عضو پارلمان اروپا لتونی اعتراف کرد که مامور بوده است!

در حالیکه دولت ها و ارتش های اروپا پر از جاسوس های مستقیم و غیرمستقیم امریکا هستند، رسانه های غربی که یک دست طرفدار امریکا و ضدروسی هستند، نشانی عوضی می دهند.

هفته گذشته، چندین رسانه، از جمله روزنامه سوئدی Expressen ، یک نماینده پارلمان لتونی به نام  TATJANA ŽDANOKA را  یک مامور مخفی برای سرویس اطلاعاتی روسیه FSB خواندند.

ژدانوکا، متهم شده است که حداقل از سال 2004 تا 2017 به عنوان یک مامور مخفی برای سرویس اطلاعاتی FSB روسیه کار کرده است. او در یک ویدیو در فیس بوک، به صراحت ارتباط خود را با KGB رد کرد.

ژدانوکا ولی در سالن کنفرانس بزرگ پارلمان اروپا در استراسبورگ دیروز گفت که می خواهد به مامور بودن خود اعتراف کند.

ژدانوکا که نوشته خود را از روی کاغذی به زبان انگلیسی می خواند تا اکثر مردم امکان درک پیام را بدون تفسیر داشته باشند،

گلویش را صاف کرد و بعد دستانش را برای اعتراف بالا برد.

او گفت: بله، من یک مامورم.

– من مامور صلح هستم. عاملی برای اروپای بدون فاشیسم. مامور حقوق اقلیت ها و یک عامل برای اروپای متحد از لیسبون تا کوه‌های اورال.

– من می خواهم همین جا و همین حالا عذرخواهی کنم که برای انجام ماموریتم عامل موفقی نبودم.

او معتقد است که اتحادیه اروپا و روسیه باید با یکدیگر، به ویژه برای تضمین صلح در اوکراین همکاری کنند.

قابل توجه است که با اینکه ۳۶ در صد از مردم لتونی روس زبان هستند، پارلمان لتونی در سال 2022 قانونی را به تصویب رساند که «افراد و سازمان‌های سیاسی طرفدار کرملین» را از دستیابی به پست های مهم منع می‌کند. به این ترتیب، ژدانوکا از شرکت در انتخابات تابستان امسال اروپا منع شده است.




برای بالا بردن مشارکت مردم در انتخابات، ولی فقیه “دموکرات انقلابی” سابق و لیبرال دموکرات کنونی را به حضور پذیرفت

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، صبح امروز جمعی از مسئولان کشوری و لشکری و نمایندگان سیاسی کشورهای اسلامی در تهران، به مناسبت سالروز بعثت حضرت محمد(ص) با رهبر انقلاب دیدار کردند. محمود احمدی نژاد بعد از حواشی پیش آمده بخاطر تغییر چهره اش در مراسم تجدیدمیثاق اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام در حرم امام (ره) این بار نیز یکی از سوژه های اصلی عکاسان بود.
برخی از “چپ”ها این پوپولیست را دموکرات انقلابی و نماینده خرده بورژوازی در حاکمیت می خواندند، ولی او در مصاحبه با شماره 73 ماهنامه «اندیشه پویا»، خود را یک لیبرال دموکرات خواند.
احمدی‌نژاد که در مناظره اول انتخابات ریاست جمهوری آبروی رفسنجانی را در صدا و سیمای جمهوری اسلامی برده بود، در این مصاحبه ادعا کرده که از رفسنجانی، دفاع کرده است «چون تخریب او ناجوانمردانه و نامردی بود.»
احمدی‌نژاد با حضور ده‌ها هوادار خود برای نام‌نویسی در انتخابات ریاست جمهوری ایران در وزارت کشور حضور یافت، در سخنانی تهدید کرد که اگر رد صلاحیت شود نه در انتخابات شرکت می‌کند و نه از کسی حمایت می‌نماید.
«تحریم انتخابات» برای جمهوری اسلامی مثل سم در بدن است. بر پایه آخرین برآوردهای رسمی، تعداد شرکت کنندگان زیر ۵۰ درصد و در تهران حتا زیر ۲۰ درصد است. این در حالی است که رژیم «درصد مشارکت» بالا را برابر با «مشروعیت» خود توصیف می کند.

