نیمی از سالمندان کره‌جنوبی در فقر زندگی می کنند

شرایطی که کارگران کره‌جنوبی امروز با ان روبرو هستند، نتیجه بیش از ۷۰ سال سرمایه‌داری در سایه هژمونی نظامی و مالی ایالات متحده است. ایالات متحده می‌خواهد با افزایش آمادگی سیاسی و نظامی خود در شرق اسیا، رویاروی چین بایستد.

جامعه کره جنوبی بی اندازه هرمی، با شکاف بزرگ طبقاتی است. اقتصاد کره جنوبی وابسته، انگلی و شکننده است. ۹۰ درصد نیروی کار در بخش‌هایی کار می‌کنند که به خواست انحصارها، هوس‌های بازار جهانی و فراز و نشیب‌های سرمایه‌داری جهانی وابسته هستند.

به گزارش سال ۲۰۲۴ statista، در سال ۲۰۲۱، نرخ تنگ‌دستی در کره‌جنوبی بالای ۱۵ درصد بود. به گزارش koreatimes در سال ۲۰۲۴ ، نیمی از خانواده های یک نفره در کره زیر خط تهی دستی (فقر) زندگی می کنند.

آمار که در گاردین در سال ۲۰۱۷ چاپ شد نشان می‌دهد که نزدیک به ۵۰ درصد از سال‌مندان کره جنوبی تنگ‌دست هستند که بالاترین سطح در میان ۳۴  کشور OECD است.

یک چهارم سال‌مندان تنها زندگی می‌کنند و سطح بالای افسردگی مایه افزایش چشم‌گیر خودکشی سال‌مندان شده است. به گزارش سال ۲۰۲۳   globalissues، در سال ۲۰۰۰ از هر ۱۰۰ هزار تن سال‌مند ۳۴ تن خودکشی می کردند، ولی در سال ۲۰۲۱ خودکشی میان سال‌مندان بیش‌تر از دو برابر شد. پیران برای این که هنگام تنگ‌دستی سر بار خانواده خود نشوند خودکشی می کنند.

نیمی از شهروندان پیر کره‌ای در تنگ‌دستی زندگی می کند. پرسش ولی این است که چگونه کشوری که دست‌اوردهای چشم‌گیر در زمینه فن‌آوری و بهداشتی به دست آورده است، این همه تنگ‌دست پیر دارد؟ دلیل آن آزمندی بورژوازی وابسته به امپریالیسم کره جنوبی است

پیروزی نبرد طبقاتی کارگران در کشور، بدون نبرد ضدامپریالیستی و تلاش برای صلح با برادران شمالی خود شدنی نیست. جنگ میان نیروی کار و سرمایه در کره‌جنوبی که امروز ژرفش بیش‌تری گرفته است، فصل دیگری از تاریخ خونین طبقه کارگر است.




حزب توده ی ایران در آینه تاریخ؛ راه رشد غیرسرمایه داری و مبارزه ضدامپریالیستی

بعضی ها نااگاهانه و آگاهانه با سواستفاده از خط حزب توده ی ایران پس از انقلاب ملی- دموکراتیک میهن ما، میخواهند آن خط انقلابی را تا حد حمایت ابدی از جمهوری اسلامی تقلیل دهند.

حزب توده ی ایران در سالهای نخست انقلاب برای کوبیدن پایگاه طبقاتی امپریالیسم در داخل، میخواست که انقلاب را بسمت تغییرهای بزرگ اقتصادی غیرسرمایه داری و جابجایی طبقاتی به سود زحمتکشان بکشاند.

حزب توده ی ایران امیدوار بود که به قول مارکس با “آموزش مربیان”، یعنی با تربیت آن خرده بورژوازی که در درون و پیرامون حاکمیت پس از انقلاب بود، کشور به راه رشد غیرسرمایه داری گام بگذارد. همانگونه که در زیر می بینیم، حزب به خوبی میدانست که پیروزی در اینکار بستگی به نتیجه نبرد طبقاتی در جامعه دارد.

«تردیدی نیست که پیشرفت خلق در جاده غیر سرمایه داری با مبارزه طبقاتی حاد همراه است. این نبرد تنها در عرصه سیاست نیست، عرصه اقتصاد، ایدئولوژی و فرهنگ نیز هست. ما بین این مبارزه طبقاتی در داخل کشور و نبرد طبقاتی در مقیاس جهانی (بین سوسیالیسم و سرمایه داری) نیز ارتباط است.

کشورهایی که در راه تکامل غیر سرمایه داری گام برمی دارند، در نبرد علیه امپریالیسم پایگاه مؤثر تازه ای بوجود می آورند و می‌توانند افول امپریالیسم را تسریع کنند.»

«مشخصه و اسلوبهای اساسی تبلور راه رشد غیر سرمایه داری

یک- تبدیل بخش دولتی به بخش رهبری کننده در اقتصاد کشور

دو-کاربرد رهنمودهای برنامه ای برای اداره اقتصاد کشور

سه- ایجاد دوران رونق و اعتلای اقتصادی از طریق صنعتی کردن، اجرای اصلاحات ارضی واقعی به سود دهقانان بی زمین

چهار- ملی کردن موسسات امپریالیستی و سرمایه داری بزرگ وابسته به آن و کاستن از آهنگ رشد سرمایه داری و محدود کردن آن

پنج- دموکراتیک کردن حیات اجتماعی از راه شرکت دادن توده های زحمتکش شهر و ده در حیات سیاسی و اقتصادی»




گروه های رقیب “انتخاباتی” برای دستیابی به موقعیت دزدی از ثروت مردم به جان هم افتاده اند!

نمایش انتخاباتی در جمهوری اسلامی چون از محتوای واقعی خالی هست، به نمایشی خنده دار تبدیل می شود. همه ی دسته های بزرگ و کوچکی که در انتخابات لیست های کاندیدایی داده اند در سیاست های کلان اقتصادی- اجتماعی و روبنای دینی با هم هم عقیده هستند.

