تجمعات بازنشستگان تامین اجتماعی در تهران و چند شهر کشور امروز ۱۸مرداد در اعتراض به عدم اجرای مصوب شورایعالی کار (افزایش دستمزد ۱۴۰۱) از سوی دولت ادامه یافت. همزمان امروز کارگران پروژهای شرکت آرام پارس شاغل در پتروشیمی هنگام در اعتراض به عدم پرداخت دستمزد خردادماه اعتصاب کرده و در محوطه کارگاه دست به تجمع زدند. امروز همچنین در مشهد کارگران پایپینگ پیمانکاری رحیمی شاغل در پروژهی نیروگاه برق فردوسی مشهد در اعتراض به عدم پرداخت دستمزد خردادماه اعتصاب کرده و در مقابل درب نیروگاه دست به تجمع زدند.
امروز هجدهم مرداد ماه بازنشستگان تامین اجتماعی باز هم به خیابان ها آمدند و در اعتراض به عدم اجرای مصوب شورایعالی کار(افزایش دستمزد ۱۴۰۱) در حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی در تهران و اهواز واراک واصفهان و شوش و شوشتر و دزفول دست به راهپیمایی و تجمع اعتراضی زدند .
با گذشت چهار ماه از سال افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد و مصوب شورایعالی کار در خصوص افزایش ۳۸درصد به اضافه ۵۵۰ هزارتومان حقوق بازنشتگان تامین، همچنان با وعده وعید های دولت و مجلس در حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی اعمال نگردیده است. با وجود تجمعات مستمر بازنشستگان در سراسر کشور تاکنون وضعیت این افزایش حقوق برای بازنشستگان تامین اجتماعی اعمال نشده و کلا ده درصد این افزایش صورت گرفته است.
بازنشستگان شعارهایی علیه رئیسی رئیس جمهور و مسئولان دولتی و صدا وسیما سر میدادند و همچنین در شعارهایشان خواستار آزادی کارگران ومعلمان زندانی بودند.
اطلاعیۀ دبیرخانۀ کمیتۀ مرکزی دربارۀ برگزاری هفتمین کنگرۀ حزب تودۀ ایران (کنگرۀ رفیق علی خاوری)
هفتمین کنگرۀ حزب تودۀ ایران (کنگرۀ رفیق علی خاوری) با شرکت رفقای نماینده، منتخب از واحدهای حزبی، تشکیل گردید. کنگره پس از انتخاب رئیس سنی، بهیاد همهٔ جانباختگان راه آزادی و جانباختگان تودهای یک دقیقه سکوت اعلام کرد. در پی پخش سرود حزب، نمایندگان کنگره هیئترئیسهٔ هفتمین کنگره را انتخاب کردند و کار رسمی آغاز شد. رفقای نماینده بهبررسی سندهایی که در دستورکار کنگره بود پرداختند.
سندهای دستورکار کنگره عبارت بودند از:
۱. مشخصههای عمدهٔ اوضاع جهان و ایران از دیدگاه حزب تودهٔ ایران؛
۲. جهانبینیِ حزب تودهٔ ایران، و طرح برنامهٔ پیشنهادی حزب تودهٔ ایران پیرامون حکومت ملّی و دموکراتیک؛
۳. منشوری برای اتحادِعمل و آزادی ایران از چنگال دیکتاتوری؛
۴. حزب تودۀ ایران، انقلاب ملّی-دموکراتیک: نقشهٔ راه حزب تودهٔ ایران برای دگرگونیهای بنیادین و دموکراتیک در سطح ملّی؛
۵. حزب تودهٔ ایران، مارکسیسم-لنینیسم و دوران ما؛
۶. گزارش کمیتۀ مرکزی به هفتمین کنگرۀ حزب تودۀ ایران؛
۷. گزارش شعبهها و کمیسیونهای کمیتهٔ مرکزی.
پس از بحث و تبادلنظر رفقای نمایندهٔ کنگره دربارهٔ سندهای مورداشاره در بالا، این سندها با اکثریت قاطع آراء بهتصویب هفتمین کنگرهٔ حزب تودهٔ ایران رسید.
بر اساس پیشنهاد ارائه شده از سوی کمیتۀ مرکزی منتخب ششمین کنگرۀ حزب، بهپاس هشت دهه مبارزهٔ خللناپذیر و نقش ویژه و تاریخی رفیق خاوری در احیا و برافراشته نگاه داشتن پرچم حزب تودۀ ایران پس از یورش خشن و خونین حکومت جمهوری اسلامی به حزب ما، و همچنین بهاحترام منش والای حزبی، انقلابی و انسانی این رفیق، هفتمین کنگرۀ حزب تودهٔ ایران “کنگرۀ رفیق علی خاوری” نامیده شد.
بر اساس پیشنهاد مطرح شده در جریان کنگره تغییرهایی بسیار اندک در اساسنامهٔ حزب بهمنظور بهروز کردن آن بهتصویب رسید. کنگره مقرر کرد که کمیتهٔ مرکزی جدید برای بررسی همهجانبهٔ اساسنامه حزب و مقررات کار مخفی کمیسیونی بهاین منظور تعیین کند.
بررسی کردن وضعیت حساس کشور، اوج گرفتن جنبش اعتراضی تودهها بر ضد حکومت جمهوری اسلامی، و ضرورت برگزیدن شعار تاکتیکیای مناسب از سوی حزب تودۀ ایران ازجمله بحثهای مهم هفتمین کنگرۀ حزب تودۀ ایران بودند. رفقای نماینده توافقنظر داشتند که پس از طرد رژیم ولایت فقیه از نظام سیاسی کشور، ضروری است حزب بر این امر مهم و اصلی متمرکز گردد که برای برپایی چگونه حکومتی میبایست مبارزه کرد. رفقای نماینده در هفتمین کنگرۀ حزب پس از بحثهای طولانی شعار: “با هم بهسوی تشکیل جبهۀ واحد ضد دیکتاتوری، برای آزادی، صلح، استقلال، عدالت اجتماعی، و برپایی جمهوری ملی و دموکراتیک” را در حکم شعار محوری حزب در شرایط کنونی تصویب کردند.
در فرصتهایی در خلال جریان کار کنگره رفقای نماینده از دریافت پیامهایی که از سوی بیش از چهل حزب کارگری و کمونیستی جهان به هفتمین کنگره حزب ارسال شده بود مطلع میگردیدند، پیامهایی پرشور که با ابراز احساسات گرم نمایندگان کنگره پاسخ داده میشد. در جریان کنگره بخشهایی از پیام رفقای رهبری حزب کمونیست آفریقای جنوبی، ونزوئلا، پرتغال، یونان، آکل (قبرس)، هند و حزب کمونیست فدراسیون روسیه بهاطلاع نمایندگان کنگره رسید.
