سرگیجه جمهوری اسلامی پس از حمله ترویستی ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم به سفارت ایران در سوریه

حمله ترویستی اسراییل به سفارت ایران که موجب خوشحالی اپوزیسیون طرفدار امپریالیسم شد، تنش در خاورمیانه را بیشتر کرده است.

بورژوازی نظامی برای زنده ماندن به تنش با  بورژوازی صهیونیستی احتیاج دارد، ولی آنقدر احمق نیست که مستقیم با یک نیروی اتمی درگیر شود. ولی پایگاه اجتماعی بورژوازی نظامی، خرده بورژوازی مذهبی که با دشمنی با اسراییل بزرگ شده اند خواهان انتقامگیری هستند.

بورژوازی نظامی برای حل این تناقض نیروهای بزرگ و کوچک خود را به میدان فرستاده است تا با گنده گویی پایگاه اجتماعی خود را آرام کنند، بدون آنکه صحبتی از “انتقام فوری” بکنند.

حتا برخی از امامان جمعه گفتند که دشمن خواهان انتقام فوری است!!!

علیرضا پناهیان روحانی مشهور در برنامه تلویزیونی گفت: صداوسیما باید آموزش و پرورش را محاکمه کند که چرا هیچ چیزی از نقش یهود در تاریخ اسلام گفته نمی شود. تا وقتی یهود به دانش آموز معرفی نشود، حجاب به همین شکل خواهد بود!!

امام جمعه اردبیل گفت: ما در خصوص انتقام از اسرائیل از سر احساس تصمیم نگیریم. تردیدی در وجوب انتقام حتی شدیدترین انتقام نیست اما باید بر اساس یک فکر جامع الاطراف محقق شود و قطعاً مسئولین ارشد جمهوری اسلامی ایران هوشمندانه عمل خواهند کرد.

سپاه گفت:« پاسخ به مطالبه ملی برای مجازات پشیمان‌کننده دشمن جنایتکار صهیونیستی، به فضل الهی تحقق خواهد یافت».

سابرینا سینگ، سخنگوی پنتاگون، گفت که به مقامات جمهوری اسلامی گفته شد امریکا هیچ دخالتی در این حمله هوایی نداشته و در این باره نیز اطلاعاتی در اختیار ندارد.

وزیر خارجه هم راهی مسقط عمان شده است. او به ظاهر برای گفت و گو با مقامات عمان به آنجا رفته است، ولی گفت و گوهای مخفی جمهروی اسلامی با امریکا همیشه در عمان و یا قطر انجام می شود.

احتمالا امتیازگیری جمهوری اسلامی برای خویشتنداری خود، رفع برخی از تحریم ها است.




اشک تمساح امپریالیسم امریکا برای مردم غزه، ارسال اسلحه و پول برای بورژوازی صهیونیسم

غذا آن قدر شور شده که خان هم فهمید. اخیراً چندین سیاست‌مدار دموکرات از رییس جمهوری خواستند که ارسال اسلحه به اسراییل را قطع کند. پس از حمله وحشیانه ارتش فاشیستی به خودرو امدادگران و کشته شدن آن ها، امپریالیسم امریکا حتا حاضر به قبول تحقیقات در این باره نشده است.

بایدن که از موج همبستگی با مردم فلسطین در امریکا، ترس از شکست در انتخابات دارد، به ظاهر برای مردم غزه اشک می ریزد، ولی همزمان کمک های تسلیحاتی به بورژوازی صهیونیسم را دنبال می کند.

البته امپریالیسم امریکا برای خودنمایی شروع به پرتاب کمک‌های هوایی به غزه هم کرده است. «کریس گونیس» سخنگوی سابق «آنروا» می گوید: بیشتر کمک‌هایی که از طریق هوایی برای غزه ارسال می‌شود در دریا فرود می‌آیند و به دست مردم غزه نمی‌رسد و هدف از آن کمک به مردم فلسطین نیست بلکه اجرای نمایشی بر روی صفحه‌های تلویزیونی است.

