تلاش حزب توده ی ایران برای تشکیل جبهه متحد خلق به منظور نجات انقلاب ملی- دموکراتیک بهمن

حزب توده ی ایران می دانست که برای فرارویی هدف های سیاسی انقلاب به تغییرات اقتصادی- اجتماعی عمیق، انقلاب نیازمند یک جبهه قوی و متحد از نیروهای خلقی و پیشرو هست، تا بتواند در مقابل گردش به عقب ارتجاع و بورژوازی مقاومت کند.

حزب با توجه به عدم وجود شرايطى‏‏ كه هژمونى‏‏ طبقه كارگر را در انقلاب ملى‏‏ و دموكراتيک تامین کند، تا از اين طريق تداوم و تعميق انقلاب تضمين شود، در پلنوم شانزدهم خواستار ايجاد “جبهه متحد خلق” شد.

امید حزب این بود که در نبود هژمونی طبقه كارگر، جبهه متحد خلق بتواند برای دستیابی به هدف های اقتصادی- اجتماعی انقلاب ملى‏‏ و دموكراتيک فشار بیاورد.

پلنوم می نویسد: “حزب ما باید در برابر پیدایش و رشد چنین پدیده اى، اتحاد همه نیروهاى دموکراتیک متکى به طبقات زحمتکش و اقشار متوسط هوادار پیشرفت اجتماعى را، هر انداره ممکن است، تقویت و پشتیبانى نماید”.

در باره شرکت کنندگان این جبهه پلنوم می نویسد: “از جمله با سازمان مجاهدین خلق و همچنین با سایر نیروهاى انقلابى مانند سازمان چریکهاى فدائى خلق و گروه هاى مترقى روشنفکران و بخش دموکراتیک سرمایه دارى ملى بر پایه یک برنامه مترقى و خلقى زبان مشترک پیدا کنیم و جبهه متحدى بوجود آوریم.”

ضرورت وحدت میان منافع طبقه کارگر، لایه های میانی و بورژوازی کوچک ملی میهن دوست در این مرحله باید از طرف مبارزان مترقى درک می شد. متاسفانه شکاف میان نیروهای چپ و پیشرو آنچنان عمیق بود که نیروهای ارتجاعی توانستند از آن برای تحکیم موقعیت خود استفاده کنند.  

درسی که باید از آن آموخت این است که برای تامین هژمونی اندیشه و کارکرد طبقه کارگر در انقلاب آینده، تشکیل جبهه متحد خلق میان نیروهای چپ و پیشرو از هم اکنون ضروری است.




پوشیدن شال گردن فلسطینی راحت تر از جنگ علیه بمب هسته ای اسرائیل 

پس از آنکه ظریف علیه ورود جمهوری اسلامی به جنگ بورژوازی صهیونیسم  فاشیستی علیه فلسطین اخطارداد، حداد عادل، سوگلی ولی فقیه هم خود را قاطی معرکه کرد.

به نظر می رسد که برخی از مذهبی های ساده به گنده گویی رژیم در باره ی رژیم فاشیستی اسرائیل باور کرده اند. الان که این دسته انتظار عملی کردن لفاظی های “نظام” علیه خلق کشی رژیم نژادپرست اسرائیل را داشتند، ناگهان متوجه شدند که همه ی این ها برای به دست گیری رهبری جهان اسلام و مصرف داخلی گفته شده است. این افراطی ها به این آسانی توجیه های کنونی رژیم را قبول نمی کنند. رژیم به ناگزیر یکی از بزرگترین مهره های خود را به میدان فرستاد تا شاید او بتواند آنها را آرام کند.  

نامه نیوز می نویسد که حداد عادل عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و از سران جناح اصولگرا گفت:

“به اشخاصی که خواهان ورود ایران به جنگ غزه هستند باید گفت شاید این، همان چیزی باشد که رژیم صهیونیستی می‌خواهد، یعنی تبدیل نبرد غزه به جنگ ایران و آمریکا. اگر این اتفاق بیفتد، آن که جان سالم به در می‌برد، رژیم صهیونیستی خواهد بود. اسرائیل سال‌ها است که امریکایی‎ها را به جنگ با ایران تحریک می‎ کند.”