امیری‌فر به خبرگزاری خبرآنلاین گفت: او با این توهم که نظام برای بالابردن مشارکت او را تایید صلاحیت کرده، می خواهد دوباره به انتخابات ورود کند. البته او دیگر دنبال مشایی و بقایی نیست و به دنبال‌ شخصیت‌های جدیدی مثل آقای بیگی، دکتر الهام، شیخ‌الاسلام و سید حسن موسوی است‌.
او همچنین گریزی به دفاعیات اخیر صادق محصولی، دبیر کل جبهه پایداری از احمدی‌نژاد می‌زند و بیان می‌کند که پایداری‌ها به دنبال استفاده از سبد رای او هستند.




امپریالیسم می داند که بدون دخالت مستقیم نیروهای ناتو در اوکراین نمی تواند روسیه را شکست دهد

در مارس/آوریل ۲۰۲۲، اوکراین و روسیه می‌توانستند با شرایطی که هر دو طرف می‌توانستند بپذیرند، صلح کنند. اما غرب خواهان ادامه جنگ بود، زیرا خروج نیروهای روسیه از کیف را به عنوان نشانه ای از ضعف ارتش روسیه تفسیر می کرد و ادامه جنگ را فرصتی برای تضعیف روسیه می دانست، که تحریم های اقتصادی اعمال شده در سال ۲۰۱۴ به وضوح نتوانسته بود.

این یک قضاوت نادرست مرگبار بود. واقعیت نشان می‌دهد که وضعیت اوکراین امروز بسیار ضعیف‌تر از زمان مذاکرات صلح آوریل ۲۰۲۲ است، در حالی که روسیه در همه پارامترها امروز قوی تر است.

روایتی در غرب مطرح شده است که قصد پوتین احیای اتحاد جماهیر شوری است و او اول می خواهد که تمام اوکراین را تحت سلطه خود درآورد و سپس به مناطق دیگری که قبلاً بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بودند، حمله کند. این روایت از بن دروغ است و رویکرد روسیه در مذاکرات استانبول، همانطور که سه عضو اوکراینی هیئت مذاکره کننده هم توصیف کردند، به وضوح نشان می دهد که برای روسیه فقط جلوگیری از عضویت اوکراین در ناتو مهم بوده است. حتا یک شخص ضدروس مانند ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو، در جلسه توجیهی پارلمان اتحادیه اروپا در ۷ سپتامبر ۲۰۲۳ گفت: “او (پوتین) برای جلوگیری از نزدیک شدن بیشتر ناتو به مرزهای خود وارد جنگ شد”.

با این وجود، امپریالیسم سه گانه بر این تصمیم است که روسیه لزوما باید در اوکراین شکست بخورد. مشکل آن ها این است  که تا زمانی که امپریالیست ها خود مستقیم وارد جنگ نشوند، ارتش اوکراین با همه جنگ افزارهای امپریالیستی نمی توان در جنگ پیروز شود.

امپریالیسم امریکا به دروغ می گوید که ادامه جنگ تصمیم خود اوکراین هست، ولی روشن است که اوکراین نمی تواند در مورد چیزی که با منافع ژئوپلیتیکی ایالات متحده در تضاد است تصمیم بگیرد.




حزب توده ایران در آینه تاریخ؛ نبرد برای برابری زن و مرد

اگر مرا بر دار كردند، ترا خوار كردند.

اگر لبخند را از لبانم گرفتند، ترا هرگز لبخند نياموختند.

اگر بال هاى مرا شكستند، ترا هرگز پرنده نخواستند. (از شعرهای زندان طبری)

در کشور عقب مانده ای مانند ایران سالهای ۲۰  فرقه دموکرات آذربایجان نه تنها حق رأی زنان را به رسمیت شناخت بلکه  دستمزد برابر با مردان را نیز تصویب کرد.