هفتمین کنگرۀ حزب تودۀ ایران همچنین انتشار پیام هایی به شرح زیر را به تصویب رساند:
۱. به کارگران و زحمتکشان شهر و روستا؛
۲. به خانواده های جان باختگان راه آزادی و عدالت و خانواده های زندانیان سیاسی؛
۳. به زنان آزادی خواه ایران؛
۴. به خلق های زیر ستم و اقلیت های ملی-مذهبی؛
۵. به جوانان و دانشجویان مبارز و عدالت جوی ایران؛
۶. به حزبها، سازمانها، نیروها، و شخصیتهای ملی، آزادیخواه، و عدالتجوی ایران؛
۷. به نویسندگان، شاعران ، روزنامهنگاران، و هنرمندان (در همهٔ رشتههای هنری)؛
۸. به رزمندگان توده ای؛
۹. به حزب های کمونیست- کارگری جهان.
سندهای مصوب کنگره و پیامهای حزبهای کارگری و کمونیستی جهان به کنگره در شمارههای آینده “نامه مردم” منتشر خواهند شد.
نمایندگان کنگرهٔ هفتم در بخش پایانی کار کنگره اعضای کمیتۀ مرکزی جدید حزب تودۀ ایران را با رأی مخفی انتخاب کردند.
کنگره با پخش سرود انترناسیونال به کار خود پایان داد.
دبیرخانۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران
۲۴ خردادماه ۱۴۰۱
برگرفته از سایت حزب توده ایران
راه پیمایی بازنشستگان
امروز در ده ها شهر تجمع اعتراضی بازنشستگان ادامه یافت. در چندین شهر از جمله تهران و اراک، کسبه و بازاریان به اعتصابات دست زدند. تجمعات دیگری در سطح شهر تهران برگزار شد. در بسیاری از شهرها کارکنان مشاغل مختلف اعتصاب کردهاند. از جمله کارگران شرکتهای پیمانکاری مجتمع مس سونگون.
بر اساس ویدئوهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی در پی افزایش بیوقفه بهای دلار در ایران که به رکورد تاریخی ۳۳ هزار تومان رسیده امروز ۲۲ خرداد ۱۴۰۱ شماری از بازاریان تهران با شعار «ببندید، ببندید» خواهان تعطیل بازار شده و در خیابان تجمع کردند. نیروهای انتظامی در صدد متفرق کردن این اعتراض برآمدند. در ماههای اخیر اعتراضهای زیادی از سوی گروههای مختلف در شماری از شهرهای ایران برگزار شده است. در برخی از تصاویر منتشر شده از این اعتراضها، شرکتکنندگان شعارهای ضدحکومتی سر میدهند.
شماری از شهروندان شرق تهران نیز، امروز یکشنبه ۲۲ خرداد با تجمع مقابل اداره برق محله تهرانپارس، با سردادن شعار «مرگ بر این دولت مردمفریب» و «آب برق زندگی، حق مسلم ماست» تجمع اعتراضی برگزار کردند.
در ویدئویی که در شبکه های اجتماعی منتشر شده، حضور موتورسواران نیروی انتظامی برای متفرق کردن معترضان دیده می شود. شهروندگزارشگر می گوید: «رهبر درمانده حمله کرد».
در یکی دیگر از ویدئوهایی که از تجمع معترضان به قیمت دلار در تهران منتشر شده، مردم شعار میدهند: «مشکل ما حل نشه، تهران قیامت میشه.»
اعتراضات بازنشستگان تامین اجتماعی ایران به مصوبه افزایش ۱۰ درصدی مستمری و دستمزد، پس از حدود یک هفته همچنان ادامه دارد.
بازنشستگان در ده ها شهر از جمله مشهد، تبریز، خرم آباد، سنندج، نقده، بندرعباس، زنجان، شوش، شوشتر، همدان، اصفهان، ساری، بروجرد، کرج، اراک، کرمانشاه، اردبیل، اهواز و رشت در خیابان ها حضور یافتند.
در برخی شهرها این تجمعات همراه با راهپیمایی بوده است.
در پی تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی، یکشنبه، ۲۲ خرداد، نگهبانان اداره تامین اجتماعی کرج به معترضان در این شهرستان حمله کردند.
«توپ تانک فشفشه وزیر باید گم بشه»، «مرگ بر دولت بیکفایت»، «دولت مردم فریب حق ما را پس بده» و «وزیر بیکفایت خجالت خجالت» از جمله شعارهای معترضان است.
معترضان در کنار دیگر شعارهای ضد حکومتی، شعار «مرگ بر رئیسی» سر دادند.
امروز یکشنبه ۲۲ خردادماه ۱۴۰۱، کارگران شرکتهای پیمانکاری آجین، نوآوران، اولنگ و تأمین نیرو در اعتراض به عدم تحقق خواستههایشان دست به اعتصاب زدند.
ضرورت سازماندهی اعتراضهای مردمی و تلاش مشترک برای گذار از دیکتاتوری ولایی
در این شرایط، وظیفهٔ نیروهای ملی ترقیخواه و آزادیخواه است که با حمایت فعال خود از اعتراضهای کارگران، معلمان، کشاورزان، کارمندان، بازنشستگان، و همهٔ محرومان اجتماعی، و ایجاد پیوندهای واقعی و مؤثر با اعتراضهای مدنی و آزادیخواهانه، در راه حذف کامل حاکمیت مطلق ولایت فقیه بکوشند و کل حکومت را با تکیه بر جنبش مردمی به چالش بکشند و آن را در برابر خواستهای فوری مردم گامبهگام به عقبنشینی وادارند.
شتاب گرفتن فرایند افزایش قیمت انواع مواد غذایی در کشور نشان دهندهٔ فقط یکی از برآمدهای بحرانهای چندوجهی است که رژیم ولایت فقیه مردم را در آنها غرق کرده است. بحران معیشتی رو به وخامت، همراه با وضعیت بسیار خطرناک محیطزیست و نبود یا کمبود دسترسی به خدمات بهداشت و درمان عمومی و دارو، اثر بسیار مخربی بر زندگی مردم گذارده است.
اکثر مردم بهدرستی نگران آیندۀ خود و کشورند، زیرا برخلاف ادعاهای گزاف و توخالی علی خامنهای و دستگاه تبلیغاتی حکومتی، این روزها کاملاً برای همه روشن شده است که به دلیل وضعیت فلاکتبار اقتصادی و وضعیت بد خدمات اجتماعی و محیطزیست در حال نابودی، ثبات اجتماعی و امنیت ملی و حق حاکمیت کشور به خطر افتاده است. مهمتر آنکه مردم خوب متوجه شدهاند که سران جمهوری اسلامی ایران برای “حفظ نظام” سیاسی بر محور حکومت ولایت فقیه و برای ادامه و گسترش غارت سرمایههای مالی-تجاری که حکومت بر آنها- و نه پشتیبانی اکثریت زحمتکشان- متکی است، حاضرند با زندگی مردم و منافع ملی قمار کنند و آنها را بیش از پیش به خطر اندازند. مهمترین ابزار جمهوری اسلامی در این کار نیز نیروی سرکوب آن است.
