چین از این پس کانون نیروی کار ارزان برای جهان سرمایه‌داری نخواهد بود
کنگرهٔ حزب کمونیست چین اعلام کرد

نمایندگان کنگرهٔ بیستم با به‌کنار نهادن مخالفانی که پیروی حزب کمونیست چین از سوسیالیسم را تبلیغاتی می‌دانند، بیانیه‌ای صادر و اعلام کردند: “با آموختن از تجربه… ما موفقیت حزب و سوسیالیسم [در چین] را مدیون این واقعیت هستیم که مارکسیسم تأثیرگذار بوده است.” کنگره اعلام کرد حزب کمونیست چین تنها با ترکیب مارکسیسم با واقعیت و فرهنگ مادی چین و “به‌کارگیری ماتریالیسم دیالکتیکی و تاریخی” است که می‌تواند برای رویارویی با چالش‌های پیشِ رویِ چین برنامه‌ریزی کند.

نوشته سی جی اتکینز – نشریه دنیای مردم – ۲۶ اکتبر ۲۰۲۲

شی جین پینگ در بیستمین کنگرهٔ حزب کمونیست چین که در هفته گذشته برگزار شد، به‌طور بی‌سابقه برای سومین بار به‌مقام دبیرکل حزب کمونیست چین انتخاب شد تا برای آیندهٔ پیش‌بینی‌شده‌ای رهبری حزب حاکم چین را بر عهده گیرد. این تنها خبری است که رسانه‌های غربی از این نشست که از ۲۴ تا ۳۰ مهرماه ۱۴۰۱( ۱۶ تا ۲۲ اکتبر) برگزار شد پخش کردند. ولی انتخاب رهبری حزب در این کنگره که هر پنج سال انجام می‌گیرد فقط یکی از جنبه‌های این نشست است. تصمیم‌های گرفته شده از سوی دو هزار نمایندهٔ این کنگره دربارهٔ مرحلهٔ بعدی اصلاحات اقتصادی کشور و عزم آنان به ایجاد سیستم مشارکتی‌ای جهانی از سوی چین برای جایگزین کردن سلطهٔ ایالات متحده با این سیستم احتمالاً برای جهان اهمیتی بیشتر دارد. اگر هدف‌های حزب کمونیست چین محقق شوند، چین دیگر کانون عرضهٔ نیروی کار ارزان قیمت برای سرمایه‌داری جهانی نخواهد بود و این کشور به‌سمت اقتصادی متمرکز بر ارزشی بالاتر و رشد داخلی‌ای متمرکز حرکت خواهد کرد. بر اساس بیانیهٔ نهایی کنگره، دستیابی به پیشرفت در راستای “الگوی جدید توسعه” بر اساس “ترویج توسعه با کیفیت بالا”، دستیابی به استقلال و توان بیشتر در علم و فناوری … و ایجاد اقتصادی مدرن هدف‌های اصلی کشور هستند. ”

سوسیالیسم در مصاف سرمایه‌داری

آمار تهیه و توزیع کالا نشان می‌دهند که این حرکت هم‌اکنون در‌حال انجام گرفتن است. نرخ دستمزدها در چین در چند سال گذشته به‌میزانی چشمگیر افزایش یافته و حتی دو برابر شده است. حتی پیش از همه‌گیری کرونا تعدادی از صنایع صادراتی کم‌هزینه که زمانی مناطق آزاد تجاری جنوبی چین را تشکیل می‌دادند مهاجرت به کشورهای دیگر را آغاز کرده بودند زیرا سرمایه‌های خارجی در پی سود بیشتر در نقاط دیگر هستند. از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۱ (۲۰۱۶ تا ۲۰۲۲)، سهم جهانی چین از صادرات پوشاک، مبلمان، کفش، چمدان، و کیف کاهش یافت. درحالی که وال‌استریت ژورنال و نشریه‌های خبری مالی این تغییر جهت را شکستی سیاسی و از دست دادن “سلطهٔ چین بر تولید و صادرات” نشان می‌دادند. واقعیت امر این بوده است که هدف حزب کمونیست چین هرگز این نبوده است که چین برای همیشه در پایین‌ترین سطح اقتصاد جهان بماند. روی گرداندن از تولید کالاهای ارزان قیمت با دستمزدهای پایین و پایان دادن به نابرابری دستمزدها همیشه بخشی از برنامهٔ بلندمدت چین بوده‌اند. وانگ ژیگانگ، وزیر علوم و فناوری چین، در ماه‌های خرداد و تیر (ژوئن) گذشته گفت: “در دههٔ گذشته فعالیت‌های علمی و فناوری چین دستخوش تغییرهای ساختاری‌ای تاریخی شده‌اند. ما به‌ ردهٔ کشورهای نوآور وارد شده‌ایم.” آمارهای موجود ادعای او را تأیید می‌کنند. چین از رتبه ۳۴ در ده سال پیش، به رتبه دوازدهم در شاخص جهانی نوآوری رسیده است.

حزب کمونیست چین در هجدهمین کنگره‌اش در سال ۱۳۹۱ (۲۰۱۲)، توسعه علمی و فناوری را در مرکز دستورکار خود قرار داد و در مقام حزب حاکم، منابعی را برای انجام آن اختصاص داد. ده سال پس از آن کنگره هزینه‌های پژوهش و توسعه چین چنان رشدی کرد که پس از ایالات متحده بالاترین حجم را پیدا کرد و از مبلغ ۱۵۳ میلیارد دلار به ۴۱۴ میلیارد دلار رسید. شرکت‌های فناوری چینی درحال‌حاضر با شرکت‌های فناوری دیگر نقاط جهان به‌ویژه در زمینهٔ ارتباطات رقابت می‌کنند، همان‌طور که با راه‌اندازی نخستین شبکه‌های “گ ۵” (۵G) در چین و سپس در سراسر جهان نشان داده شد، چین در زمینه‌های علمی‌ای دیگر مانند شیمی، علم مواد و فیزیک نیز در صدر قرار دارد، اگرچه هنوز جای پیشرفت در بسیاری از زمینه‌ها را دارد. بیشتر کشورهای توسعه‌یافته میزان ۱۳ تا ۲۵ درصد از هزینه‌های پژوهشی و توسعه‌ای‌شان را به تحقیقات پایه اختصاص می‌دهند. در چین این میزان از هزینه کمی بیش از ۶ درصد است. لیو هویفنگ، پژوهشگر آکادمی علوم و فناوری چین، اخیراً گفته است: “ما هنوز با کمبودی بزرگ مواجهیم.” شی در نخستین روز برگزاری کنگرهٔ بیستم حزب در سخنرانی افتتاحیه آن گفت که فاصله گرفتن از رشد صادرات‌محور و حرکت به‌سوی بخش‌های پیشرفته‌تر اقتصادی و کاستن از نابرابری در دستیابی به “رفاه عمومی” باید از ویژگی‌های مرحلهٔ بعدی “جوان سازی” چین باشد و این کار به‌معنی گام برداشتن در راه سوسیالیستی است.

هدف مرحله بعدی اصلاحات اقتصادی، افزایش رشد داخلی خواهد بود

“مارکسیسم کارآمد است”

نمایندگان کنگرهٔ بیستم با به‌کنار نهادن مخالفانی که پیروی حزب کمونیست چین از سوسیالیسم را تبلیغاتی می‌دانند، بیانیه‌ای صادر و اعلام کردند: “با آموختن از تجربه… ما موفقیت حزب و سوسیالیسم [در چین] را مدیون این واقعیت هستیم که مارکسیسم تأثیرگذار بوده است.” کنگره اعلام کرد حزب کمونیست چین تنها با ترکیب مارکسیسم با واقعیت و فرهنگ مادی چین و “به‌کارگیری ماتریالیسم دیالکتیکی و تاریخی” است که می‌تواند برای رویارویی با چالش‌های پیشِ رویِ چین برنامه‌ریزی کند.

تلاش در انجام این امر که از سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۸) و با “اصلاحات اقتصادی و گشایش سیاسی” از سوی رهبر وقت حزب، دنگ شیائوپینگ، آغاز شد حکایتی دقیق از چین معاصر است. دولت وقت با الهام گرفتن از “سیاست‌های نو اقتصادیِ” لنین (نپ-NEP) در سال‌های دههٔ ۱۲۹۹ (۱۹۲۰) و ترکیب آن با شرایط چین اصلاحات در صنایع دولتی، آزادسازی کشاورزی، و جذب سرمایه‌گذاری خارجی در مناطق آزاد تجاری را آغاز کرد تا به سرمایه و فناوری‌ای که کشور فاقد آن‌ها بود دسترسی پیدا کند. هدف همهٔ این رویکردها ایجاد نیروهای مولد و بالا بردن سطح زندگی کارگران در راستای دیدگاه ماتریالیسم تاریخی‌ بود که بنا بر آن، سوسیالیسم را فقط بر اساس اقتصاد مدرن و توسعه‌‌یافته می‌توان بنا کرد. همان‌طور که دنگ شیائوپینگ گفت، قرار نبود سوسیالیسم جامعه‌ای دمخور با فقر باشد، بلکه جامعه‌ای باید باشد دمخور با رفاه و مردمی که با هم به‌پیش می‌روند.

