اسکاندیناوی کبوتر صلح نیست بلکه شریک شاهین های جنگی امپریالیسم است

سوئد با نروژ ، فنلاند در جنگ بود و با دانمارک ۱۱  بار جنگ داشت که هفت بار پیروز شد، ولی در ۲۰۰ سال در جنگ ها “بی طرف” بوده است و سوئدی ها فراموش کرده اند که جنگ چه پدیده ای است. با این همه صنعت نظامی سوئد در تمام سالهای تولید خود در خدمت امپریالیسم امریکا بوده است. بخش مهندسی دیجیتالی سوئد و فنلاند شرکت هایی مانند (Ericsson) ، (Telia) و (Nokia ) سال ها است که در برنامه های کوچک و بزرگ جنگی امریکا هم کاری کرده اند و هم چنان می کنند.

الان هم  بازار بزرگی در اوکرایین دارد که با پول مالیات دهندگان سوئدی فراهم می شود.

 سوئد هیچ وقت مورد تجاوز شوروی و یا روسیه فعلی قرار نگرفت، با این همه بورژوازی آن برای نشان دادن سرسپردگی کامل  خود به امپریالیسم می خواهد عضو ناتو شود. سرسپردگان امپریالیسم در سوئد بر سر مردم خود کلاه گذاشته اند و حتا بر خلاف قانون اساسی سوئد پیوستن به ناتو را به همه پرسی نگذاشته اند. بورژوازی با دروغ می گوید که ناتو  یک پیمان دفاعی است، و چیزی در مورد تجاوز ناتو به  یوگسلاوی، لیبی و افغانستان نمی گوید.

نروژ عضو ناتو سرسپردگی به امپریالیسم را بیشتر هم کرده و در ژوئن ۲۰۲۲ پارلمان نروژ پذیرفت که آمریکا کنترل چهار منطقه پایه در شمال نروژ را برای نمونه پایگاه دریایی (Ramsund) و پایگاه هوایی (Evenes) را در دست خود بگیرد. دولت دانمارک هم می خواهد برای نخستین بار پایگاه جنگی آمریکایی در دانمارک داشته باشد. دانمارک خود در کشورهای بالتیک، در نزدیکی مرز روسیه و در لهستان سرباز دارد. دانمارک در سال های آینده میلیاردها دلار جنگ افزار از آمریکا خریداری خواهد کرد. در سال های آینده، آمریکا پنج میلیارد دلار در پای گاه جنگی (Thule) خود در گرینلند دانمارک سرمایه گذاری خواهد کرد.




سوسیال دموکراسی نمی تواند نظام سرمایه داری را از فروپاشی نجات دهد

طرفداران بورژوازی از هر بهانه ای برای نشان دادن مزایای سرمایه داری استفاده می کنند.

راست های میهن ما از سرمایه داری “خوب” در کشورهای اسکاندیناوی و از سرمایه داری دولتی در ژاپن و کره جنوبی می گویند.

نظارت سرمایه داری که سوسیال دموکراسی انجام داده است، نه تنها به دموکراتیزه کردن جامعه کم نکرد بلکه امروز بخش بزرگی از مردم تنگ دست تر شده اند. در چهل سال گذشته همه ی سوسیال دموکراتهای اسکاندیناوی با اجرای نئولیبرالیسم  پیده کردند که به موجب آن بیمارستانها، آموزشگاه های خصوصی در این کشورها مانند قارچ رشد کرده اند. حقوق بیکاری در هر سال کاهش یافته است. این درست است که بورژوازی در کشورهای اسکاندیناوی به آن اندازه بورژوازی آمریکا و کشورهای “جهان سوم” ددمنش نشد، ولی سرمایه داری در این کشورها هیچ گاه خصلت بهره کشی خود را از دست نداد. جنبش های تعاونی در این کشورها که زمانی قوی بودند، هم اکنون در مکانیزم بازار حل شده اند. در این کشورها سالهاست که روندی اجرای کاپیتالیسم ددمنش در حال اجرا است.

