وزارت اطلاعات «هیئت مرگ»؛ با تکاپوی روسای سه قوه

هنوز ساعتی از اعلامیۀ تهدید آمیز وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی که خبر از دستگیری «لیدر»های اعتراض ها و «دستاوردهای» خود در «جمع کردن اغتشاشات» می داد نگذشته بود که در برابر چشمان نگران وزارت سرکوب و مقامات ارشد جمهوری اسلامی، مردم میهن ما روزی را رقم زدند که بدون تردید در تاریخ مبارزات دلیرانۀ و جان به لب رسیده به یادگار خواهد ماند….

امروز یکشنبه اعتراض های مردمی همچنان ادامه داشت، با تحصن و تظاهرات در ۱۱۰ دانشگاه کشور، با پیوستن دانشجویان به مردم در خیابان ها بعدهای تازه و بی سابقه ای به خود گرفته است.حریقی که با اعتراض به قتل مهسا امینی جرقه خورد، به احترام او خیزش همبستگی در میهنمان گردید و امروز پایه های رژیم را به لرزه انداخته است.
شهرهای کردنشین یکپارچه اعتصاب کردند. حرکت‌های اعتراضی در شهرهای مختلف با جلوه‌هایی فراموش نشدنی از شرکت فعال زنان همراه بود. روسری‌های برداشته شده و رقصان در هوا از تصویرهای تکرار شونده در دانشگاه و خیابان بود.
در این ارتباط، روسای سه قوه از دستگاه‌های سرکوبگر خواسته‌اند برای امنیت جامعه فعال شوند. قالیباف با فرافکنی در مجلس مسئله مردم را اقتصاد خواند. وکیل خانواده مهسا گفت لباس عوامل بازداشت او دوربین داشت. اعتصاب‌ کامیون‌داران در اصفهان شروع شد. به امید این که کارگران و زحمتکشان به عنوان ستون فقرات جنبش به گام به پیش بردارند.
به گزارش دویچه وله،شامگاه شنبه و در پایان روز همبستگی جهانی با معترضان داخل کشور، روسای سه قوه نشستی تشکیل دادند. رئیسی، قالیباف و محسنی‌اژه‌ای در این جلسه خواهان تشریح “توطئه‌های ایران ستیزان و دشمنان انقلاب اسلامی” شده و این وظیفه را به رسانه‌ها و نخبگان محول کردند. به نوشته ایرنا، آنها از همه دستگاه‌های سرکوبگر خواسته‌اند با “کنشگری فعالانه و پایش دقیق تحولات” برای« آرامش و امنیت» جامعه بکوشند.
با این که جزئیات بیشتری از جلسه شبانه روسای سه قوه در دست نیست. اما تظاهرات ضد حکومتی و حضور خیابانی معترضان وارد سومین هفته شده و در حال گسترش است. در حالی که روز شنبه همه شعارها علیه دیکتاتوری و فریاد آزادی‌خواهی در ده‌ها شهر ایران و جهان طنین انداخته بود، سران این سه قوه از مردم قدردانی کرده‌اند که “برنامه‌ریزی پیچیده و چندلایه دشمنان برای بحران سازی” را ناکام گذاشته‌اند. در ضرب مثل مردمی می گویند: «رو که نیست سنگ پای قزوینه » رئیس مجلس یازدهم در نطق پیش از دستور، وعده پیگیری جدی پرونده مرگ مهسا امینی را داد و هم‌زمان نیروهای امنیتی را به “برخورد مقتدرانه” فراخواند.
او ضمن اذعان به ناکارآمدی دستگاه‌های فرهنگی و تربیتی، ادعا کرد که مسئله اصلی مردم و جامعه اقتصاد است: «ما با رفع این مسائل فاصله داریم و باید کوشش خود را صد چندان کنیم.»
در شبکه‌های اجتماعی ویدئوهایی از اعتصاب کامیون‌داران در اصفهان منتشر شده است. اکانت اینستاگرامی “۱۵۰۰ تصویر” از جمله ویدئویی منتشر کرده که آتش زدن لاستیک یک کامیون و مسدود کردن خیابان را نشان می‌دهد. تجمع دیگری از شاپور جدید دود برخاسته از آتش زدن لاستیک دیده می‌شود.
از دانشگاه آزاد نجف آباد و دانشگاه شیراز هم فیلم‌هایی همرسان شده‌اند که اجتماع دانشجویان با شعارهای ضد حکومتی را منعکس می‌کنند.
شبکه حقوق بشر کردستان می‌نویسد در پی حمله نیروهای ضد شورش و بسیج سپاه به معترضان در تظاهرات مریوان و دهگلان، یک نفر به نام مختار احمدی در مریوان کشته شده و دستکم ۱۵ نفر دیگر زخمی شده‌اند.
روز شنبه نهم مهر، تظاهرکنندگان مجسمه سپاه پاسداران در میدان دهگلان را آتش زده و سوزاندند. شاهدان میدانی گفته‌اند که نیروهای امنیتی در کردستان از گلوله‌های جنگی برای سرکوب مردم استفاده می‌کنند؛ این در حالی است که در شهرهای دیگر، به معترضان گلوله‌های ساچمه‌ای شلیک می‌شود.
امیر رئیسیان، وکیل شروین حاجی‌پور خبر داده که این خواننده در بازداشتگاه اداره اطلاعات ساری نگاهداری می‌شود و شنبه نهم مهر تماس کوتاهی با خانواده‌اش داشته است.
ترانه‌‌ای که این خواننده جوان در همراهی و همبستگی با معترضان خواند، میلیون‌ها بار شنیده شد. او یک روز پس از همرسانی ترانه بازداشت شد. خبرگزاری برنا پیش‌تر نوشته بود که حاجی‌پور زندان نیست و صرفا برای تذکر بابت “تشویق به اعتراض” احضار شده است.
شوراهای صنفی دانشجویان کشور از دستگیری دستکم ۱۲دانشجو در اعتراضات سراسری شنبه نهم مهر خبر داده است. هفت نفر این عده در دانشگاه‌های تهران و پنج نفر در یزد، ارومیه و گلستان تحصیل می‌کنند. فاطمه رشیدی ابرغانی، دانشجوی ادبیات انگلیسی الزهرا و سارا نادری و مائده امیرسیافی از دانشکده اقتصاد تهران در میان این افراد هستند.
خانواده شاکرمی خبر داده‌اند که نیکا دختر ۱۷ ساله‌ معترضی که جسدش پس از نه روز بی‌خبری در پزشکی قانونی تهران پیدا شد،‌دوشنبه ۱۰ مهر در گورستان صالحین خرم‌آباد دفن می‌شود. خاکسپاری او مصادف است با روز تولدش. خاله او در توییتی نوشته است: «… پیکر ظری و زخمی‌ات به سرزمین مادری‌ات رهسپار می‌شود تا برای همیشه در دامنه‌های زاگرس بیارامی.»
صالح نیک‌بخت، وکیل خانواده امینی از تشکیل جلسه ویژه با کمیسیون پزشک قانونی خبر داده و از قول مسئولان نقل کرده که شاید علت مرگ مهسا مشخص نشود.
نیکبخت اعلام کرده که خانواده مهسا نتیجه احتمالی پزشکی قانونی را نیز، تا زمانی که گروه پزشکان معتمد خودشان پرونده را بررسی نکند، قبول نخواهند کرد. او افزوده که لباس پلیسی که مهسا را دستگیر کرد دوربین داشت. شاهد این مدعا دخترخاله مهساست که می‌خواسته مانع دستگیری شود اما مامور از او خواسته جلو نیاید تا تصویرش در دوربین منعکس نشود. فرمانده انتظامی تهران بزرگ ادعا کرده که ماموران گشت ارشاد روی لباس‌شان دوربین نداشتند.
این وکیل دادگستری در عین حال تایید کرده که مهسا امینی در سال ۱۳۸۶ در بیمارستان میلاد، تحت عمل جراحی یک تومور مغزی قرار گرفته بوده اما طبق اعلام پزشک معالج، این عمل هیچ تاثیری در زندگی عادی او نداشته است.
عیسی زارع‌پور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات جمهوری اسلامی در واکنش به سخنان ایلان ماسک مبنی بر اعلام آمادگی برای فعال کردن امکان دسترسی ایرانیان به اینترنت ماهواره‌ای گفته است: او و باید به ما تعهد بدهد «پروتکل‌ها و ضوابط مربوط به اینترنت در کشورمان را بپذیرد». وزیر ارتباطات که وزارتخانه تحت مدیریت او به دستور شورای عالی امنیت ملی از آغاز اعتراضات سراسری شبکه اینترنت را مختل و دسترسی کاربران به شبکه‌های اجتماعی را سخت و ناممکن کرده است، افزوده است: اپراتورهای خارجی «برای امکان استفاده از این اینترنت در ایران بر اساس قوانین بین المللی رادیویی نیاز به توافق و رعایت قوانین ایران دارند و بعد اینکه هزینه‌ها و امکانات و تجهیزات لازم برای دسترسی به این اینترنت در ایران ممنوع است و وجود هم ندارد». زارع پور امکان دسترسی ایرانیان به اینترنت ماهواره ای را «تهدید» دانسته و گفته با توجه به ممنوعیت داشتن تجهیزات دریافت ماهواره‌ای و گران‌قیمت بودن این تجهیزات «به این زودی‌ها چنین ادعایی تهدیدی جدی نیست». وزیر ارتباطات بدون اینکه نامی از اپراتورهای داخلی ببرد، ادعا کرده است «قبل از این هم چند اپراتور داخلی در حال رایزنی با این ارائه دهنده‌های خارجی برای ایجاد شبکه اینترنت ماهواره‌ای در کشور بوده‌اند.»
حکومت که با دو قشون‌کشی بدنه حامی‌اش، ارعاب و دستگیری معترضان و دانشجویان، زخمی کردن و کشتن معترضان در خیابان‌ها نتوانست آتش اعتراضات را بخوابند، اکنون رو به جلسه‌بازی مسئولان آورده است.
نهم مهر تسنیم نوشت که روسای قوای مجریه، مقننه و قضائیه باهم جلسه داشتند در مورد «ضرورت شناخت» اعتراضات باهم حرف زدند و آن را به گردن «توطئه‌های ایران‌ستیزان و دشمنان انقلاب اسلامی» انداختند. قرار است برای شناخت بیشتر اعتراضات نخبگان‌شان را به‌کارگیرند.
احمد وحیدی، وزیر کشور، روز یکشنبه، دهم مهر قرار است در در جلسه غیرعلنی مجلس در خصوص اعتراضات شرکت کند که بخشی از آن مربوط به کشتار زاهدان است.
پزشکی قانونی گفته است که ممکن است علت مرگ مهسا امینی را اعلام نکند. به گزارش رادیو فردا، صالح‌نیک‌بخت، وکیل خانواده مهسا امینی پس از جلسه در پزشکی قانونی تهران گفت که این نهاد قانونی گفته است که ممکن است علت مرگ مهسا امینی مشخص نشود. او گفت که مهسا امینی در سال ۱۳۸۶ تحت عمل جراحی توده‌ای در مغز در منطقه بالای چشم در بیمارستان میلاد قرارگرفته اما این عمل جراحی تأثیری بر زندگی عادی مهسا امینی نداشته است.

صدای مردم




دوازدهمین روز خیزش مردمی در میهن !