مفهوم “اقتصاد بازار سوسیالیستی” یا “سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی” از چنین آزمونی بیرون آمد. حزب کمونیست چین تشخیص داد که چین هنوز در “نخستین مرحلهٔ سوسیالیسم” قرار دارد، مرحله‌ای که به‌دلیل توسعه‌نیافتگی کشور می تواند مدت‌زمانی طولانی ادامه داشته باشد. اصلاحات و گشایش به‌طرزی انکارناپذیر پیشرفت را به‌همراه داشته است. بیش از ۸۵۰ میلیون نفر از فقر درآمده‌اند و درآمد سرانهٔ کنونی ۲۵ برابر بیش از درآمد سرانهٔ هر فرد در سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۸) است. رشد اقتصاد ملی از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۹۷ (۱۹۷۸ تا ۲۰۱۸) به‌طور متوسط ۱۰ درصد در سال (سه برابر میانگین این نرخ در ایالات متحده) بوده است و با در نظر گرفتن قدرت خرید مردم، چین در حال حاضر بزرگ‌ترین اقتصاد جهان است.

این کشور سرمایه و دانش فنی مورد نیاز برای پی‌ریزی اساس اقتصاد سوسیالیستی‌ای مدرن را با دستورکار اصلاحات به‌دست آورد، ولی  همراه با موفقیت مشکلاتی نیز به‌وجود آمد که زاییدهٔ سیستم سرمایه‌داری است: نابرابری گسترده، ظهور مبارزات طبقاتی بین کارگران و کارفرمایان، و تخریب محیط زیست. مانع‌هایی در مسیر ایجاد دموکراسی سوسیالیستی‌ای کارآمد نیز وجود داشته است: میدان “تیان‌آن‌من” در سال ۱۳۶۸ (۱۹۸۹)، بی‌ثباتی‌های اخیر در هنگ‌‌کنگ، نگرانی‌ در مورد حذف محدودیت در‌ تعداد دوره‌های ریاست‌جمهوری، و پرسش‌هایی دربارهٔ تحولات در منطقهٔ مسلمان‌نشین سین‌کیانگ.

مسئله‌های مرتبط با دموکراسی و بازار سوسیالیستی

بسیاری از مفسران غربی بر انتخاب مجدد شی جین پینگ در این هفته و آنچه آنان “قدرت بدون پاسخگویی” در این انتخاب نامیدند و به‌سخره گرفتند تمرکز کردند و تا حد زیادی بقیهٔ اقدام‌های کنگرهٔ بیستم حزب را نادیده گرفتند. واقعیت انکارناپذیر این است که شی جین پینگ هماکنون از هر فرد دیگری در رهبری حزب بالاتر است و حتی کسانی که از سوسیالیسم چین حمایت می کنند نیز ممکن است تعجب کنند که بر سر رویکرد جمعی و همداستانی در مورد محدودیت‌های تعداد دوره‌های ریاست که از زمان دنگ شیائوپینگ حاکم بوده چه آمده است. انقلاب فرهنگی فاجعه‌بار مائو تسه تونگ در سال‌های دههٔ ۱۳۴۰ (۱۹۶۰) که کشور را ده سال به هرج‌ومرج فرقه‌ای فرو برد موجب شد نسل‌های پیشین اعضای حزب کمونیست چین مصمم شوند دیگر هرگز به هیچ رهبر دیگری اجازه ندهند صاحب چنان قدرتی شود که مائو اِعمال کرد. بحث دربارهٔ احتمال بروز چنین تمرکز قدرتی بی‌جهت درنمی‌گیرد.

برای نمونه، مسئلهٔ ترغیب اعضای حزب به حمایت از “موضع اصلی رفیق شی جین پینگ در کمیتهٔ مرکزی و تمامی حزب” بیش از پنج بار در قطعنامهٔ نهایی کنگرهٔ بیستم و شش بار در بیانیهٔ اصلاح اساسنامهٔ حزب دیده می‌شود. افزون بر این، سهم ایدئولوژیک دبیرکل یعنی “اندیشه‌های  شی جین پینگ در مورد سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی در عصر نوین” ظاهراً باید “مارکسیسم در چین معاصر و قرن بیست‌ویکم” نامیده شود. بااین‌همه و گذشته از نگرانی در مورد تمرکز بیش از حد قدرت، شاخص‌ترین نکته در مورد کنگرهٔ بیستم عزم حزب کمونیست چین در گشودن مرحله‌ای جدید در استراتژی اصلاحات اقتصادی است. شی جین پینگ با تکرار آمال دنگ شیائوپینگ دربارهٔ رفاه مشترک، به نمایندگان گفت: “سوسیالیسم، نیاز مادی نیست.” او گفت چین برای فراوانی مادی و “توسعهٔ کامل” تلاش خواهد کرد. او استدلال کرد که برای انجام این کار تعهد کشور به‌حفظ بازار سوسیالیستی ضروری است.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ  ۱۱۶۸، ۱۶ آبان 




بزرگداشت جان باختگان راه آزادی، جمعه ی اعتراض در شهرهای بلوچستان

مهاباد، بزرگداشت آزاد حسین پور – جمعه ۲۷ آبان ۱۴۰۱

خبرها و گزارش های ویدیویی اعتراضات روز جمعه ۲۷ آبان (روز شصت و سوم اعتراضات) و روزهای گذشته ی مردم ایران در شهرهای مختلف و دانشگاه های کشور را در کانال تگرامی اخبار روز دنبال کنید!

ایران دو روز خونین را پشت سر گذاشته است، حکومت اسلامی در جریان اعتراضات گسترده ی روزهای ۲۵ و ۲۶ آبان تعداد نامعلومی را کشته است. مردم با حضورانبوه در مراسم خاکسپاری جان باختگان راه آزادی و ادامه ی اعتراضات خود نشان می دهند از سرکوب خشونت بار و قتل و کشتار نمی ترسند و یادبود آزادخواهان را به سکویی برای ادامه ی مبارزات خود تا رسیدن به نتیجه ی نهایی تبدیل می کنند.

جمعه ای دیگر فرا رسیده و مردم در بلوچستان بار دیگر به خیابان ها آمده اند. سفر هیات حسن نیت خامنه ای به زاهدان بی فایده بوده است. در بلوچستان مثل سرتاسر ایران مردم مصمم به ادامه ی مبارزه تا محو دیکتاتوری هستند. تصاویر دریافتی از شروع اعتراضات در زاهدان؛ خاش، ایرانشهر و بهره خبر می دهند. در زهدان مردم در پاسخ شعارهای کردستان در همبستگی با بلوچستان شعار «بژی کردستان» داده اند. «خامنه ای قاتله حکومتش باطله» و «مرگ بر خامنه ای» و «مرگ بر بسیجی» از جمله شعارهای امروز در زاهدان است.

مردم ایرانشهر با شعار مرگ بر خامنه ای به خیابان ها آمدند – ۲۷ آبان pic.twitter.com/fdq7QFnh3g— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 18, 2022

زاهدان، مردم با شعار مرگ بر خامنه ای به خیآبان آمدند – ۲۷ آبان pic.twitter.com/0YNDaPwg32— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 18, 2022

امروز صبح برخی شهرهای ایران از جمله در مهاباد، تبریز، ایذه و سمیرم آیین های خاکسپاری جان باختگان راه آزادی به تظاهرات ضدحکومتی تازه ای تبدیل شد.

در مهاباد مراسم خاکسپاری آزاد حسین پور با اعتراض بزرگی تبدیل شد. مهاباد سقز و بوکان اکنون شاهد اعتراضات مردمی و جنگ و گریز با ماموران حکومتی هستند. تصاویر دریافت شده نشان می دهد که این شهرها صحنه ی اعتراضات سنگین و درگیری های خیابانی هستند. پایگاه بسیج وابسته به سپاه در مهاباد به تصرف مردم در آمده است. نیروهای سرکوب به سوی مردم شلیک می کنند. گفته شده است یک انقلابی در مهاباد کشته شده است. در روستای کوله‌ساره از توابع کامیاران مردم به پایگاه بسیج روستا حمله کرده اند.

مھاباد – خروش ھزاران نفری مردم مھاباد در خیابانهای این شهر – ۲۷ آبان pic.twitter.com/M8wCn6aZXv— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 18, 2022

مهاباد – مراسم خاکسپاری آزاد حسین پور – جمعه ۲۷ آبان pic.twitter.com/apgVZHv5SA— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 18, 2022

مادر کیان پیرفلک: ماموران گارد ویژه و لباس شخصی ماشین را به رگبار بستند: در ایذه مراسم خاک سپاری کیان پیرفلک و آرتین رحمانی دو کودک قربانی فاجعه ی کشتار مردم این شهر در روز چهارشنبه گذشته برگزار شد. در مراسم خاکسپاری کیان پیرفلک جمعیت انبوهی شعار می داد: بختیاری رسم نماز نداره! و بسیجی، سپاهی، داعش ما شمایی! مادر کیان پیرفلک در سخنانی بر سر مزار فرزند خود گفت ماموران گارد ویژه و لباس شخصی خودروی کیان و پدرش را به رگبار بستند.

ایذه -مراسم خاکسپاری کیان پیرفلک که به دست مزدوران سپاه کشته شد .سیل عظیم جمعیت بختیاریها با شعار «بسیجی، سپاهی، داعش ما شمائی» – ۲۷ آبان pic.twitter.com/PYEiCUp3Ai— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 18, 2022

مادر کیان پیرفلک: ماموران گارد ویژه و لباس شخصی ماشین را به رگبار بستند pic.twitter.com/PQnmtU17uo— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 18, 2022

در تبریز مراسم خاکسپاری آیلار حقی دانشجوی ورودی ۱۳۹۷ دانشگاه علوم پزشکی آزاد تبریز که در قیام شبانه ۲۵ آبان در تبریز جان باخت با شعارهای ضدحکومتی برگزار شد. گفته می شود او که از تعقیب ماموران می گریخت به ساختمان نیمه تمامی پناه برد، ماموران او را به پائین پرتاب کردند و میلگرد در گردن او فرو رفت. این مراسم مورد حمله ی اوباش حکومتی قرار گرفت. در سمیرم مراسم خاکسپاری مراد بهرامیان و مسلم هوشنگی که چهارشنبه شب به دست مزدوران اسلامی کشته شدند، برگزار شد.

