فراخوان به اعتصاب در روز های اول و دوم آبان

.فراخوان اعتصاب شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در اعتراض به جان‌باختن و بازداشت دانش آموزان عزیز ایران

به نام خداوند جان و خرد

مردم آزادی‌خواه و حق طلب ایران، همکاران گرانقدر!

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در اعتراض به سرکوب سیستماتیک معلمان، دانش آموزان و مردم شریف ایران بیانیه‌هایی را همراه اخبار مدارس به اطلاع مردم شریف ایران رسانده است. نیک می‌دانیم نیروهای نظامی، امنیتی و لباس شخصی‌ها، در حال تعرض به حریم مدارس و فضاهای آموزشی هستند.در طی این سرکوب سیستماتیک، تا کنون جانِ عزیزِ تعدادی از دانش‌آموزان و کودکان را به بی‌رحمانه‌ترین شکل گرفته‌اند؛ از نیکا و سارینا تا ابوالفضل و اسرا پناهی در اردبیل و ۱۴ دانش‌آموز و کودک سیستان و بلوچستان و کرمانشاه و گیلان و مازندران و کردستان و آذربایجان و مشهد…

نهادهای سرکوبگر در هفته‌های گذشته، برخلاف قوانینی که کودکی را رافع مسئولیت می‌داند، صدها دانش‌آموز را در بازداشت نگه داشته‌اند و این روند به شکل غیرانسانی همچنان تداوم دارد، هم‌چنین تعداد زیادی از معلمان نیز بی‌هیچ‌ دلیل و بدون هیچ حکم قضایی‌ بازداشت شده‌اند.

با کمال تأسف وزیر آموزش پرورش نه‌تنها کمترین صیانتی از جامعه آموزش کشور به عمل نیاورد، بلکه خود و حراست ادارات در سراسر کشور، به آلتِ دستی برای سرکوب تبدیل شده و با مشروع دانستن ارجاع دانش آموزان معترض به کانون‌های اصلاح و تربیت رسالت آموزش و پرورش را به کلی زیر سوال برده‌اند.

قطع سیستماتیک اینترنت کشور نمونه‌ی کوچکی از تحدید آزادی‌های قانونی ملت ایران است، حاکمیت طی سال‌های گذشته، برای جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات و وارونه نشان دادن حقیقت، به این کار غیرقانونی دست زده است. «آزادی» یکی از خواسته‌های مردم ایران در انقلاب ۵۷ بود که متأسفانه قربانی اصلی چهار دهه حاکمیت کنونی است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران بارها به حاکمیت هشدار داده‌ که از محدود کردن مفهوم مقدسِ«آزادی» و خشونت علیه معترضین دست‌ بردارد، حق اعتراض مردم را به رسمیت بشناسد و دست از آزار دانش‌آموزان و امنیتی کردن فضاهای آموزشی بردارد. اما حاکمان، در جواب، روش‌های سرکوب را شدیدتر و خشونت‌بارتر کرده‌اند، تا جایی‌که حتی در مدارس ابتدایی هم گازِاشک آور شلیک می‌کنند، دانش‌آموزان را به اجبار به مراسم‌ ایدئولوژیک که هیچ ارتباطی با آموزش و تربیت ندارد، اعزام می‌کنند و تحفه‌ اینکه اگر کسی همراهی نکند، او را چنان کتک‌ می‌زنند تا جان عزیزش را بستانند. از دانش‌آموزان بازجویی می‌کنند و تعهد می‌گیرند و بعد به جای پاسخ‌گویی، به سناریوسازی و اعتراف گیری اجباری روی می‌آورند. علت مرگ معترضین را بیماری مادرزاد، خود کشی و گاز گرفتگی سگ جلوه می‌دهند، و جان کودکان و جوانان این سرزمین را در معرض گلوله قرار می‌دهند.

حاکمان، باید بدانند که جامعه‌ی معلمان ایران، این قساوت‌ها و سبوعیت را تحمل نمی‌کند و اعلام می‌دارد که ما از مردم هستیم و آن گلوله‌ها و ساچمه‌هایی که در خیابان‌ها به مردم می‌زنید، روح و جان ما را هدف قرار می‌دهد. نفس دانش‌آموز با نفس ما درهم آمیخته و ما نمی‌توانیم در میانه‌ی باروت و آتش و ساچمه، روی تخته سیاه تمرکز کنیم و برایمان مهم نباشد که حال فرزندان این سرزمین چگونه است. اگر مردم و جامعه فریاد می‌زند، ما هم بخشی از این فریاد و تظلم خواهی هستیم.

از همین رو شورای هماهنگی در حمایت از اعتراضات برحق مردم سراسر ایران، و در محکومیت کشتارها و سرکوب‌های هفته‌های گذشته و به‌ویژه در محکومیت کشتن و بازداشت‌ دانش‌آموزان و معلمان، کنش‌های اعتراضی زیر را به مردم ایران به ویژه و معلمان شریف کشور اعلام می‌‌دارد:

۱_ این شورا روزهای پنجشنبه ۲۸ و جمعه ۲۹ و شنبه‌۳۰ مهر را به یاد جانباختگان اعتراضات، عزای عمومی اعلام می‌کند.
در این روزها با سرکشی به خانواده‌ی جانباختگان، حضور بر سر مزار آن‌ها و پوشیدن نمادین لباس، مچ بند و دیگر پوشش‌های مشکی، مراتب همدردی و همبستگی خود با این خانواده‌های داغدیده اعلام می‌کنیم و روز شنبه همگی با لباس مشکی در مدرسه حاضرمی‌شویم.

۲_ شورای هماهنگی برای روز یکشنبه ۱ و دوشنبه‌ ۲ آبان تحصن اعلام می‌کند.
ما معلمان در این دو روز در مدارس حاضر می‌شویم، اما از حضور در کلاس‌های درس خود‌داری می‌کنیم.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران با برگزاری این تحصن‌ها، بار دیگر همراهی خود را با مردم اعلام و به حاکمیت اعلام می‌کند که خواسته‌های بنیادین معلمان به رسمیت شناختن حق اعتراض مردم، آزادی بدون قید و شرط تمامی دانش آموزان است و تا زمانی که دانش آموزان به مدرسه برنگردند و حاکمیت دست از کشتار مردم و کودکان برندارد و صدای به‌حق مردم را با گلوله جواب دهد، به اعتراضات خود ادامه می‌دهیم.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۲۷ مهر




گسترش اعتصاب‌ها در خوزستان؛ کارگران نیشکر هفت‌تپه دست از کار کشیدند

اعتصاب در نیشکر هفت تپه

همزمان با اعتراضات سراسری ایران که وارد ماه دوم شده است، روز سه‌شنبه گزارش‌ها از گسترش اعتصاب‌ها در صنایع مختلف حکایت دارد و کارگران نیشکر هفت‌تپه و گروهی از رانندگان تانکرهای حمل سوخت در آبادان، هر دو در استان خوزستان، به اعتصاب‌ها پیوسته‌اند.

همچنین گزارش‌ها از شروع اعتصاب توسط کارکنان کارگاه مرکزی مجتمع گازی پارس جنوبی حکایت دارد.

شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت در کانال تلگرامی خود نوشت: « گزارش رسیده از آبادان حاکی از آن است که امروز سه‌شنبه ۲۶ مهر رانندگان تانکرهای حمل سوخت دست به اعتصاب زده‌اند. این تانکرها که متعلق به بخش خصوصی و بخش پالایشگاهی هستند امروز مقابل گیت ۱۸ پالایشگاه آبادان (ایستگاه ۵ کوی قدس) با خودداری از دریافت بارنامه برای بارگیری بنزین یورو ۴ به مقصد جایگاههای سوخت کلانشهرهای کشور از ورود به پالایشگاه خودداری کرده و با خاموش کردن ماشین های خود در میدان گیت ۱۸ پالایشگاه راه ورودی را مسدود کرده‌اند.»

این شورا همچنین ویدئویی از این کامیون‌ها منتشر کرده است.

گروهی از کارگران شرکت توسعه نیشکر هفت‌تپه هم روز سه‌شنبه در پی فراخوانی از پیش اعلام‌شده در محوطه شرکت تجمع و اعتصاب کردند.

امروز کارگران هفت تپه آمدند تا شرافت را معنی کنند. اگر مدیریت شرکت بجای هفت میلیون 70میلیون( پول خریدن کارگران) به حساب شان واریز میکرد باز هم این مردان شریف اعتصاب می‌کردند.

اسماعیل بخشی، فعال کارگری در توییتی با اشاره به واریز ۷ میلیون تومان به حساب کارگران «برای خریدن آنها» نوشته است: «امروز کارگران هفت تپه آمدند تا شرافت را معنی کنند. اگر مدیریت شرکت بجای هفت میلیون ۷۰ میلیون (پول خریدن کارگران) به حساب‌شان واریز می‌کرد باز هم این مردان شریف اعتصاب می‌کردند.»

کانال تلگرامی کارگران هفت‌تپه که از این اعتصاب خبر داده از قول یکی از کارگران نوشته است: «با ۷ میلیون حواسمون پرت نمی‌شه. تجمع ادامه دارد.»

تا کنون اخباری از پیوستن گروه‌هایی از کارگران پتروشیمی عسلویه، بندرعباس، آبادان، بوشهر و پارس جنوبی به اعتصاب‌ها منتشر شده است.

معترضان در شبکه‌های اجتماعی در هفته‌های اخیر خواستار شروع اعتصاب برای فشار بر جمهوری اسلامی برای پایان خشونت علیه معترضان بوده‌اند.

«اتحادیه کارگران آزاد» بعد از شروع اعتراضات در بیانیه‌ای گفته بود که اگر سرکوب و خشونت توسط نیروهای امنیتی متوقف نشود، کارگران شروع به اعتصاب خواهند کرد.

کانال تلگرامی شورای سازمان‌دهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت با انتشار ویدیویی از اعتصاب گروهی از رانندگان تانکرهای سوخت در پالایشگاه آبادان خبر داد و گفت آنها «با خاموش کردن ماشین‌های خود در میدان گیت ۱۸ پالایشگاه راه ورودی را مسدود کرده‌اند.»
شماری از کاگران پتروشیمی بوشهر در عسلویه روز ۱۸ مهر وارد اعتصاب شدند و با شعارهای ضدحکومتی تظاهرات ردند.

در چهار سال گذشته هزاران حرکت صنفی در ایران شکل گرفته که بخشی از آنها مربوط به کارگران بخش نفت، گاز و پتروشیمی و همچنین کارگران هفته تپه بود. در آن اعتصاب‌ها درخواست های صنفی از جمله مساله حقوق و شفافیت در حوزه مالی مطرح می شد اما در اعتصاب های کنونی در صنایع پتروشیمی معترضان درخواست های سیاسی دارند.

او می گوید: «حداقل در بوشهر گفته می شود که ۶۰ درصد پتروشیمی این شهر در حال حاضر در دست سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح است و به همین دلیل جمهوری اسلامی یک نگاه ویژه و امنیتی بسیار شدیدی نسبت به این بخش ها دارد و با تفکیک کردن حوزه های کاری به کارگران رسمی و پیمانی می خواهد از به هم پیوستن یا هماهنگی میان کارگران جلوگیری کند.»

به گفته او در اعتصاب های بوشهر حداقل ۳۳ نفر بازداشت شدند که شماری از آنها بعدا آزاد شدند.

«امروز بیانیه هایی منتشر شد مبنی بر اینکه اعتصاب در فاز دو پالایشگاه آبادان، پتروشیمی بوشهر، عسلویه، نیشکر هفت تپه، و برخی از بخش های صنعت فولاد ادامه خواهد داشت.»




رفیق زرافشان در باره ی خیزش مردم و وظیفه ما!




آمار رسمی جان باختگان آتش سوزی زندان اوین به ۸ نفر رسید

مرکز رسانه قوه قضاییه صبح روز دوشنبه اعلام کرد چهار نفر دیگر از زندانیان زندان آتش سوزی زندان اوین که حالشان وخیم بود، عصر روز گذشته (یکشنبه ۲۴ مهر) علیرغم رسیدگی‌های پزشکی در گذشتند.

با احتساب فوت این چهار نفر مطابق آمار رسمی اعلام شده از سوی حکومت تعداد قربانیان حادثه ی آتش سوزی و انفجار شامگاه شنبه در زندان اوین به هشت نفر رسیده اند. قوه ی قضائیه اعلام کرده است همه ی افراد جان باخته از زندانیان بند جرایم مربوط به سرقت بوده‌اند.

گزارش مرکز رسانه قوه قضاییه می گوید ۶ نفر از مجروحان این حادثه همچنان در بیمارستان و تحت درمان و رسیدگی‌های پزشکی هستند و حال عمومی آنها مساعد و رو به بهبود است.

قوه قضائیه از اعلام اسامی جان باختگان این حادثه خودداری و گفته است هویت همه فوت‌شدگان به اطلاع خانواده آنها رسیده و متعاقب دستور قضایی، اسامی آنها به صورت عمومی نیز منتشر خواهد شد.

خبرگزاری هرانا، شب گذشته گزارش مشروحی در مورد آتش سوزی و تیراندازی شنبه شب از زندان اوین منتشر کرده است که در ادامه می اید:

با گذشت زمان اطلاعات جدیدی از اتفاقات رخ داده در زندان اوین منتشر شده است. شماری از زندانیان از اوین خارج شده اند که اطلاعاتی در خصوص انتقال تعدادی از آنان به زندان رجایی شهر وجود دارد. تعدادی از زندانیان هم که مورد هدف گلوله ساچمه ای و گلوله جنگی قرار گرفتند، بدون درمان به بند بازگردانده شدند. امروز آب و گاز اندرزگاه (بند) ۸ و بند زنان زندان اوین قطع بوده و غذای زندانیان توزیع نشده است. در مورد کشته و زخمی شدگان این واقعه اطلاع دقیقی در دست نیست.

بنابر آخرین اطلاعات دریافتی، امروز در بخش های عمده زندان اوین توزیع غذا صورت نگرفته است، مشخص نیست این امر یک اقدام تنبیهی از سوی مدیریت زندان است یا متاثر از آسیب دیدن تجهیزات و ظرفیت آشپزخانه زندان است.
همچنین از بند زنان زندان اوین امروز صدای شعار دادن و اعتراض شنیده شده است که به نظر می آید واکنشی به وقایع جاری در زندان اوین بوده است.