حکومت هرچه داشته به میدان آورده است، پاسگاه های بین جاده ای را خالی کرده اند و نیروهایشان را به شهرهای معترض اعزام کرده اند، به دست کودکان بسیجی تفنگ و مسلسل داده اند، گروه گروه مردم را دستگیر می کنند، به قطعی اینترنت ادامه می دهند به امید آن که مردم را از هم و دنیا را از ایران بی خبر نگاه دارند، اما «اغتشاشی» که قرار بوده دو سه روزه «جمع» شود، دوازدهمین شب خود را پشت سر می گذارد. دختران جوان در روز روشن روسری از سر بر می دارند، هنرپیشه ی نامدار ایران فاطمه معتمد آریا در مراسم بزرگداشت امین تارخ، بدون روسری در برابر جمعیت می ایستد و سخنرانی می کند. اعتصاب های گسترده دانشگاه را فلج کرده است، در کلاس هایی که باید دویست دانشجو شرکت کنند، بیشتر از پنج دانشجوی «ارزشی» حضور نمی یابند، استادان به دانشجویان می پیوندند، قیام ژینا، انقلاب زنانه، فرهنگ خود، ترانه ها و موسیقی ها و کلیپ های خود را خلق می کند که به مردم و معترضان روحیه می دهد، حمایت های جهانی اوج می گیرد، نیروهای سرکوب در خیابان، کوی و محله مانور می دهند، شب ها اما مردم در دسته های کوچک به خیآبان ها می آیند، متفرق می شوند، در جای دیگر دوباره تجمع می کنند، از پشت بام ها و پنجره ها شعار می دهند، ماموران سرکوب را خسته و سرگردان می کنند و نمی گذارند صدای فریادهای «مرگ بر خامنه ای»، «مرگ بر دیکتاتور» و «جمهوری اسلامی نمی خوایم نمی خوایم» بر فراز آسمان ایران خاموش شود و در پایان شب به خانه های خود بر می گردند و امیدوارتر از پیش به فردای خود می نگرند.

دوازدهمین شب اعتراضات ملی و سراسری علیه حکومت اسلامی با اعتراضات در چند شهر دنبال شد.

در مشهد جوانان بلوار جلال آباد را بستند و شعار مرگ بر خامنه ای دادند. یک ماشین سرکوب به دست مردم افتاد و سرنگون شد.

اعتراضات در سنندج ادامه یافته است. یک ویدئو نشان می دهد مردم در خیابان ها رژه می روند و دخترها روسری هایشان را در هوا تکان می دهند.

اشنویه برای دهمین روز پیاپی در اعتصاب است. خبرها از اشنویه، در آذربایجان‌غربی حاکی از آن است کە بازاریان این شهر برای دهمین روز پیاپی در اعتصاب بە سر می‌برند. این شهر کوچک روز اول مهر شاهد برگزاری تظاهرات‌ گستردە ضد حکومتی بود. نیروهای امنیتی به سوی تظاهر کنندگان تیراندازی کردند و تاکنون شبکه حقوق بشر کردستان، کشتەشدن ۴ معترض و زخمی شدن ده‌ها تن را تائید کردە است.
گفتە می‌شود حداقل ۶٠ تن از معترضان، روحانیان و فعالان مدنی این شهر توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدەاند.

در گوهر دشت کرج صدای شعارهای معترضان با بوق ممتد اتوموبیل ها در حمایت از آن ها در هم آمیخته است.

در یک ویدئو، در محله ی چیتگر تهران، فریادهای مرگ بر دیکتاتور و مرگ به خامنه ای از پشت بام ها و پنجره های خانه ها به گوش می رسد.

در صادقیه ی تهران صدای بوق اتوموبیل ها به گوش می رسد، گزارشگر می گوید همه دارند آماده می شوند برای شب های بعدی که «بترکانند»!

در ویدئوی دیگری که محل آن مشخص نیست، مردم کودکان بسیجی را خلع سلاح و آن ها را دعوت به پیوستن به اعتراضات مردم می کنند.

از نجف‌آباد خبر می‌رسد که امروز مردم به خیابان آمده‌اند و در حد فاصل خیابان‌های امام و میرداماد با ماموران سرکوب درگیر شده‌اند. صدای تیراندازی در شهر به گوش رسیده است و تعداد زیادی نیروی نظامی و لباس شخصی در شهر دیده شده‌اند.

ده ها دانشگاه در اعتصاب

علیرغم بازداشت های گسترده ی دانشجویان اعتراضات در دانشگاه های کشور به صورت اعتصاب، تجمع و راهپیمایی ادامه دارد. ده ها دانشگاه کشور در اعتصاب به سر می برند و دانشجویان آن ها اعلام کرده اند در کلاس های درسی مجازی و حضوری شرکت نخواهند کرد. تعدادی از استادان در دانشگاه های مختلف با اعلام همبستگی با دانشجویان و اعتراض به سرکوب و کشتاری که در ایران جریان دارد نیز از شرکت در کلاس های درس خودداری کرده اند.

روز چهارشنبه اعتراضات دانشجویی در چند دانشگاه از سر گرفته شد.

در دانشکده ی پزشکی شیراز دانشجویان با شعار «می جنگیم، می میریم، ایران را پس می گیریم» و «آخوند باید گم بشه»، دست به تظاهرات زدند. بنابر ویدئوهای منتشر شده در شبکه ی مجازی ماموران سرکوب به اجتماع دانشجویان حمله کرده و چند تن از دانشجویان را بازداشت کرده اند.

دانشجویان دانشگاه سپهر اصفهان هم با برگزاری یک تجمع به اعتصاب سراسری دانشجویان پیوستند. دانشجویان با شعار «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» و «دانشجو می میرد، لذت نمی پذیرد»، در محوطه ی دانشگاه راهپیمایی کردند.

در دانشگاه حکیم سبزواری یک تجمع اعتراضی برگزار شد و دانشجویان خواستار حمایت استادان خود از مبارزات دانشجویان، زنان و مردم ایران شدند.

آخرین لیست دانشگاه هایی که دانشجویان کلاس های درس را تحریم کرده اند، روز چهارشنبه منتشر شد. مطابق این لیست دانشجویان در بیش از هشتاد دانشگاه در سرتاسر کشور کلاس های درس را تحریم کرده اند. آزادی دانشجویان بازداشتی و پایان دادن به سرکوب معترضان جزو اصلی ترین خواست های دانشجویان است. اسامی دانشگاه هایی که فراخوان به تحریم کلاس ها و اعتصاب داده اند، به شرح زیر است:

دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه هنر شیراز، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، دانشگاه یاسوج، دانشکده هنر دانشگاه سوره، دانشگاه صنعت نفت آبادان، دانشگاه علوم پزشکی شیراز، دانشگاه بوعلی‌سینا همدان، دانشگاه چمران اهواز، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه علوم توانبخشی تهران، دانشگاه الزهرا، دانشگاه خواجه‌نصیر، دانشگاه هنر تهران، دانشگاه خوارزمی، دانشگاه علامه، دانشگاه علم و فرهنگ، دانشگاه پلی‌تکنیک، دانشگاه تبریز، دانشگاه گیلان، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه بین‌المللی قزوین، دانشگاه هنر تبریز، دانشکده هنر دانشگاه دامغان، دانشگاه فنی دکتر شریعتی تهران،
دانشگاه گرمسار، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، دانشگاه نوشیروانی بابل، دانشگاه صنعتی شیراز، دانشگاه آزاد تهران مرکز، دانشگاه علوم پزشکی گیلان، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، دانشگاه خیام مشهد، دانشکده فنی و حرفه‌ای الزهرا مشهد، دانشگاه صنعتی جندی شاپور، دانشکده فنی انقلاب اسلامی، دانشگاه غیرانتفاعی زند شیراز، دانشگاه اصفهان، دانشگاه هنر اصفهان، دانشگاه یزد، موسسه آموزش عالی علوم شناختی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، دانشگاه تفرش، دانشگاه آزاد واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد تهران واحد سوهانک، دانشگاه علوم پزشکی کردستان، دانشگاه آزاد کرج، دانشگاه رازی کرمانشاه، دانشگاه صنعتی شاهرود، دانشگاه علوم پزشکی ایران، دانشگاه آزادشهر قدس، دانشگاه هرمزگان، دانشگاه خلیج فارس بوشهر، دانشکده دندانپزشکی همدان، دانشگاه علوم تحقیقات، دانشگاه حکیم سبزواری، دانشگاه صنعتی همدان، دانشگاه صنعتی سهند، دانشگاه آزاد اصفهان، دانشگاه ازاد مشهد، دانشگاه نیشابور، دانشگاه سمنان، دانشگاه کاشان، دانشگاه لرستان، دانشگاه تربیت مدرس،
دانشگاه علوم پزشکی تبریز، دانشکده دندانپزشکی کرمان، دانشگاه صنعتی سجاد، دانشگاه شیراز، دانشگاه بین‌المللی قزوین، دانشگاه علوم پزشکی البرز، دانشکده فنی هفده شهریور کرج، دانشگاه ارومیه، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه علوم پزشکی بابل، دانشکده فنی فومن دانشگاه تهران، دانشگاه ولی‌عصر رفسنجان، دانشگاه آزاد رشت، دانشگاه مارلیک نوشهر، دانشگاه معماری و هنر پارس تهران، مرکز آموزش عالی و فنی‌مهندسی بویین زهرا، دانشگاه آزاد رودهن، دانشگاه علوم پزشکی سبزوار
دانشگاه علوم پزشکی گلستان، دانشکده دامپزشکی دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات،
دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار، دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد.

حکومت هرچه داشته به میدان آورده است، پاسگاه های بین جاده ای را خالی کرده اند و نیروهایشان را به شهرهای معترض اعزام کرده اند، به دست کودکان بسیجی تفنگ و مسلسل داده اند، گروه گروه مردم را دستگیر می کنند، به قطعی اینترنت ادامه می دهند به امید آن که مردم را از هم و دنیا را از ایران بی خبر نگاه دارند، اما «اغتشاشی» که قرار بوده دو سه روزه «جمع» شود، دوازدهمین شب خود را پشت سر می گذارد. دختران جوان در روز روشن روسری از سر بر می دارند، هنرپیشه ی نامدار ایران فاطمه معتمد آریا در مراسم بزرگداشت امین تارخ، بدون روسری در برابر جمعیت می ایستد و سخنرانی می کند. اعتصاب های گسترده دانشگاه را فلج کرده است، در کلاس هایی که باید دویست دانشجو شرکت کنند، بیشتر از پنج دانشجوی «ارزشی» حضور نمی یابند، استادان به دانشجویان می پیوندند، قیام ژینا، انقلاب زنانه، فرهنگ خود، ترانه ها و موسیقی ها و کلیپ های خود را خلق می کند که به مردم و معترضان روحیه می دهد، حمایت های جهانی اوج می گیرد، نیروهای سرکوب در خیابان، کوی و محله مانور می دهند، شب ها اما مردم در دسته های کوچک به خیآبان ها می آیند، متفرق می شوند، در جای دیگر دوباره تجمع می کنند، از پشت بام ها و پنجره ها شعار می دهند، ماموران سرکوب را خسته و سرگردان می کنند و نمی گذارند صدای فریادهای «مرگ بر خامنه ای»، «مرگ بر دیکتاتور» و «جمهوری اسلامی نمی خوایم نمی خوایم» بر فراز آسمان ایران خاموش شود و در پایان شب به خانه های خود بر می گردند و امیدوارتر از پیش به فردای خود می نگرند.

دوازدهمین شب اعتراضات ملی و سراسری علیه حکومت اسلامی با اعتراضات در چند شهر دنبال شد.

در مشهد جوانان بلوار جلال آباد را بستند و شعار مرگ بر خامنه ای دادند. یک ماشین سرکوب به دست مردم افتاد و سرنگون شد.

اعتراضات در سنندج ادامه یافته است. یک ویدئو نشان می دهد مردم در خیابان ها رژه می روند و دخترها روسری هایشان را در هوا تکان می دهند.

اشنویه برای دهمین روز پیاپی در اعتصاب است. خبرها از اشنویه، در آذربایجان‌غربی حاکی از آن است کە بازاریان این شهر برای دهمین روز پیاپی در اعتصاب بە سر می‌برند. این شهر کوچک روز اول مهر شاهد برگزاری تظاهرات‌ گستردە ضد حکومتی بود. نیروهای امنیتی به سوی تظاهر کنندگان تیراندازی کردند و تاکنون شبکه حقوق بشر کردستان، کشتەشدن ۴ معترض و زخمی شدن ده‌ها تن را تائید کردە است.
گفتە می‌شود حداقل ۶٠ تن از معترضان، روحانیان و فعالان مدنی این شهر توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدەاند.