برای همین کسانی که به دنبال کوبیدن رقیب می روند صحبت از تحلیل برنامه های اقتصادی و کشورداری جریان رقیب نمیکنند. معمولا یا دزدیهای همدیگر را افشا میکنند که خود را پاکتر نشان دهند و یا اخلاص دینی رقیب را زیر سوال میبرند که خود را متدین تر نشان دهند.

روزنامه فرهیختگان نوشت: «اگر سیاست در وضع طبیعی بود، باید درباره تفاوت گروه‌های سیاسی حول مسائل اصلی کشور حرف می‌زدیم. درباره این حرف می‌زدیم که گروه الف نظرش درباره کنترل تورم و سیاست‌های ارزی و… فلان است و گروه ب نظر مخالفی دارد. نظر این آقایان سیاسی درباره مسکن و عقب‌ماندگی کشور در ساخت‌وساز چیست؟ گره سرمایه‌گذاری در صنعت نفت کجاست؟ و ده‌ها مساله دیگر»

«ائتلاف اصولگرایان که در مجلس فعلی جناب قالیباف را از میدان اجرایی به بهارستان آورد و رئیس کرد، با یک انشعاب بزرگ روبه‌رو شده است. انشعابی که هیچ معنابخشی کارکردی و اجتماعی ندارد.. جناح رقیب به‌یکباره یک افشاگری بزرگ درباره سفر پسر محمدباقر قالیباف به کانادا فضایی شبیه ماجرای «سیسمونی‌گیت» برای او درست کرد. آقازاده رئیس مجلس برای تحصیلات می‌خواهد به یکی از مقصدهای مهاجرتی مهم ایرانی‌ها برود. اگر فامیلی آقای «اسحاق» قالیباف نبود اتفاق خاصی از منظر سیاسی رخ نداده بود».

اعتراف “فرهیختگان” به بی محتوا بودن رقابت انتخاباتی قابل احترام هست، ولی ” فرهیختگان” که احتمالا طرفدار رییس مجلس هست یادش رفت که بگوید که مردم از دورویی مسولان بیزارند.

چرا جوانان ما زیر محدودیتهای بیشمار دینی باید زجر بکشند، ولی آقازادگان بتوانند از جهنمی که پدرانشان برای مردم ساختند فرار کنند؟




دموکراسی و حکمرانی مردم در چین منبع :persian.cri.cn

«شی جین پینگ» رئیس جمهور و دبیرکل کمیته مرکزی حزب کمونیست چین تاکید کرد: دموکراسی مردمی در کل فرایند، مشخصه تعیین‌کننده دموکراسی سوسیالیستی است؛ دموکراسی در گسترده‌ترین، واقعی‌ترین و مؤثرترین شکل آن است. بیانات کلیدی او درباره نظام کنگره خلق و دموکراسی مردمی در کل فرایند چین، بر اهمیت اطمینان یافتن از اینکه مردم چین کشور را اداره می‌کنند، تاکید نموده است.

دموکراسی مردمی در کل فرایند چیست؟ نظام دموکراتیک چین چگونه کار می‌کند؟

 جانگ نماینده «کنگره ملی خلق» (NPC)، نهاد ارشد قانونگذاری چین، و رئیس یک شرکت برجسته انرژی تجدیدپذیر نیز هست و دهه‌هاست از نزدیک شاهد توسعه انرژی سبز، آلاینده‌های کربنی و تغییرات اقلیمی بوده است. او طی 10 سال گذشته بیش از 200 توصیه و پیشنهاد به کنگره ملی خلق ارائه داده است.

پیشنهاد جانگ درباره تغییرات اقلیمی و ترویج خنثی سازی کربن پذیرفته شده و این نهاد «آن را در برنامه کاری سالانه NPC در زمان مناسب خود، قرار خواهد داد».

چین طی سال‌های اخیر توسعه کیفی خود را تسریع بخشیده و به تحول سبز خود شتاب داده است. «شی» در سپتامبر 2020 اعلام کرد هدف چین به اوج رساندن آلاینده‌های کربنی تا قبل از سال 2030 و دستیابی به خنثی سازی کربن تا پیش از سال 2060 است.

چین به طور پیوسته نظام تضمین نهادینه دموکراسی مردمی را بهبود بخشیده و دموکراسی مردمی در کل فرایند را در حکمرانی ملی توسعه داد تا مشارکت سیاسی گسترده مردم را تضمین کند. تدوین نخستین «قانون مدنی» که در ژانویه 2021 اجرایی شد بیش از پنج سال طول کشید که طی آن حدود یک میلیون و 425 هزار نفر نظر ارائه کردند.

شی جین پینگ در نشریه کیوشی تصریح کرد: دموکراسی مردمی در کل فرایند در چین نه تنها یک مجموعه کامل از نهادها و روش‌ها را داراست بلکه دارای مشارکت مدنی تمام عیار نیز هست.




حل مساله فلسطین

سوزانا  خلیل: 

آرمان فلسطین دشوارست، نامردی و بُزدلی شیک و مدرن ماست: ظاهری تصنعی، و صیقلی که ناشی از بی‌زاری و ترس در پردازش به مسائل مرتبط به آرمان فلسطین است.

 گستره (سیاسی) چپ‌گراها بدنبال ریشه‌یابی آرمان فلسطین نیست، اگرچه در کُل هم، بسیاری از فلسطینی‌ها و عرب‌ها مانند چپ‌گراها هستند. چپ‌گراها دنباله‌رو طرح استعماری غربی هستند؛ چپ‌گراها درباره پیش‌نهاد فریب‌کارانه طرح دو دولت صحبت می‌کند ( دو دولت طرحی استعماری‌ است. چپ‌گراها این طرح را یک رژیم استعماری نمی‌دانند، و در حالی‌‌که آ‌ن‌را محکوم کرده و دشنام می‌دهند، هم‌زمان هم، مدعی‌ند که که «اسرائیل» حق موجودیت دارد(هیچ استعماری حق موجودیت ندارد). چپ‌گراها بخشی از محفلی‌ند که بطور ارگانیک  بر فاشیسم صهیونیستی اروپامحور تأثیری ندارد و نمی‌گذارد.