مسئله رسیدگی به زخمی ها به خصوص افرادی که بواسطه اصابت ساچمه مجروح شده اند از جمله مشکلات پزشکی ادامه دار است.

بهداری زندان ساچمه ها را از بدن زندانیان خارج نکرده است و صرفا به پانسمان سطحی اکتفا کرده است، این مسئله باعث نگرانی زندانیان مجروح شده است.

در پاسخ به اعتراض این زندانیان ضمن دعوت به صبوری، از سوی پرسنل زندان به آنها وعده داده شده است که با فاصله گرفتن از فضای امنیتی و افزایش ظرفیت بهداری، برای خارج کردن ساچمه ها مجدد فراخوانده می شوند.

دست کم سه تن از زندانیان سیاسی به نامهای امیرعباس آذرم وند، مهران کریمی و محمد خانی در ردیف زندانیانی هستند که بواسطه گلوله ساچمه ای آسیب دیده اند. همچنین یک منبع مطلع عنوان کرد که “از طریق یکی از همبندی های یاشار توحیدی، زندانی سیاسی مطلع شدیم او در رخدادهای شب گذشته بر اثر شلیک گلوله زخمی شده است اما از وضعیت او بی اطلاع هستیم.
”تعداد زیادی از زندانیان از جمله زندانیان سیاسی از بندهای خود خارج و به محل های نامعلومی منتقل شده اند، از جمله این افراد میتوان به رضا قلندری، امیرعباس آذرم وند، کسری بنی عامریان، آرش جوهری، مهدی رخ پرور، عادل گرجی، ابوالفضل نجات فرد، ایوب احراری، علی احراری، پوریا شهرابی، رضا سلمان زاده، صادق امیری، یاشار دارالشفا، کاوه دارالشفا، مجتبی توکلی، مسیب رئیسی، محمد ترکمان، یاشار توحیدی، میثم محمدی، وحید بنی عامریان، محمد ایران نژاد، محمد شریعت، سپهر امام جمعه، حمیدرضا محمودیان، مرتضی آهاری، مجید روشن نژاد، مهدی وفایی، مهدی اکبری، لقمان امین پور، اسماعیل گرامی، علی احراری، عماد شرقی (دوتابعیتی) اشاره کرد.

گفته می شود دست کم ۴۲ زندانی سیاسی به زندان رجایی شهر کرج منتقل شده اند با اینحال تا زمان تنظیم گزارش تنها هویت چند تن از آنان به نام های پویا قبادی، کاوه دارالشفایی، یاشار دارالشفایی، امیرعباس آذرم وند و آرش جوهری احراز شده است و مشخص نیست چه تعداد دیگری از اسامی مورد اشاره این گزارش در بین منتقل شدگان به زندان جدید هستند.
قوه قضاییه کماکان بر روایت خود مبنی بر شروع آتش سوزی تعمدی توسط زندانیان متهم به سرقت در بخش تولیدی اوین تاکید کرد. بر اساس آخرین آمار منتشره توسط این نهاد حداقل ۴ زندانی کشته و ۶۱ زندانی دیگر مجروح شده اند که حال ۴ تن از آنان وخیم گزارش شده است.

آخرین اطلاعات دریافتی هرانا روایت قوه قضاییه در خصوص درگیری بین زندانیان بعنوان نقطه شروع وقایع دیشب را رد می کند.
بررسی های هرانا نشان می دهد زندانیان اندکی پیش از شروع درگیری ها در هواخوری های اندرزگاه ۷ و ۸ اقدام به شعار دادن می کنند و پس از انتشار خبر سرکوب خشونت آمیز زندانیان اندرزگاه ۸، سایر اندرزگاه ها از جمله اندرزگاه ۷ و ۴ به اعتراض ها می پیوندند. نقطه اصلی خشونت ها اندرزگاه ۷ گزارش شده است.

بنابر گزارشات دریافتی، در اندرزگاه ۴ حدود ۳۰ گلوله اشک آور شلیک شده است و با بستن درها تا صبح زندانیان در چنین فضایی در حالی که غیر از حوله و ماسک های ساده وسیله ای برای محافظت از خود نداشتند نگهداری شده اند.

محمد حبیبی، جعفر ابراهیمی، رضا شهابی، حسن سعیدی، سعید مدنی، کیوان مهتدی و رسول بداقی از جمله زندانیان سیاسی محبوس در این اندرزگاه هستند.

نیروهای گارد برخلاف اندرزگاه ۴ برای به کنترل درآوردن شرایط اندرزگاه ۷ از نارنجک های دودزا و نورزا استفاده کردند، وضعیت زندانیان این بند به همین دلیل نامناسب تر از سایر زندانیان در بندهای دیگر گزارش شده است.

همچنین در حال حاضر تمام فعالیت های عادی زندان از جمله دسترسی به کتابخانه، هواخوری، آشپزخانه ها و فروشگاه لغو شده است.

کماکان تعداد زیادی از خانواده های نگران در انتظار تماس فرزندان خود و کسب خبر سلامتی آنان هستند. از جمله این زندانیان یاشار توحیدی است که علیرغم پیگیری خانواده و وکیل او تاکنون اطلاعی از سرنوشت این زندانی حاصل نشده است.

اخبار روز




اطلاعیۀ حزب تودۀ ایران دربارۀ فاجعه آتش سوزی در زندان اوین

اطلاعیۀ حزب تودۀ ایران دربارۀ فاجعۀ آتش سوزی در زندان اوین و خطر جدی ای که جان زندانیان سیاسی-عقیدتی میهن ما را تهدید می کند!

بر اساس گزارش های منتشر شده در شبکه های اجتماعی آتش سوزی بزرگی زندان اوین را فرا گرفته است. استاندار تهران در مصاحبه ای با صدا و سیمای ارتجاع که از پایگاه خبری “خبر آنلاین” پخش گردید مدعی شد “که داخل بندهای ۷ و ۸ شلوغ شده بود و مسئله اصلی ایجاد آتش سوزی توسط برخی زندانیان بود که نیروهای آتش نشانی آن را کنترل و مهار کردند. الان هم زندان و هم خیابان های اطرافش تحت کنترل است”

گزارش های مختلف خبر از درگیری های شدید در زندان اوین  و تیراندازی مزدوران رژیم به سوی زندانیان دربند می کند. توجه به این نکته ضروری است که شماری از زندانیان سیاسی و همچنین دستگیر شدگان اعتراض های مردمی اخیر در زندان اوین و خصوصا بند ۷ نگهداری می شوند. بر اساس گزارش های دیگری که بدست ما رسیده است عصر امروز چند نفر از زندانیان با خانوا‌ده‌های خود تماس گرفته‌ و گفته‌اند از دو شب پیش نیروهای امنیتی سعی در ایجاد رعب و وحشت در زندان اوین داشته‌اند و صدای تیراندازی شنیده شده است، به همین جهت بعد از این تماس خانواده‌ها مقابل زندان اوین می‌روند، اما نیروهای امنیتی از داخل زندان بیرون آمده و آنها را متفرق می‌کنند.

