حزب کمونیست روسیه: عدالت اجتماعی را اجرا کنید

🔥 مرحله جدیدی از جنگ بزرگ علیه کشورمان آغاز شده است. در این شرایط، اجرای برنامه ما برای نجات کشور نه

یک انتخاب، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر است. باید با تمام قدرت برای حفظ حاکمیت و عزت ملی بایستیم.

🌍 امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد و همبستگی نیاز داریم. همانطور که کوبا در برابر شکارچی وحشی آمریکا ایستاد و پیروز شد، ما نیز باید در برابر این جنگ تمامعیار مقاومت کنیم. درسهای تاریخ نشان میدهد که تنها با اتحاد و برنامه ریزی دقیق میتوان بر دشمنان غلبه کرد.

📉 اقتصاد کشور در وضعیت بحرانی قرار دارد. افزایش بی رویه قیمتها، نرخ بهره های سرسام آور و سیاستهای مالیاتی اشتباه، زندگی مردم را به شدت تحت فشار قرار داده است. در این شرایط جنگی، نمیتوان با آرامش نظاره گر فقر و نابودی کسب وکارهای کوچک بود.

💪 وقت آن رسیده که با دشمنان داخلی و خارجی مقابله کنیم. به جای اعتماد به وعده های پوچ غرب، باید به تواناییهای داخلی تکیه کنیم. همکاری با کشورهای دوست نظیر چین و اعضای بریکس و شانگهای میتواند راهگشای مشکلات باشد.

📢 ده گام مشخص برای یک زندگی شایسته و پیروزی در جنگ وجود دارد. باید منابع مالی عظیم را از چنگال انحصارطلبان خارج کرده و صرف توسعه و رفاه مردم کنیم.

🎯 مدیریت جنگی و تسلیح ارتش: توقف حملات به زیرساخت‌ها و دادن آزادی عمل به ارتش برای پاسخ متقابل.

💰 تغییر سیاست مالی: کاهش نرخ بهره بانکی و مالیات برای نجات کسب‌وکارهای کوچک و متوسط.

🏭 مقابله با اولیگارش‌ها: جلوگیری از گرانری

🛡️ اگر امروز تصمیمات قاطع نگیریم، فردا دیر خواهد بود. باید ارتش را برای پیروزی نهایی مجهز کنیم و در پشت جبهه نیز با عدالت و کارآمدی، پشتیبان مردم باشیم. این جنگ، جنگ بقای یک تمدن است و ما باید پیروز شویم.




ایران؛ از جنبش «زن، زندگی، آزادی» تا کارگران هفت‌تپه

⚠️

🇮🇷 در ایران، چند دهه است که هر جنبش کارگری و مردمی با خشونت روبه‌رو می‌شود. از ۱۴۰۱ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» گرفته تا اعتراض‌های کارگران نیشکر و فولاد و اعتصاب‌های معلمان و بازنشستگان، همه و همه نشان دادند که دولت ایران – چه اصلاح‌طلب بر کرسی بنشیند چه اصولگرا – در برابر خواست دگرگونی، تنها یک پاسخ دارد: خشونت. بازداشت‌گاه‌ها، دادگاه‌های نمایشی، اعدام‌ها، بیرون کردن دسته‌جمعی کارگران، ممنوعیت اعتصاب.

⚠️ بورژوازی ایران به خوبی می‌داند که اگر روزی کارگران و رنجبران در خیابان‌ها و کارخانه‌ها چنان سازمان یابند که دستگاه سرکوب را به چالش بکشند، دیگر هیچ اصلاح از بالا نمی‌تواند آتش زیر خاکستر را خاموش کند. از همین روست که هر جنبش، هر اعتراض، هر اعتصاب، پیش از آن که به سخن برسد، با باتوم و گلوله و بازداشت روبه‌رو می‌شود. از سرکوب اعتراض‌های کارگران هفت‌تپه و نیشکر و فولاد تا کشتار خیزشگران مهر ماه ۱۴۰۴، در آبان ۱۳۹۸ و دی ۱۳۹۶ و خرداد ۱۳۸۸، همیشه دولت نشان داده است که انحصار خشونت را هرگز به رقیب نمی‌سپارد.

