با بسته شدن همه راه های تغییر، مردم چاره ای جز  تحریم انتخابات ندارند

رژیم با نظرسنجی های خود فهمیده است که شرکت در انتخابات زیاد نخواهد بود. برای همین، هفته پیش مسول برگزاری انتخابات گفت که بی حجابی برای رای دادن مساله ای نیست. این هفته همین نهاد می گوید که مهر توی شناسنامه هم لازم نیست.

“به‌گفته‌ی ستاد انتخابات کشور در انتخابات امسال الزامی بر ممهور شدن شناسنامه‌ی فرد رأی‌دهنده وجود ندارد.

رأی‌دهندگان می‌توانند با در دست داشتن یکی از مدارک پنج‌گانه‌ی گذرنامه، کارت ملی، شناسنامه، گواهینامه رانندگی و کارت پایان خدمت در انتخابات مشارکت داشته باشند “.

رژیم می خواهد با این گونه ترفند مشروعیت سیاسی برای خود فراهم کند.

به چه دلیلی، به چه امیدی مردم، به ویژه زحمتکشان در این انتخابات شرکت کنند؟

سال‌هاست که همه ی دسته های درون و بیرون حاکمیت جمهوری اسلامی خواهان بدترین شکل ممکن نظام سرمایه داری با سیاست‌های اقتصادی مبتنی بر نئولیبرالیسم  بوده و هستند. هیچ کدام از دسته هایی که در انتخابات شرکت می کنند برنامه ای برای راه رشد اقتصادی ندارند. هنگامی هم که صحبت از اقتصاد می کنند در لفاظی های کلی مثل مهار تورم، کاهش نرخ دلار، ساختن خانه  ووو بسنده می کنند.

دلیلش این است که تمام جناح ها با نظام سرمایه داری و اقتصاد نئولیبرالیستی مشکلی ندارند. سالها است که همه ی دولت ها هنوز به اجرای سفارش های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی می پردازند.

از لحاظ روبنای دینی هم، هیچ دسته ای صحبت از طرد ولی فقیه نمی کند. و حتا آنهایی که رد صلاحیت شدن این جرات را نداشته اند که حداقل استبداد ولی فقیه را زیر سوال ببرند.

به همین دلیل تحریم نمایش انتخاباتی جمهوری اسلامی کم هزینه ترین راه برای مبارزه با مشروعیت دادن به نظام سرمایه داری و رژیم ولایت فقیه جمهوری اسلامی است.




حزب توده ی ایران در آینه تاریخ؛ جبهه ضددیکتاتوری و جبهه متحد خلق

توده‏اى‏‏‏ها بايد پديده نبرد طبقاتى‏‏‏ در ايران را درك كنند، تا بتوانند بر روى‏‏‏ آن تاثير خود را بگذارند. براى‏‏‏ درك اين پديده، جنبش توده‏اى‏‏‏ بايد با تحليل ديالكتيكى‏‏‏ اجزاى‏‏‏ اين نبرد را تشخيص دهد و درك كند.

١- جنبش توده‏اى‏‏‏ بايد تحليل مستقل خود را از موضع طبقه كارگر ايران از اوضاع جهان، منطقه و ايران داشته باشد. شناخت از تحليل مشخص طبقه كارگر را بايد جدا از برداشت و تحليل طبقات و قشرهاى‏‏‏ ديگر جامعه تنظيم كرد و ارايه داد.

٢- برپايه شناخت مستقل بدست آمده از نبرد طبقاتى‏‏‏ در ايران و تعيين جايگاه و منافع و سياست طبقات و قشرهاى‏‏‏ ديگر در كشور، بايد جنبش توده‏اى‏‏‏ سياست مستقل خود را در ارتباط با اتحادهاى‏‏‏ ممكن در جامعه تعيين كرده و اعلام دارد.

٣- بايد بين اتحادها براى‏‏‏ تغييرات بنيادى‏‏‏ با هدف تغييرات زيربنايى‏‏‏ و رشد ترقى‏‏‏خواهانه جامعه از يك سو، و اتحادها براى‏‏‏ پاسخ به نيازهاى‏‏‏ روز و عاجل اجتماعى‏‏‏ از سوى‏‏‏ديگر، تفاوت قايل شد.