آتنا دائمی فعال مدنی که کمتر از یک سال پیش از زندان آزاد شده در توییتی نوشته است: «دیروز از زندان اوین بهم خبر دادند که سه تن از زندانیان به رجایی شهر منتقل شدند و یگان ویژه در بند ۷ مستقر شده و حیدر حیدر میگویند تا زندانیان را تحریک کنند و تعدادی از زندانیان سیاسی و عمومی هم با شعار پاسخ داده اند.»

در پی آتش سوزی و شنیده شدن صدای تیراندازی و حتی صداهایی مثل انفجار در زندان بسیاری به خصوص خانواده های زندانیان نگران حوادث داخل زندان هستند.

با گسترش اعتراض های مردمی رژیم جنایتکار ولایت فقیه هر روز دست به جنایت تازه ای می زند. از حمله به مدارس و ضرب و شتم نوجوانان تا تیراندازی مستقیم به مردم بیگناه و کشتار ده ها تن در زاهدان و بمباران مناطق اقلیم کردستان و کشته و مجروح کردن صدها تن از هم وطنان ما جنایتکاری حکومت خامنه ای را حد و مرزی نیست.

فراموش نکنیم که علی خامنه‌ای در پیامی که ۷ تیرماه ۱۴۰۱ در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد با اعتراف ضمنی به وضعیت فوق‌العاده بحرانی و خطرناک رژیم و یادآوری سال ۶۰،‌ یعنی سالی که حکومت جمهوری اسلامی در آن شماری بسیار از دگراندیشان و مبارزان راه آزادی و عدالت را قتل‌عام کرد،‌ از‌جمله گفت: “خدای سال ۶۰ همان خدای امسال است… ما در سال ۶۰ در مقابل این همه حادثه و شدت عمل توانستیم روی پای خودمان بایستیم و دشمن را نا امید کنیم و امروز هم می‌توانیم.”

مردم ما به تجربه دریافته اند که سران حکومت جمهوری اسلامی حاضرند به هر جنایتی برای حفظ حکومت ضدمردمی و ضد ملی شان دست بزنند. حزب تودۀ ایران همراه با همۀ نیروهای مترقی و آزادی خواه با نگرانی جدی تحولات ساعات اخیر و آتش سوزی در زندان اوین را دنبال می کند و معتقد است که جنایتکاران حاکم بر میهن ما می توانند با سازمان دهی این فاجعه هولناک جان صدها زندانی سیاسی و عقیدتی میهن ما را با خطرات جدی رو به رو کنند. باید با تمام توان در راه نجات جان زندانیان سیاسی اقدام کرد و اجازه نداد تا رژیم ولایت فقیه فاجعه هولناکی همچون قتل عام هزاران زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ را تکرار کند.

ما از نهادهای مسئول بین المللی و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستاریم که دولت ایران را موظف به قبول یک هیئت تحقیق مستقل در مورد حادثه امروز در زندان اوین و انتشار یافته های خود بکند. دولت ایران مسئول حفظ سلامتی تمامی زندانیان در بند می باشد.

حزب تودۀ ایران –  ۲۴ مهرماه




جهانی‌سازی آمریکایی و تحمیل جنگ جدید برای پاک کردن بدهی ملی آمریکا

مصاحبۀ گنادی زیوگانوف، صدر کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست، رئیس فراکسیون حزب در دومای دولتی فدراسیون روسیه با مطبوعات آزاد

ا. م. شیری

روز ۱۶ اکتبر، بیستمین کنگرۀ حزب کمونیست چین به ریاست شی جین پینگ، دبیر کل کمیتۀ مرکزی حزب در پکن افتتاح شد. خبرگزاری دولتی شین هووا قبلا گزارش داده بود که این مجمع زیر «پرچم بزرگ سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی»، ایده‌های مائو تسه تونگ و تئوری‌های دنگ شیائوپینگ برگزار می‌شود.

مطبوعات آزاد- کنگره‌های حزبی در چین به طور سنتی هر پنج سال یکبار برگزار می‌شود. در پاییز ۲۰۱۸، بستۀ بزرگی از اصلاحات در قانون اساسی این کشور، از جمله مقرراتی برای لغو محدودیت دورۀ ریاست جمهوری چین در مجمع حزبی به تصویب رسید. اعتقاد بر این است که در طول کنگرۀ فعلی، ممکن است شی جین پینگ نامزدی خود را برای سومین دوره اعلام کند- لازم به یادآوری است که وی از سال ۲۰۱۳ مقام رئیس جمهوری خلق چین را بر عهده دارد.

گنادی زیوگانوف، رهبر حزب کمونیست فدراسیون روسیه در مورد اینکه بزرگترین انجمن حزبی چین برای خود کشور بزرگ چین، برای روسیه و کل جهان به چه معناست، صحبت می‌کند.

گنادی زیوگانوف می‌گوید: کنگره کنونی حزب کمونیست چین یک رویداد در مقیاس جهان است. من اطمینان کامل دارم که توجه همۀ دولتمردان و سیاستمداران به این مجمع جلب شده است. علاوه بر این، در شرایط بحران ساختاری سرمایه‌داری، زمانی که جهان به سرعت در حال تغییر و تحول است، فروپاشی جهانی‌سازی به سبک آمریکایی رخ می‌دهد.

سرمایه‌داری ماهیت تهاجمی خود را نشان می‌دهد: خطرات جدیدی در کرۀ زمین ایجاد می‌کند. آمریکا به تقویت مشی نظامی‌گری مشغول است. این را می‌توان امروز در تجاوز وحشیانۀ آمریکایی‌ها به همراه ناتو به اوکراین مشاهده کرد. به طور کلی، توانمندی‌های ناتو در حال گسترش است و اتحادیه‌های نظامی جدید شکل گرفته است.

در چنین شرایطی، برای کشورهای ما، روسیه و چین، و احزاب کمونیست ما نه تنها گسترش گفتگو، بلکه تقویت روابط در همه زمینه‌ها مهم است.

یادآوری می‌کنم که حزب کمونیست فدراسیون روسیه روابط بسیار نزدیکی با حزب کمونیست چین دارد. آن‌ها تاریخ عمیقی دارند. سال گذشته جشن صدمین سالگرد حزب کمونیست چین برگزار گردید. یک قرن از تجمع گروه کوچکی از علاقه‌مندان در نخستین کنگرۀ کمونیست در شانگهای می‌گذرد. در این دوره، حزب کمونیست چین مسیر بزرگی را طی کرده و به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته است.

خلق چین در طول سال‌های مبارزات انقلابی، دگرگونی‌ها و اصلاحات، از چندپارگی فئودالی و انشعاب عمیق درونی به عالی‌ترین دستاوردهای نظام سوسیالیستی گذر کردند. این دستاوردها بر شالودۀ محکم اندیشه‌های مارکسیسم-لنینیسم و ​​سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی استوار است.

در مدت زمان کوتاهی- با معیارهای تاریخی- جهش قدرتمندی در جهت ایجاد صنایع پیشرفته و افزایش شاخص‌های زندگی مردم به وقوع پیوسته است. این واقعیت که چین طی این سال‌ها بر فقر غلبه کرده و توانسته است تقریباً ۸۰۰ میلیون نفر را از فقر نجات دهد، نشان دهندۀ نتایج برجستۀ سیاست‌های این کشور است.