نیاز به یادآوری است که نیروهای راست میهن فروش، اسرائیل را  تشویق می کنند که برای حمایت رژیم از حماس به ایران حمله کند. اگر چه که امپریالیسم امریکا گفته است که خواهان گسترش جنگ به ایران نیست. اسرائیل هم گفته است که دلیلی برای کمک جمهوری اسلامی به حماس در این یورش پیدا نکرده است، ولی اگر جمهوری اسلامی بخواهد دخالت کند، حتما با پاسخی محکم روبرو می شود.  

واقعیت این استکه ترسی که هم ” نظام” را و هم ایران را از نابودی نجات می دهد، ترس از کلاهک های هسته ای اسرائیل است.




آیا سرکردگی طبقه کارگر با برپايی اتحادهای اجتماعی گسترده علیه دیکتاتوری در تناقض است؟

نگرانی لایه های میانی فقط به نبودن آزادی محدود نمی شود. سرمایه داری نه تنها کارگران و دیگر زحمتکشان را استثمار می کند، بلکه تاثیر منفی بانفوذی در زندگی بسیاری از لایه های دیگر اجتماعی دارد و آن ها را سرکوب و حقوق شان را پایمال می کند. اثرات اسفبار سرمایه داری در تمام عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قابل لمس است. بنابراین، بخش دموکراتیک مرحله ملی- دموکراتیک فقط مربوط به آزادی های سیاسی نیست. بلکه  با بهبودی شرایط زندگی زحمتکشان ارتباط مستقیم دارد و جدا کردن شعار آزادی و عدالت اجتماعی از هم دیگر یک برداشت مکانیکی از  مقوله آزادی است. باید مطمئن بود که با قربانی کردن عدالت اجتماعی آزادی به دست نمی آید.

حیات اقتصادی سرمایه داران صنعتی کوچک و متوسط با تولید ملی گره خورده است. این لایه از طبقه سرمایه داری با ستم چندگانه از سوی بورژوازی انگلی مواجه است. بورژوازی تجاری با واردات سیل آسای کالاهای رسمی و قاچاق، بورژوازی بوروکراتیک با توسل به کاغذ بازی و رانت خواری، بورژوازی مالی به خاطر وام ندادن به کارهای تولیدی، بورژوازی نظامی به خاطر کنترل گمرگی، منافع سرمایه داران صنعتی کوچک را دائمن تهدید می کند. قشرهای مختلف خرده بورژوازی نیز دائمن زیر فشار سنگین  بورژوازی انگلی به تنگی نفس می کشند و سایه کشنده سقوط اجتماعی بر سرشان سنگینی می کند. همچنین دهقانان زحمتکش، کشاورزان خرد و متوسط با واردات بی رویه و سودجویانه محصول های ارزان کشاورزی تقریبن در حال نابودی هستند.

بنابراین  همان طور که می بینیم، طبقه حاکم متشکل از همه ی لایه های  بورژوازی انگلی و پوسته ی ولایت فقیه ی آن فقط آزادی خواهی قشرها و لایه های میانی جامعه را تهدید نمی کنند، بلکه منافع اقتصادی و زندگی  بخش بزرگی از مردم از طبقه ها و لایه های گوناگون در زیر خطر است.




بعد از پشت کردن مردم به اصلاح طلبان، انها با بی اعتنایی حاکمیت هم روبرو شدند!

به نقل از ایلنا، مسعود پزشکیان اصلاح طلب و نماینده ادوار مجلس از سوی هیات های اجرایی ردصلاحیت شد.

پزشکیان: قصد اعتراض به ردصلاحیتم را نداشتم اما اعتراضم را ثبت کردم تا تصور نکنند آن را قبول دارم.

