حزب توده ایران: ادامۀ پیکار دلیرانۀ مردم ایران و تلاش ماشین سرکوب رژیم جنایتکار ولایت فقیه برای خاموش کردن جنبش مردمی

در شرایطی که جنبش اعتراضی توده ها در بسیاری از شهرهای کشور ادامه دارد، سخنگویان رژیم استبدادی حاکم در روزهای اخیر اعلام کرده اند که برای  ۱۰۰۰ تن از بازداشت شدگان کیفرخواست صادر شده و و محاکمه آن ها بزودی در “دادگاه های انقلاب” آغاز خواهد شد.  بر اساس گزارش رسانه های گروهی تاکنون ۱۴۰۰۰ تن در جریان تظاهرات مردمی در شهرهای مختلف دستگیر شده اند و در زندان های تحت فشار قرار دارند.

بر اساس گزارش‌های رسیده از ایران، روز پنجشنبه ۱۲ آبان‌ماه ۱۴۱ مراسم برگزاری چهلم قربانیان اعتراض‌های سراسری‌ای که از ۲۶ شهریور‌ماه امسال شروع شده است در بسیاری از شهرهای کشور ازجمله در کرج، اصفهان، اراک و با حضور شمار زیادی از مردم مبارزِ میهن ما برگزار شد. افزون بر این و برخلاف ادعای دستگاه‌های تبلیغاتی رژیم که اعتراض‌ها فروکش کرده‌اند، تظاهرات‌هایی خودجوش در ابعادی بسیار گسترده در نقاط مختلف تهران و دیگر شهرهای بزرگ ازجمله در تبریز، شیراز، رشت، و شهرهای مناطق کُردنشین کشور در اعتراض به جنایت‌های رژیم ولایت فقیه و تأکید بر خواست آزادی و رهایی از زنجیرهای حکومت قرون‌وسطایی حاکم صورت گرفت.

در روزهای اخیر همچنین تلاش‌های دستگاه‌های امنیتی رژیم برای کنترل اوضاع به‌شدت وخیم کشور را شاهد بوده‌ایم. وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران رژیم روز ۶ آبان‌ماه ۱۴۰۱ بیانیه‌ای مشترک با عنوان: “اولین بیانیه مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پیرامون مداخلات رژیم آمریکا در اغتشاشات اخیر کشور” صادر کردند. این بیانیه که در ادامهٔ روند سناریوسازی‌های وزارت اطلاعات و صداوسیمای رژیم و همکاران آن‌ها در خارج از کشور است، جنبش مردمی و فعالان اجتماعی و‌ مدنی از جمله خبرنگاران، دانشجویان، و فعالان صنفی، کارگری، فرهنگی، و مدافعان حقوق بشر، و در کل هر فعالیتی آزادی‌خواهانه و عدالت‌طلبانه را به ارتباط با حکومت‌های خارجی و به‌خصوص آمریکا متهم کرده است تا بدین ترتیب با تفرقه‌افکنی در صف اعتراض‌های بحق مردم جان به‌لب رسیده میهن‌مان به‌روال سال‌های اخیر این جنبش را سرکوب و خاموش کند.

در همین راستا و هدف، دادستان عمومی و انقلاب تهران در روزهای اخیر طی اطلاعیه‌ای از صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست برای بیش از ۳۱۵ تن از معترضان اخیر در تهران به‌اتهام “اجتماع و تبانی به‌قصد اقدام علیه امنیت کشور”، “فعالیت تبلیغی علیه نظام”، و “اخلال در نظم عمومی” خبر داده است.

همچنین کانون نویسندگان ایران در اطلاعیه‌ای که روز ۱۱ آبان‌ماه منتشر شد از برگزاری “دادگاه” دو تن از اعضای سندیکای شرکت واحد: رضا شهابی و حسن سعیدی خبر داد که در غیاب آنان تشکیل شده و هر یک را به ۶ سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیتِ سکونت در تهران و استان‌های هم‌جوار، ممنوعیتِ فعالیت در شبکه‌های مجازی، ممنوعیتِ عضویت در احزاب و خروج از کشور، محکوم کرده است. از اعضای کانون صنفی معلمان نیز رسول بداقی به ۵ سال و شش ماه، جعفرابراهیمی به ۵ سال، و محمد حبیبی به ۴ سال و ۶ ماه حبس محکوم شده‌اند. در این میان، نخستین جلسهٔ دادگاه کیوان مهتدی، نویسنده، مترجم، و عضو کانون نویسندگان ایران نیز برگزار شده است.

همزمان با این پیگرد و بازداشت های گسترده شاهد اعمال سرکوب خونین و خشن و اقدام های ضد انسانی یگان های ویژه نیروی انتظامی،بسیج،سپاه و لباس شخصی ها علیه مردم بی دفاع در کوچه و خیابان و مراکز آموزشی هستیم.چنین اقدام هایی بیرحمی و درنده خویی ماشین سرکوب را آشکارتر از پیش به نمایش می گذارد. سرکوب توده های مردم در حالی به شدت جریان دارد که دولت ابراهیم رئیسی با ادامه اجرای جراحی اقتصادی یعنی آزاد سازی اقتصادی و خصوصی سازی موجب رشد تورم و تاراج باقیمانده دارایی مردم میهن ما به سود لایه های انگلی سرمایه داری و بنیاد ها، افراد و موسسات رانت خوار وابسته به سپاه و مجموعه حکومت است

ادامۀ مبارزۀ دلیرانه مردم بر ضد رژیم ولایت فقیه که وارد هشتیمن هفتۀ خود می‌شود، چالش‌هایی جدی در برابر حکومت فقها در ایران پدید آورده است. سرکوب خونین و کشتار صدها تن از هم‌میهنان و دستگیری هزاران تن معترضان، برپایی بیدادگاه‌هایی فرمایشی از سوی قوه قضائیه رژیم، قوه قضائیه‌ای غیرمستقل که خود بخشی جداناپذیر از ماشین سرکوب حکومتی است، و به‌راه انداختن شوهایی مشمئزه کنندۀ تلویزیونی از قربانیان شکنجه که ما در روزهای اخیر آخرین نمونه آن در مورد توماج صالحی (خوانندهٔ رَپ) را شاهد بودیم، نشانه‌هایی روشن از این واقعیت‌اند که مبارزۀ دلیرانه مردم میهن ما با شعار “زن، زندگی، آزادی” و در اعتراض به قتل مهسا امینی به‌وسیلهٔ گشت ارشاد آغاز شد و همچنان و  بنا بر شعار دانشجویان مبارز راه آزادی: “قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان” ادامه یافته است.

حزب تودۀ ایران بار دیگر توطئه‌های دستگاه امنیتی رژیم بر ضد مبارزان راه آزادی را محکوم می‌کند و اعلام می‌دارد که در کنار جنبش مردمی میهن ما، در کنار زنان آزادی‌خواه و دلیر کشور، در کنار جوانان و دانشجویان، در کنار فعالان جنبش مدنی، در کنار فعالان صنفی و کارگری، و در کنار کارگران و زحمتکشان کشور در مبارزه‌شان بر ضد حکومت استبدادی حاکم ایستاده است. حزب تودۀ ایران معتقد است که این جنبش اصیل مردمی سرانجام خواهد توانست بر همه دشواری‌های پیشِ رو غلبه کند و به‌سمت استقرار آزادی، عدالت اجتماعی، و مقابله با مداخله امپریالیسم و تامین اراده خلق ما  برای برپایی حکومتی ملی و دموکراتیک راه را بگشاید. برای تحقق این مهم باید همۀ تلاش‌ها را به‌جانب اتحاد عمل و همکاری سازمان یافته و گسترده همه قشرهای اجتماعی یعنی کارگران و زحمتکشان، معلمان و بازنشستگان و دانشجویان و جوانان کشور و آماده کردن شرایط برای اعتصاب عمومی در کشور و فلج کردن چرخ‌های حکومت فاسد و ضد مردمی حاکم متوجه کرد.

همراه با مردم مبارز و هوشیار میهن‌مان،

ما خواهان آزادی فوری و بدون قیدوشرط همهٔ زندانیان سیاسی، صنفی، و عقیدتی هستیم!

ما خواهان گسترش همبستگی بین المللی با جنبش مردم ایران و سازماندهی کارزار جهانی برای آزادی بازداشت شدگان هفته های اخیر در ایران هستیم!

ما خواهان پایان دادن به موج سرکوب خشن و خونین اعتراض‌های مردم جان به‌لب رسیده هستیم!

ما خواهان تشکیل کمیته حقیقت یاب، زیر نظر شورای حقوق بشر سازمان ملل، برای رسیدگی به تمامی جنایت های  اخیر و سرکوب وحشیانه و حیوانی رژیم هستیم!

پیش به سوی تدارک و سازماندهی اعتصاب های کارگری و اعتصاب عمومی!

درود پرشور بر مبارزۀ دلیرانۀ مردم میهن ما!

حزب تودۀ ایران

۱۲ آبان‌ماه




قسم به خون یاران، ایستاده ایم تا پایان؛ قیام و تظاهرات در بیش از ۲۰ شهر

امروز در ایران قیام مردمی و جنگ های خیابانی با ماموران سرکوبگر در جریان است. در شهرهای زیر اعتراضات مردمی برقرار بوده است:

تهران (سعادت آباد – نازی آباد – اندیشه – تهران پارس – آریاشهر – هفت حوض – اکباتان بلوار فردوس، ایستگاه مترو تاتر شهر، اکباتان – ولی عصر – خیابان انقلاب – ستارخان – پونک)،

کرج، اراک، فولادشهر اصفهان، اصفهان، قزوین، آبیک قزوین، آمل، بانه، بندرانزلی، رشت، اسلام آباد غرب، مریوان، کامیاران، یارسان، تبریز، لاهیجان، فسا، مشهد، الوند، کرمان، بیجار، ورامین، چالوس

شوراهای صنفی دانشجویان کشور: بنا به گزارشات رسیده، یاسر ناروئی، فرزند عبدالله، دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و ۲۵ ساله، روز ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۱ در خیابان مشرف به دانشگاه علوم پزشکی زاهدان هدف تیراندازی نیروهای امنیتی قرار گرفته و کشته شده است.

در شهر لاهیجان نوجوان ۱۶ ساله ای به نام عرفان زمانی توسط سرکوبگران امشب کشته شد
«هیز تویی هرزه تویی، زن آزاده منم!» – شهرک نفت پونک، تهران – ۱۲ آبان

«هیز تویی هرزه تویی، زن آزاده منم!» – شهرک نفت پونک، تهران – ۱۲ آبان pic.twitter.com/S6Ra4DI1de— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

قزوین، مراسم چهلم جواد حیدری – ۱۲ آبان:

قزوین، مراسم چهلم جواد حیدری – ۱۲ آبان pic.twitter.com/CSg0MFum0H— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

مردم از خون جوانان خود نخواهند گذشت. عزاداری مادر شهید پارسا رضادوست در مراسم چهلمین روز جانفشانی فرزند ۱۷ ساله‌اش:

مردم از خون جوانان خود نخواهند گذشت. عزاداری مادر شهید پارسا رضادوست در مراسم چهلمین روز جانفشانی فرزند ۱۷ ساله‌اش pic.twitter.com/SyHHInE7lO— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

شیراز، مردم جاده را بسته اند و شعار مرگ بر دیکتاتور می گویند:

شیراز ۱۲ آبان pic.twitter.com/Rdx0XtlVMx— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

تهران، خیابان انقلاب زیر پای انقلابیون – ۱۲ آبان:

تهران، خیابان انقلاب در زیر پای انقلابیون – ۱۲ آبان pic.twitter.com/dGsoswqpOW— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

رشت، مردم بار دیگر ماموران سرکوب را فراری دادند – ۱۲ آبان:

رشت، مردم بار دیگر ماموران سرکوب را فراری دادند – ۱۲ آبان pic.twitter.com/CmG7GeJxnl— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

فولاد شهر – امروز ۱۲ آبان:

فولادشهر – روز ۱۲ آبان pic.twitter.com/JDfVmXDN1i— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

اکباتان – ۱۲ آبان:

اکباتان – ۱۲ آبان pic.twitter.com/Q46c7HmeoY— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

سعادت آباد – ۱۲ آبان:

سعادت آباد تهران – ۱۲ آبان pic.twitter.com/L5JY5Cevyz— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

کامیاران – ۱۲ آبان:

کامیاران – ۱۲ آبان pic.twitter.com/oKBywKDioO— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

آبیک قزوین – ۱۲ آبان:

آبیک قزوین – ۱۲ آبان pic.twitter.com/cyGnk9yAN9— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

نازی آباد تهران – ۱۲ آبان:

نازی آباد تهران – ۱۲ آبان pic.twitter.com/yaeX6TSADV— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

فسا – هیز تویی هرزه تویی ۱۲ آبان:

شهر فسا – ۱۲ آبان pic.twitter.com/VBv32IY36a— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

تهران – اندیشه ۱۲ آبان:

تهران – اندیشه ۱۲ آبان pic.twitter.com/XHrsZlkXAQ— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

تهران، نازی آباد ۱۲ آبان:

نازی آباد – ۱۲ آبان pic.twitter.com/NJL8TtIBTe— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

مریوان، محله ی کوره موسوی ۱۲ آبان:

مریوان – ۱۲ آبان pic.twitter.com/pYqqVkg6Ly— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

بوکان، میر آباد – ۱۲ آبان:

بوکان – ۱۲ آبان pic.twitter.com/p4vfHuucI8— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

رشت میدان معلم – ۱۲ آبان:

رشت میدان معلم ۱۲ آبان pic.twitter.com/m7pXLnAEgO— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

تبریز: مردم سرکوبگران را فراری می دهند- ۱۲ آبان:

تبریز – فراری دادن ماموران ۱۲ آبان pic.twitter.com/qzlYDS89Sm— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

مردم یارسان هم مراسم هفتم افشین آشام را به خونخواهی از حکومت و مزدوران سرکوبگرش تبدیل کردند:

مردم یارسان هم مراسم هفتم افشین آشام را به خونخواهی از حکومت و مزدوران سرکوبگرش تبدیل کردند – ۱۲ آبان pic.twitter.com/Sq5KULb38V— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

اسلام آباد غرب – مراسم چهلم سعید محمدی. سعید محمدی همراه با امیرعلی فولادی و ایمان محمدی در تاریخ ۳۰ شهریور در جریان اعتراضات مردمی در اسلام آباد توسط نیروهای مسلح حکومتی کشته شدند:

اسلام آباد غرب ۱۲ آبان pic.twitter.com/CTvJotGKCd— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

کرج خرم دشت ۱۲ آبان:

خرم دشت کرج، شب ۱۲ آبان pic.twitter.com/Fu026x5WM8— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

کرج، انقلابیون نیروهای پلیس را خلع سلاح کردند – ۱۲ آبان:

کرج، خلع سلاح پلیس توسط انقلابیون – ۱۲ آبان pic.twitter.com/bOLFwDJakm— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

کرج – کمال شهر ۱۲ آبان:

کرج، کمال شهر – ۱۲ آبان pic.twitter.com/etJydoK8HJ— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

کرج، پل حصارک – ۱۲ آبان:

کرج – پل حصارک ۱۲ آبان pic.twitter.com/N1MyzY7Ant— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

انبوه جمعیت در بلوار بهشتی کرج – ۱۲ آبان:

انبوه جمعیت در بلوار بهشتی کرج – ۱۲ آبان pic.twitter.com/kspkzyEME0— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

ملت بیایید، جمعیت انبوه مردم در کرج ۱۲ آبان:

چهلم حدیث نجفی، جمعیت انبوه مردم در کرج – ۱۲ آبان pic.twitter.com/rLQc4cBCST— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

کرج، درگیری و ایستادگی مردم در برابر سرکوبگران:

کرج، مقابله ی مردم با گله های مزدوران – ۱۲ آبان pic.twitter.com/Hdxv6h9pta— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

در شهر اراک مردم به مناسبت هفتمین روز جان باختن مهرشاد شهیدی به خیابان آمده اند و علیه حکومت شعار می دهند.

اراک – هفتم مهرشاد شهیدی:

اراک، مراسم هفتم مهرشاد شهیدی – ۱۲ آبان pic.twitter.com/Ty34D2s2Nk— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

اراک – هفتم مهرشاد شهیدی:

اراک – هفتم مهرشاد شهیدی – ۱۲ آبان pic.twitter.com/ZlKnt6s3cI— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

قزوین، چهلم جواد حیدری:

قزوین، چهلم جواد حیدری – ۱۲ آبان pic.twitter.com/vZyUR5DJlO— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

مراسم چهلم مهسا موگویی به اعتراض بزرگ در این شهر منجر شده و مردم در فولاد شهر تظاهرات کرده اند.

فولاد شهر اصفهان، جنگ خیابانی مردم با ماموران – ۱۲ اصفهان:

فولاد شهر جنگ و گریز با ماموران – ۱۲ آبان pic.twitter.com/Nx1QvL5aOH— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

فولاد شهر اصفهان، فرار ماموران از مقابل مردم – ۱۲ آبان

فولاد شهر – فرار ماموران ۱۲ آبان pic.twitter.com/cjMTWIANwT— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

فوالادشهر اصفهان. مردم به سوی خیابان های شهر حرکت می کنند. ۱۴ آبان:

اصفهان چلهم مهسا موگویی – ۱۲ آبان pic.twitter.com/qve7NnSxwG— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

آمل، جنگ خیابانی مردم با ماموران – ۱۲ آبان:

آمل، جنگ خیابانی مردم با ماموران – ۱۲ آبان pic.twitter.com/CpOV0RT5dt— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

آمل، چهلم غزالی چلابی به اعتراضات گسترده منجر شده است. ۱۲ آبان

آمل، چهلم غزاله چلابی – ۱۲ آبان pic.twitter.com/uDvngmX11X— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) November 3, 2022

انزلی، حضور و تجمع مردم در مراسم چهلم امیر نوروزی جانباخته راه آزادی – ۱۲ آبان:

اخبار روز




چرا دیگر اتحاد جماهیر شوروی وجود ندارد؟

منبع: سایت آینده را بساز

برگردان: آمادور نویدی

با ترجمه این سلسله مقالات تلاش می‌شود تا با نگاهی ژرف به عوامل اقتصادی، سیاسی، ایدئولوژیک و نظامی، به دلایل فروپاشی (از این ببعد تخریب – م) اتحاد شوروی پی بُرد.

چرا باید نبش‌قبر کرد؟ زیرا که ما باید به تاریخ مراجعه کنیم و از گذشته درس عبرت بگیریم. زیرا که دیگر نه نخستین کشور سوسیالیستی جهان وجود دارد، و نه حتی خبری از دمکراسی‌های خلقی اروپا، که متحدان نزدیکش بودند. چنان‌چه اشتباهاتی صورت گرفته، ضروری است که بار دیگر تکرار نشوند. کشورهای سوسیالیستی موجود با بسیاری از فشارهای خارجی مشابهی مواجه هستند که اتحاد جماهیر شوروی با آن‌ها روبرو بود؛ و قطعا کشورهای سوسیالیستی آینده نیز روبرو خواهند شد. بعلاوه، کشورهای سوسیالیستی تابحال جهت حفظ حرکت انقلابی خود در طول نسل‌های دوم، سوم و چهارم با مشکلات زیادی روبرو بوده اند؛ و این امر بهمان اندازه در باره کوبا یا چین معاصر صادق است که در باره اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود. آشکارست که پرداختن به این مسائل ضروری است، زیراکه جزئیات تخریب شوروی، برخی از داده‌های خام و حل‌نشده را جهت چنین تجزیه وتحلیلی تشکیل می‌دهد. ما هرچه بیش‌تر بتوانیم در مورد تخریب شوروی یاد بگیریم، در آینده، جهت جلوگیری از شکست‌ها و بازگشت‌های تاریخی، آمادگی بیش‌تری خواهیم داشت، و مجهزتر خواهیم بود تا از سوسیالیسم دیدگاهی جذاب و قانع‌کننده توسعه دهیم که برای زمان ما مناسب و قابل اجراء باشد.

