هیستری ضد روسی در برخی از جمهوری های پیشین اتحاد جماهیر شوروی  سوسیالیستی

لتونی

کشوری با نزدیک به دو میلیون نفر، اخیراً مجموعه ای از قوانین ضد روسی را برای حذف میراث دوران شوروی تصویب کرده است.  مجسمه پوشکین خراب شد و کانالهای روسی و آموزش زبان روسی ممنوع شد. کارشناسان نگران تبعیض علیه اقلیت بزرگ روس ها در کشور هستند، نزدیک به چهل درصد روسی زبان هستند.

استونی

در کشور اتحادیه اروپا استونی، مقامات چندین بار تلاش کرده اند حزب چپ سوسیالیست را که یکی از اعضای چپ اروپا است منحل کنند. پس از دو سال کشمکش حزب در سال ۲۰۲۲ دوباره ثبت نام کرد و تصمیم دارد که در انتخابات پارلمانی امسال شرکت کند.

لیستی که حزب چپ سوسیالیست در آن شرکت دارد از سوی اقلیت روسی حمایت می شود. دیوان عالی ثبت نام حزب چپ سوسیالیست را لغو کرد و یک وکیل محافظه کار را برای حذف همیشگی حزب استخدام کرد.

لیتوانی

یکی دیگر از کشورهای اتحادیه اروپا، لیتوانی، شکار گسترده دگراندیشان را آغاز کرده است. حزب کمونیست ممنوع شد. حزب کوچک سوسیالیست تنبه شد. رئیس سابق این حزب، روزنامه‌نگار و دیپلمات سابق، آلگیرداس پالکیس، به اتهام “طرفداری از روسیه” به ۶ سال زندان محکوم شد. چند تن از فعالان این حزب با اتهامات مشابهی بازداشت شده اند.

سوسیالیستها بر ضد سیاست نئولیبرالیستی و خط به شدت ضد روسی دولت،  یک سازمان اتحادی به نام «طلوع عدالت» درست کردند. این سازمان در رابطه با جنگ اوکرایین خواستار تنش زدایی بین المللی، مذاکرات واقعی و غیرنظامی کردن اوکراین است.

ارمنستان

تحول غم انگیز در منطقه قره باغ وضعیت بد سیاسی در خود ارمنستان را تشدید کرده است. یک اپوزیسیون با شرکت کمونیست های ارمنی از مذاکرات ضعیف رئیس جمهور با آذربایجان و خط ضد روسی او انتقاد می کنند. پاشینیان با نزدیک شدن به غرب، برای اولین بار اجازه مانور نظامی مشترک با آمریکا را داد.




کشتار غیرنظامیان بخشی از استراتژی جنگی امپریالیسم امریکا

برخی از انسانهای صادق که درک علمی از امپریالیسم ندارند می پرسند که امریکا چرا جلوی قتل و عام غیرنظامیان در غزه توسط بورژوازی صهیونیسم را نمی گیرد. آنها نمی دانند که کشتار غیرنظامیان بخشی از استراتژی ارتش امریکا در طول تاریخ بوده است.  کشتار آمریکایی های بومی، کشتار غیر نظامیان در ویتنام، لیبی، افغانستان، عراق ووو در تاریخ امپریالیسم امریکا ثبت شده است. مطلبی را که در زیر می خوانید گزارشی از یکی از جنایت های امریکا علیه غیرنظامیان ویتنام است.


منبع: uncensoredhistory.blogspot.com

عملیات ققنوس (Phoenix) با هدف اعلام شده برای خنثی کردن جبهه ازادیبخش ملی ویتنام جنوبی طراحی شده بود و از نفوذ، دستگیری، ترور، جاسوس سازی، یا کشتن برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کرد. بیش از ۸۰ هزار مظنون توسط ماموران فینیکس خنثی شدند و بیش از ۲۵ هزار ویتنامی کشته شدند و بقیه به دلیل شکنجه شدید معلول شدند.

کشتار مای لای (My Lai) یک جنایت جنگی بود که توسط پرسنل ارتش ایالات متحده در ۱۶ مارس ۱۹۶۸ انجام شد که شامل قتل عام غیرنظامیان غیرمسلح در منطقه Sơn Tịnh، ویتنام جنوبی، در طول جنگ ویتنام بود. بین ۳۴۷  تا ۵۰۴ غیرنظامی توسط ایالات متحده کشته شدند.