***

جواب فرح نوتاش: 

از طرفداران اسرائیل تا مدافعین واقعی فلسطین در میان چپگراها موجوداست. 

این قلم ، مدافع حکومت واحد فلسطینی و تخلیه کل جهودان منتقل شده به فلسطین است. آیا این واقعا میسر است؟! 

طرح دو دولت وقتی استعماری بود که کل فلسطین در دست فلسطینیان بود. و اسرائیل بخش کوچکی را در اختیار داشت. ولی اکنون که کل فلسطین در دست اسرائیل است نه تنها استعماری نیست بلکه بسیار جانبدارانه فلسطنیان است. دو دولت مسلح، یا دو دولت غیر مسلح! 

 کرانه باختری دارای دولت نیست. چون محمود عباس نیروی مسلح برای دفاع از فلسطنیان ندارد. 

 اکنون هیچ کشوری حاضر به قبول 2 میلیون فلسطینی نیست. آیا بهتر نیست در فلسطین دولتی مسلح از خود فلسطنیان تشکیل شود؟ دولتی که با نظارت سازمان ملل در انتخابات تعین شود.




جواب به: فلسطین و فاحشه‌های سیاسی چپ‌گرا
نوشته: سوزانا خلیل برگردان: آمادور نویدی

فرح نوتاش          جبهۀ جهانی ضد امپریالیست         قدرت زنان     16.02.2024

 بخشی از تنوع سیاسی مردم بومی فلسطین متعلق به جنبش اسلامی حماس-  یک حزب سیاسی است- که علیه  استعمارگران اشغال‌گر  مبارزه مسلحانه می‌کند. 

***

جواب: 

اخوان المسلمین در سال 1928 در قاهره توسط انگلیس تاسیس شده است و حماس شاخه فلسطینی آن است. تروریسم جزو جدایی ناپذیر از ذات تمام امپریالیست ها و نیابتی هایشان در تمام جهان بوده و هست و خواهد بود. حماس ظاهرا با اسرائیل در نبرد است. ولی در باطن فاصله چندانی هم با اسرائیل ندارد. و الا توسط اسرائیل برای انهدام دیگر احزاب بومی فلسطین حمایت و راه اندازی نمی شد. و مبارزه مسلحانه آن با استعمار گران همواره زیر سئوال بوده است. نوع ایرانی آن رژیم ملایان در ایران است که مردم ایران را جان به لب کرده است. 

***

این‌ که اینک (در مواجهه با نابودی مردم بومی سامی فلسطین) گفته شود که حماس یک «گروه تروریستی» است، این اظهارنظر اگر از روی نادانی نباشد، اما ساد‌ه‌لوحانه است، و اگر یک چپ‌گرا چنین تفکری داشته باشد، طرز تفکری‌ست خام و عوام‌فریبانه و موضعی‌ست جنایت‌کارانه، که  بنفع فاشیسم امپریالیستی و استعماری است. 

***

جواب: 

احساسات تند در  دفاع از فلسطین بسیار زیباست ولی وقتی با عدم شناخت با عملکرد امپریالیست ها و نیابتی هایشان تلفیق می شود، مبین کودکی سیاسی است. 

تروریسم چیست؟ کشتارهای خود سر بدون دادگاه دولت ها و یا گروه های سیاسی را تروریسم می گویند. و امپریالیست ها بزرگترین تروریست ها هستند. صحبت از تنها حماس نیست، تمام امپر یالیست ها و نیابتی هایشان تروریست هستند. وقتی امپریالیست ها به حماس می گویند تروریست، چیزی را عوض نمی کند خودشان نیز تروریست هستند. اولین ترور شاخۀ ایرانی اخوان المسلمین در ایران ، ترور نویسنده برجسته ایران احمد کسروی بوده است. 

***

این‌که اینک گفته شود که حماس یک «گروه تروریستی» است و گفته شود که عملیات نظامی آن‌ها موجه نیست، و کاری‌که کرده تأسف‌بارست، و این‌که نباید از خشونت استفاده کند، و این‌که خشونت راه‌گشا نیست و… همه این موارد نه‌تنها واقعیت دردناک مردم بومی فلسطین و روند بقای آن‌ها را درنظر نمی‌گیرد، بل‌که هم‌چنین تهدید فاشیستی امپریالیستی را نادیده می‌گیرد که در تاریخ معاصر جهان جریان داشته و هنوز هم دارد. 

***

جواب: 

درست است.امپریالیست ها کشتار یکطرفه راحق مسلم خود می دانند و اگر مقابله به مثل شود آن را در بوق بین المللی خود محکوم به ترور می کنند.

ولی این که حرکت 7 اکتبر حماس درست بوده یا خیر، گواه برنده سود از حرکت 7 اکتبر است. 

آیا حماس سود برده ؟ 

حماس سبب قتل عام ملت فلسطین شده است. در جایی که رهبران حماس همه خارج از فلسطین زندگی می کرده اند. و از طرفی دیگر اسرائیل بهانه موجه برای صاف کردن کل غزه، چون صبرا و شتیلا بدست آورده است! و برای تصاحب معدن بزرگ غزه، دیگر دست بردار نیست.  

***

در مجموع، میزان قابل‌ملاحظه‌ای از عوام‌فریبی روشن‌فکری وجود دارد، که حتی چپ‌گراها هم از این پدیده معاف نیستند. شاید محکوم کردن حماس برای برخی‌ها مو‌ضع راحتی باشد، اما بنظر می‌رسد احتمالا وجود ترسی جزیی مانع از صداقت کامل در این موضوع می‌شود. ما نباید به دیگران تحمیل یا دیکته کنیم که چگونه مبارزه کنند، بل‌که باید به شیوه مبارزه آن‌ها محترمانه‌تر برخورد کنیم.