چرا اتحاد شوروی دیگر وجود ندارد؟

فهرست:                                                                                                        

* قسمت ۱: دیباچه

* قسمت ۲: رکود اقتصادی

* قسمت ۳: عقب‌نشینی ایدئولوژیک و محوتدریجی اعتماد‌بنفس

* قسمت ۴: بی‌ثباتی امپریالیستی و فشار نظامی

* قسمت ۵: پرسترویکا و گلاسنوست

* قسمت ۶: ازهم گسیختن کارها (۹۱-۱۹۸۹)

* قسمت ۷: احیای سرمایه‌داری فاجعه ای برای طبقه کارگر جهانی

*قسمت ۸: آیا جمهوری خلق چین به سرنوشت اتحاد شوروی سوسیالیستی دچار می‌شود؟

امید که با ترجمه این سلسله مقالات بتوانم اطلاعات مفید و روشن‌گرانه ای به جامعه فارسی‌زبان تقدیم کنم.

آمادور نویدی

چرا دیگر اتحاد شوروی وجود ندارد؟

قسمت ۱: دیباچه

این نخستین مقاله از مجموعه مقالات هشت قسمتی درباره تخریب اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی(USSR، اتحاد شوروی) است. اگرچه بیش از ۳۰ سال از آن‌روز سرنوشت‌ساز در سال ۱۹۹۱می‌گذارد که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ازهم پاشیده شد، اما درکُل، هنوز درک چپ از تخریب شوروی محدودست و افراد زیادی از مضامین مهم، درک ضعیفی دارند.

چرا باید نبش‌قبر کرد؟ زیرا که ما باید به تاریخ مراجعه کنیم و از گذشته درس عبرت بگیریم. زیرا که دیگر نه نخستین کشور سوسیالیستی جهان وجود دارد، و نه حتی خبری از دمکراسی‌های خلقی اروپا، که متحدان نزدیکش بودند. چنان‌چه اشتباهاتی صورت گرفته، ضروری است که بار دیگر تکرار نشوند. کشورهای سوسیالیستی موجود با بسیاری از فشارهای خارجی مشابهی مواجه هستند که اتحاد جماهیر شوروی با آن‌ها روبرو بود؛ و قطعا کشورهای سوسیالیستی آینده نیز روبرو خواهند شد. بعلاوه، کشورهای سوسیالیستی تابحال جهت حفظ حرکت انقلابی خود در طول نسل‌های دوم، سوم و چهارم با مشکلات زیادی روبرو بوده اند؛ و این امر بهمان اندازه در باره کوبا یا چین معاصر صادق است که در باره اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود. آشکارست که پرداختن به این مسائل ضروری است، زیراکه جزئیات تخریب شوروی، برخی از داده‌های خام و حل‌نشده را جهت چنین تجزیه وتحلیلی تشکیل می‌دهد. ما هرچه بیش‌تر بتوانیم در مورد تخریب شوروی یاد بگیریم، در آینده، جهت جلوگیری از شکست‌ها و بازگشت‌های تاریخی، آمادگی بیش‌تری خواهیم داشت، و مجهزتر خواهیم بود تا از سوسیالیسم دیدگاهی جذاب و قانع‌کننده توسعه دهیم که برای زمان ما مناسب و قابل اجراء باشد.

نیازی به گفتن نیست، و ادعا هم نمی‌کنم که پاسخ‌های قاطعی دارم. ناپدید شدن اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی موضوعی بسیار پیچیده است، زیرا که تاریخ، سیاست، اقتصاد، جامعه شناسی، فلسفه، علم نظامی، روان‌شناسی اجتماعی و غیره را دربر می‌گیرد.  شاید دیگران از من بیش‌تر بدانند و تحقیقات کامل‌تری انجام داده باشند. هدف در این‌جا صرفا این‌ست‌که با ارائه طرح کلی تاریخی، چند سئوال، و دو فرضیه مطرح شود، که به مشارکت در بحث جاری کمک کند. جهت تحقیق عمیق‌تر درباره این موضوع، مایلم توجه خواننده را به کتاب‌های بسیار مفید زیر جلب کنم. هرکدام از کتاب‌های زیر نقاط قوی و ضعیف خود را دارد، اما همه آن‌ها درباره موضوع تخریب شوروی درک گران‌بهایی دارند و ازنظر پیکربندی نظرات به خود من کمک فوق العاده ای کرده اند.

* انقلاب از بالا: دیوید کوتز و فرد ویر(۱)

* سوسیالیسم خیانت شده: راجر کیران و توماس کنی(۲)

* اکتبر سرخ: ویجی پراشاد(۳)

* سیاه جامگان و سرخ ها: مایکل پرنتی(۴)

من از این‌که دیدگاهی حزبی دارم؛ و ‌از دست‌آوردهای اتحاد شوروی دفاع کرده ام؛ از این‌که در جنگ طبقاتی جهانی بین امپریالیسم و کشورهای سوسیالیستی، «در سنگر کارگران» ملت‌های استثمار شده، و کارگران و توده های تحت ستم کشورهای امپریالیستی بوده ام، عذرخواهی نمی‌کنم.

اگر خواننده بدنبال روایتی پیروزمندانه و ضدکمونیستی از مرگ شوروی می‌گردد، چنین چیزی را به آسانی می‌توان پیدا کرد، اما نه در این‌جا. نقطه آغازین سخن من این‌ست‌که مشکلات بسیار زیادی که بشریت با آن روبروست را نمی‌توان در چارچوب اقتصادی و سیاسی سرمایه داری حل نمود؛ و این‌که گذار بسوی سوسالیسم و، درنهایت، کمونیسم، هم مفید و هم ضروری‌ست.

موضوع‌های گسترده ای‌که در این مجموعه مقالات پوشش داده می‌شود عبارتند از: دست‌آ‌‌وردهای مثبت اتحاد شوروی؛ مشکلات زیاد اقتصادی دهه های ۱۹۷۰و ۱۹۸۰؛ عقب‌نشینی ایدئولوژیک و نارضایتی از دهه ۱۹۵۰ ببعد؛ ریگان، افغانستان، مسابقه تسلیحاتی و «دست نکشیدن از تلاش برای به دست آوردن خواسته ها تا زمان دست‌یابی»؛ میخائیل گورباچف و پرسترویکا و گلاسنوست وی؛ حوادث هرج و مرج دو سال آخر وجود اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی(۹۱-۱۹۹۰)؛ اثرات ضدانقلاب، هم در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و هم در سراسر جهان؛ و این‌که آیا جمهوری خلق چین احتمالا به سرنوشت مشابه سوسیالیست قبلی دچارمی‌‌شود؟

اما آیا تجربه شوروی شکستی غم‌انگیز نبود؟

تا زمانی‌که شیرها فاقد مورخان خود باشند، تاریخ شکار همواره شکارچی را می ستاید (ضرب المثل آفریقایی)(۵)

بیش از سی سال از تخریب اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و پایان جنگ سرد می‌گذرد، اما تاریخ آن کشور که بوسیله مورخان رسانه‌های اصلی(بخوان سرمایه‌داری-امپریالیستی) نوشته و گفته شده، این‌ست‌که اتحاد شوروی پروژه ای مخوف و جنایت‌کارانه بود؛ این‌که سوسیالیسم شوروی در تضاد با آزادی و دمکراسی بود؛ و این‌که کُل تجربه شوروی شکستی مطلق و در تضاد آشکار با موفقیت دمکراسی بازار آزاد غربی بود. همه این‌ نوشته‌ها و گفته‌ها در اروپای غربی و آمریکای شمالی با زیرکی مورد قبول عامه واقع شده است، تا درجه ای که وقتی افرادی در رسانه‌ها درستی این ادعا را زیر سئوال می‌برند، با آن‌ها مانند اصطلاح «اعضای زمین مسطح است» برخورد می‌کنند. این اصطلاح  جهت توصیف افرادی بکار می‌رود که از باور به چیزی که آشکارا درست است خودداری می‌کنند (۶).

همه این‌ها نسبتا بچیزی کمک می‌کنند که مطمئنا مهم‌ترین موضوعات سیاست، اقتصاد، تاریخ، فلسفه و جامعه شناسی مدرن است: کمونیسم یک ایدئولوژی مُصر در اشتباه (لج‌باز در عقیده و عمل) است که در تضاد با ماهیت سرشت بشری است.

حتی درون چپ سیاسی، تعداد کمی هستند که زحمت دفاع از رکورد اتحاد شوروی را بخود می‌دهند. اما ما مُشت‌های گره کرده خودرا بالا می‌بریم و می‌گوئیم: «ما هنوز به سوسیالیسم معتقدیم»، اما روس‌ها اشتباه کردند». شاید سوسیالیسم واقعی هرگز ساخته نشده باشد؛ شاید اویل قرن ۲۰، روسیه با عقب‌ماندگی اقتصادی و اکثریت دهقانی گسترده خود، محیط مناسبی برای چنین پروژه جاه‌طلبانه‌ای نبود؛ شاید سوسیالیسم در اثر خودنمایی و بی‌رحمی رهبری شوروی، بویژه ژوزف استالین منحرف و نابود شد(نویسنده «معتقد به سوسیالیسم است»، اما با یک «شاید» به رفیق استالین – معمار سوسیالیسم – درست مانند بورژوازی بین الملل- افترا می‌زند و گفته‌های بورژوازی و امپریالیست‌ها را تکرار می‌کند- م) .

هرکدام از روایت‌های گوناگون «شکست» را که انتخاب کنید، شما بدون مشکل خاصی می‌مانید که چرا، در ۳۱ دسامبر سال ۱۹۹۱، اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی از نقشه جهان محو شد: (آیا) این یک تجربه شکست خورده بود، و (اگر چنین است)، تجارب شکست خورده بالاخره باید خاتمه یابند.    

اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از بسیاری جهات، فوق‌العاده موفق بود

مسیر ۷۴ سال طی‌شده اتحاد شوروی برابرست با یک دوره کامل تاریخی. شاید تاریخ هرگز چنین پیش‌رفت عالی از شرایط عقب‌ماندگی، بدبختی و تباهی به عظمت یک قدرت بزرگ مدرن با فرهنگ بسیار پیش‌رفته و رشد دائم رفاه توده ای را بخود ندیده باشد. (۷)

واقعیت این‌ست‌که، وظیفه درک انفجاراز درون‌‌‌ شوروی چندان ساده نیست. اتحاد شوروی چندین دست‌آورد تاریخی جهانی بنام خود ثبت کرد. در دوران شوروی، خلق‌های قلمرو اتحاد شوروی پیش‌رفت‌ بی‌سابقه ای را در استانداردهای زندگی تجربه کردند. روابط مالکیت فئودالی و عقب‌ماندگی محو گردید، و اتحاد شوروی بعنوان یک ابرقدرت – دومین اقتصاد بزرگ جهان در علم و تکنولوژی پیش‌رفته ظهور کرد. برای نخستین بار در تاریخ روسیه، فاجعه قحطی شکست خورد. فاشیسم اروپایی، اغلب از طریق تلاش‌ها، فداکاری‌ها، شجاعت و درخشش خلاقه خلق‌های شوروی شکست خورد. خلق‌های شوروی نخستین دولت رفاه فراگیر جهان را برپا کردند و از آن لذت بردند. هر کسی‌که خواهان و قادر بکارکردن بود، بی‌کار نمی‌ماند. آموزش و پرورش، و مراقبت‌های بهداشتی جامع و رایگان بود. مسکن اغلب کوچک، اما همگانی و ارزان بود. برای نخستین بار در تاریخ، برتری سیاسی فرهنگی طبقه کارگر برقرار شد: دولت اعتبارخود را براساس چگونگی کیفیت خدمت به توده ها، و نه به ثروت‌مندان کسب نمود. با کمک خلق‌های شوروی، جنبش‌های آزادی‌بخش سراسر جهان قادر شدند که از زنجیرهای استعمار و امپریالیسم آزاد گردند. مایکل پرنتی با مسخره کردن ضدکمونیسم تاریخی مورخان رسانه‌های سرمایه‌داری و امپریالیستی، می‌نویسد:

 گفتن«سوسیالیسم کارایی ندارد» بمعنای نادیده گرفتن این واقعیت است که سوسیالیسم کارایی داشت. در اروپای شرقی، روسیه، چین، مغولستان، کره شمالی، و کوبا، کمونیسم انقلابی یک زندگی برای توده های مردم ایجاد کرد که خیلی بهتراز زندگی تیره و تار گذشته بود که تحت سُلطه اربابان فئودال، رؤسای نظامی، استعمارگران خارجی، و سرمایه‌داران غربی تجربه کرده بودند. نتیجه نهایی، پیش‌رفت چشم‌گیر شرایط زندگی صدها میلیون نفر در مقیاسی که هرگز قبل یا پس از آن در تاریخ  مشاهده نشده است… سوسیالیسم دولتی کشورهای بشدت فقیر را به جوامع مدرن مبدل ساخت بطوری‌که در آن‌ها همه باندازه کافی غذا، پوشاک، و مسکن و سرپناه داشتد؛ و جائی‌که همه سال‌خوردگان از حقوق بازنشستگی مطمئن برخوردار بودند؛ و جائی‌که همه کودکان(و بسیاری از افراد بالغ) به مدرسه می‌رفتند و هیچ‌کسی از مراقبت‌های پزشکی و بهداشتی محروم نبود.» (۸).

قطعا، سوسیالیسم در عمل، بسیاری از بدترین مشکلات انسانی را حل نمود؛ مشکلاتی‌که سرمایه داری نتوانسته بود(و هنور هم نتوانسته است) آن‌ها را حل کند. بوریس پونوماریف، تئوریسین برجسته حزب کمونیست اتحاد شوروی(و یکی از نمایندگان باهوش‌تر سال‌های ۷۰ و ۸۰)، سوسیالیسم را در جملات زیر خلاصه کرده است:

 «سوسیالیسم به مشکل بی‌کاری که بدترین و حل‌نشدنی‌ترین مشکل اجتماعی در جهان سرمایه داری است برای همیشه پایان داده است. کشورهای جامعه سوسیالیستی طرح‌های امنیت اجتماعی را معرفی کرده اند که کل جمعیت را برای مراقبت‌های پزشکی و آموزش مجانی، مسکن تضمینی هم‌راه با بسیاری دیگر از موهبت‌های اجتماعی و حقوق اقتصادی پوشش می‌دهد و همه از آن لذت می‌برند. سوسیالیسم توزیع منصفانه منافع مادی و فرهنگی را ضمانت کرده است … سوسیالیسم به دست‌مزد نابرابر زنان و جوانان خاتمه داده است… رکورد اتحاد شوروی بعنوان یک دولت سوسیالیستی چندملیتی بطور قانع کننده ای ثابت می‌کند که سیستم سوسیالیستی حقوق مساوی برای همه مردم را تضمین می‌کند، و جهت پیش‌رفت اقتصادی و فرهنگی پویا، روابط دوستی برادرانه بین مردم برقرار می‌کند.»(۹).

آغاز از یک شالوده بسیار پائین

جهت ارزیابی از دست‌آوردهای اتحاد شوروی، این مهم است تا شالوده بسیار پائینی را برسمیت بشناسیم که از آن‌جا آغاز نموده است. روسیه قبل از انقلاب با گرسنگی عمومی، اقتدارگرایی مطلق، نابرابری کریه، نژادپرستی فراگیر و قربانیان ضدسامی(که سهوا یا عمدا به آن یهودی‌ستیزی می‌گویند- م)، و استثمار وحشیانه مشخص می‌شد. کارگران و دهقانان حتی از دست‌رسی به تحصیلات ابتدایی محروم بودند. رژیم ورشکسته تزاری(و درواقع دولت موقت پس از انقلاب فوریه ۱۹۱۷)، بجز توسعه استعماری و فدا کردن جان میلیون‌ها آدم معمولی فکر دیگری نمی‌کرد. همان‌گونه که کوتز و ویر در کتابشان در انقلاب از بالا می‌نویسند:

«اقتصاد روسیه در سال ۱۹۱۷، خیلی عقب‌تر از سرمایه‌داری پویای قدرت‌های بزرگ بود. در سال ۱۹۸۰، حدود ۶۳ سال بعد از انقلاب روسیه، اتحاد شوروی قطبی از قطب‌های جهان دوقطبی بود. اتحاد شوروی به کشوری مدنی و صنعتی با جمعیت ۲۶۵ میلیون نفر تبدیل شده بود. اتحاد شوروی با معیارهای مانند امید به زندگی، مقدار دریافت کالری، و سواد به مقام کشورهای توسعه‌یافته رسیده بود. اتحاد شوروی به بسیاری از کشورهای جهان کمک‌های اقتصادی و نظامی ارائه داد. اتحاد شوروی در بسیاری از حوضه های علم و تکنولوژی پیش‌گام بود. اتحاد شوروی اقدام به پرتاب نخستین ماهواره فضایی کرد. اتحاد شوروی در برخی از حوزه‌های دیگر، از فلزات تخصصی گرفته تا ماشین‌هایی جهت جوش‌کاری یک‌پارچه و بدون‌ درز یا خطوط راه آهن، تا تجهیزات جراحی چشم، یک پیش‌رو جهانی بود. هنرمندان و ورزش‌کاران اتحاد شوروی در میان بهترین های جهان بودند. اتحاد شوروی با متحدان پیمان ورشویی خود، ازنظر نظامی برابر با اتحاد ناتو برهبری آمریکا بود.»

بوسیله ما، برای ما: مردم  معمولی در رأس رهبری جامعه

اتحاد شوروی نخستین دولتی بود که بوضوح خواسته های طبقه کارگر و توده های تحت ستم را نمایندگی کرد. همان‌گونه که لنین گفت، اهمیت انقلاب «قبل از هرچیزی این‌ست‌که ما یک دولت شورایی، سازمان قدرت خود را خواهیم داشت، که در آن بورژوازی بهیچ‌طریق سهمی نخواهد داشت. خود توده های تحت‌ستم قدرتی برقرارمی‌سازند. دستگاه‌های دولتی قدیمی هم از پایه متلاشی خواهند شد و دستگاه اداری جدیدی بشکل سازمان‌های شورایی تنظیم می‌گردد.» (۱۰).

در بنیادی‌ترین سطح، منافع رشد اقتصادی بجای این‌که به دست طبقه سرمایه دار برسد، برای مردم عادی هدایت شد. درحالی‌که بطور کلی در آمریکا، اروپای غربی و ژاپن در دوره پساجنگ، رشد تولید ناخالص داخلی محترم شمرده می‌شد، اما هم‌تای آشکار خود- نابرابری درحال توسعه را داشت. ثروت‌مند بسیار بسیار ثروت‌مندتر می‌شدند؛ اما شرایط برای فقرا اندکی پیش‌رفت داشت. بنابه گفته آلبرت شیمانسکی، «در کل دوره ۱۹۸۰-۱۹۴۵، دست‌مزدهای واقعی کارگران کارخانه و ادارات شوروی ۷/۳(۳ و هفت دهم) برابر افزایش یافت. جهت مقایسه، باید توجه داشت که دست‌مزدهای واقعی همه کارگران آمریکا طی دهه ۱۹۷۰، و اوایل دهه ۱۹۸۰ حدود یک درصد(۱٪) کاهش یافت». باضافه، در اتحاد شوروی، مواد غذایی اساسی، مسکن و حمل و نقل، همگی بشدت سوبسید(یارانه) می‌شدند. «مسکن، دارو، حمل و نقل و بیمه، بطور میانگین ۱۵٪ از درآمد یک خانواده شوروی را تشکیل می‌شد، در مقایسه با آمریکا که ۵۰٪ بود، درحالی‌که  حتی خدماتی مانند آموزش عالی و مراقبت از کودکان یا مجانی بود یا بشدت سوبسید می‌شدند (۱۱).