مراسم خاکسپاری دومین جان باخته راه آزادی شهرستان سمیرم مراد بهرامیان pic.twitter.com/vHgpOhPbPx— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 18, 2022

شعارهای کوبنده‌ی مردم در مراسم خاکسپاری آیلار حقی
وادی رحمت تبریز pic.twitter.com/DqsuY17Oa1— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 18, 2022

خاکسپاری شبانه و اجباری شهید آزادی هیوا جانان اهل بوکان:
شب گذشته ۵ جوان در بوکان با شلیک گلوله ماموران حکومت به شهادت رسیدند. هژار مام‌خسروی، هیوا جانان و آرش محمدی و دو تن دیگر که خانواده آنها تحت فشار و تهدید مزدوران خامنه‌ای حاضر به خبررسانی نشده‌اند. بنابر گزارش ها خانواده هیوا جانان را مجبور کرده اند پیکر او را شبانه به خاک بسپارند.

سمانه نیکنام روز چهارشنبه در معالی آّباد شیراز توسط نیروهای امنیتی کشته شده است

گزارش دریافتی: سمانه نیکنام ۳۶ ساله چهارشنبه ۲۵ آبان در معالی آباد شیراز توسط نیروهای سرکوبگر گشته شده است. گفته شده بعد از تحویل پیکر سمانه به خانوادش هر دو چشمش خالی بوده است و به خانواده گفته اند که خودش چشم هایش را اهدا کرده است. دلیل مرگ او را «سقط جنین» اعلام کرده اند. سمانه نیکنام دو دختر ۱۶ و ۹ ساله به نام های ماهک و مهتاب دارد.

کشته شدن چند مامور وزارت اطلاعات و سپاه در بوکان و اصفهان
رسانه‌های رسمی در ایران از کشته شدن یک مامور وزارت اطلاعات و یک نیروی سپاه در بوکان خبر می‌دهند. استاندار آذربایجان غربی برای مهدی اثنی عشری، مامور وزارت اطلاعات، پیام تسلیت داده است. دیگر فردی که گفته شده روز پنجشنبه در بوکان کشده شده رحیم سحابی، عضو سپاه معرفی شده است. ایرنا می‌گوید روز سه‌شنبه هم سرهنگ رضا الماسی از سپاه هم در بوکان کشته شده است. در اصفهان، سرهنگ اسماعیل چراغی از فرماندهان یگان ویژه ی اصفهان در جریان مقابله با اعتراضات مردمی کشته شده است.

فرهادی در واکنش به کشته شدن کودک ایذه‌ای: خون این کودکان دامان آلوده‌تان را خواهد گرفت
اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی برنده اسکار با انتشار عکسی از کیان پیرفلک، کودک ۱۰ ساله ایذه‌ای گفت: «خون این کودکان پاک، دامان آلوده‌تان را خواهد گرفت.»
پیش از این شماری از سینماگران از جمله هنگامه قاضیانی، حامد بهداد، امیر جدیدی، علی شادمان، هومن سیدی، تینا پاکروان، پانته‌آ بهرام، هانیه توسلی، ستاره اسکندری، سحر دولتشاهی، میترا حجار، امیر جعفری، تهمینه میلانی، مهدی احمدی نسبت به کشته شدن کیان پیرفلک واکنش نشان داده بودند.




درگیری های گسترده در کردستان، سنندج و بوکان کشته دادند؛ سومین روز اعتصاب سراسری

در سنندج و بوکان مردم عملا کنترل شهر را در دست گرفته اند:

سنندج، قیام مردمی – ۲۶ آبان pic.twitter.com/BHRIqOqhJS— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 17, 2022

بوکان، قیام مردمی ۲۶ آبان pic.twitter.com/uJjmq957y8— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 17, 2022

در کردستان قیام از صبح امروز آغاز شده است. مردم مبارز بوکان مراسم خاکسپاری محمد حسن زاده را به خونخواهی از خامنه ای خائن و مزدورانش تبدیل کردند. مردم پس از مراسم خاکسپاری به خیابان آمدند و علیه نظام آخوندی خروشیدند. تعدادی از مزدوران خامنه ای خائن هم مجازات میدانی شدند.

هزاران نفر از مردم مهاباد از ساعات ابتدایی صبح امروز به صورت پیاده و با خودرو جهت شرکت در مراسم خاکسپاری و خونخواهی جانباختگان راه آزادی به سمت شهر بوکان حرکت کردند. مراسم خاکسپاری جان باختگان راه آزادی در آرامستان بوکان با حضور پرشکوه آزادیخواهان در حال برگزاری است.
در سنندج مراسم گرامی داشت چهلم ۴ جانباخته انقلابی این شهر داریوش علیزادە، پیمان منبری، محمد امینی، یحیی رحیمی در قبرستان سنندج با شعار: “کُردستان کُردستان، گورستان فاشیستان” برگزار شده است. بعد از پایان این مراسم مردم به شهر بازگشته و اعتراضات خود را از سر گرفته اند.
در بوکان نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به سوی مردم تیراندازی کردەاند و گزارش های اولیه حاکی از جان باختن یک معترض و زخمی شدن چند تن است. ویدئویی از کشته شدن وی منتشر شده است. وضعیت شهر کاملا جنگی و ملتهب است.

پدر جان باخته انقلاب محمد حسن‌زاده در مراسم تشییع پیکر پسر جوانش گفته است: «یە دوره برای اینکه کسی را توصیف کنند، میگفتیم! خیلی مَرده! الان مردی که جرئت جسارت و مردانگی داشته باشە باید بهش بگیم ! خیلی زن هستی! چون جسارت زنان بسیار بالاتر از مردان است!»
پدر جان باخته ی راه آزادی سالار مجاور در مراسم خاک سپاری فرزند خود گفته است: این فرزندم را تقدیم خاک کردستان کردم من افتخار می‌کنم که شب صدها مادر و خواهرم به جلوی منزل آمدند، در طول زندگیم این چنین حرکتی ندیدم، پسرم را با تصمیم مردم به خاک سپردم و وی فرزند شماست.

در بوکان چه خبر است؟
مردم بعد از مراسم خاکسپاری شهدای ۲۴ آبان به خیابان‌ها بازگشتند. سرکوب‌گران با شلیک گلوله و ساچمه تلاش کردند جمعیت را مرعوب کنند. خشم مردم و مصمم بودن در انتقام خون شهدا سرکوب‌گران را وادار به عقب‌نشینی کرد. ساختمان شهرداری تسخیر و نابود شد. فروشگاه افق کوروش تسخیر و اموال آن به مالکان اصلی بازگشت. چندین خوردروی جاسوسان و جاش‌ها ضبط و به آتش کشیده شد. تمام مسیرهای ورودی و خروجی شهر توسط مردم مسدود شد. کنترل شهر در دست مردم است.

آرام حبیبی در بیمارستان سنندج در اثر شدت جراحات ناشی از گلوله جنگی سرکوبگران جانباخت: یک شهروند معترض به نام آرام حبیبی در بیمارستان کوثر بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد. آرام با گلوله جنگی هدف قرار گرفته و از ناحیه سر زخمی شده بود نیروهای امنیتی مستقر در بیمارستان می‌خواهند پیکر بی‌جان او را بدزدند. دست کم ۱۰ شهروند دیگر که تیر خورده‌اند به بیمارستان کوثر در سنندج منتقل شده‌اند.

بوکان مراسم خاکسپاری محمد حسن زاده pic.twitter.com/BDakrN8jUg— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 17, 2022

مردم سنندج بعد از مراسم چهلم جانباختگان انقلاب به سوی شهر باز میگردنند – ۲۶ آبان pic.twitter.com/HehtGEpBw2— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 17, 2022

مردم مهاباد برای شرکت در مراسم جان باختگان آزادی در راه بوکان – ۲۶ آبان pic.twitter.com/2B6ZuQLoEY— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 17, 2022

حضور مردم معترض در چهلم جانباختگان اعتراضات اخیر در بهشت محمدی سنندج pic.twitter.com/fcHAt9Wm0B— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 17, 2022

در سومین روز بزرگداشت قیام آبان ۹۸ اعتراضات در شهرهای زیر ادامه یافته است:

تهران: ایستگاه های مترو

مشهد، بوکان، سنندج، مهاباد، درود، ایلام، اصفهان، ماسال، تبریز، پیرانشهر، سمیرم اصفهان، سرابله ایلام،

ایذه – چهارشنه ۲۵ آبان

گزارش از بهشهر: من دوستم کادر بیمارستان امام بهشهره. دیشب خود بیمارستان در رو به روی مجروحان بست و اجازه نداد هیچ کس وارد شه. پرستار بیمارستان خاتم بهشهر بهم گفت ۷،۸ تا مجروح آوردن. یکی از مجروحان پسر ۱۶ ساله ای بود که با خود نیروها بود. تو تاریکی اشتباه هدف قرار گرفته بود. یه چشمش بخاطر ساچمه تخلیه شد. جلو در بیمارستان خاتم نیرو اطلاعات ایستاده بود و اطلاعات مجروحان رو ثبت می کرد.