«کریس ون هولن» سناتور آمریکا که از کمک‌های هوایی به غزه پشتیبانی می‌کند، اعتراف کرد که این مثل یک لیوان آب برای جلوگیری از قحطی در حال وقوع است. کمیته نجات بین‌المللی در واکنش به این اقدام نمایشی آمریکا اعلام کرد که کمک‌های هوایی نمی‌توانند جایگزینی برای دسترسی به کمک‌های انسانی باشند. این کمک‌های هوایی راه‌حلی برای تسکین رنج مردم فلسطین نیست و در درجه اول با آتش بس بلندمدت باید غزه به روال “عادی” خود برگردد.

حمل و نقل زمینی کمک‌های بشردوستانه به غزه هم و ارزان‌تر و آسان‌تر است، ولی امپریالیسم امریکا برای این کار به اسراییل فشار نمی آورد. در واقع امپریالیسم امریکا و بورژوازی صهیونیسم به همدیگر نیاز دارند. امپریالیسم برای مهار شورشها در جهان عرب به بورژوازی صهیونیسم و ارتش فاشیستی مجهز به بمب اتمی آن نیاز دارد. و بورژوازی صهیونیسم هم می داند که بدون پشتیبانی امپریالیسم حتا یک سال هم نمی تواند زنده بماند.




تنش‌زدایی جمهوری خلق چین در برابر تنش‌آفرینی امپریالیسم آمریکا

محبوبیت چین در میان خلق‌های جهان هر روز بیش‌تر می‌شود. جمهوری خلق چین، نه با زبان آتش بل که با دراز کردن دست دوستی، به دادوستد با خلق‌های دیگر می‌پردازد و در اندیشه دگرگون کردن شرایط درون مرزی این کشورها نیست و به تاریخ و فرهنگ این خلق‌ها ارج می‌گذارد و نبرد طبقاتی را وظیفه خلق‌های خود این کشورها می‌داند.
نا هم‌سانی سیاست تنش‌زدایی چین با تنش‌آفرینی آمریکا را ما با نمونه زیر می بینیم. آمریکا با همسایگان خود کوبا، ونزوئلا و نیکاراگوئه در تنش است. رسانه‌های دولتی چین از این کار بسیار انتقاد می‌کنند و به امریکا یادآوری می‌شوند که کشورهای آمریکای لاتین مستعمره آمریکا نیستند.
هر کشوری که امریکا را بیرون می کند، می‌توان نشانه‌های آمادگی چین برای جای‌گزینی را دید. تلاش‌های امریکا برای تنها ساختن چین در آسیا و جدا کردن تایوان از آن به جایی نرسیده است. نقشه‌های یورش هسته‌ای هم راه به جایی نخواهد برد، چرا که هم چین خود هسته ای است و هم دوست بزرگ چین، روسیه هسته‌ای است.
پیش‌رفت شگفت‌انگیز اقتصادی- اجتماعی چین چنان چشم‌گیر بوده است که حتا امپریالیسم هم به ناگزیر به ستایش از آن می‌پردازد، ولی برنامه امپریالیسم این است که این پیروزی تاریخی را از سوسیالیسم به رهبری حزب کمونیست چین جدا کند. آقای بلینکن گفت که حزب کمونیست چین زیر رهبری شی جی پینگ در درون سرکوب‌گرتر و در بیرون پرخاش‌گرتر شده است.
جهان به ناگزیر به سوی چندقطبی شدن می‌رود و امپریالیسم نمی‌تواند جلوی این روند قانون‌مند را بگیرد. نشانه‌های فراوانی در دست است که جهانی شدن اقتصاد دوباره دارد جان می‌گیرد ولی این بار از آسیا و با رهبری چین.




منشا ماتریالیسم مدرن

انگلس می‌نویسد:”محل منشا تمام ماتریالیسم مدرن از قرن هفدهم به بعد انگلستان است”. در  قرن هفدهم اشرافیت فئودالی قدیمی و سلطنت توسط طبقه متوسط در حال ظهور به چالش کشیده شد. سنگر فئودالیسم کلیسای کاتولیک روم بود. این کلیسا باید قبل از سرنگونی فئودالیسم تضعیف می‌شد. طبقه سرمایه‌دار در حال ظهور ایده‌های قدیمی و الهی را که نظم قدیمی بر اساس ان بود، به چالش کشید.