او با طعنه سنگین به قالیباف گفت: ما نه خودمان دادیم بچه‌هایمان از بیت‌المال بخورند، نه اجازه دادیم که خودشان (بچه‌هایمان) از بیت‌المال بخورند، نه بچه‌هایمان خارج از کشور هستند، نه برای کسی سیسمونی می‌گیریم. برای این نظام تمام زندگی و اعتقادمان را گذاشتیم.

اصلاح طلبان در دوره اول ریاست جمهوری آقای خاتمی یک موقعیت طلایی برای اجرای اصلاحات از درون داشتند که از دست دادند. وقتی جنبش مردمی رادیکالتر شد، آنها آنچنان از خواستهای تغییر ریشه ای مردم ترسیدند که در نهایت حفظ نظام را به “مردم سالاری دینی” ترجیح  دادند و خود را زیر دامن ولایت فقیه انداختند. 

اصلاح طلبان از بی اعتنایی دولتیان به خود خیلی عصبانی هستند.

شرق نوشت: اگر دولت رئیسی می‌تواند دستان محمد بن‌سلمان را بفشارد، چرا نتواند دستان بهزاد نبوی، سیدمحمد و سیدمحمدرضا خاتمی، ظریف، سلامتی، پزشکیان، مرعشی، محسن هاشمی […] که دل در گرو آینده ایران دارند، بفشارد. آیا رئیس‌جمهوری که به ملاقات آدم‌های متفاوتی که برخی از آنان دشمنی‌شان با ایران یا با نظام جمهوری اسلامی روشن است، می‌رود، آیا نمی‌تواند به هیئت‌مدیره مجمع وزرای ادوار پس از گذشت یک‌سال‌و نیم از ارسال تقاضای ملاقات وقت ملاقات بدهد؟

به جرم خیانت بزرگ اصلاح طلبان، مردم به حق از آنها بریدند، ولی بر خلاف انتظاری که داشتند سینه چاکان ولایت فقیه هم ماموریت آنها را تمام شده دانستند و دیگر تره برای آنها خرد نکردند، مگر برای دموکراسی بازی، به آنها عرض اندام محدود هنگام انتخابات می دهند. به قول اروپایی ها، اصلاح طلبان برای حاکمیت احمقان مفید (useful idiot) هستند.




حزب توده ایران: درود پرشور بر کارگران و کارکنان صنعت ملی نفت ایران

در راه برقراری پیوند میان اعتصاب‌های کارگری در مناطق و رشته‌های گوناگون بکوشیم!

طی روزهای اخیر کارگران و کارکنان رسمی وزارت نفت در مناطق مختلف دست به اعتصاب زده‌اند. کارکنان رسمی شاغل در شرکت نفت فلات قاره در جزیره خارک، کارگران و کارمندان مناطق نفت‌خیز واقع در اهواز و امیدیه، کارکنان فنی و تکنیسین‌های شاغل و بازنشسته در شرکت بهره‌برداری نفت و گاز آغاجاری و نیز کارگران در مجتمع پتروشیمی بندر ماهشهر و چند مجتمع پتروشیمی دیگر در جنوب و جنوب غربی کشور با اعتراض به سیاست‌های اقتصادی – اجتماعی حکومت جمهوری‌اسلامی و مطالبهٌ حقوق خود اعتصاب کرده و تجمع‌های اعتراضی برپا کردند.

هم‌زمان با این اعتصاب‌های پراهمیت، اعتراض‌های هفتگی بازنشستگان و مستمری‌بگیران در شهرهای گوناگون ادامه داشته‌است. همچنین کارگران گروه صنعتی فولاد اهواز و شماری از پرستاران در چندین شهر با اعتصاب‌های متعدد خواستار تامین مطالبه‌هایشان گردیدند. اعتصاب نفت‌گران به‌ویژه کارکنان رسمی وزارت نفت در مناطق نفتی خوزستان و بوشهر نمودار رشد و گسترش جنبش اعتراضی طبقه کارگر و زحمتکشان در اوضاع حساس کنونی است. این اعتصاب‌ها نشان‌دهنده حضور پررنگ‌تر و نقش موثرتر کارگران و زحمتکشان در جنبش همگانی ضددیکتاتوری است.

