احسان طبری از زبان آذر طبری؛ چنگالِ دَدان نداشتم. مِنقارِ کرکسان نداشتم. با نیشِ کینه نبودم. با خارایی در سینه نبودم. از ناوَرد، گریختن نخواستم. با نامَرد، آمیختن نجُستم. بَندِ حقیقت پایْ گیرم شد. صُورِ سرنوشت آژیرم شد

من لااقل به سبب چهل سال زندگانی روزان و شبان با احسان طبری می‌توانم با همه ایمان و صداقت خود به سربلندی سوگند یاد كنم كه او جز عشق پُرایثارش به دفاع از والاترین فضایل انسانی و نبرد بی‌امان و خستگی‌ناپذیرش با ستم‌گری و دیوخویی انسان‌نمایان هدفی نداشته ‌است و جز در راه حق و حقیقت گامی ‌نپوئیده ‌است، كه دل بزرگش همواره به‌خاطر مظلومان جهان تپیده‌ وبزرگ‌ترین درد زندگانی‌اش، كه قلب دردمندش را در تمام اوقات حیاتش رنجه می‌داشت، درد دوری از وطن بود و زیباترین عشق او شوق بی‌پایانش به آزادی و استقلال و حیثیت ایران و ایرانی بود وهمه توان خود را، از قلم و قدم و كلام، جز در این راه صرف نكرده‌است.

بر این ادعا چه گواهی زنده‌تر از كارنامه آثار و نوشته‌های او و چه شاهدی گویاتر از همه كسانی كه از دشمن و دوست او رادیده و شناخته‌اند. آری، سابقه مبارزه و پیكار او با اهریمن و اهریمنان به زمان ‌های بسی دور برمی‌گردد، به روزگاری كه حتی بسیاری از انقلابیون و انقلابی‌نمایان امروز شاید كودكان چشم و گوش وزبان بسته‌ای بیش نبودند.

من ایمان دارم كه قضاوت تاریخ سرانجام او را به مقام در خورش خواهد رسانید و آنچه را كه در طول زندگی پُربار و افتخارش از او دریغ كردند، نسل‌های آینده ایران سپاس مندانه به او تقدیم خواهند كرد. آفتاب حقیقت هرگز برای همیشه زیر ابر دروغ و تهمت پنهان نمی‌ماند. شوهر من نیز با همین امید و اعتقاد بود كه همه سرمایه ‌عمر و علمش را در طبق اخلاص نهاد و تقدیم خیر و صلاح انسان كرد. امروز ممكن است كه باجعل و دروغ جمع بی‌خبری را فریفت و بی‌گناهی را در اذهان جامعه گناهكار نمایاند. آن روز كه آفتاب حقیقت بر جان جهان تابنده شود، این خفاشان كوردل خود را در چه سردابه‌هایی پنهان خواهند كرد؟