“به موازات رشد طبقه متوسط، علوم نجوم، مکانیک، فیزیک، اناتومی، فیزیولوژی و غیره دوباره شکوفا شدند. طبقه سرمایه‌دار، که می خواست تولید صنعتی خود را توسعه دهد، نیاز به علمی داشت که بتواند خواص فیزیکی اشیاء طبیعی و عملکرد قوانین طبیعی را پیدا کند. تا ان زمان، علم صرفا خادم کلیسا بود و اجازه نداشت از محدودیت‌های تعیین شده فراتر رود و بنابراین اصلا یک علم واقعی نبود. در قرن هفدهم، گالیله نظریه کوپرنیک را ثابت کرد که زمین و سیارات به دور خورشید می‌چرخند. استادان ان زمان این ایده ها را مسخره می‌کردند و از قدرت کلیسا و تفتیش عقاید استفاده می‌کردند تا گالیله را وادار به عقب نشینی کنند. علم علیه کلیسا شورش کرد؛ طبقه سرمایه دار نمی‌توانست بدون علم زندگی کند، بنابراین مجبور شد از شورش پیروی کند.” ( انگلس)

در این زمان فرانسیس بیکن (1561-1626) ایده‌های ماتریالیستی انقلابی خود را توسعه داد. به گفته او، حواس منبع  دانش، علم بر اساس تجربه و شامل مطالعه منطقی داده‌ها بود؛ استقرا، تجزیه و تحلیل، مقایسه، مشاهده و ازمایش. توماس هابز (1588-1679) ماتریالیسم بیکن را به یک سیستم تبدیل کرد. او ایده ها و ادراکات را بازتاب جهان مادی می‌دانست: “غیرممکن است که تفکر را از ماده ای که فکر می کند جدا کنیم”. بعدها متفکر انگلیسی جان لاک (1632-1704) شواهدی از این ماتریالیسم ارائه داد.




سرسپردگی نروژ به امپریالیسم امریکا، دلیل جنگ افروزی نروژ

بورژوازی آن چنان به سرکردگی فرهنگی و ایدولوژیک در جامعه‌های اسکاندیناوی دست‌یافته است که با بی‌شرمی بر دهل جنگ می کوبد.

اسکاندیناوی از گذشته صلح دوستی خود به دور شده است. رهبری جنگ آفرین‌ترین پیمان جنگی جهان، ناتو در ۱۷ سال گذشته در دست دو سیاست مدار اسکاندیناویایی بوده است.

نروژ متحد، شریک و دوست یاور امپریالیسم ایالات متحده است. نروژ یکی از عضوهای بنیان‌گذار پیمان جنگی ناتو است. نروژ هم چنین شریک امپریالیسم امریکا برای پاسبانی از زیرساخت‌های زیر دریا است که برای شبکه های ارتباطی و امنیت انرژی امپریالیسم مهم است .
به گزارش www.sipri.org هزینه جنگی نروژ از سال ۲۰۱۴-۲۰۲۱ ۵۲ درصد ۴۶ درصد افزایش داشته است. به گزارش 247wallst. نروژ میان ۲۰۱۷-۲۰۲۱ ۲۲ مین صادرات کننده جهانی جنگ افزارها بوده است. نزدیک به یک سوم این جنگ افزارها به دیکتاتوری پادشاهی عمان و بیش از یک پنجم آن به امپریالیسم امریکا فروخته شد. هزینه های جنگی سالانه نروژ ۷.۱ میلیارد دلار (نزدیک به دو درصد از تولید ناخالص داخلی) است.
در ژوئن ۲۰۲۲ پارلمان نروژ پذیرفت که آمریکا کنترل چهار منطقه پایه در شمال نروژ را برای نمونه پای‌گاه دریایی (Ramsund) و پای‌گاه هوایی (Evenes) را در دست خود بگیرد.

نروژ در جنگ‌های امپریالیستی در لیبی، یوگسلاوی و افغانستان شرکت داشت. نروژ ۵۸۸ بمب بر روی لیبی پرتاب کرد، ولی چیزی از این ددمنشی امپریالیستی در جایی نوشته نمی شود. statoil نروژی به دزدی نفت در کشور ویران شده لیبی می پردازد.