زنان مترقی هوادار حزب توده ایران در سال ۱۳۲۱ تشکیلات زنان ایران را سازماندهی کردند. در سال ۱۳۲۵ اتحادیه‌ی زنان زحمتکش که همسو با شورای متحده‌ی مرکزی تشکیل شده بود، به تشکیلات زنان ایران پیوست. این تشکیلات برای آگاه سازی نشریه “بیداری ما” را پایه گزاری کرد و تا کودتای امپریالیستی علیه دولت قانونی و ملی دکتر مصدق به انتشار نشریات مختلف در باره مشکلات زنان پرداخت. تشکیلات زنان تضمین حقوق زنان را در ارتباط با رفع استثمار زنان کارگر و بهبود شرایط زندگی آنان و لغو قوانبن ارتجاعی  می دید.

فعالان تشکیلات شیرزنانی مانند زهرا اسکندری، مهرانگیز اسکندری، شاه زنان علوی، جمیله صدیقی و فروهید کباری بهترین سال‌های عمر خود را در راه دگرگونی شرایط زندگی زنان صرف کردند و علیه فاشیسم و دستگاه ستم طبقاتی مبارزه کردند. 

زمانی که نام رسمی زنان “ضعیفه” بود و نه همسر این زنان دلیر بذری در زمین تازه و شخم نخورده فرهنگ کشور کاشتند که پس از اندکی به درخت تنومندی از زنان آگاه دگردیسی کرد. مبارزه آن ها برای تحقق حقوق زن به مردستیزی کور آلوده نبود. آن ها با مردم‌دوستی و عشق به  محروم‌ترین قشر جامعه زنان و مردان هم طبقه را در یک سنگر علیه هر گونه تبعیض سازماندهی می کردند.

تشکیلات زنان پس از انقلاب هم بر خلاف آنچه که ادعا می شود تا آن جا که جو حاکم اجازه می داد تلاش کرد زنان را علیه قوانین  سنتی  و ارتجاعی زن ستیز متشکل کند. 




سرسپردگی کامل نروژ در برابر امپریالیسم امریکا

ارتش امپریالیسم امریکا هفته گذشته از مقامات نروژی مجوز ایجاد به اصطلاح “مناطق یکپارچه” در ایستگاه هوایی آندویا، ایستگاه هوایی اورلند، ایستگاه هوایی Haakonsvern، ایستگاه هوایی Værnes، ایستگاه هوایی Bardufoss، پادگان Setermoen و همچنین میدان های تیراندازی و آموزشی، تاسیسات Osmarka و تاسیسات سوخت Namsen دریافت کرده است.

این توافقنامه ها به معنای کنار گذاشتن واقعی حاکمیت نروژ و آزادی کامل آمریکا برای استفاده از خاک نروژ به عنوان سکوی پرشی برای عملیات نظامی خود است، بدون اینکه مقامات نروژی چیزی برای گفتن داشته باشند.

سیاست دولت نروژ تسلیم کامل در برابر فشار آمریکاست. در واقع، نروژ اکنون به یک تحت الحمایه تحت امپریالیسم امریکا کاهش یافته است.

در بند 3 ماده یازدهم این توافقنامه آمده است: “نروژ حق بازرسی هواپیماها، کشتی ها و وسایل نقلیه ای که توسط نیروهای آمریکایی استفاده می شود را، بدون رضایت امپریالیسم امریکا ندارد.” البته که آمریکایی ها هرگز چنین “رضایتی” نخواهند داد.

سوال این است، امپریالیسم امریکا چطور سیاستمداران نروژی را مجبور می کند که مسئولیت آنچه را که در خاک نروژ می گذارد را به آمریکایی‌ها واگذار کنند؟ جواب: بورژوازی نروژ می داند که همکاری با امپریالیسم، یعنی حفاظت از منافع خود.

رسانه های نروژی ادعا می کنند که امپریالیسم امریکا برای نگهبانی از نفت سوریه در آن جا حضور دارد. واقعیت این است که آمریکا از اشغال نفت خیزترین مناطق سوریه برای سرقت نفت سوریه استفاده می کند. و نه فقط نفت. امریکا گندم و سایر منابع طبیعی را از مردم قحطی زده می دزدد.

