دزدان و آدمکشان در رهبری رژیم ولایت فقیه

رژیم ولایت فقیه می داند که تنها دزدان و آدمکشان مدافع “حفظ نظام” هستند.

معرفی کاظم صدیقی، متهم به زمین‌خواری بزرگ در شمال تهران، به عنوان «امام جمعه» تهران از سوی «شورای سیاستگذاری ائمه جمعه» با واکنش گسترده روبرو شده است.

این شورا که زیر نظر خامنه‌ای اداره می‌شود، در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که نماز جمعه تهران در روز ۲۴ فروردین به امامت کاظم صدیقی برگزار می‌شود.

به گزارش انصاف نیوز، یکی از نمازگزاران در پاسخ به این سوال که «نظرتان درباره ماجرای پیش آمده برای آقای صدیقی چیست؟»، گفت: ما که خیلی تعجب کردیم و من شخصا دیگر بعد از این ماجرا پشت ایشان اصلا نماز نمی‌خوانم؛ اگر ایشان بیاید من نمازم را فردا می‌خوانم؛ حتی به دفتر آقا هم تلفن کردم و این مسئله را گفتم؛ بالاخره شبهه‌ای در خصوص ایشان پیش آمده و تا حل نشود، من احساس خوبی نخواهم داشت.

سخنگوی قوه قضائیه ایران گفت که بنگاه “پیروان اندیشه‌های قائم” که از آن کاظم صدیقی، امام جمعه تهران و پسرانش هست، زمین ۴۲۰۰ متری ازگل را به حوزه علمیه بازگرداندند.

دستگاه دیوان سالاری جمهوری اسلامی آن چنان آلوده است که هر کارمندی مانند رییسان خود به دنبال دزدی و گریز از میهن است. رزونامه های درون کشور سخن از “خروج دو ميليون دلار توسط كارمند حسابداری مجتمع بندر امام خمینی در شهرستان ماهشهر” گفته اند. این کارمند  دو میلیون دلار را به کانادا، جایی که خود و خانواده اش هم اکنون زندگی می کنند فرستاده است.

به نوشته روزنامه اعتماد، هلدینگی که زیر رهبری این کارمند بوده است  در سال ۱۳۸۷ “یكی از بزرگ‌ترين قراردادهای سرمايه‌گذاری بخش‌خصوصی در بنادر كشور برای توليد و صادرات شكر را با سازمان بنادر و كشتيرانی امضاء كرده بود و در آخرين تحولات، برای پرداخت حقوق كارگران خود نيز به مشكل خورده است”. 




تنها همکاری نیروهای چپ در یک جبهه متحد خلق می تواند شرایط ذهنی انقلاب را به سود زحمتکشان فراهم کند

میان لایه های گوناگون بورژوازی انگلی ناسازگاری هایی در این جا و آن جا هست، ولی این لایه ها در خط کلان اقتصادی، سیاسی، اجتماعی با هم سازگاری دارند.

بورژوازی بورکراتیک با خط قهر آمیز “صدور انقلاب” بورژوازی نظامی موافق نیست، ولی برای حفظ منافع مشترک  به نق زدن راضی هست و می تواند سیاست های برون مرزی بورژوازی نظامی را به چالش بکشاند. برای نمونه، آقا زیبا کلام درکانال ماهواره ای صدای آمریکا و یا رادیو اسراییل با آزادی و بدون ترس از زندان و شکنجه سخن می گوید. گاه گاهی با گستاخی از اسراییل پشتیبانی می کند. برای نمونه، در باره ی بمب گذاری کرمان گفته بود که این کار اسراییل نیست، زیرا اسراییل بی گناهان را نمی کشد. انگار ۳۳ هزار فلسطینی که بیش از ۱۱ هزار آن ها کودک بودند که از سوی ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم کشته شدند همگان “تروریست” گناهکار بودند.