نروژ از فوریه ۲۰۲۰ بیش از ۲.۳ میلیارد دلار برای پشتیبانی از اوکراین هزینه کرد و ۷.۵ میلیارد دلار را برای پشتیبانی در پنج سال آینده خواهد داد. در نروژ، از رفاه مردم کاسته می شود تا انحصارهای جنگ‌افزارسازی پروار شوند. روشن است که هزینه جنگ‌افروزی و جنگ‌خواهی بورژوازی وابسته نروژ بر دوش تنگ‌دستان، بی‌کاران و بیماران سنگینی می کند.




پس از شکست مفتضحانه در انتخابات، رژیم ولایت فقیه در حال تجدید قوا حول اقتصاد نئولیبرالیستی و تاکید بر حجاب با شیوه های نرم است.

به گزارش تسنیم، خامنه ای سران قوا، کارگزاران نظام و چهره‌های اجتماعی و فرهنگی را به حضور پذیرفت.

اندیشه واپسگرایانه

خامنه ای ماه رمضان را ، ماهی مبارک خواند که مانند “روزه، تلاوت قرآن، ادعیه و لیالی قدر قابلیت‌های معنوی و درونی انسان را رشد می‌دهد و در نتیجه جامعه را ارتقا می‌بخشد.”

“حجاب حکم مسلّم شرعی است و پوشاندن بدن برای زنان غیر از صورت و دو کف دست واجب شرعی است. رعایت قانون بر همگان، چه معتقدان به شرع و چه غیرمعتقدان واجب است”.

“بانوان کشورمان حتی کسانی که در زمینه حجاب قدری سهل‌انگاری دارند، دلبسته به اسلام و نظام هستند؛ بنابراین باید به این چشم به موضوع نگاه کرد. “

پذیرفتن منابع بیکران

“برخورداری از حدود 7 درصد منابع طبیعی جهان با 64 ماده مهم معدنی، یک درصد جمعیت جهان را دارد. برخورداری از حدود 37 میلیون هکتار اراضی قابل کشت، تولید جهانی محصولاتی مانند فولاد و سیمان، 36 میلیون جوان، 14 میلیون دارای تحصیلات عالیه، 3 میلیون دانشجو، بیش از صدهزار هیأت علمی و بیش از 150 هزار پزشک.”

پذیرفتن چالش ها

“گرانی‌ها، بی‌ثباتی بازار، تنزل ارزش پول ملی و فاصله طبقاتی از جمله واقعیت تلخ اقتصادی است. “

اقتصاد نئولیبرالیستی، راه حل چالش ها

” راه‌های مشارکت همه مردم در تحقق شعار سال«جهش تولید با مشارکت مردم».”

“شرکت‌های دانش‌بنیان و شکل‌گیری بنگاه‌های توانا و کارآمد در بخش خصوصی و مردمی از جمله آنهاست”.

تحقق شعار «جهش تولید با مشارکت مردم»، با تأکید بر کاهش «مداخله‌های دولتی و حکومتی» گفتند: “ابتکارات مردم منافع زیادی برای کشور دارد”.

خامنه ای اصل ۴۴ را هم وارونه جلوه می دهد: “سیاست‌های اصل ۴۴ که با استفاده از خود قانون اساسی تنظیم و ابلاغ شد، باید عملی شود” . اصل ۴۴  کلیه صنایع بزرگ، صنایع مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانک‌داری، بیمه،ووو را مالکیت عمومی می داند.




اطلاعات به دولت: حتی اگر تحریم نباشد، با دست فرمان شما تورم و سقوط ارزش پول ملی درمان نمی شود

یکی از خصوصیت های نظام سرمایه داری- دینی این است که فرمان دستگاه اجرایی کشور را نه به دست کارشناسان بل که به دست چاکران ولی فقیه می سپرد. رئیسی پیش از رییس جمهور شدن توسط ولی فقیه، هیچ پیشینه ای در سیاست نداشته است. بزرگترین سمت های او در قوه قضایی بوده که با شرکت فعال در فاجعه ملی و قتل عام  زندانیان سیاسی دگراندیش وفاداری خود را به نظام ثابت کرد و جایزه این وفاداری را سالها بعد با پست ریاست جمهوری گرفت.

او که نه اقتصاد یا سیاست خوانده است، نه حقوق بین المللی، نه در حزبی حتا در خود جمهوری اسلامی فعال بوده است و نه در کارهای اجرایی دست داشته است، به شوخی روزگار که تنها در جمهوری اسلامی اتفاق می افتد افسار رهبری کشور را به دست گرفته است. برای همین آلت دست نئولیبرالیستها در اقتصاد و ماجراجویان در سیاست خارجی شده است. در واقع او نتیجه توافق میان لایه های مختلف بورژوازی انگلی در حاکمیت است.

