با افزایش قیمت شیر، فقرا کمتر شیر می نوشند!

اکوایران امروز ۲۵ام مهر، با یک بررسی بسیار کارشناسانه متوجه شد که با افزایش قیمت شیر، فقرا کمتر شیر می نوشند!! نتیجه این تحقیقات که بی شک لایق دریافت جایزه نوبل در اقتصاد است را در زیر بخوانید!

به گزارش اکوایران، طی 5 سال گذشته اغلب کالاها در مقاطع زمانی مختلف با افزایش قیمت روبرو شده‌اند. این افزایش قیمت اثر خود را روی هزینه خانوار می‌گذارد. هزینه، حاصل‌ضرب قیمت و مصرف است. بنابراین  مصرف خانوارها به واسطه افزایش قیمت اجناس دست‌خوش تغییر می‌‌شود.

قیمت واحد این کالا [شیر] در سال 97 نسبت به سال 96 حدود 34 درصد افزایش یافته است. روند صعودی افزایش قیمت تا جایی صورت گرفته که افزایش قیمت این کالا در سال گذشته نسبت به سال 1400 به بیش از 79 درصد رسیده است. اما آیا هزینه خانوار برای خرید شیر هم به اندازه افزایش قیمت این کالا تغییر کرده است؟

در این گزارش، خانوارهای دهک اول و دهم در مناطق شهری به عنوان نمایندگان فقیرترین و غنی‌ترین اقشار این مناطق در نظر گرفته شده‌اند تا مصرف شیر آن‌ها طی 5 سال گذشته بررسی شود.

ارزیابی‌ها حاکی از آن است که اگر چه افزایش قیمت شیر برای همه خانوارهای کشور یکسان بوده اما مصرف این خانوارها به‌طور یکسان تغییر نکرده است. فقیرترین خانوارهای مناطق شهری نتوانسته‌اند با افزایش قیمت 79 درصدی شیر در سال گذشته مقابله کنند و مصرف خود را کاهش داده‌اند در حالی که ثروتمندترین خانوارها هزینه خود را تقریبا به همان میزان افزایش داده و مصرف شیر خود را ثابت نگه‌داشته‌اند.




سخنان نغز

احسان طبری

دربارهٔ این که سعادت چیست بحث پر جوشی در فلسفه انجام گرفته و می گیرد. برخی آنرا به یک حالت درون ذاتی (احساس نشاط و خرسندی) تبدیل می کنند، برخی آنرا به حالات برون ذاتی: قدرت، ثروت، شهرت، موفقیت در عشق و موفقیت به طور کلی (Success ) تعبیر کرده اند.

مارکس مکتب سعادت Eudämonismus کهن و زمان خود (از آن فویرباخ) را از جهت آن که می خواهد مفهوم «سعادت»  را به عنوان یک مقولهٔ ماوراء تاریخ حل کند ولی در واقع تنها در چارچوب ایده آلهای تاریخی اشراف و نجباء یا اربابان سرمایه داری محدود می ماند در مورد انتقاد قرار داده است.

سعادت به معنای مطلق آن یعنی: حداکثر ارضاء دائمی متنوع ترین نیازمندیهای جسمی و روحی، فردی و اجتماعی انسان در توافق با انسانهای دیگر بر اساس اصل یکی برای همه، همه برای یکی.

نیازمندیهای جسمی یعنی خوراک، پوشاک، مسکن، مناسبات جنسی، تندرستی، جوانی، جاندرازی (طول عمر یاLongévite ) نیازمندیهای روحی یعنی دانش، خرسندی و نشاط روحی، اشتغال به کار مطلوب وخلاق، ارضاء استه تیک، احساس پیشرفت و کامیابی در مبارزه و کار. نیازمندیهای اجتماعی عبارت است از امنیت همه جانبه، عدالت اجتماعی، دینامیسم اجتماعی، طبیعی است که این سعادت مطلق یا محتوی ثابت سعادت هرگز دارای مرز ثابت نیست و همیشه باید از مراحل سعادت نسبی گذشت و به سوی آن رفت.

در جامعه های طبقاتی محمل های عینی سعادت واقعی فراهم نیست زیرا در اثر کم بود نعمات مادی و معنوی و تسلط نفسانیات اندیویدوالیستی و ناسیونالیستی جامعه بر پایهٔ حرمان و امتیاز در مقیاس ملی و طبقاتی، فرماندهی و فرمانبری در مقیاس ملی و طبقاتی است.

