رابطه آگاهى و پراتيك كار

آنچه كه پديده آگاهى است، منتج است از يك تكامل پرتضاد طبيعت و چگونگى وجود آن.

اين پذيرش عمدتا وابسته است به سطحى كه هستى در بالاترين رشد خود بدان دست يافته است، يعنى وابسته است به “پراتيك“ [عملكرد كاركرد فعاليت هدفمند و با برنامه، كه همچنين به معناى اين نكته هم هست]، كه پراتيك همزمان عملا چگونگى مضمون آگاهى را نشان مي دهد، يعنى چگونگى مضمون عملكرد آگاهى را نمايان مي سازد، مضمونى كه از بهم پيوستگى، بهم تنيدگى عمومى هستى ناشى است و از اين بهم پيوستگى، بهم تنيدگى زائيده مي شود.

از موضع بررسى على نمي توان آگاهى و عملكرد آن را به طور عقلايى و بدون تضاد به صورت ديگرى درك كرد، جز آنكه آن را عملكرد عملى روند زندگى ارزيابى نمود. پذيرفتن علت على براى آگاهى، اقدامى به طور كلى متفاوت است از بررسى بقيه عملكردهاى زندگى كه متعلق به مرحله ساده ترى از تكامل هستى هستند، مثلا متفاوت است از غريزه حيوانى.

كيفت مخصوص طبيعتِ انسان داراىِ آگاهى، مستقل از برداشت ديالكتيكى از جهان، وجود دارد. ازسوى ديگر، اين كيفيت مخصوص تنها زمانى قابل درك مي شود كه آن را نه به طور انتزاعى، بلكه به مثابه ويژگى مرحله معينى از تكامل هستى درك كنيم.

نه به مثابه يك ويژگى خاص، بلكه به مثابه لحظه اى از بهم پيوستگى، بهم تنيدگى عمومى كليت هستى مورد توجه قرار دهيم و درك كنيم. و اين مرحله، مرحله اجتماى تكامل هستى است كه در آن دادوستد زندگى با طبيعت – و هر حياتى چيزى نيست جز دادوستد فعال با طبيعت – به شكل يك عملكرد هدفمند تكامل يافته است، و يا آنكه به امرى تبديل شده است كه همان معنا را مي رساند، يعنى شكل كار را بخود گرفته است.

كليت فعاليتى كه برپايه كار قرار دارد، پراتيك ناميده مي شود.




“انتخابات” ۱۴۰۲ و انزوای بیشتر رژیم فاشیستی ایران


تحقیق با معیارهای جامعه شناسی علمی و انقلابی نشان میدهد، که در تمام طول حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی ایران، انتخابات واقعی صورت نگرفته است. آنچه صورت گرفته است، کاریکاتوری جعلی و ناشیانه از انتخابات است که آن هم با دو هدف انجام شده است:

۱- کدام قشر یا گروه حاکم، مردم را تا دوره بعدی غارت و سرکوب کند. به بیان دیگر تصفیه حساب این قشر با آن قشر سرمایه‌داری حاکم.

۲- درست کردن سندی جعلی برای مشروعیت رژیم در سطح بین المللی. مردم ایران برای رژیم حاکم هیچ مشروعیتی قائل نیستند.

انتخابات واقعی، چیست؟

طبقات، اقشار و گروه‌های اجتماعی برای شرکت مستقیم در سرنوشت کشور و خودشان، داوطلبانه، بدون فشار و موانع سیاسی – سازمانی، نماینده‌ای را انتخاب میکنند و آگاهانه، داوطلبانه و با تعهد کنترل این نماینده، به او رأی میدهند. این نماینده، نماینده درخواست‌های این و یا آن طبقه و یا قشر و گروه اجتماعی‌ست. لذا اگر این نماینده به تعهدات خود در قبال انتخاب کنندگانش عمل نکند، انتخاب کنندگان میتوانند او را در هر زمانی عزل کنند و نماینده جدیدی را در مجلس نمایندگان بگمارند.