در شرایط کنونی، زندگی برای اکثر زحمتکشان مزدبگیر و حقوقبگیر در شهرها و روستاها اساساً به گذران روز به روز و بقا، بدون خوشبینی به آیندهٔ بهتر، تبدیل شده است. برای آنان افق آیندۀ کشور و زندگی خانوادههایشان مبهم و تاریک است. طبقۀ کارگر ایران و دیگر لایههای زحمتکشان و تهیدستان، در واقع اکثریت مردم کشور، هر روز با گوشت و پوست خود عملکرد بیرحمانۀ اقتصاد سیاسی بهشدّت ناعادلانه در زیر حکومت سرکوبگر رژیم ولایی را حس میکنند.
اوجگیری اعتراضهای طیف گوناگون زحمتکشان در نقاط متعدد کشور و افزایش آگاهی اجتماعی در مورد ضرورت سازماندهی اعتراضها برای کسب حقوق صنفی و اجتماعی همراه با مبارزه بر ضد دیکتاتوری حاکم، بیش از پیش موجب هراس حکومت شده است. روشنترین نمونهٔ آن را در همین هفتۀ اخیر دیدیم که نهادهای امنیتی برای کنترل اوضاع مجبور به بازداشت رهبران تشکلهای کارگری و معلمان شدند. دیکتاتوری حاکم طبق روال معمولش برای انحراف افکار عمومی و از میان برداشتن هر نوع امکان سازمانیابی جنبشهای اعتراضی، بار دیگر متوسل به حربۀ پوسیدهٔ “خطر عامل خارجی” و “اتهام جاسوسی” زدن به فعالان صنفی در صدا و سیما و روزنامهٔ کیهان شد. هفتهٔ گذشته، دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی در صدا و سیما، فعالان صنفی و رهبران و سازماندهندگان اعتراضهای اخیر معلمان را به ارتباط داشتن با دو فرانسوی متهم کرد که اخیراً به اتهام “تلاش برای ایجاد آشوب و بیثباتسازی در کشور” بازداشت شدهاند.
اکثر مردم متوجه شدهاند که دستکم در سه دههٔ گذشته، همۀ جناحهای سیاسی مطرح در دستگاه حاکم- چه از سنخ اصولگرا، اصلاحطلب، و بهاصطلاح “تندرو” یا “اعتدالگرا” و فرماندهان سپاه- از اجرای برنامههایی که رشد اقتصادی را بر محور انباشت سرمایهها و ثروتآفرینی شخصی قرار داده است، مستقیم و غیرمستقیم، قانونی و غیرقانونی، بهرهمند شدهاند. این برنامههای اقتصادی خانمانبرانداز برای اکثریت مردم کشور، بر اساس نولیبرالیسم اقتصادی و با شکل اسلامی، از دورۀ بهاصطلاح “سازندگی” دولت هاشمی رفسنجانی مورد حمایت مستقیم “رهبری” و سران جناحها بوده است. از حزب مؤتلفه گرفته تا کاروان اصلاحطلبی-اعتدالگرایی، از جریانهای متصل به احمدی نژاد گرفته تا حسن روحانی و ابراهیم رئیسی، از نظریهپردازان اصولگرا مانند اسدالله بادامچیان و حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان گرفته تا اقتصاددانان اصلاحطلب مانند سعید لیلاز و موسی غنینژاد، و انواع نهادهای اثرگذار در تصمیمهای اقتصادی مانند اتاق بازرگانی، سازمان برنامه و بودجه، سازمان خصوصیسازی و جز اینها، همگی از هواداران و مُبلغان برنامههای اقتصادیای بودهاند که شالودهٔ آنها بر حفظ و گسترش منافع لایههای بالایی بورژوازی و جیرهخواران آنها بوده است، و نه بهبود زندگی اکثریت زحمتکش ایران.
بنابراین، به هیچ صورت نمیتوان حکومت جمهوری اسلامی ایران را به جریانهای موافق و مخالف اجرا شدن نولیبرالیسم اقتصادی تقسیم کرد. مجموع عناصر اصلی و اثرگذار در این “نظام” بر محور حاکمیت ولایت فقیه همگی موافق و مُجری این سیاستهای اقتصادی فاجعهآفرین برای مردم بودهاند و از اجرای آن بهرهمند شدهاند. از سوی دیگر، برای منافع راهبردی سرمایههای کلان مالی-تجاری بسیار قدرتمند در ایران، پیوند هرچه گستردهتر با شبکهٔ سرمایهداری جهانی، از جمله شبکهٔ بانکی، امری حیاتی است. لذا، برای جلب رضایت سرمایهٔ بینالمللی، محور اصلی سیاستهای کلان اقتصادی رژیم ولایی بر پایۀ نسخههای صندوق بینالمللی پول بنا شده است، که به معنای ضرورت ادامۀ تعدیلهای ساختاری، خصوصیسازیها، حذف یارانهها، آزادسازی قیمتها، پایین نگه داشتن ارزش نیروی کار، و کاهش هزینههای خدمات رفاه اجتماعی است.
مهم آنکه رأس “نظام”- علی خامنهای- بهرغم دلسوزی دروغین برای مردم و بیان ترهاتی مانند “اقتصاد مقاومتی” و ایجاد “اقتصاد قوی” در راستای “تمدنسازی نوین اسلامی” همواره از هستۀ اصلی برنامههای اقتصادی نولیبرالی مانند خصوصیسازیهای وسیع، آزادسازی قیمتها، ایجاد بازار کار انعطافپذیر، و سرکوب فعالیتها و تشکیلات صنفی حمایت کرده است. تداوم نظام سیاسی کنونی بر محور حکومت ولایت فقیه اکنون کاملاً به عملکرد اقتصاد سیاسی موجود و تقسیم بهشدّت ناعادلانهٔ ثروت اجتماعی در جامعه، و مناسبات تنگاتنگ بین هرم دستگاه سیاسی حکومت و لایههای فوقانی بورژوازی مالی-تجاری متکی است. همچنین، فساد و رانتخواری عاملی مهم و نهادینه شده در بده بستانها و مناسبات درونی “نظام” است که بدون آنها چرخۀ کسب ثروت شخصی و گروهی بر اساس سرمایههای کلان خصوصی و نیمهخصوصی از حرکت باز خواهد ماند. از این رو، نهتنها هیچگونه اصلاحات اقتصادی واقعی به نفع مردم در جمهوری اسلامی ایران با ساختاری که دارد امکانپذیر نیست، بلکه ادعاهایی مانند فسادزدایی و مبارزه با رانتخواری در چنین ساختاری صرفاً شعارهایی توخالی و فریبکارانهاند.