روزنامه اطلاعات نوشت؛

“بخش عمده‌ای از نوسانات اقتصادی در کشور، ناشی از سوء‌مدیریت دولت و عدم تدبیر در اداره اقتصاد و کشور است که اگر این را درمان کنیم از مصونیت به مراتب بیشتری برخوردار خواهیم شد.

حتی اگر تحریم از بین برود، روابط سیاسی اصلاح شود و حتی اگر درگیر مسائل لبنان و یمن و سوریه هم نباشیم، با این دست فرمان قادر به حل مشکل تورم، سقوط ارزش پول ملی و حل مشکلات اقتصادی نخواهیم بود.

اگر بخواهیم با گرفتن آدرس غلط، نوسان‌های اقتصادی و به هم ریختگی بازارها را معلول حضور قدرتمندانه در جبهه مقاومت بدانیم و در نتیجه از اقدامات بازدارنده اجتناب کنیم، به اهداف دشمن کمک کرده‌ایم بی‌آنکه به اقتصاد و بهبود فضای کسب و کار و کاهش تورم و در نهایت به مردم و جامعه کمکی شده باشد. “




بزرگ‌ترین، ددمنشانه‌ترین و آدم‌کُش‌ترین پیمان جنگی جهان ۷۵ ساله شد

ناتو ۷۵ ساله وارد عمیق‌ترین بحران مشروعیت خود شد. ۷۵ سال، بارها شنیده‌ایم که “روس ها” – پیمان ورشو می‌آیند، کودکان را می کُشند و به زنان تجاوز می‌کنند.

اما نه پیمان ورشو و نه روس‌ها بعد از بسته شدن پیمان ورشو، هرگز به ناتو یا یک کشور بی‌طرف در اروپا حمله نکردند.

در آرشیوهای پیمان ورشو پس از پایان جنگ سرد، هیچ مدرکی برای اثبات برنامه برای حمله و اشغال کشوری پیدا نشد، اما برنامه‌هایی برای چگونگی دفع حمله ناتو وجود داشت.

پیمان ورشو همیشه یک پیمان دفاعی بود که در مقابل ناتو ساخته شد و تا آخرین روز به برنامه دفاعی خود وفادار بود.

پس از بسته شدن پیمان ورشو، ناتو هم می‌بایست درهای خود را تخته کند، ولی ناتو در یوگوسلاوی، سومالی، لیبی، عراق و افغانستان جنگ راه انداخت.

با این که دروغ‌گویی‌های ۷۵ سال ناتو و امپریالیسم امریکا در باره‌ی پیمان ورشو و روس‌ها هیچ پایه‌ی واقعی نداشته‌است، سیاست‌مداران خودفروخته اروپا زیر فشار امپریالیسم امریکا هنوز همان دروغ‌ها را با رنگ و بوی جدیدی تکرار می‌کنند.

انحصارهای اسلحه‌سازی امپریالیستی دولت‌ها را مجبور به خرج تریلیون‌ها دلار برای محافظت از خود در برابر یک تهدید خیالی که هرگز اتفاق نیافته است و نخواهد افتاد می‌کنند. بودجه نظامی روسیه ۸ درصد بودجه جنگی ناتو است. اگر روسیه و چین تهدید بزرگی هستند، چرا آن ها ۶۰۰ پایگاه نظامی در سراسر جهان مانند امپریالیسم امریکا ندارند؟

ناتو برای تامین منافع انحصارهای اسلحه‌سازی از همه‌ی کشورهای عضو می‌خواهد که ۲٪ از تولید ناخالص داخلی را صرف خرید  اسلحه کنند. دولت‌های عضو ناتو از رفاه مردم خود می‌دزدند تا یک اقتصاد جنگی را بنیان گزاری کنند.

دلیل اصلی رشد میلیتاریسم در اروپا را باید مقابله بورژوازی اروپا زیر رهبری امپریالیسم امریکا با  جهان چندقطبی دانست که هر روز با قوی شدن چین، هند، روسیه، آسیا و افریقا استوارتر می شود.