قربانیان شامل مردان، زنان، کودکان و نوزادان بودند. برخی از زنان مورد تجاوز گروهی قرار گرفتند و بدنشان مثله شد، و برخی از سربازان کودکانی را که ۱۲ سال داشتند مثله کردند و تجاوز کردند.

کاپیتان مدینه (Ernest Medina) به سربازان گفت که ساکنان دهکده‌ در آن ساعت در بازار هستند، و هرکسی که باقی می‌ماند هوادار ویتکنگ است. یکی از او پرسید که آیا این دستور شامل کشتن زنان و کودکان می شود؟ او گفت، بلی.

“هر کس که شبیه دشمن است، مردی که می دود، زنی که با تفنگ می دود، به او شلیک کنید.” “همه آنها ویتکنگ هستند، حالا بروید و آنها را بگیرید”




مشاور وزارت دفاع اوکرایین و عضو بلندپایه حزب زلینسکی: اگر ما عضویت در ناتو را فراموش می کردیم، روسیه آماده صلح بود، ولی بوریس جانسون گفت: بجنگید

منبع:defenddemocracy.press

در روزهای آغاز درگیری روسیه در اوکرایین نخست وزیر قبلی اسرائیل و وزیر خارجه  ترکیه گفتند که اگر اوکرایین قول بدهد که به ناتو نمی پیوندد، روسیه آماده است که نیروهای خود را به مرزهای قبلی برگرداند.

مقامات آمریکایی و اوکراینی در ان زمان این سخنان را ادعاهای بی پایه خواندند. هم اکنون رهبر مذاکره کننده اوکراینی این حرفها را تایید می کند.

داوید آراخامیا، یکی از اعضای بلندپایه حزب سیاسی خدمتگزار مردم به رهبری ولودیمیر زلنسکی، گفت که کی‌یف اگر با نپیوستن به ناتو موافقت می‌کرد، می‌توانست پس از یک ماه به جنگ با روسیه پایان دهد. این مقام گفت که مسکو فقط می‌خواهد کیف با بی‌طرفی موافقت کند.

آراخامیا در مصاحبه ای با کانال تلویزیونی 1+1، اوکراینی، گزارش قبلی مبنی بر اینکه مسکو و کیف تقریباً برای پایان دادن به جنگ در مارس ۲۰۲۲ به توافق رسیده بودند را تأیید کرد.

اراخامیه گفت: «آنها واقعاً تا آخرین لحظه امیدوار بودند که ما را مجبور به امضای چنین توافقی کنند، تا بی‌طرف شویم. آنها آماده بودند که به جنگ پایان دهند، اگر ما متعهد می شدیم که به ناتو نخواهیم پیوست». این مقام عالی رتبه گفت که «وقتی از استانبول برگشتیم، بوریس جانسون به کیف آمد و گفت که ما اصلاً با آنها قرارداد نمی‌بندیم و بیایید فقط بجنگیم». آراخامیا در این مصاحبه گفت: «[حامیان غربی کیف] در واقع به ما توصیه کردند که وارد ضمانت‌های امنیتی زودگذر نشویم ». سخنان او گزارش از مقامات دیگر – روسی، ترک و آمریکایی – را تأیید می کند که در روزهای آغازین جنگ، کرملین پیشنهادی برای خروج نیروهای روسیه به خطوط قبل از جنگ در ازای قول نپیوستن کیف به ناتو پیشنهاد کرد.  

امپریالیسم امریکا و بریتانیا به رهبری جانسون برای حفظ منافع خود از صلح جلوگیری کردند و هزاران اوکراینی و روسی را به کشتن دادند.




“نگاه به شرق” دولت، یعنی انقلابی در حرف، نئولیبرالیسم در عمل

متاسفانه برخی ها به نام چپ، دولت را در دست “نگاه به شرقیان” می دانند وامیدوارند که دولت رئیسی بتواند در راستای تضمین منافع کارگران کار کند. انتظاری که فرسنگها از واقعیت به دور است. 