چهار دهه پس از شکست انقلاب ۵۷، که یکی از خواستهای آن ایجاد مبانی ضرور در راه برقراری عدالت اجتماعی بود، امروزه حاصل حکومت انحصاری استبدادی بر اساس “اسلام سیاسی” ادغام شده در برنامههای اقتصادی نولیبرالی، شکلگیری جامعهای زرسالار به سود قشری بسیارکوچک و بهشدّت ناعادلانه برای اکثریت مردم و محرومان است. بدین ترتیب، دیکتاتوری ولایی برای ادامهٔ بقای خود به همین صورت، در حالی که از پشتیبانی مردمی برخوردار نیست، جز ادامۀ خدعهگری دینی، سرکوب و به گلوله بستن مردم جان به لب رسیده، بازداشت و زندانی کردن معلمان و کارگران و فعالان اجتماعی به اتهام دروغین و پوسیدهٔ “ارتباط با جاسوسان خارجی” ابزار دیگری ندارد.
دستگاه تبلیغاتی-امنیتی و گفتمان سران رژیم ولایی، طبق روال معمول خود، عامل اصلی بحرانهای درونی خود را نه سیاستهای ضدمردمی خود، بلکه “دشمن” بیرون از مرزها، درگیریهای دیپلماتیک خود با سایر دولتهای جهان، و در نهایت، فعالیت “جاسوسان قدرتهای بیگانه” معرفی میکنند و بر این اساس، در جوّ امنیتی و هراسافکنی حاکم، به اتهامزنی به فعالان اجتماعی با هدف جلوگیری از هر گونه سازمانیابی جنبش مردمی متوسل میشوند. متأسفانه برخی جریانهای سیاسی نیز هستند که به شکلهای گوناگون، مستقیم و غیرمستقیم، بهجای حمایت از اعتراضهای بهحق مردم و یاری رساندن به سازماندهی و ارتقای سطح مبارزۀ جنبش مردمی، در عوض تضادهای خارجی و تحولات بینالمللی را عامل اصلی بحرانهای درونی معرفی میکنند و خواسته یا ناخواسته به رژیم ولایی یاری میرسانند، و چرخش به سوی این یا آن قدرت جهانی را راهحلی برای بحرانهای داخلی معرفی میکنند.
اما اکثریت مردم کشور به این آگاهی رسیدهاند که درست است که عامل خارجی و از جمله تحریمهای کمرشکن قدرتهای امپریالیستی زندگی را بر آنها دشوارتر کرده است، اما خود جمهوری اسلامی و رژیم ولایت فقیه است که سدّ اصلی در راه دگرگونیهای بنیادین و دموکراتیک برای بهبود زندگی مردم است، و تداوم این رژیم در تضاد با منافع مردم است. همچنین، دورهٔ تبلیغ و ترویج و تئوریبافی در مورد استحالهپذیر بودن جمهوری اسلامی ایران و تبدیل شدن رژیم ولایی به حکومتی عادلانه و مردمی دیگر سر آمده است، و شرکت در انتخابات نمایشی برای “انتخاب بین بد و بدتر” نیز مدتهاست در افکار عمومی بیاعتبار شده است. اخیراً دیده میشود که برخی جریانهای سیاسی زیر لوای “دفاع از حاکمیت ملی” با بزرگنمایی عامل خارجی، مبارزه با عامل خارجی را- و نه دیکتاتوری حاکم را- راهحل “مشکلات نظام” معرفی میکنند. این نیز بهانهای جدید برای کشاندن نیروهای سیاسی به سمت جانبداری از این یا آن جناح حکومتی شده است که یکی در ظاهر گرایش “به سوی غرب” (ضد روسیه و چین) و دیگری نگاه به “گردش به شرق” (ضد “استکبار” جهانی) دارد!
اما واقعیت آن است که همۀ جناحهای درون جمهوری اسلامی ایران در نهایت برای “حفظ نظام” بر محور ولایت فقیه، و در واقع حفظ منافع خودشان، با یکدیگر متحدند. تجربه نشان داده است که تکیه کردن به این یا آن جناح در درون “نظام”، اتکا به رقابت لایههای فوقانی بورژوازی بوروکراتیک و غارتگران حکومتی در درون هرم قدرت بر سر تأمین منافع خودشان، یا امید بستن به رقابتهای انتخاباتی بین این جناحهای حاکم، امکان ایجاد تغییرهای واقعی نداشته است و نخواهد داشت.
میتوان نتیجه گرفت که کورۀ “اسلام سیاسی” رو به خاموشی میرود و حکومت ولایی برای بقای خود با چنان بحرانهای عمیق اقتصادی-اجتماعی مواجه است که دیگر نمیتواند صرفاً با انجام تغییرهای شکلی و سرکوب خونین اعتراضها بهسهولت بحرانها را مدیریت کند، و از این رو، با ضرورت تصمیمگیریهای چالشبرانگیز داخلی و خارجی روبهرو شده است. در این شرایط، وظیفهٔ نیروهای ملی ترقیخواه و آزادیخواه است که با حمایت فعال خود از اعتراضهای کارگران، معلمان، کشاورزان، کارمندان، بازنشستگان، و همهٔ محرومان اجتماعی، و ایجاد پیوندهای واقعی و مؤثر با اعتراضهای مدنی و آزادیخواهانه، در راه حذف کامل حاکمیت مطلق ولایت فقیه بکوشند و کل حکومت را با تکیه بر جنبش مردمی به چالش بکشند و آن را در برابر خواستهای فوری مردم گامبهگام به عقبنشینی وادارند.
این روزها به مناسبهای گوناگون از همکاری و اقدام مشترک نیروهای سیاسی ملی و ترقیخواه در حمایت از جنبش مردمی و در مقابله با حکومت اسلامی ایران صحبت میشود که جای خوشحالی دارد. حزب تودهٔ ایران به سهم خود بار دیگر تأکید میکند که برای اعتلای جنبش مردمی کارآمد و طرد رژیم ولایت فقیه، به تدارک کارپایهای مشترک بر اساس برنامۀ حداقل مبارزاتی و آغاز گفتوگو و توافق بر سر خواستهای مشترک و بیدرنگ مطرح در بخشهای اصلی جامعه که خواهان تغییرهای بنیادی و دموکراتیک هستند، نیاز است. به نظر ما، چنین کارپایهای میتواند هدفهای زیر را در بر داشته باشد:
* حذف کامل حاکمیت مطلق ولایت فقیه؛
* توقف کامل برنامههای نولیبرالیسم اقتصادی در شئون اساسی اقتصاد کشور؛
* دفاع از حاکمیت ملّی و مخالفت با هر گونه مداخلهٔ خارجی در امور داخلی ایران؛
* آزادی همه زندانیان صنفی، سیاسی، و عقیدتی.