***

جواب: 

به هیچ وجه. 

ما موظف نیستیم به هر کار غیر اصولی احترام بگذاریم . وانگهی حماس سازمانی خود کفا نبوده و از نظر اقتصادی وابسته مالی به کشورهای دیگربوده است. مللی چون ملت ایران که خود گرسنه اند خرج حماس و فلسطین را داده اند. و دقیقا همین نکته حماس را در مقابل تمام جهان جانبدار مبارزات فلسطین، مسئول و جوابگو می کند. به همین دلیل، حماس به هیچ وجه حق ایجاد فضای کشتار جمعی فلسطینیان را نداشته است. و مردم جهان هالو نیستند که برای هر کار غلطی کف زده و هورا بکشند. بیدار شوید حماس مالک ملت فلسطین نبوده که به میل خود آنان را به سلاخ خانه اسرائیل ببرد. این قتل عام نه تنها قابل دفاع نیست بلکه مورد دادگاه خلقی جهانی و جزای شدید است. 

***

 آرمان فلسطین روبه‌مرگ بود، 

***

جواب: 

چرا را رو به مرگ بود؟ فراموش نمی کنیم. چون با ارتقاء حماس توسط اسرائیل مبارزان رسمی و بومی توسط حماس سرکوب داخلی شدند!  

***

زیرا ما شاهد حمل تابوتش در اسلو بودیم، جایی‌که به توافق‌های صلح اهانت شد… تا هنجارسازی شود، جایی‌که برخی از دیکتاتورهای نفتی عرب، علنا بنفع استعمار اسرائیلی هستند، و به خلق برادر فلسطینی پُشت کرده‌اند. 

***

جواب: 

آن دیکتاتورها برای حفظ تاج و تخت خود مجبور به اطاعت از امپریالیست ها بوده هستند. چون نوکران امپریالیست ها هستند. 

***

بعلاه، مردم سامی بومی فلسطینی از خیانت تحقیرآمیز تشکیلات خودگردان فلسطین رنج می‌برد، زیرا حتی فعالیت های صلح آمیز هم ممنوع شده است. 

***

جواب: 

تحقیر و تبعیض کار دولت نژاد پرست صهیونیست اسرائیل و حامیان آن است. از این روست که طرح دو دولت توسط حامیان فلسطین در جهان حمایت می شود. ولی همین حماس نیز در تضعیف الفتح و جنبش خلق برای آزادی فلسطین سهیم بوده است!

***

این دقیقا همان بخش از آرمان فلسطین است که باید بعنوان واکنشی انقلابی عمل کند، و نه آسودگی فکری از وضعیت موجود.

وضعیت موجود گیوتین است، مرگی غم‌گین و توهین‌آمیز. اگر مردم  بومی سامی فلسطین تسلیم شوند، آن‌ها محکوم به‌فنا هستند، و اگر جنگ کنند، ممکن‌ست که بکلی منقرض شوند. اما به‌ترست که در مبارزه نابود گشت، تا این‌که تسلیم سخن‌رانی‌های مکاران شد.

***

جواب: 

آیا آن 30 هزار نفر کشته شده و آن 100 هزار نفر زخمی و آن 2 میلیون لطمه دیده از نظر سلامتی مادام العمر بعد از 7 اکتبر، نیز این چنین می اندیشند؟  چرا ما دوست داریم نظر خود را به عنوان نظر دیگران معرفی کنیم؟ آیا آن نوزده هزار کودک یتیم فلسطینی نیز خواهان چنین وضعیت اسف بار بودند؟ آیا این قتل عام دو میلیون نفر با گرسنگی و بمباران، نظر تحمیلی بر این مردم بی پناه نبود؟ 

***

 از آن‌جایی‌که مردم بومی سامی فلسطی با نیرومندترین جنبش فاشیستی دوران ما- صهیونیسم- مبارزه می‌کنند، نه‌تنهاخون‌شان‌را برای رهایی خلق خود فدا می‌کنند، بل‌که از تمام بشریت حفاظت می‌کنند.

***

جواب: 

این مردم انتخاب نکرده اند، مجبور به قربانی شدن هستند. اگر آنان نیز می توانستند به کانادا می رفتند! 

شما چرا از کانادا مردم فلسطین را به قرباگاه هدایت می کنید؟ ! خود نیز قدم رنجه فرموده به قتلگاه بروید! 

***

به‌همین دلیل‌ست‌که آرمان فلسطین بسیار پیچیده است، و به‌همین دلیل‌ست‌که برای استراتژی، فقط نامردی و بُزدلی زیاد و تحمیل مبارزه  شبه‌صلح‌آمیز نهان وجود دارد. 

***

جواب: 

شما راهی فلسطین شوید و در میدان مبارزه کنید! جایی که مردم با گرسنگی 5 ماهه حتا نای برداشتن یک سنگ را ندارند. مردم جهان خود برای رهایی خویش باید علیه امپریالیسم بجنگند. وظیفه فداکاری بر دوش هیچ ملتی گذارده نشده است.   

***

به‌ما گفته اند که وضعیت دشواری‌ست، برای این‌که این موضوعی پیچیده، هزارساله، و مذهبی است و … نخیر، همه این‌ها این یک دروغ دل‌سرد کننده است.

***

جواب: 

نه هزار ساله است و نه مذهبی. جدید و فقط استعماری است. 

***

بله، دشوارست، برای این‌که مردم بومی فلسطین با مقتدرترین فاشیسم دوران تاریخی ما- صهیونیسم – نبرد می‌کند. این نبردی‌ست که مستقیما قدرت امپریالیستی را به چالش کشیده است.

آن‌چیزی‌که درباره  آرمان فلسطین دشوارست، نامردی و بُزدلی شیک و مدرن ماست: ظاهری تصنعی، و صیقلی که ناشی از بی‌زاری و ترس در پردازش به مسائل مرتبط به آرمان فلسطین است.