گسترش اعتصاب‌های کارگری در صنایع کلیدی و راهبردی به‌ویژه صنعت ملی نفت ایران رشد کمی و کیفی مبارزات طبقه کارگر و زحمتکشان فکری و یدی علی‌رغم اعمال فشار و سرکوب را به‌اثبات می‌رساند. کارگران و زحمتکشان متکی به سنت‌های انقلابی جنبش کارگری پرافتخار میهن ما مسیر دشوار و پراز افت‌وخیز رشد ارتقاء سطح مبارزاتی را با هوشیاری و شم طبقاتی طی می‌کنند. این مسیر با همهٌ موانع و اعمال سرکوب رژیم ولایت‌فقیه تداوم داشته و خواهدداشت.

مطالبات به‌حق نفت‌گران مانند عدم دست‌اندازی به‌صندوق بازنشستگی کارکنان نفت، اجرای کامل ماده ۱۰ و پرداخت معوقه‌ها، حذف محدودیت حق صنوات بازنشستگی و جزء اینها خواست‌هایی به‌حق و فراگیر با خصلت سیاسی است. رژیم در هراس از گسترش اعتصاب‌ها به‌صورت لفظی با برخی ازاین خواست‌ها مانند عدم دستبرد به‌صندوق بازنشستگی کارکنان نفت موافقت کرده‌است. اما به‌نظر می‌رسد این موافقت بیشتر یک مانور است به‌منظور یورش مجدد به نفتگران میهن ما. در روزهای اخیر به‌موازات اعتصاب نفتگران، پرستاران، بازنشستگان، کارگران گروه ملی فولاد اهواز نیز دست به اعتراض زده‌اند. این واقعیت که باید اعتصاب‌ها و اعتراض‌ها به‌هم متصل شده و از پراکندگی درآید، یک وظیفه فوری در برابر کارگران پیشرو، سندیکالیست‌های راستین و مبارزان راه رهایی طبقهٌ کارگر است. جنبش کارگری و سندیکایی باید با ارتقاء سطح سازماندهی و همبستگی و اتحادعمل فراگیر ارتباط و پیوند میان اعتراض‌های کارگری در مناطق و رشته‌های مختلف را فراهم‌آورد. شایان ذکراست در اقدامی مهم تعدادی از تشکل‌های دانشجویی با انتشار بیانیه‌ای از اعتراضات و اعتصاب‌ کارگران نفت پشتیبانی کردند. در بیانیهٌ آنها ازجمله می‌خوانیم: “ما تشکل‌های دانشجویی و بخش عظیمی از دانشجویان سراسر کشور از اعتراضات کارگران صنعت نفت و از گسترش اعتراضات کارگران بخش‌های مختلف تولیدی و خدماتی در سراسر، به‌هر شکل ممکن حمایت می‌کنیم. ما به‌خوبی می‌دانیم که درد مشترک ما چیست و این درد چگونه درمان می‌شود.”

حزب توده ایران – حزب طبقه کارگر ایران از مبارزات به‌حق و دلیرانهٌ کارکنان رسمی و سایر زحمتکشان صنایع نفت، گاز و پتروشیمی و پیکار پیگیر بازنشستگان، پرستاران، آموزگاران و فرهنگیان و سایر زحمتکشان قاطعانه حمایت کرده و همهٌ امکانات خودرا در جهت کامیابی و تامین منافع آنها به‌کار گرفته و می‌گیرد.

پیروز باد مبارزهٌ صنفی و سیاسی نفتگران میهن ما!

پیش به‌سوی تدارک و سازماندهی اعتصاب‌های کارگری و اعتصاب عمومی!