گزارش از سرابله (ایلام): مردم روز پنجشنبه دست به اعتراض و سنگربندی خیابان زدند. مطابق تصاویر منتشر شده، معترضین مخابرات سرابله را تصرف کردند. گفته شده شب گذشته مزدوران حکومت از این ساختمان به سوی مردم شلیک می کردند.

اعتصاب های سراسری

سومین روز اعتصاب سراسری و ملی در ایران همچنان ادامه دارد. در شهرهای زیر سومین روز اعتصاب جریان دارد:

تهران، اصفهان، تبریز، مشهد، شیراز، اراک، صومعه سرا، گرگان، ساری، مرودشت، ساری، گوهردشت کرج، بابل، کرمانشاه، مریوان، سرپل ذهاب، ایلام، نجف آباد، الیگودرز، مدرس، بریز، سنندج، دهگلان، بوکان، مریوان، سبزوار، بندرعباس، زنجان، قزوین، کرج، بیجار، خرم آباد، راسک، زاهدان، دیواندره، زرین شهر، ایذه، بهشهر، اردبیل

به ترتیب از راست: بازار تهران، بازار اراک، خیابان شهناز تبریز، بازار اصفهان

در مشهد ماموران به مغازه داران به خاطر تعطیلی مغازه های خود حمله کرده اند.

اعلام اعتصاب دانشجویان دانشگاه های آبادان: جمعی از دانشجویان دانشگاههای آبادان در اعتراض به یورش دیروز به دانشگاه آزاد آبادان با انتشار بیانیه ای اعلام اعتصاب کرده اند. اسامی تعدادی از بازداشت شده گان اعتراضات دیروز دانشگاه آزاد واحد آبادان به شرح زیر است:
علی دوسری دانشجوی مترجمی زبان، حامد امیری دانشجوی عمران، احمد صنعتی فولادی دانشجوی عمران، امیر حسین صالحی دانشجوی حقوق، رسول دریس جرف دانشجوی حقوق، حسین آلبوغبیش دانشجوی حقوق، امیر حسین صالحی دانشجوی حقوق، مائده عفراوی.

ورود یگان ویژه به کتابخانه خوارزمی دانشگاه شیراز

بنا به اخبار رسیده ساعتی پیش نیروهای یگان ویژه با ورود به دانشگاه شیراز، در پی جستجوی یکی از دانشجویان این دانشگاه که به کتابخانه پناه آورده بود، به کتابخانه دانشگاه رفته و این دانشجو را به همراه وسایل شخصی‌اش بازداشت کردند

بازداشت یک دانشجو در کتابخانه دانشگاه شیراز- ۲۵ آبان pic.twitter.com/tdPLU4typi— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 17, 2022

انقلاب! این جا شهر کوچک برازجان است – ۲۵ آبان



نامه مریم اکبری منفرد از زندان: سالهاست که ما برای آب و نان جان می دهیم

مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی تبعیدی در زندان سمنان با نگارش نامه ای با اعتراضات مردمی اعلام همبستگی کرد. او در بخشی از نامه خود نوشت، «من و این زنان ستمدیده هم بندم در زندان سمنان قوت غالب نان و پنیرمان هم با این قیمت‌ها کوچک و کوچک‌تر شده اما تلخ‌کام‌ایم برای مردممان… ولی از شنیدن فریاد اعتراضات هم وطنانمان در ایذه و شهرهای جنوب دلمان شاد و پشتمان گرم شد.»

متن کامل این نامه در ادامه می‌آید:

«سالهاست که ما برای آب و نان جان می دهیم

از کولبر گرفته تا سوخت بر و الان کل ایران… آنهم در کشور ثروتمندی همچون ایران! که زمین و آسمان‌اش به تاراج رفته و می‌رود.

این صدای همه ماست که از ایذه و شادگان و اهواز بلند شده و به زودی کل ایران را فرا خواهد گرفت.

من و این زنان ستمدیده هم بندم در زندان سمنان قوت غالب نان و پنیرمان هم با این قیمت‌ها کوچک و کوچک‌تر شده اما تلخ‌کام‌ایم برای مردممان ….ولی از شنیدن فریاد اعتراضات هم وطنانمان در ایذه و شهرهای جنوب دلمان شاد و پشتمان گرم شد… مردمی که اگرچه تکه نانی در سفره هایشان نمانده اما غیرت و شرف در سینه هایشان حک شده است و از میان خونابه های زخم سالیان عزیزانشان دوباره برخاسته اند.

من هم از درون زندان سمنان دست در دست این زنان ستمدیده و همه شمایان که نانی و آبی برایمان نمانده، خودم را در کنارتان می‌بینم و با صدای بلند فریاد میزنم:

ما، گرسنگان بی‌لبخند از میان رنج‌ها، لبخند به لبهایمان برمی‌گردد.

فردا از آن ماست

مریم اکبری منفرد/اردیبهشتماه ۱۴۰۱/ زندان سمنان»




کارگران ذوب‌آهن اصفهان دست به اعتصاب زدند

امروز سه‌شنبه ۲۴ آبان‌ماه ۱۴۰۱، کارگران شرکت ذوب‌آهن اصفهان از بخش‌های مختلف شرکت در اعتراض به عدم رسیدگی به خواسته‌هایشان دست به اعتصاب زده و در محوطه این شرکت تجمع کرده‌اند.

این اعتصاب مطابق فراخوان از پیش اعلام شده کارگران صورت گرفته است.

لازم به ذکر است که کارگران بخش کک‌سازی شرکت روزهای ۱۷ و ۱۸ آبان دست به اعتصاب و اعتراض زده بودند و مدیران شرکت با اعلام وجود وضعیت بد مالی شرکت به خواسته‌های کارگران بی‌اعتنایی کردند.

به گزارش اتحادیه ی آزاد کارگران امروز مدیریت شرکت برای ممانعت از اعتصاب کارگران اقدام به واریز مبلغ یک میلیون تومان به حساب آنها نموده است. اما کارگران خواستار تحقق مطالباتشان از جمله افزایش دستمزدها، اجرای کامل طرح طبقه‌بندی مشاغل و دیگر خواسته‌هایشان هستند.




حکومت ایران ضدّ امپریالیست نیست
مصاحبهٔ نشریهٔ Unsere Zeit (عصر ما)، نشریهٔ هفتگی حزب کمونیست آلمان، با رفیق محمد امیدوار، سخنگو و عضو هیئت سیاسی کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران

س: اعتراض‌های اخیر در ایران به‌سرعت از واکنش به قتل مهسا امینی، به نارضایتی از وضعیت عمومی زنان در کشور شما تغییر کرد. لطفاً توضیح مختصری دربارهٔ وضعیت جاری بدهید. علاوه بر موضوع حجاب اجباری، دیگر محدودیت‌های حقوق زنان در ایران چیست؟ 

ج: نخست، اجازه دهید از این فرصت استفاده کنم و از حزب کمونیست آلمان و رفقای آلمانی‌مان برای ابراز همبستگی با مردم ایران و حزب ما، که سابقهٔ بیش از ۸۰ ساله دارد، تشکر کنم. بسیار سپاسگزار این ابراز همبستگی انترناسیونالیستی پرولتری شما هستیم.

برای درک ریشه و علت‌های خیزش کنونی علیه رژیم ارتجاعی حاکم بر ایران، توجه به این موضوع ضروری است که طی دو سال گذشته، در ایران شاهد اعتراض‌ها و ناآرامی‌های اجتماعی فزاینده‌ای بوده‌ایم: از اعتصاب‌های فزایندهٔ کارگری در صنایع متعدد (که برجسته‌ترین آنها اعتصاب طولانی کارگران در مجتمع صنعتی نیشکر هفت تپه در شوش، اعتصاب کارگران شرکت تولید تجهیزات سنگین “هپکو” در اراک، و اعتصاب‌های هزاران کارگر قراردادی در صنایع نفت و پتروشیمی)، تا اعتصاب‌ها و اعتراض‌های معلمان و فرهنگیان تقریباً در همهٔ شهرهای ایران و اعتراض‌های ده‌ها هزار نفر از بازنشستگان ایران. علت اصلی این اعتراض‌های رو به گسترش یکی وخیم‌تر شدن وضعیت اقتصادی کشور در پی اجرای سیاست‌های نولیبرالی در حکومت ایران با حمایت و ستایش بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، و دیگری تحریم‌های جنایتکارانهٔ آمریکا بوده است. بر اساس آمارهای رسمی دولت ایران، بیش از ۴۰٪ جمعیت کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند و میزان بیکاری، به‌ویژه در میان جوانان برخی از استان‌ها، تا ۷۰٪ است. فساد گسترده و بی‌سابقه در کنار سرکوب گسترده و بیش از پیش حقوق و آزادی‌های دموکراتیک مردم را نیز باید به همهٔ این عوامل اضافه کرد. به‌ویژه پس از انتخابات تقلبی سال ۲۰۲۱/۱۴۰۰ و برگماری ابراهیم رئیسی، یکی از “قضات هیئت مرگ” در کشتار هزاران زندانی سیاسی در سال ۱۹۸۸/۱۳۶۷، به ریاست‌جمهوری، این فساد و سرکوب شدّت یافت. صدها تن از رهبران و کادرهای حزب ما، شماری از نویسندگان، فعالان سندیکایی، و فعالان دانشجویی برجستهٔ ایران در میان اعدام‌شدگان آن کشتار بودند.