با این معیار در هیچ کشور سرمایه‌داری انتخابات واقعی و مردمی صورت نمیگیرد. در کشورهای سرمایه‌داری که هنوز فاشیستی نشده‌اند، احزاب رسمی که هر کدام نماینده یک قشر خاصی از بورژوازی آن کشور هستند، کاندید معرفی میکنند و مردم فقط میتوانند از بین این کاندیدها “نماینده خود” را انتخاب کنند. این “نمایندگان مردم” تا زمانی که هنوز پروسه رأی گیری پایان نیافته است، از دادن هزاران قول و وعده توخالی به رأی دهندگان خود دریغ ندارند ولی پس از رأی گیری کاملا از رأی دهندگان خود جدا و مستقل میشوند و هر سیاستی را حتی بر ضد آنها اعمال میکنند (این یک امر عادی در جامعه سرمایه داری‌ست)

در کشورهای فاشیستی مثل ایران انتخابات یک مضحکه تمام عیار و افشا شده است. نمایندگان از ده‌ها فیلتر حکومتی باید بگذرند و سر سپرده‌ترین آنها به مرکز قدرت و با اشاره رهبری این حکومت به عنوان کاندای انتخابات مورد تأیید قرار گیرند. آنگاه رأی گیری شروع میشود، رأی گیری که از قبل صندوق‌های رأی به نفع این “نمایندگان مردم” پر شده است.

لذا انتخابات در تمام جوامع سرمایه‌داری برای جا به جائی غارتگران و سرکوبگران مردم بر مبنای نیروئی که در دولت دارند، برگزار میشود. انتخابات واقعی فقط در ساختار سوسیالیستی ممکن میگردد. ما این تجارب را در جامعه سوسیالیستی شوروی و چین سوسیالیستی سابق میتوانیم پی‌گیری کنیم.

مارکس می‌گوید: «… حق انتخاب همگانی به جای آنکه وسیله‌ای باشد که به کمک آن هر سه یا شش سال یک بار معلوم کنند که کدامین عضو طبقه فرمانروا باید در پارلمان نماینده و سرکوبگر مردم باشد، می‌بایست وسیله‌ای باشد تا مردم متشکل در کمون‌ها به کمک آن کارگر و ناظر و حسابدار برای بنگاه‌های خود تهیه کنند، همان گونه که حق انتخاب فردی همین هدف را برای هر کارفرمای دیگری تأمین می‌کند.» (لنین دولت و انقلاب – صفحه ۵۵)

در انتخابات مجلس شورای اسلامی و ششمین دوره انتخابات خبرگان رهبری ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ ما مجددا با مضحکه‌ انتخاباتی یک رژیم فاشیستی روبرو هستیم.

انتخابات اسفند ماه دارای ویژگی خاصی است. این ویژگی، تغییرات عظیمی است که از شهریور ۱۴۰۱ تا کنون در آگاهی مردم به ویژه طبقه کارگر روی داده است. طبقه کارگر و اکثریت قاطع مردم در تقابل آشتی ناپذیر و آگاهانه با رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند، بهتر از قبل سازماندهی شده‌اند، بهتر از قبل در اتحاد و همبستگی هستند و بهتر از قبل به ریشه‌ها و علل توطئه‌ها و سرکوب‌های رژیم آگاهند. لذا رژیم جمهوری اسلامی منفورترین و منفردترین رژیم جهان در بین مردم کشور خود است. کشتارهای فله‌ای و اعدام‌های روزانه در ایران خشم نیروهای مترقی در جهان را نیز برانگیخته و با هر انگیزه‌ای از مبارزات مردم این کشور پشتیبانی میکنند، در عین حال مناسبات این رژیم با نیروهای سرمایه‌داری بین‌المللی آنچنان است که همه را علیه خود بسیج میکند.

لذا رژیم ایران چه در سطح ملی و چه در سطح بین‌المللی در انزوای کامل قرار گرفته است.

رژیم جمهوری اسلامی ایران برای شکستن این انزوا احتیاج به سند دارد. تصور سردمداران رژیم این است که با سند جعلی انتخابات در ایران میتواند تا اندازه‌ای از انزوا خارج شود ولی عدم شرکت قاطع مردم در انتخابات آینده، رژیم را چه در درون کشور و چه در سطح جهانی بی آبروتر و منزوی‌تر خواهد کرد.

در یک پرسش اجمالی غیر رسمی از افراد متعلق به اقشار مختلف، همه بدون استثتا گفتند که در انتخابات شرکت نخواهند کرد.

اهداف رژیم در انتخابات آینده (که در فوق بدان اشاره شد) باعث گردیده که از حالا تضادهای درون حاکمیت تشدید شود.