همه ی لایه های بورژوازی انگلی در حاکمیت به رهبری خود ولی فقیه، خواهان یک اقتصاد سرمایه داری، آن هم با شیوه ددمنشانه نئولیبرالیستی هستند. همه ی لایه های بورژوازی انگلی خواهان سازش “آبرومندانه” با امپریالیسم برای رها شدن از فشار تحریم هستند.

ولی همان گونه که اطلاعات خود رژیم نوشت، شرایط اقتصادی که جمهوری اسلامی آفرید بدتر از آن است که با کم شدن تحریم بهتر شود، اگرچه که در کوتاه زمان زندگی انگلی جمهوری اسلامی را کمی آسان تر خواهد کرد.

نا همگونی ها  سیاست های لایه های گوناگون بورژوازی انگلی در پهنه های گوناگون به گونه ای نیست که نیروهای مارکسیستی انقلابی را وادارد که زیر چتر یکی از آن ها بایستند.

”چپ” انقلابی باید با سیاست مستقل طبقاتی با سازمان دهی طبقه کارگر نقش آن ها را در رهبری جبش برجسته کند. این کار بزرگ تنها از یک گردان یگانه ”چپ” بر می آید.




استاندارد دوگانه امپریالیسم امریکا؛ به دوستان جواز کُشتن می‌دهد، ولی دشمنان حق دفاع از خود ندارند

منبع:persian.cri.cn

آمریکا اخیراً به متحدانش هشدار داده که چین در حال تقویت حمایت خود از روسیه است. این هشدار آمریکا در حالی مطرح می‌شود که با آنکه دچار مشکل مالی وخیمی شده، همچنان به تسلیح اوکراین در برابر روسیه ادامه می‌دهد.

 گسترش ناتو به سمت شرق علت اصلی بحران اوکراین است. آمریکا سالهاست که به طور علنی اوکراین را تسلیح کرده در حالی که چین فعالانه برای پیشبرد مذاکرات صلح تلاش می‌کند اما اکنون آمریکا مدعی است که تجارت عادی بین چین و روسیه چیز خوبی نیست. این بسیار مضحک است.

ناتو باید پس از جنگ سرد منحل می‌شد، اما اکنون به عنوان ابزاری برای حفظ هژمونی آمریکا باقی مانده است. این ماهیت موضوع است اما دولت بایدن به هیچ وجه این نوع ماهیت را لو نمی‌دهد و وقتی از متحدانش خواست از اوکراین حمایت کنند، شعار بسیار فریبنده «دفاع از ارزش دموکراتیک» را سر داد.

این نوع «ارزش دموکراتیک» ظاهرا بسیار نرم و لطیف دارد اما کاملاً قهری است، زیرا لزوما باید ارزش دموکراتیک تعریف شده توسط آمریکا باشد. ایالات متحده سعی می‌کند به عنوان رهبر جهان شناخته شود اما، در مواجهه با چالش‌های مشترک بین‌المللی، این نقش خود را فراموش می‌کند و به دنبال منافع هژمونیک خود است.

برای نمونه غزه:

خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب غزه، جهان را به پیشرفت در مذاکرات قاهره امیدوار کرده اما « نتانیاهو» نخست وزیر اسرائیل گفت «تاریخ حمله به رفح مشخص شده است»، دوباره قضیه را به نقطه مبدا آن بازگردانده است. این فراز و نشیب، دوراهی اسرائیل ناشی از فشارهای دوگانه داخلی و بین‌المللی است.

دلیل عینی اصلی که اسرائیل را در این وضعیت قرار می‌دهد، ادامه کمک‌های آمریکا به اسرائیل، بوده است. تداوم کمک‌های آمریکا به اسرائیل جز تقویت عزم دولت نتانیاهو برای حمله به رفح، نتیجه دیگری نخواهد داشت.




جنگ طلبی امپریالیسم امریکا به دلیل شکست اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و اخلاقی

منبع: /thetricontinental.org

اصطلاح “شمال جهانی”  و “غرب” (عبارت توخالی) در کنار اصطلاح دقیق تر “اردوگاه امپریالیستی به رهبری ایالات متحده” به کار برده می شود.