این دستوری است که بورژوازی نروژی به رسانه ها داده است و خبرنگاران هم برای بالا رفتن از نردبان ترقی آن را تکرار می کنند. روزنامه نگاران نروژی می دانند که تبلیغات جنگ و طرفداری از سیاست های خارجی امریکا یک مسیر شغلی امن است.




خانم بهاره هدایت عزیز! “چپ” و مارکسیسم هم “درون جهان معرفتی غرب پدیدار شده اند”!

هنگامی‌که خانم هدایت از «جهان معرفتی غرب» ایشان می‌گوید که «ما وقتی از «آزادی» حرف می‌زنیم، داریم از یک برساخت تمدنی حرف می‌زنیم که درون جهان معرفتی غرب پدیدار شده است.» این سخن ایشان درست، ولی اگر «جهان معرفتی غرب» خوب است، چرا چیزی در باره‌ی سوسیالیسم پنداری و علمی که برای نبرد علیه شکاف طبقاتی و برپایی عدالت اجتماعی که در «درون جهان معرفتی غرب پدیدار شده اند» نمی گوید؟

خانم هدایت نمی‌داند که هم‌اکنون در غرب ، تنها «چپ»ها هوادار آزادی توده‌ها هستند. آن‌چه به آزادی شهروندان در غرب بر می‌گردد، نیروهای راست پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا کنون هزاران لایحه و قانون از مجلس‌های خود برای بازرسی مردم گذرانده‌اند. دستگاه‌های جاسوسی که در دست نیروهای راست در این کشورها هست، به سازمان‌های جاسوسی امپریالیسم امریکا اجازه داده‌اند که داده‌های فراوان در باره‌ی رفت و آمدها، نامه‌رسانی‌های شهروندان آن‌ها گردآوری کنند. در همه‌ی این کشورها این ”چپ”های «ضدآزادی» بودند که به این لایحه‌ها رأی ندادند.

ایشان چون ریشه آزادی در غرب را از درخت «لیبرال» می‌بیند، تنها همین‌بخش از فرهنگ غرب را می‌شناسد. ایشان چیزی از نبرد ”چپ”های غربی برای دست‌یابی کارگران به حقوق دموکراتیک، عدالت اجتماعی، علیه نژادپرستی نمی‌نویسد.

خانم هدایت بی‌آن‌که به‌دنبال یافتن دلیل‌های انقلاب میلیونی و مردمی بهمن باشد، آن‌را سیاه‌ترین روی‌داد تاریخ ما می‌داند. ایشان گرسنگی توده‌های میلیونی، نبود آزادی‌ها و حقوق دموکراتیک، نبود سندیکاهای کارگری، دستگیری، شکنجه و کشتار آزادی‌خواهان از سوی ساواک، دستگاه دیوان‌سالاری بسیار آلوده، وابستگی بورژوازی کمپرادور، الیگارشی خانواده پهلوی را از یاد می‌برد و دلیل خشم توده‌های میلیونی را «غرب‌ستیزی» می‌داند.

ایشان نمی‌داند که «زندگی معمولی» طبقاتی هست. «زندگی معمولی» طبقه کارگر با طبقه بورژوازی انگلی یک‌سان نیست.

«زندگی معمولی» برای ایشان همان دموکراسی بورژوازی و پاس‌بانی قانون از مالکیت خصوصی ابزار تولید هست. ایدولوژی لیبرالی می‌خواهد بورژوازی انگلی کراوات‌دار را، جانشین بورژوازی انگلی ریش‌دار کند!