 گستره (سیاسی) چپ‌گراها بدنبال ریشه‌یابی آرمان فلسطین نیست، اگرچه در کُل هم، بسیاری از فلسطینی‌ها و عرب‌ها مانند چپ‌گراها هستند. چپ‌گراها دنباله‌رو طرح استعماری غربی هستند؛ چپ‌گراها درباره پیش‌نهاد فریب‌کارانه طرح دو دولت صحبت می‌کند ( دو دولت طرحی استعماری‌ است. چپ‌گراها این طرح را یک رژیم استعماری نمی‌دانند، و در حالی‌‌که آ‌ن‌را محکوم کرده و دشنام می‌دهند، هم‌زمان هم، مدعی‌ند که که «اسرائیل» حق موجودیت دارد(هیچ استعماری حق موجودیت ندارد). چپ‌گراها بخشی از محفلی‌ند که بطور ارگانیک  بر فاشیسم صهیونیستی اروپامحور تأثیری ندارد و نمی‌گذارد.

***

جواب: 

از طرفداران اسرائیل تا مدافعین واقعی فلسطین در میان چپگراها موجوداست. 

این قلم ، مدافع حکومت واحد فلسطینی و تخلیه کل جهودان منتقل شده به فلسطین است. آیا این واقعا میسر است؟! 

طرح دو دولت وقتی استعماری بود که کل فلسطین در دست فلسطینیان بود. و اسرائیل بخش کوچکی را در اختیار داشت. ولی اکنون که کل فلسطین در دست اسرائیل است نه تنها استعماری نیست بلکه بسیار جانبدارانه فلسطنیان است. دو دولت مسلح، یا دو دولت غیر مسلح! 

 کرانه باختری دارای دولت نیست. چون محمود عباس نیروی مسلح برای دفاع از فلسطنیان ندارد. 

 اکنون هیچ کشوری حاضر به قبول 2 میلیون فلسطینی نیست. آیا بهتر نیست در فلسطین دولتی مسلح از خود فلسطنیان تشکیل شود؟ دولتی که با نظارت سازمان ملل در انتخابات تعین شود.

***

نیروهای اشغالگر اسرائیلی معاون حماس، صالح العرویی را ترور کردند. 

***

جواب: 

چرا قبل از 7 اکتبر ترور نمی کردند؟! 

مبارزه مسلحانه

چنان‌چه این امر حقیقت داشته باشد که مبارزه مسلحانه ایده‌آل نیست، پس، کاربُرد آن جهت نابودی فلسطینی‌ها توسط استعمار اروپامحور اسرائیل هم غیراخلاقی‌ست. 

***

جواب: 

کشتار یک جانبه برای اسرائیل آزاد و دفاع متقابل ممنوع است. و این مسئله  کاملا ضد انسانی است. 

***

حماس بخشی از تنوع سیاسی مردم بومی فلسطین است.

***

جواب: 

حماس شاخه اخوان المسلمین است. و بومی نیست. حماس چون تمام شاخه های اخوان المسلین ها وابسته به امپریالیسم است. 

الفتح و جنبش آزادی بخش فلسطین نیز معتقد به مبارزه مسلحانه هستند و بودند. 

***

حماس یک حزب سیاسی فلسطینی با موضع مبارزه مسلحانه علیه استعمارست. 

***

جواب: 

حماس نیابتی های استعمار،با ماسک مذهب و با استعمار جهانی است. 

***

در مرام‌نامه حماس کاربُرد هرگونه عملیات مسلحانه در خارج از فلسطین کاملا ممنوع است.این گروه مذهبی- سیاسی براین باورست که کاربُرد حملات در خارج از سرزمین ملی که خواهان آزادی آن از یوغ استعمارند، گناه، و «اقدامی تروریستی» است؛ این موضع حماس برخلاف گروه‌های سیاسی سکولار فلسطینی است که در خارج از فلسطین مانند اروپا، مرتکب چنین اقدام تروریستی شده‌اند. 

***

جواب: 

این مطلب هیچگونه حق و برتری برای حماس ایجاد نمی کند. 

***

از طرفی دیگر، جوّ سرکوب‌گرانه‌ای وجود دارد که هدفش تضعیف و محدود نمودن مبارزه مسلحانه است.

***

جواب: 

امپریالیست ها همه جهان را رام و مطیع می خواهند! ولی هر جا که به نفعشان باشد ، نیابتی های خود را مسلح می کنند. و یا با القابی چون تروریست سناریوی خلع سلاح کردن آنان را پیاده می کنند. امپریالیسم نیازمند تشنج دائم است. بدون تشنج نمی تواند دوام آورد. و فلسطین در التهاب دائم، دلخواه است. 

***

این امر در میان دیگر مصائب، ناشی از سخت‌گیرهای نیروهای مسلط فاشیستی، از طریق ابزارسازی دروغین ارزش‌های انسانی صورت می‌گیرد، جهت نمونه: نه به خشونت، نه به جنگ،  و جنگ مشکل‌گشا نیست. یا چیزی شبیه: شما نمی‌توانید یک دمکرات یا یک فیمنیست باشید و از مبارزه مسلحانه هم حمایت کنید. در نبرد ایده‌ها، در قدرت گفت‌وگو، و در دیالکتیک بحث، مبارزه باید صلح‌آمیز باشد. این‌گونه است که مبارزه مسلحانه  نفی می‌شود، حتی اگر چنین روی‌گردانی منجر به نابودی مردم بومی فلسطین شود! 

***

جواب: 

مبارزه مسلحانه همواره از طرف اسرائیل مقبول است. ولی از طرف فلسطین است که باید صلح آمیز باشد؟! 

***

فروپاشی نابهنگام استعماری «اسرائیل» به‌معنای عدم‌کنترل کشورهای واقع شده در  سراسر سواحل شرقی دریای مدیترانه – شام(Levant)، توسط امپریالیسم آمریکا، کاهش شدید ددمنشی امپریالیستی، و پیروزی حق حاکمیت مردم منطقه خواهد بود. این امر به تحکیم‌  بیش‌تر جهان چندقطبی‌ کمک خواهد کرد؛ جهانی‌که راه را برای ایجاد یک نظم بین‌المللی دمکراتیک‌تر و منصفانه‌تر باز می‌کند.