من در پکن در مجمع احزاب سیاسی چین و آسیای مرکزی شرکت داشتم. در آن، همۀ رهبران در سخنرانی‌های خود به شایستگی حزب کمونیست چین در مبارزه با فقر اشاره کردند. همزمان برنامۀ نوسازی گسترده در کشور اجرا می‌شود و پیشرفته‌ترین فن‌آوری‌ها در حال تسلط هستند.

چین به چنان قدرت فضایی و هسته‌ای تبدیل شده که آهنگ و سرعت توسعۀ کل سیاره را تعیین می‌کند. این چین بود که در طول ۴۰ سال گذشته، بالاترین نرخ توسعۀ اقتصادی را در جهان نشان داد- به طور متوسط ​​۱۰٪ از تولید ناخالص داخلی در سال. و امروز، پیشران چین، در واقع، جهان را از یک بحران ساختاری جدید بیرون می‌کشد.

هرگز از یادآوری این واقعیت خسته نمی‌شوم، که دو بحران ساختاری قبلی به جنگ‌های جهانی ختم شدند. اکتبر کبیر و نوسازی لنینی- استالینی جهان را از بحران اول، و پیروزی بزرگ ما و ایجاد توازن موشکی هسته‌ای توسط کشور اتحاد شوروی از بحران دوم خارج کرد. تأکید می‌کنم که این برابری حتی امروز هم از کشور ما محافظت می‌کند.

اما برگردیم به چین. طی ۱۰ سال گذشته، با روی کار آمدن شی جین پینگ به رهبری حزب کمونیست، این کشور به تغییرات کیفی در زندگی مردم دست یافته است. توجه داشته باشید که من با همۀ رهبران چین دیدار کرده‌ام و کتاب سه جلدی دنگ شیائوپینگ، به ویژه جلد سوم او را: «اصلاحات چگونه باید انجام شود»، به دقت مطالعه کرده‌ام.

این کتاب می‌تواند به یک کتاب مرجع برای بسیاری از رهبران تبدیل شود. همچنین لازم به ذکر می‌دانم که خود شی جین پینگ چهار جلد کتاب در زمینۀ «هنر مدیریت» منتشر کرده است. در این اثر، او ایدۀ سرنوشت جمعی بشریت را تدوین نموده است. ضمناً ایشان در سفر خود به کشور ما بلافاصله پس از انتخابش به عنوان دبیر کل کمیته مرکزی حزب کمونیست چین، اولین بار آن را بیان کردند.

مطبوعات آزاد- چگونه این اتفاق افتاد؟

زیوگانوف- شی جین پینگ در سال ۲۰۱۳ با دانشجویان دانشکدۀ دولتی روابط بین‌الملل مسکو صحبت کرد. او به صراحت اعلام کرد که در این جهان، همۀ کشورها به هم پیوسته‌اند و بیش از هر زمان دیگری با یکدیگر همبسته هستند. و این واقعیت است که بشریت به تدریج به یک اجتماع دارای سرنوشت مشترک تبدیل می‌شود.

این، یک ایدۀ به شدت جذاب است و به «خودگردانی» و استقلال هیچ‌کس تعدی نمی‌کند. بلکه، با در نظر گرفتن سنت‌ها، زبان‌ها و باورهای مختلف، ایجاد دنیای جدیدی را پیشنهاد می‌کند. دنیایی که سرنوشت آن در دست همۀ کشورها باشد؛ در آن کشورها قواعد بین دولتی را با هم بنویسند؛ در آن مسائل جهانی شدن با هم بررسی شود و نتایج توسعه در دسترس همگان قرار گیرد.

شی جین پینگ این ایده‌ها را طی سخنرانی خود در مقر سازمان ملل متحد در ژنو در ژانویۀ ۲۰۱۷ مورد تأکید قرار داد. سپس آن‌ها در نوزدهمین کنگرۀ حزب کمونیست چین به طور کامل توسعه یافتند. و من مطمئنم که در طول کنگرۀ بیستم باز هم توسعه خواهند یافت.

مطبوعات آزاد- این ایده‌ها به روسیه ربط دارند؟

زیوگانوف- آن‌ها برای کشور ما، هر روز بیشتر از روز پیش مرتبط می‌شوند. رئیس جمهور پوتین در اکتبر ۲۰۲۱ در مجمع اقتصادی والدای به خبرنگاران گفت که مدل موجود سرمایه‌داری خود را فرسوده کرده است. ادامۀ این مسیر ممکن نیست. بنای زندگی شایسته برای همۀ مردم بر شالودۀ اساساً جدید ضرورت دارد و باید روی دغدغه‌ها و نیازهای انسان تمرکز کرد.

شی جین پینگ کل سیاست خود را بر روی این اصل بنا کرده است: «انسان باید در مرکز قرار گیرد، هدف اصلی، انسان است، فضیلت بی‌کس نخواهد ماند». این، موضع شی جین پینگ را به طور کامل منعکس می‌کند. آخرین ایده در دوران باستان توسط کنفوسیوس بیان شد و اکنون شی جین پینگ آن را به طور کامل مجسم می‌سازد.

همانطور که کارل مارکس نوشت، ایده‌ها زمانی که توسط توده‌ها جذب شوند، به نیروی مادی تبدیل می‌شوند. و امروزه ایدۀ یک زندگی شایستۀ انسانی، سازماندهی یک زندگی صلح‌آمیز بر روی کرۀ زمین، روز به روز دامنۀ گسترده‌تری پیدا می‌کند.

تصادفی نیست سه مجمعی که بطور همزمان در آستانه برگزار می‌شود، در آن کشورهای حوزۀ آوراسیا برای ایجاد نظم جدید- در واقع، نظم مخالف تهاجم جهانی کوشش می‌کنند.

مطبوعات آزاد- جوهرۀ برخورد این جهان‌بینی‌ها چیست؟

زیوگانوف- جهانی‌سازی به سبک آمریکایی، جنگ جدیدی را که برای پاک کردن بدهی ملی هنگفت ایالات متحدۀ آمریکا طراحی شده، تحمیل می‌کند. آن‌ها به اوکراین به عنوان سکوی پرشی بمنظور ایجاد مشکلات برای روسیه و برای به خون کشیدن اروپا نیاز دارند.

علاوه بر این، آمریکایی‌ها از ارتکاب هیچ جنایتی فروگذاری نمی‌کنند، نه با انفجار نورد استریم، نه با تخریب اقتصاد آلمان و نه با تحریکات تروریستی علیه کشور ما- از قتل داشا دوگینا تا انفجار پل کریمه و گلوله‌باران مناطق مسکونی بلگورود که انجام می‌دهند!

حزب کمونیست چین نمونه‌ای از اصلاحات سازنده در این زمینه است.

مطبوعات آزاد- آیا در مورد موضوعات مورد بحث در کنگرۀ حزب کمونیست چین با مطبوعات مصاحبه خواهید کرد؟

زیوگانوف- بله، در آستانۀ کنگره، من با بزرگترین رسانۀ چینی مصاحبه‌های طولانی انجام داده‌ام و در مورد این رویداد تاریخی در مطبوعات خود نیز به تفصیل اظهار نظر خواهم کرد. توجه داشته باشید که از ابتدای دهۀ ۱۹۹۰، من به طور منظم، هر ۲-۳ سال یکبار، از چین بازدید کرده‌ام. با همۀ رهبران آن- زیانگ زمین، هو جین تائو و شی جین پینگ زمانی که هنوز شهردار شانگهای بود، ملاقات و مذاکره کرده‌ام.