جناح حاکم برای ماندگاری خود، کاندید‌های اپوزیسیون دولتی را از طریق شورای نگهبان، فیلتر میکند. این عمل تضاد حاکمیت را به اوج خود میرساند. کاندیدهای اخراج شده از دور انتخابات آینده، شرکت در انتخابات را نفی میکنند ولی معیار “شرکت نکردن در انتخابات مخالفت با اسلام است” آنها را مجبور به شرکت مینماید و این خود به تنش درون اقشار حاکمیت می‌افزاید. مزید بر این، برخی نمایندگان در مجلس شورای اسلامی که خود را برای انتخابات آینده کاندید کرده‌اند، رد صلاحیت شده‌اند.

امروزه تمام جناح‌های درون حاکمیت مشغول دلربائی از مردم هستند. هر روز عده‌ای را به دار می‌آویزند و هر روز هم قول و وعده‌های دلفریب اقتصادی – سیاسی میدهند.

خامنه‌ای علیه مردم و برای مجبور کردن آنها به شرکت در انتخابات شیوه دوگانه‌ای را به کار بسته است: نان قندی و شلاق:

او در ابتدا ادعای میکند که با خدا ارتباط مستقیم دارد تا تأکیدش برای شرکت در انتخابات را برای دین باوران یک خواست الهی بنمایاند. او در صحبت با خانواده قاسم سلیمان میگوید: «خدای متعال همین‌طور حرف‌ می‌زد. در واقع زبان من بود، حرف خدا بود.»

او در صحبت با امامان جمعه شهرهای مختلف کشور گفت: «تشویق به حضور در میدان سیاسی مانند انتخابات کاری لازم است. باید با عمل، روی خوش، زبان پاسخ‌گو و حضور در جمع‌های گوناگون، حضور در صحنه» را ترغیب کرد. (ایران اینترنشنال)

خامنه‌ای در بین عده‌ای از مردم کرمان گفت: «برگزاری انتخاباتی پرشکوه و با حضور پرشور مردم، موجب وحدت ملی می‌شود، وحدت ملی و حضور پر قدرت مردم در صحنه، قدرت ملی می‌آورد و قدرت ملی موجب امنیت می‌شود …». ترجمه آن به زبان بشری چنین است: شرکت در انتخابات باعث تحکیم و امنیت جناح حاکم میگردد.

او در عین حال همه مردم را تهدید میکند: تحریم انتخابات «سیاست راهبردی دشمنان انقلاب و آمریکا»ست. و یا «هر کس با انتخابات مخالفت کند، با جمهوری اسلامی مخالفت کرده و با اسلام مخالفت کرده.» به بیان دیگر از نظر ایشان هر کس در انتخابات شرکت نکند دشمن است. دشمن جمهوری اسلامی باید به دار آویخته شود. کاری که روزانه انجام می‌شود.

یکی دیگر از معضلات رژیم در انتخابات آینده شرکت زنان بی حجاب است. این معضل را زنان قهرمان و آشتی ناپذیر کشورمان برای رژیم ایجاد کرده‌اند. در جهت حل این معضل، تضاد در درون حاکمیت هر روز تشدید میشود.

عده‌ای شرکت زنان بی حجاب را یک تاکتیک برای شرکت بیشتر مردم در انتخابات ارزیابی میکنند. مثلا سخنگوی شورای نگهبان، هادی طحان نظیف، در مورد شرکت زنان بی حجاب در انتخابات میگوید: «حق رای از افراد در هیچ قانونی سلب نشده است.» یعنی زنان بی حجاب میتوانند در انتخابات شرکت کنند.

احمد وحیدی، وزیر کشور ایران، در تناقض با این موضع، میگوید: «هر کسی در فضای خصوصی خود آزاد است، ولی در فضای عمومی و در فضاهایی مانند فروشگاه‌ها و سطح شهر باید حتما قانون رعایت شود و این از تکالیف قانونی است … رئیس قوه قضائیه چندین بار تذکر دادند و از دستگاه‌ها و ضابطین خواستند برابر قانون عمل کنند، بارها هم از این مراکز خواسته شده که [آن] را رعایت کنند.» (سایت خبر فوری)

زنان بی حجاب به این دلیل بی حجاب هستند که از حق مسلم خود در آزادی پوشش دفاع میکنند و هزینه آن را هم میپردازند. این زنان از آگاهی و شعور اجتماعی بالا‌ئی برخوردارند و موضع آشتی ناپذیری با رژیم ایران دارند. این زنان در انتخابات آینده شرکت نخواهند کرد. حال میخواهد تاکتیک نرمش پذیر طحان نظیف  باشد یا شیوه سرکوبگرانه احمد وحیدی.