طی چهار دههٔ گذشته، غیرانسانی‌ترین رفتارها با زنان ایران شده است. مشابه همان رفتاری که حاکمان ارتجاعی عربستان سعودی و رژیم طالبان در افغانستان با زنان داشته‌اند و دارند، زنان ایران نیز از بنیادی‌ترین حقوق انسانی خود، از جمله حق کنترل بر بدن خود و حق انتخاب پوشش خود، محروم شده‌اند. برخی از موارد نقض حقوق زنان در ایران عبارت‌اند از:

¨ ازدواج: جمهوری اسلامی ایران در ابتدا سن ازدواج را برای دختران به ۹ سالگی کاهش داد. در سال ۲۰۰۲، مجلس ایران آن را به ۱۳ سالگی افزایش داد.

¨ طلاق: زن فقط با حکم قاضی دادگاه می‌تواند طلاق بگیرد، در حالی که مرد می‌تواند با اعلام شفاهی طلاق بگیرد.

¨ حق سرپرستی کودک: حق سرپرستی کودک [پس از طلاق] خودبه‌خود به شوهر یا خانواده‌اش داده می‌شود. زنی که از شوهرش طلاق گرفته است در صورت ازدواج مجدد حق سرپرستی کودکش را از دست می‌دهد، حتی اگر شوهرش فوت کرده باشد.

¨ سفر: زن متأهل بدون رضایت کتبی شوهر نمی‌تواند گذرنامه بگیرد یا به خارج از کشور سفر کند.

¨ ارث: زن بیوه بعد از فوت همسر یک هشتم دارایی است، اما مرد بیوه کل دارایی همسرش را به ارث می‌برد. دختر نصف پسر ارث می‌برد.

¨ شغل: اشتغال زنان به مشاغل قضایی [مانند قاضی] یا نامزدی برای ریاست‌جمهوری ممنوع است.

¨ جداسازی: از مدرسه گرفته تا دانشگاه، و همچنین در امور بهداشت و درمان، زنان از مردان جدا می‌شوند. در امر حفظ سلامت (دسترسی به پزشکان زن)، این جداسازی باعث ایجاد مشکلات بهداشتی جدّی برای زنان، به‌ویژه در مناطق روستایی، شده است.

¨ بر کسی پوشیده نیست که بسیاری از رهبران مذهبی ایران در سال‌های اخیر زنان را “نصف مرد” توصیف کرده‌اند، زیرا به نظر آنها زنان “عقل” مردان را ندارند.

س: زنان ایران به غیر از لغو حجاب اجباری چه خواست‌های دیگری دارند؟

ج: زنان ایران خواستار رهایی از قوانین قرون وسطایی و ارتجاعی حکومت اسلام‌گرای ایران‌اند،‌ که در عرصه‌های متعدد علیه زنان تبعیض قائل می‌شود، همان‌طور که در پاسخ‌های قبلی‌ام بیان کردم.

س: نظرتان دربارهٔ بیانیه‌های همبستگی، به‌ویژه بیانیه‌های سیاستمداران زن اتحادیهٔ اروپا، چیست؟ آیا این بیانیه‌ها به مبارزه در راه حقوق زنان در ایران کمکی می‌کند؟ 

ج: از جانب حزب خودمان می‌توانم بگویم که ما ابراز همبستگی بین‌المللی حزب‌های کمونیست و کارگری و همهٔ نیروهای مترقی با مبارزهٔ عمومی مردم ایران، و در هفته‌های اخیر با مبارزهٔ قهرمانانهٔ زنان و جوانان و دانشجویان با حکومت استبدادی ایران، را بسیار مهم می‌دانیم. در ضمن، به نظر ما، امپریالیسم آمریکا و رهبران اتحادیهٔ اروپا به‌هیچ‌وجه به فکر منافع مردم ایران نیستند. سیاست‌های آنها متوجه تحقق هدف‌های استراتژیک خودشان در منطقه است. تاریخ ایران، از جمله کودتای سال ۱۹۵۳/۱۳۳۲ “سیا”ی آمریکا و “ام‌آی”۶ بریتانیا در ایران (با علامت‌دهی بی‌بی‌سی)، که دولت منتخبِ مردمِ دکتر مصدق را برانداخت و رژیم دست‌نشاندهٔ شاه را به قدرت بازگرداند، و سپس اعدام و زندانی شدن اعضای حزب تودهٔ ایران، نشان داده است که آنچه مطلوب امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکاست، وجود رژیم‌های دست‌نشانده است تا از طریق آنها کشورها را غارت کنند و برای پیشبُرد هدف‌های سلطه‌جویانهٔ خود، پایگاه‌های نظامی در منطقه برپا کنند.

س: افراد بسیاری هستند که ایران را- صرف‌نظر از رژیم حاکم در آنجا- پایگاهی برای مبارزهٔ ضدّامپریالیستی بین‌المللی با ناتو و اتحادیهٔ اروپا و ایالات متحد آمریکا می‌دانند. در عین حال، می‌دانیم که نیروهای مترقی، از جمله اعضای حزب شما، در ایران سرکوب می‌شوند و مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. این وضعیت پیچیده را چگونه توضیح می‌دهید؟

ج: به نظر ما، حکومت کنونی ایران از دیدگاه طبقاتی نمایندهٔ منافع بورژوازی بزرگ تجاری و بوروکراتیک در چارچوب نظام سرمایه‌داری حاکم است. ساختار سیاسی این نظام سرمایه‌داری در ایران مبتنی بر “اسلام سیاسی” است که در آن ولی فقیه رژیم “نمایندهٔ خدا روی زمین” و بنابراین، به همین دلیل، [قدرت او]‌ برتر و فراتر از همهٔ قوانین و ساختارهای قانونی یا دولتی کشور است. در چهل سال گذشته، این حکومت برای پیشبرد هدف‌های منطقه‌یی و بین‌المللی خود از لفاظی‌های پوچ “ضدّامپریالیستی” استفاده کرده است. شایان ذکر است که پیش از اعمال تحریم‌های گسترده علیه ایران، بیشتر تجارت ایران با “غرب” بوده است. در جریان جنگ امپریالیستی سال ۲۰۰۳ در عراق، ایران از آن تجاوز حمایت کرد و به جنگنده‌های آمریکا و ناتو اجازه داد که از فضای هوایی ایران استفاده کنند. حتی در اوج قدرت حکومت پس از انقلاب، حاکمان ایران مخفیانه با سرهنگ الیور نورت در تهران ملاقات و توافق کردند که به آمریکا در مبارزه با دولت ساندینیستی در نیکاراگوئه کمک کنند (رسوایی ایران کنترا [۱۳۶۴-۱۳۶۵]). همچنین، شایان ذکر است که رهبران حکومت ایران تمایل خود را برای برقراری مجدد “امپراتوری اسلامی” در منطقه و فراتر از آن انکار نمی‌کنند. سیاست‌های این حکومت شامل حمایت از ارتجاعی‌ترین نیروهای منطقه است: از دخالت در عراق و حمایت از طالبان در افغانستان گرفته تا مداخله در برخی از جمهوری‌های شوروی سابق.

خلاصه اینکه حکومت ایران یک حکومت سرمایه‌داری ارتجاعی است که تنها علاقه‌اش ماندن در قدرت است. رهبران ایران نه به مفهوم امپریالیسم اعتقادی دارند و نه آن را می‌پذیرند و نشان داده‌اند که هر وقت لازم باشد، همدست ضدّکمونیست راسخی برای “غرب” هستند. یورش به حزب ما در سال ۱۹۸۳/۱۳۶۱ با کمک سازمان‌های اطلاعاتی سیا [آمریکا] و ام‌آی۶ [بریتانیا] و ام‌آی‌تی ترکیه صورت گرفت. در اواسط سال ۱۹۸۲/۱۳۶۱ دو مقام بالارتبهٔ حکومت ایران به اسلام‌آباد در پاکستان دعوت شدند و در آنجا با نمایندگان ام‌آی‌۶ بریتانیا ملاقات کردند. نمایندگان ام‌آی‌۶ کیف‌هایی حاوی اطلاعات ساختگی علیه تشکیلات و فعالیت‌های حزب تودهٔ ایران در ایران به آن نمایندگان رژیم ایران دادند. از آن اطلاعات برای پرونده‌سازی علیه حزب ما و یورش به آن در ۶ فوریه ۱۹۸۳ [۱۷ بهمن ۱۳۶۱] استفاده شد. روز بعد، روزنامهٔ تایمز لندن در سرمقاله‌اش از سرکوب حزب تودهٔ ایران به دست حکومت ایران ابراز خشنودی کرد.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ  ۱۱۶۸، ۱۶ آبان




تدارک و سازمان‌دهی اعتصاب‌های کارگری: چالش‌های عمده و راهکارهای پیشِ‌رویِ جنبش کارگری‌سندیکایی

اعتراض‌های سراسری به‌دیکتاتوری حاکم در آستانهٔ سومین ماه خود قرار دارد. تداوم اعتراض‌ها به‌ویژه در مدارس و دانشگاه‌ها و مقاومت دلیرانه زنان، جوانان، و دانشجویان کشور در مقابل وحشیگری دستگاه‌های امنیتی، برنامه‌ حکومت جمهوری اسلامی برای برون‌رفت از بحران و مهار اعتراض‌ها را تا کنون با ناکامی روبه‌رو ساخته ‌است. سران حکومت و دستگاه‌های امنیتی و نظامی به‌موازات اعمال سرکوب رشته‌مانورهایی را نیز برای ایجاد انشقاق در صف‌های مردم و جلوگیری از رشد اعتراض‌ها تدوین و به‌مورد اجرا گذاشته‌اند. در این زمینه “اطلاعیه مشترک وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران” و پس از آن سخنان علی خامنه‌ای در دیدار با افراد دست‌چین شده به‌نام دانش‌آموز نشان می‌دهد سران حکومت در اوج استیصال با نسبت دادن خیزش مردمی به امپریالیسم و جنگ ترکیبی‌خواندن آن، سرکوب کردن را راه برون‌رفت از بحران کنونی ارزیابی می‌کنند. مکمل این سیاست، ترفندها و مانورهایی فریبکارانه است به‌منظور ایجاد پراکندگی در صف‌های جنبش مردمی.