در گوهر دشت کرج صدای شعارهای معترضان با بوق ممتد اتوموبیل ها در حمایت از آن ها در هم آمیخته است.

در یک ویدئو، در محله ی چیتگر تهران، فریادهای مرگ بر دیکتاتور و مرگ به خامنه ای از پشت بام ها و پنجره های خانه ها به گوش می رسد.

در صادقیه ی تهران صدای بوق اتوموبیل ها به گوش می رسد، گزارشگر می گوید همه دارند آماده می شوند برای شب های بعدی که «بترکانند»!

در ویدئوی دیگری که محل آن مشخص نیست، مردم کودکان بسیجی را خلع سلاح و آن ها را دعوت به پیوستن به اعتراضات مردم می کنند.

از نجف‌آباد خبر می‌رسد که امروز مردم به خیابان آمده‌اند و در حد فاصل خیابان‌های امام و میرداماد با ماموران سرکوب درگیر شده‌اند. صدای تیراندازی در شهر به گوش رسیده است و تعداد زیادی نیروی نظامی و لباس شخصی در شهر دیده شده‌اند.

ده ها دانشگاه در اعتصاب

علیرغم بازداشت های گسترده ی دانشجویان اعتراضات در دانشگاه های کشور به صورت اعتصاب، تجمع و راهپیمایی ادامه دارد. ده ها دانشگاه کشور در اعتصاب به سر می برند و دانشجویان آن ها اعلام کرده اند در کلاس های درسی مجازی و حضوری شرکت نخواهند کرد. تعدادی از استادان در دانشگاه های مختلف با اعلام همبستگی با دانشجویان و اعتراض به سرکوب و کشتاری که در ایران جریان دارد نیز از شرکت در کلاس های درس خودداری کرده اند.

روز چهارشنبه اعتراضات دانشجویی در چند دانشگاه از سر گرفته شد.

در دانشکده ی پزشکی شیراز دانشجویان با شعار «می جنگیم، می میریم، ایران را پس می گیریم» و «آخوند باید گم بشه»، دست به تظاهرات زدند. بنابر ویدئوهای منتشر شده در شبکه ی مجازی ماموران سرکوب به اجتماع دانشجویان حمله کرده و چند تن از دانشجویان را بازداشت کرده اند.

دانشجویان دانشگاه سپهر اصفهان هم با برگزاری یک تجمع به اعتصاب سراسری دانشجویان پیوستند. دانشجویان با شعار «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» و «دانشجو می میرد، لذت نمی پذیرد»، در محوطه ی دانشگاه راهپیمایی کردند.

در دانشگاه حکیم سبزواری یک تجمع اعتراضی برگزار شد و دانشجویان خواستار حمایت استادان خود از مبارزات دانشجویان، زنان و مردم ایران شدند.

آخرین لیست دانشگاه هایی که دانشجویان کلاس های درس را تحریم کرده اند، روز چهارشنبه منتشر شد. مطابق این لیست دانشجویان در بیش از هشتاد دانشگاه در سرتاسر کشور کلاس های درس را تحریم کرده اند. آزادی دانشجویان بازداشتی و پایان دادن به سرکوب معترضان جزو اصلی ترین خواست های دانشجویان است. اسامی دانشگاه هایی که فراخوان به تحریم کلاس ها و اعتصاب داده اند، به شرح زیر است:

دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه هنر شیراز، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، دانشگاه یاسوج، دانشکده هنر دانشگاه سوره، دانشگاه صنعت نفت آبادان، دانشگاه علوم پزشکی شیراز، دانشگاه بوعلی‌سینا همدان، دانشگاه چمران اهواز، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه علوم توانبخشی تهران، دانشگاه الزهرا، دانشگاه خواجه‌نصیر، دانشگاه هنر تهران، دانشگاه خوارزمی، دانشگاه علامه، دانشگاه علم و فرهنگ، دانشگاه پلی‌تکنیک، دانشگاه تبریز، دانشگاه گیلان، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه بین‌المللی قزوین، دانشگاه هنر تبریز، دانشکده هنر دانشگاه دامغان، دانشگاه فنی دکتر شریعتی تهران،
دانشگاه گرمسار، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، دانشگاه نوشیروانی بابل، دانشگاه صنعتی شیراز، دانشگاه آزاد تهران مرکز، دانشگاه علوم پزشکی گیلان، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، دانشگاه خیام مشهد، دانشکده فنی و حرفه‌ای الزهرا مشهد، دانشگاه صنعتی جندی شاپور، دانشکده فنی انقلاب اسلامی، دانشگاه غیرانتفاعی زند شیراز، دانشگاه اصفهان، دانشگاه هنر اصفهان، دانشگاه یزد، موسسه آموزش عالی علوم شناختی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، دانشگاه تفرش، دانشگاه آزاد واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد تهران واحد سوهانک، دانشگاه علوم پزشکی کردستان، دانشگاه آزاد کرج، دانشگاه رازی کرمانشاه، دانشگاه صنعتی شاهرود، دانشگاه علوم پزشکی ایران، دانشگاه آزادشهر قدس، دانشگاه هرمزگان، دانشگاه خلیج فارس بوشهر، دانشکده دندانپزشکی همدان، دانشگاه علوم تحقیقات، دانشگاه حکیم سبزواری، دانشگاه صنعتی همدان، دانشگاه صنعتی سهند، دانشگاه آزاد اصفهان، دانشگاه ازاد مشهد، دانشگاه نیشابور، دانشگاه سمنان، دانشگاه کاشان، دانشگاه لرستان، دانشگاه تربیت مدرس،
دانشگاه علوم پزشکی تبریز، دانشکده دندانپزشکی کرمان، دانشگاه صنعتی سجاد، دانشگاه شیراز، دانشگاه بین‌المللی قزوین، دانشگاه علوم پزشکی البرز، دانشکده فنی هفده شهریور کرج، دانشگاه ارومیه، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه علوم پزشکی بابل، دانشکده فنی فومن دانشگاه تهران، دانشگاه ولی‌عصر رفسنجان، دانشگاه آزاد رشت، دانشگاه مارلیک نوشهر، دانشگاه معماری و هنر پارس تهران، مرکز آموزش عالی و فنی‌مهندسی بویین زهرا، دانشگاه آزاد رودهن، دانشگاه علوم پزشکی سبزوار
دانشگاه علوم پزشکی گلستان، دانشکده دامپزشکی دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات،
دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار، دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد.




حزب تودۀ ایران: خیزش گسترده و دلیرانۀ مردم جان به لب رسیده علیه ظلم و استبداد

در پی قتل مهسا امینی توسط گزمگان رژیم ولایت فقیه اعتراض های وسیع مردمی شهرهای کردستان ایران و بسیاری از شهرهای دیگر را فرا گرفت. گزارش های رسیده حاکی از اعتراض های رو به گسترش مردم در شهرهای سنندج، مهاباد، اشنویه، سقز، مریوان، بوکان، پیرانشهر، کامیاران، تهران، اصفهان، رشت، مشهد، همدان، کرمانشاه، تبریز، شیراز، قم، کرمان، زنجان، قزوین، اراک، ارومیه، گوهردشت و شماری از شهرهای دیگر کشور است. در بسیاری از شهرهای کردستان ایران کسبه و بازاریان نیز دست از کار کشیده اند و دامنه اعتراض ها به دانشگاه های کشور از جمله دانشگاه تهران، تربیت معلم، علامه طباطبایی و امیرکبیر، خوارزمی و دانشگاه علوم پزشکی تبریز نیز  کشیده شده است.

دستگاه های امنیتی و سران رژیم که در ابتدا مدعی بودند مهسا امینی نه در اثر ضرب و شتم مزدوران “گشت ارشاد” بلکه بخاطر ایست قلبی درگذشته است در روزهای اخیر با حمله وحشیانه و خونین به انبوه معترضان در شهرهای مختلف و دستگیری های گسترده بار دیگر نشان دادند که رژیم حاکم عامل اصلی سرکوب، خشونت و ترور در میهن ماست. بر اساس گزارش های تأیید نشده تاکنون بیش از ۴ تن از هموطنان کشته و ۷۵ نفر از مردم معترض با آتش گشودن نیروهای امنیتی کشته و مجروح شده اند. رژیم هراسان از گسترش این اعتراض ها و به روال حرکت های سرکوبگرانه گذشته تمامی خطوط اینترنتی و تلفن های همراه را با اختلال جدی رو به رو کرده است و در بسیاری از شهرهای کردستان حالت حکومت نظامی حکمفرماست.

حزب ما در اطلاعیه ای که در ۲۶ شهریور ماه منتشر کرد تأکید کرد که فاجعه جان باختن فجیع مهسا امینی به دست جنایتکاران حکومت جمهوری اسلامی بار دیگر نشان دهندۀ این واقعیت روشن است که با ادامۀ حکومت ضد مردمی کنونی نمی توان هیچ امیدی به پایان سرکوب و لگدمال شدن خشن و خونین حقوق و آزادی ها مردم داشت.

ما در سال گذشته شاهد اعتراض های مداوم و شجاعانه قشرهای مختلف اجتماعی از کارگران و زحمتکشان تا معلمان، بازنشستگان، زنان، جوانان و دانشجویان علیه رژیم جهل و جنایت بوده ایم که هر روز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد و شعارهای روشن تری در مورد خواست های واقعی مردم در آنها منعکس است. در اعتراض های مردمی روزهای اخیر از جمله مردم شعار می دادند: «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، «خامنه‌ای قاتله حکومتش باطله»، «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر»، «از کردستان تا تبریز صبر ما گشته لبریز»، «اگه با هم یکی نشیم، یکی یکی تموم میشیم» و «این آخرین پیامه، هدف خود نظامه». در اعتراض های مردمی اخیر نقش برجستۀ زنان و شعار «زن، زندگی، آزادی» که نشان از خواست های ویژه و حق طلبانۀ زنان میهن ما دارد نیز قابل تأمل است.

حزب تودۀ ایران ضمن ابراز همبستگی با مبارزۀ دلیرانه مردم جان به لب رسیدۀ میهن ما با رژیم ولایت فقیه، بار دیگر تأکید می کند که راه غلبه بر حکومت استبدادی کنونی اتحاد عمل و مبارزۀ مشترک طیف های گستردۀ قشرهای اجتماعی و همه نیروهای مترقی و آزادی خواه کشور برای پایان دادن به استبدا کنونی و راه گشایی به سمت استقرار حکومتی ملی و دموکراتیک است. توده ای ها در کنار همه آزادی خواهان میهن، در این مبارزۀ دشوار در صف میارزۀ مردم محروم و جان به لب رسیده بر ضد حکومت استبدادی حاکم ایستاده اند.

حزب توده ایران همه نیروهای مدافع صلح، آزادی و سوسیالیسم در جهان را فرا میخواند که از مبارزه برحق مردم ایران برای صلح، آزادی، دموکراسی،  حاکمیت ملی و عدالت اجتماعی و  بر ضد دیکتاتوری، تبعیض بر مبنای نژادی، مذهبی، و جنسیتی، حمایت کنند.

پیش بسوی جبهه واحد ضد دیکتاتوری براى آزادى، صلح، استقلال، عدالت اجتماعى و برپایی جمهوری ملی و دموکراتیک!

حزب تودۀ ایران

۲۹ شهریور ۱۴۰۱




خروش مردم در تهران، ساری، همدان، سقز، تبریز، ارومیه و بسیاری از شهرهای دیگر در سوگ کشته شدن ژینا امینی۱

ویدیوهایی که در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود، خبر از بالا گرفتن شعله اعتراضات علیه حکومت ایران در محکومیت قتل ژینا مهسا امینی، دختر 22 ساله کرد به دست ماموران گشت ارشاد می‌دهند.