اتحاد شوروی بطور غیرقابل مقایسه ای مساوات‌تر از کشورهای سرمایه داری بود: «تفاوت درآمد بین پُردرآمدترین و کم درآمدترین(فراد) در اتحاد شوروی حدود پنج به یک بود. اما در آمریکا، این تفاوت درآمد سالانه بین مولتی میلیاردرها و کارکنان فقیر شاغل بیش‌تر از ده هزار به یک (۱۰ هزار به ۱) است.» (۱۲)

فائق آمدن به بی‌کاری در شوروی پیش‌رفتی غیرمنتظره بود. حقوق فردی جهت استخدام بارور در اعلامیه جهانی حقوق بشر برسمیت شناخته شده است، اما هنوز تحت سیستم سرمایه داری تضمین چنین حقی تقریبا غیرممکن‌ست، و آن‌چه را که مارکس بعنوان «ارتش ذخیره کار»(یعنی شمار قابل توجهی از کارگران بی‌کار) در سرمایه‌داری توصیف نمود، جهت اعمال فشار بر کاهش دست‌مزدها اعمال می‌شود. برعکس، در سیستم سوسیالیستی، جایی‌که سود حاصل از کار بجای این‌که در انحصار صاحبان ابزار تولید (یعنی طبقه سرمایه دار) قرار گیرد، بین مردم به اشتراک گذاشته می‌شود، وجود بی‌کاری بمعنای هدردادن واضح منابع است، و به هیچ‌کسی کمک نمی‌کند.

بنابراین، اتحاد شوروی اولین اقتصاد صنعتی مدرن بود که به بی‌کاری طویل المدت خاتمه داد. نتایج منطقی این امر از لحاظ رفاه مردم بسیار عظیم بود؛ گذشته از همه این‌ها، بی‌کاری بطور گسترده بعنوان مشکل شماره یک اجتماعی – اقتصادی در جهان سرمایه داری درنظر گرفته می‌شود(۱۳). ریش‌سفید سرخ کانتربری، هیولت جانسون، در مطالعات کلاسیک خود از سوسیالیست یک ششم جهان، براساس سفرهای متعدد خود به اتحاد جماهیر سوسیالیستی در دهه ۱۹۳۰، از تأثیرات اجتماعی استخدام کامل و دولت رفاه صحبت نمود:

«دست‌آوردهای معنوی گسترده اتحاد شوروی تا حد زیادی بخاطر رفع ترس هستند. کارگران در یک کشور سرمایه‌داری در ترس بسر می‌برند. ترس از اخراج، ترس از این‌که هزار انسان بی‌کار خارج از درب بایستند و در آرزوی شغل خود باشند، روح و روان یک انسان را می‌شکند و نوکرصفتی را تولید می‌کند. ترس از بی‌کاری، ترس از سقوط، ترس از رکود تجاری، ترس از بیماری، ترس از سال‌مندی فقیرانه سنگینی شکننده ای بر ذهن کارگر دارد. دست‌مزدهای چند هفته فقط بین او و فاجعه قرار دارد، زیرا که وی فاقد اندوخته است.

هیچ چیزی باندازه فقدان ترس به فکر بازدیدکننده از اتحاد شوروی نمی‌رسد… هیچ ترسی والدین شوروی را برای نگه‌داری یک کودک تازه متولد شده عاجز نمی‌کند. هیچ ترسی جهت هزینه دکترها، هزینه مدرسه، یا هزینه دانش‌گاه وجود ندارد. نه ترسی از کم‌کاری است، نه ترسی از کار زیاد. هیچ ترسی از کاهش دست‌مزد، در قلمروی که هیچ‌کسی بی‌کار نیست وجود ندارد… تا زمانی‌که به کار نیازست، کار برای همه آزاد است. در اتحاد شوروی  کارگران مورد تقاضا می‌باشند؛ و دست‌مزدها افزایش می یابد.» (۱۴)

رسم و رسوم طولانی و قابل ستایش موسیقی، ادبیات و تئاتر روسیه با اندوخته غنی رسوم فولکوریک از سراسر اتحاد شوروی ترکیب شدند، و فرهنگی فراگیر، قابل دست‌رسی، خلاقانه و غرورآفرین ساختند. ازهمه مهم‌تر، زندگی فرهنگی نه متعلق به ثروت‌مندان یا روشن‌فکران، بلکه در مالکیت جمعی توده ها بود.

یونسکو گزارش داد که شهروندان شوروی بیش‌تراز هر شهروند دیگری در جهان کتاب می‌خوانند و فیلم تماشا می‌کنند. هرسال شمار مردمی که  تقریبا برابر با نیمی از کل جمعیت است از موزه ها بازدید می‌کنند،  و حضور در تئاترها، کنسرت‌ها و سایر اجراها نسبت به کُل جمعیت برتری دارد. دولت جهت بالابردن سطح باسوادی و استانداردهای زندگی عقب‌مانده ترین مناطق، و با تشویق مکاتبات فرهنگی بیش از ۱۰۰گروه ملیتی که اتحاد شوروی را تشکیل می‌دهند، با کوششی هم‌آهنگ عمل کرده است. برای نمونه، در سال ۱۹۱۷، در  قرقیزستان، فقط یک‌نفر در هر ۵۰۰ نفر سواد خواندن و نوشتن داشت، اما ۵۰ سال بعد، تقریبا همه میتوانستند و باسواد شده بودند. (۱۵)

ایجاد یک دولت چندملیتی پیروزمند

دولت شوروی در مرزبندی با استعمار وحشیانه امپراتوری تزاری موفق شد ده‌ها ملت و قوم را در یک دولت چندملیتی برمبنای احترام وبُردباری متحد سازد. «برابری کامل حقوق برای همه ملت‌ها؛ حق ملت‌ها برای تعئین سرنوشت؛ اتحاد کارگران همه ملت‌ها»(۱۶) شعاری بسیار پیش‌رفته در هرجایی ازنظر سیاسی در اوایل قرن ۲۰، خصوصا در روسیه، آن‌زمان «زندان ملل» بود.

تصمیم به حل مسئله ملی در اتحاد شوروی دست‌آوردی تاریخی بود. آموزش مشهور مارکس در ریشه روی‌کرد شوروی بود که «هرملتی که به ملت دیگری ظلم کند، زنجیرهای خود می‌سازد»(۱۷). ملل گوناگون ، با مذاهب، قومیت ها، تاریخ ها و آداب و رسوم گوناگون خود، در دولتی چندملیتی گردهم آمدند که فعالانه جهت غلبه بر شوینیسم و سُلطه روسی تلاش می‌کردند که درطول قرن‌ها تحت زمان تزارها ساخته شده بود. ملل سابقا سرافرازی مانند  آذربایجان و گرجستان – مراکز پُرجنب و جوش در امتداد جاده ابریشم که از استبداد و عقب‌ماندگی اجباری بعنوان بخشی از امپراتوری روسیه رنج برده بودند – به بازی‌کنانی برابر در اتحاد سوسیالیستی تبدیل شدند، که در پروسه، پیش‌رفت‌های فوق‌العاده ای در استانداردهای زندگی، سطوح آموزشی، دست‌رسی به امکانات فرهنگی، و غیره را تجربه کردند.

 سمیر امین اشاره کرد:

« جهت بهتر شدن، سیستم شوروی تغئیراتی را به ارمغان آورد. به این جمهوری‌ها، مناطق، و حوزه‌ها خودمختاری داد، تا در سرزمین‌های عظیم زندگی کنند، حق بیان فرهنگی و زبان مادری خود را داد که در دولت تزاری مورد نفرت قرار گرفته بودند. آمریکا، کانادا، و استرالیا هرگز با بومیان خودشان چنین رفتار نکردند و مطمئنا الان هم آماده انجام این‌کار نیستند. دولت شوروی کارهای بیش‌تری انجام داد: سیستمی ایجاد کرد تا سرمایه را از مناطق ثروت‌مند اتحاد شوروی(روسیه غربی، اوکراین، بلاروس، و بعدها کشورهای بالتیک) به مناطق درحال توسعه شرق و جنوب انتقال دهد. شوروی سیستم دست‌مزد و حقوق اجتماعی را در سراسر قلمرو اتحاد شوروی مرسوم کرد، کاری‌که البته قدرت‌های غربی هرگز با مستعمره های خود انجام ندادند. بعبارت دیگر، شوروی مساعدتی موثق مخترع نمود، که در تضاد کامل با مساعدت‌های دروغین باصطلاح توسعه کشورهای اهدا کننده امروزی‌ست.» (۱۸).

زمانی‌که جنبش‌های رادیکال در مناطق آسیای مرکزی و قفقاز امپراتوری روسیه قدرت شوراها را تأسیس کردند، رژیم‌های جدید بلافاصله دست‌بکار لغو میراث سُلطه روسی شدند، درگیر توزیع رادیکال زمین‌ها – اهدای همان زمینهایی به دهقانان محلی گستند که توسط استعمارگران روسی تصرف شده بود. این امر با «دامنه وسیعی از پیش‌رفت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در زندگی مردم، ازجمله کارزار سوادآموزی توده ای، آموزش همگانی، مدرنیزه کردن کشاورزی، صنعتی کردن، و تدارک خدمات ابتدایی پزشکی و رفاهی ادغام شد.»(۱۹)

جمهوری‌های شرقی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی که توسط رژیم تزاری در وضعیت عقب‌ماندگی و وابستگی استعماری ابدی نگه داشته شده بودند، دورانی از پیش‌رفت‌های اقتصادی و فرهنگی بی‌سابقه ای را تجربه کردند، که بین کُل جمعیت به اشتراک گذاشته شده بود.

«قبل از انقلاب بلشویکی، اغلب قریب به اتفاق مردم آسیای شوروی بی‌سواد بودند. حتی در سال ۱۹۲۶، یک دهه بعداز انقلاب، فقط ۸/۳ ٪(سه و هشت‌دهدم درصد) جمعیت در تاجیکستان، ۶/۱۱٪(یازده و شش‌دهم درصد) از مردم ازبکستان، ۰/۱۴٪ (چهارده درصد) از مردم ترکمنستان، و ۵/۱۶٪ (شانزده و نیم درصد) از مردم قرقیزستان باسواد بودند؛ اغلب باسوادها درواقع مهاجران روسی بودند. در پایان دهه ۱۹۳۰، اغلب مردم سراسر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی باسواد بودند، و در پایان دهه ۱۹۵۰، درواقع سواد همگانی شده بود.» (۲۰)

این‌را با هند سرمایه داری مقایسه کنید، با جایی‌که نرخ سواد خواندن و نوشتن فقط۷۴٪ است –  یا شاید بیش‌تر مربوط به افغانستان، که مرزی مشترک و شباهت‌های زیادی با ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان دارد، جایی‌که نرخ باسوادی امروز در پائين ترین سطح جهان‌، و فقط ۳۱٪ (و برای زنان۱۷ ٪) است.

پیروزی بر تبعیض نژادی

شهروندان شوروی تلاش کردند که جامعه ای فاقد تبعیض‌نژادی بسازند. درست همان‌طوری‌که « سرمایه داری بدون نژادپرستی وجود ندارد»(مالکوم ایکس)، اتحاد شوروی براین بنیاد و اساس ساخته شد که سوسیالیسم با نژادپرستی غیرممکن‌ست. قانون اساسی فاقد ابهام بود:

 «طبق قانون، هرگونه کاهش مستقیم یا غیرمستقیم حقوق، یا، برعکس، ایجاد هرگونه امتیاز مستقیم یا غیرمستقیم برای شهروندان براساس نژاد یا ملیت آن‌ها، هم‌چنین هرگونه حمایت ازانحصار نژادی یا ملی یا نفرت و تحقیر، تنبیه می‌شود». نمایان‌ترین واژه ها، طرز برخورد با یهودی‌های قبل و بعداز انقلاب بود. یهودی‌ها در دوره تزار در معرض آنتی سمیتیسم(یعنی ضدسامی و نه ضدیهودی- اشتراک) خشن و وحشیانه، ازجمله پوگروم (آزار و کشتار همگانی رسمی تصویب شده) قرار داشتند. روسیه مرکز قربانیان ضدسامی قدیمی اروپایی بود که منجر به ظهور طاعون نازیسم شد. «یهودی‌ها بطور سیستماتیک از پُست‌های خاص و ممتاز محروم بودند، و بسیاری از آن‌ها  در نسل‌های قبل از انقلاب ۱۹۱۷بعلت تبعیض و پوگروم از کشور فرار کرده بودند که تعداد زیادی از آن‌ها در آمریکا مستقر شدند.»(۲۱)

 پس از انقلاب، کاربُرد واژه ضدسامی توهینی جنایی بحساب می‌آمد. درواقع، «روشن‌فکران و کارگران یهودی بطور غیرمتناسبی در جنبش انقلابی در امپراتوری روسیه فعال بودند. در سال ۱۹۲۲، یهودی‌ها ٪۲/۵ (پنج و دو دهم درصد) از اعضای حزب کمونیست (حدود پنج برابر درصد جمعیت خود) را نمایندگی می‌کردند.»

روزنامه‌های شوروی توجه قابل‌توجهی به شرایط سخت سیاه‌پوست‌های آمریکا داشتند. خیلی از آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار برجسته از اتحاد شوروی دیدن کردند و تحت تأثیر قرار گرفتند که چقدر با آن‌ها در شوروی بهتر از کشور محل تولدشان برخورد می‌شود. فعال برجسته حقوق مدنی آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار و پان آفریقایی، دبلیو. ایی. بی. دو بوریس(W. E. B. Du Bois)، نوشت: «بنظرم می‌رسد اتحاد شوروی تنها کشور اروپایی است که کم و بیش مردم آموخته نشده و تشویق نمی‌شوند که از برخی طبقات، گروه ها و نژادها متنفر باشند و نگاهی تحقیرآمیز داشته باشند. من کشورهایی را می‌شناسم که تبعیض نژادی و رنگ پوست فقط تظاهرات جزیی را نشان می‌دهند، اما هیچ کشور سفیدپوستی را نمی‌شناسم که کاملا فاقد تبعیض نژادی و رنگ پوست باشد. در پاریس برخی توجهات را جلب می‌کنم؛ در لندن با طبقه وازده اجتماع روبرو می‌شوم؛ در هرجای آمریکا با هرچیزی، از نادیده گرفتن تا کنجکاوی کامل، و اغلب توهین برخورد می‌کنم . در مسکو، بدون توجه می‌گذرم. روس‌ها کاملا بطور طبیعی از من اطلاعات می‌پُرسند؛ زن‌ها کاملا مطمئن و ناخودآگاه کنارم می‌نشینند. کودکان همواره ‌مؤدب هستند.» (۲۲)

آزادی زنان

قدرت شوروی برای ‌آزادی زنان و موقعیت آن‌ها در برابری با مردها( جنس «قوی»)، فقط بمدت دو سال، در یکی از عقب‌مانده ترین کشورهای اروپایی، بیش از همه جمهوری‌های پیش‌رفته، روشن‌فکر، و «دمکراتیک» جهان انجام داد که طی ۱۳۰ سال انجام گرفته بود (۲۳).

اتحاد شوروی در گسترش حقوق زنان بمدت چند دهه رهبر جهان بود. ماده ۱۲۲ قانون اساسی سال ۱۹۳۶، نه فقط اصل برابری جنسی را تعئین کرد، بلکه ابزاری را ایجاد نمود که دولت آن برابری جنسی ‌را تسهیل ساخت:

«زنان در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از حقوق برابر با مردان در همه حوزه‌های زندگی اقتصادی، دولتی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برخوردار بودند. امکان استفاده از این حقوق با اهدای حق مساوی با مردها جهت کار، حقوق و مزایای پرداخت کار، استراحت و اوقات فراقت و خوش‌گذرانی، بیمه اجتماعی و آموزش، و حمایت دولتی از منافع مادر و کودک، قبل از زایمان و مرخصی زایمان با حقوق کامل، و فراهم ساختن شبکه گسترده‌ای‌ از زایش‌گاه ها، مهدکودک ها و کودکستان‌ها تضمین شده بود.»

قانون خانواده جهت ایجاد زمینه شکوفایی حقوق زنان نوشته شده بود. یارانه مراقبت از کودکان همگانی بود، که درنتیجه، تا اواخر دهه ۱۹۷۰، درصد زنان شاغل ۸۳٪ بود- در مقایسه با ۵۵٪ در آمریکا – و بیش از ۴۰٪ از دانش‌مندان متخصص زن بودند. زیمانسکی می‌نویسد که:

 «در سال ۱۹۷۰، زنان پزشک در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بیش‌تر از بقیه سراسر جهان بود، و تقریبا ۲۰ بار بیش‌تر از آمریکا بود». وی نتیجه گیری کرد که: «زنان بطور قابل ملاحظه ای بیش‌تر از مردان مستقل بودند، و فرصت‌‌‌های بسیار بیش‌تری نسبت به قبل، حتی در مقایسه با زنان مشابه در کشورهای سرمایه داری برای آن‌ها دایر شده بود.»(۲۴)

این‌ دست‌آردها، بویژه با توجه به عقب‌ماندگی سیستم پدرسالاری امپراتوری روسیه تحت تزار، دست‌آ‌وردهای قابل‌توجهی بودند.

حمایت از مبارزات جهانی علیه استعمار و امپریالیسم

مقایسه پیش‌رفت‌هایی که در اتحاد شوروی بین سال های ۱۹۹۱-۱۹۱۷ انجام گرفت، با پیش‌رفت‌هایی که درهمان دوره در جهان سرمایه‌داری حاصل شد، ضروری‌ست است که بدانیم پیش‌رفت‌های سرمایه‌داری بر بستر استعمار و امپریالیسم ساخته شده است.

صنعتی‌سازی و نوسازی در بریتانیا، بدون سرقت در مقیاس گسترده زمین‌های حاصل‌خیز در آمریکا، تجارت برده فراآتلانتیکی، انقیاد استعماری هند، ایرلند و بخش بزرگی از آفریقا، امکان‌پذیر نمی‌شد.

پیش‌رفت اقتصادی برهبری آمریکا در قرن ۲۰، ناشی از سود استثمار نواستعماری بخش بزرگی از جهان‌ست.

نه فقط پیش‌رفت‌های شوروی مطلقا اصیل بود، بلکه چندین برابر چشم‌گیرتر بود، زیراکه بدون توسل به امپریالیسم حاصل شده بود.

ایگور لیگاچف (معاون گورباچف در اواسط دهه ۱۹۸۰، برای این‌که نمی‌خواست سوسیالیسم را نابود کند، برکنار شد)، تذکر می‌دهد:

«باید بخاطر داشت که ما هر دست‌آوردی که داشته ایم ناشی از تلاش خودخودمان بود، درحالی‌که کشورهای توسعه یافته سرمایه‌داری، اغلب ثروتشان را از غارت آشکار استعمارگران در گذشته و با انتقال بخارج منابع طبیعی ارزان کشورهای جهان سوم امروزی انباشته نموده، و نیروی کار ارزان آن‌ها را استثمار کرده اند. کشورهای سرمایه‌داری از این‌طریق توانسته اند استاندارد زندگی نسبتا بالایی برای جمعیت خود تأمین کنند.»(۲۵)

اتحاد شوروی نه فقط درگیر استثمار امپریالیستی نبود؛ بلکه علیه استثمار امپریالیستی مبارزه می‌کرد، و خود را بعنوان موتور عمده جنبش ضداستعماری وضدامپریالیستی می‌دید- و دوست همیشگی خلق‌های تحت ستم و مبارز آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین بود. این موضع صرفا از روی حُسن تفاهم و اخلاق سوسیالیستی نبود، بلکه بمعنای ابزار توسعه وحدت ممکن جهانی علیه امپریالیسم بکار گرفته شد.