📉 اگر راه پارلمانی و آشتی‌جویانه شدنی بود، در ایران خود به خود شده بود. ده‌ها سال انتخابات (با همهٔ تقلب) برگزار شده و هیچ‌گاه دولت از چنگ سرمایه و دیکتاتوری درنیامده است. در جمهوری اسلامی، فیلتر شورای نگهبان، صداوسیما و نهادهای امنیتی هرگونه دگرگونی پایدار از درون صندوق رأی را نابود کرده‌اند. این خود بهترین گواه است که دولت سرمایه‌داری و دیکتاتوری را نمی‌توان با رأی و خواهش و آشتی از میان برد. تنها راه، سازماندهی انقلابی طبقهٔ کارگر، آگاهی به ماهیت طبقاتی دولت و آمادگی برای درهم شکستن آن است.




انقلاب تنها راه؛ درس‌هایی از اکتبر ۱۹۱۷

آن کس که گمان می‌کند می‌توان با دولت کهنه – دولتی که در چنگ سرمایه و خودکامگی است – و با ابزار همان طبقهٔ چیره، به سوسیالیسم رسید، سخت دچار لغزش است. دولت سرمایه‌داری به خودی خود به نفع کارگران عمل نخواهد کرد؛ مگر آنکه از میان برود و از نو ساخته شود. پس نمی‌توان با رأی دادن یا اصلاح‌کردن، نظام را به سوی سوسیالیسم برد. باید دولت کهنه را کنار گذاشت و دولت نوینی بنیان نهاد.

📖 انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ برای نخستین بار در جهان نشان داد که این کار شدنی است. آن انقلاب یک رویداد تک‌افتاده نبود، بلکه نتیجهٔ دهه‌ها سازماندهی شوراهای کارگری و دهقانی بود. نبرد برای بهبودهای روزمره، همزمان با پیکار برای براندازی نظام کهنه و جایگزین کردن آن با دولت پرولتاریا پیش می‌رفت. انقلاب اکتبر سه درس بزرگ به ما داد: نخست، بورژوازی تا واپسین نفس از حکومت طبقاتی خود پاسداری می‌کند و با خشونت پاسخ می‌دهد. دوم، طبقهٔ ستمدیده‌ای که نخواهد به نبرد بپردازد، همچنان برده خواهد ماند. سوم، انقلاب یک رویداد یک‌شبه نیست. انقلاب درازمدت است و فراز و نشیب دارد.

🎯 پرولتاریا و دیگر رنجبران خواهان دگرگونی آرام و بی‌خشونتند. از اعتصاب و اشغال کارخانه تا نافرمانی مدنی، کارگران بارها کوشیده‌اند بدون خون‌ریزی نظم کهنه را به چالش بکشند. ولی این بورژوازی است که هر بار با هزار نیرنگ از انجام روند بی‌تنش خودداری می‌کند. هر بار که پای سود سرمایه در میان است، دولت به پلیس و ارتش فرمان می‌دهد تا هر جنبشی را در نطفه خفه کند.




اعتراض کمونیست‌های ترکیه به نشست ناتو

📰

بر اساس گزارش‌های جدید از نشست سران ناتو در آنکارا، مارک روته، دبیرکل ناتو، بر «توسعه دکترین بازدارندگی پیشرفته» تأکید کرد که شامل استقرار تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی در پایگاه‌های جدید در ترکیه و رومانی می‌شود. این طرح به‌طور مستقیم مرزهای روسیه را هدف قرار داده و به‌دنبال ایجاد حلقه محاصره‌ای از دریای سیاه تا قطب شمال است. ناتو همچنین تصمیم به افزایش حضور نظامی در دریای مدیترانه و دریای سیاه گرفت که ترکیه را به خط مقدم تقابل با روسیه تبدیل می‌کند. به‌موازات آن، برنامه‌ای برای استقرار سامانه‌های موشکی دوربرد در مرزهای شرقی ترکیه تصویب شد که می‌تواند اهداف روسیه را تا عمق ۵۰۰ کیلومتری پوشش دهد. این اقدامات با مخالفت کمونیست‌ها و برخی احزاب چپ ترکیه روبرو شده که آن را «نقشه جنگی امپریالیستی» می‌نامند.