به نقل از «نامهٔ مردم»، شمارهٔ ۱۱۵۶، ۲ خرداد ۱۴۰۱
سرشت طبقاتی فاشیسم
سایت پولیتستروم
برگردان: آمادور نویدی
فهرست:
۱. چه زمانی و چگونه سرمایهداری به فاشیسم تبدیل میشود؟
۲. چه تفاوت کیفی بین دوره شکلگیری فاشیسمفاشیزاسیون(و فاشیسم وجود دارد؟ این تفاوت چگونه بوجود میآید؟
۳. چگونه فاشیسم موفق میشود و ما چگونه میتوانیم مانع از آن شویم؟
مورخان بورژوایی و مبلغان آنها جهت اسطوره سازی فاشیسم، هر مسیر ممکن و قابل تصوری را پیموده اند، تا از تعریف معناداری که بتواند منافع آنها را بخطر بیندازد، پرهیز کنند. آنها با تکذیب هر رویکرد طبقاتی، پیشینه اجتماعی و اقتصادی فاشیسم را نادیده میگیرند. آنها با خودداری از اهداف تاریخی، به عناصر ریز ایدئولوژی های تاریخی فاشیست مراجعه میکنند، و هر فلسفه ای را که دوست دارند ماهیت فاشیسم بنامند، از درون این خورجین ایده ها، گردآوری میکنند.
راجر گزیفین یک کارشناس تاریخ فاشیست است که اغلب به آن اشاره میشود، کسیکه بصیرت ماهرانه خودش را که فاشیسم اساسا تلاشی جهت « تغییر شکل» (یا، تولد دوباره) ملی برای حذف عناصر روبزوال زندگی مدرنست، تئوریزه کرده است. پیشرفت فاشیسم، همانگونه که گریفین آنرا شرح میدهد، نظیر نوگرایی یا مدرنیسم فرهنگی، سیاسی، و اقتصادیست.
استنتاج گریفین از تجزیه و تحلیل پچ پچهایی میآید که ایدئولوگهای فاشیست درمورد خودشان میگویند. کسانیکه پروژه فاشیستی را قهرمانانه در حال غلبه علیه نظم جهانی کهنه بتصویر می کشند.
نویسندگانی مانند آندریاس اُملند، اُمبرتو اکو واستانلی جی. پاین، ازشبوه هایی همانند گریفین استفاده میکنند. آنها سرشت اساسی فاشیسم را از نیات خودخوانده خودشان، زیبایی و لفاظی تهاجمی نتیجه گیری میکنند.
در برنامه آنها، واقعیت سیاسی فاشیسم در نهایت با راهپیماییهای رقت انگیز همراه با مشعل، علائم شیطانی و تشویقهای برتری گرایی مشخص میشود. این ایدئولوژی با اراده مردی قوی به نتیجه سیاسی رسیده است که تنها آرمانش پایه واساس نظم جدید است.
این نوع از پژوهش از نظر معنا هیچ کیفیتی واقعی از فاشیسم را ارائه نمیدهد، نه منشأ، و نه ترکیب داخلی آنرا روشن میکند. داستان آنها لکه تاریخی جوامع سرمایه داری را که در مرحله اول منجر به صعود فاشیسم شد را پنهان میکند! آنها قصد دارند ثابت کنند که فاشیسم بنوعی در تضاد با جامعه سلامت لیبرال است که نویسندگان به آن تعلق دارند. برای آنها، فاشیسم فقط بمعنای طغیان بیخبری و نارضایتی توده ای است. این دیکتاتوریهای توده پسند فقط یک تصادف ناگوار در تاریخ اند، و اگر فقط «ما مردم» مراقب باشیم نباید مجددا ظهور کنند.
گئورگی دیمیتروف با حرکت از هر تجزیه و تحلیل ایده آل، تعریف مارکسیستی بزرگی از فاشیسم بما ارائه داد و آن چیزی نیست بجز:
« دیکتاتوری علنی تروریستی از ارتجاعیترین، شوینیستیترین، و امپریالیستیترین عناصر سرمایه مالی …
فاشیسم نه قدرتیست که بالای طبقات ایستاده، و نه دولت خرده بورژوازی یا لومپن پرولتاریا بر سرمایه مالی.
فاشیسم خود قدرت سرمایه مالی است. فاشیسم یک سازمان انتقامجوی تروریستی علیه طبقه کارگر و بخش انقلابی دهقانی و روشنفکری است. فاشیسم در سیاست خارجی، وطنپرستی متعصب در وحشیانه ترین شکل آنست، که نفرت حیوانی را علیه ملل دیگر تحریک میکند ».
فاشیسم اوج همه گرایشات ثابت سرمایه داری در مرحله امپریالیستی آنست. این گرایش در هرکشور سرمایه داری با تعمیق بحرانهای آن، بارها بسوی فاشیسم رشد کرده است.
۱. چه زمانی و چگونه سرمایهداری به فاشیسم تبدیل میشود؟
شکلگیری دوران سرمایه داری از نظر اقتصادی با رقابت بازار آزاد مشخص شد و از نظر سیاسی با توسعه تاریخی پارلمانتاریسم توصیف گردید. از طریق مبارزه دمکراتیک بین گروههای گوناگون مالکان ثروتمند، منافع مشترک آنها هویدا گشت و درنتیجه به قانون تقدیس تبدیل شد. این نکات مشترک توافقات، که از موقعیت طبقاتی مشترک برفراز طبقات تحت ستم ظهور میکند، و آنها را قادر میسازد تا گردهم آیند و یک سیاست دولتی مشترک را به انجام برسانند. این قوانین بوسیله کمیته ای مشترک از سرمایه داران حاکم، متحدان و نمایندگان آنها، در خانه های آرام دمکراسی وضع شده اند که ما امروز به آنها احترام میگذاریم.
گذار سرمایه داری به نقطه اوج فاشیستی در زوال تدریجی این اصول بنیادی دمکراتیک نمایان میشود.
امپریالیسم، آخرین مرحله سرمایه داری، با موارد زیر مشخص میشود:
۱) تمرکز سرمایه در دستهای گروههای مالی انحصاری،
۲) حذف رقابت در بازار آزاد،
۳) تشدید مفرط تضادها بین کشورهای سرمایه داری.
این ویژگیها، که بطور آخرالزمانی خصومتآمیز و جهانشمول هستند، آشکار میکنند که چرا امپریالیسم آخرین مرحله سرمایه داریست.