مرتضوی، وزیر کار نئولیبرال یک بار دیگر افزایش حقوق بازنشستگان را رد کرد. شهریاری رئیس کمیسیون بهداشت مجلس هم دادش از “نگاه مخرب اقتصادی دولت به سلامت مردم”، یعنی گسترش خصوصی سازی و اجرای نئولیبرالیسم در بخش بهداشت در آمد.

انتخاب: “وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در واکنش به مصوبه مجلس برای افزایش حقوق بازنشستگان با رد “مطالبات صندوق ها” به عنوان منبع پیش بینی شده گفت: مطالبات صندوق ها [..]امکان اجرایی ندارد. از سوی دیگر ما اینقدر طلب از دولت نداریم. چنانچه مجلس منابع این طرح را پیش بینی کرده باشد قطعا اجرا می کنیم اما گر منابعی در این خصوص پیش بینی نکرده باشد قطعا با مشکل مواجه خواهیم شد”.

به گزارش تسنیم، حسینعلی شهریاری رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در نامه‌ای به رئیسی، رئیس جمهور نوشت: “اقدامات دو سال گذشته دولت و مجلس در تغییرات نرخ ارز،[..]، نه تنها موجب ایجاد تسهیلات و امکانات بیشتر برای جامعه هدف نگردید، بلکه افزایش پرداختی از جیب آنان را تا حدود ۶۰ درصد افزایش داد.

چگونه می توان این ماجرای به شدت آزار دهنده که موجب هزینه های سرسام آور برای تعداد قابل توجهی از بیماران شده را زیبنده دولتی چون دولت مردمی جنابعالی دانست؟

جناب آقای رئیس جمهور [..]، مباشرین امر و مسئولین محترم به دلیل دید اقتصادی به حوزه سلامت عملکرد مطلوبی از خود نشان نداده[..]،. نگاه اقتصادی مخرب‌ترین احتمالی است که باید یک بار و برای همیشه از سبد سلامت کشور حذف گردد”.

دو نمونه آشکار خط اقتصادی نئولیبرالیستی دولت، یعنی خصوصی سازی بخش بهداشت و ریاضت کشی بازنشستگان را ما دیدیم.




بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال تو؛ شهادت درجنگ و نان خالی مال من، جنگ نرم و گوشت و ماهی مال تو

کودکان ۱۲-۱۳ ساله کارگران و دیگر رنج بران برای رفتن به جنگ ضعیف نبودند، ولی آیت‌الله خمینی خود را برای رفتن به جبهه ضعیف می دانست و به آقای مصباح هم گفت که به جبهه جنگ نرود و علیه مارکسیسم به جنگ کبیر نرم بپردازد.

آقای مجتبی مصباح، پسر آیت‌الله مصباح می گوید که خمینی در باره ی نرفتن پدرش به جبهه در طول ۸ سال جنگ به او گفت: «هر موقع خودم رفتم بر شما هم تکلیف است که بروید.»

گویا کیهان بهتر از پسر مصباح می داند که پدرش به کجا می رفت و چه کار می کرد. در پاسخ این سخنان کیهان با برآشفتگی می نویسد:

«فعالیت ایشان در جبهه مبارزات فکری و حفظ سنگرهای ایدئولوژیک بود. در پی هجمه تبلیغاتی مارکسیست‌ها بر ضد بنیادهای فکری اسلام، مجموعه‌جزواتی با عنوان «پاسداری از سنگرهای ایدئولوژیک» به قلم ایشان منتشر گردید. ایشان علاوه‌ بر حضور فعالانه در میدان جنگ نرم، از حضور در جنگ سخت نیز غفلت نداشته است. در برخی مقاطع، در بعضی مناطق عملیاتی حضور یافته‌اند.

امام خمینی در نوبت های مکرر از اینکه به واسطه کهولت سن و ضعف ناشی از بیماری قلبی نمی تواند در جبهه ها حاضر شده اظهار نارضایتی کرده است [و گفت] من به همه سربازانی که در کردستان برای اسلام سربازی کرده‌اند، دعا می‌کنم. من خود را منفعل می‌دانم که چرا نمی‌توانم بروم به همراه آنان جنگ کنم، برای اینکه من ضعیف هستم.»