رشد اقتصادی ژاپن و کره جنوبی طبقه کارگر را بدبخت کرد.آن ها از بالا بودن تولید ناخالص ملی در این کشورها می گویند، بی آن که از رنج کارگرانی که در این تولید پیر و فرسوده شده اند بگویند. این درست است که توان مصرفی طبقه کارگر در این کشورها بیشتر شده است، ولی همزمان شکاف طبقاتی نیز بیشتر شده است؛ سن بازنشستگی بالا رفته است و حقوق اجتماعی هنگام بی کاری پایین آمده است. ۷۰ ساعت کار هفتگی، بازنشستگی پس از ۷۰ سالگی بخشی از این بهره کشی است. کارگران ژاپنی از شدت کار خوکشی می کنند. معلمان و کارکنان مترو از شدت کار در کره جنوبی ایست قلبی می گیرند. مردم پاکدامن و فقیر زمستانها دزدی می کنند تا در زندان گرم شوند.




حاکمیت ضدکارگری جمهوری اسلامی

حاکمیت پس از انقلاب جمهوری اسلامی زیر فشار شدید حزب توده ی ایران وزیر کار وقت، آقای توکلی را مجبور به استعفا کرد. او می خواست که یک قانون کارفرما را به جای قانون کار قالب کند. بعد از آن زیر فشار کارگران قانون کار نه چندان بدی در سال ۶۹ تصویب شد ولی هیچ وقت با جان و دل اجرا نشد. برای مثال، آقای روحانی بارها گفت که بزرگترین مشکل برای رشد اقتصاد قانون کار است!!!

بورژوازی انگلی با اقتصاد نئولیبرالیستی خود همین قانون کار نیم بند را از محتوای خود تهی کرد. دستمزدها و حقوق بازنشستگی حتا هماهنگ با تورم هم رشد نمی کنند و جمهوری سلامی سن بازنشستگی را نیز افزایش داده است. دولت های نئولیبرال جمهوری اسلامی به کارفرماها اجازه دادند که سهم پرداخت بازنشستگی خود را ندهند و اغلب صندوق های بازنشستگی هم ورشکست شدند.

برای همین، جنبش اعتراضی بازنشستگان، بخش مهم و مترقی جنبش کارگری است.

علاوه بر این، دولتهای جمهوری اسلامی که همگی نمایندگان سیاسی بورژوازی انگلی هستند، برای تامین بودجه خود می خواهند از کارکنان فقیر دولتی مالیات بگیرند. این رژیم انقدر بی شرم است که دست به هر کاری برای زنده ماندن می زند. چند وقت  پیش رییس مجلس، آقای قالیباف گفت که اگر یک خانواده دو تا کارکن داشته باشد، هفتاد درصد حقوق برای تامین مسکن مصرف می شود. چطور می توان از این تنگدستان مالیات گرفت و هم زمان سرمایه داران انگلی را رانت دولتی داد؟  

همانطور که دیده می شود، طرد ولی فقیه لازم است، ولی کافی نیست. باید با اقتصاد نئولیبرالیستی و بورژوازی انگلی هم نبرد کرد.




پیوند جنبش کارگری با جنبش زنان جلوی ضدحمله رژیم به دستاوردهای زنان را می تواند بگیرد

 رژیم از اجبار برخی از آزادیهای زنان را برای حجاب تحمل می کند. زنان دلیر با فشار خود به مبارزه علیه نگرش ارتجاعی به زنان ادامه می دهند. رژیم ولی آماده انتقام است و برنامه های گونگونی برای انجام این کار دارد.

یکی از این ترفندها حضور مرتجعین به نام حجاب بان ها در مراکز عمومی برای ایجاد ترس و وحشت است. علاوه بر آن  توقیف اتوموبیل ها، اخراج کارمندان دولتی از ترفندهای دیگر هستند.

زنان “بد حجاب” در حضور وزیر کشور و رییس جمهور نشانی از این بی باکی زنان است که بی اعتنا به نهادهای امنیتی و به مبارزه ادامه می دهند.