مقابله با جنبش کارگری و حرکت‌های سندیکایی به‌ویژه در مقطع زمانی کنونی از اولویت‌های اصلی حکومت به‌شمار می‌آید. به‌دنبال اعتصاب کارگران پروژه‌ای در برخی مراکز صنعت پتروشیمی در عسلویه و پالایشگاه آبادان و اعتصاب در مجتمع نیشکر هفت‌تپه و شرکت پتروشیمی بوشهر، دولت مجلس و همدست با آن‌ها تشکل‌های زرد حکومتی برخی موضوع‌های مهم کارگری که از زمره مطالبه‌های طبقه کارگر نیز محسوب می‌شوند را هدفمند و البته به‌شکلی مسخ‌شده مطرح و پیرامون آن به‌تبلیغات پرداختند. این نمایش تبلیغاتی هم‌زمان با بازداشت، تهدید، و پیگرد فعالان کارگری و کارگران اعتصابی صورت گرفته و می‌گیرد. افزایش ۲۰ درصدی حقوق کارکنان دولت، وعدهٔ ترمیم مزد، و سکوت موذیانه دربارهٔ طرح اصلاح قانون کار، در وضعیت کنونی ازجملهٔ مانورهای فریبکارانه رژیم است.

این مانورهای به‌دقت طراحی شده برای سندیکالیست‌ها و فعالان کارگری ناشناخته نیستند. همه می‌دانیم چنین مانورهایی در راستای مهار اعتراض و اعتصاب‌های کارگری و جلوگیری از پیوند جنبش کارگری با جنبش همگانی ضد دیکتاتوری است. در اینکه خواست‌هایی مانند حذف پیمانکاران نیروی کار، توقف خصوصی‌سازی، پایان دادن به مقررات‌زدایی، و لغو قراردادهای موقت خصیصه‌هایی صنفی‌رفاهی دارند تردیدی نیست. اما درعین‌حال این فقط بخشی از مضمون مطالبه‌های کارگری را نشان می‌دهد. این خواست‌ها سرشت و مفهوم سیاسی نیز دارند و ضمن بازتاب دادن منافع طبقهٔ کارگر اتفاقاً جزو فصل مشترک‌های جنبش اعتراضی سراسری کنونی است. خواستِ حذف پیمانکاران نیروی کار و توقف خصوصی‌سازی یورش بردن مستقیم نیروی طبقه کارگر به قلب برنامه‌های اقتصادی‌اجتماعی ضد کارگری حکومت جمهوری اسلامی است. نباید از یاد برد که سنگ‌پایه برنامهٔ “تعدیل ساختاری”، خصوصی‌سازی و مقررات‌زدایی و آزادسازی اقتصادی است. این سیاست‌ها اکثریت مردم میهن ما را به‌ورطهٔ فقر و فلاکت کشانده‌اند. بنابراین، مبارزه کارگران علیه خصوصی‌سازی و آزادسازی اقتصادی در عین داشتن مضمون صنفی و رفاهی، خصلت سیاسی نیز دارد و همین خصلت نقطهٔ پیوند جنبش کارگری با جنبش همگانی ضد دیکتاتوری است. طبقه کارگر و همه زحمتکشان فکری و یدی کشور با اجرای جراحی اقتصادی دولت ضد ملی ابراهیم رئیسی مقابله و مبارزه می‌کنند. این تقابل با سمت‌گیری اقتصادی‌اجتماعی رژیم ولایت ‌فقیه است و زیربنای اقتصادی دیکتاتوری حاکم و منافع لایه‌های انگلی طبقه سرمایه‌دار ایران که تکیه‌گاه استبداد ولایی است را آماج خود قرار می‌‌دهد.

بر اساس آنچه گفته ‌شد، اعتصاب و اعتراض‌های کارگری در مقیاس بزرگ و کوچک ماهیت سیاسی دارند و این نکته‌ای بسیار پراهمیت ‌است که نباید برآن چشم فروبست. ازاین‌روی، برای حل چالش‌های پیشِ ‌رویِ جنبش کارگری و سندیکایی باید ارزیابی‌ای واقع‌بینانه از توان و امکانات جنبش کارگری و قدرت و وسعت دایرهٔ مانور آن در صحنه سیاسی به‌دست داد.

چالش اصلی در این زمینه چگونگی غلبه بر ضعف‌های جنبش کارگری است که طی بیش از چهار دههٔ اخیر با اعمال برنامه سرکوب و اجرای نسخه‌های نولیبرالی سرمایه‌داری به‌وسیلهٔ دولت‌های مختلف جمهوری اسلامی پدید آمده‌اند. رواج اقتصاد دلالی و نفوذ سرمایه بزرگ تجاری همراه با سرمایه بوروکراتیک فاسد و رانت‌خوار به‌میزان زیادی بر کیفیت‌و‌کمیت جنبش کارگری تأثیر منفی داشته‌اند و تضعیف تولید و درنتیجه وارد آوردن آسیب جدی به حیات طبقه کارگر را موجب شده‌اند. در سالیان اخیر جنبش کارگری و حرکت‌های سندیکایی در اوضاعی به‌راستی دشوار درپی ترمیم و بازسازی توان و بنیه‌شان بوده‌اند. طبقه کارگر و زحمتکشان در پویه‌ای طبیعی درحال بازسازی و ترمیم توانایی‌های‌شان هستند و همین امر در مبارزهٔ اعتصابی کنونی و سطح پیوند آن با جنبش اعتراضی بازتاب دارد. به‌عبارتی دقیق‌تر، جنبش کارگری و سندیکایی در مبارزه‌ای توأمان در روند دیالکتیکی به بازسازی خود مشغول است. از سویی به‌اعتراض و اعتصاب دست‌می‌یازد و از دیگر سو در دل این حرکت‌های اعتراضی قدرت و توانایی‌اش را  نیز هم‌زمان ترمیم می‌کند. راهکار صحیح برای پیمودن این مسیر طبیعی و غلبه بر چالش‌ها شدت بخشیدن به  مبارزه و در دل آن بازسازی بنیهٔ جنبش کارگری است. این مبارزه دشوار سمت‌وسوی حرکت جنبش کارگری و سندیکایی را ترسیم و در مسیر خود توانایی‌های آن ‌را به‌‌رغم سرکوب ترمیم و تقویت می‌کند. تدارک و سازمان‌دهی اعتصاب‌های کارگری از درون همین پویه خلاق و رشدیابنده شکل گرفته و دم به‌دم ارتقا می‌یابند. در هفته‌های اخیر جریان‌ها و نیروهایی معین و برخی‌شان هم سرسپرده به امپریالیسم سخن از “یاری به کارگران” و “تشکیل صندوق‌های اعتصاب” به‌میان آورده‌اند. رضا پهلوی و نیروهای رنگارنگ راست و واپس‌گرا با ارایهٔ این‌گونه “پیشنهادها” ماهیت سیاسی خودشان را آشکارتر می‌سازند. این نیروها به‌ویژه جریان‌های واپس‌گرای سلطنت‌طلب هنگامی که از تشکیل صندوق اعتصاب سخن می‌گویند تفاوتی میان صندوق واقعی اعتصاب و صندوق‌های خیریه نمی‌بینند. گویی کارگران میهن ما به‌صندوق خیریهٔ حضرات نیازمندند! البته همین نیروها و جریان‌ها تعمداً برنامهٔ سیاسی‌شان را به‌ویژه در عرصهٔ مناسبات اقتصادی و نوع سیاست‌های اقتصادی‌شان ناگفته گذاشته‌اند و پنهان می‌کنند. علت این پنهان‌کاری چیست؟ آیا میان برنامه‌های اقتصادی‌اجتماعی نیروهای راست‌گرای مکلا با سمت‌گیری اقتصادی‌اجتماعی واپس‌گرایان معمم حاکم تفاوتی جدی وجود دارد؟ صرف‌نظر از جزییات غیرعمده، جناح راست اپوزیسیون حکومت جمهوری اسلامی مُبَلغ و مدافع همان فرمان‌های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی‌است که اینک سنگ‌پایهٔ سمت‌گیری اقتصادی‌اجتماعی حکومت جمهوری اسلامی است و اتفاقاً دولت ابراهیم رئیسی و شخص ولی‌ فقیه از حامیان سینه‌چاک آن به‌شمار می‌آیند! اجرای جراحی اقتصادی از سوی دولت ابراهیم رئیسی با آنچه اپوزیسیون راست‌گرای حکومت جمهوری اسلامی در زمینه حل معضل‌های اقتصادی کشور ارائه می‌دهند چه تفاوت عمده‌ای دارد؟ این پرسش را سرسپردگان امپریالیسم و دیگر نیروهای راست‌گرا عمداً بی‌پاسخ می‌گذارند و پنهان می‌دارند. “صندوق اعتصاب” از دلِ تدارک و سازمان‌دهی اعتصاب‌ها با مشارکت مستقیم سازمان‌های سندیکایی مستقل بیرون می‌آید و در پیوند با همیاری دیگر گردان‌های مبارز جنبش مردمی شکل می‌گیرد. طبقه کارگر و حرکت‌های سندیکایی برای اعتصاب و تشکیل صندوق‌های اعتصاب و تدارک‌هایی ازاین دست به‌ “اوامر ملوکانهٔ بعدازاین” و نسخه‌های امپریالیسم و نیز صندوق خیریه هیچ نیازی ندارد. طبقهٔ کارگر در پویه بازسازی خود با اعتصاب‌های رشته‌ای، محلی، و مرحله‌ای با هوشیاری و شم سلیم طبقاتی‌اش تدارک ضروری برای رویارویی نهایی با دیکتاتوری حاکم را برنامه‌ریزی کرده و به‌پیش خواهد برد. در مورد صندوق خیریه، پاسخ کارگران و زحمتکشان ایران به‌نیروهایی مرتجع و عناصری نظیر رضا پهلوی با استفاده از زبان شیوا و نافذ استاد سخن سعدی شیرازی چنین است: “مرا به خیر تو امید نیست، شَر مرسان”.