بقول لنین:

«[طبقه کارگر اروپا] بدون کمک زحمت‌کشان همه ملت‌های تحت ستم استعماری، اول و مهم‌تراز همه، ملت‌های شرق، پیروز نخواهد شد.»(۲۶)

اتحاد شوروی ازخودگذشتگی‌های مهمی جهت حمایت از جنبش‌های آزادی‌بخش (ازجمله کنگره ملی آفریقا(ANC) در آفریقای جنوبی، نیروهای مسلح آزادی‌بخش خلق آنگولا(MPLA) در آنگولا، حزب استقلال آفریقا برای گینه و کیپ وردی(PAIGC)، جبهه آزادی‌بخش موزامبیک(MLF)، و دولت‌های مترقی (ازجمله دمکراسی‌های خلقی اروپای مرکزی و شرقی، کوبا، ویتنام، کره، مغولستان، افغانستان، آنگولا، موزامبیک، مالی، گینه، غنا، اتیوپی، هند، مصر، لیبی، گرانادا، نیکاراگوئه، اندونزی و …) انجام داد. این حمایت‌ها صرفا نمادین نبودند؛ درواقع در بسیاری موارد- ازجمله پیروزی تاریخی نیروهای میهن‌پرست ویتنامی- تعئین کننده بود.

فیدل کاسترو تا آن‌جا پیش رفت که گفت:

«بدون وجود اتحاد شوروی، انقلاب سوسیالیستی کوبا غیرممکن بود… یعنی بدون وجود شوروی، امپریالیست‌ها هر انقلاب آزادی‌بخش ملی را در آمریکای لاتین خفه می‌کردند… اگر اتحاد شوروی وجود نداشت، امپریالیست‌ها حتی مجبور نبودند متوسل به سلاح شوند. آن‌ها چنین انقلابی را با گرسنگی خفه کرده بودند. آن‌ها فقط با یک محاصره اقتصادی آن‌را ازبین می‌بردند. اما برای این‌که اتحاد شوروی وجود داشت، ثابت شد که نابودی انقلاب ما غیرممکن‌ست.» (۲۷)

اتحاد شوروی بعنوان یک پایگاه حمایتی کلیدی برای پروژه های دیگر تحول سوسیالیستی در قرن ۲۰، ازجمله انقلاب چین خدمت کرد، که در طول هشت دهه گذشته بطور جامع ملت چین را دوباره جوان کرده است، و به عقب‌ماندگی فئودالی و سُلطه استعماری پایان داده و چین را به یک قدرت بزرگ جهانی تبدیل کرده است.

همان‌طوری‌که خود مائو تسه تونگ، بلافاصله بعداز پیروزی انقلاب گفت:

«اگر اتحاد شوروی وجود نداشت، اگر پیروزی ضدفاشیستی جنگ جهانی دوم، و شکست امپریالیسم ژاپن نبود، … اگر مجموع این عوامل نبود، آیا ما می‌توانستیم پیروز شویم؟ آشکارست که خیر. این امر هم‌چنین غیرممکن بود که در صورت پیروزی انقلاب، بتوان آن‌را تثبیت نمود.» (۲۸)

پل روبسون حمایت اصولی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از اتیوپی علیه ایتالیای موسولینی، و جمعیت بومی آفریقای جنوبی علیه دولت برتری‌طلب سفیدپوست را یادآوری نموده، و نتیجه‌گیری می‌کردکه:

«اتحاد شوروی دوست آفریقا و مردم هندغربی بود.»(۲۹).

گامی به پیش در تاریخ

بعداز کمون پاریس سال ۱۸۷۱، که فقط دو ماه طول کشید، انقلاب اکتبر اولین تلاش جهان جهت ایجاد یک جامعه سوسیالیستی، جهت خاتمه دادن به وحشی‌گری، عدم برابری و بی‌کفایتی سرمایه‌داری بود. بدین‌طریق، ‌اکتبر «طلسم افسانه جاودانگی سرمایه‌داری بعنوان ًنظم طبیعی کارها ً را باطل کرد. این امر ثابت نمود که سرمایه‌داری ابدی نیست و جای‌گزینی آن با سوسیالیسم در دستورکار تاریخ قرار دارد.»(۳۰)

اتحاد شوروی در طول عمر ۷۴ ساله خود، موفق شد جامعه ای کاملا متفاوت ایجاد کند: جامعه ای که عمیقا به برابری، رفاه مشترک، عدالت اجتماعی، همبستگی، فرهنگ و آموزش و پرورش ارج می‌نهاد. این جامعه در دوره حیات خود نسبت به رقبایش در جهان سرمایه‌داری، پیش‌رفت‌های اقتصادی، اجتماعی، علمی و فرهنگی بیش‌تری داشت. و این امر علی‌رغم تحمل خسارت‌های انسانی و اقتصادی عظیمی بود که جهت دفاع از خود در برابر تهاجمات خارجی(در«جنگ داخلی» ۱۹۲۱-۱۹۱۸ و تهاجم آلمان و اشغال شوروی، بین سال‌های ۱۹۴۴-۱۹۴۱) صورت گرفت.

 گنادی زیوگانف، کمونیست روسی پیش‌کسوت و رهبر حزب کمونیست فدراسیون روسیه، با غرور برحقی خاطرنشان می‌کند:

«سوسیالیسمی که در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و شماری از کشورهای دیگر ایجاد شد، البته که کامل نبود، اما برخی از دست‌آوردهای تاریخی را ارائه داد. سیستم سوسیالیستی ما را قادر ساخت که کشوری قدرت‌مند با اقتصاد ملی توسعه یافته بسازیم. ما اولین کشوری بودیم که جهت رفتن به فضا مبادرت کردیم. فرهنگ ما به ارتفاعات بی‌سابقه ای رسید. ما کاملا به دست‌آوردهای خود در علم، تئاتر، فیلم، آموزش و پرورش، موزیک، ادبیات، و هنرهای تجسمی افتخار می‌کردیم. زحمت‌های زیادی جهت توسعه فرهنگ فیزیکی بدن، ورزش، و هنرهای مردمی انجام گرفت. هر شهروند اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از حق کار، آموزش و مراقبت‌های پزشکی مجانی، و تضمین امنیت دوران کودکی و پیری برخوردار بود. تخصیص بودجه مناسب، کمک مالی مسکن و نیازهای کودکان را ارائه می‌داد. مردم از فردای خود مطمئن بودند. در کشورمان و در دیگر کشورهای سوسیالیستی جای‌گزینی انجام‌شدنی در برابر سرمایه‌داری ایجاد شده بود… و همه این تغئیرات در کوتاه‌ترین زمان ثبت‌شده در تاریخ جهان جهت چنین دگرگونی بوقوع پیوست.» (۳۱)

اتحاد شوروی مانند هر کشوری از سهم بجای مشکلات بغرنج خود رنج برد و در سهم منصفانه اشتباهات خود مقصر بود، اما دوره شوروی را با هیچ معیار منطقی نمی‌توان یک شکست درنظر گرفت.

برانگاشت «تجربه شکست‌خورده» سقوط شوروی، صرفا گسترش تبلیغات به سبک و سیاق جنگ‌ سرد دیرینه است.

در ادامه مقاله، رکود اقتصادی که در اوایل دهه ۱۹۷۰ ظهور کرد، مورد بررسی قرار می‌گیرد و ثابت می‌شود که چگونه این امر منجر به احساس سرخوردگی شد و به تضعیف پروژه سوسیالیستی کمک نمود.

برگردانده شده از:

Why doesn’t the Soviet Union exist anymore? Part 1: Introduction

منابع:

  1. David Kotz and Fred Weir, Revolution From Above – The Demise of the Soviet System, Routledge, 1997 ↩
  2. Roger Keeran and Thomas Kenny, Socialism Betrayed – Behind the collapse of the Soviet Union, International Publishers, 2004 ↩
  3. Vijay Prashad (editor), Red October – The Russian Revolution and the Communist Horizon, LeftWord Books, 2017 ↩
  4. Michael Parenti, Blackshirts and Reds, City Lights Publishers, 2001 ↩
  5. Paris Review: Chinua Achebe, The Art of Fiction No. 139, 1994 ↩
  6. See for example Daily Mail: Key Corbyn ally who helped run election campaign is speaking at event to celebrate the Russian Revolution, 2017 ↩
  7. Yuri Andropov, Report on 60th anniversary of the USSR, 21 December 1982 ↩
  8. Blackshirts and Reds, op cit ↩
  9. Boris Ponomarev, Marxism-Leninism in Today’s World, Pergamon Press, 1983 ↩
  10. Lenin: Meeting Of The Petrograd Soviet Of
    Workers’ And Soldiers’ Deputies
    , 1917 ↩
  11. Albert Szymanski: Human Rights in the Soviet Union, Zed Books, 1984 ↩
  12. Parenti, op cit ↩
  13. Brookings: Long-term Unemployment Is #1 Social and Economic Problem in America, 2014 ↩
  14. Hewlett Johnson: The Socialist Sixth of the World, Victor Gollancz, 1939 ↩
  15. Keeran and Kenny, op cit ↩
  16. Lenin: The Right of Nations to Self-Determination, 1914 ↩
  17. Marx: Confidential Communication on Bakunin, 1870 ↩
  18. Samir Amin: Saving the Unity of Great Britain, Breaking the Unity of Greater Russia, 2014 ↩
  19. Szymanski, op cit ↩
  20. ibid ↩
  21. Szymanski, op cit ↩
  22. Cited in William Mandel, Soviet But Not Russian: The ‘Other’ Peoples of the Soviet Union, Ramparts Press, 1985 ↩
  23. Lenin: Soviet Power and the Status of Women, 1919 ↩
  24. Szymanski, op cit ↩
  25. Inside Gorbachev’s Kremlin: The Memoirs Of Yegor Ligachev, Westview Press, 1996 ↩
  26. Lenin: Address to the Second All-Russia Congress of Communist Organisations of the East, 1919 ↩
  27. Fidel Castro: Speech at Red Square, 1963 ↩
  28. Cited in Li Lisan: The Chinese Labour Movement, 1950 ↩
  29. Philip S Foner, Paul Robeson Speaks: Writings, Speeches, Interviews, 1918-74, Kensington Publishing Corp, 1998 ↩
  30. Ponomarev, op cit ↩
  31. My Russia: The Political Autobiography of Gennady Zyuganov, Routledge, 1997 ↩

Why doesn’t the Soviet Union exist anymore?




ده ها دانشگاه در اعتصاب؛ تظاهرات گسترده در اراک

  • اخبار روز
تجمع گسترده در دانشگاه فردوسی مشهد – شنبه ۷ آبان ۱۴۰۱

حکومت اسلامی هر روز روش های خشن تری را در مقابله با دانشجویان در پیش می گیرد، بازداشت های بی شمار، ضرب و شتم دانشجویان، حمله های شبانه به خوابگاه ها و ربودن دانشجویان، تهدیدات مداوم خانواده ها، از جمله اقداماتی است که حکومت برای خاموش کردن صدای دانشگاه که بیش از چهل روز است در کشور با قدرت طنین انداز است صورت می دهد. اما حکومت بر در بسته می کوبد. تجمعات دانشجویی بی وقفه ادامه دارد و هر چه حکومت وحشی گری و سرکوب را افزایش می دهد، دانشجویان با قدرت بیشتری دست به اعتراض می زنند.

روز شنبه خبر از تجمع های اعتراضی در دانشگاه های زیر منتشر شده است:

دانشگاه اصفهان، دانشگاه آزاد شهر قدس، دانشگاه نوشیروانی بابل، دانشکده بهداشت و پرستارى علوم پزشکى البرز، دانشگاه بوعلی همدان، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، دانشگاه سوره، دانشگاه هنر سمنان، دانشگاه ولی عصر رفسنجان، دانشگاه آزاد کرمان، دانشگاه آزاد تهران مرکز، دانشگاه خلیج فارس، دانشگاه الزهرا، دانشگاه خوارزمی کرج، دانشگاه محقق اردبیلی، دانشگاه لرستان، دانشگاه آزاد تهران واحد پونک، دانشگاه علوم پزشکی قزوین، دانشگاه علوم پزشکی لاکان رشت، دانشگاه گنبدکابوس، دانشگاه پیام نور مریوان، دانشگاه ارومیه، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه فنی و حرفه ای دختران ۱۷ شهریور کرج، دانشگاه علوم پزشکی ایران، دانشگاه آزاد تهران – واحد سوهانک، دانشگاه خوارزمی واحد تهران، دانشگاه یزد، دانشگاه چمران، دانشگاه تربیت مدرس، دانشگاه آزاد تهران شمال، دانشگاه امیرکبیر، دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، دانشگاه بهشتی، دانشگاه علوم پزشکی کردستان، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه علم و فرهنگ، دانشکده فنی دختران کرمانشاه، دانشکده فنی دانشگاه تهران، دانشگاە معماری و هنر پارس، دانشگاه جندی شاپور اهواز، دانشگاه خواجه نصیر، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی قزوین، دانشگاه باهنر کرمان، دانشگاه علامه،

بر اثر شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به تظاهرات امروز دانشجویان علوم پزشکی کردستان، یکی از دانشجویان از ناحیه سر به شدت زخمی شده و اطلاعی از وضعیت دقیق سلامت وی در دست نیست.

هجوم به سرویس دانشجویان دانشگاه لرستان: نیروهای لباس شخصی با همکاری ریاست دانشگاه و شورای صنفی، دانشجویان معترض دانشگاه لرستان را شناسایی کرده و با حمله به سرویس دانشگاه، جمع زیادی از دانشجویان که حداقل حدود ۲۰ نفر گزارش شده، با توسل به خشونت ربودند.

دانشجویان و کارورزان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز اعم از رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی امروز به طور کامل در اعتصاب هستند و در بیمارستان‌ها و کلاس‌های درس حاضر نشده‌اند.

در دانشکده علوم دانشگاه فردوسی مشهد بسیج و حراست به دانشجویان حمله کرده و آن ها را مورد ضرب و شتم قرار داده اند.

دانشگاه آزاد مشهد – گزارش دریافتی: دانشگاه آزاد مشهد را دارن مثل شریف میکنن. میزنن زیر پای بچه‌ها میفتن دستگیر میکنن. شوکر زدن درارو بستن، کلی آدم با صورتای پوشونده با چفیه ریختن داخل. بچه‌ها داخل دانشگاه گیر کردن صدامون باشین.

در دانشگاه علوم و تحقیقات برخورد شدید امنیتی و بازداشت پرتعداد دانشجویان صورت گرفته است. تعداد بازداشت شدگان به بیش از یک اتوبوس رسیده و هم اکنون نیز این رویه سرکوب درحال اجرا است و ادامه دارد.

اعتراضات خیابانی دانشجویان دانشکده فنی دختران کرمانشاه مقابل دانشگاه در چهارراه رودکی. نیروهای امنیتی به سوی دانشجویان تیراندازی کرده و شماری مجروح شده‌اند. وضعیت جسمانی دو نفر از آنها وخیم گزارش شده است.

حمایت اساتید دانشکده دندانپزشکی کردستان از دانشجویان
جمعی از اعضای هیات علمی دانشکده دندانپزشکی کردستان با انتشار بیانیه‌ای به تجاوز به حریم شخصی و اعمال خشونت علیه دانشجویان بی‌دفاع این دانشگاه و عدم تامین امنیت دانشجویان غیر بومی اعتراض کردند.
در این بیانیه تاکید شده است اعضای هیات علمی این دانشکده تا زمان برآورده شدن خواسته‌های زیر از حضور در بخش‌های درمانی و کلاس‌های آموزشی امتناع خواهند کرد:
تضمین برقراری امنیت کامل برای دانشجویان در محیط خوابگاه و دانشگاه
پاسخ‌گویی مدیران دانشگاه به برخوردهای خشن و غیر انسانی در مواجهه با اعتراض مسالمت‌آمیز دانشجویان در محیط خوابگاه
رسیدگی به وضعیت دانشجویان آسیب‌دیده و عدم برخورد حذفی با آنان

اعتراضات خیابانی

در مریوان، سقز، کامیاران، اصفهان، منطقه ی شهرآرا در تهران، مدرسه ی شریعتی تهران، شمیران نو، دختران و پسران دانش آموز بار دیگر در مدارس خود تجمع کرده و یا به خیابان آمده اند.

تهران: تظاهرات اعتراضی در شهرآرا برگزار شده است. در متروی تاتر شهر جمعیت انبوهی شمعار مرگ بر دیکتاتور داده و ماموران را فراری داده اند.

پیرانشهر: جوانان به خیابان آمده و راهبندان و سنگربندی را آغاز کرده اند. انقلابیون کنترل کمربندی کهنه خانه را به دست گرفته اند.

کرمانشاه: مراسم چهلم مینو مجیدی از جان باختگان اعتراضات این شهر با تظاهرات ضدحکومتی برگزار شده است.

مراسم خاکسپاری جان باخته ی راه آزادی مهرشاد شهیدی در اراک برگزار شد. مهرشاد شهیدی را پس از ربودن، در زندان زیر شکنجه به قتل رساندند، از پدر و مادرش خواسته بودند که بگویند مهرشاد از ترس سکته کرده! ولی پدر و مادر شجاع مهرشاد مانند والدین سایر جان باختگان انقلاب ایران، اعلام کردند که فرزندشان زیر شکنجه کشته شده است. برابر آخرین گزارش ها معترضین در اراک توانسته اند ماموران سرکوب را فراری دهند.

مراسم خاکسپاری مهرشاد شهیدی به تظاهرات گسترده ای در سطح شهر اراک انجامیده است. تصاویر زیر مربوط به اعتراضات امروز اراک در برابر بهشت زهرای این شهر است. مردم شعار می دهند: «هیز تویی هرزه تویی، زن آزاده منم»!

شعارهای ضدحکومتی در مراسم خاکسپاری اقدام قربانیان تروریستی در شاهچراغ

انبوه شرکت کنندگان در مراسم خاکسپاری قربانیان اقدام تروریستی در شاهچراغ علیه حکومت شعار داده اند.

اعتصاب پزشکان جراح سنندج
پزشکان جراح سنندج در اعتراض به برخوردهای سرکوبگرانه حاکمیت ضمن اعلام اعتصاب این چنین عنوان کرده‌اند:
ما رزیدنت‌های جراحی کردستان به دلیل هتک حرمت جامعه‌ی پزشکی و حمله‌ی ساختارشکنانه‌ی نیروهای انتظامی به خوابگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کردستان تا زمان پاسخ‌گویی مراجع ذیصلاح در اعتصاب صنفی هستیم، فقط اعمال جراحی اورژانس را به دلیل سوگند پزشکی انجام خواهیم داد.

گریه های دختر فرشته ی احمدی بر مزار او. فرشته احمدی ۳۲ ساله، اهل سردشت و ساکن مهاباد، شامگاه روز پنجشنبه ۲۷ اکتبر۲۰۲۲ در پی تجمعات اعتراضی در این شهر بر اثر شلیک مسقیم نیروهای امنیتی کشتە شد.