ما یک تفاهم‌نامۀ همکاری بین حزب کمونیست فدراسیون روسیه و حزب کمونیست چین و همچنین تعدادی توافقنامه امضاء کرده‌ایم. این اسناد مبنای کار مشترک قرار گرفت. هیأت‌های ما از چین بازدید کردند؛ در آنجا آموزش دیدند؛ مطالعه کردند؛ با تجربه منحصر به فرد اصلاحات و تحولات آشنا شدند. این تعامل قبل از هر چیز از طریق انجمن دوستی روسیه و چین که توسط معاون اول حزب، ایوان ملنیکوف رهبری می‌شود، انجام گرفت.

معاون دیگر حزب، دیمیتری نویکوف، به طور مرتب از چین بازدید می‌کند و در دانشگاه‌های چین سخنرانی می‌کند. رفقا و همکاران دیگرم: کاشین، خاریتونوف، ساوتسکایا، کالامیتسوف، آفونین، کلاشنیکوف، ایزاکوف از نزدیک در سمت چین کاری می‌کنند.

ناگفته نماند که ویتنام، کوبا، لائوس و کره دموکراتیک نیز در کنار چین نقش بزرگی در تقویت سیاست توسعۀ اجتماعی ایفاء می‌کنند. آنها مهمترین مأموریت‌ها را در راستای استقرار اصول سوسیالیسم و ​​توسعۀ مستقل انجام می‌دهند. همۀ این‌ها به گنجینۀ مشترک کار صلح‌آمیز و خلاقانه- به نام آینده همۀ بشریت افزوده می‌شود.

۲۵ مهر-میزان ۱۴۰۲

منابع:

وب‌سایت حزب کمونیست فدراسیون روسیه




مترسک سازمان ملل متحد-و تناسخ بابل

یوری باریسوف (YURI BORISOV)

ا. م. شیری

سازماندهی «رأی‌گیری جهانی علیه روسیه» توسط ایالات متحدۀ آمریکا خبر از چه می‌دهد؟

چنین حقی به هیچ کس در جهان داده نشده است که ارادۀ خود را به دیگران دیکته کند. بویژه اینکه، بدون توضیح معنای «مواعیظ» خود، وقیحانه دیکته کند. و این هم یک «موعظه» از واعظ «حقیقت در بالاترین جایگاه»:

بایدن، رئیس جمهور آمریکا گفت: «جهان با رأی‌گیری در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نشان داد، که متحدتر و مصمم‌تر از هر زمان دیگری است که روسیه را به خاطر تخلفاتش پاسخگو کند».

رئیس جمهور آمریکا افزود: «خطرات این درگیری برای همه واضح است و جهان در پاسخ به آن هشدار روشنی داد: روسیه نمی‌تواند یک کشور مستقل را از نقشۀ جهان حذف کند. روسیه نمی‌تواند با زور مرزها را تغییر دهد. روسیه نمی‌تواند خاک کشور دیگری را به عنوان قلمرو خود تصرف کند».

بایدن از چه صحبت می‌کند؟ «رأی جهانی علیه روسیه» که توسط آمریکایی‌ها در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۲ اکتبر تقلب شد، توسط سازمان‌دهندگان آن به عنوان نقطۀ شروع بزرگترین «عملیات ویژه» تلقی می‌شود. اکنون نتیجۀ رأی‌گیری توسط غرب برای اخراج کامل روسیه از این سازمان بین‌المللی، از جمله، برای سلب حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد استفاده خواهد شد. یا به الغای حق وتو، که غرب جمعی در چارچوب سازمان ملل متحد یک «ماشین رأی» بی دردسر برای منافع خود تشکیل داده است، مطلقاً نیازی ندارد.

این کار به این منظور انجام می‌شود که غرب در نظر دارد یک مکانیزم «قانونی» به دست بگیرد که ظاهراً به بالاترین مجموعۀ حقوق بین‌الملل شباهت دارد و بواسطۀ آن می‌تواند سرنوشت هر کشور مفروض را با اکثریت سادۀ آراء کشورهای تحت کنترل آمریکا تعیین کند یا «بنام سازمان ملل متحد» به آن اعلام جنگ نماید.

این، یک کار ساده نیست. اما غرب، علیرغم اینکه موانع زیادی بر سر راه این اقدام وجود دارد، برای حل آن سعی خواهد کرد. اولین آن‌ها منشور سازمان ملل متحد است که هیچ مکانیزمی برای سلب اختیارات روسیه، از جمله، حق وتو در آن پیش‌بینی نشده است. با این حال، چکه‌های آب سنگ را سوراخ می‌کند و غرب مدام در این مسیر قدم برمی‌دارد. و این یکی از آخرین قدم‌هاست.

۲۶ آوریل سال ۲۰۲۲ نمایندگان هفتاد و ششمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد به ابتکار لیختن‌اشتاین قطعنامه‌ای را تصویب کردند که در آن گفته می‌شود: «مجمع عمومی مقرر می‌دارد که رئیس مجمع عمومی موظف است ظرف ۱۰ روز کاری پس از اعمال حق وتو توسط یک یا چند عضو از اعضای دائم شورای امنیت، جلسۀ رسمی برای بحث در مورد وضعیت وتو تشکیل دهد مشروط بر اینکه مجمع عمومی در همین مورد جلسۀ فوق‌العاده تشکیل ندهد».

اگرچه این قطعنامه بر اختیارات اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل در استفاده از حق وتو تأثیر نمی‌گذارد، اما حرکتی است در جهت منافع غرب برای برچیدن بنیان سازمان ملل متحد! بنیان‌کنی گسترش و عمق خواهد یافت. غرب اکنون به این نتیجه رسیده است، که سازمان ملل متحد که در سال ۱۹۴۵ تأسیس شد، دیگر «با ارادۀ مردم جهان مطابقت ندارد». بر این اساس، لیختن‌اشتاین یا ترینیداد و توباگو، از طرف ایالات متحدۀ آمریکا خواستار «اصلاحات بنیادی» می‌شوند تا ماشین رأی آمریکایی با ظرفیت کامل راه‌اندازی شود و سلطۀ غرب تحت پوشش ساختگی سازمان ملل ادامه یابد.

همۀ این‌ها پیشتر، از جمله برای کشور ما اتفاق افتاده است. در اوایل دهه ۱۹۵۰، رهبری اتحاد شوروی خرابکاری‌های غرب علیه سازمان ملل متحد را که قصد داشت این بزرگترین سازمان بین‌المللی را تحت کنترل کامل خود دربیاورد، محکوم کرد.