وظیفه بی‌درنگ ما در این مرحلهٔ حساس یاری همه‌جانبه به جنبش کارگری و سندیکایی با ارایه راهکارهایی مؤثر و عملی در جهت تشکل و سازماندهی این جنبش و پیوند دادن آن با جنبش اعتراضی سراسری مردمی برای درهم کوبیدن دیکتاتوری حاکم ‌است. مبارزهٔ طبقاتی درمیهن ما عمیق و پردامنه می‌شود. اتحادعملِ فراگیر، استقلال‌عملِ طبقاتی، و تشدید مبارزه به‌هدف پیوندهای عاجل، ضروری، و محکم با جنبش اعتراضی سراسری وظیفهٔ درنگ‌ناپذیر همه مدافعان منافع طبقه کارگر و زحمتکشان است.

اعتراض‌های سراسری به‌دیکتاتوری حاکم در آستانهٔ سومین ماه خود قرار دارد. تداوم اعتراض‌ها به‌ویژه در مدارس و دانشگاه‌ها و مقاومت دلیرانه زنان، جوانان، و دانشجویان کشور در مقابل وحشیگری دستگاه‌های امنیتی، برنامه‌ حکومت جمهوری اسلامی برای برون‌رفت از بحران و مهار اعتراض‌ها را تا کنون با ناکامی روبه‌رو ساخته ‌است. سران حکومت و دستگاه‌های امنیتی و نظامی به‌موازات اعمال سرکوب رشته‌مانورهایی را نیز برای ایجاد انشقاق در صف‌های مردم و جلوگیری از رشد اعتراض‌ها تدوین و به‌مورد اجرا گذاشته‌اند. در این زمینه “اطلاعیه مشترک وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران” و پس از آن سخنان علی خامنه‌ای در دیدار با افراد دست‌چین شده به‌نام دانش‌آموز نشان می‌دهد سران حکومت در اوج استیصال با نسبت دادن خیزش مردمی به امپریالیسم و جنگ ترکیبی‌خواندن آن، سرکوب کردن را راه برون‌رفت از بحران کنونی ارزیابی می‌کنند. مکمل این سیاست، ترفندها و مانورهایی فریبکارانه است به‌منظور ایجاد پراکندگی در صف‌های جنبش مردمی.

مقابله با جنبش کارگری و حرکت‌های سندیکایی به‌ویژه در مقطع زمانی کنونی از اولویت‌های اصلی حکومت به‌شمار می‌آید. به‌دنبال اعتصاب کارگران پروژه‌ای در برخی مراکز صنعت پتروشیمی در عسلویه و پالایشگاه آبادان و اعتصاب در مجتمع نیشکر هفت‌تپه و شرکت پتروشیمی بوشهر، دولت مجلس و همدست با آن‌ها تشکل‌های زرد حکومتی برخی موضوع‌های مهم کارگری که از زمره مطالبه‌های طبقه کارگر نیز محسوب می‌شوند را هدفمند و البته به‌شکلی مسخ‌شده مطرح و پیرامون آن به‌تبلیغات پرداختند. این نمایش تبلیغاتی هم‌زمان با بازداشت، تهدید، و پیگرد فعالان کارگری و کارگران اعتصابی صورت گرفته و می‌گیرد. افزایش ۲۰ درصدی حقوق کارکنان دولت، وعدهٔ ترمیم مزد، و سکوت موذیانه دربارهٔ طرح اصلاح قانون کار، در وضعیت کنونی ازجملهٔ مانورهای فریبکارانه رژیم است.

این مانورهای به‌دقت طراحی شده برای سندیکالیست‌ها و فعالان کارگری ناشناخته نیستند. همه می‌دانیم چنین مانورهایی در راستای مهار اعتراض و اعتصاب‌های کارگری و جلوگیری از پیوند جنبش کارگری با جنبش همگانی ضد دیکتاتوری است. در اینکه خواست‌هایی مانند حذف پیمانکاران نیروی کار، توقف خصوصی‌سازی، پایان دادن به مقررات‌زدایی، و لغو قراردادهای موقت خصیصه‌هایی صنفی‌رفاهی دارند تردیدی نیست. اما درعین‌حال این فقط بخشی از مضمون مطالبه‌های کارگری را نشان می‌دهد. این خواست‌ها سرشت و مفهوم سیاسی نیز دارند و ضمن بازتاب دادن منافع طبقهٔ کارگر اتفاقاً جزو فصل مشترک‌های جنبش اعتراضی سراسری کنونی است. خواستِ حذف پیمانکاران نیروی کار و توقف خصوصی‌سازی یورش بردن مستقیم نیروی طبقه کارگر به قلب برنامه‌های اقتصادی‌اجتماعی ضد کارگری حکومت جمهوری اسلامی است. نباید از یاد برد که سنگ‌پایه برنامهٔ “تعدیل ساختاری”، خصوصی‌سازی و مقررات‌زدایی و آزادسازی اقتصادی است. این سیاست‌ها اکثریت مردم میهن ما را به‌ورطهٔ فقر و فلاکت کشانده‌اند. بنابراین، مبارزه کارگران علیه خصوصی‌سازی و آزادسازی اقتصادی در عین داشتن مضمون صنفی و رفاهی، خصلت سیاسی نیز دارد و همین خصلت نقطهٔ پیوند جنبش کارگری با جنبش همگانی ضد دیکتاتوری است. طبقه کارگر و همه زحمتکشان فکری و یدی کشور با اجرای جراحی اقتصادی دولت ضد ملی ابراهیم رئیسی مقابله و مبارزه می‌کنند. این تقابل با سمت‌گیری اقتصادی‌اجتماعی رژیم ولایت ‌فقیه است و زیربنای اقتصادی دیکتاتوری حاکم و منافع لایه‌های انگلی طبقه سرمایه‌دار ایران که تکیه‌گاه استبداد ولایی است را آماج خود قرار می‌‌دهد.

بر اساس آنچه گفته ‌شد، اعتصاب و اعتراض‌های کارگری در مقیاس بزرگ و کوچک ماهیت سیاسی دارند و این نکته‌ای بسیار پراهمیت ‌است که نباید برآن چشم فروبست. ازاین‌روی، برای حل چالش‌های پیشِ ‌رویِ جنبش کارگری و سندیکایی باید ارزیابی‌ای واقع‌بینانه از توان و امکانات جنبش کارگری و قدرت و وسعت دایرهٔ مانور آن در صحنه سیاسی به‌دست داد.