”من گرایی” نئولیبرالیسم دشمن جامعه انسانی

در دسته بندی جهان بینی ها می توان گفت که تنها دو جهان بینی کلان با زیرگروه های بیشماری روبروی هم ایستاده اند. جهان بینی “من گرایی” که جهان بینی بورژوزی است و جهان بینی “جمع گرایی” که جهان بینی پرولتاریا است.
تاریخ انسان، انسانی پرورش داده بود که در آن کشش به سوی جمع و همکاری با یکدیگر در مغز او نهادینه شده بود. ماهنامه Physiology & Behaviour به بررسی پژوهشی پرداخت که در آن نشان داده می شود که حتا میمون ها هم درد تن را می پذیرند تا تنها و به دور از جمع نباشند.
زیرساخت اقتصادی- اجتماعی که نئولیبرالیسم ساخته است کمک کننده روند “من گرایی” بوده است.
ولی گویا این گونه است که گرگ نئولیبرالیسم در چند دهه به آروزی خود در باره ی درهم دریدن این خوی والای انسانی رسیده است و ویژگی همگرایی را پاره پاره کرده است.
با این که بهزیستی ما با زندگی دیگران پیوند گسست ناپذیر دارد، ولی نئولیبرالیسم با همه ی گردان های فرهنگی خود به پرورش و آموزش خوی ها و ویژگی هایی در انسان ها پرداخته است که انسان هم نوعان خود را گرگ خود می داند.
جهان بینی بورژوازی و دانشمندان آن به آن اندازه نابخرد نیستند که ویژگی اجتماعی انسان را نپذیرند. ولی به زبان شعارانه رفیق طبری بر این باور هستند که هر کسی خود را خوشبخت کند تا جامعه خوشبخت شود. یک زبانزد اروپایی می گوید، هر کسی آهنگر خوشبختی خود است.
مارکسیسم جامعه را گروهی از مردم می داند كه در یک سرزمین یگانه و با منافع کلان کمابیش هم گون، با هم همکاری می کنند و برای خوشبختی هم با هم پیوند و وابستگی دارند. ولی در این جامعه، تضاد طبقاتی وجود دارد که برایند آن دیدگاه های گوناگونی در باره ی مالکیت ابزار تولید است.




سرمایه داری شکست خورده است؛ یا سوسیالیسم و یا بربریت

جهان به شدت نابرابر است، ثروت زیاد با فقر شدید همراه هست.

به گفته طبری “اگر شما در آتش وجدان بشری می‌سوزيد، اگر اين آتش در قلب شما فروغی دارد، آنگاه نخواهيد توانست. وجدان شما، شما را در عين خوشبختیِ به اصطلاح خوشبختی‌تان بدبخت می‌کند. از درون بدبخت می‌کند. بايد لاقيد از کوه‌های فقر بگذريد، لاقيد از زندان‌های شکنجه، لاقيد از مجالس چاپلوسی و دروغ، از سنگرهای خون‌آلود، از دشت‌های جذاميان و مطرودها؛ بايد پای‌های مزيّن مغزهای پوک را ببوسيد.”

10 درصد از ثروتمندان جهان بیش از 50 درصد از کل درآمد را به دست می آورند.

50 درصد فقیر جمعیت جهان تنها 8 درصد از کل درآمد را دارند.

50 درصد مردم فقیر، تنها 2 درصد از ثروت جهان را در اختیار دارند.

1 درصد ثروتمندترین افراد، 63 درصد از کل ثروت جدید را به دست آورده اند.

ثروتمندترین 1٪ دو برابر بیشتر از 50٪ فقیر  ثروتمند دارند.

از هر دلار مالیات، تنها چهار سنت از مالیات بر ثروت به دست می آید.

نزدیک به  2 میلیارد کارگر در کشورهایی زندگی می کنند که تورم از افزایش دستمزدها پیشی گرفته است.

19.5 درصد از کودکان جهان (387 میلیون) در فقر شدید زندگی می کنند.

احتمال مرگ کودکان زیر پنج ساله در کشورهای جنوب صحرای آفریقا 10 برابر بیشتر از کودکان کشورهای پردرآمد است.

کشورهای جنوب صحرای آفریقا با 86.6 میلیون کودک بیشترین تعداد کودکان کار را دارند.

در 40 کشور ثروتمند جهان، از هر 5 کودک بیش از 1 کودک در فقر زندگی می کند.

57 درصد از پناهندگان امروز از سه کشور سوریه، افغانستان و سودان جنوبی هستند.

99 درصد از کل مرگ و میر مادران پس از زایمان در کشورهای در حال توسعه رخ می دهد.

میانگین امید به زندگی در جمهوری آفریقای مرکزی کمتر از 55 سال در مقایسه با 85 سال در ژاپن است.