از گفتگوی یوسف ویساریونویچ استالین با خبرنگار روزنامۀ پراودا بتاریخ ۱۷ فوریه ۱۹۵۱: «سازمان ملل متحد که به عنوان سنگر صلح تأسیس شده، در حال تبدیل شدن به یک سلاح جنگی، به ابزاری برای آغاز یک جنگ جهانی جدید است. هستۀ متجاوز سازمان ملل از ده کشور عضو پیمان متجاوز آتلانتیک شمالی (ایالات متحدۀ آمریکا، انگلیس، فرانسه، کانادا، بلژیک، هلند، لوکزامبورگ، دانمارک، نروژ و ایسلند) و بیست کشور آمریکای لاتین (آرژانتین، برزیل، بولیوی، شیلی، کلمبیا، کاستاریکا، کوبا، جمهوری دومینیکن، اکوادور، السالوادور، گواتمالا، هائیتی، هندوراس، مکزیک، نیکاراگوئه، پاناما، پاراگوئه، پرو، اروگوئه و ونزوئلا) تشکیل شده است. نمایندگان این کشورها اکنون در حال تصمیم‌گیری دربارۀ سرنوشت جنگ و صلح در سازمان ملل متحد هستند. آن‌ها بودند که در سازمان ملل متحد تصمیم ننگین در بارۀ تجاوزگری جمهوری خلق چین گرفتند.

مشخصۀ نظم کنونی در سازمان ملل این است که مثلاً جمهوری کوچک دومینیکن در آمریکا، با تقریباً دو میلیون نفر جمعیت، اکنون در سازمان ملل متحد وزنی برابر با هند دارد و وزن آن بسیار بیشتر از جمهوری خلق چین است که از حق رأی در آن سازمان محروم شده است.

به این ترتیب، سازمان ملل متحد با تبدیل شدن به ابزار جنگ تهاجمی، دیگر یک سازمان جهانی متشکل از ملل با حقوق مساوی نیست. در واقعیت امر، امروز سازمان ملل متحد بیش از اینکه یک سازمان جهانی باشد، یک سازمان آمریکایی است و به دستور متجاوزان آمریکایی عمل می‌کند. نه تنها ایالات متحدۀ آمریکا و کانادا برای راه انداختن یک جنگ جدید تلاش می‌کنند، حتی بیست کشور آمریکای لاتین نیز برای اینکه فئودال‌ها و بازرگانان آن‌ها برای فروش کالا تشنۀ یک جنگ جدید در جایی در اروپا یا آسیا هستند، در این مسیر حرکت می‌کنند تا بحساب فروش کالا به کشورهای متخاصم با قیمت‌های فوق‌العاده بالا، از این تجارت خونین میلیون‌ها درآمد کسب کنند. این واقعیت بر کسی پوشیده نیست که نمایندگان بیست کشور آمریکای لاتین اکنون مطیع‌ترین و متحدترین ارتش ایالات متحدۀ آمریکا در سازمان ملل هستند.

بدین ترتیب، سازمان ملل در حال گام برداشتن در مسیر بی‌شکوه جامعه ملل است. از این رو، اقتدار اخلاقی خود را دفن می‌کند و خود را به فروپاشی محکوم می‌کند».

استالین درست و دقیق دید. حداکثر چیزی که غرب مدرن می‌تواند در تلاش برای تکرار ماجراجویی بیش از ۷۰ سال پیش به دست آورد، بازگرداندن سازمان ملل متحد به الگوی جامعه ملل قبل از جنگ است، که نتیجۀ آن سیاست، جنگ جهانی دوم بود.

آیا غرب برای آغاز جنگ جهانی سوم عجله دارد؟ از دادن پاسخ خودداری می‌کنیم.

بر اساس کتاب عهد عتیق دانیال نبی، در جشن پادشاه بلشصر بابل، اندکی پیش از سقوط بابل، نوشته‌های آتشین بر دیوار ظاهر شد: «منا، ثقیل، فرسین». دانیال نبی معنی آن نوشته‌ها را برای پادشاه آشکار کرد: «منا- خدا روزهای پادشاهی تو را شمرده و به آن پایان داده است. ثقیل- خدا تو را در ترازوی خود وزن کرده و بسیار سبک یافته است. فرسین- مملکت تو را تقسیم خواهد کرد به مادها و پارس‌ها خواهد داد».

بابل نیز قبل از نابودی، خود را مرکز جهان تصور می‌‌کرد…

پرسشی برای اندیشیدن

نخستین سؤالی که به دنبال رأی‌گیری علیه فدراسیون روسیه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به ابتکار شاهزاده‌نشین لیختن‌اشتاین با ۱۶۰ کیلومتر مربع وسعت و ۳۷ هزار نفر جمعیت به ذهن می‌رسد، این است:

چرا مجمع عمومی سازمان ملل متحد به ابتکار همین شاهزاده‌نشین یا دیگر مشابهان آن حتی قطعنامه‌ در محکومیت امپریالیسم آمریکا، که سر به سر تاریخش را در جنگ علیه بشریت به سر برده؛ مرتکب قتل‌عام، نسل‌کشی و کشتارهای میلیونی گردیده؛ در ده‌ها کشور جهان کودتای خونین ضدملی انجام داده و یا در همین تاریخ نزدیک، به کشورهای زیادی، از جمله، به یوگسلاوی، سودان، سومالی، افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، یمن و تعدادی دیگر حمله برده؛ آن‌ها را اشغال و ویران نموده؛ به آشوب و هرج و مرج کشیده و تعدادی از آن‌ها را تجزیه و تقسیم کرده است، تصویب نکرده‌ است؟

۲۴ مهر-میزان ۱۴۰۲




قالب‌بندی شعور به واسطۀ شبکه‌های اجتماعی

آگنیا کرنگل (Agniya KRENGEL)

ا. م. شیری

ترکیب اطلاعات در حال گردش در شبکۀ فیسبوک را دفتر تحقیقات فدرال (FBI) تعیین می‌کند

فدرالیست می‌نویسد: «آمریکا دسترسی شهروندان خود به اطلاعات در اینترنت را به دقت تنظیم می‌کند. مقامات فدرال در تبانی با صاحبان شبکه‌های اجتماعی، هر چیزی را که کاربران می‌بینند، می‌شنوند، می‌خوانند، کنترل می‌کنند». نویسندۀ مقاله، جوی پولمن، تصریح می‌کند که «ترور اطلاعاتی، عاقبت اجتناب‌ناپذیر دولت‌های پلیسی است».

یکی از مقامات سازمان ملل متحد طی مصاحبه‌ای که در شبکه‌های اجتماعی انتشار ویروسی نامیده شد، اذعان کرد که سازمان او «با گوگل همکاری می‌کند» تا موتور جستجوی پیشرو جهان را برای «تغییر آب و هوا» تنظیم نماید (مطمئنا نه تنها در مورد این تقاضا). و معلوم می‌شود که «نظر خود» کاربر از ده‌ یا بیست پاسخ نشان داده شده در صفحات اول یا دوم جستجو شکل گرفته است. گوگل ۸۱ درصد از جستجوهای اینترنتی و همراه با فیسبوک، سه چهارم ترافیک جهان را کنترل می‌کند. توییتر از نظر ترافیک متوسط ​​است، اما در عین حال، بسیار تأثیرگذار است.

با کمک این بزمجۀ اطلاعاتی، می‌توان بیشتر داده‌هایی نامطلوب برای «بالا» را بدون اینکه به کاربران اجازه درک داده شود، جذب کرد و یک دیدگاه از پیش تعیین شده در مورد هر چیز یا هر کسی را شکل داد. بر این اساس، شعور یک فرد و توده‌های بزرگ انسانی در اختیار کسانی قرار می‌گیرد که جریان اطلاعات را کنترل می‌کنند. فیسبوک، یوتیوب، اینستاگرام، لینکدین، توییتر و دیگر «مدافعان آزادی بیان» در این پردازش نقش ایفا می‌کنند.