مارکس می گوید هر کس افراد تیره روز فزونتری را خوشبخت کند، به همان اندازه خوشبختتر است.




سی‌آی‌ای رسما اعلام کرد:  دخالتش در کودتای ۱۳۳۲ ایران غیردموکراتیک بود!

آش انقدر شور شد که آشپز هم به آن اعتراف کرد. ایران انترنشنال که در دفاع از خانواده سلطنتی، امریکا و اسراییل معروف است به ترجمه سندی از آسوشیتدپرس روز پنج‌شنبه ۲۰ مهر در باره کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ پرداخت.

بدین گونه هر چه را که سلطنت طلبان در این چند سالی رشته بودند پنبه شد. سلطنت طلبان از ضعف حافظه بعضی از مردم ما و از ندانی نسل جوان از تاریخ گذشته خود سواستفاده کرده بودند و با دروغ های شاخدار کودتای ۲۸ مرداد را آزادی ایران از دست توده ای های کمونیست معرفی کرده بودند.

“سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سی آی ای، به شکل رسمی اعلام کرد حمایتش از کودتای سال ۱۳۳۲ در ایران «غیر دموکراتیک» بود. این کودتا منجر به برکناری محمد مصدق، نخست‌وزیر وقت و تحکیم قدرت محمدرضا شاه پهلوی شد.

در پادکستی که اخیرا از سوی سازمان سی‌آی‌ای منتشر شده است، دو تن از مقام‌های فعلی این سازمان اعتراف کرده‌اند دخالت سی‌آی‌ای در کودتای سال ۱۳۳۲ در خدمت تقویت دموکراسی نبوده است. این برای اولین بار است که سازمان سی‌آی‌ای تایید می‌کند در «کودتای ۲۸ مرداد» نقش داشته است.

پیش از این مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه وقت آمریکا در سال ۲۰۰۰ به «نقش مهم» واشینگتن در این کودتا اعتراف کرده بود.

باراک اوباما، رییس‌جمهوری پیشین آمریکا نیز در سال ۲۰۰۹ با اشاره به نقش سازمان سی‌آی‌ای در کودتای ۱۳۳۲ گفت این کودتا منجر به ساقط شدن دولتی در ایران شد که بر اساس سازوکارهای دموکراتیک به قدرت رسیده بود.

مورخان در سال‌های اخیر به بازخوانی این واقعه تاریخی و نقش سازمان سی‌آی‌ای در موارد مشابه مانند کودتای گواتمالا در سال ۱۹۵۴ میلادی پرداخته‌اند. “




نقشه اسرائیل و امریکا برای “جنگ علیه تروریسم”

کیتلین جانستون (caitlin johnstone) روزنامه نگار استرالیایی مقایسه جالبی در مورد ریاکاری غرب کرده است.

اسرائیل با استفاده از روایت “سپرهای انسانی”، غیرنظامیان را بمباران می کند و آن را به گردن حماس می اندازد.

جانستون می گوید که استدلال “سپرهای انسانی” مانند این است که اگر ارتش جمهوری خواه ایرلند (IRA) به لندن حمله می کرد، انگلیس با انداختن هزاران بمب در بلفاست، هزاران غیرنظامی ایرلندی و صدها کودک را می کشد و آنرا اقدامی ناگوار اما ضروری برای دفاع از خود می دانست. بریگادهای ارتش IRA هم در آن موقع در همان مکان هایی بودند که غیرنظامیان زندگی می کردند.

مثل این است که بریتانیایی ها یک هفته را صرف انداختن مواد منفجره نظامی در مکان هایی می کردند که می دانستند مملو از کودکان ایرلندی هستند، و هرکسی که از این موضوع انتقاد می کرد، متهم به ضدانگلیسی بودن می شد.

مثل این است که رسانه‌ای غربی از بمباران  بلفاست دفاع می کردند و از آن حمایت می‌کردند و می‌گفتند: «این هزاران کشته تقصیر ارتش جمهوری خواه ایرلند است، زیرا آنها در بلفاست هستند، جایی که غیرنظامیان هستند. انگلیس حق دارد از خود دفاع کند.»