٤- جبهه ضددیکتاتوری؛ اتحاد و وحدت عمل در تحقق بخشيدن به وظايف روز يا آنى‏‏‏ كه رفیق جان داده راه آزادی و برابری جوانشير آن را در كتاب “سيماى‏‏‏ مردمى‏‏‏ حزب توده ايران”، وظايف دموكراتيك طبقه كارگر مى‏‏‏نامد، از طريق ايجاد همكارى‏‏‏ با قشرهاى‏‏‏ مختلف اجتماعى‏‏‏ تا حد احزاب ملى‏‏‏ ممكن مى‏‏‏گردند. اين اتحاد و همكارى‏‏‏ها مى‏‏‏توانند گذرا و ناپايدار باشند.

٥- جبهه متحد خلق؛ اتحاد براى‏‏‏ اهداف دورنمايى‏‏‏ و به بيان جوانشير، اهداف آتى‏‏‏ و سوسياليستى‏‏‏ طبقه كارگر هستند. براى‏‏‏ مثال پيشنهاد “جبهه متحد خلق” توسط حزب توده ايران در دوران پس از پيروزى‏‏‏ انقلاب، كه با هدف تغييرات اقتصادى‏‏‏- اجتماعى‏‏‏ در جهت گذار از نظام فرتوت سرمايه‏دارى‏‏‏ اعلام شده بود، از اين نوع اتحادهاى‏‏‏ استراتژيك و دورنمايى‏‏‏ است.

بنابراین، وظیفه دموکراتیک و وظیفه سوسیالیستی حزب طبقه کارگر باید دست به دست هم انجام شود




چگونه بايد راه بررسى‏‏‏ پديده نشناخته را طى‏‏‏ كرد. از كجا بايد شروع كرد؟

هگل: كليت، حقيقت است.

حقيقت اما يك بافت يك دست، يك لايه، با يك جنبه و لحظه و … نيست، بلكه «روند جارى‏‏‏ زندگى‏‏‏» به قول ماركس از بهم‏تنيدگى‏‏‏ و بهم‏پيوستگى‏‏‏ مجموعه‏اى‏‏‏ از لايه‏ها، و وجه و لحظه‏ها و… تشكيل مى‏‏‏شود، كه تحت تاثير شرايط تغيير يابنده، در حال تغيير و شدن است.

هر چه پديده رشد‏يافته‏تر باشد، پيچيدگى‏‏‏ و هزار لايگى‏‏‏ آن بيش‏تر است.

روند رشد و تغيير از ساده به بغرنج و از بسيط به مركب را مى‏‏‏توان در كليه پديده‏ها يافت و نشان داد. جامعه طبقاتى‏‏‏ پيشرفته سرمايه‏دارى‏‏‏ بدون ترديد يكى‏‏‏ از بغرنج‏ترين و مركب‏ترين پديده‏هاست، كه شناخت و درك از آن را ماركس در “كاپيتال” وظيفه دورانساز خود قرار داد. ماركس به منظور تشريح ساختار و عملكرد نظام سرمايه‏دارى‏‏‏، به نگارش يك كتب دستور عمل براى‏‏‏ انديشه ديالكتيكى‏‏‏ نپرداخت، بلكه اسلوب و انديشه ديالكتيكى‏‏‏ را گام به گام و در جاى‏‏‏ جاى‏‏‏ پژوهش و بررسى‏‏‏ صورتبندى‏‏‏ اقتصادى‏‏‏- اجتماعى‏‏‏ سرمايه‏دارى‏‏‏ در “كاپيتال”، و در زيربناى‏‏‏ اقتصادى‏‏‏ آن، بكار گرفت.

لذا براى‏‏‏ درك اسلوب شناخت از حقيقت و ساختار ديالكتيكى‏‏‏ حقيقت، مى‏‏‏توان به شيوه كار علمى‏‏‏ ماركس اعتماد كرد.

وقتى‏‏‏ با يك درخت نشناخته روبرو هستيم، برپايه آنچه كه در آموخته خود ذخيره داريم، در انتزاع خود، درخت را به اجزايش تقسيم مى‏‏‏كنيم. محل رشد و محيط پيرامون، وضع آب و هوا وغيره را و … در بررسى‏‏‏ خود وارد مى‏‏‏كنيم.  ماركس اين روند را پر كردن انتزاع توخالى‏‏‏ اوليه مى‏‏‏نامد ، زيرا نشناخته و درك نشده، با لحظه‏ها و جنبه‏ها و… در جريان پژوهش، شناخته و درك مى‏‏‏شوند.