یکی از دلیلهای اصلی یورش به حزب توده ایران و اعدام رهبران آن صلح خواهی حزب پس از آزادی خرمشهر بود.  بلندپروازی آیت الله خمینی باعث شد که او پس از آزادسازی خرمشهر به دست دلاوران افسر توده ای، جنگ ضدامپریالیستی را به جنگ “صدام باید برود” دگرگون کرد و خون جوانان بیشماری را در این راه بیهوده ریخت.




چه نوع تاکتیک و استراتژی سرکردگی طبقه کارگر را برای جمع کردن حداکثر نیروهای اجتماعی در راه آزادی و عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی و استقلال ملی تامین می کند؟

بدون شک مخالفت با سیاست های ضد آزادی و خط اقتصادی نئولیبرالی رژیم و دفاع از استقلال میهن در برابر امپریالیسم در اين زمينه از عوامل مهم است.

بعضی از چپ ها از ترس نیروهای راست و برنامه های امپریالیسم، جنبش زنان را یک جنبش اجتماعی نمی دانند.  نباید ما دچار “اپورتونيسم چپ” شویم و از شرکت فعال در جنبش های اجتماعی به خاطر خوف از “از اپورتونيسم راست” خودداری کنیم.

تا زمانی که طبقه کارگر و نیروهای سیاسی آن در حفظ خط مستقل خود پافشاری می کنند، نباید از شرکت در جنبش های اجتماعی هراسید و فاصله گرفت. بلکه با شرکت در این جنبش ها باید بخش های غیر کارگری مردم را قانع کرد که همراهی با زحمتکشان ضامن حصول نیازهای مشروع آن ها است.

بايد برای آن ها مستدل ساخت كه چرا طبقه كارگر كه برای حفظ منافع قانونی- دموكراتيک و ملی خود مبارزه می كند، از منافع كل جامعه دفاع می كند. منافعی كه به خطر افتادن آن، در وحله نخست و بلافاصله و به طور مستقيم منافع طبقه كارگر را مورد هجوم قرار می دهد كه زنان زحمتكش اولين قربانيان آن هستند. روند آزادی و عدالت اجتماعی، تنها با آزادی واقعی و تساوی حقوق ضعيف ترين حلقه آن، زنان زير فشار مضاعف طبقاتی و جنسی به ثمر خواهد رسيد.

اگر همه نیروهای بالقوه به طور جداگانه حرکت کنند، بدون شک، مبارزه برای پیاده سازی چنین استراتژی تضعیف می شود. به همین دلیل حفظ و افزایش وحدت بین جنبش کارگری و جنبش های اجتماعی مترقی از اهمیت بی شماری برخوردار است. در حالی که طبقه های سرمایه حاکم تا حد زیادی به طور متحد علیه منافع  زحمتکشان عمل می کنند، دمیدن در شیپور تفرقه نادرست است. تکروی و تبلیغ جدایی، بدون هیچ تردیدی به منافع کوتاه و دراز مدت طبقه کارگر ضربه خواهد زد.




خانواده در نظام بورژوازی بر پایه حق مالکیت و نظام ارثی است، نه عشق ناب

به نظر انگلس، کمون اولیه بر پایه مادرسالاری استوار بود که در آن زنان با خواهران جنسیتی خود زندگی و از فرزندان همدیگر مواظبت می کردند. برای همین، زنان در این خانواده های جمعی پیوندهای محکمی از همبستگی با یکدیگر داشتند.

زنان بر خانه حکومت می‌کردند. انبار مشترک آذوقه داشتند. مهم نبود که مرد چند فرزند یا مال در این خانه ها داشت، زنان هر لحظه که نیاز می دیدند می توانستند او را از خانه بیرون کنند. انگلس می گوید که شروع کشاورزی و دامداری آغاز شکست فرمانروایی زن هم بود. او این شکست را شکست جهانی-تاریخی جنسیت زن خواند.