این مثال به خوبی ریاکاری غرب را نشان می دهد. برای غرب جان غربیان و جان شرقی هایی مانند فلسطینی ها به یک اندازه محترم و ارزشمند نیست.

جانستون نقشه اسرائیل و امریکا را برای “جنگ علیه تروریسم” مسلمانان اینگونه اعلام می کند.

مرحله 1: توهین و کشتن مسلمانان

مرحله 2: منتظر باشید تا مسلمانان با خشونت به این خشونت ها پاسخ دهند

مرحله 3: از خشونت مسلمانان به عنوان توجیهی برای کشتار و توهین بیشتر آنها استفاده کنید.




نعل وارونه زدن کیهان در مورد قتل داریوش مهرجویی و همسرش

هیچ شکی نیست که روزنامه کیهان یا قاتلان را میشناسد و یا متوجه تشابه قتل جدید “برادران” با قتلهای زنجیره ای قبلی شده است. برای همین کیهان سعی میکند که آدرس عوضی دهد و “استکبار جهانی” را مسئول قتل بداند.

روزنامه کیهان نوشت: آیا مسئولان محترم امنیتی و اطلاعاتی کشور، میان قتل مرحوم مهرجویی که رسانه‌های صهیونیستی را با قاطعیت رانده بود و مورد مشابه آن یعنی قتل مرحوم مجید شریف تشابهی نمی‌بینند؟!

“مرحوم مهرجویی، هنرمند بود، نه فعال سیاسی. “

“آقای مهرجویی سال گذشته [..] به خبرنگاران رسانه‌های صهیونیستی (ضدایرانی) که با اصرار و پرده‌دری می‌خواستند از او علیه جمهوری اسلامی موضع بگیرند، به شدت و با قاطعیت اعتراض کرد و آنها را ناکام گذاشت. “

“یکی از کشته شدگان قتل‌های زنجیره‌ای سال ۱۳۷۷ نیز شخصی بنام مجید شریف [..] مواضع ضد صهیونیستی داشت و دو کتاب روژه گارودی، دانشمند ضد صهیونیست فرانسوی به نام‌های «اسطوره‌های بنیانگذار سیاست اسرائیل» و «تاریخ یک ارتداد» را به فارسی ترجمه کرده بود. درباره ماجرای قتل مرحوم مهرجویی و همسرش در ویلای شخصی‌شان در کرج،باید توجه داشت این جنایت، درست هنگامی اتفاق افتاده که تحولات مهمی در عرصه سیاسی و امنیتی منطقه [ماجرای جنگ مقاومت غزه- اسرائیل] در حال وقوع است. “

کیهان در پایان می نویسد: “از این زوایه نگاه می‌توان به ردیابی جریان رسانه‌ای آلوده‌ای پرداخت که همواره در هر رویداد ناگواری، طبق خواسته موساد و سیا و MI6 رفتار می‌کند. “

به زبانی دیگر، کیهان هر شکی در مورد نقش سازمان امنیت در این دو قتل را بر طرف می کند.




دعوای طرفداران دولت با دولت رئیسی

روزنامه هم میهن اظهارات اخیر سیدابراهیم رئیسی درباره دوطیف نیروهای حامی دولت:

رئیسی : «لحن تند برخی دغدغه‌مندان بسیار دلپذیرتر از سخن منافقانه برخی‌هاست.» اظهارنظری که در آن از دودستگی‌ها در میان نیروهای انقلابی همسو با دولت سخن به میان آمده است؛ عده‌ای که زبان تلخی دارند و احتمالا منتقدان تند و تیزی هستند که سخنان‌شان معمولا به مذاق برخی مسئولان خوش نمی‎ آید و گروه دیگری که اگرچه در ظاهر و فضای رسانه‌ای از دولت تعریف و تمجید و حمایت می‌کنند، اما در خفا و در عمل به نحوی رفتار کرده‌اند که به ضرر دولت بوده‌اند.

رئیسی در این سخنان خطاب به هم‌جریانی‌های خود از دودستگی می‌گوید که همین می‌تواند نوعی انتقاد درون‌جریانی نیز محسوب شود به عبارتی او احتمالا در حال گوشزد کردن این مسئله است که متوجه این اتفاقات در حلقه‌های مختلف سیاسی اطرافش هست و به‌نوعی از آنها می‌خواهد که به دنبال بهبود عملکرد دولت ورای اختلافات باشند و احتمالاً حتی به قیمت آنکه این لحن تند باعث رنجش خاطری شود.