در پايان پژوهش، پديده و يا انتزاع توخالى‏‏‏، به پديده مملو از داده‏ها و روابط و بهم‏تنيدگى‏‏‏ جنبه‏ها، به پديده‏اى‏‏‏ در حال تغيير و رشد و شدن تبديل مى‏‏‏شود. شناخت ديالكتيكى‏‏‏ از «روند جارى‏‏‏ زندگى‏‏‏» در پديده مورد پژوهش، از اين طريق بدست مى‏‏‏آيد و درك مى‏‏‏شود.




امپریالیسم، حامی ارتش فاشیستی در کشتار خلق فلسطین، برای فرار از تیر خشم جهانیان به فکر مسلمانان چین افتاده است!

امپریالیسم امریکا بار دیگر قطعنامه شورای امنیت را وتو کرد و به ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم اجازه داد که خلق فلسطین را نابود کند. امپریالیسم اروپا هم صد در صد پشت جنایت اسراییل در غزه ایستاده است. اگر امپریالیسم امریکا می خواست، می توانست کشتار مردم فلسطین را متوقف کند!

ولی امپریالیسم تلاش می کند که با مطرح کردن چین خود را از تیر تنفر جهانیان نجات دهد.

منبع:persian.cri.cn

رسانه‌های غربی و کنگره آمریکا بار دیگر تلاش‌ها برای داغ کردن موضوع دروغین «کار اجباری در شین جیانگ» را آغاز کرده‌اند. آنها می‌گویند پیست آزمایش خودروی شرکت فولکس واگن و گروه خودروی شانگهای در منطقه خودمختار اویغور شین جیانگ با استفاده از «کار اجباری» ساخته شده‌ است. مجلس نمایندگان ایالات متحده لایحه‌ای به منظور «حفاظت از جمعیت اویغور» را به تصویب رساند.

«کار اجباری» را «آدریان زنز»، یکی از اعضای نهادی به نام «بنیاد یادبود قربانیان کمونیسم (VOCMF) » ساخته و پرداخته کرده است. این بنیاد یک سازمان راست افراطی است که از واشنگتن بودجه دریافت می‌کند.

این در حالیست که فولکس واگن پیشتر بیانیه‌ای صادر و اعلام کرد، هیچ نشانه یا مدرکی دال بر «کار اجباری» در کارخانه فولکس واگن در شین جیانگ پیدا نشده است.

آیا آمریکا واقعا نگران وضعیت حقوق بشر مسلمانان در چین است؟ با توجه به جنایات جدی ایالات متحده علیه حقوق بشر مسلمانان در افغانستان، عراق، سوریه، لیبی و غزه، هر گونه تصوری مبنی بر آن که آمریکا واقعاً به حقوق بشر مسلمانان در چین اهمیت می‌دهد، پوچ است.

آمریکا در تلاش است تا اعتبار الگوی دموکراسی خود را حفظ کند و با مشکل سازی برای دشمنان خیالی خود مانند چین، خود را از مشکلات خلاص کند.

بر خلاف عراق یا افغانستان، کنترل چین یا تهاجم علیه چین تصوری محال است، بنابراین آمریکا باید چین را از خارج بشکند، بدنام و منزوی کند.




بابک زنجانی نمونه ای کامل از فساد بورژوازی انگلی در حاکمیت نظام سرمایه داری- دینی است

جمهوری اسلامی یکی از فاسدترین رژیم های سرمایه داری جهان هست. یکی از پدیده های فاسد این نظام سرمایه داری فاسد فردی به اسم بابک زنجانی هست. ایشان نمونه کاملی از تیپ بورژوازی انگلی ایران است. لیست شرکت هایی که او مالک آن بوده است نشان می دهد که او رابط بورژوازی تجاری، مالی، بوروکراتیک و مغز مالی بورژوازی نظامی بوده است که در دوران احمدی نژاد با شیوه های مافیایی موفق به دور زدن تحریم ها و موجب تحکیم قدرت بورژوازی نظامی در حاکمیت جمهوری اسلامی شد.

به گزارش همشهری آنلاین، بدهی‌های بابک زنجانی به وزارت نفت حدود ۱۲۰ هزار میلیارد تومان بوده است.
۲۵ برابر بودجه وزارت امور خارجه و یک ماه یارانه ۴۰۰ میلیون نفر است.