آیا تبلیغات رژیم جمهوری اسلامی در تشویق مردم برای شرکت در انتخابات و یا تبلیغ اپوزیسیون رادیکال در عدم شرکت در انتخابات، بر مردم ایران تأثیر دارد؟

در این مسأله که هر تبلیغی تأثیر گذار هست، نمیتوان شک کرد ولی مسأله بر سر بُعد و شدت تأثیر است. هیچ کدام از دو طرف نمیتوانند تأثیر تعیین کننده‌ای در شرکت یا عدم شرکت مردم در انتخابات داشته باشند. زیرا نظر مردم را سیاست خود رژیم نسبت به آنها تعیین میکند. مردم ایران در مدت بیش از ۴۰ سال با گوشت و پوست و استخوان دریافته‌اند که رژیم ایران برای آنها یک دشمن مسلح است. دریافته‌اند که گرسنگی مردمان زحمتکش ناشی از دزدی و چپاول خانمان برانداز دولت مردان این حکومت است، دریافته‌اند که فزرندان‌شان را این دولت زندانی کرده، شکنجه داده و یا اعدام نموده است. زنان زحمتکش و مترقی کشورمان روزانه با دشمنان خود در لباس پاسداران و عفاف‌گران دولتی در مبارزه‌ای بی امان هستند و برای آن هزینه‌های سنگینی میپردازند.

اینها موضع مردم کشورمان را تعیین کرده‌اند. این مردم آزادانه به سمت صندوق‌های رأی نخواهند رفت. زیرا آنها رژیم جمهوری اسلامی را با تمام دستگاه‌های عریض و طویل نظامی و روحانی‌اش نمیخواهند.

نظم کمونیستی

15.2.2024




کابوس تحریم انتخابات، خواب از چشمان رژیم ولایت فقیه ربوده است

رژیم ولایت فقیه از عدم شرکت مردم در انتخابات وحشت دارد. همه نیروهای خود را برای مبارزه با تحریم انتخابات تجهیز کرده است. یکی از این ترفندها نام  پویش ملی «به اضافه یک» را یدک می کشد.

به گزارش همشهری پویش ملی «به اضافه یک» تا کنون با مشارکت ۲ میلیونی همراه شده است. بیش از ۵۰۰ هزار نفر اعلام آمادگی کرده‌اند که حاضر هستند حداقل یک نفر از مخالفان شرکت در انتخابات را پای صندوق رای ببرند. این پویش که در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی آغاز شده است، مخالفان و مرددهای شرکت در انتخابات را مخاطب قرار داده و تلاش می‌کند تا با مشارکت کنشگران مردمی، آنها را به حضور در انتخابات دعوت کند.

یکی از ترفندهای دیگر رژیم ولایت فقیه تشویق دختران به شرکت در انتخابات و بالا بردن “عظمت” مجلس هست.

کارشناس مسائل سیاسی، قنادباشی می گوید: بخش زیادی از جوانان ما نسبت به رسانه‌های معاند ناامید شدند. در ایران سه و نیم میلیون رای اولی داریم که اکثریت آن دختران این سرزمین هستند و نقش آنها در انتخابات حائز اهمیت است.

به احتمال زیاد در آستانه انتخابات پلیس فاشیستی “حجاب زنان” کم کار تر می شود تا زنان احساس کنند که سیاستهای ضدزن رژیم در حال تغییر هست.

قنادباشی با اشاره به هک سایت مجلس، گفت: ضربه زدن به اعتبار مجلس و انتقاد از شیوه تایید صلاحیت‌ها و همه اینها واکنشی است در برابر روند درستی که کشور دارد پیش می‌رود. باید همه در انتخابات شرکت کنیم.

یعنی رد اعتبار کردن اصلاح طلبان و دیگر چاکران پیشین نظام “روند درست” هست.