شمال جهانی یک بلوک نظامی، سیاسی و اقتصادی یکپارچه متشکل از 49 کشور است. این شامل ایالات متحده، انگلستان، کانادا، استرالیا، نیوزیلند، اسرائیل، ژاپن و کشورهای ثانویه اروپای غربی و شرقی است. در عرصه نظامی، ترکیه (عضو ناتو)، جمهوری کره و فیلیپین (مستعمرات نظامی عملا ایالات متحده) در “بلوک نظامی به رهبری ایالات متحده” گنجانده شده است، با اینکه انها بخشی از جنوب جهانی هستند.

مرکز “بلوک نظامی تحت رهبری ایالات متحده”، ناتو است. این بلوک همچنین شامل ژاپن، استرالیا، اسرائیل، نیوزلند، سه کشور جهانی جنوب و معدود کشورهای اروپایی دیگر که عضو ناتو نیستند، می شود. 

بلوک نظامی به رهبری امریکا در سه دهه گذشته دو تغییر داشته است:

  • گسترش بیشتر بلوک به تمام کشورهای اروپای شرقی (بجز بلاروس) را شامل می شود.
  • تبعیت کامل دولتهای سرمایه داری اروپای غربی، که حتی تظاهر به استقلال را رها کردند.

در بیست سال گذشته، شمال جهانی  کاهش اقتصادی نسبی قابل توجهی  را همراه با کاهش سیاسی، اجتماعی و اخلاقی تحمل کرده است. ادعاهای دروغین “اخلاقی” ان در مورد حقوق مدنی و “ازادی مطبوعات” اکنون کاملا مسخره است، زیرا انها به دنبال غیرقانونی کردن حمایت عمومی (از جمله انلاین) از حقوق فلسطینیان هستند.

برای جبران این شکست این بلوک به سمت نظامی گری می رود. هزینه نظامی واقعی ایالات متحده در سال 2022، 1537 میلیارد دلار بود. امریکا از طریق ناتو و سایر ابزارها، 74.3 درصد از کل هزینه های نظامی در سراسر جهان را کنترل می کند.

ایالات متحده در ده سال گذشته بسیاری از معاهدات مهم ضد اشاعه هسته‌ای (موشک‌های بالستیک در سال 2002، نیروهای هسته‌ای میان‌برد در سال 2019 و آسمان‌های باز در سال 2020) را کنار گذاشته است.




حزب توده ی ایران در آیینه تاریخ؛ تفکر عینی با جانبداری طبقاتی

برخی از چپها که گرایش به سوسیال دموکراسی دارند، تفکر عینی را خلاف جانبداری می دانند. این در حالی است که همه ی نهادهای امپریالیستی در جهان جانبدار هستند و برای تعمیق بهره کشی و غارت از ثروت خلق های “جهان سوم” تاسیس شده اند.

بورژوازی به خود حق می دهد که همه ی رسانه های جهان را به سود منافع خود کنترل و رهبری کند، ولی به نظر او هر کسی که صحبت از حقوق خلق فلسطین کند، تروریست است؛ هر کس علیه بهره کشی نظام سرمایه داری مبارزه کند آنارشیست است.

در کشورهای سرمایه داری رسانه های با پیش گزاری چارچوبهای تفسیری کلان، هم خوان با سود طبقه های فرمانروا، کاربران خود را به سوی ویژه ای می رانند و چون جانشینی (آلترناتیوی) برای به چالش کشیدن این چهارچوبها نیست، کاربران با تفسیرهای جایگزینی روبرو نمی شوند و پادزهری در برابر زهرهای فرهنگی بورژوازی نمی یابند.

برای این که افزار جنگ رسانه ای در دست بورژوازی است، مارکسیست های انقلابی نباید پهنه نبرد را تهی نمی کنند.