بیش از ۱۰۰ عضو حزب کمونیست ترکیه (TKP) در آستانه نشست ناتو در آنکارا بازداشت شدند. آنها علیه کشاندن ترکیه به جنگ اوکراین و نظامی‌گری ناتو تظاهرات کردند🚫 ناتو، دشمن مردم
کمال اوویان، دبیرکل TKP، گفت: «در سال ۱۹۵۲ امپریالیست‌ها ترکیه را به ناتو کشاندند؛ ما آن روز باختیم، اما امروز تسلیم نمی‌شویم.» معترضان شعارهایی مثل «ناتوی قاتل، از کشور بیرون برو» سر دادند.

⚔️ ترس از جنگ اوکراین
اوکویان هشدار داد: «ناتو در حال کشاندن ترکیه به جنگ اوکراین است. تیپ‌های جدید ناتو تشکیل می‌شود و اقتصادها نظامی می‌شوند. جنگ دم در است.»

🛑 سرکوب گسترده قبل از نشست
پلیس ترکیه بیش از ۳۰۰ نفر را بازداشت کرد، از جمله فعالان اتحادیه‌ها، اقلیت‌های جنسی، روزنامه‌نگاران و وکلا. اوکویان گفت: «دولت آنکارا را از ساکنانش پاکسازی کرد تا ناتو اذیت نشود.»

💪 تسلیم نمی‌شویم
او افزود: «آنها دادگاه و پلیس و ناتو را دارند، اما ما یک عادت بد داریم: خم نمی‌شویم. با عزم خود در برابر سلاح‌هایشان می‌ایستیم. نمی‌گذاریم این نشست در سکوت برگزار شود.»




دموکراسی امریکا فقط برای بورژوازی است، نه برای اعتراض مردم

📰

۱۵ معترض به یک بازداشتگاه ICE در تگزاس، به اتهام «تروریسم» به حبس‌های سنگین محکوم شدند. یک زوج ۱۰۰ سال گرفتند، فقط به خاطر عضویت در یک باشگاه کتاب!

🔥 اعتراض در روز استقلال
در ۴ ژوئیه ۲۰۲۵، تظاهراتی مقابل «مرکز بازداشت پریریلند» برگزار شد. معترضان به شرایط غیرانسانی مهاجران اعتراض داشتند. در جریان آن، ترقه‌ای زده شد، گرافیتی روی ماشین‌های کارمندان کشیده شد و یک افسر پلیس زخمی شد.

⚖️ اتهامات تروریستی
پلیس پس از اعتراضات، خانه‌ها را تفتیش کرد و ۲۲ نفر را دستگیر کرد. دادگاه فدرال ۱۵ نفر را به مجموع ۵۵۶ سال زندان محکوم کرد. مبنای اتهام: «ارتباط با آنتیفا» – جنبشی که ترامپ در لیست تروریسم داخلی قرار داده بود.

📚 ۱۰۰ سال برای باشگاه کتاب
اینز و الیزابت سوتو، یک زوج دارای سه فرزند، هر کدام ۵۰ سال گرفتند. دلیل اصلی؟ عضویت در «باشگاه کتاب اما گلدمن» که دادگاه آن را «سلول آنتیفا» نامید.

🗣️ ۳۰ سال برای جابجایی یک جعبه
دنیل سانچز استرادا حتی در اعتراض حضور نداشت، اما ۳۰ سال زندان گرفت چون یک جعبه کتاب سیاسی را جابجا کرده بود. او گفت: «من پدر، شوهر و معلمم، نه تروریست.»