در این مرحله است که فاشیزه شدن زندگی عمومی و سیاسی ظهور میکند. نقش نهادهای پارلمانی و دیگر سازمانهای نماینده دمکراسی کاهش می یابد. حتی اسامی احزاب نیز ارجاع های توخالی نسبت به گذشته ایده آل است. برنامه های باصطلاح رقبای سیاسی به ظاهر اپوزسیون در عمل منعکس کننده یکدیگرند. اختلافات آنها در زمینه فرهنگی منحل میشود. بحثهای رسمی سیاسی بصورتی کارتونی ساده شده و به انتشارات توجیهی جهت قدرت گسترده اجرایی کاهش می یابد. تصرف قدرت توسط فاشیستها حتی میتواند آشکارا با فراخوانی به دولتی موفق ابلاغ شود. عملکردهای سازمانهای نمایندگی مستقیما به خود دستگاههای اجرایی میرسد، و با بزرگترین مراکز انحصاری سرمایه ادغام میشود. این قدرتها هستند که سیاست عمومی را اداره میکنند.
بنابراین، دستگاه دولتی فرصتهای بی سابقه اهدا شده جهت سرکوب بیشتر طبقات استثمارشده است. این قدرت بیشتر به منافع بزرگترین انحصارات خدمت بهتری ارائه میدهد، خصوصا در طول بحرانهای اقتصادی، زمانیکه چنین اقدام مهم سیاسی بیشتراز هرچیزی مورد نیازست. موانع مادی روشن بین انحصار کورپوراتی(شرکتهای بزرگ) و دولت شروع به محو شدن میکنند، برای اینکه خود انحصارات نه تنها وظایف اقتصادی، تنظیم کننده و نظارتی، بلکه سیاست خارجی را نیز دیکته میکنند. دلبستگی به کسب سود بیشتر منجربه تشدید تضادها بین رقبای بین المللی میشود.
علاوه بر مهار و تضعیف قدرتهای نمایندگی و گسترش انحصار دولتی و کورپراتی در امور مالی صنعتی، توسعه فاشیسم با تقویت قدرت نهادهای سرکوب مشخص میشود. جهت سرکوب بیان و نارضایتی های خطرناک پرولتاریا و خرده بورژوازی که توسط بیزنس های بزرگ نامحدود غارت شده اند، سیستمی مملو از پلیس نظامی شده گردهم جمع شده اند.
نیروهای بورژوایی که بدنبال حذف نارضایتیهای کارگران از شرایط زندگی خودشان هستند، جهت تحریک احساسات مشترک «منافع ملی» کار میکنند. این تقلیدی ساختگی از یک هدف مشترک واقعی است، مانند وحدت نژادی، که از پیوند اجتماعی تقلید میکند تا فقرا را به ثروتمندان وصل کند. این حقیقت دارد که جنگهای پیروزمندانه، بنفع هردو، خدمتکار و ارباب است، حتی اگر در موقعیت نابرابر باشند، اما لفاظیهای ناسیونالیستی در سیاست، نشانگر نیاز (سرمایه دار) به همکاری بین طبقات جهت حفظ وحدت سیاسی در موقعیت خطرناک میباشد.
یکی از عناصر حیاتی پروژه فاشیسم جهت انسجام اجتماعی، میلیتاریزه کردن اقتصاد و زندگی عمومی است. این امر در ظاهر جهت آمادگی برای جنگ انجام میگیرد. این جنگها اغلب همزمان در درون کشور، علیه گروهای نژادی یا سیاسی معین، و بدون آن صورت میپذیرند. یک سرمایه داری در شُرُف مرگ، همه مشکلاتش را با جنگهای پیروزمندانه حل میکند.
بنابراین، فاشیزاسیون تمایل جهانی جامعه سرمایه داری انحصاریست. توسعه این تمایل ماهیتا در هر رژیم امپریالیستی مبنی بر مالکیت خصوصی پدیدار میشود. هرکشوری را که ما در جهان بررسی کنیم، میتوانیم فاشیزاسیون را در مراحل مختلف توسعه آن ببینیم.
در هر جاییکه نمایندگی دمکراسی کارآیی حاکمیت خود را از دست میدهد، میلیتاریسم فراگیر حکمفرما میشود، استثمار فراینده ای از جمعیت کارگر وجود دارد، و جهت سرکوب مخالفان، یکجانبهگرایی در قدرت پلیس تقویت میشود. و همه اینها پروسه عینی در سازماندهی اجتماعی شرایط مادی است که منشأ آن روابط اقتصادی سرمایه داری است.
شورای سازماندهی کارگران نفت: اعتراضات ما مردم علیه سونامی گرانی بر حق است
سونامی و موج عظیم گرانیهای کمرشکن، درد مشترک همه ما کارگران، معلمان، بازنشستگان و همه بخشهای مردمی است.
دستمزدهای چندین بار زیر خط فقر زندگی بخش عظیمی از ما کارگران و ما مردم را به نابودی کشانده است.
در یک چنین شرایطی میبینیم که همکاران قرارداد موقت و قرارداد معین ما در نفت و کارگران شاغل در دستگاههای دولتی که قاعدتاً باید مشمول قانون کار باشند، افزایش ۵۷ درصدی دستمزد مصوب شورای عالی کار که خود چند بار زیر خط فقر است، شامل حالشان نمیشود و گفته شده مزد آنها فقط ده درصد افزایش خواهد داشت.
از سوی دیگر همین مشکلات دامنگیر بازنشستگان هم هست. اجرای طرح همسانسازی و متناسبسازی با هزار دستانداز روبرو شده و انسانهایی که سالها کار کرده و الان باید در آسایش زندگی بگذرانند امروز نگران بهدست آوردن لقمه نانی هستند.
معلمان نیز با همین مشکلات دست و پنجه نرم میکنند. اجرای طرح رتبهبندی به طرح سرهمبندی شده و سردواندن معلمان تبدیل شده است و این لیست بسیار است.
همه ما به دستمزدهای زیر خط فقر اعتراض داریم، به ویژه اکنون با چندین برابر شدن قیمتها حتی تهیه نان خالی هم برای ما کارگران و ما مردم با مشکل روبروست.
محرومیت از اولیهترین بیمههای اجتماعی چون درمان رایگان و تحصیل رایگان و تسهیلات لازم برای داشتن مسکن نیز وضع را بهشدت بحرانی کرده است.
در این شرایط است که مردم شهر به شهر به خیابان آمده و فریاد اعتراضشان به گرانیها و سونامی گرانی بلند است.
این فریاد همه ما مردم به بساط مافیایی سیستم حاکم است.