تفکر عینی طبقاتی است. نظام سرمایه داری بر پایه تفکر بورژوازی درست است، ولی همین نظام به نظر سوسیالیستهای انقلابی نظامی است که باید به سود طبقه کارگر واژگون شود. سوسیالیستهای انقلابی باید با جانب داری طبقاتی به بررسی و تحلیل عینی پدیده ها بپردازند. آن تفکر عینی که به ضرر منافع طبقه کارگر است، یک تفکر انحرافی در سوسیالیسم علمی هست.




تعیین حداقل دستمزد، نشانه بارز اقتصاد سرمایه داری- نئولیبرالیستی حاکمیت جمهوری اسلامی

بورژوازی با نمایندگان خود در دولت پایین نگه داشتن کمینه دستمزد طبقه‌کارگر را هدف خود کرده است، تا ارزش افزوده بورژوازی بیشتر شود. بورژوازی از بالا بودن هزینه تولید و کاهش نرخ سود تولیدی خود می نالد. وزیرکار مانند همه ی نئولیبرالیست های جهان بالا رفتن “بیش از اندازه” دستمزد کارگر را مایه افزایش تورم می داند.

وزارت بهداشت رژیم برای هم کاری با وزارت کار رژیم در پایین نگه داشتن دست مزدها دلیل پایین آمدن نیاز به گوشت قرمز و سفید را بهداشتی و چاقی دانست. در هم سنجی با ده سال پیش، نیاز روزانه به نان ۶،۵ در صد، برنج ۲۶ درصد، میوه ۲۹ درصد،  گوشت قرمز ۲۱ درصد، گوشت سفید ۶ درصد کاهش یافته است. مانند همیشه جمهوری اسلامی دروغ می گوید، چون که اگر این وزارت در اندیشه تندرستی مردم ما بود، پس چرا نیاز به میوه را نزدیک به ۳۰ درصد کاهش داده است!!

روشن است که این جدول برای دست مزد کارگران ساخته شده است، وگرنه توانگران که روبروی درمانگاه های چربی کشی صف کشیده اند.  

بورژوازی اروپا همواره تلاش کرده است که در راه آزمندی خود برای بالا بردن ارزش افزوده، شرایط بازتولید نیروی کارِ طبقه‌ی کارگر را بدتر نکند. چرا که کارگر برای کار کردن نیاز به خورد و خوراک دارد و برای تولید کردن دودمان آینده کارگر باید بتواند هزینه بزرگ کردن فرزندان خود را بپردازد.

ولی در نظام سرمایه داری- دینی بورژوازی در اندیشه سودورزی آنی و بزرگ است، برنامه ای برای تولید زمان بلند ندارد.

پای کارگران را با زنجیر بسته اند و بورژوازی مست سودورزی را به جان آن ها انداخته اند. زمانی که همه ی نهادهای جمهوری اسلامی مانند ولایت فقیه، دولت، مجلس و قوه قضاییه در دست بورژوازی است، طبقه کارگر سندیکا و سازمان های مستقل از رژیم، حتا حق اعتصاب ندارد.




نقش آگاهانه پیشاهنگ در تحول های اجتماعی

مطالعه تاریخی تکامل فورماسیون های اقتصادی و اجتماعی به ما می آموزد که یک فورماسیون مشخص برای حل تضادی که در درون خود حمل می کند (در نظام سرمایه داری تضاد بین خصلت اجتماعی تولید و مالکیت خصوصی بر ابزار تولید)، ضرورت می بیند که با نفی و دفع خصلت های میرا و بازدارنده خود، راه را برای یک فورماسیون جدید بگشاید. این ضرورت برخاسته از سرشت و ماهیت درونی پدیده سرمایه داری است. دیر و یا زود دانه سوسیالیسم با آب و خاک و خورشید فراهم شده از نیروی کار انسانی از شرایط مناسب رشد بر خوردار خواهد شد و به درختی تنومند بدل خواهد گشت. هر چند که فورماسیون سرمایه داری در درون خود باردار نطفه سوسیالیسم است، ولی بدون مامایی آگاهانه ما این زایش با غرق شدن در توفانی از حوادث ناگوار با مشکل بر می خورد.