ایستادگی طبقه کارگر در برابر اقتصاد سرمایه داری- نئولیبرالیستی جمهوری اسلامی

قانون کار برایند نبرد طبقاتی سال های بیست و زیر رهبری حزب طبقه کارگر نوشته شده بود. ولی بورژوازی انگلی آرام آرام سرشت پیش رو این قانون را تهی کرد، تا دوزخی برای کارگران بسازد. آقای روحانی رییس جمهور پیشین قانون کار را بزرگ ترین جلوگیر پیشرفت کشور خواند و همه ی لایه های بورژوازی انگلی به بهانه ی کمونیستی بودن آن شرایط کاری کارگران را هر سال بدتر کردند، تا راه سودآوری ددمنشانه سرمایه داران را هموار سازند.
چگونه کارگران برای حق خود بدون داشتن سندیکاهای مستقل و آزاد نبرد کنند؟ پای کارگران را بستند و سگ های بورژوازی هار را رها کردند.
طبقه کارگر تنها طبقه ای است که با دل جان علیه اقتصاد سرمایه داری- نئولیبرالیستی می رزمد. باز هم طبقه کارگر تنها طبقه ای است که فریاد پشتیبانی خود را از نبرد خلق فلسطین علیه بورژوازی صهیونیسم و امپریالیسم پشتیبان آن به گوش جهانیان رسانده است.
کارگران هر چند پراکنده و بدون سازمان دهی سراسری،در برابر اقتصاد نئولیبرالیستی به ایستادگی می پردازند.
کارکنان شرکت نفت فلات‌قاره در سکوی ابوذر، کارگران ارکان ثالث در پالایشگاه نفت آبادان، کارکنان شرکت بهره‌برداری نفت و گاز آغاجاری، کارکنان موقت وزارت نفت در اهواز، کارگران شاغل و بازنشسته شرکت مناطق نفت‌خیز جنوب در اهواز، کارگران شرکت پایانه‌ها و مخازن پتروشیمی بندر ماهشهر، کارگران روزمزد واحد خدمات پتروشیمی جم در عسلویه در استان بوشهر، کارگران پتروشیمی آبادان، کارگران و پرسنل شرکت نفت «منطقه‌ی سیری»، کارکنان شرکت بهره‌برداری نفت و گاز آغاجاری، کارگران شرکت آرمه‌نو پتروشیمی چابهار، کارکنان رسمی وزارت نفت در منطقه ویژه اقتصادی بندر ماهشهر، کارکنان شرکت مناطق نفت‌خیز جنوب در اهواز، کارگران پروژه‌ای شرکت استیم در پتروشیمی اسلام آباد غرب، کارکنان شرکت نفت فلات قاره، کارکنان نفت در پایانه‌‌های نفتی خارک و ایلام، به شیوه های گوناگون به نمایش ناخوشنودی خود از سیاست های ضد کارگری رژیم پرداختند.




سخنان نغز

دکتر امیر حسین آریان پور

انسان که در میان نمودهاي واقعیت عینی به سر می برد، براي زنده ماندن، از دگرگون کردن نمودهاي واقعیت عینی ناگزیر است. از این رو به فعالیت هاي گوناگون می پردازد. فعالیتی ثمربخش است که با نظام واقعیت عینی سازگار باشد، و چنین فعالیتی بدون شناخت قانون هاي واقعیت عینی تحقق نمی پذیرد.

شناخت، نتیجه اندیشیدن است. اندیشیدن فعلی است انسانی. فاعل آن، انسان و موضوع آن، واقعیت است. چنان که روانشناسی نشان می دهد، بر اثر اندیشیدن، ویژگی هاي نمودهاي عینی در مرکز اورگانیسم انسانی یعنی دستگاه پی منعکس می شوند و به میانجی آن دستگاه، در همه فعالیت هاي انسانی تاثیر می گذارند. بنابراین باید اندیشیدن را فعالیتی دانست که با سایر فعالیت هاي انسانی ملازمت دارد و در همه آنها انعکاس می یابد.

می توان در هر یک از نمودهاي واقعیت، چه عینی و چه ذهنی، چه طبیعی و چه مصنوعی، صورت و محتوایی یافت. اگر بخواهیم از این دو مفهوم که در فلسفه و علم هاي متعدد به کار می آیند؛ تعریف هایی نسبتاً عام به دست دهیم؛ باید چنین بگوییم: صورت یا برونه، مجموع ویژگی هاي نسبتاً ایستا و آشکار یک نمود است که به عنوان نمایشگر آن نمود، مستقیماً تظاهر می کند. محتوا یا درونه مجموع ویژگی هاي نسبتا پویا و ناآشکار یک نمود است که به میانجی صورت، به طور نامستقیم تظاهر می کند. صورت نماینده ثبات نسبی، و مایه هویت نمود است و از این رو آن را از نمودهاي دیگر منفصل و تفکیک می کند. محتوا نماینده تغییر نسبی و مایه تحویل هویت نمود است و از این رو آن را به نمودهاي دیگر متصل و تبدیل می کند.

انسان در ضمن فعالیت، به حکم واقعیت، معمولاً در مرحله اول به صورت هاي نمودها و در مرحله دوم به محتواهاي آنها می اندیشد.