اگر (وقتی که) لایحه “حجاب و عفاف” به تصویب برسد، سرکوب زنان چندین برابر می شود و انتقام شدیدی از مردم برای عقب نشینی از دستاوردهای کوچک ولی مهم گرفته خواهد شد.

اگر چپ موفق شود که جنبش کارگری را به جنبش آزادی خواهی زنان پیوند زند ضدحمله رژیم بی اثر خواهد شد.




یخچال خالی بازنشستگان و کودکان گرسنه، بورژوازی انگلی به خون مردم تشنه

تعداد زیادی از بازنشستگان با توجه به تورم و رفتن به زیر خط فقر و تبعیض موجود علیه آنان از وضعیت موجود ناراضی هستند.
مطالبات بازنشستگان شامل درمان رایگان و افزایش دستمزد با وجود گرانی و تورم هستند. بازنشستگان نزدیک ترین لایه اجتماعی به طبقه کارگر در نبرد طبقاتی ان علیه بورژوازی انگلی هستند.

اعتمادآنلاین |
جواد نیک‌بین نماینده مردم کاشمر در مجلس گفت: یادم است محمدباقر قالیباف روزی می‌گفت نخواهیم گذاشت یخچال بازنشستگان خالی شود، اما الان از یخچال بازنشستگان فقط باد سرد می‌آید.
نماینده در مجلس با اشاره به فساد در واردات چای، بیان کرد: پول در کشور زیاد است، اما متأسفانه دست کج زیاد داریم. در کشور پول داریم اما جایی که نباید، هزینه می‌شود.

نیک‌بین اظهار کرد: بیمه کارگران ساختمانی، تاکسی‌داران و مشاغل سخت و زیان آور به دلیل کمبود اعتبار در مجلس تصویب نمی‌شود و از سوی دیگر گفته می‌شود همسان‌سازی حقوق بازنشستگان هم به دلیل نداشتن پول اجرایی نمی‌شود.

لازم به یاد آوری است که سن بازنشستگی کارکنان فعلی بالا رفت و افزایش حقوق اندک بازنشستگان هم با مخالفت وزیر کار در دولت نئولیبرالیستی رئیسی روبرو شد.




آنان که عمل می کنند، اشتباه هم می کنند

” فرقه” گرا در یک پیله بسته ولی گرم و راحت از فرمول های از پیش ساخته شده زندگی می کند که بیرون آمدن از آن و روبرو شدن با زندگی واقعی برای او هراس انگیز است.

بنا بر این غالبا دوست دارد بیرون از گود بنشیند و به دیگرانی که در صحنه مشغول کار هستند، درس مبارزه طبقاتی بدهد. او این کار را از همکاری با دیگران و “نجس” کردن دست معصوم خود بهتر می داند.

داشتن ایده های پاک و منزه برای “فرقه” هدف است و نمی خواهد با آلوده شدن در “گنداب عمل“  پاکیزگی خود را از دست بدهد. ولی یادش می رود که برای متقاعد کردن توده ها تنها داشتن ایده های ناب کافی نیست، بلکه با پیوند دایمی با توده ها و در میدان عمل باید همواره یاد گرفت که چگونه این ایده های بیجان را به نیروی تغییرگر مادی بدل کرد.




سخنان نغز

رفیق جان داده در راه برابری و آزادی، منوچهر بهزادی

اتحاد از بالا یا پائیین؟

گاه این سئوال مطرح می شود اتحاد چگونه عملی خواهد شد؟ از بالا، یعنی از راه اتحاد سازمان های سیاسی و یا از پائین، یعنی از راه اتحاد توده های مردم؟ طرح سئوال به این شکل اصولا صحیح نیست.