شقایق خادمی سی‌ام شهریور در محله‌ی امیریه تهران مقابل چشم پدر و مادر و برادرش از خانه‌ اش ربوده شده است. تا قبل آتش‌سوزی اوین در این زندان بوده است. بعد از آتش سوزی گفته اند او را به زندان شهر ری برده اند، از او دیگر اطلاعی در دست نیست. ۱ آبان تولد ۲۳ سالگی شقایق خادمی است.

آغاز زنجیره ی های انسانی

امروز ایرانیان در سرتاسر جهان با تشکیل زنجیره های انسانی به حمایت از اعتراضات خود در ایران ادامه خواهند داد. اولین زنجیره های انسانی در نیوزلند تشکیل شده است. شهر دوسلدورف آلمان نز شاهد تشکیل زنجیره ی انسانی بوده است.

مولوی عبدالحمید: کمیته ی حقیقت یاب تشکیل شود
مولانا عبدالحمید، ۶ آبان‌ماه ۱۴۰۱، در مراسم نماز جمعه زاهدان، بر همبستگی ملت ایران تأکید کرد و «منافع ملی» را اولویت نخست همۀ ایرانیان است.
وی از جمله گفت:
ما همۀ مردم ایران را چه مسلمان و چه غیرمسلمان، برادر خود می‌دانیم. شیعه و سنی و تمام فرَق اسلامی با ما برادری اسلامی دارند و با دیگران، برادری وطنی داریم. هموطنان ما اعم از یهودیان، نصرانی‌ها، دراویش یا از هرگروه دیگری که باشند و اعتقادی به اسلام و خدا نداشته باشند و در این کشور زندگی کنند، برادران وطنی ما هستند.
مۀ ما ایرانیان در منافع ملی مشترک هستیم و یکی از مسائل مهم ملی، امنیت و برادری است.
ما ظالم را نصیحت می‌کنیم اما با ظالم همراه نیستیم.
ایران متشکل از اقوام مختلف نیز هست. متأسفانه در ایران اسلامی از اوایل انقلاب تا به حال گرفتار تبعیض‌های قومی و مذهبی هستیم.
ما در حقوق ملی، آزادی بیان، آزادی قلم و آزادی‌های سیاسی را مطالبه می‌کنیم.
ما بارها گفته‌ایم که مشکلات ایران تنها مشکلات اقتصادی و معیشتی نیست. این یکی از مشکلات است اما مهمتر از آن، مشکلات آزادی است.
اعتقاد من بر این است که ضعف فعلی در مدیریت کشور، به‌خاطر یک‌دست بودن آن است. اگر مدیریت کشور یکدست نمی‌بود و از همه طیف‌ها و توانمندان، ولو اینکه نماز نخواند و دین‌دار نباشد، استفاده می‌کردیم، امروز شاهد این اعتراضات نبودیم. این صدا، صدای ملت شماست. ما خیرخواه شماییم و می‌گوییم این صدا را بشنوید و به خواسته‌هایشان توجه کنید.
شورای تأمین گفته که کسانی که مردم را به قتل رسانده‌اند باید محاکمه شوند و عده‌ای را هم عزل کرده‌اند؛ گرچه این‌هایی که عزل شده‌اند در سطح بالایی نیستند.»
خواسته ما از شورای تأمین و از دولت آن است که این خطا و جنایت به هر مقامی برسد، آن مقام باید عزل شود و به محاکمه کشیده شود. برای ما عدالت و انصاف مهم است.
ما به مسئولان امر گفته‌ایم که برای ما مثل روز روشن است که این مردم بی‌گناه کشته شده‌اند و در حق مردم جنایتی انجام شده است و معتقدیم که برای مسئولان هم این قضیه روشن شده و همه به این واقعیت رسیده‌اند.
درخواست ما آن است که یک کمیته حقیقت‌یاب بی‌طرف از تهران تعیین شود و به این قضیه رسیدگی کنند. اگر بی‌طرف باشند، نظر آن‌ها برای ما قابل قبول خواهد بود.

نماینده مهاباد: ۵ کشته در این شهر
جلال محمودزاده نماینده مهاباد به سایت جماران گفت: چهارشنبه شب در یکی از میادین شهر مهاباد جوانی به نام مولودی با تیر کشته می‌شود و پنج شنبه صبح مردم برای تشییع پسر جوان شرکت و حضور پیدا می‌کنند. در مسیر برگشت از مراسم به تعداد افراد اضافه و جمعیت افزایش یافته و مردم به سمت شهرداری و فرمانداری راه افتادند و شهر مقداری متشنج شد. در این بین متأسفانه ۴ نفر دیگر با تیر جنگی کشته می‌شوند که یکی از آن جوانان زیر ۱۸ سال است و ۱۵ سال دارد. وی با ابراز این ادعا که چرا در راهپیمای های مسالمت آمیز از تیر جنگی استفاده می کنند؟ افزود: فرمانداری در حال بررسی بیشتر این موضوع است. من ایرادی را به نیروهای امنیتی دارم. فرد می‌خواهد حرف خود را بزند و مشکلاتش را مطرح کند، اما اینکه کشته شود جای تأسف و تأثر دارد. و تا امروز هم مشخص نیست چطور و چرا این اتفاق رخ داده است؟! ما این موضوع را از مسیر قانونی دنبال می کنیم. آنها در اعتراض به کشته شدن مظلومانه یک پسرجوان به خیابان آمده اند، اما به جای اینکه فضا را آرام کنند و  با معترضین صحبت کنند آن وقت ۴ نفر دیگر هم کشته می شود و تعداد به ۵ نفر می رسد. این قضیه بسیار غم‌انگیز است. جریان را روز سه شنبه از طریق دو کمیسیون شوراها و امور داخلی و امنیت ملی و سیاست خارجی دنبال و پیگیری می‌کنیم.




بیانیه نشست کمیته ی مرکزی حزب توده ی ایران درباره ی آخرین حوادث کشور

هم‌میهنان گرامی!

ما در هفته‌های اخیر رویدادهایی تاریخی و بسیار حساس در میهن‌مان شاهد بوده و  هستیم. خیزش گستردۀ مردمی برضد رژیم ضد مردمی و عمیقاً فاسد و ظالم ولایت‌فقیه چنان ابعاد گسترده و دامنه‌داری به‌خود گرفته است که حتی سران رژیم نیز از انکار آن عاجزند و افرادی همچون محسنی اژه‌ای که در جنایت علیه مردم و نیروهای آزادی‌خواه کشور پرونده‌‌ سنگینی دارد از ضرورت گوش دادن به اعتراض کنندگان و گفتگو با آنان سخن می‌گوید.

فاجعه جان باختن فجیع مهسا امینی به‌ دست جنایتکاران حکومت جمهوری اسلامی در ۲۴ شهریورماه ۱۴۰۱ درحالی که مردم ما در همان هفته‌ها سالگرد فاجعه ملی کشتار هزاران زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ ازجمله با مشارکت جلادانی همچون ابراهیم رئیسی را برگزار می‌کردند بار دیگر نشان‌دهندۀ این واقعیت بود که با ادامۀ حکومت ضد مردمی کنونی به پایان یافتن سرکوب و لگدمال شدن خشن و خونین حقوق و آزادی‌های مردم نمی‌توان هیچ امیدی داشت.

از آن تاریخ تا امروز ما تداوم بی‌وقفه و رشد موج اعتراض‌های مردمی در ده‌ها شهر کشور علیه حکومت دیکتاتوری حاکم بر میهن‌مان را شاهد بوده‌ایم. موج تازهٔ اعتراض‌ها پس از قتل مهسا تا کنون به‌قیمت جان بیش از ۲۰۰ تن از هم‌میهنان‌مان از جمله ۲۷ کودک، زخمی شدن صدها نفر، و دستگیری هزاران تن از زنان و مردان، جوانان، دانشجویان و دانش‌آموزان کشور تمام شده است. خشونت اعمال شده از سوی گزمگان رژیم خصوصاً بر ضد زنان و دختران میهن که دیگر حاضر نیستند زیر یوغ قوانین قرون‌وسطایی رژیم فقیهان زندگی کنند موج عظیمی از همبستگی هم‌میهنان‌مان و پیوستن به معترضان و بسیاری از حزب‌ها و نیروهای مترقی در سطح جهان را برانگیخته است.

زمینه‌های خیزش مردمی  کنونی و ترکیب اجتماعی آن 

اسناد هفتمین کنگرۀ حزب تودۀ ایران به‌روشنی بر ماهیت طبقاتی رژیم حاکم بر میهن ما و سیاست‌های خانمان‌برانداز و نولیبرالی آن در سال‌های اخیر انگشت گذاشته است. در میهن ما نظامی سرمایه‌داری با روبنایی عقب‌مانده در شکل اسلام سیاسی حکومت می‌کند. تجربهٔ دهه‌ها حکومت جمهوری اسلامی ملاک عملی‌ای روشن برای داوری دربارهٔ ضدمردمی بودن ماهیت این حکومت است. سال‌ها سرکوب و خون‌ریزی و خفه‌کردن هر صدای اعتراض مردم و فریادهای “سرکوب و منکوب کنید” رهبر حکومت بر ضد مردمی خسته و جان به‌لب رسیده از فقر و محرومیت و ظلم و تعدی دستگاه‌های حکومتی که به خیابان آمده‌اند سندی محکم و انکارناپذیر در تأیید این واقعیت است که منشأ سرکوب و خون‌ریزی و تخریب در میهن ما رژیم حاکم و دستگاه‌های سرکوبگر آن همچون سپاه، وزارت اطلاعات، بسیج، و دیگر نهادهای رنگارنگ امنیتی است. هنگام بررسی اعتراض‌های گستردۀ مردمی در هفته‌های اخیر لازم است توجه کنیم که در دو سال گذشته موج گسترده‌ای از اعتراض‌های توده‌ای در میان قشرهای گوناگون اجتماعی برخاست و جریان یافت. اعتراض‌های گستردۀ کارگران، کشاورزان، معلمان و فرهنگیان، و بازنشستگان کشور طی دو سال گذشته دامنه‌هایی بسیار گسترده‌ای داشته‌اند و روزی نبوده که در استان‌ها و شهرهای مختلف کشور قشرهایی مختلف از مردم و زحمتکشان یدی و فکری در اعتراض به ادامۀ ظلم و فساد و محرومت‌های‌شان از سوی این حکومت ضد مردمی به خیابان نیامده باشند. از اعتصاب کارگران هفت‌تپه و هپکو و کارگران معادن و کارگران پیمانی صنایع نفت و پتروشیمی گرفته تا اعتراض‌های گستردۀ کشاورزان به بی‌آبی و ادامه هم‌زمان آن‌ها با اعتراض‌های زنان و دانشجویان کشور از روند مداوم و درعین‌حال گسترش یابندۀ اعتراض قشرهای گوناگون اجتماعی بر ضد رژیم ولایت فقیه نشان داشته و دارند. بنابراین، حوادث بیش از چهار هفتهٔ اخیر را بدون توجه به این موج اعتراض‌ها که زمینه رشد جنبش‌های اعتراضی دو سال اخیر را موجب گردید نمی‌توان بررسی کرد. همان‌طور که حزب ما در اسناد کنگره هفتم اشاره کرده است، در یک سو ده‌ها میلیون ایرانی برای تأمین معاش و نیازهای اوّلیهٔ زندگی روزمره با دشواری‌هایی بسیار روبه‌رو هستند و با دورنمایی از آینده‌ای تاریک در فقر یا زیر خط فقر زندگی می‌کنند و در سوی دیگر جمعیتی اندک با میلیاردها ثروتی که از جیب مردم دزدیده‌اند و می‌دزدند، به‌غارت و از بین بردن هرچه بیشتر منابع ملّی و ثروت کشور مشغول‌اند. فاجعهٔ تکان‌دهنده در میهن ما لشکر میلیونیِ بیکاران، محرومان، و مردم صبور و شریفی است که به‌خاطر بی‌عدالتی نهادینه شده در رژیم حاکم حتّی در تأمین زندگی‌ای حداقلی ناتوان‌اند و دیگر به‌جز زنجیرهای فقر و ظلم بر دست و پای‌شان چیزی برای از دست دادن ندارند.

نکته دیگری که توجه به‌آن اهمیت دارد حضور پرشور زنان در این دوره از مبارزات بر ضد رژیم ولایت ‌فقیه است. در این زمینه نیز می‌توان گفت که زنان میهن ما همواره در معرض ستم‌های سنگین تبعیض جنسیتی در عرصه‌های گوناگون اقتصادی – اجتماعی، تحمیل حجاب اجباری، وضع و اعمال قانون‌های ضدانسانی قصاص و دیه، قانون جوانی جمعیت بوده‌اند و تلاش سازمان‌یافته در جهت پایمال و سرکوب کردن خشن حقوق و آزادی‌های زنان میهن ما از ویژگی‌های سیاست‌های رژیم ولایت ‌فقیه در تمام طول حکومتش بوده است. قانون جوانی جمعیت و فرزندآوری اجباری به دستور ولی ‌فقیه و نقض حق طبیعی کنترل زنان بر بدن خویش، محروم کردن زنان از عرصه‌هایی از آموزش و اشتغال و دست یافتن به استقلال اقتصادی، تحمیل عقاید قرون‌وسطایی مغایر با تمدن بشر امروزی مثل لزوم اجازهٔ مرد برای مسافرت زن یا دادن حق طلاق به مرد و ترویج فرهنگ مردسالاری “حفظ ناموس”، از جمله بی‌حقوقی‌هایی فاجعه‌بار بوده‌اند که روزها و شب‌های زندگی زنان میهن ما در جمهوری اسلامی را  با کابوس آن‌ها درآمیخته‌اند.

یکی دیگر از نیروهای اجتماعی که نقش عظیمی در خیزش مردمی اخیر داشته‌اند جوانان، دانشجویان، و دانش‌آموزان کشور هستند که در سال‌های اخیر با دشواری‌های بسیار رو به‌رو بوده‌اند. تحمیل نظریات غیر علمی و قرون‌وسطایی به آموزش‌وپرورش کشور، اعزام دسته‌های چاقوکشان و مزدوران بسیج به دانشگاه‌ها و تلاش برای تبدیل مراکز آموزش عالی کشور به پادگان، و پاکسازی انبوه دانشجویان و استادان دگراندیش به کیفیت و ساختار آموزش عالی کشور ضربه‌هایی هلاکت‌بار وارد آورده‌اند. چالش دیگر اساسی پیشِ روی جوانان کشور پدیدهٔ بیکاری در میان آنان است که در برخی از استان‌ها به بیش از  ۶۰ درصد رسیده است. بخش عمده‌ای از جوانان کشور آینده‌ای نامعلوم و تاریک در چشم‌انداز زندگی خود می‌بینند.

حزب ما در اعلامیه‌های اخیر خود اشاره کرد که نقش طبقه کارگر میهن ما در اعتراض‌های اخیر کم رنگ بوده است و این یکی از نقاط ضعف جنبش کنونی است که باید با تمام توان کوشید بر آن غلبه کرد. اجرای برنامه “تعدیل ساختاری” مطابق فرمان‌های نهادهای سرمایه‌داری جهانی صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی طی بیش از سه دهه اخیر پیامدهایی زیانبار در تضعیف کمی و کیفی جنبش کارگری داشته است که این امر از علت‌های اصلی حضور کمرنگ طبقه کارگر و زحمتکشان در جنبش اعتراضی کنونی است.

سرکوب خشن و بی‌اعتنایی کامل رژیم ولایت فقیه به حقوق و خواست‌های کارگران برای تأمین زندگی‌ای در شأن انسانی کارگر دربر دارندهٔ  این تجربهٔ گرانبها برای جنبش کارگری است که به سران فاسد و ضد مردمی رژیم و ساختارهای وابسته به آن نباید هیچ چشم امیدی داشت. طبقهٔ کارگر ایران تنها با شرکت فعال در این اعتراض‌های مردمی است که همراه زنان، جوانان، دانشجویان، و دانش‌آموزان کشور می‌تواند رژیم ضد مردمی را به‌چالشی جدی بطلبد و در جریان همین مبارزه به برخی از خواست‌های صنفی خویش نیز دست یابد.

موج سواران، ارتجاع منطقه، و نقشه‌های امپریالیسم برای منحرف کردن جنبش مردمی

برای حزب ما روشن است که امپریالیسم و نیروهای ارتجاعی منطقه ازجمله عربستان سعودی و رژیم نژادپرست اسرائیل از وضعیت کنونی می‌خواهند در جهت منافع راهبردی‌شان بهره‌برداری کنند و تلاش می‌ورزند‌ نیروهای ارتجاعی و وابسته‌ای همچون سلطنت‌طلبان و مجاهدین را برای تصاحب کرسی قدرت در شرایطی مناسب قرار دهند. در این زمینه برنامه‌هایی گوناگون، خصوصاً در خارج از کشور، در جریان است که باید به‌دقت و با هوشیاری با آن‌ها مقابله کرد.

دولت آمریکا و متحدانش در جریان انقلاب بهمن ۵۷ نیز هنگامی که از حفظ رژیم دست‌نشانده و مزدور شاه قطع امید کردند تمام تلاش‌شان را به شکل دادن حاکمیتی جدید و توطئه علیه نیروهای مترقی متوجه کردند. پیام‌های ردوبدل شده میان جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، و خمینی در سال ۱۹۷۹/ ۱۳۵۷ که در نوامبر ۲۰۱۵ / آبان- آذرماه ۱۳۹۴ از شمول اسناد طبقه‌بندی شدهٔ وزارت امور خارجهٔ آمریکا خارج شد نشان‌دهندۀ این حقیقت است که برای آمریکا و امپریالیسم جهانی مهم‌ترین مسئله مطمئن شدن از جلوگیری از نفوذ حزب تودۀ ایران و دیگر جریان‌های مترقی و آزادی‌خواه در ایران بود. بر اساس همین اسناد رسمی دولت آمریکا، پیش از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷، نمایندگان دولت جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، بارها از طریق نزدیکان خمینی- ازجمله ابراهیم یزدی- در پاریس با خمینی تماس داشته‌اند. سایروس وَنس، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، در دی‌ماه ۱۳۵۷ در پیامی به سفارتخانه‌های آمریکا در تهران و پاریس نوشت: “ما به این نتیجه رسیده‌ایم که برقراری ارتباط مستقیم با اطرافیان خمینی تصمیم بسیار خوبی است.” ژیسکار دستن در دوران ریاست‌جمهوری‌اش در فرانسه پیام محرمانهٔ جیمی کارتر را به خمینی رساند و همچنین میزبان کنفرانسی در گوادلوپ (۱۴ دی‌ماه ۱۳۵۷) بود که رهبران چهار دولت غربی در آن گردهم آمده بودند و دربارهٔ رژیم پهلوی و آیندهٔ آن با توجه به منافع خودشان تصمیم‌هایی گرفتند. در آن دورهٔ پرتلاطم، در زمانی که مردم ایران به‌امید دگرگونی‌های اساسی به خیابان‌ها می‌آمدند، کوشش و هدف دولت آمریکا و سران کشورهای قدرتمند غربی که در کنفرانس گوادلوپ پذیرفته بودند “کار شاه تمام است”، توجه‌شان به جلوگیری کردن از تعمیق انقلاب و ممانعت از افتادن رهبری انقلاب به‌دست نیروهای ترقی‌خواه و چپ معطوف شد. ژیسکار دستن در نشست گوادلوپ گفته بود: “اگر شاه بماند، ایران دچار جنگ داخلی خواهد شد، مردم زیادی کشته خواهند شد و کمونیست‌ها نفوذ فوق‌العاده زیادی به‌دست خواهند آورد… ”

امروز نیز ما شاهد این واقعیت هستیم که به‌رغم اینکه مردم هوشیار ما در مبارزۀ خیابانی خود به‌روشنی شعار “نه شاه، نه رهبر، مرگ بر ستمگر” را می‌دهند امپریالیسم و ارتجاع با تمام توان تبلیغاتی‌شان تلاش می‌کنند جنبش مردمی به‌پاخاسته را در جهت منافع کارگزارشان همچون طرفداران رضا پهلوی و مجاهدین مهندسی کنند که از هم‌اکنون قمه به‌کمر برای همه نیروهای مترقی و آزادی‌خواه خصوصاً نیروهای چپ خط‌و‌نشان می‌کشند. تجربۀ دردناک انقلاب بهمن نشان داد که جایگزین کردن یک حکومت استبدادی و ضد مردمی با نوع دیگری از استبداد و دیکتاتوری نمی‌تواند خواست‌های اکثریت قاطع مردم ما برای تحقق آزادی، استقلال، و عدالت اجتماعی برآورده کند. نیروهایی همچون سلطنت‌طلبان که پروندۀ قطوری از سرکوب و خونریزی در میهن ما دارند و خود از عامل‌های اصلی رشد “اسلام سیاسی” و روحانیت قشری برای مقابله با اندیشه‌های مترقی بوده‌اند یا نیرویی مانند سازمان مجاهدین که خود بر اساس نظریات ارتجاعی اسلامی- فرقه‌ای با پول کشورهایی همچون عربستان سعودی در مقام پاسدار منافع آن‌ها عمل می‌کند نمی‌توانند مدافع راستین حقوق مردم ما باشند. سازمانی که زنان عضوش ناچارند حجاب اسلامی را رعایت کنند و تنها سازمان اپوزیسیون در کشور است که پروندۀ قطوری از شکنجه و آزار و اذیت اعضای خود در سازمان عفو بین‌الملل و دیگر نهادهای حقوق بشری دارد نمی‌تواند مدافع راستین مبارزه قهرمانانهٔ زنان میهن ما برای رهایی از زنجیرهای حجاب اجباری باشد.