🔍 کوتاه‌ترین حکم: ۲۲ ماه برای یک خبرچین
ناتان باومن که خرابکاری‌ها را انجام داده بود، فقط ۲۲ ماه محکوم شد چون علیه دیگران شهادت داد.

📜 زمینه تاریخی: از مک‌کارتی تا ترامپ
این نخستین محاکمه تحت «طرح ضدتروریستی» ترامپ علیه آنتیفاست. اتهاماتی مثل شرکت در باشگاه کتاب، آشکارا با متمم اول قانون اساسی (آزادی بیان) در تضاد است. محققان می‌گویند آمریکا سابقه طولانی در جرم‌انگاری فعالیت‌های چپ دارد.

⚖️ تضاد آشکار: عفو مهاجمان ۶ ژانویه
در همان روز تحلیف دوم ترامپ، او حدود ۱۲۰۰ نفر را که در حمله به کنگره شرکت داشتند (و برخی به پلیس حمله کرده بودند) عفو کرد. این حکم‌ها دقیقاً برعکس آن رفتار است.




جنگ داخلی آمریکا: پایان برده‌داری، تولد نژادپرستی نوین

⚔️

برده‌داری ابتدا به انباشت سرمایه کمک کرد، اما بعد خودش تبدیل به مانعی برای پیشرفت سرمایه‌داری شد. سرمایه‌داران شمال با شعار «مرگ بر برده‌داری» و همراهی صدها هزار سیاه‌پوست آزادشده، جنگ داخلی را بردند. مارکس خود این جنگ را تأیید و به لینکلن نامه نوشت.

🔄 خودفریبی بورژوازی پس از پیروزی:

بعد از پیروزی در ۱۸۶۵، سرمایه‌داران شمال دیگر نیازی به توده‌های انقلابی نداشتند. آنها عملاً برده‌داری را بازسازی کردند، اما این بار با ابزار تبعیض نژادی و جداسازی اجباری. سیاه‌پوستان باید محکوم به کار ارزان در مزارع می‌ماندند؛ این بار بدون غل و زنجیر ظاهری، اما با غل و زنجیر قانون.

🎭 بازی معروف «بخشی از جامعه»:

طبقه سرمایه‌دار، کارگران را به جای اتحاد طبقاتی طبیعی، به دو دسته سفید و سیاه تقسیم کرد. یک کارگر فقیر سفید می‌توانست خود را بالاتر از یک کارگر سیاه‌پوست بداند و رویای ثروتمند شدن ببیند، در حالی که هر دو در نظام مزدبگیری استثمار می‌شدند. برنده واقعی همیشه سرمایه‌دار بود.




رسانه های غربی ارتش مخفی امپریالیسم

📱

جنگ دیگر فقط با موشک و تانک نیست. امروز میدان نبرد به رسانه‌ها هم کشیده شده. یک خبر‌نگار می‌تواند از یک تصویر ساده روایتی بسازد که یک ارتش را قهرمان یا جنایتکار نشان دهد. اینجا دیگر گلوله تنها سلاح نیست، بلکه دوربین و تیتر هم می‌کشند.

🎯 دوگانگی رسانه‌ای؛ استانداردی دوگانه برای یک حقیقت

فاجعه‌بارترین چیزی که رسانه‌ها را بیمار کرده، دوگانگی است. رسانه‌ای که باید آینه حقیقت باشد، تبدیل به ماشین تبلیغات جنگی شده است.

💣 رسانه‌ها به جای سرباز وارد میدان شدند

بسیاری از شبکه‌های بین‌المللی از گزارش‌گر صرف به بازیگر اصلی تبدیل شده‌اند. گاهی تنش را بالا می‌برند، گاهی نسل‌کشی را توجیه می‌کنند، گاهی هم سکوت می‌کنند تا حقیقت با منافع سیاسی هماهنگ شود. رسانه‌ای که باید شفافیت بیاورد، خود بخشی از ابزار تاریک‌سازی شده است.