اعتراضات مردم در کف خیابان، اعتراضات معلمان و بازنشستگان و بخشهای مختلف معترض جامعه، اعتراض ما کارگران پروژهای و پیمانی نفت نیز هست و بنابراین از این اعتراضات قاطعانه حمایت و پشتیبانی میکنیم و همصدا با مردم معترض و با فریاد معیشت، منزلت، حق مسلم ماست، پیگیر مطالباتمان هستیم.
از همین رو ما همانطور که قبلاً نیز اعلام کردهایم خواستهای معلمان خواستهای همه ما کارگران و ما مردم است و قاطعانه از اعتراضات آنها پشتیبانی میکنیم و اعتراض شدید خود را به تشدید فشارهای امنیتی بر روی معلمان عزیز و دستگیریها و ادامه بازداشت معلمان دربند اعلام میکنیم و بهشدت نگران وضع معلم گرامی اسماعیل عبدی هستیم. باید اسماعیل عبدی، تمامی معلمان و کارگران عزیز زندانی و همه زندانیان سیاسی فوراً و بدون وقفه و بدون هیچ قید و شرطی آزاد شوند.
ما به عنوان مطالباتی فوری بار دیگر تأکید میکنیم که باید دستمزدهایمان بی هیچ بهانهای مطابق با ارقام درخواستی اعلام شدهمان افزایش یابد و مزد هیچ کارگری و هیچ فردی نباید کمتر از ۱۶ میلیون باشد. ۲۰ روز کار و ده روز استراحت حق مسلم ماست.
ما برده نیستیم؛ دست پیمانکاران از سر ما و از سفره ما کارگران نفت باید کوتاه شود و قوانین بردهوار مناطق ویژه اقتصادی و مناطق آزاد تجاری لغو شوند.
ما کارگران پیمانی نفت همراه با مردم معترض به گرانیها اعلام میکنیم که هزینه گرانیها را دولت باید بپردازد. تحمل این وضعیت غیر ممکن است و جز اعتراض و مبارزه راهی در مقابل ما کارگران و ما مردم باقی نمانده است.
این بربریت و بردگی باید پایان پیدا کند. همین الان و فوری باید به کالاهای اساسی مورد نیاز ما مردم سوبسید پرداخت شود تا بتوانیم نفس بکشیم. بیمه درمانی و تحصیل رایگان و داشتن مسکن حق همه ما مردم است و باید فوراً اجرایی شود. در عین حال ما این سرکوبگریها را بر نمیتابیم و باید به امنیتی کردن مبارزات پایان داده شود. حق تشکل، حق اعتراض و تجمع حقوق پایهای ماست.
در آخر خطابمان به همه کارگران، معلمان و بخشهای مختلف هم طبقهای خودمان و مردمی که از فقر و گرسنگی به امان آمده است اینست که بیایید تا بر محور مشترک این مطالبات همراه یکدیگر شویم و از مبارزات یکدیگر حمایت و پشتیبانی کنیم. به بازنشسته عزیز اطمینان دهیم که در یکشنبههای اعتراضی همراهش هستیم و همه با هم یکصدا اعلام کنیم:
«فقط کف خیابون بهدست میاد حقمون» «معیشت، منزلت حق مسلم ماست»
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت ۲۷ اردیبهشت
اطلاعیۀ حزب تودۀ ایران خیزش توده های محروم در شهرهای مختلف در اعتراض به سیاست های ضدمردمی حکومت جمهوری اسلامی:0 «مرگ بر گرانی»، «مرگ بر خامنهای»، «مرگ بر رئیسی»
همزمان با تصمیم رژیم ضدمردمی برای افزایش بهای مرغ، تخم مرغ و لبنیات اعتراض های گستردۀ مردمی در روز پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت در شهرهای مختلف کشور آغاز شد که با یورش وحشیانه نیروهای انتظامی رژیم و قطع اینترنت و مختل کردن سیستم تلفن های همراه رو به رو گردید. روز پنجشنبه “ستاد تنظیم بازار” در اطلاعیهای با اعلام اینکه از امروز، بهای مرغ، تخممرغ و لبنیات تحت عنوان “اصلاح و متناسبسازی قیمت” افزایش پیدا میکند
از جمله اعلام کرد که به پیشنهاد “سازمان حمایت از مصرفکنندگان و تولیدکنندگان” و تصویب “ستاد تنظیم بازار”، سقف قیمت کالاهای مذکور تعیین و به واحدهای صنفی ابلاغ شده که از روز پنجشنبه، امروز، “به تدریج مجاز به اعمال قیمتهای جدید هستند.” بر اساس گزارش های منتشر شده از مصوبات قرارگاه امنیت غذایی وزارت جهاد کشاورزی که رسانههای ایران روز پنجشنبه منتشر کردهاند، قیمت هر کیلوگرم مرغ برای مصرفکننده پس از حذف ارز ترجیحی نهادههای تولیدی با رشد بیش از ۱۰۶ درصد نسبت به قیمت مصوب پیشین ۶۴ هزار تومان تعیین شده است. همچنین قیمت هر شانه تخممرغ دو کیلوگرمی نیز با افزایش دو برابری نسبت به نرخ مصوب پیشین به ۹۶ هزار تومان میرسد. لازم به تذکر است که بر اساس گزارش “ایرنا”، پاسدار حسین سلامی، فرمانده سپاه در سخنانی که روز پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت در مشهد در “آیین پایانی سومین جشنواره سراسری اسوه بسیج در مشهد” ایراد کرد، از جمله گفت: ” در حال پیشروی هستیم و در بیرون راهها را بر دشمن بستهایم و در درون، قدرتمند و در حال جراحی اقتصادیم که سختیهایی دارد و در این راه، بسیج باید به کمک [سرکوب] مردم بشتابد.”
بر اساس گزارش های متعددی که در شبکه های اجتماعی منتشر شده است مردم در شهرهای شهرکرد، اندیمشک، ایذه، جراحی، دورود، اهواز و جونقان در اعتراض به این گرانی ها به خیابان آمدند. بر اساس همین گزارش ها اعتراض های مردمی با ورود نیروی انتظامی و امنیتی و استفاده آنها از گاز اشک آور، ضرب و شتم مردم و شلیک تیر هوایی به خشونت کشیده شد. همچنین بر اساس گزارش های تأیید نشده ای مأموران امنیتی رژیم ده ها تن از اعتراض کننده گان در شهرهای مختلف را دستگیر و به محل نامعلومی انتقال داده اند.
مردم جان به لب رسیده از ظلم حکومت مداران و فشارهای فزایندۀ اقتصادی که میلیون ها شهروند را به زیستن زیر خط فقر مجبور کرده است با سر دادن شعارهایی از جمله “رئیسی حیا کن ممکت را رها کن”، “مرگ بر گرانی”، “مرگ بر خامنهای”، “مرگ بر رئیسی” و “رئیسی دروغگو، حاصل وعدههات کو” نسبت به افزایش افسارگسیخته قیمتها اعتراض کردند.