روشن است که اتحاد، بین سازمان های سیاسی، که منعکس کننده ی منافع طبقات و قشرهای گوناگون جامعه هستند، صورت

می گیرد. ولی اگر این اتحاد در بین طبقات و قشرها زمینه نداشته باشد و مورد پشتیبانی آن ها قرار نگیرد، خالی از محتوی

است. به سخن دیگر اگر چه توافق بر سر برنامه ی مشترک منعکس کننده ی خواست های توده های مردم نباشد و پشتیبانی آن

ها را برای تحقق این برنامه ی مشترک جلب نکند، برنامه ی مشترک و در نتیجه اتحاد روی کاغد باقی خواهد ماند. لذا وظیفه

ی حزب است که مبارزه برای تحقق اتحاد را در هر دو سطح، در سطح بالا و در سطح پائین، در سطح سازمان های سیاسی و در سطح توده های مردم، به موازات هم انجام دهد با این تاکید که تکیه باید بر روی اتحاد توده های مردم در مبارزه به خاطر

خواست های گوناگون اقتصادی و سیاسی آن ها باشد. زیرا اگر اتحاد توده های مردم در مبارزه به خاطر خواست های گوناگون

اقتصادی و سیاسی عملی شود، سازمان های سیاسی منعکس کننده ی منافع آن ها ناچارند به این اتحاد تن در دهند و اگر

سازمانی با این اتحاد مخالفت کند، به ناچار منفرد خواهد شد و نفوذ خود را در بین توده های هوادار خود از دست خواهد داد و

یا اینکه کسانی در رهبری این سازمان ها قرار خواهند گرفت که به خواست اتحاد مردم پاسخ مثبت گویند.




جبهه ضدديكتاتورى‏ با سرشت ملى‏ و ضدامپرياليستى‏ و ضد نئولیبرالیستی

شرايط برونی و درونی نشان دهنده نیازمندی به برپايى‏ جبهه ضدديكتاتورى‏ با سرشت ملى‏ و ضدامپرياليستى‏ و ضد نئولیبرالیستی است. این ویژگی های برجسته، ما را از گردان راست هوادار امپریالیسم جدا می کند و امیدی هم به لایه های پایینی و میانی می دهد که ما برای شرایط اقتصادی نگون بار آن ها تلاش خواهیم کرد. این مرزبندی ما را سرباز پیاده نیروهای شب پرست راست نمی کند.

“جبهه ضدديكتاتورى‏” که سرشت آشکار ضدامپرياليستی نداشته باشد، می تواند برای بلندگویی نیروهای امپریالیستی بهره جویی شود و در راه پیاده کردن برنامه ‏هاى‏ آن ها به کار برده شود. جبهه ضدديكتاتورى بدون ویژگی برجسته ضدامپریالیستی و ضدنئولیبرالیستی می تواند راه را برای بازگشت  سرمايه ‏دارى‏ کمپرادور به رهبری خانواده محمدرضا با وابستگی سراسری به امپریالیسم، نه تنها اقتصاد کشور بل که پهنه های نظامى‏- سياسى‏ و فرهنگی کشور را نیز به امپریالیسم وابسته کرد، و از نقش ژاندارمی خود در خلیج فارس می بالید، باز کند.

پیامدهای نگران کننده چنین کاری در این است که نیروهای آزادی خواه و میهن دوست که به سوی برنامه های این نیروهای کشانده می شوند، ناخواسته علیه استقلال و یک پارچگی میهن و هم آهنگ با برنامه استراتژيک نظامى‏ و سياسى‏ امپرياليسم به کار گرفته می شوند.

نیروهای راست گاهی می توانند آن چنان نیرومند شوند و سرنگونی دیکتاتوری می تواند آن چنان از چشم انداز به دور باشد که حتا کمونیست ها پیشین و شرم گین هم به این باور می رسند که هم کاری با نیروهای راست و امپریالیستی برای سرنگونی خودکامگان کار درستی است. ما باید از تاریخ نوین ناگوار عراق که کمونیست ها شوربختانه به این دام افتادند و خاموش وار با نیروهای امپریالیستی هم کاری کردند، بیاموزیم که تا خود به این دام فریبا نیافتیم.

برای همین، جبهه ضدديكتاتورى‏ چپ سرشت ملى‏، ضدامپرياليستى‏ و ضد نئولیبرالیستی دارد.