امروز بیش از هر زمان دیگری ما با همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه کشور از جبههٔ ملی و نهضت آزادی گرفته تا طیف رادیکال نیروهای ملی- مذهبی، جمهوری‌خواهان، و طیف نیروهای چپ مانند حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)، سازمان راه کارگر و نیروهای نمایندگان خلق‌های میهن ما از حزب دموکرات کردستان ایران تا فرقۀ دموکرات آذربایجان و همه نیروهای محلی و ملی مدافع الغای ستم ملی و پایبند به تمامیت ارضی ایران نیازمند همکاری عملی و واقع‌بینانه هستیم.

برپایی یک “ستاد مبارزاتی‌ مشترک” نیازمند توافق بر سر حداقل‌ها است

امروز دیگر روشن است که تمام تئوری‌پردازی‌ها دربارهٔ اصلاح‌پذیری حکومت جمهوری اسلامی در برابر واقعیت عملکرد سرکوبگرانه و ضد ملی رژیم ولایت فقیه و سیاست‌های فاجعه‌بار اقتصادی- اجتماعی آن با شکست کامل رو به‌رو شده است و فقط کسانی که هنوز بر طبل “اصلاح‌پذیری” حکومت جمهوری اسلامی می‌کوبند، نه غافل‌اند و نه کم‌هوش بلکه وظیفه‌ای روشن در زمینه دفاع از دیکتاتوری حاکم و ایجاد آشفتگی و پراکندگی در میان نیروهای مترقی و آزادی‌خواه کشور دارند.

برای سازمان‌دهیِ قشرهای گسترده اجتماعی از طبقه کارگر و زحمتکشان گرفته تا کارمندان، معلمان، بازنشستگان، زنان، جوانان و دانش‌جویان و دانش‌آموزان که این‌چنین در مقابل گزمگان ارتجاع ایستادگی کرده و می‌کنند نیروهای ملی و مترقی می توانند پیرامون چند اصل محوری که به‌نظر ما در زمرهٔ موردهای زیر باشند تبادل نظر کنند و به اتحاد عمل برسند:

¨ سازمان‌دهیِ اعتصاب عمومی کارگران، کارمندان، و فرهنگیان،

¨ آزادی برای همهٔ زندانیان سیاسی، صنفی و عقیدتی،

¨ مخالفت با هر گونه دخالت کشورهای خارجی در امور داخلی ایران،

¨ پایان دادن به دیکتاتوری و حاکم کردن مردم بر سرنوشت‌شان و تأمین استقلال و حق حاکمیت ملی،

¨ پایان دادن به تمام قوانین زن‌ستیزانه، ازجمله حجاب اجباری،

¨ جدایی دین از حکومت،

¨ پایان دادن به سیاست‌های مخرب اقتصادیِ نولیبرالی سال‌های اخیر،

¨ برپایی یک جمهوری ملی و دموکراتیک.

کارگران و زحمتکشان آگاه و مبارز!

حزب تودۀ ایران در جریان هفتمین کنگره‌اش تأکید کرد که رژیم ولایت‌فقیه طی بیش از چهار دهۀ گذشته همواره خواست‌ها و منافع طبقۀ کارگر و زحمتکشان شهر و روستا را به شکل گسترده‌ای زیرپا گذاشته است. سمت‌گیری اقتصادی‌اجتماعی رژیم ولایت ‌‌فقیه با محوریت آزادسازی اقتصادی، خصوصی‌سازی و مقررات‌زدایی، بر زندگی و امنیت شغلی شما کارگران و زحمتکشان اثرهایی ویرانگر داشته و دارند. رواج قراردادهای موقت، تفرقه‌افکنی بین کارگران با عقد قراردادهای متفاوت و ظالمانه که اصل مزد مساوی در برابر کار مساوی را نقض می‌کنند، حضور دلال‌ها به‌نام پیمانکاران نیروی کار، آزادسازی مزد با عنوان‌هایی گوناگون ذیل سیاست انجماد مزدی، ژرف‌تر شدن شکاف هزینه‌درآمد که به‌ کاسته شدن قدرت خرید و سقوط سطح زندگی شما منجر گردیده است.  سرکوب فعالیت‌های مستقل صنفی و سندیکایی یکی از پیامدهای یورش پی در پی رژیم ولایت ‌فقیه به حقوق شما است. در تمام این سالیان انباشت سرمایه به ‌بهای فقر و فلاکت تهیدستان جامعه و از آن جمله شما کارگران، دهقانان، و زحمتکشان فکری و یدی همراه بوده ‌است.

امروز با خیزش گستردۀ مردمی در شهرهای گوناگون کشور فرصتی تاریخی پدید آمده است تا حکومت فاسد و ضد مردمی جمهوری اسلامی به چالشی جدی کشانده شود و بتوان با مبارزۀ هماهنگ راه را برای رهایی ایران از چنگال استبداد هموار ساخت. در این اوضاع و احوال حساس، طبقه کارگر ایران و متحدانش ازجمله دهقانان و کارمندان و حقوق بگیران محروم می‌توانند با پیوستن به جنبش مردمی و فلج کردن چرخ اقتصادی رژیم نقشی مهم و یگانه‌ در به پیروزی رساندن جنبش مردمی داشته باشند. باید با تمام توان و هوشیاری در مسیر آگاهی بخشی، تدارک، و سازمان‌دهی اعتصاب عمومی کارگران و کارمندان و همه زحمتکشان کشور حرکت کرد. تأخیر در این زمینه می‌تواند این فرصت را به رژیم ضد مردمی حاکم بدهد تا خود را از مهلکه‌ای جدی که در آن گیر کرده است نجات دهد. فراموش نکنیم که منبع همه محرومیت‌ها، نابودی صنایع تولیدی، تحمیل دلالان بازار کار که خون کارگران را می‌مکند و سرکوب خشن هر صدای اعتراضی، رژیم ستمگر حاکم است. هرگونه عقب‌نشینی موقتی تنها کمکی به نجات حکومت از سقوط است و نه قدمی در دلسوزی برای منافع زحمتکشان.

زنان مبارز و آزادی‌خواه ایران!

شما با حضور پر شکوه‌تان در عرصه‌های گوناگون پیکاری که هم‌اکنون در میهن ما جریان دارد، بار دیگر پایه‌های استبداد را به‌لرزه درآورده‌اید. امروز هیچ عرصه‌ای از مبارزه نیست که نشان از حضور پررنگ و تأثیرگذار شما نداشته باشد. علاوه بر مبارزه در راستای برابری و رفع تبعیض و خشونت، رفع تبعیض در اشتغال و مزد مساوی با مردان در کار یکسان و پایان دادن به حجاب اجباری حضور جسورانه‌تان در تجمع‌های خیابانی شهرها از پیکار خستگی‌ناپذیر شما زنان  مبارز و آزادی‌خواه ایران بر ضد رژیم‌های استبدادی و ضد مردمی شاهی و ولایی حکایت دارد. شما درعمل ثابت کردید که می‌توانید نقش تاریخی‌تان را به‌شایستگی انجام دهید و مسئولیت آن را برعهده گیرید. بر اساس این شایستگی و ظرفیت بالای کنش‌گری شما زنان، رژیم زن‌ستیز جمهوری اسلامی از همان فردای انقلاب سیاست سرکوب و تحقیر و نقض حقوق انسانی‌تان را در دستورکارش قرار داد و با هجوم بردن و دستبرد زدن به دستاوردهای سال‌ها مبارزهٔ شما و نسل‌های پیشین زنان ایران و با تصویب انواع قانون‌های زن‌ستیزانه، تلاش فراوان کرد تا سیاست فرودست نگه‌داشتن و حذف تدریجی‌تان از عرصه‌های گوناگون زندگی اجتماعی و اقتصادی را عملی سازد. حزب تودهٔ ایران در پیکار ۸۱ ساله‌اش همواره از مبارزات برحق شما پشتیبانی کرده و افتخار می‌کند که در مقام نخستین نیروی سیاسی برابری کامل حقوق زن و مرد را در برنامه خود گنجانید، و این در اوضاع‌واحوالی بود که سخن گفتن از برابریِ زن و مرد در جامعهٔ مردسالار به‌خصوص در آن زمان جرمی نابخشودنی بود. حزب تودهٔ ایران امروز نیز اعتقاد راسخ دارد که بدون آزاد شدن زنان از ستمی که بر آنان می‌رود، آزادی و عدالت اجتماعی قدم بر میهن ما نخواهد گذاشت.

امروز مبارزۀ دلاورانه و حق‌طلبانهٔ شما همراه با شعار “زن، زندگی، آزادی” تحسین همه نیروهای مترقی و آزادی‌خواه جهان را برانگیخته و ما اطمینان داریم که این پیکار تاریخی که شما امروز در آن نقشی یگانه برعهده دارید سرانجام به پیروزی خواهد رسید.

دانشجویان، جوانان، و دانش‌آموزان مبارز و آگاه!

از ۱۶ آذرماه ۱۳۳۲ تا میدان‌های نبرد انقلاب ۵۷ تا مبارزۀ دلیرانه شما در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸ تا صحنه‌های پیکار دلیرانه‌تان در هفته‌های اخیر از دانشگاه شریف تا تمامی دانشگاه‌های کشور و در وضعیتی که با یورش وحشیانه و خونریز گزمگان حکومت استبدادی جمهوری اسلامی رو به‌رو بوده‌اید نشانی روشن از سنت تاریخی مبارزه‌جویی شما دانشجویان و جوانان کشور بر ضد حکومت‌های استبدادی در میهن ما دارد. شعارها و عملکردهای شما در سیر وقایع سیاسی کشور و به‌ویژه در دو دههٔ اخیر از روحیه پرسشگر و شناخت عمیق و سطح بالای آگاهی و هوشیاری شما نسبت به وضعیت بغرنج سیاسی کشورمان حکایت دارد. پشتیبانی شما از مبارزات کارگران ، زنان، و دیگر جنبش‌های اجتماعی و سیاسی، در گسترش مبارزات مردم میهن‌مان تأثیرگذار بوده است. شعارهای هوشیارانه شما در جریان اعتصاب‌های اخیر از “مرگ بر دیکتاتور”، “مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر” و “اتحاد، مبارزه، پیروزی”، و فراخواندن طبقه کارگر و زحمتکشان به میدان مبارزه  بلوغ و آگاه سیاسی شما در شرایط بسیار بغرنج و حساس کشور را به‌اثبات می‌رساند.

حزب‌ها، سازمان‌ها، نیروها، و شخصیت‌های ملی، آزادی‌خواه، و عدالت‌جوی ایران

شما در سراسر چهل و چند سال گذشته شاهد بوده‌اید که به‌رغم همهٔ محدودیت‌ها، سرکوب‌ها، تضییق‌ها، و بگیروببندها، مردم رنج‌دیدهٔ ایران هرگز از حق‌طلبی و آزادی‌خواهی دست برنداشته‌اند و هر جا که امکان و توانش را داشته‌اند رژیم حاکم و دستگاه سرکوبگر آن را به‌چالش کشیده‌اند. ما امروز در میهن‌مان نضج‌گیری وضعیتی تاریخی و مهم را شاهدیم که بر مسئولیت تک تک ما در پاسداری از این نهال نو دمیده افزوده است. ما در کنگرۀ اخیر حزب‌مان تأکید کردیم که خوب می‌دانیم جهان‌بینی‌ها، ارزیابی‌ها، تحلیل‌ها، موضع‌گیری‌های سیاسی، و برنامه‌های اقتصادی-اجتماعی درازمدّت همهٔ ما حزب‌ها، سازمان‌ها، نیروها، و شخصیت‌های ملی، آزادی‌خواه، و عدالت‌جوی ایران یکسان نیست. واقعیت تنوع طبقات و قشرهای اجتماعی چنین تمایزی را دیکته می‌کند و این امری طبیعی است. به‌همین دلیل ما اینجا و آنجا کم یا بیش با دیدگاه‌های یکدیگر دربارهٔ آیندهٔ ایران توافق کامل نداریم، و این نیز امری طبیعی است. ما ممکن است اینجا و آنجا انتقادهایی به سیاست‌ها و عملکردهای یکدیگر داشته باشیم، ولی به‌اعتقاد ما، هر حزب و سازمان و نیرویی حق دارد که مبارزهٔ مستقل میهن‌دوستانه و ترقی‌خواهانهٔ خود را بر پایهٔ ارزیابی‌های مستقل خود و با شیوه‌هایی متناسب با دیدگاه‌ها و توان خود به‌پیش ببرد. ما به‌این مبارزهٔ مستقل در همهٔ عرصه‌های جاری مبارزهٔ اجتماعی-اقتصادی-سیاسی احترام می‌گذاریم.  ولی این امر نافی ضرورت اتحاد عمل و همکاری بین نیروهای ملی دموکراتیک نبوده و نخواهد بود.

همرزمان!

امروز این خطر جدی نیز وجود دارد که موج سواران و قدرت‌های خارجی و ارتجاع منطقه بخواهند از جنبش عظیم مردمی میهن ما به‌سود منافع راهبردی خودشان در منطقه بهره‌جویی کنند و تنها با هوشیاری و تلاش مشترک ماست که می‌توان جلو هرگونه مداخله خارجی در امور داخلی میهن‌مان را با تمام توان سد کرد.

مردم مبارز و آگاه ایران!

حکومت استبدادی، ضدمردمی و سراپا فاسد جمهوری اسلامی سد اساسی تحقق خواست‌های اولیهٔ شما در تمامی عرصه‌های اجتماعی-اقتصادی جامعه ماست. تجربۀ چهل سال گذشته و هفته‌های اخیر نشان داده است که حکومت فقها عامل اصلی بی‌امنیتی، بی‌ثباتی، فقر گسترده، محرومیت بی‌سابقه، بیکاری، و تخریب محیط زیست در میهن ماست. حکومتی که رهبر آن خود را “نمایندۀ خدا” بر روی زمین می‌داند و ورای همه قوانین و نهادهای مندرج در قانون اساسی کشور عمل می‌کند نشانه روشنی از ساختار و وجههٔ عمیقاً قرون‌وسطایی و ضد مردمی این نظام سیاسی است که تا آن را از میان برنداشت نمی‌توان به آینده ایران، آینده‌ای رها از زنجیرهای استبداد، آینده‌ای در راه تحقق آزادی، دموکراسی، و عدالت اجتماعی امیدوار بود. تحقق این امر به همدلی گسترده در سطح ملی و دفاع شجاعانه و مستقیم از مبارزۀ زنان، جوانان، دانشجویان، دانش‌آموزان، و همه زحمتکشان کشور نیاز دارد. همه نشانه‌ها حاکی از آن‌اند که حکومت استبدادی هرروز بیش از پیش تضعیف و پایه‌های آن سست‌تر می‌گردد. فرصت را باید مغتنم شمرد و باید به سوی پایان دادن به رژیم ولایت‌ فقیه و استقرار حاکمیت مردم بر سرنوشت‌شان گام‌هایی بلندتر برداشت.

کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران

مهرماه ۱۴۰۱  




داستان دختر جوانی که با جان فشانی، شب جمع را به سحر نزدیک کرد!
برای مادرم، مادرت؛ برای خواهرم، خواهرت؛ برای دخترم، دخترت!

سخن روز شماره ۳
۳ آبان ۱۴۰۱، ۲۵ اکتبر ۲۰۲۲

از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده
در سایه گُل بلبل از این غصه خزیده
گُل نیز چو من در غمشان جامه دریده (عارف قزوینی)

به تازگی دختر جوان نمی توانست بخوابد. در درونش نبرد سختی هنگامه می کرد، نبردی میان قلب سوزانش و مرزی که دیگران می خواستند که او از آن نگذرد. او می خواست راهی کم هزینه، برای برون رفت از این ستیز جان کاه درونی بیابد.

او هر شب ساعت ها را در رویا می گذراند. رویاهایی بسیار ساده ولی پر هزینه؛ راه رفتن در کرانه ی دریا، با موهای شل و پاهای برهنه، و حس کردن نوازش باد به روی گردن لُخت. شنیدن واژه آزادی، مانند موسیقی کلاسیک او را به شور می آورد و به اندرون تاریک خانه ی دل نگران او روشنایی می افکند. با این  که تن او  برای آزادی، برای عشق در تب بود، ولی دودل بود و احساس گیج کننده ای داشت. میان خواست دل و مرزهای تنگ و فراوان فرسنگ ها دوری بود و در هر بزنگاهی گزمگان تاریک اندیش در کمین رهروان کنجکاو بودند. گام در این راه، با خطر جان هم راه بود و فرجام آن ناروشن.     

گاهی بار سرخوردگی آن چنان سنگین می شد که بردباری او را به آزمایش می گرفت. در این گونه شب ها آرزو می کرد که یک مرگی ناگهانی به درد پیوسته او پایان دهد. آه چه شیرین است، مرگی که ترا از شکنجه همیشگی برهاند، اگرچه همه ی یاخته های تو به سوی خورشید زندگی می چرخد و دلت در رویای عشق می تپد. شب ها خسته و مانده از این درد بی درمان، ساعت ها در رخت و خواب بیدار می ماند. گاهی پا به بیرون می گذاشت تا به ماه نگاهی کند؛ و با خود می گفت “پس آن ها دروغ می گویند و ماه هنوز می تابد”، سپس بروی ماه لبخندی می زد و دوباره به رختخواب بر می گشت. هر از گاهی با خدا نیایش می کرد. “خدايا کمکم کن راهی بیابم. چرا مرا این همه تشنه آزادی کردی و دانه عشق در دلم کاشتی، اگر نمی خواهی کمک کنی؟” ولی همیشه به پرسیدن بسنده می کرد و می دانست که خدایان با زبان های دراز سخن بسیار می گویند، ولی گوش های کری دارند و پاسخی نمی دهند.  