چاکران ولی فقیه اصلاح‌طلب هم هنگام بحران “نظام” به یاری فقیه می شتابند.

مازنی فعال سیاسی اصلاح‌طلب گفت: یکی از خطوط قرمز مخالفت با تحریم انتخابات است و تحریم انتخابات در ذات اصلاح‌طلبی وجود ندارد.




برای امپریالیسم امریکا و بورژوازی صهیونیسم یک فلسطینی بی خطر،  یک فلسطینی مرده است، حتا اگر نوزاد باشد  

منبع: persian.cri.cn

گروه ضد جنگ آمریکایی ویدئویی از گفتگوی اعضای خود با برایان مست (Brian Mast) عضو مجلس نمایندگان آمریکا در مورد وضعیت انسانی در غزه را بارگذاری کرده که در این ویدئو، برایان اظهارات حیرت آوری بیان می‎کند که «نوزادان کشته شده در غزه غیرنظامیان بی گناه فلسطینی نیستند».

با شنیدن سخنان او، این پرسش در ذهن ما ایجاد می شود که: «اگر نوزادان غیرنظامی بی گناه محسوب نمی شوند، پس تعریف غیرنظامیان بی گناه چیست؟»

نماینده جمهوری خواه، مخالف به کار گیری ساده مفهوم «غیرنظامیان بیگناه فلسطینی» مخالف است و می‎گوید: «فکر نمی‌کنم در طول جنگ جهانی دوم  می توانستیم از عبارت «غیر نظامیان بی‌گناه نازی» استفاده کنیم.»

با توجه به استناد به «غیرنظامیان نازی» در این گفتار، برای آمریکایی‌هایی که میدان‌های نبرد اروپایی در جنگ جهانی دوم را تجربه کرده‌اند، به نظر می‌رسد مست در تلاش است آمریکایی‌ها را متقاعد کند که «هیچ غیرنظامی بی‌گناهی در فلسطین وجود ندارد». اما ما می دانیم که استفاده از یک برچسب خاص برای یک ملت، یک ایده کاملاً اشتباه و افراطی است.

حمایت کنگره ایالات متحده از اسرائیل را می توان به وضوح از تمام لایحه های تصویب شده برای کمک به اسرائیل مشاهده کرد حمایت از اسرائیل اساس استراتژی آمریکا در خاورمیانه است، دقیقاً به دلیل طرفداری ایالات متحده و به دلیل عدم تمایل یا ناتوانی آمریکا در مهار اسرائیل است که امروز این فاجعه انسانی در غزه رخ داده و با وضعیت انسانی کنونی در غزه روبرو هستیم.

به گزارش یونیسف 17 هزار کودک در غزه یتیم و یا از خانواده های خود جدا شده اند. هر یک از این کودکان، داستانی دلخراش دارد. اکنون غیرنظامیان غزه به آخرین پناهگاه یعنی گذرگاه رفح رانده شده اند اما اسرائیل هیچ تمایلی برای رحم کردن به آنان ندارد و خود را آماده حمله به این گذرگاه می‌کند.




رفتار غیرانسانی “مهد دموکراسی” جهان با مهاجران

منبع: persian.cri.cn

 تشدید اختلافات حزبی بیش از هر گروهی باعث آسیب دیدن مهاجران در آمریکا شده است! درگیری شدید بین دولت ایالت تگزاس و دولت فدرال ایالات متحده بر سر مسائل مربوط به مهاجرت همچنان ادامه دارد و حتی صحبت از “طلاق ملی” مطرح شده است.

تشدید مساله مهاجرت نه تنها “برگ انجیر” دموکراسی و حقوق بشر آمریکا را کنار زده ، بلکه اختلال حاکمیتی عمیق و ساختاری در جامعه آمریکا را نیز آشکار کرده است.

بر اساس نتیجه نظرسنجی که توسط شبکه سی جی تی ان انجام شده، 86.5 درصد پاسخ‌دهندگان از سراسر جهان بر این باورند که اختلافات دو طرف در مورد مسائل مربوط به مهاجرت بار دیگر شدت گرفته و باعث رویارویی دو حزب و از کار افتادن  کارکردهای سیاسی ایالات متحده شده است.