حق مالکیت در ایجاد خانواده مدرن نقش به سزایی داشت و ازدواج تک همسری و پدرسالاری تنها تضمینی برای به ارث رفتن  دارایی از نسلی به نسل دیگر بود. انگلس می گوید که بورژوازی قوانین روابط و ارث را دیکته می کند. به این ترتیب، دو نفر، حتی زمانی که ازدواجشان انتخاب خودشان باشد، همیشه حفظ ارث را در ذهن دارند و به این ترتیب هرگز در انتخاب شریک زندگی خود کاملاً آزاد نخواهند بود. به گفته انگلس تنها طبقه ای که از این تفکر مالی و خطر زوال اخلاقی آزاد است، پرولتاریا هست، زیرا طبقه کارگر فاقد ابزار پولی هست که بر اساس آن ازدواج بورژوازی تنظیم می شود.  

بدینگونه به نظر انگلس، فرمانبرداری زنان با نظام پدرسالار سرمایه داری در هم آمیخته است.  راه رهایی زنان، مبارزه برای انقلاب سوسیالیستی است، انقلابی که ساختار اجتماعی جدیدی را بدون مالکیت و استثمار ایجاد می کند که حقوق کارگران از هر جنسیتی را تضمین می کند. اگر مردان فقط به عشق و سکس اهمیت می دادند و به فکر مال و ارث نمی بودند، بدان گاه تک همسری به طور طبیعی اتفاق می افتاد.




دموکراسی امریکا: بهشت دزدان ثروتمند و جهنم گرسنگان نیازمند

منبع: home.treasury.gov

نابرابری درآمد و ثروت در ایالات متحده تقریباً از هر کشور توسعه یافته دیگری بیشتر است و در حال افزایش است.

در سال ۲۰۲۳، امریکا ۷۳۵ میلیاردر دلاری دارد. دارایی ۴۰۰  نفر از ثروتمندترین افراد کشور، مجموعاً بیش از ۴ تریلیون دلار هستند. در سال ۲۰۲۱، ۱۰ درصد بالای آمریکایی ها نزدیک به ۷۰ درصد از ثروت ایالات متحده را در اختیار داشتند. ۵۰ درصد پایینی (تقریبا شصت و سه میلیون خانواده) حدود ۲،۵ درصد از ثروت را در سال ۲۰۲۱  در اختیار داشتند.

نیمی از بچه های سیاه پوست و سی درصد از بچه های سفیدپوست در امریکا در فقر زندگی می کنند. شکاف‌ ثروت و درآمد زیادی میان سفیدپوستان و رنگین پوستان وجود دارد که بسیاری از کارشناسان آن را به میراث برده‌داری و سیاست‌های اقتصادی نژادپرستانه کشور نسبت می‌دهند.

بزرگسالان سیاه‌پوست و اسپانیایی تبار به میزان قابل توجهی کمتر از بزرگسالان سفیدپوست درآمد دارند. متوسط درآمد خانوار در سال ۲۰۲۰  برای کارگران سیاه پوست ۴۶۰۰۰  دلار و برای کارگران اسپانیایی تبار ۵۵۵۰۰  دلار بود، در مقایسه با  خانوارهای سفیدپوست ۷۵۰۰۰  دلار. در سال ۲۰۱۹ ، به طورمتوسط یک خانواده سفیدپوست ۱۸۴۰۰۰  دلار ثروت خانوادگی داشت در حالی که ثروت خانوادگی خانواده های سیاهپوست و اسپانیایی تبار به ترتیب تنها ۲۳۰۰۰  دلار و ۳۸۰۰۰  دلار برای  بود.

در سال ۲۰۱۹ ، ۴۰  درصد از بزرگسالان سفیدپوست مدرک لیسانس داشتند، در مقابل فقط ۲۶ درصد از سیاه‌پوستان، ۱۹ درصد از اسپانیایی‌تباران و ۱۷ درصد از بومیان آمریکایی مدرک لیسانس داشتند.

در سال ۲۰۱۹، نزدیک به یک چهارم از بومیان آمریکا، بیش از یک پنجم سیاهپوستان و ۱۷ درصد از مردم اسپانیایی تبار در محله‌هایی با فقر بالا زندگی می‌کردند. در مقابل، تنها ۴ درصد از سفیدپوستان  در محله های فقیرنشین زندگی می کردند.