 بدون هیچ هراسی اعلام می‌کنم، آری، من به آزادی مردم بومی، عرب‌های سامی، فلسطینی‌ها، شامی‌ها،  و کنعانی‌های سوریه بزرگ باور دارم. آری، من به پایان استعمار اروپامحور اسرائیل ایمان دارم.بسیار عالی است . پس بهتر است از منطق قوی بجای توهین به دیگران کمک بگیرید. جمعیتی که الان نام قوم اسرائیلی را باخود حمل می‌کند، نام قوم بومی فلسطین را حمل خواهد کردد. من مخالف اخراج فلسطینی‌ها از سرزمین‌شان هستم، زیرا این امر یک حمله اخلاقی به آرمان مام فلسطینی است. 

***

جواب: 

عالی است. نه برای این که حمله به آرمان مام فلسطین است. بلکه صرفا به خاطر این که اصولا فلسطین کشور فلسطینان بوده و هست و زندگی در آن حق مسلم آنان است. 

***

نقش تاریخی و شریف خلق بومی فلسطین در مواجهه با بربریت استعماری، جنگیدن با آن‌هاست.

چنان‌چه عناصری حیاتی مانند مباره ضدامپریالیستی، مبارزه ضدفاشیستی، و مبارزه ضداستعماری در وجدان و درک چپ‌گراها مُستولی نباشد، باور نمی‌کنم که این چپ‌گراها متعهد به عدالت انسانی باشند.

***

جواب: 

 درست است.درست است اگر چپی متعهد به مبارزه علیه امپریالیست ها و هر دسته از راست گرایان نباشد او چپ نیست و راست است و معتقد به عدالت اجتماعی نیست.

***

این‌که آنجلینا جولی- بازیگر فرصت‌طلب آمریکایی، حملات حماس را محکوم میکند، قابل درک‌ست. اما ‌، وقتی‌که اشخاصی از چپ‌گرایان دیدگاه‌ مشابهی را ابراز می‌کنند، باعث نگرانی‌ست. این امر فقط بمعنای عوا‌م‌فریبیَ، جهالت، و بی‌‌خیالی نیست، بل‌که آن‌ها را در جای‌گاه حامیان نادان امپریالیست در حال زوال و ضدبشری قرار می‌دهد.

***

جواب: 

شما سخت در اشتباه هستید. 

ابراز یک نتیجه ممکن است با دلایل مختلف صورت بگیرد، در مورد مسئله 7 اکتبر برخی از کشتار هزار و چهارصد جهود و گرفتن گروگان ها به این نتیجه رسیده اند، 

 ولی برخی از کشتار سی هزار فلسطینی و….. و انهدام و تصرف غزه به این تنیجه رسیده اند. 

و این تفاوت ها را باید شما در نظر داشته باشید و دفاع کور کورانه به خاطر این که حماس در فلسطین است و بومی است هیچ خطایی را تبرئه نمی کند. 

و کلماتی چون فاحشه های سیاسی و جاسوس اسرائیل وغیره نمادی از ضعف منطق  وکودکی نویسنده  و خالی کردن حقارت بار خودش چیز دیگری نیست. و نه تنها کمکی به مردم مستاصل فلسطین نمی کند بلکه مانعی نیز در کمک جهانی به مردم فلسطین است. 

womens-power.farah-notash.com

http://www.farah-notash.com

Women’s Power




ماموریت پورمحمدی، یکی از قاتل های سال ۶۷، برای مبرزه با تحریم انتخابات

جمهوری اسلامی مانند دیگر کشورهای سرمایه داری یاد گرفته است که میان چند دسته که هم نظام سرمایه داری را قبول دارند و هم نظام روبنایی و دینی آن را، رقابت ایجاد کند که تا نام این مضحکه تمام عیار را انتخابات بگذارد. همه ی این نمازگزاران به سوی قبله نئولیبرالیسم و جماران حتا باید از چندین فیلتر حکومتی رد بشوند تا سرسپردگی کامل آن ها به نظام سرمایه داری و ولی فقیه ثابت شود.

با این همه رژیم ولایت فقیه هم خدا را می خواهد و هم خرما را. از یک طرف انتخابات نمایشی برگزار میکند و از طرف دیگر دلش میخواهد که برای مشروعیت نظام تعداد شرکت کنندگان خیلی بالا باشد.

رژیم پورمحمدی، یکی از مسئولان مستقیم اعدام های زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را به میدان فرستاد تا رقابت مصنوعی ایجاد کند.

پورمحمدی گفت: اگر می خواهید شما را قبول داشته باشند، روی منبر بروید و بگویید مردم در رأی دادن آزادید. اگر ناراحتید، از آنکه به او رأی داده اید، رأیتان را پس بگیرید! به یک نفر دیگر بدهید. می گویند نفر بعدی چه فایده! می گوییم شما اول رایت را از آن آقایی که می گویید قول داد و عمل نکرد پس می گیری و دیگر به او رای نمی دهی. مجازاتش می کنی. می گویی تو دیگر قابل اعتماد من نیستی. اگر هم فکرش هم آمد و خواست رای بگیرد، می گویی هم فکرانت ظاهرا خب عمل نکردند و اعتماد من اکنون سلب شده است.

جمهوری اسلامی برای دلداری دادن به نیروهای مایوس خود، برای قوی کردن خود در مذاکره با امریکا میخواهد تعداد شرکت کنندگان را با هر شیوه ای بالا ببرد.

 ولی آمار خود رژیم نشان داده بود که درصد شرکت زیر ۵۰ و در تهران زیر ۲۰ درصد خواهد بود. رژیم ولی فقیه در داخل و در خارج منزوی‌تر خواهد شد.