حزب توده ایران در آینه تاریخ؛ راه رشد غیرسرمایه داری

پس از انقلاب حزب توده ایران تلاش کرد که سمت گیری اقتصادی کشور را از سرمایه داری به دور کند. بخش بزرگی از اصل های اقتصادی قانون اساسی پس از انقلاب از دیدگاه های حزب توده ایران الهام گرفته شده بود.

پلنوم هفدهم حزب خواهان یک خط اقتصادی غیر سرمایه داری بود و هشدار می دهد که دست یابی به استقلال اقتصادی بدون یک بخش دولتی و بخش تعاونی گسترده شدنی نیست.

«تنها سمت گیری در راه رشد غیر سرمایه داری، یعنی پایه ریزی اقتصاد مردمی، اقتصادی که هدفش برقراری عدالت اجتماعی، پایان بخشیدن به سلطه غارتگرانه بزرگ مالکان و کلان سرمایه داران و کارگزارانشان از یک سو و گسترش و پیشرفت همه جانبه ی اقتصاد کشور در جهت رسیدن به حداکثر خودکفایی و تامین رفاه اجتماعی از سوی دیگر است، میتواند تیره بختی های حاکم در جامعه کنونی مارا ریشه کن سازد».

«تنها با گسترش بخش دولتی و بخش تعاونی ممکن است اقتصاد را طبق برنامه رهبری کرد، چیزی که بدون آن تامین استقلال اقتصادی غیر قابل دسترسی خواهد بود».

آیا هم اکنون حتا در درون دستگاه فرمانروایی جمهوری اسلامی کسی هست که سخن از سمت گیری غیر سرمایه داری اقتصاد جمهوری اسلامی بگوید؟ 

«حزب توده ایران بر آن است که شکوفایی اقتصاد کشور و تامین عدالت اجتماعی تنها از راه رشد بدون وقفه بخش های دولتی و تعاونی در اقتصاد و محدود کردن بخش خصوصی به فعالیت در رشته های کمکی با سرمایه گذاری متوسط و کوچک تحت کنترل همه جانبه دولت امکان پذیر است». (پلنوم هفدهم)

روند روزگار ولی نشان داده است که جمهوری اسلامی از آغاز نخستین دولت رفسنجانی تا کنون چهار نعل به سوی خصوصی سازی دوانده است. این نگرانی حزب نه تنها درست بود بل که قانون مندی این سخنان نیز در روند اقتصاد نئولیبرالیستی جمهوری اسلامی به روشنی دیده شده است.




سرنگونی با دست های توانای توده ها نه با کمک امپریالیسم

انقلاب ملی- دموکراتیک بزرگی که جهان را لرزاند و می توانست پایه های
یک زندگی انسانی را برای مردم ما بسازد، نه تنها به هدف های خود نرسید، بل که
بورژوازی انگلی فرمان روا، دست آوردهای به دست آمده را از میان برداشت
.

کارگران و دیگر رنج بران که انقلاب کنندگان راستین بودند، نه تنها در
دستگاه فرمان روایی جمهوری اسلامی راه نیافتند، بل که بورژوازی انگلی با در پیش
گرفتن سیاست های اقتصادی نئولیبرالیستی و ضد کارگری، بسیاری از دست اوردهای انقلاب
و حتا دست آوردهای پیش از انقلاب را نابود کرده‌است و به سرکوب طبقه کارگر می
پردازد.

دستگاه فرمان روایی بسیار آلوده جمهوری اسلامی نه توان و نه خواست
برپایی زندگی بهتر برای توده های میهن ما را دارد.
همان گونه که نشان داده ایم، سیاست رژیم بر پایه سرکوب سنگ دلانه در
درون کشور، گنده گویی در باره ی امریکا در خاورمیانه و آشتی و سازش پنهانی با
امپریالیسم سوار است.