در غرب صحبت‌های زیادی در بارۀ محدودیت‌ شهروندان روسیه و چین برای دسترسی به اطلاعات می‌شود. آری، چین اجازه نمی‌دهد گوگل یا فیسبوک از سپر طلایی‌اش عبور کند. اما غرب نمی‌خواهد بپذیرد که شبکه‌های اجتماعی و موتورهای جستجوی آمریکایی مدت‌هاست به انحصارات تبدیل شده‌اند. آن‌ها در انتخابات مداخله می‌کنند و با پنهان کردن اطلاعات نامطلوب برای ایالات متحدۀ آمریکا، اطلاعات مورد نیاز برای آن را در صفحه اول، در جایی که بلافاصله توجه خواننده را جلب کند، برجسته می‌کنند.

زمانی مارک زاکربرگ صدها میلیون دلار برای فعالان حزب دموکرات آمریکا هزینه کرد تا وارد کمیسیون‌ انتخابات دولتی در سال ۲۰۲۲ شوند. صاحب یکی از قدرتمندترین شبکه‌های اجتماعی طی یک ویدیوی خود اعتراف کرد که این دفتر تحقیقات فدرال است که تصمیم می‌گیرد کاربران چه اطلاعاتی را در فیسبوک با یکدیگر به اشتراک بگذارند [دارندگی و برازندگی! زاکربرگ پول دارد و میلیون‌ها دلار برای شکل‌دهی شعور هزینه می‌کند. مثل منِ آسمان جل نیست، که یک حرف از هزار حرف حق‌اش به گوش کسی نرود. م].

افشاگری‌های زاکربرگ فقط نوک کوه یخ است. دفتر تحقیقات فدرال و دیگر سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا نیازی به فیلتر کردن داده‌های فیس‌بوک ندارند. زیرا می‌دانند که خود شبکه‌های اجتماعی از جلب رضایت «مسئولان» عاجز نیستند. مقامات آزادند انتخاب کنند که چه چیزی در فعالیت‌هایشان عمومی بشود، چه چیزی نشود. می‌توان در مورد «تبانی پوتین و ترامپ» در وب موش دوانید و یا می‌‌توان هزاران خبر جعلی در مورد «جنایت‌های مهاجمان روس در سرزمین‌های اشغالی» منتشر کرد و در مورد «بوچا» افسانه‌ها ساخت. شبکه‌های اجتماعی ابزارهای چند منظوره هستند.

دفتر تحقیقات فدرال در سطح دولتی در انتخابات مداخله می‌کند و نامزدها را به دلیل عقاید سیاسی‌شان تحت تعقیب قرار می‌دهد. حتی خانۀ رئیس جمهور سابق را به اتهامات مضحک بازرسی کرد. امیلی فینلی در مقالۀ خود تحت عنوان «دموکراسی از نخبگان و برای نخبگان» می‌نویسد: «سخنرانی پرزیدنت بایدن در اول سپتامبر در فیلادلفیا در خصوص «وحدت»، نمونۀ بارز سردرگمی پیرامون چیستی دموکراسی است… عبارت تهدید دموکراسی آمریکایی این روزها به قدری رایج شده که معنایش را از دست داده است و تنها ایدئولوژی مسلط را در بر می‌گیرد- ایدئولوژی آنقدر فراگیر شده است که دیگر مورد توجه قرار نمی‌گیرد. آن، مانند هوایی است که ما تنفس می‌کنیم».

امیلی فینلی ادامه می‌دهد: این تفسیر سست و آرمان‌گرایانه از حکومت مردمی، افراد عادی را تحقیر می‌کند و اهرم‌های قدرت را در کادر به اصطلاح متخصص قرار می‌دهد، که با دقت انتخاب شده‌اند. در چارچوب این ایدئولوژی، مفاهیم «دموکراسی» و «مردم» تنها یک پوشش بلاغی برای ارادۀ نخبگان است. فقط به سانسور «اطلاعات غلط» در شبکه‌های اجتماعی در حمایت از «دموکراسی» و «آزادی بیان» توجه کنید. چگونه است که سانسور به حمایت از آزادی بیان تظاهر می‌کند؟ اما این از خیلی وقت پیش معلوم بود…

الکسی دو توکویل پیش‌بینی کرد که دیر یا زود حکومت واقعی مردمی در آمریکا با «قدرت نامحدود دولت قیوم» جایگزین خواهد شد. او معتقد بود که مردم این قیمومیت را تحمل خواهند کرد. زیرا، متقاعد می‌شوند که «انتهای زنجیر» در دست آن‌هاست. «استبدادهای نرم» امروزی در حال تغییر ساختار جمهوری ما هستند. اما، همچنان از واژگان دموکراتیک استفاده می‌کنند. آیا راه بهتری برای خنثی کردن ناراضی‌ها غیر از اینکه آن‌ها را «تهدیدی برای دموکراسی ما» اعلام کنیم، وجود دارد؟ این یا آن واژگان نیز ابزاری برای دستکاری شعور است.

راه‌های زیادی برای خنثی کردن مخالفان سیاست «استادان گفتمان»، از اتهامات ساختگی گرفته تا نظارت غیرقانونی توسط دفتر تحقیقات فدرال «با بهترین انگیزه‌ها» وجود دارد. دولت بایدن اعلام کرد که هرگونه مخالفت با سیاست‌هایش را «تروریسم داخلی» تلقی خواهد کرد. اعلان جنگ علیه «تروریست‌های داخلی»، اختیارات نهادهای فدرال را برای پیگرد قانونی شهروندانی که ظاهراً «تهدیدی برای امنیت ملی شمرده می‌شوند»، تا بی‌نهایت گسترش می‌دهد.

ترور عاقبت دولت‌های پلیسی است. ایده‌های «بازسازی بزرگ» در برابر چشمان تمام جهان تحقق می‌یابد. برای انجام این کار، کافی است از شبکه‌های اجتماعی به‌مثابه بلندگوهای «عقاید مردمی» که بر اساس الگوهای تأمین منافع مقامات شکل گرفته‌اند، استفاده کنیم. در شرایط کنترل شدید اطلاعات، انتخابات آزاد به یک داستان تخیلی تبدیل می‌شود. و شهروندان حتی به بحث در این مورد که آیا دادن چنین اختیاراتی به خدمات فدرال ارزش دارد یا خیر، مجاز نیستند.

آیا آمریکایی‌ها زمانی خواهند فهمید که در یک دولت توتالیتر، الگویی که غرب برای چندین دهه از آن ترسیده است و آزادتر از «چین کمونیستی» نیست، زندگی می‌کنند؟ (گذشته از اینکه چین واقعی شباهتی به آن تصویر ندارد که ارائه می‌دهند). اگر همه چیز در همان محدودۀ تعریف شده توسط غول‌های اطلاعاتی باقی بماند، با قطعیت می‌‌‌توان گفت: نه، آنها متوجه نخواهند شد! ***

۲۲ مهر-میزان ۱۴۰۱