حداقل در قبال دولت رئیسی این برداشت بود که آنها هم همانند مجلس خود را «انقلابی» تلقی می‎کنند. اما حالا این تاکید نشان می‌دهد که میان آن جریان انقلابی که شاید تندتر هستند با سایر نیروهای اصولگرایی حول دولت فاصله‌ای افتاده.

روزنامه هم میهن می نویسد که رئیسی که الان از انتقادات دلگیر است، در مناظرات انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۶ و در ۱۵ اردیبهشت همان سال در برابر حسن روحانی خواهان آن بود که ۸۰ میلیون نفر ایرانی آزادانه نقد کنند. به‌عبارتی او سال ۹۶ و در دوران ریاست‌جمهوری حسن روحانی، انتقاد را حق تمام ایرانی‌ها می‌دانست.




سخنان نغز

رفیق جان داده در راه برابری و آزادی، امیر نیک آیین

صهیونیسم یک جریان ناسیونالیستی متعصب متعلق به بورژوازی یهود است که در اواخر قرن نوزدهم در اروپا به وجود آمد و اکنون به ایدئولوژی رسمی دولت تجاوز گر اسرائیل بدل شده است.

این سازمان اکنون دارای قدرت مالی برابر با دارایی بزرگترین شرکت های انحصاری جهان است، سهام دار شرکت های متعدداسرائیلی و صاحب زمین ها و موسسات کشاورزی و واحدهای تولیدی و توزیعی عدیده است، مرکز آن در ایالت متحده امریکا است و فعالیت های جمعیت های صهیونیست را در بیش از ۶۰ کشور جهان کنترل میکند.

بورژوازی یهود با تحریک احساسات ناسیونالیستی و تعصب های ملی سالیان درازی است که در زیر پرچم صهیونیسم با نیروهای مترقی به مبارزه برخاسته و این جریان را به حربه ای در خدمت محافل ارتجاعی و امپریالیستی بدل کرده است.

شالوده صهیونیزم این اندیشه است که یک ملت واحد یهود مرکب از یهودیان سراسر جهان، صرف نظر از کشوری که میهن ان هاست وجود دارد. این اندیشه از نظر سیاسی ارتجاعی و حربه ی نفاق افکنی است. از نظر علمی بی پایه و غیرمنطقی است. صهیونیسم قوم یهود را دارای وضع استثنایی در جهان میداند که به عنوان برگزیده خدا دارای رسالتی ویژه است. چنین صهیونیست در درجه اول با منافع پرولتاریای یهود مغایر است.




دفاع حزب کارگر بریتانیا از نسل کشی فلسطینی ها توسط اسراییل!

به گزارش (LBC) کایر استارمر(Keir Starmer)، رهبر حزب کارگر، تصمیم اسرائیل برای محروم کردن ۲.۳ میلیون غیرنظامی فلسطینی در غزه از غذا، آب و برق و همزمان بمباران آنها را تایید کرد.

پس از آن که بریتانیا این هفته اعلام کرد که ارتش این کشور می تواند فعالانه در جنگ نسل کشی اسرائیل علیه نوار غزه شرکت کند، حزب کارگر، حزب اصلی مخالف نیز با صدای بلند همدستی خود را در محاصره ۲.۳ میلیون نفر اعلام کرد. استارمر، رهبر حزب کارگر در پاسخ به سوالی که توسط رادیو LBC پرسیده شد که آیا فکر می‌کند محاصره و قطع برق و آب مناسب است؟ گفت: «اسرائیل این حق را دارد»

بقیه رهبران حزب کارگر نیز حمایت کامل خود را از نسل کشی اسرائیل اعلام کرده اند. دیوید ایوانز(David Evans)، دبیر کل حزب کارگر، دستوراتی را به مقامات حزب صادر کرد تا از بحث یا تصویب بیانیه‌های شاخه‌های محلی در حمایت از فلسطین جلوگیری کنند: «رهبری حزب به روشنی گفته است که حزب کارگر کاملاً از حق اسرائیل برای دفاع از خود حمایت می‌کند.»