مردم در تهران، مشهد، رشت، کرج، اصفهان و شهرهای کردستان از جمله دیواندره، پاوه، مریوان، تکاب و بوکان به خیابان‌ها آمده و علیه مقامات جمهوری اسلامی و در اعتراض به مرگ ژینا مهسا امینی شعار سر دادند.

گزارش‌ها از دیواندره دست‌کم از کشته‌شدن 2 تن از معترضان خبر می‌دهد. محسن محمدی و فواد قدیمی دو شهروند کردی هستند که در شهر دیواندره در استان کردستان، به دلیل شدت جراحات وارده ناشی از اصابت گلوله کشته شده‌اند.

در تهران نیز با فراخوان عمومی فعالان زنان برای برگزاری تجمع اعتراض به قتل حکومتی ژینا مهسا امینی در روز دوشنبه 28 شهریور، معترضان در تقاطع خیابان حجاب و بلوار کشاورز این شهر تجمع کرده و شعار «زن، زندگی، آزادی»، «مرگ بر دیکتاتور» و «ایرانی باغیرت، حمایت حمایت» سر دادند.

در ساعاتی پایانی شب سوم اعتراضات در تهران، ویدیوهایی از تجمع معترضان منتشر شده که جمعیت در آن شعار می‌دهند: «خامنه یا ضحاک، می کشیمت زیر خاک.»

ویدیوهایی که از رشت منتشر شده نیز نشان می‌دهند که مردم این شهر با برگزاری تظاهرات و سر دادن شعارهایی نظیر «گشت ارشاد بهانه است، هدف اصل نظام است» مخالفت خود را با اصل ولایت و رهبری علی خامنه‌ای در ایران ابراز داشتند.

در شهرهای کردستان نیز بازاریان و کسبه با تعطیلی محل کار خود، به اعتراض علیه قتل حکومتی ژینا مهسا امینی پیوستند. این اعتصابات، در پی فراخوانی از پیش اعلام شده که از کسبه و مغازه‌داران در شهر‌های مختلف ایران خواسته بود در اعتراض به کشته‌شدن مهسا امینی اعتصاب کرده و محل کسب خود را ببندند، رخ داده و برخی بازارهای ایران را به تعطیلی کشانده است.

ویدیوها از شهرهای سقز، سنندج، بانه و مریوان در استان کردستان و شهرهای ارومیه، مهاباد، بوکان، سردشت و اشنویه در استان آذربایجان غربی، کرمانشاه و جوانرود در استان کرمانشاه نشان می‌دهد بسیاری از کسبه این شهرها از صبح دوشنبه دست به اعتصاب زده و مغازه‌های خود را تعطیل کردند.




واپس گریان مهسا امینی را کشتند!

دختر خورشید
شاعر هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه)

در نهفت پرده شب
دختر خورشید
نرم می بافد
دامن رقاصه صبح طلایی را

مهسا (ژینا) امینی، زن جوانی که به بهانه بدحجابی بازداشت شده بود ساعاتی بعد با وضعیت وخیم جسمی به بخش مراقبت های ویژه بیمارستان کسری منتقل شد و اکنون خبر جان باختن او منتشر می شود.

ساعاتی قبل وبسایت کردپا از فوت خانم امینی در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان کسری در سن ۲۲ سالگی خبر داد. با اعلام این خبر جوی امنیتی پیرامون بیمارستان کسری در تهران ایجاد شده است.

با فوت این زن جوان بار دیگر مسئله گشت های ارشاد، پوشش اجباری و همینطور امنیت بازداشت شدگان در بازداشتگاه ها مجددا مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است.

سازمان عفو بین الملل در واکنش به جان باختن مهسا امینی، مرگ وی را مرگ مشکوک توصیفی کرده و تاکید کرده است باید «همه ماموران و مقامات مسئول» در این پرونده در برابر عدالت قرار گیرند.

بازداشت و سپس جان باختن مهسا امینی به بهانه مقابله با بدحجابی با واکنش گسترده افکار عمومی و برخی چهره ها روبرو شد.

چهرهای شناخته شده هنرمندان و ورزشکاران از جمله، علی کریمی، اصغر فرهادی، مسعود شجایی، احمد مهرانفر، گلشیفته فرهانی، حسین ماهینی، علیرضا جهانبخش و عباس جمشیدی فر نیز نسبت به این رخداد سکوت پیشه نکرده و اعتراض خود را با انتشار مطالب مختلفی نشان دادند.

روایت دردآور فوت او، واکنش شماری از مسئولان، ورزشکاران و هنرمندان را در پی داشت. در عین حال اطلاعیه مرکز اطلاع‌ رسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ و سلب مسئولیت تلویحی نسبت به واقعه رخ داده، واکنش خانواده این شهروند و خشم افکار عمومی در فضای مجازی را برانگیخته است.

مهسا (ژینا) امینی زن جوان ۲۲ ساله اهل سقز که به تهران سفر کرده بود روز سه شنبه هفته گذشته در ایستگاه مترو حقانی تهران توسط ماموران پلیس امنیت اخلاقی بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد موسوم به وزرا منتقل شد.

کوتاه مدتی پس از بازداشت، پیکر نیمه جان وی در حالی که با سطح هوشیاری درجه ۳ به کما رفته بود به بخش مراقبت های ویژه بیمارستان کسری منتقل شد.

با توجه به کارنامه بد نیروی انتظامی و وقایع مشابه پیشین، افکار عمومی با باور به ضرب و شتم این دختر جوان در محل بازداشتگاه نسبت به این وضعیت واکنش نشان داد.

یک منبع مطلع حاضر در محل به هرانا گفت “ماموران مهسا را به بازداشتگاه پلیس امنیت اخلاقی تهران (وزرا) منتقل کردند. آنها به برادرش گفته بودند که پس از برگزاری یک ساعت کلاس توجیهی برای مهسا، او را آزاد میکنند. اما مهسا در بازداشتگاه مجددا مورد ضرب و شتم قرار گرفت و پس از چند ساعت، از بازداشتگاه وزرا به بیمارستان کسری تهران منتقل شد. کسانی که از بازداشتگاه خارج می شدند مسئله انتقال مهسا به بیمارستان را تعریف کردند و ناگهان جو متشنج شد. ماموران برای سرکوب خانواده های منتظر که حالا نگران تر شده بودند به رفتارهای خشونت آمیز و استفاده از اسپری فلفل متوسل شدند.”

با این حال مرکز اطلاع‌ رسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، با انتشار اطلاعیه ای ضمن اظهار این ادعا که “اخبار منتشر شده در این راستا توسط برخی رسانه ها صحت ندارد”، مدعی شده بود: “مهسا امینی که برای توجیه و آموزش به یکی از بخش های پلیس تهران بزرگ هدایت شده بود در جمع سایر افراد هدایت شده به طور ناگهانی دچارعارضه قلبی شده و بلافاصله با همکاری پلیس و اورژانس به بیمارستان انتقال و تحت درمان و مداوا قرار دارد.”

عائلی، دایی مهسا امینی در گفتگو با اعتماد نسبت به اطلاعیه مرکز اطلاع‌ رسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ واکنش نشان داد. او گفت: “دروغ مطلق است. ما از مهسا پرونده پزشکی داریم و می‌توانیم ارائه دهیم که مهسا کاملاً سالم بوده است. اصلاً تصور بر این باشد که او بیماری داشته آیا نباید رعایت حال چنین فردی را کرد؟ این که بدتر است. آن‌قدر بی‌کفایت هستند که می‌افتند به جان مردم.” او همچنین با گلایه از عدم عذرخواهی مسئولان افزود: “من به آقایانی که آمده بودند گفتم صورت مساله را پاک می‌کنید و لاپوشانی می‌کنید، ما به چای و نان و جای خواب شما محتاج نیستیم.”

مادر خانم امینی نیز در مصاحبه ای با وبسایت امتداد، ابتلای دخترش به هرگونه بیماری زمینه ای قلبی را تکذیب کرده و از فشار برای عدم اطلاع رسانی در خصوص وضعیت دخترش خبر داده و می گوید: “ژینا حقش این نبود، میگویند اطلاع رسانی نکنید، هیچی نگید، رعایت کنید. دور و برمون هم پر از ماموره.”

نهایتا ظهر امروز خبرگزاری قوه قضاییه ایران از تشکیل کارگروه ویژه پزشکی قانونی با دستور دادستان تهران برای بررسی وضعیت مهسا (ژینا) امینی خبر داد.

با آنکه روزنامه همشهری آنلاین به نقل از منبع نامعلومی مدعی شده بود که خانواده امینی قصد شکایت ندارند. اما دایی مهسا امینی در مصاحبه خود در پاسخ به این پرسش گفته است: “بله، شکایت شده پدر و مادر مهسا شکایت کرده‌اند، به هر جا [که] شده شکایت کرده‌اند و پیگیر مساله هستند.”

اخبار روز




جبهۀ خارکوف، یک درس و یک مدرسه

آندری پالونین (Andrey Polunin) «سوابودنایا پرسا» (رسانۀ آزاد).

برگردان از ا. م. شیری

گنادی زیوگانوف، صدر حزب کمونیست فدراسیون روسیه، رهبر فراکسیون حزب در دومای دولتی فدراسیون روسیه: جبهۀ خارکوف یک درس و یک مدرسه است برای ما.

نیروهای مسلح اوکراین خود را در دامی گرفتار کردند که نیروهای مسلح فدراسیون روسیه به زودی آن را قویاً خواهد بست – و آن‌ یگان‌ها راخواهد کشت.

‌۱۳ سپتامبر، گنادی زیوگانوف، صدر حزب کمونیست فدراسیون روسیه در نخستین جلسۀ پائیزی دومای دولتی طی سخنانی اظهار داشت: |«روسیه به بسیج  حداکثری نیروها و منابع نیاز دارد. عملیات نظامی- سیاسی در اوکراین به یک جنگ گسترده تبدیل شده است که ایالات متحدۀ آمریکا و ناتو به روسیه اعلام کردند». او تاکید کرد: «مسئله پیروزی در دونباس مسئلۀ بقای تاریخی ماست. آنچه را که اتفاق می افتد، همه باید واقع‌بینانه ارزیابی کنند».

گنادی زیوگانوف در مصاحبه‌ مفصل با «مطبوعات آزاد» در مورد اینکه این عمل به چه معناست و چه نتایجی باید رهبری سیاسی کشور از آن بگیرد، مفصل صحبت کرد.

گنادی زیوگانوف در جلسۀ مجلس دوما اظهار داشت: «ما در شرایط اضطراری به سر می‌بریم، در اوج یک جنگ ترکیبی. این کاملاً خطرناک است. به نظر من، طی دو ماه گذشته، عملیات ویژه در اوکراین به یک جنگ تمام عیار تبدیل شده است که آمریکایی‌ها، اعضای ناتو و کل اروپای متحد علیه ما به راه انداخته‌ است.

باید درک کرد که عملیات ویژه با جنگ متفاوت است. در طول عملیات ویژه، می‌توان اهداف مورد نظر را تنظیم نمود. علاوه بر این، می‌توان آن را در هر زمانی که صلاح باشد، متوقف کرد. اما جنگ را حتی در صورت تمایل، نمی‌توان متوقف کرد.

چرا اینطور فکر می‌کنم؟ زمانی، من مجبور شدم روی یک «پروندۀ ویژه»- سندی که سه وظیفۀ دولتی در زمینه‌های امنیتی را پیش‌بینی می‌کند‌، کار کنم. این‌ها عبارتند از مقررات وضعیت اضطراری، خطر نظامی و جنگ. می‌توان گفت «پروندۀ ویژه» با خون روس‌ها نوشته شده است. اجازه دهید یادآوری کنم که روس‌ها تقریباً ۷۰۰ سال از هزار سال تاریخ خود را سلاح در دست، صرف دفاع از حق زندگی و تکلم به زبان مادری خود در این فضای وسیع کرده‌اند.