در نظرسنجی مذکور، 70.2 درصد از پاسخ دهندگان ضمن ابراز نگرانی شدید از رفتار خشونت آمیز و غیرانسانی دولت ایالات متحده در رسیدگی به مسائل مربوط به مهاجرت، معتقد بودند که افسران مجری قانون ایالات متحده به طور جدی حقوق انسانی اساسی مهاجران را نقض کرده اند.

موضوع مهاجرت همواره در کانون مبارزه بین احزاب جمهوری خواه و دموکرات در ایالات متحده بوده است. دو طرف برای اینکه از زیر بار مسئولیت‌های سیاسی خود شانه خالی کنند، عملاً «مهاجران» را به سوی یکدیگر می‌فرستند. در اوایل انتخابات میان دوره ای 2022 ایالات متحده، سیاستمداران جمهوری خواه، از جمله فرماندار تگزاس، با اتوبوس و هواپیما هزاران مهاجر به شهرهایی منتقل کرد که توسط دموکرات ها اداره می شوند. داده های منتشر شده توسط نهادهای گمرک و مرزبانی ایالات متحده نشان می دهد که در سال مالی 2022، تعداد تلفات مهاجران در مرز جنوبی ایالات متحده به 856 نفر رسیده است. تراژدی مهاجرت که در آن سال در تگزاس رخ داد تا به امروز همچنان تکان دهنده است.




ادامه همبستگی مردم جهان با مبارزه خلق فلسطین علیه ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیستی

 در حالیکه رهبران غربی به سخنان بی پشتوانه و بدون عمل در مقابل جنایت ارتش فاشیستی اسراییل بسنده می کنند، مردم جهان دست به عمل می زنند.

در هفته های گذشته تیم بسکتبال زنان ایرلند نمیخواست که با تیم اسراییل بازی کند و پس از آنکه مجبور به بازی شد بازیکنان حاضر به دست دادن به بازیکنان اسراییلی و رد و بدل کردن هدیه نشدند. هنرمندان موسیقی دانمارک از برگزارکنندگان مسابقه موسیقی خواستند که به دلیل نسل کشی ارتش فاشیستی اسراییل در غزه مانع از شرکت گروه موسیقی اسراییل در رقابت موسیقی اروپا شوند. 

خانم «رتنو مرسودی» وزیر خارجه اندونزی، در سومین مجمع وزیران هند و اقیانوسیه اتحادیه اروپا، در مورد فلسطین کاملاً موضع  مخالف کشورهای غرب را بیان کرد. او گفت که اتحادیه اروپا باید عملیات نظامی اسرائیل در غزه را متوقف کند و از لغو کمک مالی به آژانس امدادرسانی و کاریابی سازمان ملل در خاور نزدیک (آنروا) منصرف شود.

پس از مطرح شدن محکومیت یک جانبه اسرائیل علیه “آنروا” مبنی بر درگیر شدن آن با حمله به اسرائیل در 7 اکتبر، کشورهای غربی مانند ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و آلمان بلافاصله از لغو حمایت مالی از این نهاد سازمان ملل خبر دادند.

ایالات متحده و سایر کشورهای غربی، بدون توجه به وضعیت غم انگیز انسانی غزه، قطعنامه‌های شورای امنیت متعهد به دستیابی به آتش بس را به دلایل مختلف وتو کرده و در خصوص به اصطلاح «روش‌های آتش بس» دچار تعلل بی پایان شده‌اند اما زمانی که اسرائیل اتهامی علیه “آنروا” مطرح کرد، کشورهای غربی به همین سادگی، با لغو کمک مالی به آن نهاد، حمایت روشن خود از اسرائیل را ابراز کردند. غرب به صحبت درباره حقوق بشر عادت کرده اما وقتی صحبت از فلسطین و اسرائیل به میان می‌آید، حمایت از اسرائیل به تنها معیار آنها تبدیل می‌شود.




تلاش “پوپولیستی” رژیم برای بالا بردن شرکت مردم در انتخابات

برای رژیم، انتخابات در پیش هم اکنون از مهترین مساله ها هست. رژیم با تمام توان خود تلاش می کند که تا مردم را به آینده امیدوار کند، تا از شرکت آنها در انتخابات برای خود مشروعیت فراهم کند.