او در سال‌های ریاست جمهوری احمدی‌نژاد که بعضی از چپ ها او را دموکرات انقلابی می دانند، ولی خودش خود را لیبرال دموکرات می خواند، با سوء‌استفاده از روابطش با مقام‌های دولتی ثروتی افسانه‌ای اندوخت.
سلطانی، عضو کمیته پیگیری پرونده زنجانی گفت، بسیاری از مقام‌های بلندپایه دولت احمدی‌نژاد از جمله وزیر دارایی، رئیس بانک مرکزی و وزیر نفت در تخلفات او سهیم بوده‌اند.
زنجانی روابط نزدیکی نیز با سعید مرتضوی داشت که تفاهم‌نامه‌ای با بابک زنجانی که معامله‌ای ۳.۵ میلیارد یورویی برای سازمان تأمین اجتماعی بود، منعقد کرد.

او «مالک ۶۴ شرکت ایرانی و خارجی» بود: هتل مریم، هواپیمایی یورو جت، کترینگ هواپیمایی قشم ایر، پروژه بزرگ ایران زمین در شهرک غرب، ترمینال اتوبوسرانی اسیا اکسپرس تاجیکستان، آسیا اکسپرس تاکسی تاجیکستان، هواپیمایی قشم ایر، استودیو صدابرداری سورینت، فرست اسلامیک بانک مالزی، دکل حفاری دریایی، کنت بانک تاجیکستان، هواپیمایی اسیا اکسپرس، فروشگاه های محصولات کارخانه سورینت کیش، باشگاه ورزشی راه آهن، پروژه بزرگ تهران قدیم جزیره کیش، هتل سورینت تاپ رز کیش، هتل سورینت صدف، کشت هایدروپانیک میوه، هتل بین المللی سورینت قشم، هواپیمایی انور ایر ترکیه و شرکت سورینت فیلم.




امپریالیسم امریکا و غرب طرفدار بورژوازی صهیونیسم اسراییل، ولی خلق فلسطین تنها نیست

رئیس جمهوری برزیل  لولا گفت که «آنچه در نوار غزه با مردم فلسطین می‌گذرد، مشابهی در  تاریخی ندارد. در واقع، می توان این عمل را مشابه تصمیم هیتلر به کشتن یهودیان دانست». «این جنگ سرباز علیه سرباز نیست. این جنگ بین یک ارتش بسیار آماده و زنان و کودکان است.»

نالدی پاندور(Naledi Pandor)، وزیر خارجه آفریقای جنوبی، اعلام کرده است که او و خانواده‌اش در پی پرونده آفریقای جنوبی علیه اسرائیل به اتهام نقض کنوانسیون نسل‌کشی در دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) تهدید شده‌اند.

پاندور که در حمایت از مردم فلسطین صریح و ثابت قدم بوده است، در گفتگو با خبرنگاران گفت که با توجه به تهدیدات نگران خانواده خود است.

«ماموران اسرائیلی، سرویس‌های اطلاعاتی، اینگونه رفتار می‌کنند و به دنبال ترساندن شما هستند… ما نباید مرعوب شویم..»

«مردم جهان و فلسطین زمانی که دولت آپارتاید در بدترین حالت خود بود، عقب نشینی نکردند. بنابراین ما نمی‌توانیم در حال حاضر عقب نشینی کنیم. ما باید با آنها باشیم و یکی از چیزهایی که نباید اجازه دهیم شکست شجاعت است».

نه تنها اسرائیل دولت آفریقای جنوبی را “بازوی قانونی حماس” نامید و حتا  پاندور می گوید که اسرائیل نیز او را حامی داعش خوانده است.

«نزدیک به 28000 فلسطینی در غزه به دلیل ادامه جنگ نسل کشی اسرائیل در منطقه تحت محاصره کشته شده اند. رژیم اشغالگر صهیونیستی در 8 فوریه پیشنهاد آتش‌بس از سوی حماس به نمایندگی از مقاومت فلسطین را رد کرد، پیشنهادی که شامل بازگشت همه گروگان‌های اسرائیلی، آزادی زندانیان سیاسی فلسطینی، بازسازی، و مذاکرات برای صلح پایدار بود. »

پاندور می گوید که از دادستان دیوان کیفری بین‌المللی پرسیدم «که چرا توانسته حکم بازداشت آقای پوتین را صادر کند. در حالی که او قادر به انجام این کار برای نخست وزیر اسرائیل نیست. او نتوانست جوابی بدهد و به این سوال پاسخ نداد.»