لازم به یادآوری می‌دانم، که جهانی‌گرایان مدت‌هاست روسیه را همراه با حزب کمونیست چین که چین را به یک ابرقدرت تبدیل کرد، دشمن شماره یک خود می‌نامند. یانکی‌ها به خوبی می‌دانند که سلطۀ آنگلوساکسون‌ها بر این سیاره در حال پایان است. اما برای طولانی کردن آن، پیش از همه، شکست روسیه را ضروری می‌دانند.

به همین دلیل، آمریکا از همۀ جهات به ما اعلان جنگ کرد. فاز گرم آن اکنون در اوکراین که به یک سر پل، به یک پایگاه نظامی تبدیل شده، در جریان است. ایدئولوژی نازی و باندری تقریباً کل جمعیت آن را آلوده است. به کتاب درسی کلاس دوم ابندایی اوکراین توجه کنید. در این کتاب، به هر چیز روسی نفرت القا می‌شود. اجازه دهید متذکر شوم که این وضع بلافاصله پس از کودتای ۲۰۱۴، با ممنوعیت تکلم روس‌ها به زبان مادری خود در اوکراین آغاز شد. این در حالی به اجرا گذاشته شد، که ۸۲ درصد اوکراینی‌ها طی یک نظرسنجی، زبان روسی را بعنوان زبان مادری خود تأیید کردند. اما هیچ کس به نظر اکثریت مردم اهمیت قائل نشد.

تاریخ می‌آموزد که چنین ممنوعیت‌ها یک راه مستقیم به سوی جنگ است. یک فرد عادی نمی‌تواند با ممنوعیت تکلم به زبان مادری خود موافق باشد. زیرا، همه چیز خود را- هم تاریخ و هم آینده اش را از دست می‌دهد».

«رسانۀ آزاد»- وضعیت در اطراف اوکراین را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

زیوگانوف- اکنون این وضعیت به حالت فاجعه‌باری رسیده است. من از این واقعیت که اروپای متحد به طور کامل تحت سلطۀ آمریکایی‌ها قرار گرفته، رفاه و حتی قدرت صنعتی خود را قربانی می‌کند، در حیرتم.

من هرگز گمان نمی‌کردم که مثلاً، آلمان با این وضعیت موافق باشد. آلمانی‌ها خودروها و تجهیزات برقی عالی تولید می‌کنند. اما مزیت‌های رقابتی آن‌ها، پیش از همه، بر مبنای منابع انرژی مقرون به صرفه و ارزان روسیه استوار است. حتی در تاریک‌ترین دوره‌ها، در اوج جنگ سرد، آلمان مشارکت بسیار فعال در احداث خط لولۀ گاز از اتحاد جماهیر شوروی داشت. در آن زمان آمریکایی‌ها به شدت مخالف بودند و واردات لوله را براب ما ممنوع کردند. پس از این، ما خط تولید آنرا در چلیابینسک راه‌اندازی کردیم و در این امر، آلمانی‌ها فعالانه به ما کمک کردند.

اما حالا چه؟ در شرایطی که گشودن دریچه نورد استریم ۲ برای بهبود اقتصاد کافی است، اروپایی‌ها به تعطیل کردن شرکت‌ها دست می‌زنند. بر اساس برآوردهای کارشناسان، تا کنون قریب نیمی از تولید متالوژی در اروپا متوقف شده است. حالا هم کاهش پتروشیمی مطرح است و پس از آن،  کسب‌وکارهای کوچک و متوسط ​​به سمت پایین سرازیر می‌شوند. من فکر می‌کنم ما باید فعالانه‌تر با جمعیت اروپا کار کنیم. موج اعتراضی بزرگی علیه این دیوانگی آغاز شده است.

مسئلۀ فاجعه‌بار دیگر این است که آمریکایی‌ها در حال پمپاژ انواع سلاح‌ها به اوکراین هستند. متذکر می‌شوم که همان آمریکایی‌ها مجتمع نظامی-صنعتی اوکراین را نابود کردند. این در حالی است که اوکراین می‌توانست در دنپروپتروفسک موشک‌های افسانه‌ای و در نیکولایف، هواپیماهای غول‌پیکر آنتونوف و کشتی‌های جنگی عالی تولید کند. آمریکایی‌ها علاقه‌مند به تولید هیچ یک از این‌ها نبودند. اما اکنون از این هم فراتر رفته‌اند و نیروگاه هسته‌ای زاپاروژیه را بمباران می‌کنند. این، یک فاجعۀ هولناک برای اوکراین است.

قطعاً اروپا حادثۀ چرنوبیل را به خوبی به یاد دارد. می‌توان گفت که بوی دود رادیواکتیو آن را هنوز حسّ می‌کند. با این وجود، اروپایی‌ها بر خلاف منطق، به تبعیت از آمریکایی‌ها، در گلوله باران نیروگاه‌های هسته‌ای اصرار می‌ورزند!

«رسانۀ آزاد»- اوکراین از ایالات متحدۀ آمریکا و متحدانش تسلیحات اضافی، از جمله، سامانه‌های موشکی دوربرد درخواست کرده است. بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، از جمله آن‌ها می‌توان به موشک‌های بالستیک ATACMS با برد ۳۰۰ کیلومتر اشاره کرد. آیا کی‌یف آن‌ها را خواهد گرفت؟

زیوگانوف- آمریکا و بریتانیا به طور پیوسته در حال افزایش قدرت موشک‌های ارسالی به اوکراین هستند. موشک‌های با برد ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتر می‌توانند شهرهای بزرگ و تأسیسات انرژی روسیه را هدف قرار دهند. باز هم می‌گویم، جنگی تمام عیار بین غرب و روسیه در جریان است و اوکراین، یک ابزار مطیع در آن است.

«رسانۀ آزاد»- شما وقایع غم‌انگیزی را که از ۶ سپتامبر در بخش وسیعی از جبهۀ روسیه و اوکراین در منطقۀ خارکوف رخ داد و ما در اثر حملات نیروهای مسلح اوکراین، کیپویانسک، ایزیوم و بالاکلیا را ترک کردیم، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

زیوگانوف- نیروهای مسلح اوکراین مشت مناسبی را در این بخش جمع کرده‌اند. یگان‌های اوکراینی در بریتانیا و لهستان آموزش دیده بودند، آن‌ها پر از مزدوران خارجی بودند و متخصصان ناتو عملیات را رهبری می‌کردند. اما باید درک کرد که پیشرفت در یک جبهه، حتی اگر با تصرف شهرک‌ها همراه هم باشد، به خودی خود مسائل جهانی را حل نمی‌کند. ایزیوم در حدود ۵۰ هزار نفر، بالاکلیا و کیپویانسک در حدود ۳۰ هزار نفر جمعیت دارد. از نقطه نظر نظامی، پیشروی فقط تحت یک شرط معنا دارد: به شرط وارد کردن واحدهای قدرتمند در جبهه و توانایی واردن آوردن آسیب زیادی به دشمن!

نیروهای مسلح اوکراین پیشروی کرده‌اند، اما واحدهای قدرتمندی ندارند که بتوانند به جبهۀ باز شده ضربه بزنند. نیروهای مسلح اوکراین خود را در دامی گرفتار کردند که نیروهای مسلح فدراسیون روسیه به زودی آن را قویاً خواهند بست و آن‌ یگان‌ها راخواهند کشت.

جبهۀ خارکوف برای ما یک درس و یک مدرسه است. لازم نیست فریاد بزنیم که همه چیز از دست رفت. درک می‌کنید، که برخی از سربازان و افسران ما شش ماه است که در سنگر هستند. آن‌ها خسته شده‌اند. در سال‌های جنگ کبیر میهنی، سربازان و افسران پس از دو ماه حضور در خط مقدم، برای استراحت و تجدید قوا به پشت جبهه اعزام می‌شدند. و این، رویکرد کاملاً درستی است.

«رسانۀ آزاد»- چه چیزی مانع پیروزی ما می‌شود؟

زیوگانوف- با اعلام آزادسازی و حفاظت از دونباس بعنوان هدف اصلی عملیات نظامی-سیاسی، قبل از همه، لازم بود از انجام این وظیفه خاص اطمینان حاصل شود. من مطمئنم، اگر به موقع بودجۀ قابل توجهی به این امر اختصاص می‌‌دادیم و مسیر عرضۀ تسلیحات سنگین غربی به اوکراین را قطع می‌کردیم، گلوله باران دونباس تا حالا تمام ‌شده بود.

تحویل تسلیحات از طریق سه خط راه‌آهن، سه پل و دو تونل انجام می‌شود. علاوه بر این، مراکزی وجود دارد که واگن‌ها از روی خطوط ریلی باریک اروپایی به خطوط عریض ما منتقل می‌شوند. این مراکز را باید هدف قرار می‌دادیم، که تقریباً تلفات جانی هم نمی‌توانست داشته باشد. با توجه به تسلط کامل موشک‌های ما بر حریم هوایی اوکراین، این امر کاملاً واقع‌بینانه است. اگر خطوط تأمین قطع شود، مهمات ارتش اوکراین حداکثر در عرض یک هفته تمام می‌شود.

وظیفۀ مهم دیگر هم هست و آن، احیای حوزه‌های نظام وظیفه و نظام آموزش سربازی- میهنی جوانان می‌باشد.

همچنین لازم به تأکید می‌دانم که یکی از وظایف پارلمان روسیه نظارت است. من در جلسۀ عمومی پیشنهاد کردم: «بیایید، از جمله در یک جلسۀ غیرعلنی کمیتۀ امنیت دومای دولتی، نحوۀ تأمین افراد شرکت کننده در عملیات نظامی را مورد بررسی قرار دهیم تا ببینیم که آیا آن‌ها غذای کافی، تجهیزات حفاظتی و همۀ نیازمندی خود را در اختیار دارند؟» متأسفانه، حزب روسیۀ متحد از این ابتکار حمایت نکرد.

«رسانۀ آزاد»- وظایف مهم روسیه در حوزۀ اقتصادی چگونه به نظر می‌رسد؟

زیوگانوف- این وظایف را پوتین در هفتمین مجمع اقتصادی شرق اعلام کرد. این‌ها عباتند از توسعۀ خطوط راه‌آهن سراسری سیبری و بایکل- آمور. چرخاندن «خط لوله» از سوی غرب به شرق کافی نیست. برای از حصول اطمینان از تحویل به موقع کالا، داشتن زیرساخت‌های ارتباطی و توسعۀ فناوری‌های پیشرفته لازم است.

مقیاس بسیار عظیم است. ما باید ۴۰ میلیون تن انرژی به بازارهای شرق حمل کنیم. برای انجام این کار، ما به مسیر دریای شمال، کشتی‌های نسل جدید، ردیابی ماهواره‌ای و سامانه‌های امنیتی نیاز داریم. همۀ این‌ها روح تازه‌ای به توسعۀ منطقۀ قطبی ما خواهد بخشید.

یکی دیگر از وظایف مهم ما، توسعۀ شهرهای بزرگ روسیه باضافۀ توسعۀ هوانوردی است. همۀ این‌ها مستلزم سرمایه‌گذاری‌های هنگفت در زمینه‌های ساخت ماشین ابزار، الکترونیک، فن‌آوری رباتیک و هوش مصنوعی است. و همۀ این‌ها کیفیت‌های جدیدی از توسعۀ کشور محسوب می‌شوند!

«رسانۀ آزاد»- برای انجام این وظایف چه چیزی لازم است؟

زیوگانوف- تغییرات اساسی در سیاست داخلی لازم است. پیروزی، در پشت جبهه تضمین می‌شود و بدون تغییر مسیر، انجام وظایف تعیین شده از سوی رئیس جمهور غیرممکن است. الیگارش‌های ما کماکان در حالی چاق‌تر می‌شوند، که نیمی از جمعیت با ۲۰ هزار روبل در ماه امرار معاش می‌کند. من از پیش‌بینی بانک مرکزی شوکه شدم. بنا به برآورد تنظیم کننده، خروج سرمایه از روسیه در سال ۲۰۲۲، به رکورد ۲۴۳ میلیارد دلار خواهد رسید. این پول هنگفتی است! اما سیلوانوف، وزیر دارایی، مجدداً پیشنهاد می‌کند که بخش قابل توجهی از درآمد دولت را در صندوق پول بگذارد! این، یک سیاست کاملاً مضر برای کشور است!