حزب توده ایران – ۲۵ آبان ۱۴۰۲




امپریالیسم امریکا و اروپا حامی فاشیسم بورژوازی صهیونیسم؛ مردم با وجدان جهان دوست خلق فلسطین

بورژوازی فاشیستی صهیونیسم همچنان به قتل و عام خلق فلسطین ادامه می دهد. در حالیکه امپریالیسم امریکا و اروپا تمام قد پشت جنایتکاران اسرائیلی ایستاده اند، همبستگی مردم و چپ های جهان با شورش خلق فلسطین گسترش می یابد.

بیش از ۶۰ سیاستمدار چپ‌گرای اروپایی و آمریکای لاتینی طوماری را امضا کردند که روز سه‌شنبه آغاز شد و از دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC) خواستند درباره رهبران اسرائیل به‌خاطر نسل‌کشی تحقیق کند.

هنگام راه اندازی این ابتکار، بلارا، وزیر حقوق اجتماعی اسپانیا گفت: «ما با سکوت و همدستی خود اجازه نسل کشی را نخواهیم داد. اگر به موقع جلوی خشونت را نگیرید، شما را با خود همراه می کند. »

در این طومار نام چندین رهبر اسرائیل از جمله بنیامین نتانیاهو نخست وزیر، یوآو گالانت وزیر دفاع و بزالل اسموتریچ وزیر دارایی ذکر شده است که به نسل کشی، جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی متهم می شوند. در این بیانیه همچنین آمده است که دیوان کیفری بین‌المللی شواهد کافی برای صدور حکم بازداشت علیه نتانیاهو و گالانت دارد.

ان ها خواستار پایان دادن به «اشغال، آپارتاید و گسترش پروژه استعماری دولت اسرائیل» نیز شدند.

این طومار توسط بلارا، جرمی کوربین از حزب کارگر بریتانیا، مانون اوبری از اینسومیز فرانسه (سرکش)، جوآنا مورتاگوا از بلوک چپ پرتغال و پیتر مرتنز از حزب کارگران بلژیک امضا شد.

تعریف کنوانسیون سازمان ملل از نسل کشی:

طبق ماده دوم کنوانسیون سازمان ملل، نسل‌کشی به هر یک از اعمال زیر گفته می‌شود که به قصد نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی انجام می‌شود:

«کشتن اعضای گروه، وارد کردن صدمات جسمی یا روحی قابل توجه به اعضای گروه،
تحمیل شرایطی که باعث تخریب فیزیکی کامل یا جزئی گروه می شود،
اجرای اقدامات با هدف جلوگیری از تولید مثل در داخل گروه،
انتقال اجباری فرزندان یک گروه به گروهی دیگر».




آذربایجان یک جمهوری خلقی است، یا دیکتاتوری بورژوازی همکار امپریالیسم و بورژوازی صهیونیسم؟ 

برخی از دوستان آذری ما به جای تحلیل طبقاتی از رژیم دیکتاتوری سرمایه داری آذربایجان به دام شوینیسم ترک افتاده اند.

در نوامبر ۲۰۲۲ پارلمان آذربایجان لایحه افتتاح سفارت در تل آویو را تصویب کرد. جیحون بایراموف وزیر امور خارجه برای شرکت در مراسم افتتاح سفارت از اورشلیم و تل آویو بازدید کرد. آذربایجان ۴۰ درصد نفت و گاز اسرائیل را تامین می کند و اسرائیل صادرکننده سلاح به آذربایجان است. بر اساس موسسه تحقیقات صلح بین المللی استکهلم، ۲۷ درصد از کل واردات تسلیحات آذربایجان در ده سال گذشته از اسرائیل بوده است. کارشناسان تخمین می زنند که ۷۰ درصد از خرید اسلحه آذربایجان بین سال های ۲۰۱۶  تا ۲۰۲۰  از  اسرائیل بوده است، فقط در سال ۲۰۱۶ ۵ میلیارد دلار.