🧠 تحلیلگران؛ کارشناس یا ابزار بسیج افکار عمومی؟

آن‌هایی که در تلویزیون می‌نشینند و از بمباران‌های دقیق یا حق دفاع مشروع حرف می‌زنند، گاهی فقط یک مأموریت دارند: توجیه خشونت. وقتی کودک غزه یا ایران فقط عددی در گزارش نظامی می‌شود، این تحلیلگر قطب نمای انسانی خود را گم کرده و بخشی از ماشین جنگی شده است.

🎭 پوشش یا پوشاندن واقعیت؟

تفاوت میان رسانه‌ای که برای آگاهی می‌جنگد با آن که برای پنهان‌کاری، در انتخاب‌هایش پیداست. اولی جای همه صداها را باز می‌کند، دومی فقط صداهای تکراری را پخش می‌کند. اولی مخاطب را شریک حقیقت می‌داند، دومی او را هدفی برای دستکاری.

🔍 سوال اصلی مخاطب امروز دیگر چیست؟

مخاطب دیگر نمی‌پرسد «چه اتفاقی افتاد؟» بلکه می‌پرسد «این اتفاق چطور روایت شد؟ کدام رسانه؟ به نفع کی؟» این یعنی میدان نبرد به ذهن‌ها کشیده شده. یک گلوله شاید یک نفر را بکشد، اما یک خبر دروغ می‌تواند انسانیت یک ملت را نابود کند.




ایران؛ جایی که اتحادیه مستقل معنایی جز زندان ندارد

⛓️

در ایران، داستان از این هم پیچیده‌تر و تلخ‌تر است. در کشوری که دولت خود را پاسبان منافع سرمایه‌داران وابسته و قدرت‌های حاکم می‌داند، اتحادیه‌های مستقل کارگری اساساً اجازهٔ پیدایش و رشد نیافته‌اند. آنچه امروز به نام «سازمان‌های کارگری» وجود دارد، همگی زیر نظر دولت و نهادهای امنیتی فعالیت می‌کنند و به جای نمایندگی از کارگران، نمایندهٔ سیاست‌های حاکم هستند. در اینجا، حتی همان سازش‌های محدودی که در کشورهای شمال اروپا دیده می‌شود، وجود ندارد.

🚨 کارگران ایران برای داشتن یک اتحادیهٔ مستقل، برای اعلام اعتصاب یا حتی برای بیان سادهٔ خواسته‌های خود، با زندان، اخراج، شکنجه و اعدام روبرو هستند. کارگران معدن طبس در اعتراض به مرگ همکارانشان و نبود تجهیزات ایمنی، دست به گردهمایی زدند. پاسخ چه بود؟ بازداشت کنشگران و نوشته‌ای که «حوادث طبیعی را نباید سیاسی کرد». کارگران پیمانی نیشکر هفت‌تپه ماه‌ها حقوق نگرفتند، اعتراض کردند، چند تن از آنان دستگیر و روانهٔ زندان شدند. کارگران فولاد اهواز در روزهای سوزان تابستان برای افزایش ناچیز دستمزد دست به اعتصاب زدند. پاسخ دولت، بازداشت و اخراج ده‌ها کارگر بود.

🔥 اما همین سرکوب بی‌امان، یک تفاوت بزرگ نیز ایجاد کرده است: در نبود اتحادیه‌های سازش‌کار و وابسته، جنبش کارگری ایران بار دیگر به سرچشمهٔ اصلی خود بازگشته است – مبارزهٔ مستقیم، سازمان‌یافته و رادیکال، بدون واسطه‌هایی که پیش‌تر خواست‌هایش را محدود و خنثی می‌کردند. در چنین فضایی، سخن از «رفع تبعیض از راه پارلمان» یا «مذاکره با دولت برای تصاحب دستگاه دولتی» نه ساده‌لوحانه، که فریبنده و خطرناک است؛ فریبی که کارگران را از سازماندهی انقلابی بازمی‌دارد و آنان را در دالان‌های فرسودهٔ «انتخابات» و «اصلاحات» سرگردان می‌کند.