فلسطین و فاحشه‌های سیاسی چپ‌گرا

نوشته: سوزانا خلیل

برگردان: آمادور نویدی

بخشی از تنوع سیاسی مردم بومی فلسطین متعلق به جنبش اسلامی حماس– یک حزب سیاسی است– که علیه استعمارگران اشغال‌گر مبارزه مسلحانه می‌کند.

این‌که اینک (در مواجهه با نابودی مردم بومی سامی فلسطین) گفته شود که حماس یک «گروه تروریستی» است، این اظهارنظر اگر از روی نادانی نباشد، اما ساد‌ه‌لوحانه است، و اگر یک چپ‌گرا چنین تفکری داشته باشد، طرز تفکری‌ست خام و عوام‌فریبانه و موضعی‌ست جنایت‌کارانه، که بنفع فاشیسم امپریالیستی و استعماری است.

این‌که اینک گفته شود که حماس یک «گروه تروریستی» است و گفته شود که عملیات نظامی آن‌ها موجه نیست، و کاری‌که کرده تأسف‌بارست، و این‌که نباید از خشونت استفاده کند، و این‌که خشونت راه‌گشا نیست و… همه این موارد نه‌تنها واقعیت دردناک مردم بومی فلسطین و روند بقای آن‌ها را درنظر نمی‌گیرد، بل‌که هم‌چنین تهدید فاشیستی امپریالیستی را نادیده می‌گیرد که در تاریخ معاصر جهان جریان داشته و هنوز هم دارد.

در مجموع، میزان قابل‌ملاحظه‌ای از عوام‌فریبی روشن‌فکری وجود دارد، که حتی چپ‌گراها هم از این پدیده معاف نیستند. شاید محکوم کردن حماس برای برخی‌ها مو‌ضع راحتی باشد، اما بنظر می‌رسد احتمالا وجود ترسی جزیی مانع از صداقت کامل در این موضوع می‌شود.

ما نباید به دیگران تحمیل یا دیکته کنیم که چگونه مبارزه کنند، بل‌که باید به شیوه مبارزه آن‌ها محترمانه‌تر برخورد کنیم.

آرمان فلسطین روبه‌مرگ بود، زیرا ما شاهد حمل تابوتش در اسلو بودیم، جایی‌که به توافق‌های صلح اهانت شد… تا هنجارسازی شود، جایی‌که برخی از دیکتاتورهای نفتی عرب، علنا بنفع استعمار اسرائیلی هستند، و به خلق برادر فلسطینی پُشت کرده‌اند. بعلاه، مردم سامی بومی فلسطینی از خیانت تحقیرآمیز تشکیلات خودگردان فلسطین رنج می‌برد، زیرا حتی فعالیت های صلح آمیز هم ممنوع شده است.

این دقیقا همان بخش از آرمان فلسطین است که باید بعنوان واکنشی انقلابی عمل کند، و نه آسودگی فکری از وضعیت موجود.

وضعیت موجود گیوتین است، مرگی غم‌گین و توهین‌آمیز. اگر مردم بومی سامی فلسطین تسلیم شوند، آن‌ها محکوم به‌فنا هستند، و اگر جنگ کنند، ممکن‌ست که بکلی منقرض شوند. اما باید قبول نمود که به‌ترست در مبارزه نابود گشت، تا این‌که تسلیم سخن‌رانی‌های مکاران شد.

از آن‌جایی‌که مردم بومی سامی فلسطی با نیرومندترین جنبش فاشیستی دوران ما– صهیونیسم– مبارزه می‌کنند، نه‌تنهاخون‌شان‌را برای رهایی خلق خود فدا می‌کنند، بل‌که از تمام بشریت حفاظت می‌کنند. به‌همین دلیل‌ست‌که آرمان فلسطین بسیار پیچیده است، و به‌همین دلیل‌ست‌که برای استراتژی، فقط نامردی و بُزدلی زیاد و تحمیل مبارزه شبه‌صلح‌آمیز نهان وجود دارد.

به‌ما گفته اند که وضعیت دشواری‌ست، برای این‌که این موضوعی پیچیده، هزارساله، و مذهبی است و … نخیر، همه این‌ها این یک دروغ دل‌سرد کننده است. بله، دشوارست، برای این‌که مردم بومی فلسطین با مقتدرترین فاشیسم دوران تاریخی ما– صهیونیسم – نبرد می‌کند. این نبردی‌ست که مستقیما قدرت امپریالیستی را به چالش کشیده است.

آن‌چیزی‌که درباره آرمان فلسطین دشوارست، نامردی و بُزدلی شیک و مدرن ماست: ظاهری تصنعی، و صیقلی که ناشی از بی‌زاری و ترس در پردازش به مسائل مرتبط به آرمان فلسطین است.

گستره (سیاسی) چپ‌گراها بدنبال ریشه‌یابی آرمان فلسطین نیست، اگرچه در کُل هم، بسیاری از فلسطینی‌ها و عرب‌ها مانند چپ‌گراها هستند. چپ‌گراها دنباله‌رو طرح استعماری غربی هستند؛ چپ‌گراها درباره پیش‌نهاد فریب‌کارانه طرح دو دولت صحبت می‌کند ( دو دولت طرحی استعماری‌ است). چپ‌گراها این طرح را یک رژیم استعماری نمی‌دانند، و در حالی‌‌که آ‌ن‌را محکوم کرده و دشنام می‌دهند، هم‌زمان هم، مدعی‌ند که که «اسرائیل» حق موجودیت دارد(هیچ استعماری حق موجودیت ندارد). چپ‌گراها بخشی از محفلی‌ند که بطور ارگانیک بر فاشیسم صهیونیستی اروپامحور تأثیری ندارد و نمی‌گذارد.

نیروهای اشغالگر اسرائیلی معاون حماس، صالح العرویی را ترور کردند

مبارزه مسلحانه

چنان‌چه این امر حقیقت داشته باشد که مبارزه مسلحانه ایده‌آل نیست، پس، کاربُرد آن جهت نابودی فلسطینی‌ها توسط استعمار اروپامحور اسرائیل هم غیراخلاقی‌ست.