نیروهای سیاسی راست درون و برون کشور با سیاست اقتصادی سرمایه داری و نئولیبرالیستی
حاکمیت جمهوری اسلامی ناسازگاری ندارند و در برابر یورش ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم
به خلق فلسطین یا خاموش مانده اند و یا با امپریالیسم و بورژوازی صهیونیسم هم کاری
می کنند. نیروهای راست هوادار امپریالیسم در این آشفته بازار با سودجویی از بی زاری
مردم ما از رژیم جمهوری اسلامی، شب روز در کار “خستگی ناپذیر” انگیز دادن
به امریکا و اسراییل برای یورش به ایران هستند.

نیروهای راست درون و برون کشور، برای این که خود خواهان نظام سرمایه
داری و چاکری امپریالیسم هستند، توان رهبری خیزش های مردمی برای برپایی عدالت
اجتماعی، آزادی و یک اقتصاد مستقل را ندارند. این وظیفه بزرگ بر دوش نیروهای
“چپ” سوسیالیستی هست که تنها با هم اندیشی، هم یاری، هم کاری و هم گامی
در راه نبرد شدنی است
.




حزب توده ایران در آینه تاریخ؛ مبارزه علیه بورژوازی تجاری

یکی از شرایطی که حزب توده ایران برای پیروزی انقلاب ملی- دموکراتیک مهم می دانست، کوتاه کردن دست بورژوازی تجاری از رهبری اقتصادی و سیاسی جامعه بوده است.
زمانی که حزب توده ایران با وجود همه ی فشارها هنوز روزنامه و فعالیت داشت، بخش بزرگی از وقت خود را برای فشار آوردن به رهبران جمهوری اسلامی برای اجرای اصل قانون اساسی ملی کردن بازرگانی خارجی به کار برد. ولی سرانجام به قول رفیق عمویی آقای خمینی آشکارا به حمایت از بورژوازی تجاری پرداخت.
عمویی می گوید:
وجود همین «هیئت مؤتلفه» که بسیار نزدیک به آقای خمینی بود یک مقدار هشدار بود! ما فکر میکردیم که بیشتر مؤتلفه است که دارد از توان آقای خمینی استفاده می کند.
در این باره می توان به رسانه های حزبی در گذشته نگاهی انداخت. پلنوم هفدهم حزب این چنین می نویسد: « هم اکنون عملکرد سرمایه داری تجاری و تا حد معینی سرمایه داری وابسته به زمین و مسکن این خطر را در مقابل چشم همه مردم قرارداده و ضرورت مبارزه همه جانبه برای ریشه کن کردن این تسلط غارتگرانه و محدود کردن فعالیت سرمایه در این زمینه ها را از طرف وسیع ترین اقشار جامعه ایران مطرح کرده است.»
« با کمال تأسف دولت جمهوری اسلامی تاکنون بیشتر به نصیحت و موعظه پرداخته است و فکر می کند از اینرو میتوان دزدان زالو صفت را تغییر ماهیت داد.»
حزب توده ایران چهل و دو سال پیش بورژوازی تجاری را “دزدان زالو صفت” می خواند. برخی از دوستان با اینکه می گویند که نقش بورژوازی تجاری در حاکمیت جمهوری اسلامی بسیار عمیق است، هنوز با “نصیحت و موعظه” می خواهند دولت های جمهوری اسلامی را به راه “راست” هدایت کنند. همان گونه که پلنوم هفدم به درستی می گوید امید داشتن به این گونه دگردیسی درست نیست.




نهادینه شدن فساد در حاکمیت جمهوری اسلامی به رهبری بوژوازی انگلی

پس از انقلاب حزب توده ایران برای جلوگیری از رشد فساد، همراه با دولتی کردن اقتصاد و همگانی کردن مالکیت، خواهان شفاف سازی و نظارت دموکراتیک بر کارکرد نهادهای دولتی بود.

حزب توده ایران باور داشت که با پیاده کردن اصل ۲۶ که به حقوق دموکراتیک و شرکت توده ها در سرپرستی جامعه می پردازد، می توان اقتصاد دولتی را بر پایه اصل ۴۴ قانون اساسی به سود توده ها رهبری کرد.

