بریتانیا، فرانسه و اردن برای خنثی کردن حمله آماده بودند. بایدن می گوید اسرائیل حمله ایران را با کمک آمریکا خنثی کرد.

همان کشورهایی که محکوم کردن حمله ارتش فاشیستی را در شورای امنیت وتو کردند، حمله تلافی جویانه جمهوری اسلامی را محکوم کردند.

بورژوازی صهیونیسم و بورژوازی نظامی جمهوری اسلامی برای در قدرت ماندن به تنش ها و دشمنی با همدیگر نیاز دارند و حاضرند برای حفظ منافع خود ریسک های بسیاری کنند.
باید امیدوار بود که این کار به افزایش تنش و حمله انتقامی ارتش فاشیستی به مردم میهن ما نیانجامد.




سخنان بلیغ حضرت آیت‌ الله‌العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای، ولی فقیه و مقام معظم رهبری در باره مشکلات عدیده کشور

بحمداللّه کشور ما از لحاظ قرّاء خوش‌خوان یکی از کشورهای برجسته و نمونه است. شاید مثلاً [بجز] کشور مصر که حالا یک امتیازی در این زمینه دارد، من فکر نمیکنم بقیّه‌ی کشورها این تعداد قاری برجسته و خوش‌خوان و درست‌خوان در کشورها وجود داشته باشد که بحمداللّه در کشور ما هست. [این] به برکت جمهوری اسلامی است. ما کجا بودیم، به کجا رسیدیم! 

جوانهای ما باید وارد عرصه‌ی قرآن‌خوانی، بخصوص حفظ قرآن بشوند که ما خب حافظ [قرآن] زیاد لازم داریم؛ من چند سال پیش هم عرض کردم؛ تلاشهایی هم شده منتها هنوز تا آنجا خیلی فاصله داریم. اگر بخواهید آن ده میلیون را تأمین بکنید، راهش این است که نوجوان‌های ما وارد وادی قرآن بشوند

 براى ظهور مهدى موعود(ارواحنافداه) زمینه باید آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل کردن به احکام اسلامى و حاکمیت قرآن و اسلام است. اولین قدم براى حاکمیت اسلام و به عهد ظهور مهدى موعود (ارواحنافداه و عجّل‌اللَّه‌فرجه)، به‌وسیله‌ى ملت ایران برداشته شده است؛ و آن، ایجاد حاکمیت قرآن است؛

…حجت خدا در بین مردم زنده است؛ با مردم زندگى میکند؛ مردم را مى‌بیند؛ دردهاى آنها، آلام آنها را حس میکند. انسانها هم، آنهائى که سعادتمند باشند، ظرفیت داشته باشند، در مواقعى به طور ناشناس او را زیارت میکنند.

حرکت دولتمردان ما را در میدان‌هاى مختلف، امام زمان مى‌بیند و امام زمان از هر آنچه که نشانه‌ى مسلمانى در آن هست و از ما سر مى‌زند، خرسند مى‌شود. اگر خداى نکرده عکس این عمل بکنیم، امام زمان را ناخرسند مى‌کنیم. ببینید، چه عامل بزرگى است.

از لحاظ شرعی، حجاب حکم مسلّم شرعی است و پوشاندن بدن برای زنان غیر از صورت و دو کف دست واجب شرعی و غیرقابل صرف‌نظر کردن است و مردم و بانوان ما که مسلمان و مقیّد و متعبّد هستند، باید این حکم شرعی را رعایت کنند




بزرگترین شرکت امپریالیستی جهان، آمازون به استثمار شدید کارگران ادامه می دهد

شرایط کاری کارگران آمازون ددمنشانه است. بسیاری از کارگران وقت برای رفتن به دست شویی ندارند. وقتی حجم کاری در انباری کمتر می شود، آمازون کارگران را مجبور به تعطیلی اجباری بدون حقوق می کند و یا آنها را به انبارهای دوردست می فرستد.
آمازون با هزاران کلک از حق سازماندهی کارگران در سندیکاها جلوگیری می کند. کمپین “حقه های کثیف” امازون تلاش های اتحادیه برای دست یابی حقوق کارگران را تهدید می کند. کارگرانی که برای حقوق اساسی خود مبارزه می کنند، با خطر اخراج، کاهش اضافه کاری و اقدامات انضباطی مواجه می شوند.

همزمان با اینکه نبرد برای حق عضویت در اتحادیه در انبار امازون در کاونتری تشدید می شود، این شرکت انحصاری بزرگ تبلیغات ضد اتحادیه ای خود را افزایش می دهد.
سال ها است که اتحادیه کارگری، GMB در حال مبارزه برای به رسمیت شناختن حق اتحادیه ای کارگران در انباری به نام BHX4 است. کارگران خواستار ۱۵ پوند در ساعت و حق مذاکره با امازون در مورد شرایط کاری خود هستند.
در اوایل ماه جاری، GMB درخواستی را برای به رسمیت شناختن اتحادیه به کمیته مستقل داوری مرکزی (CAC) ارائه داد. اگر عضویت در اتحادیه در انبار BHX4 به بیش از 50 درصد کارگران افزایش یابد، امازون ممکن است توسط CAC مجبور به قبول اتحادیه GMB شود.

با این حال، شرکت انحصاری آمازون با “حقه های کثیف” دارد حق عضویت در اتحادیه کارگران را از بین می برد. آخرین باری که اتحادیه به مرز عضویت نیمی از کارگران نزدیک شد، امازون به استخدام 1300 کارگر غیر اتحادیه ای پرداخت تا بدین گونه درخواست به رسمیت شناختن اتحادیه را شکست دهد.
اتحادیه GMB تخمین می زند که 1300 کارگر اضافی بیش از 300 هزار پوند در هفته هزینه دارد. ولی آمازون برای شکست دادن اتحادیه به راحتی این زیان را می پذیرد.