در آن شب، اندیشه او در پرواز بود، بی آن که آغازی یا پایانی داشته باشد، ولی مرکز دایره اندیشه او – آزادی – بود. سرانجام آن شب، نه از خستگی تن، بلکه از کوفتگی تلاش برای گریز از بن بستی که به آن دچار شده بود، به خواب رفت.   

او زیر پای کوهی نشسته است، نزدیک پیرمردی که دختر هم او را می شناسد و هم او را نمی شناسد. او را خیلی جاها دیده است؛ در کارخانه ، در پارک، در دبیرستان، در کوچه و بازار، هر بار به ریخت و پوششی تازه، ولی همیشه با چهره ای غمین و لبخندی امیدبخش.

پیرمرد می پرسد: چرا اینجایی ای بانوی جوان؟   

دختر جوان  پاسخ  می دهد: گیج شده ام. نمی دانم آرزوی قلبم را دنبال کنم، یا  مرزها را بپذیرم و برای همیشه رنج بکشم.

پیرمرد می گوید: شتاب نکن. هنگامی که زمانش برسد، خودت ميدانی چه کاری درست است.

دختر جوان  می گوید: ولی من می ترسم.

پیرمرد می گوید: اگر ترس بر تو چیره شود، دیگر نمی توانی با قلبت در گفت و گو باشی.

دختر جوان  می گوید: می ترسم اگر به سخن قلبم گوش دهم، به دیگران آسیب برسانم.

پیرمرد می گوید: اگر دیگران خوبی ترا می خواهند، پس چرا شادی تو باید آن ها را غم انگیز کند.

دختر جوان  می گوید: اما من می ترسم که روی داد ناگواری رخ دهد. چگونه می توانم از رویای آزادی رها شوم؟

پیرمرد می گوید: جستجوی تو همیشه بخشی از رویای تو خواهد بود، مهم نیست کجا هستی و چه می کنی، این رویا در سراسر جهان به شکار تو خواهد آمد.

دختر جوان  می گوید: ولی اگر من به سخن دل گوش کنم، داوری دیگران در باره ی من چه خواهد بود؟

پیرمرد می گوید: گویا هر کسی در باره ی چگونه زیستن تو برنامه ای دارد، بی آن که از تو پرسیده باشد، چه را دوست داری؟ تو هرگز با پیروی از دیگران به خوش بختی نخواهی رسید. پس بهتر است از هم اکنون یاد بگیری که چه گونه زندگی ی را می خواهی.

دختر جوان  می گوید: من به راستی در تردیدم که چه باید به کنم.

پیرمرد می گوید: گاهی یک دوراهی گام به زندگی ما می گذارد و ما باید گزینش کنیم. دوراهی ها بی دلیل نمی آیند. جان که به لب رسیده است، آن ها سنگ به دست به در خانه می کوبند. تنها زمانی که ما مرزها را شکستیم، معنای دوراهی را در می یابیم.

دختر جوان  می گوید: ولی این یک گزینش بسیار غیرانسانی است.

پیرمرد می گوید: هنگامی که چیزی برای از دست دادن نداری گزینش آسان است، ولی هنگامی که یکی از این دوراهی ها به سوی آزادی می رود، ارزش خطر کردن را دارد.

دختر جوان  می گوید: اما من از شکستن این آیین ها بسیار می ترسم.

پیرمرد می گوید:  اگر آیین های ستم گرانه  را باید شکست، پس بهتر است که زودتر این کار را انجام دهی. چرا که گریز از بند با شکستن آیین فرمان روایان در پیوند است و زندگی راستین چشم به راه تو است تا به او برسی.  

دختر جوان  می گوید: نمی دانم به دنبال چه بروم.

پیرمرد می گوید: به یاد داشته باش که هر گاه به دنبال قلبت می روی، شاد هستی. این آیین ها برای به روزی تو ساخته نشده اند، برای در بند کشیدن تواند.

دختر جوان  می گوید: به من می گویند آزادی و عشق خطرناک و شیطانی هستند.

پیرمرد می گوید: آزادی پدیده ای است بهشتی و ما هنگامی که به دیگران عشق می ورزیم، بهترین ویژگی های انسانی خود را نیز شکوفا می کنیم. و با این کار ما دنیای پیرامون مان را نیز بهتر می سازیم.

دختر جوان  می گوید: کسانی به نام خدا می گویند اگر به شیوه ای که می خواهند نزییم، جای من در دوزخ است.

پیرمرد می گوید: آنها هرگز نمی توانند در باره ی زندگی تو داوری کنند، زیرا تنها تو درد و رنج و آرزو ها و رویاهای خودت را می دانی.  آنها شاید به پندار خود راه درست را بدانند، ولی راه درست برای تو، راه توست. هنگامی که تو راهت را پیدا کردی، ترسی از دوزخ نیست، چرا که به دنبال ساختن بهشت در این زندگی می روی.   

دختر جوان  می گوید: ولی اینان برای شکستن آیین شان شاید مرا بکُشند.

پیرمرد می گوید: آن ها آرزوی ترا، خوش بختی ترا، زیبایی ترا سال هاست که کُشته اند، این را سال هاست که می دانی، برای همین هم این جایی! دیگر توان پذیرش فرمان های مغزان پوچ و شب پرستان را نداری. من نمی گویم که مرگ را بر گزین، از مرگ باید پرهیز کرد، ولی زندگی زیر ستم هم مرگ آرام است. با این همه دوست دارم که زنده بمانی، هنوز پشتم از غم از دست دادگان جوانم خم است، ولی گویا این اسب کندرو که تاریخ ما را بر دوش دارد، تنها با این دلیری ها می تواند چالاک بتازد. کسی چه می داند، شاید این بار تو توانستی از این سفر برگردی، اگرچه فرزندانم نه!

دختر جوان  می گوید: ولی این همه مرزها را ببین؟

پیرمرد می گوید: تلاش برای رسیدن به یک رویا، زندگی را دل کش می کند. مرزهای بی معنی، یعنی مرگ رویا و بریدن سرشاخه های گُل امید. مرز شکستن، بخشی از زندگی ماست. آغاز کار سخت است، ولی فرزانه ای که شبان امید می خواندنش گفت ” خو گر به راه رفتن و برخاستن شود/ دست شکسته بار دگر پتک زن شود.”

دختر جوان  می گوید: من از شکستن این آیین ها می ترسم؟

پیرمرد می   گوید: زندگی در درون مرزها، با این آیین های خشک، دردناک تر از تلاش برای شکستن آن ها است. مرز شکن، بختی برای پیروزی دارد، ولی آن که مرزها را می پذیرد، پیوسته در زندان است و دل مُرده.

دختر جوان  می گوید: آیا بهتر نیست که من رویاهای خود را فراموش کنم؟

پیرمرد می گوید: زیبایی یک رویا، در نیروی سرکش آن نهفته  است. نمی توانی جلویش را بگيری؛ یا از قفس می پرد، یا برای هميشه توی قفس مي ميرد.

دختر جوان  می گوید: اگر از رویاهایم دست  بکشم، آن ها زندگی بهتری  را به من پیش کش می کنند.

پیرمرد می گوید: بستگی به این دارد که زندگی از تو چه می خواهد و تو از زندگی چه می خواهی؟ اگر زیستن در قفس های طلایی برای تو زیبنده بود، پس چرا این جا هستی دخترم؟ خردمندی گفت “آسمان بر تو حكم راند، به كثرت باران هايش، و ترا نيمه خواند.” تو در آرزوی پروازی و آن ها بال های تو را  شکستند.

دختر جوان  می گوید: سخت ترین چیز برای رسیدن به رویاها چیست؟ چه هنگامی باید دلیر بود؟

پیرمرد می  گوید: سخت ترین آزمایش، شکیبایی و چشم به راه نشستن زمان درخور برای دست یابی به رویا است. هنگامی که زمان شایسته برای دگرگونی فرا رسیده است، درنگ و دودلی سیاه بختی است، باید دلیر بود و کوله بار سفر بست و پای در راه پر خار و مار گذاشت. دریچه ی دگرگونی زمان کوتاهی باز است و زندگی هرگز به پس نمی رود، اگر پای نگذاریم به راه، شاید این دریچه برای سال ها دوباره بسته بماند.

دختر جوان  می گوید: از کجا می دانم که پیروز خواهم شد؟

پیرمرد می گوید: پیروزی در زندگی  بستگی به این دارد که چگونه با دشواری های آن کنار بیاییم! یا شرایط غم انگیز را می پذیریم، یا برای دگرگون کردن آن ها تلاش می کنیم. گام گذاشتن در راه دگرگونی، آغاز یک پیروزی است. یادت باشد که تو در این راه تنها نیستی، بسیاری رویا و آرزوهایی مانند تو دارند. هم سفرانت بی شمارانند؛ دختران، پسران، کارگران، تهی دستان، پیران. اگر هر کسی به توان خود، این کوله بار سنگین را چند گامی به سوی جلو بر دوش کشد، این خود یک پیروزی است.      

فردایش هنگام پگاه دختر جوان ما بیدار شد، همه ی ماهیچه های تنش آرام بودند و روانش استوار بود. مادرش را به آرامی بوسید. مادر پرسید: «این بوسه برای چیست؟»، او با لبخند پاسخ داد “هیچ چیز، من امروز خوش حالم”.

آن شب بانوی جوان ما به خانه برنگشت و آن بوسه ای که بر گونه ی مادر نهاد، نماد سپاس او برای یک زندگی کوتاه در مرزهای تنگ و کوتاه قفس بود، ولی بی تردید با لبخند رفت، چرا که هنگام پرواز مُرد، اگر چه پروازی کوتاه که هرگز به سروستان آزادی نرسید.    

پیرمرد هم دیگر هرگز او را ندید، ولی با دلی خونین و چشمانی پر اشک می دانست که دوستان بانوی جوان ما میترا و آناهیتا، مریم و شورا، گُلی و زهرا، مهرداد و سهراب، کارگر و بی کار و هم سایه تنگ دست از این سفر به تندرستی بر خواهند گشت.

ای بلبلان چون در این چمن وقت گُل رسد
زین پاییز یاد آرید
چون بردمد آن بهار خوش در کنار گُل
از ما نیز یاد آرید (سایه)




شنبه ی اعتراضی با تظاهرات های خیابانی در بیست شهر

مهاباد – شنبه شب

خبرها و گزارش های ویدیویی اعتراضات روز شنبه ۳۰ مهر و روزهای گذشته ی مردم ایران در شهرهای مختلف و دانشگاه های کشور را در کانال تگرامی اخبار روز دنبال کنید!

شنبه ی اعتراضی دیگری در ایران با تظاهرات های خیآبانی در دست کم بیست شهر و نیز بیشتر از بیست دانشگاه برگزار شد. کارنامه ای مثبت و درخشان که مردم را به ادامه ی قدتمندتر اعتراضات خود امیدوارتر کرد.

اخبار و گزارش های لحظه به لحظه ی سی و ششمین روز اعتراضات سراسری در ایران را در ادامه می خوانید:

نمایی از شهر بارانی سنندج در صبح روز شنبه با مغازه هایی که بسته اند

آغاز اعتصاب در شهرهای کردستان: شهرهای کردستان ایران، قلب تپنده انقلاب، سی و ششمین روز اعتراضات سراسری را با اعتصاب های گسترده آغاز کرده اند. تا این لحظه تصاویر و گزارش هایی از شروع اعتصاب عمومی در سقز و سنندج، بانه، بوکان، مریوان، مهاباد، منتشر شده است.
در بازار گوهردشت کرج اعتصاب کامل در جریان است.

هفته ی «اتحاد و همبستگی خانه و مدرسه»: هفته ای که آغاز شده است قرار است هفته ی «اتحاد و همبستگی خانه و مدرسه» باشد. شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان در اطلاعیه ی شماره ی سه خود نوشته است: شورای هماهنگی به منظور جلوگیری از موج خشونت و سرکوب و کشتار دانش آموزان توسط نیروهای سرکوب اعم از نیروهای نظامی و شبه‌نظامی، لباس شخصی و مزدوران عاریتی، هفته‌ی جاری را هفته ی “اتحاد و همبستگی خانه و مدرسه” اعلام می کند. این تشکل سراسری فرهنگیان در این بیانیه راه کارهایی را برای هفته ی «اتحاد و همبستگی…» ارایه داده است. مشروح بیانیه ی شورای هماهنگی به طور جداگانه در اخبار روز منتشر شده است.

درگیری های شدید در دزفول – شنبه شب ۳۰ مهر

درگیری های شدید شبانه در دزفول – ۳۰ مهر ۱۴۰۱ pic.twitter.com/KIhScjgfLQ— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) October 22, 2022

دزفول: در حوالی ساعت شش بعد از ظهر معترضان در خیابان شریعتی تظاهرات کرده اند. در فیلم دیگری جمعیت انبوهی در خیابان گرد آمده اند و صدای تیراندازی به گوش می رسد. در یک ویدئو فریاد «آزادی، آزادی، آزادی» از سوی معترضان به گوش می رسد. بنابر گزارش های بعدی تظاهرات در دزفول گسترده شده و ادامه دارد. تصاویر نشانده ی اعتراضات گسترده در شهر دزفول است. تظاهرات در شب با تیراندازی و سرکوب مداوم نیروهای حکومت به خشونت شدیدی گراییده و گفته می شود جوانان معترض به سوی نیروهای سرکوب کوکتل مولوتوف پرتاب کرده اند.

اعتراضات در دزفول به یک قیام گسترده تبدیل شده است:

دزفول شنبه شب ۳۰ مهر ۱۴۰۱ pic.twitter.com/cXgevKv7aP— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) October 22, 2022

مهاباد – تظاهرات انقلابیون، شنبه شب:

مهاباد – شنبه شب ۳۰ مهرماه pic.twitter.com/LeNeA6SD2c— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) October 22, 2022

مهاباد: معترضان در سطح خیابان ها با روشن کردن آتش دست به سنگربندی زده اند. در برخی خیابان ها دود و آتش دیده می شود. اعتراضات در مهاباد گسترده توصیف شده است.

شهسوار: تظاهرات شبانه. گزارشگر می گوید مردم ماموران را فراری دادند و آن ها به کلانتری پناه برده و از آن جا شلیک می کنند. صدای ممتد شلیک گلوله به گوش می رسد.

اراک: تظاهرات شبانه ی ضدحکومتی. تظاهرکنندگان شعار «زن، زندگی، آزادی» داده اند. در یک ویدئو نشان داده می شود که نیروهای سرکوب به سوی مردم تیراندازی کرده اند.

کرمانشاه: در شهرک تعاون تظاهرات شبانه با شعار مرگ بر دیکتاتور

اصفهان: در منطقه ی چهارباغ مردم تظاهرات کرده اند. صدای تیراندازی به گوش می رسد.

شیراز: دانش آموزان در خیابان تظاهرات کرده اند. در شب بین معترضین و ماموران در معالی آباد شیراز درگیری صورت گرفته است.

محمدشهر کرج: راه بندان و تظاهرات ضدحکومتی.

رشت: در بلوار قلی پور راه بندان. صدای بوق اتوموبیل ها به گوش می رسد.

ارومیه: راه بندان و اعتراضات شبانه همراه با بوق خودروها در جریان است.

تبریز، جوانان انقلاب تصویر بزرگ خامنه ای را آتش زده اند:

تبریز: انبوهی از دانشجویان از دانشگاه بیرون امده و در خیابان دست به تظاهرات زده اند. در خیابان شهناز جوانان انقلابی در خیبان آتش روشن کرده و شعار داده اند: ما سربازان بابک هستیم، برای مرگ آماده ایم. خیابان های شهر تا نیمه شب مملو از اتوموبیل و راه بندان بوده و بوق شدید خودروها شنیده می شده است. کارگران شرکت شکلات‌سازی آیدین تبریز در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان دست از کار کشیده و تجمع اعتراضی برگزار کردند!

بوکان: تظاهرات ضدحکومتی همراه با بوق شدید خودروها در جریان است.

شاهین شهر اصفهان: با شعار «امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه» تظاهرات خیابانی صورت گرفته است. صورت گرفته است.

تهران: تظاهرات خیابانی توسط دانش آموزان آغاز شده که در خیابان حرکت می کنند و فریاد می زنند: مرگ بر دیکتاتور! بر پایه ی تصاویر منتشر شده روز شنبه در مناطق زیر تجمعات و راهپیمایی های اعتراضی شکل گرفته است: بازار چراغ برق تهران (با شعار کوبنده ی مرگ بر دیکتاتور)، باغ سپهسالار، لاله‌زار تهران (شعار «مرگ بر دیکتاتور» روشن کردن آتش در خیابان)، نارمک، خیابان شریعتی، صادقیه بلوار فردوسی، (تظاهرات زنانه)، تهران پارس (مرگ بر دیکتاتور)، سلسبیل (تظاهرات شبانه بدون حجاب)، ستار خان (مرگ بر دیکتاتور)، نازی آباد، خیابان سردار جنگل (این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت، مرگ بر دیکتاتور).
بر فراز محلات تهران از جمله ولنجک، اکباتان فریادهای مرگ بر دیکتاتور شنیده شده است. در یکی از این ویدئو کسی فریاد می زند: آخرشه!
در خیابان آزادی خانمی از میله ی تابلوهای خیابانی بالا رفته، روسری خود را برداشته و فریاد می زند: «ننگ ما، ننگ ما، رهبر الدنگ ما».

تهران خیابان شریعتی، ۳۰ شهریور

خیابان شریعتی تهران شنبه ۳۰ مهر pic.twitter.com/Ul7ot0SoAV— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) October 22, 2022

مشهد: تظاهرات خیابانی توسط دانش آموزان صورت گرفته است. گزارش ها از آغاز درگیری های خیابانی در مشهد خبر می دهند. یک ویدئو نیروهای سرکوبگر را نشان می دهد که به مردم حمله کرده اند. در خیابان کوثر اعتراض خیابانی شکل گرفته است. خبرهایی مبنی بر تیراندازی به سمت مردم منتشر شده است. یک ویدئوی ارسالی دیگر جمعیت تظاهرکننده را نشان می دهد که در خیابان حرکت می کنند و مسیر رفت و آمد اتوموبیل ها را سد کرده اند.

اهواز: دختران دانش آموز مدرسه ی فرزانگان در محوطه ی مدرسه تظاهرات کرده و شعار «زن زندگی آزادی» و «ننگ ما ننگ ما رهبر الدنگ ما» داده اند.

میدان نبوت سنندج، ۳۰ مهر ۱۴۰۱:

میدان نبوت سنندج، میدان جنگ، ۳۰ مهر ماه ۱۴۰۱ pic.twitter.com/MkRrJC8F1g— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) October 22, 2022

سنندج: تظاهرات خیابانی آغاز شده است. در این شهر دختران دانش آموز امروز هم در خیابان تظاهرات کرده اند. در نایسر انقلابیون با راهبندان، روشن کردن آتش و ایجاد مانع با سنگ راه ها را بسته اند. در شهرک بهاران تظاهرات، روشن کردن آتش و سنگربندی در خیابان صورت گیرد.

شهرک بهاران – ۳۰ مهر

شهرک بهاران در سنندج، سی مهر ۱۴۰۱ pic.twitter.com/Cf7fO0rHtg— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) October 22, 2022

مرودشت: تصاویری منتشر شده است که نشان می دهد کامیون ها از حرکت باز ایستاده و اعتصاب کرده اند.

بندرگنگ: خروش شبانه ی جوانان آزادی خواه علیه حکومت.