لایه های گوناگون بورژوازی انگلی در حاکمیت جمهوری اسلامی نشان داده اند که برای بده بستان میان جناحی خود به یک مدار بسته و غیر شفاف نیاز دارند تا با فراغت به دزدی از سرمایه مردم بپردازند.

نخستین فساد بزرگ از سوی زنجانی انجام شد که نزدیک به سه میلیارد دلار را به جیب زد. هیچ کس نمی داند  که او دقیقا چه میزان از پول‌هایی که از بابت فروش نفت در دوران تحریم دراختیار داشته را به خزانه دولت داد. با افشای فساد چای دبش نزدیک به چهار میلیارد دلار، بابک زنجانی به مقام دوم سقوط کرد.

به گزارش همشهری آنلاین: یک آقازاده سارق فرش‌های ارزشمند کاخ سعدآباد است. کاخ سعدآباد در اختیار نهاد ریاست‌جمهوری است و برای استقبال از مهمانان خارجی استفاده می شود. ارزش ۴۸ تخته فرش سرقت شده قابل قیمت گذاری نیست. محمد دهقان معاون حقوقی رئیس جمهوری تعداد متهمان پرونده سعدآباد را ۹ نفر عنوان کرد و به تشکیل پرونده قضایی تحت عنوان «اختلاس، خیانت در امانت، سرقت و تصرف غیرقانونی در اموال دولتی» اشاره کرد و گفت: یکی از اعضای ارشد دولت قبل و فرزند وی از متهمان اصلی مفقود شدن فرش‌های سعدآباد هستند. مظنون اصلی این پرونده شرایط خاصی دارد و اکنون پرونده اش به دادگاه ویژه روحانیت ارسال شده است.

نیاز به یادآوری است که دادگاه ویژه روحانیت تنها برای روحانیان برگزار می شود.




سخنان نغز

احسان طبری

دیالکتیک سیر خودبه خودی و سیر آگاهانه
قوائی که در جامعه به غلبه نو کمک می کند بر دو قسمند:

  1. قوای آگاه اجتماعی، عوامل ذهنی نهضت های انقلابی، و جهان بینی انقلابی آن؛
  2. قوای خودبه خودی اجتماعی، رشد قوای مولده، تراکم تضادهای حل نشدنی درنظام کهن، تجربه تدریجی مردم.

عامل آگاه رشد مبارزه نو را علیه کهن تسریع می کند، عامل خودبه خودی زمینه را برای غلبه نو بر کهن آماده می کند و بدان نضج می بخشد. تناسب بین «تسریع» و «نضج»، بین «آگاهانه» و«خودبه خودی» از اهم مسائل در پراتیک انقلابی است. عامل آگاه فقط تا حد معینی می تواند راه «خودبه خودی» را کوتاه کند نه بیش، ولی عامل آگاه حتماً باید راه را به حد اعلی کوتاه کند – این روح انقلابی، تاکتیک نبرد آگاهانه است.
تکیه فقط به سیر خودبه خودی، به پروسه نضج تدریجی، اپورتونیسم، رفورمیسم، تاکتیک پروسه، کرنش در مقابل خودبه خودی است. تکیهٔ فقط و یک جانبه بر روی عامل آگاه، بر روی تسریع آگاهانه، بر روی عامل ذهنی، حادثه جویی، بلانکیسم، اوانگاردیسم، پیش دویدن و اوانتوریسم سیاسی است.
تمام اهمیت در درک تناسب صحیح این زوج متضاد و یافتن عمده در میان آن زوج است. باید دید خود جامعه، خود محیط چه خواستهایی را مطرح می کند و جامعه را تنها از طریق مجرا و مسیر مشخص خود او به طرف هدف های آگاهانه سیرداد.
به گفته لنین:
«ما زمانی می توانیم اداره کنیم که آنچه را که مردم درک می کنند به درستی بیان داریم.»
باید عنصر تجریدی یعنی اصول تئوریک را با عنصر مشخص یعنی خواستها و نبردهای مردم در هم آمیخت. خواست، روح، آمادگی مردم معیار و میزانی برای اجراء شعارهای انقلابی است: نه دنباله روی نه جلو دویدن.