آسوشیتد پرس در ۵ اکتبر ۲۰۲۳ نوشت که اسرائیل بی سر و صدا به آذربایجان برای بازپس گیری قره باغ کمک کرد و سلاح های قدرتمندی را به آذربایجان قبل از حمله این کشور به قره باغ داد. اسرائیل منافع بزرگی در آذربایجان که منبع حیاتی نفت دارد و مشتری پرسود اسلحه های پیچیده است دارد. علاوه بر آن هم مرزی آذربایجان با ایران و موقعیت استراتژیک آن برای اسرائیل مهم است.

پس از حمله دیوانه وار فاشیست های بورژوازی صهیونیسم به خلق فلسطین در غزه، سایت forbes نوشت “یک معامله انرژی بین آذربایجان و اسرائیل انجام شد. شرکت دولتی SOCAR آذربایجان برای استخراج گاز لویاتان در دریای مدیترانه در سواحل اسرائیل، اقدام خواهد کرد”.   

سایت eurasianet می نویسد که علی اف و دیگران در سازمان کشورهای ترک در قزاقستان به صراحت به تجاوز اسرائیل اشاره نکردند و فقط “نگرانی خود را نسبت به درگیری های جاری” ابراز کردند.

سایت ناتو می نویسد که آذربایجان با اعضای ناتو در بسیاری از زمینه ها از جمله امنیتی، دفاعی و مبارزه با تروریسم همکاری می کند.




عدم اجرای اصلاحات ارضی انقلابی، خیانت حاکمیت جمهوری اسلامی به دهقانان

پس از انقلاب حزب توده ی ایران سعی کرد که انقلاب از مرحله سیاسی که با سرنگونی دیکتاتوری خاندان پهلوی با موفقیت انجام شد، به مرحله اقتصادی- اجتماعی فرارویی کند. اصلاحات ارضی انقلابی و ضربه زدن به پایگاه طبقاتی بورژوازی داخلی از جمله گامهایی بود که می بایست فرارویی انقلاب به مرحله بعدی را تضمین کند. ولی رهبری برآمده از انقلاب ملی- دموکراتیک ما پس از آن که خود را از زیر امواج انقلابی توده ها نجات داد، به جای اجرای برنامه های غیرسرمایه داری، بورژوازی تجاری و سرمایه داری وابسته به زمین را در آغوش گرفت.     

 پلنوم هفدهم حزب  چنین می نویسد:« هم اکنون عملکرد سرمایه داری تجاری و تا حد معینی سرمایه داری وابسته به زمین و مسکن این خطر را در مقابل چشم همه مردم قرارداده و ضرورت مبارزه همه جانبه برای ریشه کن کردن این تسلط غارتگرانه و محدود کردن فعالیت سرمایه در این زمینه ها را از طرف وسیع ترین اقشار جامعه ایران مطرح کرده است.»(ص ۱۱)

حزب تمام توان خود را برای تعمیق انقلاب به کار برد، ولی اکثریت حاکمیت جدید به رهبری خمینی با خیانت به مردم راه خدمت به بورژوازی را برگزید. پلنوم هفدهم می نویسد.

«با کمال تأسف دولت جمهوری اسلامی تاکنون بیشتر به نصیحت و موعظه پرداخته است و فکر می کند از اینرو می توان دزدان زالو صفت را تغییر ماهیت داد.»(ص ۱۷)

همانگونه که در بریده ارگان مرکزی حزب توده ی ایران در بالا می بینید، حزب از آنجایی که میدانست که مساله زمین، ریشه بحران‌های مختلف و دلیل اصلی درگیری در مناطق کردستان و ترکمن صحرا  بود، فشار آورد تا اصلاحات ارضی انقلابی اجرا شود تا دهقانان به حق خود برسند. ولی خمینی طی فرمانی در سال ۱۳۵۹ دستور توقف اجرای بندهای «ج» و «د» قانون اصلاحات اراضی را صادر کرد.