حزب تودۀ ایران ضمن محکوم کردن سیاست های ضد مردمی رژیم ولایت فقیه و سرکوب خشن و خونین اعتراض های مردم جان به لب رسیده از فقر و محرومیت و ظلم فزاینده دستگاه ها و نهادهای حکومت جمهوری اسلامی از همه نیروهای مترقی ایران و جهان می خواهد تا صدای اعتراض خود را برضد سرکوبگری های رژیم بلند کنند و خواهان متوقف کردن فوری افزایش قیمت ها اعمال شده گردند.
حزب تودۀ ایران
۲۳ اردیبهشت
ایستادگی و خروش در ایران؛ کشته شدن یک تن در دزفول
خبری که روز گذشته در شبکه های اجتماعی در ارتباط با کشته شدن یکی از معترضان در اندیمشک منتشر شد بود، روز شنبه تائید شد. روز جمعه تصویری از یک معترض به نام امید سلطانی در شبکه های اجتماعی منتشر شد و گزارش شد که وی در تاریخ ۲۲ اردیبهشت بر اثر شلیک نیروهای سرکوبگر در اندیمشک جان باخته است.
نماینده دزفول در مجلس با تایید کشته شدن یک معترض خیابانی در تجمعات اخیر خوزستان گفت که این فرد از اهالی شهرستان اندیمشک بوده است.
سید احمد آوایی روز شنبه ۲۴ اردیبهشت به ایلنا گفت، فردی که در تجمعات اخیر در خوزستان کشته شده اهل شهرستان دزفول نبوده و شهروند اندیمشکی بوده است.
روز شنبه ده ها ویدئو در شبکه های اجتماعی منتشر شد که نشان می دهد اعتراضات مردم علیه گرانی ها، و حکومت به شهرهای بیشتری گسترش یافته است. ویدئوهایی که در کانال تلگرامی اخبار روز منتشر شده حاکی از اعتراض ها و ناآرامی ها از جمله در شهرهای اردبیل، خرم آباد، اندیمشک، ایرانشهر، رشت، بروجرد، شاهین شهر، لرستان، دهدشت، اصفهان، یزد، چلیچه، فارسان، دهدشت و پردنجان است. شعار علیه گرانی، خامنه ای و رئیسی در اجتماعات اعتراضی مردم شنیده می شد.
بر اساس فیلمهای منتشرشده، نیروهای امنیتی در شهر دورود در استان لرستان بارها به سمت مردم شلیک کردند. در ویدیوهایی که از اعتراضهای بروجرود در استان لرستان منتشر شده نیز ماموران و نیروهای امنیتی با باتوم و گاز اشکآور به مردم حمله میکنند.
بر طبق این گزارش ها روز جمعه در شهر رشت، جوانان به اعتراضات پیوستند و جمعه شب به خیابان آمدند. در سطح شهر جو امنیتی و سرکوبگرانه حاکم است و سرکوبگران با مردم که علیه گرانی شعار می دادند، درگیر شدند. در بسیاری از شهرهای دیگر صدای تیراندازی به گوش رسیده و واحدهای ضدشورش به مقابله با معترضان برخاسته اند.
مقامات جمهوری اسلامی تا روز جمعه فقط بازداشت ۲۲ نفر از معترضان در شهرهای مختلف ایران را تایید کردهاند. از شمار بازداشتیهای احتمالی روز جمعه و شنبه هنوز گزارشی رسمی منتشر نشده است. برخی از رسانه ها اسامی ده ها تن از افرادی را که فقط در سوسنگرد، شاور کرخه و اهواز بازداشت شده اند، منتشر کرده اند.
زمزمه ی دور جدید اعتراضات از بیست روز پیش همزمان با اعلام دولت مبنی بر قطع یارانه آرد برای صنایع غذایی و همچنین نانهای فانتزی آغاز شد.
به گفته دستاندرکاران نانواییهای نان فانتزی، قیمت آرد برای آنها حدودا ۱۰ برابر گرانتر شده است.
مساله گرانیها در هفته جاری ادامه یافت و در روز پنجشنبه دولت رسما بهای مرغ، تخم مرغ و لبنیات را افزایش داد.
بر اساس تصاویری تایید نشده از مصوبات قرارگاه امنیت غذایی وزارت جهاد کشاورزی که رسانههای ایران روز پنجشنبه منتشر کردهاند، قیمت هر کیلوگرم مرغ برای مصرفکننده پس از حذف ارز ترجیحی نهادههای تولیدی با رشد بیش از ۱۰۶ درصد نسبت به قیمت مصوب پیشین ۶۴ هزار تومان تعیین شده است.
همچنین قیمت هر شانه تخممرغ دو کیلوگرمی نیز با افزایش دو برابری نسبت به نرخ مصوب پیشین به ۹۶ هزار تومان میرسد.
از صبح روز شنبه پیامهایی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است حاکی از این که اینترنت موبایل در چند شهر از جمله زاهدان و بهبهان ضعیف یا به طور کامل قطع شده است.
ویدیوهایی که شنبه ۲۴ اردیبهشت، از شهر لردگان در استان چهارمحال و بختیاری در شبکههای اجتماعی منتشر شده فضای شدیدا امنیتی و تبدیل شدن مدرسهای به مقری امنیتی برای سرکوب معترضان در این شهر را نشان میدهد. ماموران امنیتی این مدرسه را به قرارگاه و خوابگاه تبدیل کرده اند. در تهران، تبریز، سنندج، هفشجان، شهر کرد،سورشجان، دهدشت، خرم آباد ماموران امنیتی در خیابان ها مستقر شده اند. در فیلم هایی که از تبریز، فردیس کرج، سنندج، شهرکرد منتشر شده حضور یگان های ویژه ضد شورش در خیابان های اصلی و چهار راه ها دیده می شوند. در برخی گزارش ها گفته می شود در هفشجان ماموران امنیتی مستقیما به سوی مردم تیراندازی کرده اند. تصاویری از تیراندازی ماموران امنیتی به معترضان در شبکه های اجتماعی منتشر شده است.
مردم حکومت، دولت و رهبر جمهوری اسلامی را مسئول وضعیت می دانند و این در شعارهای معترضان بازتاب دارد. در این چند روز در ده ها شهر کشور مردم معترض با سر دادن شعارهایی از جمله “رئیسی حیا کن ممکت را رها کن”، “مرگ بر گرانی”، “مرگ بر خامنهای”، “مرگ بر رئیسی”، توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه”، “نیروی انتظامی تو که سپاهی نیستی” و “رئیسی دروغگو، حاصل وعدههات کو”، “نترسید، نترسید، ما همه باهم هستیم” نسبت به افزایش افسارگسیخته قیمتها اعتراض کرده اند.