بندر لنگه: تظاهرات شبانه و درگیری با ماموران

تنکابن: معترضان در تظاهرات شبانه در میدان امام، بیلبورد پلیس را پائین آورده و کانکست گشت ارشاد را آتش زدند.

ماهشهر: تظاهرات شبانه و سنگربندی خیابان

بجنورد: «شعار زن زندگی آزادی» در آسمان این شهر به پرواز در آمده است.

شعار زن زندگی آزادی در آسمان بجنورد. شنبه ۳۰ مهر pic.twitter.com/CgXuZPAUsu— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) October 22, 2022

گروهی از خانواده های زندانیان سیاسی در برابر دادسری اوین تجمع کرده اند و می خواهند بدانند چه بر سر زندانیانشان آمده است. گزارشگر می گوید هیچ کس در این جا نیست که به مردم جواب بدهد.

اعتراضات در دانشگاه ها

تجمع دانشجویان دانشگاه مازندران در میدان نیمای این دانشگاه در حالی شکل گرفته که با برخورد شدید نیروهای حراست، بسیج و انجمن اسلامی این دانشگاه با دانشجویان معترض همراه است و با مقاومت دانشجویان معترض ادامه دارد.

دانشجویان دانشگاه شریف توانستند سلف را مختلط کنند و سپس پسرها تونلی درست کردند تا دختران برای ورود به سلف از آن بگذرند. ۳۰ مهر ۱۴۰۱

«فتح» سلف شریف توسط دختران و پسران دانشجو – شنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۱ pic.twitter.com/u7X3a4BFmc— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) October 22, 2022

در دانشگاه بهشتی، دانشجویان توانستند علیرغم ممانعت حراست دانشگاه، سلف سرویس خود را آغاز کنند و دختران و پسران دانشجو در آن مشترکا حضور یابند. شعارهای امروز دانشجویان دانشگاه شریف در پشت درب های سالن البرز:زن زندگی آزادی، دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد، رئیسی کجایی؟ به ما ناهار ندادن، دانشجو داد بزن، حقتو فریاد بزن، آزادی، آزادی، آزادی، تا ناهارو نگیریم، آروم نمی‌گیریم!

دانشجویان محدودیت ها را می شکنند. سلف سرویس دانشکده ی علامه

اعتراضات دانشجویی در دانشگاه تهران (پردیس شمالی)، دانشکده ی فنی دانشگاه تهران (دانشجویان پا بر زمین می کوبند و شعار می دهند «به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد)، دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی (با شعارهای ما همه مازندران، شریف اوین زاهدان؛ آزادی حق ماست، نیکا اسم رمز ماست؛ آزادی حق ماست، مهسا اسم رمز ماست؛ دانشجوی زندانی آزاد باید گردد؛ دانشگاه امنیتی نمی‌خوایم نمیخوایم؛ هر یه نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه)، دانشکده مدیریت دانشگاه صنعتی شیراز، دانشکده زبان و ادبیات خارجی دانشگاه تهران، (با شعار زن زندگی آزادی، ما تماشاگر نمی خوایم به ما محلق شوید)، دانشگاه تبریز، (ژن ژیان ئازادی؛ مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر)، دانشگاه جندی شاپور اهواز، دانشگاه رازی کرمانشاه، دانشگاه علوم پزشکی تبریز و دانشکده هنر و معماری دانشگاه یزد (همخوانی اهنگ “از خون جوانان وطن لاله دمیده” و شعار “زن زندگی آزادی”)، دانشگاه اصفهان، دانشگاه یاسوج، دانشکده دندانپزشکی مشهد، دانشکده علوم پزشکی همدان (خس و خاشاک تویی، لایق این فاک تویی)، دانشگاه علم و فرهنگ، دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران، دانشگاه امیر کبیر (علیرغم جو شدید امنیتی و سرکوب گسترده ی این دانشگاه با شعارهای: “این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت”، “زن زندگی آزادی”
“توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد، به مادرم بگویید دیگر دختر ندارد” و همخوانی آهنگ “برای”) برگزار شده است.

تظاهرات دانشجویان دانشگاه تبریز در خیابان

تظاهرات دانشجویان دانشگاه تبریز در خیابان – شنبه ۳۰ مهر pic.twitter.com/jB48Kpxvlb— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) October 22, 2022

بنا به گزارشات رسیده از جانب دانشجویان دانشگاه تهران، حراست دانشگاه پس از تجمع امروز دانشجویان در درب خروج دانشگاه کارت دانشجویان را چک کرده و کارت دانشجویی تعداد زیادی از دانشجویان را‌ ضبط کرده است. همچنین در ادامه‌ی این رفتار سرکوبگرانه، جمعی از دانشجویان را بازداشت و به ساختمان حفاظت فیزیکی منتقل کرده است. بنا به این اخبار، تعدادی ون نیز در خیابان ۱۶آذر مشرف به دانشگاه مستقر هستند.

در تجمع دانشجویان علوم پزشکی همدان، فضایی کاملا امنیتی در دانشگاه حکمفرماست و دانشجویان در دانشگاه محبوس گشته‌اند و امکان خروج از دانشگاه برایشان میسر نیست. همچنین در بیرون دانشگاه نیروهای یگان ویژه مستقر شده‌اند.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران با انتشار این ویدئو نوشته است: از تصاویر پربازدید امروز که رشد و بالندگی دانش‌آموزان و مطالبات مترقی آنان را نشان می‌دهد. ویدئو مربوط به دختران دانش‌آموز در تهران شنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۱ است:

نفرت از ستمگر، دختران دانش آموز در ایران pic.twitter.com/vudQ6nmgwV— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) October 22, 2022

بازداشت ها، جان باختگان

خانم دکتر فاطمه مشهدی‌عباس استاد بخش پاتولوژی دانشکده دندان‌پزشکی دانشگاه شهید بهشتی روز دوشنبه ۲۷مهر بازداشت شده است. تا کنون از وضعیت و نهاد بازداشت کننده ایشان اطلاعاتی در دست نیست.

آیدا راستی قلاتی آوازخوان بهایی ۲۰ روز است بدون حق ملاقات و وکیل در زندان اوین است.

صبا کرد افشاری، فعال مدنی محبوس در زندان اوین از برقراری تماس تلفنی با خانواده خود محروم و کارت تلفن وی ضبط شده است.

احمد طاهری، فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان گفته است در تظاهرات روز گذشته ی زاهدان ۵۷ نفر از معترضان بازداشت شده اند. فعالان بلوچ شمار بازداشت‌شدگان را بیش از این تعداد می‌دانند.

کمیته پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان روز جمعه اعلام کرد که در مدت ۳۸ روز اعتراضات سراسری در نقاط مختلف ایران، هزاران نفر از جمله دست‌کم ۳۲۰ کودک زیر ۱۸ سال به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شده‌اند.

خانواده عالیه مطلب‌زاده، زندانی ‌سیاسی که روز پنج‌شنبه از بند زنان زندان اوین به بیمارستان منتقل شد، از انتقال وی به محلی نامعلوم خبر داده‌اند.

آزاده دهقانی، مترجم و فیلمساز روز پنجشنبه ۲۱ مهر در ارتباط با اعتراضات سراسری، توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در تهران بازداشت شد.

هاوار حق پرست نوجوان دانش‌آموز ۱۵ ساله از سوی نیروهای امنیتی در مهاباد بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

سایر گزارش ها

حال و روز در و دیوار این روزهای مدارس ایران

حال و روز در و دیوار مدارس در ایران امروز pic.twitter.com/v3cB0lEwFg— akhbar-rooz (@akhbar_rooz) October 22, 2022

روزنامه شرق چاپ تهران در توییتر خود خبر داده است که شبکه اجتماعی کلاب هاوس در ایران روی اینترنت خانگی هم فیلتر شده است. شرق می گوید «این پلتفرم پیش‌تر روی اینترنت سیار با اختلال همراه بود اما از روز گذشته در بستر اینترنت ثابت نیز امکان استفاده از آن نیست». در حال حاضر اینترنت ایران با اختلال شدید و قطعی گسترده همراه است. مقام های جمهوری اسلامی ایران می گویند این قطعی به دلیل مبارزه با اعتراضات است.

مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل‌سنت زاهدان، در خطبه‌های نماز جمعه ۲۹ مهر علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را مسئول کشته شدن معترضان در زاهدان خواند.

علی دایی به یورونیوز گفته است: بیخود کردند اسم من را در درخواست حذف از جام جهانی آوردند. گفته می شود این کارزار از سوی مسیح علی نژاد به راه افتاده، علاوه بر نام علی دایی نام علی کریمی و مهدی مهدوی کیا هم در این فهرست دیده می شود که هنوز واکنشی نسبت به این «کارزار» صورت نداده اند.

غزل شجاعی (بازیگر) با انتشار یک تصویر بدون سری از خود کشف حجاب کرد. وی نوشت: من غزل شجاعی، خیلی ساده بخوام بگم؛  از هر فیلمی که از همین لحظه در جشنواره‌های دولتی باشه اعلام برائت می‌کنم. فکر می‌کنم‌ خیلی راحت و ساده گفتم‌! تصمیمم، تصمیمِ امروز و دیروز نیست. منی که جنون‌ سینما همه زندگیم به جنون و مغزم بود. منی که هیچ کاری(تاکید می‌کنم: هیچ کاری) به جز بازیگری بلد نیستم.! منی که می‌دونم شاید دیگه نه کار و نه درآمدی از سینما داشته باشم.!

حمایت ها و تحولات بین المللی

ملاله یوسف‌زی، فعال حقوق کودکان و برنده جایزه صلح نوبل،‌ در پیامی ویدئویی با بیان حمایت خود از اعتراضات جاری در ایران گفت که اکنون «دختران و زنان جوان ایران در حال رهبری جنبشی آزادی‌خواه هستند» و همه زنان باید از حق انتخاب آزادانه برخوردار باشند.

درخواست تعطیلی مرکز اسلامی هامبورگ: شهردار هامبورگ گفته است قصد پایان دادن به فعالیت مرکز اسلامی هامبورگ را دارد. از مرکز اسلامی هامبورگ، به عنوان یکی از مهمترین موسسات اسلامی در آلمان نام برده می‌شود. علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی رئیس این مرکز را انتخاب می‌کند.

اینترنت ماهواره ای: شبکه سی‌ان‌ان از قول مقامات آگاه گزارش داده است که کاخ سفید برای ارائه اینترنت ماهواره‌ای استارلینک در ایران با ایلان ماسک، مالک شرکت اسپیس‌ایکس وارد مذاکره شده است. سی‌ان‌ان می‌نویسد کاخ سفید به دنبال راه‌هایی است که بتواند از اعتراضات مردمی ایران حمایت کند و یکی از راه‌های مناسب، ارائه خدمات اینترنتی ماهواره‌ای است.

اخبار روز




تعیین مراحل نوین‌سازی سوسیالیستی چین توسط کنگرۀ بیستم حزب کمونیست چین

ХХ съезд КПК наметил этапы социалистической модернизации Китая

ویکتور پیروژنکو (Victor PIROZHENKO)

ا. م. شیری

صنعتی کردن نوین

بیستمین کنگرۀ حزب کمونیست چین، کار خود را با شرکت ۲۳۴۰ نماینده از طرف بیش از ۹۶ میلیون نفر عضو حزب کمونیست کشور روز ۱۶ اکتبر در پکن آغاز کرد.

گزارش شی جین پینگ، دبیر کل کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست چین در روز نخست کنگره، تصمیمات بلندمدت در سیاست داخلی و خارجی را که هدف آن حفظ رشد اقتصادی و ثبات اجتماعی-سیاسی مبتنی بر توسعۀ سیاست چین و  روش مواجهه با چالش‌های خطرناک غرب: جنگ‌های تجاری و اقتصادی، خرابکاری‌های اطلاعاتی، ظهور کانون‌های درگیری در نزدیکی مرزهای چین است، تشریح نمود.

در گزارش به کنگره «تبدیل چین به یک کشور سوسیالیستی بزرگ و نوین از هر نظر» بعنوان هدف اعلام شده است. این هدف قرار است در دو مرحله محقق شود. در مرحله اول – از ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۵ – باید نوین‌سازی سوسیالیستی به طور عمده انجام شود و از سال ۲۰۳۵ تا ۲۰۴۹، یعنی تا صدمین سالگرد تأسیس جمهوری خلق چین، چین باید به یک کشور سوسیالیستی مرفه، قوی، دموکراتیک و کاملاً توسعه‌یافته تبدیل شود.

کارشناسان چینی بر این عقیده هستند که «نوین‌سازی با ویژگی‌های چینی» یک مفهوم کلیدی است که اصل اساسی بهبود جامعۀ چین را قبل از همه، برای حل وظایف توسعۀ داخلی آماده می‌سازد. به باور آن‌ها، ویژگی اصلی نوین‌سازی چین عبارت از این است که با بهره‌گیری از جهانی شدن، «دو محصول جانبی انحرافی مرتبط با شیوه‌های نوسازی غربی، یعنی سلطه‌گری و استعمار» را حذف می‌کند.

چین دومین کشور جهان پس از اتحاد جماهیر شوروی است، که بدون داشتن مستعمرات و بدون استثمار منابع طبیعی و نیروی کار کشورهای فقیر، نوسازی همه‌جانبه را با موفقیت انجام داده است.

شن یی، استاد دانشکدۀ روابط بین‌الملل و روابط عمومی دانشگاه فودان می‌گوید: «مفهوم نوین‌سازی چین ابتدا به‌عنوان یکی از مهم‌ترین درس‌هایی مطرح شد که حزب کمونیست چین از تجارب گذشته خود آموخته است».

از گزارش کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست چین به کنگره چنین استنباط می‌شود، که در توسعۀ آتی جمهوری خلق چین، نه بر رشد اقتصادی شتابان به هر قیمتی، بلکه، به رشد کیفی حفظ محیط زیست، افزایش سطح درآمد گروه‌های مختلف اجتماعی و ارتقاء سطح زندگی مناطق روستایی مطابق معیارهای سطح زندگی شهری، تاکید می‌شود. اساس الگوی جدید رشد اقتصادی چین، صنعتی کردن جدید، یعنی گذار صنعت و حمل و نقل به منابع انرژی غیرهیدروکربنی شامل انرژی هسته‌ای، هیدروژنی، بادی و خورشیدی، و همچنین توسعۀ شتابان صنعت هوافضا و فضای مجازی خواهد بود.

جهانی‌سازی اقتصادی اکنون در بحران به سر می‌برد. کشورهای غربی که قدرت رقابت با مراکز جدید قدرت را از دست می‌دهند، سعی می‌کنند سلطۀّ جهانی خود را با توسل به زور بازگردانند. شی جین‌پینگ خاطرنشان کرد که چین با تمامی اشکال سلطه‌جویی و ​​سیاست زور، علیه ذهنیت جنگ سرد، مداخله در امور داخلی سایر کشورها و معیارهای دوگانه مخالف است. چین از نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین بین‌المللی و بر اساس اهداف و اصول منشور سازمان ملل متحد حمایت می‌کند.

حضور نمایندگان تایوان در کنگرۀ حزب کمونیست قابل توجه است که سیاست ثابت پکن برای اتحاد مجدد جزیره با سرزمین اصلی را تأئید کرد. در مورد موضوع تایوان، در این گزارش آمده است، که جمهوری خلق چین به «تلاش برای اتحاد مجدد مسالمت‌آمیز ادامه خواهد داد… اما هرگز قول نخواهد داد که استفاده از زور را کنار بگذارد». هدف سناریوهای سخت منحصراً مداخلۀ نیروهای خارجی و تجزیه‌طلبان است. همانطور که شی جین‌پینگ گفت، منظور آن «به هیچوجه هموطنان تایوانی ما نیستند».

در گزارش شی، این واقعیت که «تهدیدهای پنهان جدی در درون حزب، کشور و نیروهای مسلح» با ماهیت فساد وجود دارد، بطور غیرمستقیم مورد تأکید قرار گرفته است. مبارزه با فساد در مقیاس عظیم در تاریخ چین بی‌سابقه بود. برای پاکسازی حزب کمونیست چین از عناصر پوسیده، تصمیم گرفته شد «برای اینکه یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر را ناامید نکنند، چند هزار نفر را برنجانند».

تحلیلگران چینی کار عظیم مربوط به دورۀ پنج ساله در گزارش، در خصوص انجام اصلاحات در خود حزب کمونیست را مورد توجه قرار داده‌اند. ما از تجربۀ اتحاد شوروی فراگرفته‌ایم که انسجام سازمانی و ایدئولوژیک حزب کمونیست و توانایی آن برای پاکسازی خود، شرط کلیدی و تعیین‌کننده برای موفقیت الگوی شوروی-چین است. فاجعۀ اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی این بود که حزب کمونیست در مراحل خاصی به دلایل مختلف این توانایی را از دست داد. حزب کمونیست چین درس بسیار ارزشمندی از حزب کمونیست اتحاد شوروی آموخته است. بنابراین، هدف آن حفظ مداوم توانایی اصلاح صفوف حزب است و به گفته چینی‌ها، مبارزه با فساد، راه اصلی خود اصلاحی است. نکتۀ اساسی این است که «حزب هرگز فاسد ‌نشد و هرگز رنگ و روش خود را تغییر نداد».

رسانه‌های غربی با اظهار نظر در مورد کنگرۀ بیستم حزب کمونیست چین، برای درک ویژگی‌های الگوی چینی، قالب و مقیاس مشارکت جامعۀ چین در حاکمیت بطور کلی تلاش نمی‌کنند. بدوی‌گرایی فکری در همآهنگی با نگرش‌های تبلیغاتی لیبرالی، مفسران غربی را از درک دستور کار سیاسی واقعی کنگره محروم می‌سازد و این فرصت را به آن‌ها نمی‌دهد تا مدل دموکراتیک چین از نظر سنجه‌های داخلی و اثربخشی آن در پاسخ به چالش‌ها و مشکلات صرفاً چینی را ارزیابی کنند. در غرب، الگوی چینی را به طور کاملاً بی‌اساس با قالب غربی، بعنوان یک معیار می‌سنجند. رسانه‌های غربی به‌جای درک نقش تعیین‌کنندۀ نهادهای سیاسی جمعی و رهبری سیاسی جمعی در قالب حزب کمونیست چین، در دور باطل فال‌گیری‌ها دربارۀ دورۀ «سوم» رهبری شی جین‌پینگ می‌چرخند و با استناد به مقامات فاسد فراری چینی به دنبال کشف «اختیارات ویژه» او هستند.

بنا به گفتۀ آن‌ها، در سیاست خارجی چین یک حماقت آشکار ظاهر شده است: «روابط آمریکا و چین در سال‌های آینده قربانی یک رژیم استبدادی جنگ‌طلب خواهد بود». انگار این نه ایالات متحدۀ آمریکا، بلکه چین بود، که جنگ تجاری بین دو کشور را در زمان ترامپ آغاز کرد. برنامه‌های امپراتور (منظور آن‌ها شی جین‌پینگ است) مشتمل بر تجدید ساختار نظم جهانی به گونه‌ای است، که در خدمت چین و نظام استبدادی آن باشد».

با این حال، هم در گزارش کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست چین به کنگرۀ بیستم و هم در سیاست واقعی، جمهوری خلق چین به این موضع اصولی،یعنی الگو و ایدئولوژی خود را به دیگران تحمیل نکند و کشورهای دیگر را مجبور به تسلیم به سلطه‌گری و چشم‌پوشی از استقلال خود نکند، پایبند است.

۲۹ مهر-میزان ۱۴۰۱