سخنان نغز

احسان طبری

ولی با این حال و در این جهان نسبیت لغزان همه ارزشها، یک نکته هرگز فراموش نخواهد شد و آن این که من و تو در این سیر عظیم تاریخ از یاران کاوه آهنگر بودیم یا از سپاهیان ضحاک ستمگر.

باید قدرت رؤیا داشت. رؤیای علمی غیر«پیش بینی علمی» است. پندار علمی حاصل انطباق علم عصر ما بر دورانهای دور و دورتر است، چیزی که در علم آنرا »Extrapolation« می نامند. پندار علمی با پندار غیر علمی، خرافی و مذهبی، غیب گوئی فال گیران وجن گیران و وعده »هزاره مسیح« و بهشت موعود فرق دارد. پندار خرافی دارای کوچکترین پایه منطقی و علمی نیست.

البته پیش بینی علمی به مراتب از پندار و رؤیای علمی محتاط تر است و عرصه جولان خود را محدود می گیرد و نمی تواند آن افق هائی را بگسترد که برای انسان امروزی نا بیوسیده و عجیب است، ولی پندار علمی می تواند چنین کند. آری پندار علمی برای دادن دور نمائی کما بیش واقعی از آینده دشوار است ولی ممکن است. دشوار است زیرا سیر تمدن را جنبش پیچیده و در هم دهها و صدها هزار عامل خرد و کلان معین می کند. این شطرنجی است با میلیونها مهره، میلیونها خانه.




بورژوازی کره جنوبی با استثمار ددمنشانه کارگران کره ای و مهاجر رشد کرد

کارگران مهاجر زمانی می توانند کار دیگری بگیرند که کارفرمایان انها را از قراردادهای خود ازاد کنند – چیزی که این شرکت‌ها از انجام آن خودداری می‌کنند. هیچ قانونی برای پشتیبانی از کارگران مهاجر نیست.

کارگران مهاجر در شرکت‌های تولیدی کوچک‌تر که خطرناک‌تر هستند کار می‌کنند که دشواری‌های زبانی و نداشتن تجربه مایه مرگ آن‌ها در سر کار می‌شود.

بیشتر کارگران مهاجر که بدون دلیل آشکاری می‌میرند، به تندی سوزانده می‌شوند تا خاکستر انها به کشورشان فرستاده شود.

در دسامبر ۲۰۲۰، کالبد شکافی تن بی‌جان یک کارگر جوان کامبوجی نشان داد که مرگ او به دلیل یخ زدگی و پارگی ناگهانی رگ های خونی بود. او در اتاقی چرکین با پنجره‌های شکسته زندگی می‌کرد. زمستان‌ها هوای سئول به زیر منهای ۱۵ می‌رسد. برخی از کارگران که در آن کشت‌زار کاهو کار می‌کردند می‌گویند که هنگام نفهمیدن دستور کارفرما به زبان کره‌ای، او آن‌ها را با شلنگ اب‌یاری کتک می‌زد.

بیماری در میان کارگران مهاجر از سوی کارفرمایان گزارش نمی شود.

بسیاری از  کارگران مهاجر بی‌سر و صدا از بیماری‌های گوناگون سر کار می‌میرند، و دلیل مرگ انها به سادگی “ناشناخته” نوشته می‌شود.

 ۴۰ درصد از مرگ و میر ۵۳۳  کارگر از سال ۲۰۱۷  تا ۲۰۲۱  ” ناشناخته” خوانده شد.

آمار پس از بررسی مرگ ۱۳۸ کارگر مهاجر می‌گوید که، ۲۰ درصد این مرگ‌ها در پیوند با شرایط کاری بد بوده‌است.

داده‌های سفارت تایلند در باره ی مرگ و میر کارگران تایلندی در کره‌جنوبی نشان می‌دهد که بسیاری از آن‌ها به بیماری‌های گوناگون در سرکار خود دچار شده بودند که هرگز از سوی کارشناسان دولتی کره‌جنوبی بررسی نشده بود.

کارگران مهاجر همه جوان و تندرست هستند و پیش از آمدن و پس از آمدن به کره‌جنوبی آزمایش پزشکی می‌شوند. این که  پس از چند ماه و یا سال کار در کره به ناگهان به دلیل‌های “ناشناخته” می‌میرند پرسش برانگیز هست.