اگر ما آگاهانه به این دگردیسی کمک نکنیم حوادث تصادفی گوناگون می توانند سرعت این حرکت تکاملی را کند و یا حتا آنرا بطور موقت متوقف و یا به عقب برگردانند. عدم حرکت آگاهانه ما در به ثمر رساندن این ضرورت خواه نا خواه و چه ما بخواهیم و چه نخواهیم به برتری نقش تصادف ها در روند ها کمک می کند.

کند کردن روند تحقق ضرورت توسط این تصادف ها هر چند در مقایسه با تاریخ بشری کوتاه و گذرا است، ولی برای عمر چندین ساله ما دائمی می نمایند و ما را به این وهم می رساند که وضعیت موجود پایدار و برای همیشه تغییرناپذیر است. بهره کشان به این امر آگاهند و با هزاران کلک ریشه های یاس و ناامیدی را در دل ما کلفت تر و گسترده تر می کنند.

مقوله های دیالکتیکی “ضرورت و تصادف” به ما می آموزد که پیروزی موقت کنونی سرمایه داری یک ضرورت نیست، بلکه یک تصادف است.




نگرش متافیزیکی و مکانیکی به ماتریالیسم تاریخی، عامل ذهنی و نقش پیشاهنگ در انقلاب ها را نمی بیند

نگرش مکانیکی به ماتریالیسم تاریخی باور دارد  که جامعه ی بشری به ناگزیر دیر و یا زود به سوسیالیسم می رسد. ما باید با آسودگی خاطر در ایستگاه چشم براه رسیدن قطار سوسیالیسم باشیم. این نگرش نقشی برای یک گردان انقلابی متشکل برای واکاوی شرایط عینی و فراهم کردن شرایط ذهنی انقلاب قائل نیست.
این دسته نقش آگاهی دهی، سازماندهی پیشاهنگ را به‌ بهانه این که حرکت تاریخی و تکاملی فرماسیون ها اجتناب ناپذیر است، را جدی نمی گیرد. 

بی عملی کنونی که “چپ” به آن دچار شده است به هر دلیل آلوده چنین نگرش منفی به نقش عوامل ذهنی در تکامل پدیده های اجتماعی. عوامل ذهنی همچون آگاهی رسانی، مبارزه ایدئولوژیک، تجهیز و سازماندهی نه تنها شتاب دهنده قوانین ماتریالیسم تاریخی هستند، بلکه تنها تضمین کننده برآیند مترقی این روند نیز هستند. زیرا برقراری سوسیالیسم جبری نیست، یک امکان است. شرایط عینی برای  تحقق این امکان کافی نیست،  شرایط ذهنی مناسب نیز باید برقرار باشد.

نگرش مکانیکی به ماتریالیسم تاریخی فکر می کند تنها قرارداشتن در هسته مرکزی شیوه تولیدی سرمایه داری و دیدن و حس کردن بهره کشی برای آگاهی طبقاتی طبقه کارگر کافی است. در حالیکه طبقه کارگر بدون کمک پیشاهنگ خود نمی تواند با درک مجرد از سرمایه داری، درک حسی خود را به آگاهی طبقاتی رشد دهد. به خاطر همین آموزش سیاسی و رشد آگاهی طبقاتی طبقه کارگر از وظیفه اصلی پیشاهنگ طبقه کارگر است.
نگرش متافیزیکی و مکانیکی به ماتریالیسم تاریخی، وظیفه ی پیشاهنگی و ویژه گی های پیشاهنگ را دست کم می گیرد. پیشاهنگی یک مالکیت خصوصی نیست که با قوانین حقوقی تضمین شود. 
برای به دست آوردن اعتماد مردم پیش‌آهنگ می بایست از آن زشتی هایی که در نظام سرمایه نمی پسندد خود پاک، درستکار، راستگو و امانت دار، موشکاف، نوآور، متفکرِ عمل گرا و عمل کننده ی متفکر باشد.