چالش اصلی در این زمینه چگونگی غلبه بر ضعف‌های جنبش کارگری است که طی بیش از چهار دههٔ اخیر با اعمال برنامه سرکوب و اجرای نسخه‌های نولیبرالی سرمایه‌داری به‌وسیلهٔ دولت‌های مختلف جمهوری اسلامی پدید آمده‌اند. رواج اقتصاد دلالی و نفوذ سرمایه بزرگ تجاری همراه با سرمایه بوروکراتیک فاسد و رانت‌خوار به‌میزان زیادی بر کیفیت‌و‌کمیت جنبش کارگری تأثیر منفی داشته‌اند و تضعیف تولید و درنتیجه وارد آوردن آسیب جدی به حیات طبقه کارگر را موجب شده‌اند. در سالیان اخیر جنبش کارگری و حرکت‌های سندیکایی در اوضاعی به‌راستی دشوار درپی ترمیم و بازسازی توان و بنیه‌شان بوده‌اند. طبقه کارگر و زحمتکشان در پویه‌ای طبیعی درحال بازسازی و ترمیم توانایی‌های‌شان هستند و همین امر در مبارزهٔ اعتصابی کنونی و سطح پیوند آن با جنبش اعتراضی بازتاب دارد. به‌عبارتی دقیق‌تر، جنبش کارگری و سندیکایی در مبارزه‌ای توأمان در روند دیالکتیکی به بازسازی خود مشغول است. از سویی به‌اعتراض و اعتصاب دست‌می‌یازد و از دیگر سو در دل این حرکت‌های اعتراضی قدرت و توانایی‌اش را  نیز هم‌زمان ترمیم می‌کند. راهکار صحیح برای پیمودن این مسیر طبیعی و غلبه بر چالش‌ها شدت بخشیدن به  مبارزه و در دل آن بازسازی بنیهٔ جنبش کارگری است. این مبارزه دشوار سمت‌وسوی حرکت جنبش کارگری و سندیکایی را ترسیم و در مسیر خود توانایی‌های آن ‌را به‌‌رغم سرکوب ترمیم و تقویت می‌کند. تدارک و سازمان‌دهی اعتصاب‌های کارگری از درون همین پویه خلاق و رشدیابنده شکل گرفته و دم به‌دم ارتقا می‌یابند. در هفته‌های اخیر جریان‌ها و نیروهایی معین و برخی‌شان هم سرسپرده به امپریالیسم سخن از “یاری به کارگران” و “تشکیل صندوق‌های اعتصاب” به‌میان آورده‌اند. رضا پهلوی و نیروهای رنگارنگ راست و واپس‌گرا با ارایهٔ این‌گونه “پیشنهادها” ماهیت سیاسی خودشان را آشکارتر می‌سازند. این نیروها به‌ویژه جریان‌های واپس‌گرای سلطنت‌طلب هنگامی که از تشکیل صندوق اعتصاب سخن می‌گویند تفاوتی میان صندوق واقعی اعتصاب و صندوق‌های خیریه نمی‌بینند. گویی کارگران میهن ما به‌صندوق خیریهٔ حضرات نیازمندند! البته همین نیروها و جریان‌ها تعمداً برنامهٔ سیاسی‌شان را به‌ویژه در عرصهٔ مناسبات اقتصادی و نوع سیاست‌های اقتصادی‌شان ناگفته گذاشته‌اند و پنهان می‌کنند. علت این پنهان‌کاری چیست؟ آیا میان برنامه‌های اقتصادی‌اجتماعی نیروهای راست‌گرای مکلا با سمت‌گیری اقتصادی‌اجتماعی واپس‌گرایان معمم حاکم تفاوتی جدی وجود دارد؟ صرف‌نظر از جزییات غیرعمده، جناح راست اپوزیسیون حکومت جمهوری اسلامی مُبَلغ و مدافع همان فرمان‌های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی‌است که اینک سنگ‌پایهٔ سمت‌گیری اقتصادی‌اجتماعی حکومت جمهوری اسلامی است و اتفاقاً دولت ابراهیم رئیسی و شخص ولی‌ فقیه از حامیان سینه‌چاک آن به‌شمار می‌آیند! اجرای جراحی اقتصادی از سوی دولت ابراهیم رئیسی با آنچه اپوزیسیون راست‌گرای حکومت جمهوری اسلامی در زمینه حل معضل‌های اقتصادی کشور ارائه می‌دهند چه تفاوت عمده‌ای دارد؟ این پرسش را سرسپردگان امپریالیسم و دیگر نیروهای راست‌گرا عمداً بی‌پاسخ می‌گذارند و پنهان می‌دارند. “صندوق اعتصاب” از دلِ تدارک و سازمان‌دهی اعتصاب‌ها با مشارکت مستقیم سازمان‌های سندیکایی مستقل بیرون می‌آید و در پیوند با همیاری دیگر گردان‌های مبارز جنبش مردمی شکل می‌گیرد. طبقه کارگر و حرکت‌های سندیکایی برای اعتصاب و تشکیل صندوق‌های اعتصاب و تدارک‌هایی ازاین دست به‌ “اوامر ملوکانهٔ بعدازاین” و نسخه‌های امپریالیسم و نیز صندوق خیریه هیچ نیازی ندارد. طبقهٔ کارگر در پویه بازسازی خود با اعتصاب‌های رشته‌ای، محلی، و مرحله‌ای با هوشیاری و شم سلیم طبقاتی‌اش تدارک ضروری برای رویارویی نهایی با دیکتاتوری حاکم را برنامه‌ریزی کرده و به‌پیش خواهد برد. در مورد صندوق خیریه، پاسخ کارگران و زحمتکشان ایران به‌نیروهایی مرتجع و عناصری نظیر رضا پهلوی با استفاده از زبان شیوا و نافذ استاد سخن سعدی شیرازی چنین است: “مرا به خیر تو امید نیست، شَر مرسان”.

وظیفه بی‌درنگ ما در این مرحلهٔ حساس یاری همه‌جانبه به جنبش کارگری و سندیکایی با ارایه راهکارهایی مؤثر و عملی در جهت تشکل و سازماندهی این جنبش و پیوند دادن آن با جنبش اعتراضی سراسری مردمی برای درهم کوبیدن دیکتاتوری حاکم ‌است. مبارزهٔ طبقاتی درمیهن ما عمیق و پردامنه می‌شود. اتحادعملِ فراگیر، استقلال‌عملِ طبقاتی، و تشدید مبارزه به‌هدف پیوندهای عاجل، ضروری، و محکم با جنبش اعتراضی سراسری وظیفهٔ درنگ‌ناپذیر همه مدافعان منافع طبقه کارگر و زحمتکشان است.

به نقل از ضمیمۀ کارگری «نامۀ مردم»، شمارۀ ۶۵،‌ ۱۶ آبان




۵۹۸ تن از استادان دانشگاه های ایران: سرکوب را متوقف کنید، به دانشجویان می پیوندیم!

همزمان با گسترش اعتصاب دانشگاهیان در سراسر کشور، بیش از ۲۰۰ تن از اساتید دانشگاه‌های ایران با انتشار بیانیه‌ای خواستار آزادی دانشجویان بازداشت شده در «اسرع وقت» شدند و درباره تبعات ادامه یافتن سرکوب دانشگاه هشدار دادند.

از زمان آغاز اعتراضات سراسری در پی جان‌باختن مهسا امینی در زمان بازداشت، دهها دانشجو در سراسر کشور دستگیر شده‌اند.

در بیانیه اساتید دانشگاه آمده است: «متأسفانه یک‌بار دیگر شاهد آن هستیم که شنیده‌نشدن صدای بخش بزرگی از جامعه در ساختار حاکمیت و تداوم رویه‌ها و تصمیم‌های نادرست منجر به جریحه‌دار شدن وجدان جمعی، ریخته‌شدن خون افراد جامعه و عزادار شدن ملت ایران شده است.»

در این بیانیه آمده است با دانشجویانی که اعتراض خود را «به شکل مسالمت‌آمیز و بدون کوچکترین تعرضی به اموال عمومی بیان کردند»، به شکل «گسترده و بی‌ضابطه» برخورد شده است.

در زمان اعتراض‌های قبلی از جمله تجمعات بعد از شلیک به هواپیمای اوکراینی نیز دانشجویان بسیار فعال بودند

اساتید دانشگاه نوشته‌اند: «در فضای فعلی به باور ما، اعتراض دانشجویان به ظلم و رویه‌های غلط ساختاری، نشان‌دهندۀ تعهد اخلاقی، پویایی فضای دانشگاه و وفاداری دانشجویان به آرمان‌های گرانقدری چون ظلم‌ستیزی و عدالت‌خواهی و آزادی‌خواهی است.»

استادان، در بیانیه خود از حضور چنین دانشجویانی در دانشگاه‌های کشور ستایش کرده‌اند.

در ادامه بیانیه همچنین درباره وضعیت سلامت دانشجویان بازداشت شده، ابراز نگرانی شده و آمده است: اگر دانشجویان به سرعت آزاد نشوند «التهاب و نگرانی در فضای دانشگاه ادامه خواهد یافت و  دانشگاه به فضای معمول خود باز نخواهد گشت».

در این مدت بیانیه‌های بسیاری از سوی دانشجویان دانشگاه‌های مختلف و اساتید دانشگاه به شکل انفرادی یا گروهی منتشر شده که در آن اعلام کرده‌اند تا زمان آزادی دانشجویان به سر کلاس‌ها بازنخواهند گشت.

line

اسامی تعدادی از اساتیدی که این بیانیه را امضا کرده‌اند

  • صدیقه شکوری‌راد، دانشگاه تهران
  • مقصود فراستخواه، مؤسسۀ پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی
  • الهه کولایی، دانشگاه تهران
  • بشیر معتمدی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
  • نهال نفیسی، دانشگاه علامه‌طباطبایی
  • سیمین فصیحی، دانشگاه الزهرا
  • مریم عادل، دانشگاه تهران
  • امیرحسین خداپرست، مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفه
  • یوسف اباذری، دانشگاه تهران
  • فرهاد اردلان، دانشگاه صنعتی شریف
  • حسن امیری‌آرا، مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران
  • مهدی تکیه، دانشگاه علامه‌طباطبایی
  • مینو حجت، مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفه
  • فرشاد مومنی، دانشگاه علامه طباطبایی
  • اشرف بروجردی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
  • علی‌اصغر خدایاری، دانشگاه تهران
  • محمد ستاری‌فر، دانشگاه علامه‌طباطبایی
line

با این حال همچنان دستگیری دانشجویان ادامه دارد.

به دلیل گستردگی بازداشت‌ها در دانشگاه‌های مختلف کشور، هنوز دقیق روشن نیست که در دو هفته اخیر چند نفر از دانشجویان دستگیر شده‌اند.

در عین حال اعتراض‌ها در دانشگاه‌ها نیز به پایان نرسیده و دانشجویان با برپایی تجمع و شعارهایی مانند «زن، زندگی، آزادی» به اعتراض‌هایشان ادامه می‌دهند.