حماس بخشی از تنوع سیاسی مردم بومی فلسطین است. حماس یک حزب سیاسی فلسطینی با موضع مبارزه مسلحانه علیه استعمارست.

در مرام‌نامه حماس کاربُرد هرگونه عملیات مسلحانه در خارج از فلسطین کاملا ممنوع است. این گروه مذهبی– سیاسی براین باورست که کاربُرد حملات در خارج از سرزمین ملی که خواهان آزادی آن از یوغ استعمارند، گناه، و «اقدامی تروریستی» است؛ این موضع حماس برخلاف گروه‌های سیاسی سکولار فلسطینی است که در خارج از فلسطین مانند اروپا، مرتکب چنین اقدام تروریستی شده‌اند.

از طرفی دیگر، جوّ سرکوب‌گرانه‌ای وجود دارد که هدفش تضعیف و محدود نمودن مبارزه مسلحانه است. این امر در میان دیگر مصائب، ناشی از سخت‌گیرهای نیروهای مسلط فاشیستی، از طریق ابزارسازی دروغین ارزش‌های انسانی صورت می‌گیرد، جهت نمونه: نه به خشونت، نه به جنگ، و جنگ مشکل‌گشا نیست. یا چیزی شبیه: شما نمی‌توانید یک دمکرات یا یک فیمنیست باشید و از مبارزه مسلحانه هم حمایت کنید. در نبرد ایده‌ها، در قدرت گفت‌وگو، و در دیالکتیک بحث، مبارزه باید صلح‌آمیز باشد. این‌گونه است که مبارزه مسلحانه نفی می‌شود، حتی اگر چنین روی‌گردانی منجر به نابودی مردم بومی فلسطین شود!

فروپاشی نابهنگام استعماری «اسرائیل» به‌معنای عدم‌کنترل کشورهای واقع شده در سراسر سواحل شرقی دریای مدیترانه – شام(Levant)، توسط امپریالیسم آمریکا، کاهش شدید ددمنشی امپریالیستی، و پیروزی حق حاکمیت مردم منطقه خواهد بود. این امر به تحکیم‌ بیش‌تر جهان چندقطبی‌ کمک خواهد کرد؛ جهانی‌که راه را برای ایجاد یک نظم بین‌المللی دمکراتیک‌تر و منصفانه‌تر باز می‌کند.

بدون هیچ هراسی اعلام می‌کنم، آری، من به آزادی مردم بومی، عرب‌های سامی، فلسطینی‌ها، شامی‌ها، و کنعانی‌های سوریه بزرگ باور دارم. آری، من به پایان استعمار اروپامحور اسرائیل ایمان دارم. جمعیتی که الان نام قوم اسرائیلی را باخود حمل می‌کند، نام قوم بومی فلسطین را حمل خواهد کردد. من مخالف اخراج فلسطینی‌ها از سرزمین‌شان هستم، زیرا این امر یک حمله اخلاقی به آرمان مام فلسطینی است.

نقش تاریخی و شریف خلق بومی فلسطین در مواجهه با بربریت استعماری، جنگیدن با آن‌هاست.

چنان‌چه عناصری حیاتی مانند مباره ضدامپریالیستی، مبارزه ضدفاشیستی، و مبارزه ضداستعماری در وجدان و درک چپ‌گراها مُستولی نباشد، باور نمی‌کنم که این چپ‌گراها متعهد به عدالت انسانی باشند.

این‌که آنجلینا جولی– بازیگر فرصت‌طلب آمریکایی، حملات حماس را محکوم میکند، قابل درک‌ست. اما ‌، وقتی‌که اشخاصی از چپ‌گرایان دیدگاه‌ مشابهی را ابراز می‌کنند، باعث نگرانی‌ست. این امر فقط بمعنای عوا‌م‌فریبیَ، جهالت، و بی‌‌خیالی نیست، بل‌که آن‌ها را در جای‌گاه حامیان نادان امپریالیست در حال زوال و ضدبشری قرار می‌دهد.

*تصویر برگزیده:

حامیان فلسطینی گروه اسلام‌گرای حماس برای جشن آتش‌بس با اسرائیل در الخلیل در کرانه باختری در ۲۱ ماه مه (سال ۲۰۲۱) گردهم می‌آیند. (حازم بادر/ خبرگزاری فرانسه/ گتی ایماژ)

***

(سایت المیادین– انگلیسی)

سوزانا خلیل، بنیان‌گذار انجمن کنعان

درباره نویسنده:

سوزانا خلیل مدرک لیسانس علوم سیاسی را از دانش‌گاه کبک کانادا دریافت کرده است. او یک فعال برای حقوق فلسطین و یک محقق مستقل است که بر تاریخ باستانی فلسطین و جنبش صهیونیستی به عنوان شکلی از استعمار اروپایی تمرکز دارد.

او بنیان‌گذار انجمن حمایت برای خلق فلسطین، کنعان( CANAAN )، انجمنی حقوق بشری در ونزوئلا است. وی در پنج سال گذشته، کنعان– یک برنامه رادیویی ملی به نام «فلسطین: ۱۱۰۰۰ سال تاریخ» را تولید کرده است که مجری آن بوده است.

این سازمان هم‌چنین در مناسبت‌های مختلف جشنواره بین المللی را برگزار کرده است:

روی‌داد علمی و فرهنگی: فلسطین: ۱۱۰۰۰ سال تاریخ. کنعان فعالیت‌های فرهنگی، آکادمیک، اخلاقی، آموزشی، اجتماعی و سیاسی را نه‌تنها برای فلسطین، بل‌که برای کُل کشورهای عربی، با امید به خنثی‌کردن هر گونه تبعیض و تعصب علیه جوامع عرب انجام می‌دهد.

برگردانده شده از:

Palestine and the Harlot Left Wing

by Susana Khalil, published on Socialist Action, January 3, 2024