رئیس جمهور خواستار همبستگی ملی شد، اما هیچ گفتگویی بین دولت و جامعه انجام نمی‌‌گیرد. انتخابات در تعدادی از مناطق در شرایط عملیات ویژه با هدف دستیابی به یک نتیجۀ از پیش برنامه‌ریزی شده برگزار می‌شود. منطقۀ کراسنادار به یک سلطنت انتخاباتی تبدیل گردید. برخی از ناظران را با اردنگی، به معنای واقعی کلمه، از حوزه‌های اخذ رأی بیرون کردند!

روسیه اکنون به بسیج، اما نه تنها منابع انسانی نیاز دارد. این کار برای انجام یک عملیات ویژه کافی است. باید جلوی خروج سرمایه را گرفت و منابع را در داخل کشور متمرکز کرد. اما بجای این، حزب «روسیه متحد» موازین انتخاباتی را زیر پا می‌گذارد!

کشور باید برای بقاء، برای آیندۀ خود بجنگد! اما، حزب حاکم «روسیۀ متحد» در روی ریل‌های کهنۀ لیبرالی می‌خزد! این، در شرایط جنگ ترکیبی که غرب علیه ما به راه انداخته، کاملا غیرقابل قبول است و فقط باعث تضعیف اوضاع داخلی می‌گردد!

۲۵ شهریور- سنبله ۱۴۰۱

https://kprf.ru/party-live/cknews/213321.html



از ورای طوفان‌‌های خصمانه…

واسیلی آندریویچ پاپوف، عضو کمیتۀ ف. اِ. دزرژینسکی، نویسنده، روزنامه‌‌نگار

برگردان از ا. م. شیری

بمناسبت ۱۴۵-مین سال تولد فلیکس ادمونداویچ دزرژینسکی

۱۴۵ سال از تولد فلیکس ادمونداویچ دزرژینسکی، فعال برجستۀ دولتی و حزبی، انقلابی پر شور، مبارز راه سعادت مردم محروم، رفیق و همرزم ولادیمیر ایلیچ لنین و یوسف ویساریونویچ استالین گذشت. در میان مردم، فلیکس دزرژینسکی، شاید به بالاترین مقام-«شهسوار انقلاب» رسید.

او یک مبارز آبدیده و انعطاف‌‌ناپذیر علیه رژیم تزاری، یک انقلابی سرسخت، یک کمونیست مؤمن، یک مرد با ارادۀ آهنین، یکی از شرکت‌کنندگان در ساختن جامعۀ نوین سوسیالیستی بود.

باور انقلابی، هوشیاری، انضباط آهنین، سازش‌ناپذیری نسبت به دشمنان انقلاب، مراقبت و ظرافت توجه به مردم و منافع زحمتکشان باعث شد که او به یک سازمانگر اصلی در مبارزه با دشمنان سازندگی سوسیالیستی، حزب کمونیست، حزب بلشویک‌های لنینی تبدیل شود. بدلیل همین ویژگی‌ها، برای او ارزش و احترام قائل بودند، به سخت‌ترین و مسئولانه‌ترین عرصه‌های کاری، جایی که اقدامات فوری و مهارت‌های سازمانی بالا، اعتقاد سیاسی و صرف نیرو لازم بود، اعزام می‌کردند.

در مورد این انسان شگفت‌انگیز بسیار می‌توان صحبت کرد و نوشت. اما ما با نیکولای الکساندرویچ مارتسلوف تصمیم گرفتیم از زادگاه این انقلابی بزرگ، فعال حزبی و دولتی نامدار، مبارز سخت‌کوش، میهن‌پرست دورۀ شوروی در ملک خانوادگی سابق دزرژینوف واقع شهر دزرژینسک در جمهوری برادر بلاروس بازدید کنیم.

فلیکس ادمونداویچ دزرژینسکی در تاریخ ۱۱ سپتامبر سال ۱۹۷۷ در خانوادۀ یک خرده مالک، معلم ژیمناستیک، در مزرعۀ خانوادگی دزرژینوف واقع در استان ویلنا (قلمرو کنونی بلاروس) دیده به جهان گشود. او از نظر ملیت، لهستانی و بلحاظ باور و اعتقاد، یک میهن‌پرست و کمونیست- انترناسیونالیست بود.

پدرش در سن پنج سالگی فلیکس در اثر بیماری سل درگذشت. او خیلی زود به مبارزات انقلابی، به حلقۀ خودآموزی سوسیال دموکرات پیوست و در آنجا برای اولین بار با ادبیات مارکسیستی آشنا شد. در سال ۱۸۹۴، در سن ۱۷ سالگی با گروهی از همسالان خود سوگند یاد کرد که تا آخرین نفس با شرّ مبارزه کند. او رؤیای جوانی خود را در زندگی کوتاه اما پر از کشمکش با گذر از زندان، تبعید، کار سخت، محرومیت و دشواری طی کرد. در نتیجه، فلیکس ادموندوویچ نوشت: «من با تمام وجودم تلاش کردم تا هیچ بی‌عدالتی، جنایت، می‌خواری، تباهی، افراط و تفریط، تجمل بیش از حد، فاحشه‌خانه‌ها در جهان وجود نداشته باشد…برای اینکه ظلم، جنگ برادرکشی، خصومت ملی وجود نداشته باشد…».

بدلیل چنین مواضعی، بسیاری‌ها او را دوست داشتند و از وی قدردانی می‌کردند، در حالی که برخی‌های دیگر به شدت از او متنفر بودند و تا به امروز نیز متنفرند.

فلیکس ادموندویچ با کتاب «چه باید کرد؟»، اثر ولادیمیر ایلیچ لنین و روزنامۀ بلشویکی «ایسکرا» (شراره، اخگر) ابتدا در خارج از امپراتوری روسیه آشنا شد. در آنجا همراه با همرزمانش فعالانه به مبارزه برای ایجاد یک حزب مارکسیست انقلابی تلاش کرد. برغم فعالیت انقلابی وی، فلیکس در سال ۱۹۰۶، هنگام برگزاری کنگرۀ چهارم (وحدت) حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه در استکهلم برای نخستین بار با لنین ملاقات کرد. در کنگره، سوسیال دموکرات‌های لهستان و لیتوانی به حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه پیوستند و فلیکس دزرژینسکی به عضویت کمیتۀ مرکزی این حزب انتخاب شد. او در رویدادهای انقلابی سال‌های ۱۹۰۵-۱۹۰۷ فعالانه شرکت کرد. در سال ۱۹۰۵، او تظاهرات اول ماه مه را در ورشو رهبری کرد، بعنوان نماینده سوسیال دموکرات‌های لهستان در سازمان انقلابی- نظامی ورشو، وابسته به حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه فعالیت کرد. اما فعالیت او در شرایط آزادی طولی نکشید. بطوریکه در دسامبر سال ۱۹۰۶، فلیکس را دوباره بازداشت کردند. در سال ۱۹۰۹ دزرژینسکی از تبعید گریخت و مخفیانه به خارج از کشور رفت. اگر چه زندان و تبعید این انقلابی را آبدیده‌تر کرد، اما به سلامتی وی آسیب رساند. او به سختی بیمار شد ولی فعالیت انقلابی خود را متوقف نکرد.

دزرژینسکی در سال ۱۹۱۰ با صوفیه موشکات-انقلابی حرفه‌ای ازدواج کرد. پس از بازگشت به روسیه در سال ۱۹۱۲، او باز هم بازداشت شد و در سال ۱۹۱۴ به سه سال زندان با اعمال شاقه محکوم گردید. دورۀ بازداشت خود را در زندان ورشو و سپس زندان مرکزی آرلوف گذراند. در سال ۱۹۱۶ طی محاکمۀ مجدد به ۶ سال زندان با اعمال شاقّه محکوم گردید که این دوره را در زندان بوترسکی مسکو گذراند و در مارس سال ۱۹۱۷ از آنجا آزاد شد.

پس از انقلاب فوریه به عضویت کمیتۀ مسکوی حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه (بلشویک) درآمد. سخت است گفتن اینکه اگر انقلاب اکتبر به وقوع نمی‌پیوست، فلیکس ادموندویچ چند سال در سیاه‌چال‌های تزاری سپری می‌کرد.

برغم بیماری، دزرژینسکی بلافاصله به مبارزات انقلابی در سازمان حزبی مسکو پیوست. بلشویک‌های مسکو به او اعتماد بالایی نشان دادند و او را به عنوان نماینده به کنفرانس آوریل حزب فرستادند. دزرژینسکی در کار کنفرانس و متعاقباً در کار کنگرۀ ششم حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه (بلشویک) فعالانه مشارکت کرد. این کنگره تصمیم گرفت که حزب بلشویک را برای قیام مسلحانه و پیروزی انقلاب سوسیالیستی آماده کند.

فعالیت‌های انقلابی فلیکس ادموندوویچ با قدردانی صمیمانۀ رفقای حزبی او استقبال شد. برای رهبری قیام، در نشست کمیتۀ مرکزی حزب در ۱۶ اکتبر سال ۱۹۱۷، مسئولیت شعبۀ نظامی- انقلابی حزب به وی سپرده شد. از این لحظه به بعد، به فعالیت خود بعنوان یکی از  سازماندهان و رهبران قیام مسلحانۀ اکتبر ادامه داد.

پس از پیروزی حاکمیت شورایی، دشمنان به مبارزۀ شدیدی علیه کارگران و رهبران آن- ولادیمیر ایلیچ لنین، یوسف ویساریونویچ استالین، میخائیل ایوانویچ کالینین، کلیمنت یفرم‌اویچ واراشیلوف، ویچسلاو میخائیل‌اویچ مولوتوف و دیگران دست زدند. طبقات استثمارگر، براندازان ورشکسته و «اشراف شما» شورش‌های ضد شوروی، توطئه‌ها، خرابکاری‌ها، تخریب عمدی کارخانه‌ها و مؤسسات را سازماندهی کردند (تقریباً همانند سال‌های بعد از ۱۹۹۱).

در این شرایط، دستاوردهای انقلاب با خطر مرگبار مواجه شده بود. با توجه به وضعیت پیش آمده، در ۷ دسامبر ۱۹۱۷، شورای کمیسرهای خلق (شورای وزیران. م.) به پیشنهاد ولادیمیر ایلیچ لنین قطعنامه‌ای مبنی بر تشکیل کمیتۀ فوق‌العاده (کمیتۀ اطلاعات و امنیت) روسیه زیر نظر شورای کمیسرهای خلق برای مبارزه با ضد انقلاب، احتکار و خرابکاری تصویب کرد. دزرژینسکی به رهبری آن انتخاب شد. کمیتۀ فوق‌العاده تحت رهبری او قاطعانه با دشمنان انقلاب مبارزه کرد و از آرمان‌های دولت جدید و زحمتکشان دفاع کرد. فعالان کمیته موفق شدند بسیاری از توطئه‌های ضدانقلابی دشمنان داخلی و خارجی را کشف و خنثی نمایند. آن‌ها فعالیت‌های ضد شوروی بسیاری از سازمان‌های جاسوسی کشورهای امپریالیستی- آمریکایی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، لهستانی، ژاپنی و دیگران را سرکوب کردند.

از مارس ۱۹۱۹ تا ژوئیه ۱۹۲۳، دزرژینسکی رهبری کمیتۀ فوق‌العاده و کمیساریای امور داخلی و ریاست واحدهای شبه‌نظامی وابسته به شورای نظامی نیروهای امنیتی را به طور همزمان بر عهده داشت.