برای انگیزه دادن به مردم برای شرکت در انتخابات، رژیم تا بدان جا پیش رفته است که شورای نگهبان واپسگرا پیشنهاد دولت “انقلابی ” در باره ی رد مصوبه متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان را نپذیرفت. پس از اینکه در برنامه هفتم توسعه، مجلس به متناسب سازی حقوق بازنشستگان رأی داد، دولتی‌ها به شدت با این مصوبه مخالفت کردند و با حضور در شورای نگهبان این مصوبه را مشمول اخطار اصل 75 قانون اساسی می‌دانستند و خواستار رد این مصوبه بودند.

علاوه بر این، پس از چند هفته تنش آفرینی و فرستادن موشک به عراق، پاکستان و سوریه، رژیم تلاش می کند که امید مردم به صلح را بالا ببرد.

حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران در جریان سفر به بیروت، پایتخت لبنان، می گوید که ایران و ایالات متحده در طول جنگ بین حماس و اسرائیل با یکدیگر تماس داشته اند. به گزارش خبرگزاری رویترز، وی می گوید در طول جنگ و در هفته های اخیر پیام هایی بین ایران و آمریکا رد و بدل شده است.

او می گوید که ایالات متحده از تهران خواسته است که حزب الله را تشویق کند تا «به طور کامل در جنگ علیه اسرائیل دخالت نکند». وزیر امور خارجه ایران در بیروت با همتای لبنانی خود دیدار و پس از آن در یک کنفرانس مطبوعاتی تاکید کرد که نه ایران و نه لبنان تلاشی برای تشدید مناقشه در خاورمیانه نکرده اند.

به سخن دیگر عبداللهیان می گوید که ما به حرف امریکا گوش داده ایم، حالا نوبت انعام ما هست.




علیرغم شهرت دروغین صلح آمیز، سوئد یکی از بزرگترین صادرکنندگان تجهیزات جنگی است

سوئد با ۱۰ میلیون جمعیت در بین کشورهای صادرکننده اسلحه رتبه ۱۴ام دارد. در سال ۲۰۱۷  صنعت تسلیحات آن ۳.۵   میلیارد یورو گردش مالی داشت که ۶۵  درصد آن از صادرات بود.

در طول جنگ سرد، این کشور می خواست بدون پیوستن به هر دو بلوک، بتواند خود را مسلح کند. سیاست بی طرفی آن به معنای ایجاد یک پایگاه صنعتی مستحکم بود که بر اساس آن طیف قابل توجهی از تجهیزات نظامی را توسعه داد. ساب (Saab)، هواپیماهای جنگنده گریپن (Gripen) را تولید می کند، با گردش مالی نزدیک ۳ میلیارد یورویی در سال ۲۰۱۷، سی و دومین تولیدکننده بزرگ تسلیحات در جهان بود. بر اساس گزارش انجمن صنایع دفاعی و امنیتی سوئد (SOFF)، حدود ۱۰۰  شرکت در صنعت جنگ افزارسازی فعالیت می کنند که بیش از ۳۳۰۰۰  نفر کارمند و کارگر دارند.

امارت و عربستان از بزرگترین مشتریان تجهیزات تسلیحاتی سوئد است. سوئد به کشورهای دیکتاتوری مثل امارات، عربستان سعودی مکزیک، مالزی، سنگاپور، پاکستان، عمان و تایلند اسلحه می فروشد. اولین جنجال بزرگ سوئد بر سر قراردادهای جنگی در رسانه ها در سال ۲۰۱۲ بود که تصمیم مخفی دولت برای ساخت کارخانه موشکی در عربستان سعودی فاش شد.

چرا بورژوازی سوئد می خواهد که کشور عضو ناتو شود؟ زیرا،  در سال ۲۰۲۲، ایالات متحده بزرگترین و آلمان دومین خریدار تسلیحات جنگی از سوئد بودند. با عضویت در ناتو این بازار بزرگتر خواهد شد.

“مدل اسکاندیناوی”،  که حتا برخی از چپ های میهن ما به آن علاقه مند هستند مدلی نیست که به درد نسخه برداری بخورد. هیچ مدل، سیستم یا ساختاری که به استثمار و سلطه دیگر خلقها و صادرات تجهیزات جنگی برای قتل مردم یمن وابسته باشد نمیتواند اخلاقی باشد. ملت های جهان باید به فکر یک ساختارهای اقتصادی و سیاسی سوسیالیستی، انترناسیونالیستی و ضدامپریالیستی باشند.