فلیکس ادموندویچ از اعتبار فوق‌العاده بالا در حزب برخوردار بود. به همین دلیل، حل و فصل سخت‌ترین مسائل مرتبط با سازندگی زندگی جدید به او سپرده می‌شد. در ژانویۀ ۱۹۲۱ با پیشنهاد لنین، نزد کمیتۀ اجرایی مرکزی سراسری روسیه، یک کمیسیون ویژه برای مبارزه با بی‌خانمانی کودکان تشکیل، و فلیکس دزرژینسکی به ریاست آن منصوب گردید. او با تکاپوی خاص خود در مسیر رفع بی‌خانمانی به نفع مردم فعالیت کرد. تحت رهبری او صدها پرورشگاه و مجتمع کاری تأسیس شد.

در ۱۴ آوریل ۱۹۲۱، کمیتۀ مرکزی حزب فلیکس ادموندوویچ را به عنوان کمیسر مردمی راه و ترابری منصوب کرد. او با اجرای دستورات حزب، در بسیج منابع غذایی و رساندن غلّه به مناطق قحطی‌زدۀ کشور با جمعیتی حدود ۲۵ میلیون نفر کار بزرگی انجام داد. در همین حال، پست ریاست کمیتۀ فوقالعاده و کمیساریای امور داخلی را ترک نکرد.

اعتبار بالای دزرژینسکی با این واقعیت نیز مشهود است که در اوایل فوریه ۱۹۲۴ کمیتۀ اجرایی مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی او را به عنوان رئیس شورای عالی اقتصاد ملی تأیید کرد، جایی که فلیکس ادموندوویچ با توان مبارزاتی خاص خود برای سازماندهی سوسیالیستی کشور مبارزه کرد. او تا آخرین نفس برای تحقق ایده‌های لنین در راه ساختن سوسیالیسم تلاش کرد. آفتاب درخشان زندگی دزرژینسکی ناگهان در ۲۰ ژوئیۀ ۱۹۲۶ غروب کرد.

او در پلنوم مشترک کمیتۀ مرکزی و کمیسیون نظارت مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی (بلشویک) در دفاع از وحدت لنینی حزب کمونیست سخنرانی کرد. وی در سخنرانی خود از گئورگی پیاتاکوف انتقاد کرد و او را «بزرگترین اخلالگر در صنایع» خواند و لو کامنف را مستقیماً متهم کرد که بجای کار، سیاست‌ورزی می‌کند.

دزرژینسکی در مبارزه با دشمنان طبقاتی، با خائنان، فرصت‌طلبان، لیبرال‌ها و لفاظان قاطع و آشتی‌ناپذیر بود. او به عنوان یک کمونیست و انساندوست واقعی به آرمان‌های خود وفادار ماند و بی‌رحمانه با دشمنان داخلی و خارجی مبارزه کرد.

دشمنان حاکمیت شورایی چشم دیدن او را نداشتند، از او انتقام گرفتند و هنوز هم انتقام می‌گیرند. او سختگیر، مطالبه‌گر، اما صادق و منصف بود. کشور ما همیشه نیازمند چنین رهبران، کمونیست‌ها، چکیست‌ها (مقام امنیتی) می‌باشد. زیرا، دشمن هشیار است.

زمان یادآوری خاطرۀ عزیز فلیکس ادمونداویچ دزرژینسکی، میهن‌پرست صادق اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی و روسیه، مردی که در سخت‌ترین سال‌های شکل‌گیری حاکمیت خلق، کارهای بزرگی برای کشور و مردم انجام داد، فرارسیده است. لازم است این امر خیر با مرمت بنای یادبود او در میدان لوبیانکا (دزژینسکی) در مسکو آغاز شود.

دسامبر امسال صدمین سالگرد تشکیل اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، که فلیکس ادموندوویچ یکی از خالقان آن بود، برگزار می‌شود. مایلم اظهار اطمینان کنم که دزرژینسکی سالگرد کشور ما را دوباره در میدان لوبیانکا جشن خواهد گرفت.

در روزهای جشن ماه مه، ما همراه با نیکولای الکساندرویچ مارتسلوف، نویسنده و روزنامه نگار، از سرزمین تاریخی او در بلاروس امروزی دیدن کردیم. تقریباً به سرتاسر جمهوری سفر کردیم (۲۷۰۰ کیلومتر). ما از بسیاری از اماکن تاریخی و مناطق نبرد با نازی‌ها بازدید کردیم و به کشته شدگان جنگ ادای احترام نمودیم. از محل سابق اردوگاه‌های مرگ فاشیست‌ها، از خط استالین و مناطق دیگر دیدن کردیم. در بلاروس دیدیم، که گذشتۀ تاریخی شوروی ما مورد احترام و ارزش قرار می‌گیرد. ما در سفر به شهر دزرژینسک، هنگام بازدید از موزه- مزرعۀ خانوادگی دزرژینوف، جایی که فلیکس ادموندوویچ، این فرزند نامدار دورۀ شوروی در آن متولد شد، به این واقعیت پی بردیم.

مدیر موزه- مزرعۀ خانوادگی دزرژینوف، ترزیا نیکولایونا چویکو، زنی جذاب که به طور استثنایی به دنبال هدفی است که سال‌های زیادی از زندگی خود را وقف آن نموده، به گرمی از ما استقبال کرد. او شخصاً ما را در موزه همراهی کرد، شجره‌نامۀ خانوادۀ دزرژینسکی، بستگان و سرنوشت دشوار برادران فلیکس ادموندوویچ را با جزئیات توضیح داد.

بسیاری از ساختمان‌ها حفظ نشده است. به جای آن‌ها (بر روی پایۀ آن‌ها) ساختمان‌های جدید (مطابق عکس‌های باقی مانده) احداث گردیده است. البتّه، کمی از مبلمان اصلی و برخی وسایل باقی مانده و باقی مانده‌ها هم در وضعیت نمونه نگهداری می‌شوند. همۀ این‌ها نشانۀ دقت و توجه به تاریخ ما، به فرزند بزرگ لهستان، روسیه و شوروی- فلیکس دزرژینسکی می‌باشد.

با تشکر فراوان از ترسیا نیکولایونا، و از همۀ کارکنان موزه برای مراقبت مهربانانه از یادوارۀ مبارز پرشور در راه سعادتمندی توده‌های زحمتکش!

[یاد انقلابیون بزرگ را همواره عزیز بداریم تا دشمن خیال نکند آن‌ها فراموش شدگانند!]

۲۳ شهریور- سنبله ۱۴۰۱

https://sovross.ru/articles/2316/58300



افول امپراتوری بریتانیا

افول امپراتوری بریتانیا ۷۵ سال پیش آغاز شد، اکنون خود بریتانیا در حال افول است.

والنتین کاتاسانوف (Valentin KATASONOV)، پروفسور، دکتر علوم اقتصاد

ا. م. شیری

اقتصاد بریتانیا چندین سال عقب خواهد افتاد.

امپراتوری استعماری بریتانیا طی چندین قرن شکل گرفت. در قرن نوزدهم، مستعمرات بریتانیا در پنج قاره قرار داشتند. این امپراتوری در سال ۱۹۱۹، زمانی که بریتانیا بر ۳۱۸۷۸۹۶۵ کیلومتر مربع اراضی یا حدود ۲۲ درصد از خشکی کرۀ زمین حکمرانی می‌کرد، به نقطۀ اوج خود رسید. کل جمعیت امپراتوری تقریباً به نیم میلیارد نفر می‌رسید که حدود یک چهارم ساکنان زمین بود.

هندوستان بزرگترین اراضی تصرفی لندن بود. کارل مارکس در سال ۱۸۵۳ نوشت: «وقایع جنگ هفت ساله، شرکت هند شرقی را از یک قدرت تجاری به یک قدرت نظامی و سرزمینی تبدیل کرد. درست پس از آن بود که بنیان امپراتوری کنونی بریتانیا در شرق گذاشته شد» (ک. مارکس و ف. انگلس، مجموعه آثار، چاپ دوم، جلد ۹، صفحۀ ۱۵۲).

در نتیجۀ جنگ جهانی دوم نظام سوسیالیستی جهانی پدید آمد و روند فروپاشی نظام استعماری امپریالیسم آغاز گردید.

۷۵ سال پیش، در اثر فشار مبارزات قدرتمند ضد امپریالیستی، بریتانیا مجبور به اعطای استقلال به هند شد. مستعمرۀ سابق بر اساس اعتقادات مذهبی به هند و پاکستان تقسیم گردید. در سال ۱۹۴۸، برمه و سیلان مسیر توسعه مستقل در پیش گرفتند. در همان سال با تصمیم مجمع عمومی سازمان ملل متحد، حق قیمومیت بریتانیا بر فلسطین سلب شد و به جای آن دو کشور مستقل تشکیل گردید (عربی و یهودی). سپس، کشورهای سودان (در سال ۱۹۵۶)، غنا (مستعمرۀ سابق بریتانیا در ساحل طلایی، در سال ۱۹۵۷)، مالایا (در سال ۱۹۵۷)، سومالی (در سال ۱۹۶۰) و غیره از زیر سلطۀ استعماری بریتانیا آزاد شدند. فهرست کشورها و مناطقی که از پادشاهی بریتانیا استقلال یافتند تا سال ۱۹۹۷ تکمیل شد. درست یک ربع قرن پیش، لندن حاکمیت هنگ کنگ را به چین واگذار کرد.

[لازم به ذکر است، که با واگذاری حاکمیت هنگ کنگ به چین، فهرست کشورهای رها شده از زیر سلطۀ استعماری انگلیس هنوز تکمیل نشده است. زیرا، استعمار بریتانیا در کشورهای پهناوری مانند کانادا، استرالیا، زلاندنو و تعدادی دیگر، تحت عنوان کشورهای «مشترک المنافع» کماکان ادامه دارد. تا جائیکه نخست وزیران این کشورها با تأئید پادشاه انگلیس عزل و نصب می‌شوند. ضمنا، هنگامی که صحبت از استعمار به میان می‌آید، علاوه بر اشغال و غارت مستعمرات، قتل‌عام و نسل‌کشی جنون‌آمیز صدها ملت و خلق و قوم بومی این سرزمین‌ها، نابودی فرهنگ، زبان، اخلاق و آداب و سنن تاریخی آن‌ها در مقابل چشم مجسم می‌گردد. م.].

فروپاشی امپراتوری استعماری بریتانیا که از ۷۵ سال پیش آغاز شد، ۲۵ سال به طول انجامید. استعمارگر سابق- «پادشاهی بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی» یک ربع قرن است که بدون مستعمرات و دیگر مناطق وابسته زندگی می‌کند. مساحت این پادشاهی متوسط ​​است- ۲۴۲۵۰۰ کیلومتر مربع (۷۶ صدم درصد از مساحت اراضی تصرفی استعماری بریتانیا در سال ۱۹۱۹) با جمعیت ۶۷ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر (۸۶ صدم درصد از کل جمعیت جهان).

در قرن گذشته، ایالات متحدۀ آمریکا بریتانیا را به عنوان یک رهبر جهانی تحت  فشار قرار داد. پس از جنگ جهانی اول، برابری ناپایداری بین آن‌ها برقرار شد. اما در نتیجۀ جنگ جهانی دوم، در نهایت آمریکا به جایگاه رهبری صعود کرد. بسیاری‌ها به درستی بر این باورند که در فروپاشی امپراتوری استعماری بریتانیا نه تنها اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی (این واقعیت غیرقابل انکار است)، بلکه ایالات متحدۀ آمریکا نیز نقش داشته و جایگزینی برای امپراتوری بریتانیا به نام صلح و آرامش آمریکایی (Pax Americana) نو استعماری ایجاد کرده است.

تاریخ اخیر بریتانیا با مفهوم کلی «زوال اروپا»، تألیف اسوالد اشپنگلر کاملاً مطابقت دارد. اشپنگلر یک قرن پیش افول کل تمدن غرب را پیش‌بینی کرد، با این فرض که ابتدا جهان قدیم شروع به زوال خواهد کرد و بعدا نوبت به دنیای جدید خواهد رسید…

دلیل اندیشیدنم به افول بریتانیا مطالب خبرگزاری بلومبرگ بود. این خبرگزاری در ۲ سپتامبر، مطالبی را تحت عنوان «بریتانیا از هند عقب مانده است و ششمین اقتصاد بزرگ جهان می‌شود»، منتشر کرد. سال گذشته، بریتانیا از نظر تولید ناخالص داخلی در رتبۀ پنجم جهان و پس از آن هندوستان در رتبۀ ششم قرار داشت. این رتبه‌بندی بر اساس ارزیابی نتایج کل سال بود. اما در سه ماهۀ آخر سال ۲۰۲۱، مستعمرۀ سابق بریتانیا از بریتانیا پیشی گرفت و به پنجمین اقتصاد بزرگ تبدیل گردید. محاسبۀ تولید ناخالص داخلی بر اساس دلار آمریکا به صورت اسمی و با استفاده از نرخ مبادلۀ دلار در آخرین روز سه ماهه انجام می‌شود. بنا به گزارش صندوق بین‌المللی پول، در سه ماهۀ اول سال جاری، هند برتری خود را تقویت کرد. حجم اقتصاد هند در سه ماه نخست سال به ۸۵۴ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار رسید. در انگلستان این رقم برابر با ۸۱۶ میلیارد دلار بوده است.

به گفته کارشناسان بلومبرگ، فاصلۀ مستعمرۀ سابق با متروپل افزایش خواهد یافت. اقتصاد بریتانیا را تورم فراگرفته است. همۀ نشانه‌های رکود اقتصادی که احتمالاً قبل از پایان سال آغاز خواهد شد، بوضوح مشاهده می‌شود. رشد تولید ناخالص داخلی بریتانیا در سه ماهۀ اول، تنها ۸ دهم درصد بود. سه ماهۀ دوم با کاهش ۱ دهم درصدی تولید ناخالص داخلی به پایان رسید. بر اساس پیش‌بینی بانک مرکزی انگلستان در بهار، تولید ناخالص داخلی بریتانیا ۳ و نیم درصد افزایش خواهد یافت. بلومبرگ در اواسط تابستان پیش‌بینی را تغییر داد و نوشت: تولید ناخالص داخلی ۲۵ صدم درصد کاهش خواهد یافت. و در ماه اوت، پیش‌بینی را اصلاح کرد و گفت که کاهش تولید ناخالص داخلی یک و نیم درصد خواهد بود. جایگزینی لیز تراس در صندلی نخست وزیر با بوریس جانسون به این واقعیت منجر شد که کارشناسان دوباره به تجدید نظر در پیش‌بینی‌ها در سمت وخامت شروع کردند. قابلیت لیز تراس در تصمیم‌گیری درست در زمینۀ اقتصاد حتی پایین تر از توانایی سلف او است. همان بانک مرکزی انگلستان که در ماه اوت از وجود نشانه‌های رکود اقتصادی صحبت می‌کرد، اکنون با پیش‌بینی اینکه رکود ممکن است تا سال ۲۰۲۴ ادامه داشته باشد، «خشنود» شده است.

و در این زمینه، بلومبرگ با پیش‌بینی رشد اقتصادی هند می‌نویسد: رشد تولید ناخالص داخلی این کشور در سال جاری ۷ درصد برآورد می‌شود! مسیرهای اقتصادی مستعمرۀ سابق و استعمارگر سابق آن با هم متفاوت است: پیش‌‌بینی می‌شود اقتصاد هند تا سال ۲۰۲۷، یک پنجم بزرگتر از اقتصاد بریتانیا باشد.

در دهۀ گذشته رتبه‌بندی کشورها بر حسب تولید ناخالص داخلی محاسبه شده (بر اساس نرخ رسمی ارز ملی) به صورت زیر بوده است: ایالات متحدۀ آمریکا، چین، ژاپن، آلمان، بریتانیا. هندوستان در همان دهه در جایگاه یازدهم قرار داشت. در پایان سال ۲۰۲۲، هند و بریتانیا جای خود را عوض خواهند کرد.

البتّه، اقتصاددانان از آنجایی که به شاخص‌های تولید ناخالص داخلی که «به ارزش اسمی» اندازه‌گیری می‌شوند، اعتماد ندارند، ترجیح می‌دهند اقتصادها را با استفاده از شاخص تولید ناخالص داخلی در برابر قدرت خرید پول ملی نسبت به دلار آمریکا مقایسه کنند. و اگر از این روش عینی‌تر برای اندازه‌گیری اقتصاد استفاده کنیم، معلوم می‌شود که هند مدت‌هاست که از استعمارگر سابق خود پیشی گرفته است. بر اساس داده‌های صندوق بین‌المللی پول برای سال ۲۰۲۱، در زیر، فهرست ۱۰ کشور برتر از نظر قدرت خرید ارز ملی که بر مبنای تولید ناخالص داخلی محاسبه شده،  ذکر می‌شود (در پرانتز – سهم در کل جهان، به درصد): ۱- چین (۱۸و ۶۲ صدم)؛ ۲- آمریکا (۱۵ و ۷۴ صدم)؛ ۳-هند (۶ و ۹۹ صدم)؛ ۴- ژاپن (۳ و ۸۴ صدم)؛ ۵- آلمان (۳ و ۳۲ صدم)؛ ۶- روسیه (۳ و ۷ صدم)؛ ۷- اندونزی (۲ و ۴۴ صدم)؛ ۸- برزیل (۲ و ۳۵ صدم)؛ ۹- انگلستان (۲ و ۳۳ صدم)؛ ۱۰- فرانسه (۲ و ۳۰ صدم).

همانطور که می‌بینید، بلومبرگ موقعیت هند در اقتصاد جهانی را به وضوح دست کم گرفت، در حالی که موقعیت بریتانیا را، برعکس، بیش از حد ارزیابی کرد. چند سالی است که هند سومین اقتصاد بزرگ جهان است و بریتانیا در انتهای فهرست ۱۰ اقتصاد برتر جهان قرار دارد. ضمناً، بر اساس گزارش بانک جهانی، بریتانیا نه در رتبۀ نهم، بلکه در رتبۀ دهم (پس از فرانسه) قرار دارد.

طبق گزارش صندوق بین‌المللی پول، کل تولید ناخالص داخلی ۱۰ کشور پیشرو در سال گذشته ۶۰ و ۹۰ صدم درصد بوده است. از این میزان آن‌ها (آمریکا، ژاپن، آلمان، انگلستان و فرانسه)، کشورهایی که ما آن‌ها را غرب جمعی می‌نامیم، ۳۷ و ۵۳ صدم درصد، یعنی کمتر از نیمی (۴۵ درصد) را به خود اختصاص داده‌اند. و بیش از نیمی (۵۵ درصد) آن سهم کشورهایی است که به نوعی در نقطه مقابل غرب جمعی قرار دارند.

بر اساس گزارش بلومبرگ در ۲ سپتامبر ما ناچاریم یک بار دیگر به این بیاندیشیم که نقشۀ اقتصادی جهان چقدر سریع می‌تواند تغییر کند. بسیاری‌ها در مورد دلایل این ناهنجاری‌ها گمانه زنی کرده‌اند. ولادیمیر لنین در کتاب امپریالیسم بمثابه بالاترین مرحلۀ رشد سرمایه‌داری (۱۹۱۶) نوشت، که تحت امپریالیسم، «قانون توسعۀ نامتوازن اقتصادی و سیاسی سرمایه‌داری عمل می‌کند». پس از فروپاشی نظام استعماری، پاندول (آونگ) به سمت دیگری رفت: اقتصاد مستعمرات سابق شروع به رشد کردند ولی متروپل‌های سابق در حال پژمردن بودند.

اغلب این نوسان را «قانون آونگ» می‌نامند. این قانون در مطالب آماری گذشته‌نگر که توسط مورخ اقتصادی بریتانیایی آنگوس مدیسون (Angus Maddison- ۱۹۲۶-۲۰۱۰) طی سالیان زیادی گردآوری شده، به وضوح قابل مشاهده است. رتبه‌بندی توسعۀ اقتصادی کشورها در قرن‌های گذشته که توسط وی جمع‌آوری شده، با تصویر امروزی کاملاً متفاوت است (رجوع کنید: اِ. مدیسون، خطوط کلی اقتصاد جهان. ۱- سال‌های ۲۰۳۰: مقالات تاریخ اقتصاد کلان. م. ۲۰۱۲).

مثلاً، در نیمۀ نخست قرن نوزدهم، مرکز زندگی اقتصادی بشر نه اروپا، بلکه آسیا بود. به گفتۀ اِ. مدیسون، سهم هندوستان و چین از تولید ناخالص داخلی جهان در نیمه اول قرن نوزدهم ۴۰ تا ۵۰ درصد بود و تا سال ۱۹۵۰، سهم آن‌ها به ۹ درصد کاهش یافت. و چندین دهه است، که دو غول آسیایی انتقام ضررهایی را که از سرکوب مستقیم (هند) و غیرمستقیم (چین) استعماری بریتانیا متحمل شدند، می‌گیرند. در پایان سال گذشته، مجموع سهم هند و چین از یک چهارم تولید ناخالص داخلی جهان فراتر رفت. برخی از پژوهشگران اقتصادی معتقدند که این فقط آغاز است. یک آونگ عرفانی می‌تواند دو کشور آسیایی را به جایگاهی که دو قرن پیش داشتند، بازگرداند. این امر، به ویژه در مورد هند صادق است. پتانسیل رشد چین در حال حاضر به فرسودگی نزدیک شده است (رونق اقتصادی چین تقریباً چهار دهه به طول انجامید) و هند کشوری است که پتانسیل اقتصادی آن به تازگی در حال آشکار شدن است.

بسیاری از کارشناسان، آیندۀ بزرگ اقتصادی هند را پیش‌بینی می‌کنند. به عنوان مثال، آژانس مشاورۀ «PricewaterhouseCoopers» به طور منظم گزارش‌هایی با عنوان «اقتصاد جهانی در سال ۲۰۵۰» تهیه می‌کند. همه ساله تغییراتی در آن‌ها داده می‌شود. در همه حال، رتبۀ اول را در رتبه‌بندی اقتصادهای جهان در اواسط قرن بیست و یکم به چین و رتبۀ دوم را به هند اختصاص می‌دهد. به عقیدۀ کارشناسان این آژانس، در مجموع، سهم آن‌ها در تولید ناخالص داخلی جهانی از ۳۵ درصد فراتر خواهد رفت.

تصویر پویایی اقتصادی «معشوقۀ جهان» سابق با انتشار آژانس بلومبرگ در ۲۲ اوت تکمیل گردید: با بررسی مجدد ارقام معلوم شد بزرگترین انقباض در اقتصاد بریتانیا از سال ۱۷۰۹ آغاز شد و مشخص شد، که کاهش تولید ناخالص داخلی در سال گذشته (آن‌ها معتقدند صرفاً به دلیل «همه گیری» بود)، نه ۹ و ۳ دهم درصد، بلکه ۱۱٪ بود. و این شدیدترین سقوط در طول سه قرن اخیر در تاریخ بریتانیا می‌باشد. رشد تولید ناخالص داخلی در سال گذشته به ۷ و نیم درصد رسید که نتوانست زیان‌های سال قبل را جبران کند. و با توجه به اینکه «رشد منفی» تولید ناخالص داخلی در پایان سال جاری پیش‌بینی می‌شود، به راحتی می‌توان نتیجه گرفت که اقتصاد بریتانیا چندین سال به عقب برمی‌گردد.

۲۱ شهریور- سنبله ۱۴۰۱

https://www.fondsk.ru/news/2022/09/10/zakat-britanskoj-imperii-nachalsja-75-let-nazad-sejchas-zakatyvaetsja-sama-britania-57154.html